انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه پروژه

انجام پایان نامه | بررسی رابطه دینداری با طلاق بین زنان

 

پایان نامه


چکیده
پژوهش حاضر با عنوان «بررسی رابطه دینداری با طلاق بین زنان شهر تهران» با هدف بررسی تاثیر برخی عوامل بر طلاق صورت گرفت.
طرح پژوهش در این تحقیق توصیف نمی‌باشد. جامعه آماری متشکل از 60 زن شهر تهران می‌باشد و به روش تصادفی، با در نظر گرفتن تمایل آزمودنیها برای شرکت در آزمون انتخاب گردیده‌اند.
ابزار پژوهش شامل پرسشنامه معبد می‌باشد.
جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل واریانس چند راهه (Anoua) استفاده شد، تحلیل نتایج نشان داد:

کلید واژه:
جهت گیری دینی: Religious orientation
طلاق: Piuorce





فصل اول
 
مقدمه
نقش دین در رابطه با بهداشت و شفا از قرون بسیار دور شناخته شده است. در طول هزاران سال دین و پزشکی در مداوا و کاهش رنجهای انسان شریک یکدیگر بوده‌اند (ساچمن و ماتیوز، 1998) متخصصان بهداشت روانی نیاز دارند که از اثرات مثبت دین آگاه شوند. تئوریهای آسیب شناختی و روان درمانی سکولار هستند و به دین به عنوان عاملی برای سلامت نپرداخته‌اند. در حقیقت در سالهای ابتدایی دین را به عنوان یک عامل ضد‌بهداشتی معرفی کردند. در حالیکه فقط دین بیرونی است که با جنبه‌های ناسالم زندگی ارتباط دارد ولی دین درونی شده و اعتقادات قلبی و واقعی به طور موثر و مثبتی بر بهداشت روان اثر می‌گذارد (نیکویی، 1383)
طلاق را از مهمترین پدیده‌های حیات انسانی تلقی می‌کنند. این پدیده دارای اضلاعی به تعداد تمامی جوانب و اضلاع جامعه انسانی است. نخست یک پدیده روانی است زیرا بر تعادل نه‌تنها انسانها- بلکه فرزندان، بستگان، دوستان‌و نزدیکان آنان اثر می‌گذارد. در‌ثانی پدیده‌ای است اقتصادی «چه» به گسست خانواده به عنوان یک واحد اقتصادی می‌انجامد و ایجاد تعادل روانی انسانها، موجبات بروز اثراتی سهمگین در حیات اقتصادی آنان نیز فراهم می‌سازد. گذشته از این، طلاق پدیده‌ایست موثر بر تمامی جوانب جمیعت در یک جامعه، زیرا از طرفی بر کمیت جمعیت اثر می‌نهد. چون تنها واحد مشروع و اساسی تولید مثل یعنی خانواده را از هم می‌پاشد، از طرف دیگر بر کیفیت جمعیت اثر دارد. چون موجب می‌شود فرزندانی ؟؟؟؟؟؟ از منتهای خانواده تحویل‌جامعه گردند، که به احتمال زیاد فاقد شرایط لازم در راه احراز مقام شهروندی یک جامعه‌اند. (ساروخانی، 1372).    
طلاق همان گونه که یک پدیده اجتماعی است و در راه شناخت آن به علل و عوامل اجتماعی باید پرداخت یک پدیده روانشناختی یا بهتر (روانشناختی- جامعه شناختی) نیز‌هست. باید از طریق آموزش، حساس‌سازی انسان‌ها، آگاه سازی آنان و در نهایت ایجاد همدلی چنان کرد که حتی نام طلاق، زشت باشد انسان را ناخوش آید و دل را آزار دهد.
حراست از میثاق مقدس زوجیت، هدفی پاک و بزرگ است، چه برای سعادت انسانها، چه برای جامعه، در کشاکش گردونه زندگی، آنانی باقی می‌مانند که رشته‌های پیوند خانوادگی آنان مستکم‌تر است. در سختیهای زندگی تنها خانواده پیام آور جاودان محبت و حمایت است و آنان که به دیگر نهادها دل خوش کنند، با شکست روبرو می‌شوند (ساروخانی، 1374).
 
بیان مسئله
در بین تمام نهادها، سازمانها و موسسات اجتماعی خانواده نقش و اهمیتی خاص دارد، تمامی آنان که در باب سازمان جامعه اندیشیده‌اند، همه مصلحین و اندیشمندان بر خانواده و اهمیت حیاتی آن بر جامعه، تاکید ورزیده‌اند. بدرستی هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند ادعای سلامت کند چنانچه از خانواده‌های سالم برخوردار نباشد، باز بی هیچ شبهه هیچ یک از آسیبهای اجتماعی نیست که فارغ از تاثیر خانواده پدید آمده باشد (ساروخانی، 1370) با توجه به اهمیتی که جوامع امروزی برای تداوم و بقاء خانواده و سلامت بهداشت روانی افراد جامعه قائل است بررسی مشکلات و عواملی که منجر به زوال خانواده و سرانجام ریشه دار شدن این مشکلات که منجر به جدایی می‌گردد ضروری بنظر می‌رسد.
تحقیقات انجام شده در خصوص خانواده تا سال 1970 حول محور طلاق و اثرات روانی و اجتماعی آن بر روی اعضای خانواده بوده است و در این میان نقش دین به عنوان یک عامل مهم‌قابل توجه است. تا سالهای اخیر معمولا نقش دین در بررسی‌های مربوط به خانواده و رضایتمندی زناشویی نادیده گرفته شده است. (غباری بناب، 1380) (به نقل از نیکویی).
گیلن  و پوز (1988) هم چنان اسپروسگی  و هاگستون  (1978) نشان داده‌اند افرادی که برای مدت طولانی با هم زندگی می‌کنند دین را به عنوان مهمترین عامل رضایت مندی در زندگی‌تلقی می‌کنند. جریگان  و‌ناک بعد از‌بررسی تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که دین مهمترین عامل ثابت و پایداری در ازدواج است (همان منبع).    
کیم و دیگران (2004) به این نتیجه رسیدند دین با هیجانات مثبت مثل خوش خلقی، مهربانی، اعتماد به نفس، توجه و آرامش رابطه مثبت دارد.
شرکات (2004) بعد از بررسی تحقیقات خود به این نتیجه رسید که اختلاف دینی در خانواده‌ها موجب بروز مشکلات برای ازدواج می‌شود که منجر به کاهش رضایت مندی و افزایش تعارضات زناشویی و طلاق می‌شود.
 
اهمیت و ضرورت پژوهش
اهمیت باورها و نهادهای دینی بر انسان و زندگی فردی و اجتماعی او کاملا آشکار است. این به شکلهای مختلف در هر فرهنگ شناخت شده‌ای وجود دارد معمولا نقش اصلی و‌اغلب محوری را‌در زندگی افراد آن‌بازی می‌کند. بسیاری از مردم دنیا امروزه خود را‌دیندار می‌دانند و‌انگیزه‌های دینی، در شکل گیری حرکتهای اجتماعی و سیاسی معاصر مشهود است. (آرین، 1378).
اخیرا پژوهشهای متعددی در مورد اثر دین بر سلامت روان انجام شده است، نتایج تحقیقات نشان دهنده اثر مثبت بر سازگاری و بهداشت روانی و اثر کاهنده دین بر علائم بیماری بوده است (گری و همکاران، 1990) آلن برگین (1992) یکی دیگر از محققین است که طی پژوهشهای ده ساله (1991- 1980) با عنوان کردن نقش ارزشها در روان‌درمانی و‌ارتباط آن‌با بهداشت‌روانی شخصا‌به ضرورت‌بکارگیری موضوعات ارزشی و دینی در آموزشهای بالینی و آموزش بیماران مشخصا تاکید می‌کند. او در سال 1980 چنین ادعا کرد که به عنوان یک روان شناس نمی‌خواهد از مذاهب متعارف و سازمان یافته بعنوان فرآیند کلی حمایت کند ولی از تئوریهایی که بخشی از زندگی دینی هستند و دارای بیشترین منابع بهداشتی می‌باشند حمایت می‌نماید. او همچنین می‌گوید: اعتقاد دینی که مبنی‌بر علوم روان شناختی هستند دارای تاثیراتی بر ساختار اجتماعی می‌باشند. (برمر، آبریگو، شوسترم، 1993) خانواده اساسا کانون کمک، تسکین، التیام و شفا بخشی است، کانونی است که باید فشارهای روانی وارد شده بر اعضا‌خود را تخفیف‌دهد و راه رشد و شکوفایی آنها را هموار کند، اگر خانواده محیط سالم و‌سازنده‌ای برای اعضا خود باشد و نیازهای جسمانی و روانی آنها را برآورده کند کمتر ممکن است به نهادهای درمانی خارج از خانواده احتیاج پیدا کند. (ثنایی، 1375)
معمولا خانواده سالم افراد سالم را تحویل اجتماعی می‌دهد و خانواده ناسالم موجب بروز مسائل فراوانی در سطح جامعه خواهد شد و اگر سعی در بهبود و پیشرفت خانواده نشود، مشکلات اجتماعی روز به روز بیشتر خواهد شد. (ستیر، 1373)
نگاهی به آمار فزاینده طلاق در جوامع مختلف و بویژه در کشور ما در سالها اخیر لزوم توجه بیش از حد به عوامل زمینه ساز طلاق و نحوه مقابله موثر با پدیده شوم طلاق را آشکارتر می‌سازد.
طلاق، آفتی اجتماعی است و هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند نسبت به آن بی توجه بماند: هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند ادعای سلامت کند. اگر از خانواده‌هایی استوار برخوردار نباشد. هرگز هدف این نیست که قوانین در حذف طلاق وضع شود، طلاق هست. همانگونه که جامعه هست و ارتباطات انسانی هست. هرگز نمی‌توان تصور کرد که تمامی ارتباطات انسانی‌برجا می‌ماند و‌هرگز هیچ‌ارتباطی آسیب نبیند، اما جامعه باید در اندیشه کاستن از تعداد طلاق باشد. بیان زیبای پیامبر اکرم (ص) را به یاد آوریم: «انعبض الاشیاء عندی الطلاق» «بدترین امور برای من طلاق است.»   
اگر جامعه‌ای به سوی افزایش طلاق رود، بی هیچ شبهه، در آستانه بحران قرار دارد. بدین سان به درستی می‌توان گفت: میزان طلاق، نشانه دقیق سلامت یا بیماری جامعه است. (ساروخانی، 1374).
از حیث نظری یا عملی بحث و تحقیق کند. بلکه فقط می‌خواهد راهبردی عملی جهت کشف و درک رابطه دینداری با میزان طلاق افراد مذهبی در مقایسه با افرادی که از این نظر در سطح پایین قرار دارند، ارائه نماید. (ابراهیمی، 1386)
 
فرضیه پژوهش
در این پژوهش فرض بر این است که بین دینداری و میزان طلاق زنان رابطه وجود دارد.  
متغیر مستقل
متغیری است که توسط پژوهشگر دستکاری یا انتخاب می‌شود تا تایید و رابطه آن با متغیر دیگری اندازه گیری شود. (دلاور، 1376)
در پژوهش حاضر متغیر مستقل دینداری می‌باشد.  
تغییر وابسته
متغیری که مشاهده یا اندازه گیری می‌شود تا تاثیر متغیر مستقل بر آن معلوم گردد. (دلاور، 1376) در پژوهش حاضر میزان طلاق متغیر وابسته می‌باشد.  
تغییر کنترل
گاهی اوقات در یک پژوهش آزمایشی متغیرهایی دریافت می‌شود که تاثیر برخی از آنها در تعیین رابطه بین متغیرهای مستقل و وابسته باید خنثی یا ثابت نگه داشته شوند. این متغیرها که تاثیر آنها باید خنثی یا حذف شود متغیر کنترل نامیده می‌شود. (دلاور، 1376)
در این پژوهش متغیر کنترل عبارتند از:
سن: کلیه آزمودنیها در مقطع سنی 20 الی 35 سال قرار دارند.
تحصیلات: کلیه آزمودنیها دارای تحصیلات سیکل تا فوق لیسانس می‌باشند.
تعریف عملیاتی دینداری
میزان شدت یا ضعف ارتباط معنوی انسان با قدرت ماوراء الطبیعه (در عمل) که در این پژوهش از طریق پرسشنامه معبد گلزاری سنجیده شده است.
تعریف عملیاتی طلاق
 







فصل اول
 
تعریف دین
دین‌عقاید و دستورهای عملی و اخلاقی است که پیغمبران از طرف خدا برای راهنمایی و هدایت بشر آورده‌اند. (طباطبایی، 1370)
دانستن این عقاید و انجام این دستورها سبب خوشبختی انسان در دو جهان است. (طباطبایی، 1370) اگر ما دیندار باشیم و از دستورهای خدا و پیغمبر اطاعت کنیم در این دنیای گذرا خوشبخت و در زندگی جاوید و بی پایان جهان دیگر هم سعادتمند خواهیم بود. (طباطبایی، 1370)
«ان الذین آمنوا والذین هادوالصائبین و النصاری من آمن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم.» (سوره بقره، آیه 62)
از میان کسانی که مسلمان یا یهودی یا نصرانی نامیده می‌شوند، آنان که براستی به خدا و روز حیات ایمان آورده‌اند و عمل شایسته دارند پیش خدا دارای پاداش نیک خواهند بود.
تعریف واژه دین در فرهنگ آکسفورد یک دید کلی می‌دهد و بیشتر تعریف دقیقی از دین‌خود کامه است در فرهنگ یاد شده این عبارت است از شناسایی یک قدرت نامرئی برتر که بر‌سرنوشت انسان تسلط داشته و واجب الاحترام و اطاعت می‌باشد. (جمالی، 1381 به نقل از فروم).   
سید قطب می‌گوید: دین به معنای راه است راهی که به سوی سعادت و هدف نهایی انسان همان رسیدن به سعادت است. (جمالی، 1381 به نقل از طباطبایی)
ویلیام جیمز در کتاب دین و روان، دین را عبارت از نظم نامرئی موجود در جهان می‌داند که وظیفه‌ی انسان هماهنگی با این نظم است. او در بررسی‌های خود چیزی مشترک را‌در ادیان‌مختلف یافت که آن رهایی از ناراحتی و دست یابی به آرامش بود.
به نظر یونگ دین به میزان قابل ملاحظه‌‌ای جنبه‌ی روان شناختی دارد. یونگ دین را با توجه ریشه‌ی لاتینی آن عبارت از تفکر از روی وجدان می‌داند (جمالی، 1381)
کلمه دین در زبان عربی اشاره دارد به علاقه و ارتباط میان دو طرف که یکی از دو طرف، طرف مقابل را بزرگ می‌دارد و طرف دیگر در برابر طرف مقابل خاضع است. اگر طرف اول به کلمه «دین» وصف گردد: «دین» عبارت از خضوع و انقیاد می‌باشد و اگر طرف دوم به کلمه دین وصف شود، دین به مفهوم فرمان و سلطه و حکم و الزام خواهد بود و چنانچه رشته ارتباط، یعنی وجه جامع میان هر دو طرف بوسیله کلمه دین در نظر باشد، دین عبارت است از قانونی که این علاقه و ارتباط را سازمان می‌دهد و یا عبارت از مظهر و نموداری است که بیانگر علاقه و ارتباط باشد. (محمد راز، 1376)
واژه‌دین در‌لغت به معناهای گوناگون‌از جمله: اجزاء اطاعت، قهر‌و غلبه، انقیاد، خضوع، پیروی و مانند آنها آمده است. در قرآن کریم نیز آیاتی وجود دارد که از آنها معنای جزا، شریعت، قانون و طاعت و بندگی استنباط می‌شود. (علیزاده، 1371)
دو معنی برای دین در تاریخ ادیان
کلمه دین که در تاریخ ادیان به کار می‌رود فقط دارای دو معنا است:
1. همان حالت روانی  که ما از آن به تدین  تعبیر می‌کنیم.
2. همان حقیقت و واقعیت عینی  که می‌توان در عادات معمولی، یا آثار جاوید و به جای مانده مراجعه کرد و آن عبارت از مجموعه‌ای از اصول و مبانی است که هر امتی در اعتقاد و عمل بدانها پایبند است.
این معنی بیش از معنای نخست در مفهوم دین دارای کاربرد می‌باشد. (محمد راز، 1376).
در هر صورت در مورد دین دامنه‌ای از تعاریف متفاوت داریم:
مرحوم علامه طباطبایی دین را اینگونه تعریف می‌کند: دین مجموعه از معارف مربوط به حقیقت انسان و جهان و مقدرات متناسب با آن است که در سیر زندگی مورد عمل قرار می‌گیرد. در این مجموعه بایدهای فقهی و اخلاقی قرار دارد که انسان متدین و تسلیم در برابر آنها، که این تسلیم زاییده‌ی اعتقاد پاک و شناخت حقیقت انسان و جهان است، الزامها و بایدهای یاد شده را در میان خود و افعال اختیاریش واسطه قرار می‌دهد تا با این وسیله به کمال شایسته خود راه یابد (طباطبایی، تفسیر المیزان).
هیوم دین را عبارت از آن جنبه تجربیات، افکار، احساسات و فعالیتهای فرد می‌داند که بوسیله آن تلاش دارد در ارتباط با آنچه که خود مقدس و الهی می‌شمارد یعنی قدرت بسیار متعالی و با ارزشی که جهان را کنترل کند. (ابراهیمی، 1386)
استاد مطهری‌در غالب ایمان‌دینی، دین‌را پیوندی دوستانه میان انسان و جهان می‌داند که در واقع نوعی هماهنگی میان انسان و آرمانهای کلی جهان است. (مطهری، 1366).
حضرت آیت الله جوادی آملی لغت دین را انقیاد، خضوع، پیروی، اطاعت، تسلیم، و جزا دانسته، معنای اصطلاحی آن را مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی می‌داند که برای اداره امور جامعه انسانی و پرورش انسانها باشد (جوادی آملی، 1369)
دوناهو معتقد بود که تحقیقات بعدی در این زمینه باید به بررسی ساخت شناختی و پیامدهای باور دینی بپردازد. (کرک پاتریک و هود،  1990)
آلپورت 1950 به جای اینکه یک تعریف جامع از فرد دیندار و غیر دیندار ارائه کند معتقد است که ما باید خود آگاهی دینی را به آنهایی که توانایی و قدرت درک آن را دارند نسبت بدهیم که تنها شامل افرادی می‌شود که دین را تجربه می‌کنند. او معتقد است که ریشه‌های مذهب آنقدر متعدد است و اثر آن در زندگی افراد آنقدر متفاوت است و اشکال تفسیر منطقی آن آنقدر بی نهایت است که رسیدن به یک تعریف واحد را غیر ممکن می‌سازد. گاه دین را دین فردی تعریف می‌کند و گاهی دین را یک نهاد اجتماعی. (جمالی، 1381، به نقل از آلپورت)
بدون شک امروزه تعداد بیشتری از این نوع تعاریف را می‌توان بدان اضافه نمود در واقع‌هر تعریفی که از دین ارائه شود به نظر می‌رسد که فقط برای نویسنده آن راضی کننده است و به عبارت دیگر نمی‌توان تعریفی از دین ارائه کرد که همگان را راضی نماید:  
مشکلات مربوط به ارائه تعریف جامع از دین
در باب تعریف دین دو دسته مشکل عمده وجود دارد:
مشکل اول:
در این تعاریف، حب و بعض‌های افراد نسبت به دین به طور اعم و یا یک دین خاص به طور اخص، موجب شده است که بعضی از این تعاریف کاملا دوستانه و برخی کاملا خصمانه باشد.
مشکل دوم:
هویت دین به گونه‌ای است که می‌توان سه قسم تعریف از آن داشت:
1. تعاریف ارزشی (تعاریفی‌اند که دین را آنگونه تعریف می‌کنند که باید باشند.)
2. تعاریف‌وصفی یا‌جوهری (تعریف دین برحسب اعتقادات و اعمال صورت می‌گیرد.)
3. تعاریف کارکردی (می‌گویند که دین چه کارکرد ویژه‌ای دارد) (سید قریشی، 1381)
خاستگاه و نقش دین
در سالهای اخیر، توجه به «روان شناسی دین»  و «روانشناسی دینی»  در غرب از طریق انجام پژوهشهای تجربی، نشر مقاله‌ها و کتاب‌ها و تاسیس انجمن‌ها، برگزاری نشست‌های علمی و عضویت در مجامع تخصصی آن چنان زیاد شده است که تازه آشنایان این وادی در حیرت و شگفتی فرو رفته‌اند!
کافیست یادآور شویم که اعضاء «انجمن آمریکایی مشاوران مسیحی»  دیگر از انجمن‌های تخصصی (مانند‌انجمن مطالعات روانشناختی،  جامعه بررسی علمی دین،  انجمن پژوهشهای دینی،  جامعه مسیحی پزشکان و دندان پزشکان  و.....) دست کم سه برابر شده‌اند و تقاضا برای شرکت در کنفرانس‌ها و کارگاههای آموزشی روان شناسی دین، رشد چشمگیری داشته است. (گلزاری، 1380 به نقل از ورتنیگتون،  کرورسو،  مک کولو  و سان ویچ).
علاقه شدید روان شناسی معاصر به پژوهش و کار عملی درباره‌ی این از این رو شگفت انگیز است که در گذشته‌ای نه چندان دور، از بین همه‌ی دانشمندان علوم، چه علوم پایه و چه علوم انسانی و اجتماعی، این روانشناسان بوده‌اند که برخوردهای منفی و قهرآمیز با دین داشته‌اند و به صراحت از پرداختن به کار در این زمینه اعلان برائت کرده‌اند!
برای روشن کردن موضوع، به اختصار سیر برخورد روان شناسی و دین را از نظر می‌گذرانیم: پیروان همه‌ی ادیان، به ویژه مسلمانان عقیده دارند که علت برپایی و ماندگاری دین، این است که هم جزو خواسته‌های فطری و عاطفی بشر است (قرآن کریم، روم، 30/ نهج البلاغه خطبه اول) و هم بعضی نیازهای اساسی انسان را به صورت منحصر به فرد تامین می‌کند. (گلزاری، 1380 به نقل از مطهری)
دین‌حوادث عادی زندگی را، از تولد و زناشویی و مرگ، تا حد شعائر دینی بالا می‌برد و این امور معمولی را به وقایع مقدسی بدل می‌سازد و آن را از راه احساس، عمیق کرده به صورت همز درمی‌آورد. این نمایش غم انگیز و نحیف زندگی را به سفر مقدس شاعرانه‌ای که به سویی شریف است بدل کرده است، زندگی بدون دین ملال انگیز و‌پست مانند جسدی بی روح است  (دورانت، 1992) ویل انت از قول «موفونیگ» می‌گوید: دین، حفظ ارزشهاست بدون ضمانت دینی اخلاق فقط حسابگری است.  
ویل دورانت در لذات فلسفه می‌نویسد: «دین را یک قرن زیر فشار بگذار و بعد فشار را کم کن و ببین که چگونه دوباره در طی سال سر بر می‌زند!»
و تصریح می‌کند: دین از میان نمی‌رود ما باید به دنبال چیزی برویم که از ما بزرگتر است تا بتوانیم او را پرستش کنیم. مردم جستجوی خود را بر روی تفسیر و تعبیر بهتر و استوارتری از این عالم دنبال خواهند کرد که این تاویل و تفسیر را با احساس و عاطفه و حیات نشاط بخشد که همان دین است. (نیکویی، 1383)
میسیاک (به نقل از الستون و همکاران، 1376) در مورد ارزش دین اظهار می‌دارد:
1. دین، انسان‌را به‌فلسفه حیات‌مسلح می‌کند و‌به عقل وی روشنگری لازم را می‌بخشد دین برای فرد، نقشی ایفا می‌کند که قطب نما برای یک کشتی، یعنی در دریای زندگی جهت و راهنمایی در اختیار او قرار می‌دهد.
2. دین بر اراده انسان تاکید کرده و آن را تقویت می‌نماید و به فرد کمک می‌کند تا به فرمان عقل گردن نهد.
3. دین نیازهای اساسی روح، بویژه نیاز به عشق و جاودانگی را تحقق می‌بخشد.
اینجا پرسش‌های جدیدی پیش می‌آید که اگر دین پدیده‌ای فطری است و این همه آثار مفید و‌سازنده دارد، چرا متفکران بزرگی در غرب علیه دین قیام می‌کنند و گاه با لحنی آرام و‌مستدل و‌گاه با کلامی گزنده و تند، پایه‌ها و مایه‌های آن را به مسخره می‌گیرند و منکر می‌شوند؟
فیلسوف‌های روشنگر قرن‌هجدهم و‌در عصر روشنگری، از جمله ولتر، دین را ساخته و پرداخته روحانیون زیرک، برای حفظ اقتدار بر توده‌های بیسواد و نادان، به مدد دستکاری و هراس‌ها و خرافات آنان می‌دانستند. (خرمشاهی، 1372)  
«آگوست کنت» فیلسوف فرانسوی که پدر جامعه شناسی نام گرفته است، دین را مربوط به‌مرحله کودکی اجتماع می‌داند و فریدریش نیچه، در پایان قرن نوزدهم اعلام داشت که «خدا مرده است!»
زندگی در دنیای بدون خدا، به معنای آن است که ارزش‌های خودمان را، خود خلق کنیم و بر آنچه (نیچه) تنهایی وجود می‌نامید عادت نماییم. (گلزاری، 1380 به نقل از گیدنز).
در روانشناسی، فروید اظهار کرد: دین‌فریب یا‌پنداری است که تسلی‌بخشی فریبنده‌اش در مرحله کمال کنونی سیر و سلوک بشری فراموش شده است و اعمال و عقاید دینی علائم فرضی روان پریشانه‌ای است که از تثبیت‌های روانی لاینحل کودکانه نشات می‌گیرد. (خرمشاهی، 1372) «واستون» دین را یک اسطوره، «فرلو» آن را به عنوان یک نکته منفی تاریخ بشر، «الیس» مصداقی از تفکر غیر منتطقی و «آلبی» آن را دارای ماهیتی تبعیض آمیز و پدرسالارانه که دشمن پیشرفت بشر است معرفی کردند. (قربانی، 1377)
در جامعه شناسی «کارل مارکس» دین را نشان دهنده‌ی از خود بیگانگی انسان و افیون توده‌ها دانست و «دورکهایم» بیان کرد که با توسعه جوامع امروز دین، نفوذ دین رو به زوال می‌گذارد، تفکر علمی بیش از پیش جایگزین تبیین دینی می‌شود و اعمال تشریفاتی و شعائر تنها بخش کوچکی از زندگی افراد را اشغال می‌کند و «ماکس وبر» بر مطالعه وسیعی درباره ادیان سراسر جهان پرداخت و با آن که به ظاهر نظرات مثبت درباره دین دانست، بر تاثیر مختل کننده و اغلب انقلابی آرمانهای دینی بر نظام‌های اجتماعی مستقر تاکید کرد. (ابراهیمی، 1386)
 
تاریخچه دینداری
امروز ما در وضعیت بحرانی بی سابقه‌ای به سر می‌بریم. مردم اعصار دیگر به یقین همان‌قدر دچار‌قحطی گسترده، آشفتگی‌اجتماعی و جنگ ویرانگر بوده‌اند که ما هستیم. لیکن تنها در روزگار ماست که بقای آدمی و نیز جانداران دیگر جدا در معرض تهدید قرار گرفته است.  
بحران در جهان بیرون با بحران دیگری در جهان درون همراه شده است ویرانگری عظیم و خانمان سوز جنگ جهانی اول چنان میراثی از سرخوردگی و بی اعتمادی به خود برای نشان قرن 20 بر جای نهاد که در تاریخ بی سابقه است. آمریکاییها شاهد موجی‌از افسردگی معنوی و شکاکیت مذهبی بوده‌اند که بسی گسترده و ویرانگر بود. در نیمه قرن بیستم این امر بدیهی شمرده می‌شد که دنیایا نوین در میانه‌ی (عصری از اضطراب) در روزگار آشفتگی معیارها و اندیش‌ها و در ناامنی دردناک به سر می‌برد. (ام، وولف، 1386).
در فاصله‌ی میان این دو پیمایش ملی ملاحظه‌ی دیگری هم نمودار شد. برای نخستین بار در ظرف مدتی بالغ بر 200 سال اغلب کلیساهای اصلی پروتستان در آمریکا اعضاء خود را رفته رفته از دست دادند.
تغییراتی مشابه اگرچه با شدت کمتر و عرصه‌ی اعضاء فرقه‌های کاتولیک، رومی و یهودی‌نیز رخ‌داده این افول تاریخی در برخی شاخص‌های دیگر هم نمود یافت. ساخت کلیسا متوقف شد، نشریات مذهبی از ادامه کار خود باز ماندند و مبلغان کمتری به خارج گسیل شدند. بین سالهای 1965 و 1978 میزان پاسخ دهندگان پرسشنامه اعلام می‌کردند دین در زندگی آنها بسیار مهم است. از 7 درصد در 52 درصد کاهش یافت. از آن هنگام این رقم بین 50 تا 59 درصد در نوسان بوده است. (ام، وولف، 1386).
اما چنین مهم نیست که همه‌ی فرقه‌های مسیحی دستخوش چنین روندی شده باشند. برخی از آنها از جمله سازمان‌هایی نظیر جماعت‌های خداوند، گروه‌های غیر گلریزان  و تقدیس مورمونها،  شاهبان یهود و ظهوریون  در روز هفتم دارند، رونق می‌گیرند. پاسخی که امروزه از سوی دین در حال ظهور است آیا به راستی واکنش است. بحرانی که با آن روبرو هستیم یا خود نشانی از آن یا شاهده هم عامل تشدید آن است اگر عامل تشدید است. آیا محکومین که نقش تماشاگرانی درمانده را به عهده گیریم. یا به نحوی این امکان وجود دارد که وقایع را در سیری درست‌تر به جریان اندازیم. (همان منبع)
روانشناسی دین، در آغاز بسیار کثرت گرایانه بوده است به نظر می‌رسد کمتر نظریه یا روش در روانشناسی وجود دارد که کسی آن را برای مطالعه دین به کار نبرده باشد. به موازات پیشرفت در میدان پهناور روانشناسی، این کثرت گرایی به کرات ستیزه‌جو بوده و به بینش یک دیدگاه دیگر منجر شده است. (ام. وولف، 1386)
 
ضرورت دینداری و خدا پرستی
اولین دلیلی که می‌توان برای ضرورت دینداری انسان بیان کرد همان نیاز فطری و روحی انسان به دین و خداپرستی است به این دلیل که انسان ذاتا نیازمند عشق و عبارت خداست همانطور که نمونه‌های آن در زندگی انسان‌های اولیه مشاهده شده است، آنان با داشتن این نیاز پرستش ستاره، ماه و..... روی می‌آوردند. دومین دلیل این است که انسان به داشتن قوانین جامع و مترقی نیازمند است، قوانین دینی و الهی بویژه قوانین اسلامی برنامه کامل زندگی انسان را ارائه می‌کنند. (سینی چی، 1384)  
ارزش زنگی دینی
بارزترین خصوصیات در زندگی دینی از نظر ویلیام جیمز اعتقاد به امور زیر است:
1. دنیایی که محسوس است و به چشم درمی‌آید در کنار جهانی که نامحسوس است این دنیای نامرئی و محسوس ارزش و معنی خود را از آن عالم غیب و نامحسوس دریافت می‌کند.
2. وحدت با این عالم و برقراری ارتباط، منوط به هماهنگی با آن هدف نهایی است.
نتیجه دعا و نماز و یا به عبارت دیگر اتصال با روح عالم خلقت، ایجاد قدرت و نیرویی است که بطور محسوس دارای آثار مادی و معنوی می‌باشد.
بالاخره او در‌مورد این‌آثار معنوی می‌نویسد: اولا‌زندگی دارای‌طعمی می‌گردد که گویا رحمت محض می‌گردد و به شکل یک زندگی سرشار از نشاط شاعرانه و با سرور و بهجت دلبرانه‌ای درمی‌آید. ثانیا یک اطمینان و آرامش باطنی ایجاد می‌گردد که آثار ظاهری آن نیکویی و احسان بی دریغ است. (نیکویی، 1383)
آثار دین در زندگی
انسان برای اینکه به معنا و مفهومی در زندگی برسد باید پشتوانه‌ای داشته باشد تا به او بفهماند که کار و تلاش او بی فایده نیست. تحقیقات نشان می‌دهد که با وجود گسترش وسایل مادی هنوز انسانها با یک بحران روحی روبرو هستند.
در این بین تنها چیزی که می‌تواند به مدد انسانها بیاید و آنها را نجات دهد دین است که ما در اینجا آثاری چند از دین را در زندگی انسان بیان می‌داریم:




پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

سفارش پایان نامه

نقشه