انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

انجام پایان نامه اعداد مقدس


پایان نامه
انجام پایان نامه اعداد مقدس

مقدمه
اعداد مقدس
در فرهنگ دهخدا مقدس ؛ پاک پاکيزه و منزه معنا شده است . پس همين ابتداي سخن بهتر است از واژه ي «اعداد ويژه» استفاده کنم که گويا تر است . برخي از اين اعداد ويژه معناي خاصي را همراه و در ذات خود دارند مثلا عدد «1»  يکتا و واحد است و نمايانگر يکتايي حضرت حق است .
بعضي از اعداد مثل 100 يا 1000ديگر يک عدد مشخص نيستند ؛ از هر عدد ديگر بزرگترند :
«من مست و تو ديوانه ما را که برد خانه
100بار تو راگفتم کم خور 2- 3 پيمانه »
« نه سبوي او بديدم نه ز ساغرش چشيدم
که 1000موج باده به دماغ من بر آمد »

برخي اعداد هميشه شيرينند مثل عدد 20 که در واقع نمره ي 20 است و هيچ عدد ديگري جايش را نمي گيرد 100 و يا حروفي مثل A .تنها  20 است که هميشه شيرين است  و افتخار آفرين.

بعضي اعداد تنها نزد گروهي خاص ويژگي دارند ؛ مثلا عدد 10 براي فوتباليست ها مخصوص است ومحبوب . هميشه بهترين بازيکن ها با پيراهن شماره 10  بازي کرده ومي کنند مثل پله و رونالدينهو ي برزيلي ، مارادوناي آرژانتيني وعلي دايي ايراني.

 

بعضي اعداد معاني متفاوت دارند ، عدد 40 در عرفان چله نشيني است و تحمل رياضت تا رسيدن به پختگي :

« سي پاره به کف در چله شدي           سي پاره منم ترک چله کن »

 در جايي ديگر چل چلي مي شود تا پوششي باشد براي انجام هر کاري که عقده ي انجام ندادنش بر دل مانده است .

 
؟


و يا عدد 7 در عرفان هفت آسمان و هفت شهر عشق :

«7 آسمان را بردرم واز 7 دريا بگذرم

چون دلبرانه بنگري در جان سرگردان من »

 در مراسم ديني  7 بار طواف خانه کعبه ؛ 7 بار سعي بين صفا ومروه ، پرتاب 7 سنگ به نماد شيطان .

و در زندگي روزمره  هفته مي شود و انتظار براي پايان 6 روز کار و تلاش و ساختن خاطراتي تلخ و يا شيرين در روز 7 ام .

خاطرات ، بسياري از اعداد هم بدليل به دنبال داشتن خاطرات ، ويژه مي شوند براي يک فرد بخصوص و يا افرادي که وجوه مشترک دارند ؛ مثلا براي من عدد 469 که اسم يک پيتزا فروشي است در خيابان وليعصر تهران که نسبتا زياد به آنجا رفته ام ، همراه خود دنيايي از خاطرات تلخ و  شيرين را دارد شايد براي خيلي هاي ديگر هم که از اين مکان بخصوص خاطراتي دارند ، همين طور باشد ؛ ديگر 469 عدد نيست مفهومي ديگر است  يا عدد 18 و6 برايم خيلي ويژه و در ذهنم جاي خاصي دارد . وقتي به مناسبت 800 مين سال مولانا قطعه اي مي سرودم خيلي دلم مي خواست اين عدد را در شعرم بياورم ؛ به جستجو رفتم و در يافتم که 18 نزد مولويه عدد خاصي است و نمايانگر 18 عالم است و 18 بيت اول مثنوي نيز به همين اشاره دارد و 6 نيز 6 دفتر مثنوي و نشان 6 راه ارتباط از جهان درون به دنياي بيرون است .

« 18 آوردي ز 6 دفتر برون با خط خود

بر نشان 18 عالم عرضه بر دستان تو»










اعداد در اساطير و اديان



«اعداد» یکی از جلوه های«نماد» است که از هزاران سال پیش تاکنون پیچیدگی های معنایی ویژه ای به خود گرفته است.

ایرانی ها، سومری ها، مصری ها، ژاپنی ها، چینی ها، هندی ها، یونانی ها، مسیحی ها، بودایی ها، مسلمانان، عبرانی ها و بسیاری دیگر از اقوام و ادیان کهن، با «اعداد» برخوردی نمادین داشته اند. نماد، در معنایی ساده، جانشین رمزآلود یک مفهوم و تصویر است که به صورت ناخودآگاه درک می شود، ژان شوالیه، اسطوره شناس، در مقدمه کتاب «فرهنگ نمادها» که به طور مبسوط به مفهوم نماد پرداخته و آورده است: نماد بسی بیش از یک علامت ساده است؛ نماد در ورای معنی جای دارد و تفسیری مختص به خود دارد که لازمه این تفسیر دارا بودن نوعی قریحه است. نماد سرشار است از تاثیرگذاری و پویایی.

اعداد در میان اقوام گوناگون، مفاهیم نمادین گوناگونی به خود گرفته است اما جملگی در بر دارنده مفاهیمی ماورایی، ذهنی، انتزاعی، اسرارآمیز هستند. اعداد صفر، یک، دو، سه، پنج، هفت، نه، دوازده، سیزده، چهل، هفتاد، صد و هزار همواره اعدادی بوده اند که نزد اقوام مختلف دارای درجات اعتبار و بار نمادین ویژه ای بوده اند.

در کتاب «قوم های کهن در قفقاز، ماورای قفقاز، بین النهرین و هلال حاصل خیز» نوشته رقیه بهزادی درباره مفاهیم نمادین اعداد، آمده است: «در بسیاری از سنت ها، به ویژه در بابلی، هندی و فیثاغوری، عدد عبارت از یک اصل اساسی است که سراسر جهان عینی از آن ناشی می شود. منشا همه اشیا و هماهنگی نهفته جهان است. همچنین اصل اساسی جهان با تناسب در هنرهای تندیس گری و حجمی و در آهنگ در موسیقی و شعر است. در فلسفه کیمیاگرانه، جهان اعداد، برابر با جهان خرد است ... . در میان چینی ها، اعداد فرد عبارت از «یانگ»، آسمانی، مذکر، نامتغیر و فرخنده و اعداد زوج، به منزله «یین»، زمینی، مونث و متغیر هستند.

اسطوره شناسان و روان شناسان بسیاری، به طور مجزا به اعداد نمادین و مفاهیم آنها پرداخته اند اما در ایران، این مطالعات به صورت پراکنده و اندک انجام شده است.

یکی از معدود آثاری که در فصلی مستقل به اعداد و مفاهیم نمادین در ایران و جهان پرداخته است، کتاب مذکور نوشته رقیه بهزادی است. در زیر به برخی از اعداد که کاربردی مهم در ادیان، تمدن ها، اساطیر و فرهنگ کهن داشته اند و در کتاب «قوم های کهن ...» نوشته رقیه بهزادی و«فرهنگ نمادها» با سرپرستی ژان شوالیه و آلن گربران به آنها اشاره شده است، می پردازیم:



صفر: در آیین بودایی، هیچی و پوچی را می رساند. عبارت است از عدم، هیچ بودن و تجلی نیافتن و فاقد هر گونه کیفیت و کمیت. فیثاغوریان، عدد صفر را عبارت از شکل کامل، جوهر فرد، ابداع کننده و شامل همه چیز می دانند. در اسلام، صفر ذات الهی است. در این دین، صفر، تخم کیهانی و دارای ماهیت دوگانه است و تمامیت را نشان می دهد. شکل آن به صورت دایره میان تهی، هم پوچی مرگ و هم تمامیت زندگی را، در درون دایره نشان می دهد.


یک: در چین عدد یک، آسمانی و نرینه و یانگ و فرخنده است. در آیین عیسوی، علامت پدر، خدا و الوهیت است. در نزد عبرانیان، آدونای، سرور آسمانی، فرخنده و جوهر فردیت و هوش پنهانی است. در اسلام، خداوند به عنوان یکتای مطلق بی نیاز است. تائوئی ها معتقدند که تائو، یک را و یک، دو را و سه، همه چیز را به وجود آورد. فیثاغوریان، یک را روح خدا می دانند که همه چیز از آن نشات می گیرد و جوهر فردیت است.


دو: بوداییان، دو دوگانگی «سامارا» یعنی نرینه و مادینه، نظریه و عمل، حکمت و روش، همچنین کور و لنگ با هم است که یکی راه را ببیند و با هم بدان راه بروند. دو، نزد چینی ها، عدد مونث و نماد یین، زمینی و غیر فرخنده است. در تعابیر اسرارآمیز عبرانی (کابالیسم) دو، به معنای نیروی حیات، حکمت و خودآگاهی است. نزد هندوان، مشتمل بر دوگانگی شاکتا شاکتی است. در اسلام عدد دو، مشتمل بر روان است، افلاطون می گوید که عدد دو، رقمی بدون معناست زیرا در بر دارنده ارتباطی است که عامل سوم را معرفی می کند. در کتاب «فرهنگ نمادها» آمده است:«در یونان باستان دو به مادر تخصیص داشت. نشانه اصل زنانه بود. در میان تمام موضاعات و اشیاء به شدت دو وجهی، دو می تواند جرثومه پیشرفتی خلاق و همچنین پسرفتی نکبت بار باشد.


سه: عدد سه، نخستین عددی است که کلمه «همه» به آن اطلاق می شود. به قول ارسطو، عدد سه، شامل آغاز، میان و پایان است. نیروی عدد سه، همگانی است و ماهیت سه گانه جهان به عنوان آسمان با زمین و آب ها؛ تولد، حیات مرگ؛ آغاز، میان و پایان؛ گذشته، حال و آینده را نشان می دهد. عدد سه، از نظر نمادگرایی تائویی، عددی نیرومند است. زیرا دارای یک منطقه مرکزی تعادل است. عدد 3 الوهیت سه گانه تثلیث، یعنی پدر و مادر و فرزند را معرفی می کند. در کتاب «فرهنگ نمادها» زیر مدخل «سه» آمده است:«در سنت های ایرانی، عدد سه اغلب دارای شخصیت های جادویی- مذهبی است. این عدد را در سه جمله رمز دین باستان ایران می بینیم: پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک. این سه به معنای سه منجی هستند. پندار زشت، گفتار زشت و کردار زشت مختصات اهریمن یا مظهر بدی ها هستند... بادیه نشینان عرب وقتی برای اخذ تصمیمی تردید داشتند، سه سهم یا تیر انتخاب می کردند و روی یکی می نوشتند امر خدا، روی دیگری می نوشتند منع خدا و روی سومی شرحی نمی نوشتند. سپس تیرها می کردند و طبق دستور آن عمل می کردند. اگر بر تیر انتخابی شرحی نوشته نشده بود، دوباره قرعه کشی می کردند.


در ادبیات عامیانه، سه آرزو، سه کوشش، سه شاهزاده، سه جادوگر، خواهران سه گانه شگفت انگیز پریان بسیار دیده می شود. اعراب پیش از اسلام، «منات» یک الهه سه گانه است که سه باکره مقدس یعنی «لات»، «عزی» و «منات» را به صورت سنگ ها یا ستون های یادمانی بدون شکل یا ستون هایی که کبوترانی بر فراز آنها بودند، نشان می دادند. چینی ها، سه را عدد مقدس، فرخنده، نخستین عدد فرد و عدد یانگ می دانند. نمادهای عدد سه نزد مسیحیان عبارت اند از تثلیث، روان، وحدت جسم و روح در انسان و نیز صفات یا تقواهای مسیحی سه تا هستند: یعنی ایمان، امید و عشق.
__________________
786
-اگر همه انسانها يكسان بينديشند و تنها يك تن با نظر همه مخالف باشد ، كار عموم در خاموش كردن اجباري آن يك تن به همان اندازه نارواست كه ،‌اگر او قدرت داشت و نوع بشر را به زور خاموش مي كرد .

- زمانی فرا می رسد که عدم همکاری به اندازه همکاری ، وظیفه هر کس می شود ... و کسی که از این حق خود صرف نظر کند انسان شمرده نمی شود ! (گاندی)










چهار
نخستین شکل جامد از چهار به وجود آمده است؛طرح یا نظم فضایی تعیّن؛ایستایی که با دوران و پویایی در تضاد است.چهار یعنی کلیّت، تمامیّت، کمال، یکپارچگی، زمین، نظم، عقل، اندازه، نسبیت، عدل. چهار نشان دهنده ی چهار جهت اصلی، چهار فصل، چهار باد، اضلاع مربع، بازوان صلیب، رودخانه های بهشتی، مناطق اهریمنی، دریاها، کوه های مقدس، گاه های شبانه روز، شکلهای چهار گانه ماه، هر شیئ چهار بخشی، و چهار عنصر در غرب( در شرق به پنج عنصر قائلند) است. تربیع خدایان با تثلیث در تضاد است. چهار در عهد قدیم عددی نمادین است،مثل چهار رودخانه ی بهشت که صلیبی شکل هستند، چهار بخش زمین و غیره، که معمولاً نمادهایی عالمگیرند. چهارتایی ها میتوانند همان طور که به شکل مربع و صلیب نشان داده میشوند به صورت چهار پر هم به تصویر در آیند.
- اسکاندیناوی: در اسگارد [1] چهار رود خانه ی شیر جاری است.
- اسلامی: چهار بخش یک چهار واحدی عبارتند از مبدأ یا آفریننده، روح عالم، جان عالم، و ماده ی اولیه. این چهار جزء با چهار عالم قبالا منطبق است. به چهار فرشته و چهار منزل مرگ نیز قائل هستند.
- بودائی: دامبا [2]یا درخت حیات چهار بخش دارد و از ریشه هایش چهار نهر مقدس بهشت جاری است که نشانگر میل فراوان به ترحم، عاطفه، عشق و بی غرضی یا چهار سوی قلب است. در آیین بودای چینی نگهبانان چهار جهت اصلی عبارتند از: مو- لی- چینگ[3] شرق با حلقه و نیزه ی یشمی؛ ویروپکشا[4] غرب، یعنی دور نگرنده که عود چهار سیمه دارد؛ ویروداکا [5] جنوب، با چتر آشفتگی آغازین؛ تاریکی و زمین لرزه؛ وئیسراونا[6] شمال، که شلاق جوال پوست پلنگی، مار، و مروارید دارد.
- تائویی: چهار نگهبان لاهوتی عبارتند از: لی [7] همراه با پاگودا؛ ما[8] همراه با شمشیر؛ چو [9] با دو شمشیر؛ ون [10] با چماق میخ دار. چهار موهبت روحانی یا مخلوق مقدس عبارتند از اژدها، ققنوس، کی لین یا تکشاخ، و لاکپشت که ضمناً مظهر جهات اصلی نیز هستند.
- توتنی: چهار کوتوله جهان را نگه می دارند.
- چینی: چهار عدد زمین محسوب می شود که مربع نماد آن است. چهار نهر بی مرگی؛ چهار عدد زوج است؛ عدد یین[11]
- سرخپوستی: عدد چهار جهت اصلی و بادها که به صورت صلیب و صلیب شکسته نشان داده می شود. اعمال تشریفاتی و آیینی چهار مرتبه تکرار می شدند.
- سومری، سامی: چهار ایزد سماوی با چهار جهت اصلی یکی دانسته شده اند.
- عبری: سنجش، بخشندگی، عقل . در قبالا به معنی ذاکره؛ چهار عالم قبالا؛ چهار جهت فضا و چهار سطح نظام رده ای تورات است.
- فیثاغورسی: کمال؛ تناسب موزون؛ عدالت؛ زمین؛ چهار عدد سوگند فیثاغورسی است؛ چهار و ده اعداد الهی هستند؛ چهارتایی Tetraktys (2+3+4=10 )
-گنوستیکی: باربلو[12] یا ربعیّت خدا
- مایایی: طاق آسمان را چهار غول نگه می دارند
- مسیحی: چهار عدد جسم و سه عدد جان است. چهار نشان دهنده ی چهار رود بهشت، چهار انجیل، چهار انجیل؛ چهار نویسنده ی اناجیل؛ فرشتگان اعظم؛ اهریمنان اصلی آبای کلیسا؛ پیامبران اولوالعزم؛ فضایل اصلی ( دور اندیشی، شکیبایی، عدالت، میانه روی)؛ چهار بادی که روح واحد از آنها خارج می شود؛ سوارکاران مکاشفه یوحنا
- مصری: عدد مقدس زمان؛ اندازه خورشید؛ سقف آسمان را چهار ستون نگاه می دارد؛ در چهار گوشه جنازه چهار کوزه مرده دان قرار داردکه چهار پسر هوروس[13] – چهار جهت اصلی- ایزدان چهارگانه ی مرگ که با سر بوزینه، شغال، شاهین و انسان نشان داده می شوند از آن نگهداری می کنند.
- هرمسی: تربیع الهی؛ خدا
- هندو: تمامیت؛ وفور؛ برهما- آفریننده، چهار صورت دارد؛ پرستشگاه روی چهار گوشه ی مربع که نماد نظم و غایت جهان است بنیاد یافته است. چهار تاتوا[14] چهار جزء انسان و مراتب عالم طبیعی ( حیوان، نبات، کانی، عقل) و چهار یوگا. چهار، طاس برنده است. چهار، نشان دهنده ی چهار طبقه و دو جفت اضداد است.
- یونانی: عدد مقدس هرمس

پنج:
عالم کبیر بشری، عدد انسان، زیرا به صورت پنج ضلعی است با بازوان پاهایی که از ران خارج شده اند. پنج ضلعی یعنی بیکرانگی وجود و نمادهای قدرت و کمال دایره را نیز شامل می گردد. پنج عددی گرد است، زیرا در آخرین رقمش به وجود می آید؛ سپس نیروهایش را افزایش می دهد. ستاره ی پنج پر، همانند دایره، نماد کلیت، وجود پنج جزئی[15]، عدد مرکز و نقطه ی تلاقی آسمان و زمین است. ضمناً نشان دهنده ی چهار جهت اصلی به اضافه ی مرکز نیز هست. چون خالق اصلی چهار قوه ی کبیر است، به معنای ربانیت نیز هست. پنج عدد وصلت الهی[16]است، زیرا حاصل ترکیب عدد مؤنث و زوج(( دو)) و عدد فرد و مذکر(( سه)) است. عدد پنج نماد مراقبه، دین، وساطت و تغییر پذیری است و به استثنای شرق، به معنای حس است. گلهای پنج پر وقتی که رئوس آن روبه پایین باشد، مثل پنج ضلعی نشانگر فردیت تام و تعلیم و وارد غیبی است و هنگامی که رئوس آن رو به بالا باشد، نماد سحر و جادوی سیاه است. ارقام پنج گانه نخستین دستگاه شمارش را شکل دادند.
- اسلامی: پنج ستون دین، حضرات خمسه( یعنی تجلی و مظاهر حق در مقامات مختلف و عبارتند از: 1- حضرت غیب مطلق 2- حضرت جبروتیه 3- حضرت ملکوتیه4- حضرت شهادت 5- حضرت جامعه)؛ اصول دین، اعمال پنج گانه، نماز های پنج گانه
- بودایی: قلب چهار جهت دارد و مرکز پنجمین جهت آن است که مظهر جهان شمولی به حساب می آید، نماد آن کوه مقدس است که چهار جزیره احاطه اش کرده اند. پنج دیانی بودا عبارتند از: ویروچانا[17]یعنی درخشان، نشانه های او عبارتند از چرخ، مرکز و سفیدی؛ آکشوبیا[18]یعنی خوددار، با نشانه های وجود، شرق و آبی؛ راتناسامباوا[19]یعنی برآمده از گوهر، با نشانه های جواهر، جنوب و زرد؛ آمیتابا[20]یعنی نور بیکران، با نشانه های غرب، قرمز؛ آموگاسیدی[21]یعنی موفقیت حتمی، نشانه هایش عبارتند از شمشیر، شمال وسبز.
- پارسی: عددی است که در مراسم پارسی و مندایی بسیار پرمعنی ست و احتمالاً با پنجه مقدس روزهای کبیسه پیوند دارد.
- تاروت: کارت پاپ، نماد ذهنی الهام پذیر و روشن، اندیشه ای خلاق و مظهر قوانین اخلاقی است. نقش او ماورای زندگی معمولی است. چهار نقطه ی اصلی در فضا که با یکدیگر در پنجمین نقطه فرازین متحد می شوند.
-چینی: در چین پنج عنصر، پنج جوّ،پنج مرحله، پنج سیاره، پنج کوه مقدس، پنج غلّه، پنج رنگ، پنج طعم، پنج زهر،پنج افسون نیرومند، پنج فضیلت اصلی وجود دارد و تعداد مذاهب الهی و مُثل سرمدی نیز پنج تا است.
- عبری: پنج یعنی قدرت و استحکام؛ عقل تندرو؛ در آیین قبالا پنج به معنی هراس است.
- فیثاغورسی: وصلت الهی، ازدواج آسمان و زمین، نور ، مظهر آپولون است زیرا ایزد نور است و پنج ویژگی دارد.
- کیمیاگری:گل و ستاره ی پنج پر نماد جوهر پنجم است.
- مسیحی: مظهر انسان پس از هبوط؛ پنج حس؛ پنج نقطه ی صلیب؛ پنج جراحت مسیح؛ ماهی ها پنج هزار بار غذا می خورند؛ اسفار موسی.
- مصری: پنج تمساح نیل.
- هندی: پنج جهان، پنج عنصر ظریف و پنج عنصر خشن و زمخت، رنگ های ابتدایی، حس ها، پنج صورت شیوا[22] و دو حلول پنج گانه ی ویشنو[23].
- یونانی- رومی: عدد عروسی، عشق و وحدت است، عدد ونوس[24]، چون سالهای متعلق به ونوس به صورت گروه های پنج گانه است. از آنجایی که آپولون ایزد روشنایی است، پنج کیفیت دارد؛ قدرت مطلق، دانایی مطلق، حضور مطلق، پنج به معنی ازلیت و وحدت است.



[1] - Asgard
[2] - Damba
[3] - Mo-li-ch’ing
[4] - Virupaksha
[5] - Virudhaka
[6] - Vaisravenna
[7] - Li
[8] - Ma
[9] - Cho
[10] - Wen
[11] - Yin
[12] - Barbelo
[13] - Horus
[14] - Tattvas
[15] - Quincunx
[16] - Hieros gamos
[17] - Vairocana
[18] - Akshobya
[19] - Ratnasambhava
[20] - Amitaba
[21] - Amoghasiddhi
[22] -siva
[23] -vishnu
[24] -Venus





نحوست سیزده!!؟
نحوست سیزده!!؟
1- در فرهنگ ایرانی صحبتی از نحوست سیزده نیست. نیاکان ما به خلاف اروپائیان و اعراب ، عدد سیزده را فرخنده و خوش یمن می دانستند. ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه، آنجا که از مردم ایران باستان سخن می گوید به روزهای سال اشاره می کند و درباره سیزدهم فروردین می نویسد : ایرانیان باستان هر روز از ماه را به نامی می خوانند و سیزدهمین روز ماه ، « تیر » نامیده می شود و « تیر » نام فرشته ای عزیز و نام ستاره ای بزرگ و نورانی و خجسته است. بنا براین سیزده نمی تواند نحس باشد.
2- بر اساس اساطیر ایرانی در این روز، سرحد ایران و توران با تیر انداختن آرش مشخص می شود. به این معنا که میان افراسیاب که بر شهرهای ایران مسلط شده بود و منوچهر که در قلعه ترکستان متحصن گردیده بود، صلح می افتد و این دو موافقت می کنند که یک تن از لشکر منوچهر با همه توان خود تیری بیندازد و هرجا که آن تیر فرود آمد مرز دو کشور باشد ؛ وسرانجام ، آرش تیری از قله دماوند می افکند که در کنار جیحون فرود می آید و به این ترتیب ، ایرانیان در” تیر” روز از تیرماه که آن را « تیرگان » می خوانند از محنت رهایی می یابند. به همین سبب در این روز جشنی برپا می داشتند که همچون مهرگان و نوروز خجسته ومبارک است .
3- سیزدهم هر ماه ِ شمسی که تیر روز نامیده می شود مربوط به فرشتهً بزرگ و ارجمندی است که ” تیر ” نام دارد و در پهلوی آن را تیشتر می گویند. فرشتهً مقدس تیر در کیش مزدیستی مقام بلند و داستان شیرینی دارد.
4- ایرانیان ِ قدیم نیز پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می رفتند و شادی می کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان میرسانیدند.
——————–
دل نوشت:
آن روز که تمام می شود ؟!
و آن روز که تمام می شود روز خاصی نیست. نه بلندتر یا کوتاه تر از روزهای دیگر و نه رنگ آسمان چیزی به جز آبی. خورشید و ماه مانند هر روز خواهند آمد و رفت. احساس خاصی هم نخواهد بود. روزیست مانند روزهای بیشماری که ناگهان تمام میشوند. شاید تنها یک فرق باشد، در آن روز قلب، صادقانه خواهد تپید و روح و جسم، عقل و احساس لااقل با هم یکی می شوند و در یک جهت. نیازی به گفتن چیزی یا انجام دادن کاری نیست. روز بعد که بلند شوی میبینی همه چیز تمام گشته. آرام و در سکوت. خیلی راحت تر از آنی که فکرش را می کردی، آنگاه برخواستن و اندیشیدن برای بازگشت به گذشته. گذشته ای که بیهوده رها شده بود برای رسیدن به ناشناخته ها، گذشته ای که رها شده بود برای رسیدن به درد و اکنون بعد از پایان که دیگر آینده ای نیست، همه چیز گذشته است، گذشته ای که بعد از پایان ادامه می یابد!
عشق یعنی گم شدن ….
در چشم معشوق…
از کنار خار موژه رفتن و بی حس شدن….
در چشم معشوق…
عشق یعنی….
حس گرمی در کنار دست معشوق…..
کاش معشوق ز عاشق طلب جان میکرد
تا که هر بی سرو پا نام خود عاشق ننهد.


 

پایان نامه

 

پایان نامه

برای دریافت فایل کامل ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

 

 

سفارش پایان نامه

نقشه