انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه پروژه

پایان نامه هنر تحقيقي پيرامون استندهاي گرافيكي

85 ص

پایان نامه


چكيده
    هنر گرافيك همچون پوسته‌اي است كه هسته حياتي و فرهنگ ملي را به صورت زيبايي ارائه مي‌نمايد. هسته يا محتواي هنرگرافيك بر پايه فرهنگ ملي قراردارد.
    در اين رساله سعي بر آن شده كه از بحث وسيع و گسترده گرافيك ، كه يكي از شاخه‌هاي اين رشته ، استندهاي تبليغاتي است ، تعريف مختصري بيان شده است.
    قابل ذكر است كه براي ايجاد ارتباط بين اجتماع و دادن اطلاعات به افراد احتياج به تبليغات قابل ذكر است كه براي ايجاد ارتباط بين اجتماع و دادن اطلاعات به افراد احتياج به تبليغات داريم. تبليغات جنبه‌هاي گوناگوني دارد. تبليغات عمومي و تبليغات بازرگاني ، كه در همه اين موارد گرافيك محيطي نقش بسيار فراواني را در جامعه امروزي ايفاء مي‌كند كه خود نيز تقسيم‌بندي و انواع مختلفي را دارا مي‌باشد.
    گرافيك محيطي شامل دو بخش است. گرافيك محيطي دوبعدي و گرافيك محيطي سه‌بعدي
( حجمي ) ، كه حيطه عمل بسيار گسترده‌اي دارد. گرافيك محيطي مي‌تواند جنبه اطلاع‌رساني يا حالت تأكيد نسبت به موضوعي را داشته باشد و يا جنبه‌هاي فرهنگي و اجتماعي و در آخر جنبه‌هاي تبليغاتي ، كه همه اين عوامل كيفيت و عناصر بصري را دربرمي‌گيرند.     
    در بخش گرافيك محيطي ، استندها يكي از موضوعاتي مي‌باشند كه در امر اطلاع‌رساني و تبليغات در جامعه امروزي كاربرد فراواني دارند.
    به طور كلي استندها را مي‌توان به دو شاخه تقسيم نمود :
    1- استندهايي كه براي شناسائي يك مكان بكار مي‌روند.
    2- استندهايي كه براي تبليغات هستند ، كه در اين شاخه ، استندهاي تبليغاتي مورد بررسي قرارگرفته است.
    استندهاي تبليغاتي طرحهايي هستند كه طرح موضوع مورد نظر را بصورتي برنامه‌ريزي مي‌كند كه فرم نهايي به تنهايي و با امكانات ويژه در محل مناسب خود قرارگيرد و سوژه مورد نظر را به خوبي معرفي نمايد. استندهاي تبليغاتي را نيز مي‌توان به دو دسته تقسيم نمود :
    استندهايي كه در فضاي باز قرارمي‌گيرند و استندهايي كه در فضاي بسته كاربرد دارند و دربارة هريك از اين موارد توضيح داده شده است.
    قابل ذكر است اين رساله در چهار فصل هنر گرافيك ، تبليغات ، گرافيك محيطي و استندهاي تبليغاتي مورد بررسي قرار گرفته است.
فهرست مطالب

عنوان    صفحه
    
پيشگفتار
مقدمه
فصل اول : هنر گرافيك
     1-1- تاريخچه كوتاهي از هنر گرافيك
    1-2- بررسي علم ارتباط تصويري و بصري
فصل دوم : تبليغات
    2-1- سابقه تاريخي تبليغات
    2-2- تبليغات چيست؟
    2-3- مضون تبليغات
    2-4- شرايط اساسي براي تبليغات به طرز مؤثر
    2-5- بررسي رنگ در تبليغات
        2-5-1- تأثير رنگ در تبليغات
        2-5-2- عوامل مؤثر در انتخاب رنگ
        2-5-3- رابطه و رنگ و بيننده در تبليغات
فصل سوم : گرافيك محيطي
    3-1- گرافيك محيطي
    3-2- گرافيك محيطي مسطح يا دوبعدي
    3-3 پيكتوگرامها    1
3
4
7
8
14
15
15
16
17
18
19
19
20
22
23
25
29
فهرست مطالب ( ادامه )

عنوان    صفحه
    
        3-3-1- وظيفه و عملكرد پيكتوگرام
    3-4- گرافيك محيطي حجمي يا سه بعدي ( خط - شكل ، بافت … )
    3-5- اقسام گرافيك محيط حجمي
        3-5-1- گرافيك محيطي و فضاهاي عمومي
        3-5-2- گرافيك محيطي فضاي باز
        3-5-3- گرافيك محيطي فضاهاي بسته
فصل چهارم : استند
    4-1- استند چيست؟
    4-2- تقسيم‌بندي استندها
    4-3- طراحي گرافيكي استند
    4-4- چگونه بايد از رنگ در طراحي استند استفاده كرد
    4-5- طراحي خط در استند
    4-6- نمايش و عرضه كالا در استندهاي تبليغاتي
        4-6-1- چگونگي نمايش طرحهاي استند
    4-7- توليد
    4-8- حركت در استند
    4-9- تكامل طرحها
    4-10- انواع استند    30
33
45
46
49
50
53
54
55
56
58
59
63
64
67
69
71
75
فهرست مطالب ( ادامه )

عنوان    صفحه
    
    4-11- طرحهاي ثابت و هميشگي
    4-12- استندهاي نمايشگاهي
    4-13- استندهاي برتر
فهرست منابع و مأخذ
فهرست منابع و مأخذ لاتين
فهرست منابع و تصاوير عكاسي شده
گزارش كار عملي    78
80
82
85
86

پيشگفتار
    شالوده دنياي امروز بر پايه علم بنا نهاده شده است و علم بصورتي طبقه بندي گرديده كه توانسته‌اند تا حدود زيادي جوابگوي نيازهاي بشري باشند به حدي كه انسان امروز را وابسته به خود كرده‌اند. ارتباطات از جمله علومي است كه ريشه‌اي ديرينه دارد و شايد بتوان گفت كه از علوم مادر مي‌باشد.
    امروزه وابستگي بشر به علم ارتباطات به حدي است كه بدون آن زندگي برايش بسيار مشكل است ارتباطات مكمل تمام علوم است و چون رشته‌اي ساير دانش‌ها را به هم پيوند مي‌زند ارتباطات چون درختي پر از شاخه‌هاي متعدد مي‌باشد كه تبليغات يكي از شاخه‌هاي اصلي اين درخت تنومند است.
    تبليغات خود داراي شاخه‌هاي متعددي است ، چون تبليغات سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادي و تجاري و غيره. كه البته تمام اين موارد بي‌تأثير از تبليغات فرهنگي نمي‌باشد. گرافيك از جمله علوم در حال پيشرفت و قابل تعمق و بررسي مي‌باشد اين هنر از قديمي‌ترين علوم ارتباطي است كه نقش بسزايي را در تمام زمينه‌هاي فرهنگي ، سياسي و اجتماعي و اقتصادي و تبليغاتي دارد. بخصوص در مورد آخر مي‌تواند با تكيه بر فرهنگ يك جامعه به تبليغات تجاري آن جامعه جهت دهد پس با تكنيك گرافيك و با مطالعه جامعه‌شناسانه و روانكاوانه يك ملت و با نگرش به فرهنگ حاكمه بر آن جامعه مي‌توان تبليغات جامعه را به حد والاي خود رسانيد يا برعكس فرهنگ جامعه را به سقوط نزديك كرد.
    امروزه ، تبليغات يك كالا راههاي بسيار متنوعي دارد. از تبليغ تلويزيوني ، راديويي و سينمايي
گرفته تا استفاده از بيلبوردها ( آگهي‌هاي ديواري ) پوسته‌ها و استندها ( در كنار پياده‌روها ، سالن‌هاي نمايشگاهها ، موزه‌ها و ترمينالها ، استاديومهاي ورزشي ) و نصب پوسترها بر بدنه اتوبوسهاي شهري ، بخش تراكتهاي تبليغاتي و بخش انواع هداياي تبليغاتي و مهمتر از همه در روزنامه‌ها و جملات البته رشته تبليغات تنها به طراحان گرافيك مربوط نمي‌شود اما همانطور كه گفتيم طراحان باتوجه به تخصيص و مطالعات مربوطه مي‌توانند اين تبليغات را به سمت راه مثبت يا منفي جهت دهند. پس ابتدا به علم ارتباطات تصويري و تاريخچه آن مي‌پردازيم سپس به بررسي گرافيك محيطي و تبليغات خواهيم پرداخت و نوعي از تبليغات ( بخش استند ) كه در معرفي مكان يا يك كالا نقش بسزائي را دارد مورد بررسي قرار مي‌دهيم.


مقدمه
    گرافيك در دنياي پيچيده ارتباطات امروز ، نقش اساسي ايفا مي‌كند و به سبب گستردحگي حيطه فعاليت ، به شاخه‌هاي تخصصي متعددي تقسيم مي‌گردد. بدين سبب شناخت عرصه‌هاي مختلف اين هنر بسيط ، براي متخصصين و نيز براي مخاطبين آن ضروري به نظر مي‌رسد.
    براساس اين ساختار ، اين پايان نامه با هدف شناخت هرچه بيشتر از مفهوم گرافيكي محيطي در بخش تبليغات و استند تدوين گرديده است.
    علت انتخاب اين موضوع به اين جهت بوده است كه نقش استند در اطلاع رساني شهري و مكانهاي خاصي و همچنين تبليغ كالاها جنبه كاربردي فراواني دارد كه البته در ايران استفاده از اسنتر هنوز به طور كامل جا نيافتاده است از لحاظ گردآوري مطالب در مورد بخش استند منبع زيادي در دسترس نداريم. به خصوص در مورد استندهاي شهري در مكانهاي عمومي.
    ابتدا اطلاعاتي از كتب مختلف در زمينه گرافيك محيطي گردآوري مي‌شد و در زمينه موضوع اصلي پروژه در بخش استند از كتابخانه دانشگاه تهران مطالبي گردآوري گرديد كه مشكلات و همكاري نداشتن اين كتابخانه را در بر داشت. اين رساله در 4 فصل تنظيم گرديده شد و به ترتيب تاريخچه‌اي از گرافيك بخش تبليغات سپس گرافيك محيطي و نهايتاً بخش استندها مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
فصل اول : هنر گرافيك

هنر گرافيك
    تعاريف بسياري براي هنر گرافيك وجود دارد كه هر كدام در زمان و دوره‌اي خاص پاسخگوي اين هنر بوده‌اند. با گذشت زمان و پيشرفت تكنولوژي ، تعاريف نيز دستخوش تغييراتي مي‌شوند اما آنچه در تمامي آنها مشترك مي‌باشد ، اين مضامين هستند.
    1- ارتباط و تعامل انساني و اجتماعي
    2- عناصر ترسيمي ( خط ، نقطه ، سطح )
    3- گزارش ( متن و نقشه )
    4- تكثير

در تعاريف هنر گرافيك چنين مي‌خوانيم :
    گرافيك از نظر لغوي به معناي « ترسيم » و « نگارش » است. بر اين مبنا گرافيك هنري است كه ترسيم كردن و نگارش ، اركان اصلي آن را تشكيل مي‌دهند. هنرگرافيك عبارت است از : گونه هنرهاي تصويري كه در وهله نخست به منظور تكثير يا آفرينش ( روپرودوكسيون ) آفريده مي‌شوند. واژه گرافيك از مصدري يوناني به معناي نوشتن مي‌آ‌يد و ريشه آن در اصل به معناي « خراشيدن » و «‌ فقر كردن » است. كسي كه به هنر گرافيك مي‌پردازد ، «‌ هنرمند گرافيك » ناميده مي‌شود.
    در زبان فارسي گرافيست نيز به معناي هنرمند گرافيك مرسوم شده است.  لفظ گرافيك به معناي مراحل ماشيني و نيمه ماشيني جهت بازسازي قصورات و كلام است. در برگيرنده فعاليت‌هاي بي‌شمار  و با ارزش هنري و اجتماعي است ، كه برجسته‌ترين آنها را كتاب چاپي تشكيل مي‌دهد.  
    2- حوزه‌اي در هنرهاي بصري كه اساساً مداد چاپ شدني ( تصاوير ، نقوش و نوشته‌ها ) را دربرمي‌گيرند.
    امروزه «‌ طراحي گرافيكي » در سينما و تلويزيون نيز كاربرد دارد.
    صفحه‌آرايي ، تصويرسازي ، طراحي و نشانه و حروف ، تبليغات ديواري ، استندها و بسته‌هاي كالاها از زمينه‌هاي فعاليت طراح گرافيك محسوب مي‌شود. سابقه اين فعاليت‌ها به كارهاي ويليام ماريس ، ليسيتسكي  و باهاوشماعي  مدرسه هنري - بازمي‌گردد .
    طراحي گرافيك ، به صورتي كه ما امروزه مي‌شناسيم ، تا زمان انقلاب صنعتي يعني قرن نوزدهم وجود نداشت در اين زمان با پيشرفت فنون چاپ و كاغذسازي ، امكان استفاده از تزئينات و تصاوير بديع ، همراه با متن نوشته شده به وجود آمد و نقاشان و هنرمندان گرافيك توانستند نتايج درخشان در كار خود حاصل كنند .
    گرافيك در درجه اول شامل طراحي ، نقاشي و نوشتاري مي‌شود ، اما يك تعريف ثانويه در فرهنگ لغات چنين مي‌گويد : « زنده و بيانگر »  و اين كلمات كمك مي‌كند تا بتوانيم مفهوم به كارگيري زمان ، مهارت و انرژي را در ارتباط با كل كار درك كنيم .

1-1- تاريخچه كوتاهي از هنر گرافيك
    عده‌اي آغاز هنر گرافي را اختراع و گسترش صنعت چاپ مي‌دانند ، و عده‌اي ديگر شروع تصويرگري و گرافيك به معناي امروزي آن را به دوره انسانهاي غارنشين نسبت مي‌دهند. تفاوت اين دو نظريه به دليل تفاوتي است كه هنرمندان گرافيك در تعريف اين هنر قائل هستند. پررنگ دانستن يكي از عوامل مؤثر در طراحي گرافيك ( ارتباط ، عناصر بصري ، عناصر نوشتاري و تكثير ) مي‌تواند تعريف و تاريخچه‌اي متفاوت از اين هنر بدست دهد. علت اختلاف نظرها درباره آغاز پيدايش اين هنر نيز از اين روست ، چرا كه تأكيد بيش از حد بر تكثير به برداشت تقارن زماني اختراع صنعت چاپ و هنر گرافيك مي‌انجامد ؛ و از ديگر سوي بررسي عناصر بصري از گذشته - دوره غازنشيني - تا به حال و برجسته‌ نشان دادن اين دوران به برداشتن متفاوت از جهت بعد زماني مي‌انجامد.
    سؤال ديگري كه در اينجا مطرح است درباره مرز زماني بين گرافيك قديم و گرافيك نوين مي‌باشد برخي صنعت چاپ را سر منشأ پيدايش گرافيك نوين دانسته و برخي ديگر بكارگيري عناصر حركت را ، سرآغاز آن مي‌دانند پيش از ابداع صنعت چاپ ، نقش آفريني و خطاطي كتابها ، توسط نقاشان و خطاطان آن دوره انجام مي‌گرفت.
    با آمدن صنعت چاپ امكانات تكثير و انتشارات گسترش يافت و قشرهاي انبوه مردم به مصرف آثاري كشانده شامل ؟ مذكر ارزان و در دسترس بوده و به سهولت و سادگي درك شود.  در اين زمان ، گرافيك سنتي با حفظ در خصوصيتش يعني خط و نقش ، اضافه شدن چاپ و تكثير ، گام به مرحله نوين خود گذاشت ، در حدود عملكرد گرافيك سنتي مي‌توان هنر خطاطي ، نقاشي دوبعدي ، طراحي و كنده‌كاري را وارد نمود. طراحي نقوش ، چه منفرد چه بر روي سفالينه‌ها و حجاريها و غيره ، همگي با اصول گرافيكي طراحي و اجرا شده‌اند. طرحها ساده و مختصر و حريم متجسم شده ، با خود بياني تصويري و ارتباطي را مطرح مي‌كنند و هر كدام از آنها بيانگر نوع نيازمنديها و مفاهيم تصويري و ارتباطي ، از فضا ، فرهنگ و محيط زندگي خود مي‌باشند.     
    هدفي كه اين نقوش در كاربرد تصويري خود به دنبال مي‌كنند ، همان هدفي است كه در گرافيك دنبال مي‌شود.

1-2- بررسي علم ارتباط تصويري و بصري
    در عصر تكنولوژي معناي هنر و همچنين شكل و كاربرد آن و به طور كلي بيان بصري تغيير به سزايي نموده است. با اختراع دستگاه چاپ و بعد دوربين عكاسي و استفاده روزافزون از وسايل مشابه نظير دوربين فيلمبرداري و كاربرد آن در سينما و تلويزيون ، آموزش بصري و يا به عبارت ديگر فراگيي سواد بصري را صورت بخشيده ضرورتي كه از سالها قبل از آن بايد مورد توجه قرار
مي‌گرفت. « سواد بصري ، علم چگونه ديدن و تجربه نمودن است ».  براي كسي كه به طور طبيعي مي‌تواند ببيند ، عمل ديدن مستلزم صرف نيروي بسيار اندك است زيرا اين عمل به طور خودكار از طريق سلسله اعصاب انسان انجام مي‌پذيرد. پديده‌هاي موجود در طبيعت و محيط را با بسياري از جزئياتشا مي‌بينيم و همه عناصر بصري موجود در آنها را تشخيص مي‌دهيم. هرچند ما به صورت طبيعي و خودكار و بسيار سهل و ساده مي‌بينيم. ولي هنوز از درست و واقعي ديدن آگاهي نداريم. هر سيستم ارتباطي متشكل از سمبولهايي است كه ساخت بشر هستند. كلام يكي از اين سمبولهاست كه در روزگاران گذشته به صورت تصاوير ساده ترسيم مي شد ، و نتيجه تجربيات و احساسات بشر بوده است. در جهان بيش از سه هزار زبان رايج وجود دارد كه هركدام خصوصيات خاص و مستقل خود را دارند. در واقع آنچه به عنوان يك پديده بصري در برابر ديدگان ما قرارمي‌گيرد ، مجموعه‌اي از عناصر بصري  هستند كه اگر داراي تركيبي وحدت يافته باشند با مفهوم جلوه مي‌كنند. اين عناصر بصري عبارتند از : نقطه ، خط ، قطع ، حجم ، بافت ، رنگ ، سايه رنگ.
    « كيفيات بصري » نيز عبارتند از سيستمن ، تعادل ، تناسب ، كشش و غيره. كيفيات بصري كيفياتي هستند كه روند سازمان دادن به بعضي از عناصر بصري مطرح مي‌شوند. روند سازمان
 
دادن به عناصر بصري بوسيله كيفيات بصري را مي‌توان با واژه عام طرح يا Design بيان نمود. عناصري كه ذكر شد در واقع ماده خام و اوليه تمام تصاوير به شمار مي‌روند و بوسيله آنهاست كه انواعي از اشياء و پديده‌ها در محيط به صورت بصري ظاهر مي‌گردند.
    در هنرهاي تجسمي قادر يا چهارچوب در تركيب‌بندي طرح اهميت فراواني دارد. تركيب چند عنصر معين در يك چهارچوب مربع شكل با تركيب‌بندي همان عناصر در چهارچوبي مستطيل شكل يا دايره‌اي بسيار متفاوت است. همين طور نحوه قرارگيري يك عنصر در يك صفحه يا كادر در مفهوم آن بسيار تأثيرگذار است به طور مثال يك نقطه يا دايره كوچك در بالاي صفحه يا در پايين و يا در وسط صفحه معاني مختلفي را القاء مي‌نمايد. حال به صورت اجمالي به بررسي عناصر بصري و خصوصيات هر يك از آنها مي‌پردازيم.
    1- نقطه : كوچكترين واحد پديده‌هاي بصري است و تمامي پديده‌هاي بصري از كنار هم قرارگرفتن بي‌نهايت نقطه بوجود آمده‌اند.
    2- خط : از تجمع نقاط به دنبال يكديگر خط پديد مي‌آيد و بيان كنند. حركت و پايه اشكال به حساب مي‌آيد.و خطوط مي‌تاند مستقيم ، منحني ، زاويه‌دار يا جهت‌دار باشند ، اين جهت مي‌تواند دوراني ، عمودي يا مايل باشد.
    3- سطح و حجم : سطح و حجم را مي‌توان در مجموع شكل و فرم به حساب آورد. شكل‌هاي ابتداعي عبارتند از : مربع ، دايره و مثلث كه در واقع سطح هستند و از تركيب آنهاه با خط و نقطه و سطوح ديگر اشكالي بي‌پايان دوبعدي و سه‌بعدي پديد مي‌آيد.
    4- رنگ : آنچه از صورت ظاهري هر شيء به چشم مي‌خورد ، ناشي از رنگ شكل و فرم آن
جسم است. هر يك از رنگها بر روي ديد انسان و روان او تأثير متفاوتي مي‌گذارد. روانشناسي رنگ تأثير آن را به روي روان و ديد انسان بررسي مي‌كند. هنرمند كه به نتيجه تأثير رنگ از نظر زيبايي علاقه‌مند است بايد رنگ را از هر دو نظر فيزيكي و رواني بشناسد. كسي كه بخواهد به رموز رنگها پي‌ببرد و از آنها در آفرينش يك اثر هنري مدد جويد بايد خوب ببيند ، حس كند و تجربه نمايد. اين رنگها هستند كه احساسات روحي و رواني ما را بيان مي‌نمايد.
    هر عنصري كه روي كاغذ شكل مي‌گيرد مانند نقطه ، خط ، سطح ، رنگ و غيره مي‌تواند با عناصر ديگر ارتباط برقرارسازد و به شكلي ثابت و هماهنگ دست پيداكند. مي‌تواند با عناصر ديگر ارتباط برقرارسازد و به شكلي ثابت و هماهنگ دست پيداكند. همانگونه كه مي‌توان با قراردادن حروف الفبا در كنار يكديگر شهري موزون و پرمعنا پديدآورد ، به همين ترتيب نيز مي‌توان با كنار هم قراردادن اين عناصر بصري تركيب بنديهاي بي‌شماري از مقادير بصري بوجود آورد. مي‌توان با چند خط و نقطه يا اشكال ساده احساسي از فروريختن ، پرواز ، حركت ، سكون و غيره را ايجاد نمود.
    اين احساسهاي فضايي و انواع آن بي‌شمارند چنانچه علائم اوليه زبان فارسي سي و دو حرف مي‌باشد اما با كنار هم قراردادن آنها مي‌توان به بي‌نهايت كلمه و جمله دست يافت. به همين ترتيب نيز نيروهاي ذخيره شده در دستگاه بصري را باورنكردني و بي‌نهايت است. يك لكه رنگ بسته به اينكه روي سطح تصوير در طرف راست يا چپ ، بالا و پائين و يا وسط تصوير قرارگيرد تجربه فضايي و متفاوتي برمي‌انگيزد. با افزايش لكه‌ها رنگ احساس فضايي گسترش يافت و لكه‌ها از هم دور و يا به هم نزديك مي‌شوند و مثل آن است كه وزن و راستاي متمايل به مركز و يا گريزان از مركز ايجاد مي‌نمايند. ايجاد اينگونه اشكال متفاوت روي سطح تصوير بيان و احساس فضاي غني‌تري بدست مي‌دهد.
    ارتباط تصويري يا بصري علمي است كه به بررسي ويژگي‌ها و روابط مابين عناصر و پديده‌هاي بصري مي‌پردازد و بسياري از جاها به علوم و هنرهايي چون معماري ، طراحي صنعتي ، نقاشي ، مشهور ادبيات ، موسيقي ، سينما و غيره ارتباط پيدا مي‌نمايد.
    طراحي گرافيكي به صورتي كه امروزه مي‌شناسيم در زمان انقلاب صنعتي قرن نوزدهم ميلادي وجود نداشت ، اما با پيشرفت صنعت چاپ و امكان استفاده از تصاوير نو و تازه به همراه نوشته‌ها گرافيك كم‌كم شكل تازه‌اي به خود گرف. با بوجود آمدن هنر سينما ، محدوده اين عمل نيز گسترش فراواني يافت به صورتي كه امروزه مرز و حدود خاصي براي آن نمي‌توان تعيين نمود.

نتيجه
    • گرافيك از نظر لغوي به معناي «‌ ترسيمي » و « نگارشي » است. به اين مبنا گرافيك هنري است كه ترسيم كردن و نگارش ، اركان اصلي آن را تشكيل مي‌دهند.
    • سواد بصري ، علم چگونه ديدن و تجربه نمودن است.
    • هر سيستم ارتباطي متشكل از سمبولهايي است كه ساخت بشر هستند. كلام يكي از اين سمبولهاست كه در روزگاران گذشته به صورت تصاوير ساده ترسيم مي‌شده و نتيجه تجربايت و احساسات بشر بوده است.
    • كيفيات بصري عبارتند از ( ريتم ، تعادل ، تناسب ، كشش و غيره … ) كيفيات بصري
كيفياتي هستند كه در مورد سازمان دادن به بعضي از عناصر بعدي مطرح مي‌شوند.
    • ارتباط بصري يا تصويري علمي است كه به بررسي ويژگي‌ها و روابط مابين عناصر در پديده‌هاي بصري مي‌پردازد.

فصل دوم : تبليغات

2-1- سابقه تاريخي تبليغات
     اگر بخواهيم تبليغات تجاري و آگهي را كاملاً درك كنيم بايد بدانيم كه اساساً تبليغات چگونه بوجود آمده است و چگونه با پيشرفتهاي اجتماعي- اقتصادي- سياسي و فرهنگي پيش رفته است. يكي از تاريخهاي مهم در سابقه تبليغات سال 1450 مي‌باشد زيرا در اين سال بود كه گوتمبرگ انجيل معروف خود را به چاپ رساند. تبليغات دوران قديم در مقايسه با تبليغات جديد و مدرن امروزي خيلي ساده بود اما ، هدف نهايي از آن همان بود كه امروزه بكارمي‌رود يعني ايجاد ارتباط براي دادن اطلاعات.
    اطلاع ما از تبليغات در زمانهاي قديم ناقص و مبهم است اما از كاوشهاي باستاني در اطراف درياي مديترانه مداركي بدست آمده كه نشان مي‌دهند روميها و اجدادشان از تبليغات استفاده مي‌كرده‌اند. باتوجه به اين مطلب مي‌توان پي‌برد انسان چه در گذشته و چه در حال همواره تبليغ مي‌كرد و تبليغات نقش مؤثري در عرضه كالا ايفا نموده است. بهتر است قبل از هرچيز معني و مفهوم تبليغ و تبليغات را شرح دهيم تا بهتر بتوانيم شيوه‌هاي آنرا نام برد و توصيف و تحليل نمائيم.

2-2- تبليغات چيست؟
    تبليغات انتشار يك پيام به عموم است كه به منظور رسيدن به هدفي طرح‌ريزي شده باشد.
نوع هدف در تبليغات باتوجه به اينكه جنبه عمومي يا بازرگاني داشته باشد ، متفاوت است. هدفهاي عمومي شامل تبليغاتي است كه به وسيله مقامات دولتي و موسسات غيرانتفاعي دولتي و خصوصي انتشار مي‌يابد و به منظور مطلع ساختن عموم در مورد يك وضعيت مشخص و تشويق آنها با توجه پيامهاي خاصي مثل رانندگي صحيح ، صرفه‌جويي در مصرف برق و غيره صورت مي‌گيرد.

2-3- مضمون تبليغات
    يك پيام تبليغاتي داراي دو مضمون است :
        1- اطلاع دهنده
        2- متقاعدكننده
    مضمون اطلاعات دهنده يك پيام تبليغاتي آن قسمت از پيام است كه به منظور توجه خريداران بالقوه به نوع كيفيت ، موارد استفاده ، قوائد و قيمت كالا و خدمات مورد فروش طرح‌ريزي شده است.
    مضمون متقاعدكننده يك پيام تبليغاتي ، آن قسمت از تبليغ است كه سعي بر تغيير خواستهاي يك فرد در تقاضا براي يك كالا يا خدمت و تشويق او به خريد كالا مورد تبليغ است.
    تفاوت بين مضمون اطلاع‌دهنده و متقاعدكننده ، اغلب به وسيله منتقديني بوجود آمده كه معتقدند تبليغات اطلاع‌دهنده نقش سازنده‌اي ايفا مي‌كنند در حالي كه تبليغات متقاعدكننده ممكن است باعث شود قيمتهاي بيشتري بپردازد كه در صورت عدم وجود تبليغات نمي‌پرداخت. بهرحال يك پيام تبليغاتي ، چه اطلاع‌دهنده و چه متقاعدكننده ، به مصرف‌كننده در برگزيدن كالا و خدمات مورد علاقه‌اش ، حق انتخاب مي‌دهد و در واقع مي‌توان گفت كه تبليغات به ميزان اطلاعات مصرف‌كننده‌اش مي‌افزايد .

2-4- شرايط اساسي براي تبليغات به طرز مؤثر
    تبليغات فقط عقايد و افكار مردم را نسبت به شرايط و اوضاع جامعه و جهان تغيير مي‌دهد و هرگز نمي‌‌توان در اين راه به زور و ارعاب متوسل شد بلكه فقط مي‌تواند مردم را به چنين كاري ترغيب نمايد.
    چگونه مي‌توان انسانها را به اين كار ترغيب نمود و نتيجه رفتار و اعمالشان را با اين هدف مشخص ساخت؟ تجربيات اصولي بدست آمده را مي‌توان براي تبليغات اينگونه درنظرگرفت :
    - بايد توجه مردم را جلب نمود.
    - بايد اعتماد مردم را جلب نمود.
    - بايد استعداد و آمادگي پذير و درك موضوعات و مسائلي را كه در حيطه تبليغات قرارمي‌گيرد با شيوه‌هاي درست و مورد اطمينان ( تبليغاتي ) در مردم به وجود آورد و خواسته‌هايشان را اصلاح و تبديل نمود.
    - براي ايجاد چنين شرايطي بايد اين يقين را به مردم داد كه تبليغات ما براي آنها مؤثر خواهد بود. علاوه بر اين مي‌توان بوسيله تبليغات با معطوف نمودن توجه به ساير تمايلاته موجود مردم ،
خواسته‌هاي آنان را به نحو ديگري تعديل و اصلاح كرد.

2-5- بررسي رنگ در تبليغات
رنگ چيست؟
    رنگ عبارت است كيفيتي كه از ظاهر چيزي ديده مي‌شود ، مانند سفيدي ، سرخي ، سبزي ، و …
    رنگ بيش از همه با عواطف و احساسات بيننده نزديكي دارد.
    رنگ نه فقط داراي معناي عام است كه مورد قبول همگان مي‌باشد بلكه داراي معاني رمزي نيز هست. رنگ تركيب كننده نور ، تركيب كننده و يا اجزاء نور به شمار مي‌رود و به خصوصيات خارجي سطح اشياء و ماده مربوطه مي‌شود. باتوجه به اينكه افراد به فراخور شخصيت ، هركدام داراي سليقه‌ها ، خاص خود در انتخاب رنگ مي‌باشند و حتي رنگ انتخاب مي‌شود معاني بسياري همراه آن انتقال مي‌يابد. در حوزه رنگ ايجاد يك تركيب‌بندي عبارت است از كنار هم قراردادن دو يا چند رنگ به ترتيبي كه حالت يا معناي معيني را بيان كنند. انتخاب رنگي شكل يا طرح آن ، وسعت سطوح و ؟ ميان آنها از جمله عواملي است كه در ايجاد مفهوم و بيان حالت تصوير نقش عمده‌اي دارند. رنگ نيز مانند ساير عوامل موجود در تبليغات از اهميت بسزائي برخوردار است.
    تأثير رنگ در يك تصوير به دو صورت است :
    1- ارزش رواني بر چشم بيننده
    2- اثر رواني بر حواس
    اين دو عامل هر يك مكمل يكديگر هستند و جزء جدايي‌ناپذير از ديگري.
    هر رنگ داراي طول موج بخصوص مي‌باشد كه اين خود در طراحي و تهيه يك اثر هنري خصوصاً در تبليغات بايد مورد توجه قرارگيرد رنگها بايد در جهت انتقال سريع پيام تبليغاتي بكارروند و فضاي مورد نياز يك كار تبليغاتي را تجسم كنند.

2-5-1- تأثير رنگ در تبليغات
    رنگها نه تنها در روحيه انسان تأثير قابل ملاحظه‌اي دارند بلكه تحقيقات ثابت نموده كه روي اعصاب و بدن آدمي نيز مؤثر هستند. علاقه و توجه انسانها به رنگ از ديرباز وجود داشته ، شايد رنگهايي كه در طبيعت اطراف ما وجوددارند باعث جلب بشر به اين عامل سفيد زندگي باشد.

2-5-2- عوامل مؤثر در انتخاب رنگ
    سن اشخاص در انتخاب رنگ تأثير قابل ملاحظه‌اي دارد. معمولاً رنگ‌هاي انتخابي خردسالان با بزرگسالان متفاوت است. رنگهاي زنده و خاص مورد توجه كودكان قرارمي‌گيرد. در صورتيكه بزرگسالان رنگ‌هاي پخته و تركيب شده را ترجيح مي‌دهند.
    كارشناسان گرافيكي عقيده دارند كه رنگ در يك كار تبليغاتي حتماً بايد مورد توجه بيننده قراربگيرد. اين تبليغ مي‌تواند بسته‌بندي باشد يا پوستر و يا اسكنر و چيزهاي ديگر به همين دليل است كه بايد در انتخاب رنگ در يك كارگرافيكي به تحقيقات انفرادي و اجتماعي بپردازيم.
    رنگ بايد در يادها بماند و نيز در بنياد كارهاي تبليغاتي ديگر به راحتي مشخص و نمايان
باشد. اصولاً رنگ‌ها بيشتر از علاقه و نام و نشانه‌ها در خاطر اشخاص پايدار مي‌ماند. رنگ‌ها انسان را به سوي خود جلب مي‌كنند و بعضي اوقات واقعاً رنگ‌ها معرف يك تبليغ مي‌شوند.
    جلب توجه و خوشايندي رنگ‌ ، قابل رويت بودن آن در فروشگاهها ، وجود ارتباط صحيح بين رنگ يك تبليغ و محتواي آن ، تناسب رنگ با موارد استفاده مصرف و جلب اعتماد بيننده از عملكردهاي مؤثر رنگ‌هاست.
    رنگ يك عامل جبر اصلي فروش است . ولي بايد گفت كه رنگ‌آميزي خوب به تنهايي نمي‌تواند عاملي مؤثر براي ايجاد موفقيت در يك كار گرافيكي باشد بلكه تركيب‌بندي و Layout درست و توجه‌كردن به رابطه رنگها با فرمها نيز عامل مهم ديگري در يك كار تبليغاتي به شمار مي‌آيند.

2-5-3- رابطه و رنگ و بيننده در تبليغات
    به نظر مي‌آيد بين يك كارگرافيكي و بيننده آن رابطه‌اي مانند گفتگوي دو شخص وجود دارد. تشبيه اين رابطه با گفتگو و مكالمه به اين خاطر است كه شكل و رنگ و عبارت روي يك طرح به بيننده مي‌فهماند كه مفهوم و محتواي آن چيست و رنگ‌ها در ايجاد اين رابطه يك عامل مستقيم و سريع هستند.
    تناسب رنگ‌ها و محل آنها در حالت يك طرح گرافيكي تغييري بوجود مي‌آورند و افراد با ديدن آنها دچار احساسات مختلفي مي‌شوند. بنابراين به كمك رنگ مي‌توان خصوصيات يك مكان
يا يك طرح را بيان نمود و حالت سنگيني و سبكي و حرارت و سردي آنرا القاء نمود

نتيجه
    • تبليغات ، انتشار يك پيام به عموم است كه به منظور رسيدن به هدفي طرح‌ريزي شده باشد نوع هدف در تبليغات ، باتوجه به اينكه جنبه عمومي يا بازرگاني داشته باشد ، متفاوت است.
    • يك پيام تبليغاتي ، چه اطلاع‌دهنده و چه متقاعدكننده ، به مصرف كننده در برگزيدن كالات و خدمات مورد علاقه‌اش ، حق انتخاب مي‌دهد.
    • هر رنگ داراي طول موج بخصوص مي‌باشد كه اين خود در طراحي و تهيه يك اثر هنري خصوصاً در تبليغات بايد مورد توجه قرارگيرد رنگها بايد در جهت انتقال سريع و پيام تبليغاتي به كار روند و فضاي مورد نياز يك كار تبليغاتي را تجسم كنند.
    • تركيب‌بندي و Layout درست و توجه كردن به رابطه رنگها با فرمها عامل مهم ديگري در يك كار تبليغاتي موفق به شمار مي‌آيد.
فصل سوم : گرافيك محيطي

3-1- گرافيك محيطي
    زندگي در شهرهاي بزرگ و صنعتي شرايط خاصي را براي انسان ايجاد مي‌نمايد. اين شرايط ، شامل دور شدن از طبيعت بكر و جدا افتادن از زيبايي‌هاي آنست و اين عاملي در روند افزايش ناراحتي‌هاي روحي ، استرسها و تنشهاي عصبي است. پس جامعه شناسان و دست اندركاران محيط زيست با ايجاد فضاي سبز و توسعه پاركها ، اين پيوند گسسته با طبيعت را تا حدودي برقرارمي‌سازند. انسان امروز باتوجه به مشغله زياد بيش از هر زمان ديگر نياز به آسايش دارد ، چون اين آسايش به او احساس امنيت خاطر مي‌دهد و سبب تحرك بيشتر مي‌شود.
    طراحي محيطي يكي از زمينه‌هايي است كه فضاي تيره و آلوده شهرهاي بزرگ صنعتي را تبديل به مكاني قابل توجه و دلپذير مي‌كند. اين مهم زماني به وقوع مي‌پيوندد كه پاي هنر به ميان كشيده شود. گرافيك ، معماري ، شهرسازي ، نقاشي ، مجسمه‌سازي و ديگر هنرها با در دست داشتن منابع و امكانات كافي و با يك برنامه‌ريزي دقيق بر مبناي تحقيقات كامل ، مي‌توانند چهره‌اي خوشايند به شهرها ببخشند.و كاري كه امروزه در نمايشگاههاي بين‌المللي انجام مي‌گيرد ، استفاده از طرحها ، رنگها ، فضا سازيها ، انواع بافتها و ريتمها.

• طراحي محيطي را مي‌توان به دو صورت طبقه‌بندي نمود :
    الف- مستقل از جداي تبليغات بصورتي كه صرفاً براي زيبايي شهرها به كاربرده شود مانند
كشيدن مناظر به صورت فرسك بر ديوارهاي بلند و ناهنجار غيرقابل استفاده ساختمانها يا ساختن حجم‌هاي هندسي و مجسمه‌هاي زيبا در ميدانها يا ساختن دكورها و آبشارهاي مصنوعي با استفاده از مصالح ساختماني و ايجاد فضاي سبز اين تركيبها زيبا بيان خاص خود را در شهرها دارد ، اما دربرگيرنده مفهوم ديگري نمي‌باشد و صرفاً براي زيباسازي محيط با استفاده از طرحها ، نقشها ، رنگها و فرمهاي زيبا اجرا مي‌شود.
    طراحي محيطي در كشورهاي غربي داراي سابقه‌اي طولاني‌تر است و امروزه بيش از پيش به آن توجه مي‌شود. براي اين كار عمدتاً بايد از مواد و مصالحي استفاده شود كه ديرتر دچار فرسايش شوند و اين ارتباط مستقيم با موقعيت جغرافيايي شهرهاي مختلف دارد.
    ب- نوع ديگر طراحي محيطي باتوجه به جنبه‌ زيبايي ، جنبه كاربردي و تبليغاتي آن نيز مورد توجه قرار مي‌گيرد و آن عبارت است از ساختن محلهايي براي نصب آگهيهاي متنوع رنگي ، كه شكل ، نوع محل و ساير مشخصات اين محلهاي باز ، بسته به ايده‌ طراحان مي‌باشد.

به گونه‌اي ديگر مي‌توان گرافيك محيطي را اين چنين تقسيم‌بندي نمود :
    1- گرافيك محيطي دوبعدي يا مسطح مثل علائم تصويري و پيكتوگرامها
    2- گرافيك محيطي سه‌بعدي يا حجمي مانند POP ، ( اشكال و احجام نمايشي مانند مجسمه‌هايي كه در گوشه و كنار شهر به چشم مي‌خورد ، شكلهاي كلي مكانهايي چون فروشگاهها، غرفه‌هاي نمايشگاهي فضاهاي تفريحي و غيره كه در فصلهاي آينده به تفضيل آنها خواهيم پرداخت ( تصوير شماره 1 ).
    به هر حال گرافيك محيطي همانطور كه قبلاً هم اشاره شد حيطه عمل بسيار گسترده‌اي دارد. گرافيك محيطي مي‌تواند :
    1- جنبه اطلاع‌رساني و يا حالت تأكيد و يا هشدار نسبت به موضوعي را داشته باشد.
    2- جنبه‌ فرهنگي داشته باشد. مانند تبليغات شهري در مورد تأثر و يا سينما.
    3- جنبه آموزشي داشته باشد.
    4- جنبه تبليغاتي داشته باشد.
    5- جنبه اجتماعي داشته باشد مانند تبليغاتي كه برعليه مصرف سيگار در سطح شهر ديده مي‌شود.
    6- جنبه هنري و صرفاً زيباسازي محيط را داشته باشد.

3-2- گرافيك محيطي مسطح يا دوبعدي
    بشر در ابتداي زندگي خود بر روي اين كره خاكي شروع به ترسيم اشكال و موجوداتي كه در اطراف خود مي‌ديد به صورتي رمزگونه مي‌نمود. استفاده از اين اشكال بصورت نمادين از سرآغاز تمدن بشر جريان داشته است بشر اوليه به منظور انتقال افكار و احساسات خويش به حك علائمي بر روي ديوار غارها و صخره‌ها مي‌پرداخت و بدين جهت او سعي مي‌نمود تا افكار و احساسات خويش را به صورت تصويري براي ديگران بازگو نمايد. او مانند طفلي كه هنوز زبان نياموخته جهت بيان افكار خويش كوشش‌هايي را براي ايجاد اين علائم مصروف نمود ، دايره‌‌اي كه نمايانگر خورشيد بود ، منبع گرما و زندگي بخش‌ است و نيم‌دايره‌اي به شكل هلال نمايانگر قرص ماه بوده
‌است  (تصوير شماره 2).
    هنرمند دوران كهن سنگي با تصوير جانوري بر روي سنگ سعي در القاء نمودن مفهوم آن جانور داشته است. در دنيايي كه همه چيز حتي طبيعت دشمن بشر به حساب مي‌آمده ، انسانها سعي در بجاگذاشتن مداركي از كوشش‌هاي خويش براي زنده‌ماندن داشته‌اند. مدارك مذكور راهنماي خانواده‌ها در شكار و ساير مسائل زندگي و نيز چگونگي مقابله با خطر بوده است. در حدود چهار هزار سال پيش در مصر و چين خط هيروگليف  يا خط تصويري كه بر مبناي همين نمادهاي اوليه ساخته شده بود بوجود آمد. اين خط تركيبي از واژه‌ها و نمادهاي ترسيمي است.
    زماني كه زبانها به نهايت پيچيدگي خود مي‌رسند لزوماً بايد ساده شوند و به همين دليل است كه امروزه احتياج به استفاده از نمادها و نشانه‌هاي تصويري بيش از هر زمان ديگر به منظور ايجاد ارتباط با ديگران بوجود آمده است.
    تصوير و يا حتي نامي كه ممكن است نماينده چيزي مأنوس در زندگي ما باشد به اصطلاح سمبول  نام دارد كه متداول آن در زبان فارسي نماد و يا رمز مي‌باشد. علائم و سمبولهايي كه نوشتار و يا شكل كالبدي زبان را تشكيل مي دهند در روزگاران پيش بصورت رشته‌هايي از تصاوير ساده ترسيم مي‌شدند و اين تصاوير نتيجة محسوسات بشر بودند.
    كم‌كم اين نمادها بصورت نمادهاي امروزي همچون اعداد ، حروف الفبا ، نت‌هاي موسيقي و غيره درآد كه اينها نيز در هر فرهنگي با فرهنگ ديگر متفاوت مي‌باشند. نتيجه‌گيري كلي اينكه هر
 
سيستم ارتباطي متشكل است از عناصري كه ساخت بشر مي‌باشند كه گونه‌اي از اين عناصر ، سمبولها هستند. در دوراني كه زبانهاي ملتها از نظر تخصصي پيشرفت چشمگيري يافته است و در دنيايي كه ارتباط بصري حاكم بر آن است ، زبان نمادي ، تصويري و ترسيمي توليد دوباره يافته است كه مستقل از هر نوع محدوديت زباني ، در حال پيشرفت و تكامل روزافزون است و همگان نيز مي‌توانند آن را بفهمند .
    امروزه در تمامي اماكن عمومي ، ما محتاج نوعي آرايش بصري يا طراحي محيطي مي‌باشيم. در حال حاضر بيش از هر زمان ديگري علائم ، نمادها و نشانه‌ها جايگزين حروف الفبا گرديده است.
    مثل علائم تصويري به كار رفته در راه آهنها ، بنادر ، متروها ، فرودگاهها ، فروشگاهها و ساير اماكن عمومي پر رفت و آمد. حتي گاهي اوقات مي‌توان اين علائم تصويري را روي كالاها ، وسايط نقليه و غيره مشاهده كرد مثل علامت شكستني كه روي بسياري از اجناس شكستني به چشم مي‌خورند.
    بطور مثال تصوير يك گوشي تلفن نشانه محل تلفن كردن ، سيگال در حال دود علامت خورده به معني ممنوع بودن استعمال دخانيات ، انگشت پرسار روي لب در بيمارستان دعوت به سكوت و تابلوي چمدان و كليد در فرودگاه مبين آن است كه مي‌توانيم چمدان خود را در صندوق ايستگاه به امانت بگذاريم. در واقع هرگاه با دقت به اطراف خود نگاه كنيم تصديق خواهيم كرد كه در انبوهي از تصاوير سخنگو محاصره شده‌ايم.
    علائم ترسيمي داراي اقسام بزرگي گوناگوني مي‌باشند. بسياري از اين علائم به سادگي به تجسم اشياء و عناصري مي‌پرداند كه به آنها علائم تصويري يا شمايلي مي‌گوئيم. اما لزومي براي تصويري بودن يك علامت ترسيمي وجود ندارد ، به اين معنا كه گاهي اوقات با مشاهدة چند خط خيلي ساده مي‌توان معنا يا مفهومي از يك شيء يا فعل را دريافت نمود كه رابطة عيني معيني با شيئ و يا فعل مورد نظر ما ندارد. به طور مثال دو خط افقي موجدار كه در امتداد و موازات هم كشيده شده‌اند نشانگر آب مي‌باشند. برخي از اينگونه علائم كه تا اندازه‌اي تجريدي مي‌باشند. بسيار مؤثرترند و مفيدتر از علائمي هستند كه به طور مستقيم به ترسيم شيء مورد نظر مي‌پردازند.
    نوعي از علائم ترسيمي وجود دارند كه به طور صدردرصد تجريدي و انتزاعي بوده و هيچگونه رابطه‌اي با اشياء و افعالي كه نشانگر آنها باشند ندارند. اينها در واقع علامتهايي هستند كه احتياج به زمينه يادگيري قبلي دارند ، مانند اعداد ، حروف ، علامتهايي چون تعجب ، پرسش ، فلش ، جمع ، و تفريق ، نتاي موسيقي و … همگي جزء اين گروه به حساب مي‌آيند. ما هر روزه با بسياري از اين علائم تصويري برخورد مي‌كنيم كه سرعتمان را براي انجام امور زندگيمان افزايش مي‌دهند.     
    كاربرد اين علائم چنان وسيع و گسترده است كه نمي‌توان به طور كامل آنها را جمع‌بندي نمود. در اين ميان علامتهايي نيز وجود دارند كه بوسيله معماران ، مهندسان برق ، داروسازان ، گياه‌شناسان و غيره مورد استفاده و غيره مورد استفاده قرارمي‌گيرند. به همين دليل بوسيله سازمان استانداردها و تحقيقات بين‌المللي ژنو (ISO)  زبانهاي ويژه تصويري براي اشخاصي كه در رشته‌هاي متخلف مانند مهندسي برق و الكترونيك ، لوله‌كشي ، جوشكاري و ديگر رشته‌هاي فني‌كار مي‌كنند توسعه يافته است.

3-3- پيكتوگرامها
    در واقع از دو كلمه (Pict ) به معني تصوير كه برگرفته از كلمه ( Picture ) است و كلمة گراف به معناي نگاشتن و ترسيم كردن و پيكتوگرام ( Pictogramme ) به معناي طرح تصوير است. يك پيكتوگرام خوب پيكتوگرامي است كه پيام تصويري آن به سرعت و به درستي درك و فهميده شود.
    در واقع مي‌توان گفت هدف تمامي پيكتوگرامها رساندن پيام به صورت مستقيم ، واضح و سريع به بيننده است.
    امروزه كه سرعت نقش مهمي را در جوامع پيشرفته ايفا مي‌نمايد وجود انرژي براي سرعت بخشيدن به آن لازم و ضروري به نظر مي‌رسد. اين نياز را به راحتي مي‌توان در اماكن عمومي به چشم ديد. مردمي كه در اينگونه اماكن در حال رفت و آمد مي‌باشند باتوجه به علائم تصويري نصب شده در اطرافشان به راحتي مي‌توانند مسير خود را مشخص نمايند. و يا به طور مثال هنگامي كه يك اتومبيل با سرعت فراوان در يك بزرگراه حركت مي‌نمايد وجود علائم تصويري به راحتي مي‌تواند راه او را قبل از رسيدن به مقصد بدون آنكه لازم باشد تا از سرعت خود بكاهد مشخص نمايد ( تصوير شماره 3 ).
    در واقع نقش پيكتوگرامها هدايت و راهنمايي و اطلاع‌رساني به اقشار مختلف مردم است.
روانكاوان و رفتارشناسان اجتماعي براي اين علائم تصويري را نام اطلاعات برق‌آسا را انتخاب نموده‌اند.
    آنها معتقدند كه هرگاه بخواهيم به جاي هر تابلوي تصويري ، مضامين آن را با حروف بنويسيم، به ناچار بايد تابلوي بسيار بزرگي را در نظرگرفته و مقصودمان را به چند زبان زنده دنيا مانند انگليسي ، آلماني ، فرانسه ، عربي و … روي آن منعكس نمائيم حتي با اين وجود تضميني براي درك و فهم افراد بي‌سواد وجود ندارد.

3-3-1- وظيفه و عملكرد پيكتوگرام
    وظيفه و عملكرد پيكتوگرام را مي‌توان اين چنين خلاصه نمود :
    1- جلب توجه بينندگان
    2- پيام رساني
    3- ارزش نهادن به ارتباط اجتماعي
    اگر به اين سه وظيفه در هنگام طراحي پيكتوگرام توجه كافي مبذول شود ، مطمئناً عملكرد آن در جامعه افزايش پيدا مي‌كند. پيكتوگرام‌ها را مي‌توان براساس فرم به دو دسته تقسيم‌بندي نمود :
    1- پيكتوگرام‌هاي حقيقي كه از اشياء حقيقي در طراحي آنها استفاده مي‌شود و در فرم آنها مي‌توان از علائم و حروف استفاده نمود ( تصوير شماره 4 ).
    2- پيكتوگرام‌هاي انتزاعي يا ابستره‌اي  كه اين پيكتوگرام‌ها شبيه به نشانه‌ و سمبل هستند. به طور مثال براي اشاره به ورودي و خروجي‌ها كه از فلش استفاده مي‌شود.
    در واق اين فلش يك علامت تصويري انتزاعي مي‌باشد. بعضي از علائم راهنمايي و رانندگي نيز در قالب اين مقوله مي‌گنجد ( تصوير شماره 5 ).
    پيكتوگرام‌ها يا علائم تصويري در اكثر كشورهاي دنيا به صورت يك زبان بين‌المللي مورد استفاده قرارمي‌گيرد اما در كشور ما استفاده از اين علائم بصورت مؤثر و گسترده نبوده و يا كمتر به آن توجه مي‌شود. در كشورهايي كه بهره‌گيري از علائم تصويري به شكل پردامنه صورت مي‌گيرد ، در تمام نقاط آن از جمله كارخانه‌ها ، مدارس ، بيمارستانها و نقاط ديگر استفاده از آن بصورت امري اجتناب‌ناپذير درآمده است.
    خصوصيات كلي اين پيكتوگرام‌ خوب را مي‌توان اينچنين خلاصه نمود :
    1- عامه فهم بودن آن
    2- نصب در محل مناسب
    3- حتي المقدور ساده و بدون تكلف باشد.
    4- هماهنگي فرم و رنگ با فرهنگ اجتماعي و بومي
    5- هماهنگي فرم و رنگ با محيط اطراف به صورتي كه از محيط اطراف مجزا و مشخص باشد.
    امروزه بسياري از پيكتوگرام‌ها را به صورت واقع گرايانه طراحي مي‌نمايند و سادگي و خلاصه بودن را كمتر در نظر مي‌گيرند. اما به هر حال خصوصيت پيكتوگرام كاملاً در آن مشهود است. يكي از مكانهايي كه پيكتوگرام در آنجا كاربرد فراوان دارند ، پاركهاي ملي و باغ وحش‌ها مي‌باشند. وقتي كه در سال 1972 قفس حيوانات باغ وحش ناكسويل  از بين رفت و آنجا به يك پارك وحش با حيواناتي آزاد تبديل گشت ، تابلوهاي راهنمايي براي آنها طراحي گرديد. تابلوهاي جديد تنها 18 اينچ بلندي داشتند و به صورتي طراحي گرديده بودند كه هم براي بچه‌ها و هم براي بزرگسالان به راحتي قابل ديدن و خواندن بودند ( تصوير شماره 6 ).
    هر ساله در دنيا صدها پيكتوگرام جديد طراحي مي‌شود. در هنگام طراحي پيكتوگرام بايد اين نكته را در نظر داشت كه اكثريت مردم اين مرز و بوم از نظر سواد و سطح آگاهي‌هاي بصري در سطح خوبي نيستند و در واقع از اين حيث بسيار ضعيفند ، طراحي نشانه و پيكتوگرام بايد به گونه‌اي باشد كه به راحتي بتواند با اين قشر از جامعه نيز ارتباط برقرار سازد. از آن گذشته ارتباط بايد به گونه‌اي بتواند در سطح بين‌المللي نيز مطرح گردد.
    همواره سعي مي‌گردد تا اين علائم تصويري را به صورت يك سري علائم استاندارد شده درآورنده و مورد استفاده قراردهند. كميته بين‌المللي استاندارد و علائم تصويري بعد از مطالعات ، بررسي‌هاي و نظر سنجي‌هاي بسيار چند علامت تصويري كه عموميت بيشتري داشتند را به عنوان علائم استاندارد شده بين‌المللي در اختيار كشورهاي جهان قرارداد.
    اندازه نصب تابلوهاي تصويري نيز براي انسان و اتومبيل داراي استانداردهاي خاصي مي‌‌باشد تا به راحتي قابل رويت براي انسانهاي پياده و سواره باشد. اين استانداردها مي‌بايست در تمامي نقاط جهان رعايت شوند  ( تصوير شماره 7 ).
    تابلوهاي راهنمايي كه در اماكن عمومي مانند فرودگاهها ، متروها ، نمايشگاهها و … وجود
دارند را مي‌توان به نوعي به چهار گروه زير تقسيم‌بندي نمود :
    1- تابلوهاي تصويري كه براي نشان دادن جهت يك محل به كاربرده مي‌شوند مانند فلشها و تصاوير همراه آنها.
    2- دسته‌اي از تابلوهاي راهنمايي كه محل معيني را نشان مي‌دهند و معمولاً بر سردر ورودي و يا روي در ورودي نصب مي‌شوند. مثل محل فروش بليط ، فروش مطبوعات ، محل دستشويي زنانه يا مردانه ، رختكن ، حمام و غيره. همين طور مي‌توانند شامل تابلوهاي مشخص كننده يك شهر و يا محله باشند.     
    3- دسته‌اي از تابلوهاي هشداردهنده مثل تابلوهاي آشغال ريختن ممنوع ، سيگار نكشيدن ، ورود ممنوع و غيره ( تصوير شماره 8 ).
    4- علائمي كه بصورت دسته جمعي در كنار يكديگر اطلاعاتي را به صورت كلي بر روي يك تابلوي واحد در اختيار بينندگان مي‌گذارد. اين تابلوها مي‌توانند شامل نقشه‌هاي راهنما نيز باشند

3-4- گرافيك محيطي حجمي يا سه بعدي ( خط، فرم، بافت … )
    بشر نياز ذاتي به يافتن و يا ايجاد يك نظم را در دنياي اطراف خود همواره احساس مي‌نمايد زيرا بدون اين نظم ادامه حيات براي او ممكن نيست. روابط هماهنگ مابين اجزاء مختلف هميشه بر روح و روان انسان اثري خواستني و دلپذير باقي مي‌گذارد. عموم هنرها از جمله نقاشي ، مجسمه سازي ، عكاسي ، موسيقي ، معماري و غيره نوعي سازمان‌بندي و نظم هنري را شامل
مي‌شوند.
    كلمه وسيله‌اي است كه بوسيله آن شاعر تمامي احساسات خويش را بيان مي‌نمايد و نقطه ، خط ، شكل ، فضا ، بافت ، نور و رنگ نيز عواملي هستند كه يك نقاش ، مجسمه ساز و معمار با آن حس خويش را بازگو مي‌نمايند.     
    نقاشان در صفحه دو بعدي ، پيكرتراشان بر حجم سه بعدي و بالاخره طراحان داخلي و محيطي در فضاي دروني و بروني يك ساختمان با به كارگيري همين عوامل سعي در معنا دادن به كار خويش مي‌نمايند.
    هر شكل سه بعدي را مي‌توان از نظر اجزاء تجزيه نمود مثلاً يك گل از تعداد زيادي سطوح به هم بافته و يك حجم استوانه‌اي بسيار باريك و بلند كه شاخه آن را تشكيل مي‌دهد شكل گرفته است ، از نظر بافت نرم است و فقط در معرض نور ديده مي‌شود و رنگ آن نيز متغير مي‌‌باشد. پس هر شكل سه بعدي داراي اين اجزاء مي‌باشد.

خط
    خطوط و اشكال اجزاء جدانشدني از يكديگر مي‌باشند. هر شكل از تعدادي خط تشكيل شده كه مي‌تاند زياد و كم باشد. خط و شكل هر دو داراي قدرت بيان ويژه‌اي مي‌باشند ، خط اثر يك نقطه متحرك ، لبة نازك يك سطح صاف و يا حدود يك حجم مي‌تواند باشد. خط چيزي است كه بوسيله آن حدود اشياء اشكال و احجام مشخص مي‌گردد و همين طور خط مي‌تواند بيان كننده جهت حركت و يا سرعت باشد و يا اينكه مناطقي را تقسيم‌بندي كند. به هر حال بيان خط زائيده بعضي از تجربيات انسانهاست. هنگامي كه شخص براي استراحت دراز مي‌كشد ، موقعيت او خط افقي را بوجود مي‌آورد و به همين دليل است كه خطوط افقي حس آرامش و اطمينان را به انسان القا مي‌كند. مثل خط افق دريا و آسمان و خط افق صحراها.
    البته خط هميشه بدين صورت جهت تعبير تجربيات انسانها بكار گرفته نمي‌شود ، بلكه اغلب براي تصور و تجسم اشياء و معاني مورد استفاده قرارمي‌گيرد. بسياري از جنبه‌هاي استفاده خط شكل كاربردي دارند ، بطور مثال خطوط كه روي نقشه‌هاي جغرافيايي رسم مي‌شود و يا خطوط نقشه‌هاي يك ساختمان ، خطوط ثبت شده نوار قلبي و نوار مغزي و غيره همگي از اين جمله‌اند.
    هر يك از انواع خطوط با توجه به شرايط زمان و مكان خود به طور كلي نشان دهنده نوعي از حس‌ها و معاني مي‌باشند. در محيطهاي داخلي تمام خطوط مستقيم ( اعم از عمودي ، افقي و مايل ) نشان از قدرت و انعطاف‌ناپذيري دارند.
    خطوط عمودي در هر كجا كه باشند در پنجره‌ها ، درها ، و ستونها و … اتاق را مرتفع‌ نشان مي‌دهند. خطوط افقي واجد قدرتي كمتر از خط عمودي است و حتي مي‌تواند قدرت و اثر خطوط عمودي را خنثي كند. تجمع بيش از اندازه خطوط افقي در يك محل به آن حالت كسالت مي‌دهد.
    خطوط مايل نيز بطرف آسمان حركت مي‌نمايند و چنانچه مهار نشوند. چشم را به بيرون و فضا هدايت مي‌كند. به طور كلي خطوط مايل انرژي فعال بيشتري دارند و استفاده بيش از حد آنها مي‌تواند فضايي آزار دهنده بوجود آورد.     
    خط‌هاي منحني اعم از منحني‌هاي هندسي و يا ازاد نسبت به خط‌هاي مستقيم زنده‌تر و با روحيه‌تر مي‌نمايند. ظرافت ، خلوص ، ملايمت و وقار را مي‌توان از خصوصيات خط منحني دانست. منحني‌هاي هندسي معمولاً بخشي از يك دايره  يا بيضي را تشكيل مي‌دهند و داراي ريتم و هماهنگي مي‌باشند. منحني‌هاي حاصل از دايره به نسبت قوسها بيضي از ظرافت و معناي كمتري برخوردار مي‌باشند. منحني‌هاي بيضوي از تنوع بيشتري نسبت به منحني‌هاي دايره‌اي برخوردار مي‌باشند.
    براي خطوط و منحني‌هاي آزاد ، حدي را نمي‌توان تصور كرد. طرح‌هاي انتزاعي و يا سليمي از طرحهايي هستند كه با الهام از طبيعت با هنرمندي خاصي آفريده شده‌اند. با وجود اينكه منحني‌هاي آزاد از روح بيشتري برخوردار مي‌باشند ، اما فاقد استحكام و قدرت خطوط هندسي هستند. وجود خط‌هاي منحني فراوان در فضاي داخلي موجب گيجي و فشار عصبي مي‌گردد. چنين اشكالاتي را مي‌توان با تأكيد بيشتر بر خطوط مستقيم و يا با كاستن از خطوط قوسي ، اصلاح كرد. از طرف ديگر عدم لطافت ناشي از خطوط مستقيم را مي‌توان با بهره‌گيري از منحني‌ها بهبود بخشيد. خط‌هايي كه در فضاهاي داخلي يك ساختمان به چشم مي‌خورند اعم از شكل پرده‌ها ، اعم از شكل پرده‌ها ، كاغذ ديواري ، طرح روكش مبل ، موكت ، پاركت و حتي در و پنجره‌ها ، همگي نقش بسيار مهمي را در فضابندي و محيط داخلي آن ايفا مي‌كنند. خطوط مايل چشم را به سمتي كه زاويه تمايل دارند مي‌كشانند و خطوط منحني حول محور خود دوران مي‌نمايند هر حركتي را بايد در خط تحت يك ضابطه درآورد به طوري كه يك بخش موزون از مجموعه‌اي واحد باشند.

 
شكل ( فرم )
    به آرايش خطوط و سطوح براي تجسم يك شيء شكل يا فرم گفته مي‌شود. اشكال ، بسيار متنوع و متعدد مي‌باشند. به طوريكه از يك شكل ساده هندسي مثل مربع يا دايره گرفته تا اشياء پيچيده اي مثل دستگاه‌هاي صنعتي ، شكل اتومبيلي و غيره را شامل مي‌شوند. هر شكل از زواياي مختلف ممكن است محدوده‌هاي متفاوتي داشته باشند و تأثيرات متفاوتي از مجموعه خطوط و سطوح خود بر ذهن بيننده باقي گذارد. در وهله اول ديدن يك شيء رنگ و بعد شكل آن است كه جلب توجه مي‌كند.
    شكل هم مانند خط داراي مفاهيم و تعابير مختلفي مي‌باشد. به طور مثال يك شكل چهارگوش حالتي مستحكم ، مقاوم ، اطميان بخش و انعطاف‌ناپذير را القا مي‌كند. در معماري تفاوتهاي ناگهاني شكل‌ها در جهات بالا و پايين و يا در عرض و طول ، فضايي پر هياهو و فعال بوجود مي‌آورند. اشكال مثلثي يا شكلهايي با خطوط مورب ، تحركت بسيار بيشتري نسبت به اشكال مستطيل يا مربع را دارند. حركتهايي مانند هرم‌هاي مصري كه كوتاه و گسترده هستند ، معناي ثبات و جاودانگي را در ذهن انسان بوجود مي‌آورند.
    منحني‌هاي هندسي نسبت به اشكال زاويه‌دار ، اثرات متفاوتي را بر روي ذهن بيننده باقي مي‌گذارد. كره بوسيله يك سطح پيوسته كه تمام نقاط آن از مركز داراي يك فاصله هستند. پوشيده شده است ، راس ، پهلو ، پايه ، هيچكدام را دارا نمي‌باشد. به همين دليل مستقل و متكي به خود به نظر مي‌رسد و در فضا معلق به نظر مي‌آيد. كره داراي حس جاودانگي مطلق مي‌باشد و دليل آن نداشتن گوشه و زاويه براي استهلاك و از بين رفتن آن است.
    استوان و مخروط كه از اين دسته اشكال محسوب مي‌شوند داراي يك وجه جهت‌دار هستند و به همين دليل ظاهراً فعال‌ترند. قراردادن مخروط هم مانند هرم بر روي ضلع ناپايدار موجب عدم ثبات و در نتيجه عدم اطمينان و دوام مي‌گردد.
    اشكال غيرهندسي و آزاد در طبيعت فراوان يافت مي‌شوند. اشكال انواع ميوه‌ها ، قسمت‌هاي مختلف بدن انسان و حيوانها ، انواع سنگها و بيشتر آنچه كه در طبيعت مي‌بينيم از اين نوع اشكال مي‌باشند.

بافت
    هر جسم و شيء كه در اطراف ما وجود دارد داراي نوعي بافت داخلي و خارجي مي‌باشد. ممكن است اين بافتها از اجزاء‌ريزي چون سلولهاي زنده تشكيل شده باشند ( مثل بافت چوب ، پوست بدن انسان و حيوانات ) و يا ممكن است از توده‌اي از بلورهاي زاويه‌دار باشند مثل بافت سنگ و يا فلزات.
    بافت را مي‌توان بوسيله دو حس بينايي و لامسه درك نمود. با تنها يكي از اين دو حس ممكن است انسان را در تشخيص نوع بافت دچار اشتباه شود. به همين دليل است كه نقاشان با كمك گرفتن از حس بينايي در نقاشي از يك بافت مشخص ، با زدن سايه و روشنها شكل آن بافت و حس آن را به خوبي نقاشي مي‌كنند.
    طبيعت مملو از اثرات باقتي زيباست. هر بافتي نوعي از حس را در انسان پديد مي‌آورد و در واقع هر محيطي و هر فرمي ، نوع خاص از بافت را طلب مي‌كند. به طور مثال ، ما هيچ وقت عادت نداريم كه بافت يك ديوار سيماني را به نرمي بافت شيشه ببينيم و يا مثلاً بافت كاغذ را به زبري بافت يك سمباده.
    بافتهاي صاف و صيقلي معمولاً كمرنگ و بي‌جذبه هستند. چنين بافتهايي در مقابل شكل و رنگ و روابط فضايي آنقدر كم اهميت مي‌شوند كه بيننده عامل بافت را فراموش مي‌كند. صفات بارز چنين بافتهايي سردي ، آرامش و دقت آن است.
    بافتهاي زبر برعكس ، قدرت جلب توجه فراواني دارند. اين نوع بافتها هستند كه سطح اجسام را فعال كرده و شكل و رنگ را تحت الشعاع قرارمي‌دهند. اين بافتها ممكن است گاهي به شكل گيرا و اه به شكلي خشن و آزاردهنده درآيند. اما سطوح نرم حالتي پركشش و دوستانه براي انسان بوجود مي‌آورد به طوري كه گاهي او را براي لمس كردن به وسوسه مي‌اندازد. برعكس سطوحي كه درااي بافتي زير و خشن هستند جاذبه‌اي كمتر دارند. در معماري داخلي استفاده از بافت بايد با دقت و وسواس فراوان صورت پذيرد و بنايي را پديدآورد. به كاربردن قطعات بزرگ در بيرون نماي ساختمان ممكن است فضايي دلپذير را بوجود آورد ، اما همين سنگها در فضاي داخلي ، براي ساكنان محيطي ناراحت ، پرفشار و آزار دهنده را بوجود مي‌آورد. مسئله ديگر كه بايد در مورد بافت در نظر گرفت ، درجه جذب نور توسط جسم داراي بافت مي‌باشد. هرچه جسم صيقلي‌تر باشد نوري را كه منعكس مي‌كند بيشتر است. محيطي كه تماماً با يك چنين سطوحي احاطه شده باشد گيج‌كننده و توهم‌زا خواهد بود. از طرف ديگر اگر بافتهايي خلل و فرج فراوان داشته و تيره رنگ هم باشند ، قسمت اعظمي از نور را جذب و قسمت بسيار كمي را منعكس مي‌گردند. به طور مثال ديوار پوشيده از موكت پرزدار سفيد ، تيره‌تر از ديوار گچي صاف به نظر مي‌رسد. هرچه بافت جسم
عميق‌تر باشد رنگ آن تيره‌تر به نظر خواهد رسيد.
    امروزه توجه بسيار به زيباييهاي نقوش طبيعي مثل چوب ، سنگ و  غيره مي‌شود. سابقاً وسايل چوبي را با روكش‌هاي براق مي‌پوشاند اما اين عمل باعث انعكاس اشياء و اجسام مختلفي كه در كنار آن سطح قرارداشت بر روي آن مي‌گرديد و در نتيجه از زيبايي طرح آن مي‌كاست. در واقع به كارگيري طبيعي مواد لذت بصري بيشتري در پي دارد.

فضا
    فضا در واقع محيطي است كه تمامي اشياء و موجودات در آن قرارگرفته‌اند. فضا مي‌تواند خالي يا پر باشد. مي‌تواند فاصله بين اشياء و يا محل قرارگيري آنها باشد. فضا و شكل دو عنصر جدانشدني مي‌باشند. تمامي اشكال در فضا تحقق مي‌يابند و در همان حال اشكال به فضا شكل مي‌دهند. انسان در فضا حركت و زندگي مي‌كند و اعمالش تحت تأثير اشكالي است كه با آنها مواجه مي‌شود. بشر اوليه در ابتداي كوشش خود براي ساخت خانه به مكاني فكر مي‌كرد كه نه تنها در آن آرامش گيرد بلكه از او در برابر خطرات محافظت كرده و در عين حال نيازهاي جسمي و روحي او را برآورده سازد. غارهاي طبيعي راه حل آماده‌اي براي اين منظور بود. به تدريج كه انسانها به مكانهاي پست مانند دشتها مهاجرت كردند نياز به ساختن خانه بيشتر آشكار شد. به تدريج بعلت وسعت شهرها و ازدياد جمعيت اشكال مختلفي از مكانها به وجود آمد. برجها و آسمانخراش‌ها و خانه‌هاي چوب كبريتي دستاورد اين شهرهاي پرجمعيت مي‌باشند.
    استفاده از رنگها ، فرمها و فضاهاي مثبت و منفي مناسب و بكارگيري آن در داخل ساختمان
باعث مي‌گردد تا كوچك بودن فضا هرگز احساس نگردد. در نقاشي و گرافيك غيرحجمي ، اشكال سه بعدي فضا بر سطوح دو بعدي بيان مي‌گردند حال آنكه در معماري ، فضا وجهي محسوس پيدا مي‌كند.

رنگ
    آنچه از صورت ظاهر هر شيء به چشم مي‌خورد ناشي از فرم ، شكل و رنگ آن جسم است. رنگ عنصري است كه مي‌تواند به عنوان يك شيوه كد گذاري و شناسايي مورد استفاده قرارگيرد. به عنوان مثال رنگها بر روي ستونها يا ديوارهاي نقاشي شده در يك پاركينگ مي‌تواند به عنوان سيستم راهنمايي كننده به شمار آيند و در شناسايي بخشهاي مختلف كمك نمايند.
    رنگ عنصري است كه مي‌تواند حالات و احساسات خاصي در انسان بوجود آورد. اين خصوصيت مهم رنگ است كه كاربرد گسترده‌اي در گرافيك و طراحي محيطي دارد. به طور مثال چراغهاي قرمز ، فلاش زن اتومبيلهاي آتش‌نشاني و يا علائم ايست راهنمايي و رانندگي اين مسئله را ثابت مي‌كند كه چشم انسان رنگ قرمز را به عنوان يك عامل بازدارنده قبول دارد.
    عواملي كه بر روي درك انسان از رنگ اثر مي‌گذارند عبارتند از كيفيت ، شدت ، نور محيط ، رنگ ، موانع فيزيكي موجود بين بيننده و محيط بصري اطراف اين عوامل محيطي در همه جا تحت كنترل طراحي نمي‌باشند وليكن مستقيماً به عواملي طراحي مربوط مي‌شوند و از اين طريق قابل كنترل هستند.
    هنگامي كه به يك محيط تازه وارد مي‌شويم اولين عنصري كه به چشم ما اثر مي‌گذارد رنگ
است.
    رنگ در واقع مهمترين عنصر مورد استفاده در معماري داخلي و طراحي‌هاي محيطي است كه در عين حال بسيار ساده و ارزان در اختيار ما قرارمي‌گيرد. رنگ به فضا شخصيت مي‌دهد و مي‌تواند محيط را آرام بخش يا كسالت بار سازد. مي‌تواند محيط را گرم يا سرد ، غمگين  يا نشاط‌آور سازد و حتي بسياري از عيوب ساختمان را بپوشاند.
    با وجود خواص فوق‌العاده رنگ ، بسياري از مردم آن را در محيط منزل يا محيط كار خود به حساب نمي‌آورند و نسبت به آن كم توجه‌يابي يا بي‌توجه هستند. در صورتي كه با بودجه بسيار اندكي مي‌توان به بكارگيري مناسب فضايي بسيار زيبا ، گرم و صميمي بوجود آورد.
    افراد به دليل عدم آشنايي با تركيبات مختلف رنگي از استفاده رنگهاي مختلف و متنوع در فضاهاي داخلي هراس دارند و براي پرهيز از تمسخر ديگران و تحمل هزينه‌هاي نقاشي مجدد از بكارگيري رنگهاي مختلف اجتناب مي‌ورزند و به يك يا دو رنگ متداول مانند كرم ، سفيد و طوسي اكتفا مي‌نمايند.
    طبيعت بهترين منبع الهام در فراگيري هماهنگي‌هاي صحيح و زيبا در آراستن فضاي اطراف مي‌تواند باشد. معيار انسان براي شناخت و انتخاب يك تركيب رنگي زيبا ، طبيعت است.
    رنگهاي تازه و زنده بهار در مقابل رنگهاي سرد و آرام زمستان احساسساتي مختلف در انسان ايجاد مي‌نمايد. ميوه‌هاي زرد و قرمز تابستاني هنگامي كه در لابه‌لاي برگهاي سبز تيره درختان جلب نظر مي‌كنند. درخشندگي خيره كننده‌اي پيدا مي‌نمايند. كشفيات علمي كه در مورد رنگ صورت گرفته‌است ما را در بكارگيري بهتر آن كمك مي‌نمايد. مثلاً معلوم شده كه مگس‌ها از رنگ
آبي دوري مي‌جويند و شب پره‌ها نور نارنجي را دوست دارند.
    رنگ علاوه بر ساختن محيط ، قدرت و نيرويي عجيب و شگرف بر روي فضا مي‌تواند داشته باشد. اين پديده از قواعدي پيروي مي‌كنند كه شناخت آنها مي‌تواند در بهره‌گيري مناسب از رنگ كمك و راهنماي موثري باشد. رنگها بصورت نيرويي پيوسته بر روي انسان تأثيرات مثبت و منفي مي‌گذارند. با استفاده از رنگهاي مناسب و بكارگيري آنها در فضاهايي چون بيمارستان ، مدارس ، ادارات و غيره مي‌توان ميزان كارايي را بالا برد و يا آنرا كاهش داد. روانشناسي رنگ تأثيرات آن را بر روي روان و ديد انسان بررسي مي‌كند هنرمندي كه به نتيجه تأثيرات رنگ از نظر زيبايي علاقمند است بايد رنگ را از هر دو نظر فيزيكي و رواني بشناسد. كسي كه بخواهد به رموز رنگها پي ببرد و از آنها در آفرينش يك اثر هنري مدد جويد ، بايد خوب ببيند ، حس كند و تجربه نمايد. اين رنگها هستند كه احساسات روحي و دروني ما را بيان مي‌كنند.
    با بكارگيري صحيح رنگ در طراحي محيطي و معماري داخلي و خارجي مي‌توان از اين نيروي موثر حداكثر بهره‌وري را در فضاسازي داخلي و خارجي نمود  و به ساختمانها ابعادي متناسب و دلخواه داد. نيروي رنگ بستگي به عوامل زير دارد :
    1- تيرگي و روشني
    2- سردي و گرمي
    3- كيفيت
    4- كميت
    5- مكان
    6- بافت
    7- فرم و شكل
    8- محيط و اطراف
    9- نور

1- تيرگي و روشني     
    رنگهاي تيره از جنبه بصري به طرف انسان پيشروي مي‌كنند و فضا را كوچكتر نشان مي‌دهند. متقابلاً رنگهاي روشن پس‌روي داشته و فضا را بزرگتر نمايان مي‌سازد.
    رنگهاي روشن بر زمينه مشكي و رنگهاي تيره بر زمينه سفيد حالت پيشروي دارند. اما رنگهاي روشن بر زمينه سفيد حالت عكس پيدا كرده پس روي مي‌نمايند اگر رنگي در يك سطح كوچك و همان رنگ در يك سطح وسيع قرارگرفته باشد ، با مقايسه اين دو با هم ، آنكه در سطح كوچك قرارگرفته به نظر غليظ‌تر مي‌آيد در صورتي كه رنگ هر دو يكي است.
    بنابراين ملاحظه نمونه كوچكي از يك رنگ نمي‌تواند راهنماي مناسبي در انتخاب آن براي يك سطح بزرگ باشد. به طور كلي اگر براي سطح‌هاي بزرگ از رنگهاي ملايم‌تر استفاده شود ، رنگهاي تند به نقاط كوچكتر و محل‌هاي توجه اختصاص مي‌يابند ، تركيب مناسب‌تري پديد مي‌آيد.

2- مكان رنگ
    برحسب اينكه رنگ چه مكاني واقع شده است ، اثرات آن تغيير پيدا مي‌كند. مثلاً رنگهاي روشن و گرم در بالا حالتي تحريك كننده ، در طرفين گرمابخش و در كف داراي حالت بالارونده مي‌باشند يا رنگهاي گرم تيره در بالا متين ، در طرفين محدود كننده و در كف اطمينان بخش هستند. رنگهاي سرد و روشن در بالا آرامش بخش ، در طرفين وسعت‌بخش و در كف نرم و لطيف مي‌باشند. رنگهاي سرد و تيره نيز در بالا تهديدكننده، در طرفين ماليخوليايي و در پايين سنگين و طاقت‌فرسا به نظر مي‌رسند.

3-5- اقسام گرافيك محيطي حجمي
    هر فضايي چه داخلي و چه خارجي از اعم از محيط كار ، زندگي ، تفريح و غيره ، قابليت زيبا شدن و ايجاد ارتباط مناسب را دارد. تنها جنبه آن آگاهي طراح از اصول و عوامل سازمان‌بندي صحيح به علاوه ذوق و سليقه است تا شرايط مناسب و دلخواه پديد آيد. طراحي يا فضاي سازي و تزئين يك محيط بايد به دور از جنبه‌هاي ذهني و خيال‌پردازي‌هاي غيرواقعي باشد.
    به دليل عوامل بسياري كه در شكل‌گيري يك طرح موفق دخيل مي‌باشند ، اجراي كار نياز به يك برنامه دقيق و حساب شده دارد. براي جلوگيري از اتلاف وقت و سرمايه ، تمامي مراحل كار بايد از قبل تعيين و حساب شده باشد. لذا در طرح اجرايي عواملي لازم است كه مورد نظر قرار
 
مي‌گيرد.
    از اين رو گرافيك محيطي يا سه بعدي را مي‌توان به دو دسته تقسيم‌بندي نمود :
    1- كارهاي گرافيك حجمي كه براي نمايش اشياء و كالاهاي مختلف به كار گرفته مي‌شوند و بيشتر جنبه تبليغاتي دارند. به اين كارها به طور عامل استند  و يا POP اطلاق مي‌گردد. در صفحات بعدي به تفضيل در مورد اينگونه كارها صحبت خواهد شد.
    2- كارهاي گرافيكي محيطي حجمي فضاهاي عمومي كه اين نيز خود به دو دسته تقسيم‌بندي مي‌شود :
    الف- گرافيك حجمي فضاهاي بسته
    ب- گرافيك حجمي فضاهاي باز
    كارهاي گرافيك محيط‌هاي بسته مثل فروشگاهها ، منازل ، محل‌هاي كار ، محوطه مكانهايي چون فرودگاه ، غرفه‌هاي نمايشگاه ، فروشگاه‌ها و غيره مي‌باشد و فضاي عمومي باز از جمله پاركها، خيابانها ، مراكز تفريحي ، موزه‌ها و غيره را مي‌توان نام برد.
    هر يك از اين مراكز بطور جداگانه داراي تعاريف خاص و طراحي‌هاي مجزا و مخصوص به خود مي‌باشند كه با ديگر مكانها متفاوت مي‌باشد.

3-5-1- گرافيك محيطي فضاهاي عمومي
    هر فضايي كه در اطراف ما وجود دارد اعم از باز يا بسته محتاج طراحي و فضاسازي مي‌باشد.
 
خيابانها ، فروشگاهها ، پاركها ، باغ وحشها ، منازل ، فرودگاهها ، محل‌هاي كار و غيره ، همگي به اين اصل نيازمندند. هر فضا بسته به آنكه چه نوع كار يا فعاليتي در آن انجام مي‌گيرد و متناسب با افراد و سن آنها بايد فضاسازي و نورپردازي گردد. به همين شكل مواد و مصالحي كه براي ساخت آن در نظرگرفته مي‌شود بايد متناسب با فضا و افرادي كه در آن رفت و آمد مي‌كنند باشد. به طور كلي هدف از طراحي يا گرافيك محيطي فضاهاي عمومي مي‌تواند در وهله اول سهولت در رفت و آمد يا كار و يا هر فعاليت ديگري كه مي‌خواهيم انجام دهيم باشد ، به طور مثال وقتي وارد يك اطاق خواب مي‌شويم بايد احساس آرامش نماييم تا بتوانيم به راحتي در آن بياسائيم. از ورود سروصدا يا نورهاي اضافي بايد تا حد امكان جلوگيري كنيم و در عوض از رنگهاي آرامش بخش و لطيف استفاده نماييم. همچنين در يك پارك بايد محيط‌هاي مختلفي براي قدم زدن ، نشستن ، بازي‌كردن و غيره وجود داشته باشد بدون آنكه اين محيط‌ها با هم تداخل پيداكرده و يا براي يكديگر مزاحمت ايجاد نمايند و يا در خيابانها با ساخت پل هايي متعدد و استفاده از علائم راهنمايي مختلف مي‌توانيم رفت و آمد اتومبيل‌ها را تا حد امكان سهل و آسان نموده و از ترافيك شهري بكاهيم .
    هدف دوم از گرافيك محيطي فضاهاي عمومي مي‌تواند زيبا و دلپذير نمودن محيط‌ها با استفاده از فرم ها ، رنگها ، سطوح و نورهاي مختلف باشد به گونه‌اي كه آن محيط را از حالت كسل كننده و يكنواخت خارج ساخته و آن را به محيطي دلپذير بدل نمايد.
    هدف سوم كه گرافيك محيطي مي‌تواند داشته باشد ، ايجاد ارتباط مناسب ميان افراد يك
محيط با يكديگر و همچنين هماهنگي محيط با روحيات افراد مي‌باشد. به طور مثال در يك محيط كار هنري ، رنگها ، فرمها و نورپردازي‌ها بسيار متفاوت با يك محيط كاملاً اداري طراحي مي‌گردد. همچنين ميزان مراجعه‌كنندگان و ارباب رجوع هر يك بنا به شرايط خود آنها در نظرگرفته مي‌شود به طوريكه افراد به راحتي بتوانند با يكديگر ارتباط لازم را برقرار سازند. در طراحي سر در فروشگاهها نيز بايد اين موارد در نظرگرفته شود تا افراد بتوانند اماكن مختلف را از هم تشخيص دهند.
    همان طور كه درگذشته نيز گفته شد ، گرافيك محيطي فضاهاي عمومي را مي‌توان به دو بخش فضاهاي عمومي باز و فضاهاي عمومي بسته تقسيم‌بندي نمود كه هر يك از اين دو بخش شامل نمونه‌هاي مختلفي از فضاها مي‌گردند. عموماً در فضاهاي مختلف ، گرافيك محيطي دوبعدي و سه بعدي دست به دست يكديگر مي‌دهند تا فضايي آرامش‌بخش و متعادل را پديد مي‌آورند. بطور مثال در فضايي چون سالن فرودگاه اشكال و احجام ، تابلوهاي مشخص كننده مسير ، فروشگاهها ، مبلمان داخلي و طرحي كلي فضا ، همگي در كنار يكديگر محيطي چشمگيري را پديد مي‌آورند.
    در محيط‌هاي بسته ، نورپردازي بيشتر متكي بر نورپردازي مصنوعي است اما محيط‌هاي باز به كارگيري نور طبيعي روز ، نورهاي مصنوعي و طبيعي را در كنار يكديگر مورد استفاده قرارمي‌دهند. حال به بررسي اين دو محيط يعني محيط‌هاي باز و بسته و مقايسه هر يك از آنها با ديگري مي‌پردازيم.


پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

سفارش پایان نامه

نقشه