انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه | پايان‌نامه ريشه هاي بدحجابي زنان

انجام پایان نامه پايان‌نامه ريشه هاي بدحجابي زنان221

مقدمه

ريشه بيشتر انحرافات ديني و اخلاقي نسل جوان را در لابلاي افكار و عقايد آنان بايد جستجو كرد . فكر اين نسل از نظر مذهبي آن چنان كه بايد راهنمايي نشده است و از اين نظر فوق‌العاده نيازمند هستند و اين راهنمايي بايد با زبان و منطق همراه باشد .
چرا كه هر كسي احساس مي‌كند اين نسل آنقدر ها هم لجوج نيست و آمادگي زيادي براي دريافت حقايق دارد و هدف از انتخاب اين عنوان «‌ريشه‌هاي بدحجابي زنان » اين است كه احساس شد ، گذشته از انحرافات عملي فراواني كه در زمينه حجاب بوجود آمده اين مسئله و ساير مسائل مربوط به زن ، وسيله‌اي شده در دست يك عده افراد ناپاك و مزدورصفت كه از اين طريق عليه دين مقدس اسلام جار و جنجال تبليغاتي راه‌ بيندازند .
بديهي است كه با شرايط موجود اين جوان از جنبة‌ مذهبي به قدر كافي راهنمايي نشده و اين تبليغات آثار شوم بر روحية جوانان مي‌گذارد . با بررسي اين طرح اميد است تأثير فراواني بر روي عقايد و افكار جوانان بگذارد و حتي بعضي از بانوان به اصطلاح متجدد عملاً در وضع خود تجديد نظر نمايند .
بدون شك پديده « برهنگي » بيماري عصر ماست و دير يا زود اين پديده بعنوان يك بيماري شناخته خواهد شد . فرضاً ما كوركورانه از غرب تقليد كنيم بايد ببينيم كه كار برهنگي در غرب به كجا رسيده و فرياد چه كساني را بلند كرده است ، بعداً تقليد از غرب را ادامه بدهيم .
نامه چارلي چاپلين يكي از هنرپيشگان معروف جهان به دخترش پس از اينكه به دخترش اجازه مي‌دهد فقط به خاطر هنر مي‌توان لخت و عريان به روي صحنه رفت و تاكيد مي‌كند اين لختي فقط روي صحنه و براي ضرورت هنر مي‌باشد  . مي‌نويسد : برهنگي بيماري برهنگي عصر ماست ، اما به گمان من تن عريان تو بايد از آن كسي باشد كه روح عريانش را دوست داري ، بد نيست بداني كه دوران پوشيدگي تو را ده سال پير نمي‌كند . بهر حال اميدوارم تو آخرين كسي باشي كه از تبعة غريزه لختي بشوي »
لزوم پوشيدگي زن در برابر مرد بيگانه يكي از مسايل مهم اسلامي است و در قرآن كريم در سوره نور به آن اشاره شده و از مفاد آيات چنان فهميده مي‌شود كه « هر مسلمان ، چه مرد و زن ، بايد از چشم‌چراني ، نظربازي اجتناب كند و مرد و زن بايد پاكدامن باشند و زنان بايد پوشش خود را بر ديگران آشكار نكنند و درصدد تحريك و جلب توجه مردان نباشند » .
پوشيدن زن خود را از مرد بيگانه و رعايت لزوم حريم ميان مردان و زنان اجنبي و عدم جواز خلوت ميان مرد و زن بيگانه بيان شده است .
با توجه به اينكه مردم كمتر به اين موضوعات اهميت مي‌دهند ولي با معضلاتي كه در جامعه با آن روبرو هستيم بايد به دنبال كشف علت باشيم كه چرا اينگونه مفاسد رخ مي‌دهد و با بررسي و تحقيق مي‌فهميم كه علتهاي گوناگون در كار است كه «‌ بدحجابي و بي‌حجابي » روحيه افراد تأثير منفي و مخرب مي‌گذارد .
با توجه به موانعي كه در ادامه راه بود گاهي دچار ترديد مي‌شدم اما دريافتم كه بخاطر تازگي موضوع ارزش تحقيق در اين باره چند برابر است . چرا كه به عوامل و ريشه‌هاي معضلات آگاهي مي‌يابم و حداقل توان خويش را در رفع اين    معضلات مي‌آزمايم .
اين طرح در 3 بخش ارائه مي‌شود كه بخش اول در مورد حجاب بعنوان يك پوشش براي فرد مي‌باشد تا جلو هر گونه فساد گرفته شود ،‌مي‌باشد . اين حجاب و پوشش ، از ابتداي اسلام بوده و براي سلامتي و حفظ خانواده ، بهداشت رواني در جامعه و پيشرفت علمي در ترقيات فكري و حفظ حريم زن و مرد و پيشرفت كارهاي اقتصادي مي‌باشد « چرا حجاب بعنوان يك پوشش است و از نظر اسلام تا چه حدي شخص بايد رعايت حجاب نمايد » .
جايگاه زن در جامعه كجاست و حجاب چقدر جلونظر بازي را مي گيرد و حجاب چرا براي زن بعنوان يك الگو مي باشد.
بخش دوم در مورد بي‌حجابي كه نداشتن روسري و چادر و امثال آن است .
اين بي‌حجابي در ايران از زمان رضاخان شروع شد ، بي‌حجابي كه باعث بي‌بند و باري و فساد و طلاق و ترويج و فرهنگ برهنگي شد .
راه‌هاي مبارزه با عوامل بي‌حجابي و بدحجابي
تقويت ايمان و اعتقاد و احياء ارزشهاي اسلامي و شناسايي الگوهاي والا و ... مي‌باشد و پيامدهاي بي‌حجابي كه از نظر عقيدتي ، فرهنگي ، اجتماعي ، اقتصادي مورد تحقيق قرار گرفت .
بخش سوم در مورد بد‌حجابي كه به پوشش غير صحيح از چادر گفته مي‌شود كه باعث شده محيط زندگي اجتماعي را آنقدر ناامن سازد كه به دختران ما تجاوز و زنان ما را اغفال مي‌كنند با بررسي منشاء حركتهاي بدحجابي كه اثرپذيري از تبليغات كشورهاي غربي و گرايش به اشراف نمايي با انواع بدحجابيها و برخي عقده‌اي مي‌باشند و بدحجابي را براي گشودن عقده‌هايشان انتخاب كرده‌اند برخي بر اساس رفتارهاي خانواده واطرافيان ، رفت و آمدها ، تبليغات سوء . گرفتار بدحجابي شده اند و ريشة اصلي بدحجابي عبارتند از مدگرايي ، غريزه جنسي ، هوسراني ، تقليد ، كمبود شخصيت غرب زدگي ، خودنمايي ، آزادي زن در روابط و ... و علتهاي ديگري نيز هست كه باعث بدحجابي شده است از قبيل: 1-عدم هماهنگي بين ارگانهاي تبليغي ، تشكيل احزاب و گروهكهاي منافقين  و ... و اينكه اشخاص چه انگيزه‌اي از استفاده ناصحيح از حجاب دارند و آفتهايي كه اين معضل را بر روي فرد و جامعه داشته و راه‌هاي مبارزه با عوامل و ريشه‌هاي بدحجابي بيان شده و نتيجه و تأثيري كه بر روي افراد گذاشته مورد تحقيق قرار گرفت .






بخش اول : حجاب



فصل اول : تعريف حجاب ،‌تاريخچه حجاب ، حجاب چرا
فصل دوم : عوامل حجاب
فصل سوم : منافع حجاب
فصل چهارم : سوالاتي در مورد حدود پوشش حجاب




فصل اول :


1.تعريف حجاب
2.تاريخچه حجاب
3.حجاب چرا
 
1-تعريف حجاب
حجاب از نظر لغوي به معناي پوشش ، پرده ، حاجب ، روپوش ، چادر و روبند  .
و آن پوششي حجاب ناميده مي شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت مي‌گيرد و معناي ديگر : آن چه كه با آن چيزي بپوشانند و چيزي كه مانع بين دو چيز ديگر باشد و در اصطلاح اسلامي ، نوعي از پوشش است كه در محيطي كه نامحرم وجود دارد بدن را بپوشاند به جز بعضي از قسمتها .
2-تاريخچه حجاب
تاريخ تاريك است نمي توان در حقيقت مبداء و آغازي براي حجاب زن آن چنان كه امروزه تصور مي‌شود بدست آورد . زيرا همه ملل زنان خود را از حفظ طغيان شهوات مردان ديگر به صورتي پوشانده‌اند و تاريخ زن در جهان و مظهران در ملل كه تمايل كيفيت پوشش زن در قديم‌الايام است . تمام پدران زنان خود را از ديد نامحرمان محجوب داشته‌اند تا موجب تهييج و تحريك شهوت نشود و اين از غيرت و عصمت فطري مرد است . برخي ديگر هم مسئله حجاب را بر اساس فلسفة اقتصاد و مسايل اجتماعي و كسب و كار وجدانيات و نفسانيات نام برده‌اند باز هم خالي از قضاوت دربارة شهوت‌انگيز بودن بي‌حجابي نبوده است  .
حجاب چرا
1-حجاب باعث بقاء و سلامت حيات خانواده مي‌باشد .
زناني كه خواهان حفظ عصمت خويش مي‌باشند و از حريم حجاب بعنوان دژ امنيت زن پاسداري مي‌كنند ، لازم و واجب است كه بيش از همه طبقات اجتماعي با كساني كه با يكي از مقدس‌ترين ارزشهاي اجتماعي زنان مبارزه مي‌كنند و آرامش رواني و عرضي آنها را در جامعه به مخاطره مي‌اندازند ، مقابلة جدي و گسترده نمايند و به ديگر زنان بدحجاب كه بدون توجه به حساسيت شديد روحي مردان نسبت به اندام زن ، از حجاب شرعي خود استفاده مناسب نمي‌كنند و با مردم كوچه و بازار برخوردي عادي و صميمانه مي‌نمايند ، بفهمانند كه رعايت دقيق حجاب به مصلحت خود آنها و تك‌تك افراد جامعه است و مهم‌ترين عاملي است كه مي تواند سلامت زن را در جامعه و خانواده تامين نمايد و راه نفوذ نظرهاي پليد و مسموم بيگانگان را به حريم عفت آنان ببندد .
به شرط آنكه زنان محجوبه و صالحه خود نيز عملاً الگوي ديگران باشند و حجاب ظاهري خود را با عفت باطني همراه سازند زيرا همانطوريكه حجاب كامل ظاهري ، امنيت خارجي زن و سلامت رواني مردان جامعه را تأمين مي كند ، عفت باطن نيز تضمين كننده سلامت و امنيت حجاب ظاهري مي‌باشد ؛ لذا همواره با رعايت شرايط باطني حجاب بايد از لباسهايي استفاده كرد كه فاقد رنگهاي پرزرق و برق و جالب توجه باشد .
چادر مشكي كه انتخاب عمومي زنان ، مسلمان اكثرا ممالك اسلامي است اگر چه از حيث رنگ و ظاهر دلپذير نيست ولي از نظر تأثير قابل توجهي كه در تخفيف تحريكات جنسي مردان دارد مي‌تواند يكي از بهترين نوع حجاب باشد .چادر مشكي كه بدن زن را بطور يك سطح و يكنواخت بپوشاند تأثير معجزه‌آسايي در تخفيف نظرهاي مردان داشته و مي‌تواند مانع بزرگي در مقابل آنها باشد . اگر زنان محجوب تمام شرايط حجاب را رعايت نمايند بر وقارشان افزوده مي‌شود وحتي مردان لاابالي هم در برابر آنها به شدت مراقب رفتار و برخوردهاي خود مي‌باشند و دست و پاي خود را بيشتر جمع مي‌كنند بطوريكه كسي جرأت نمي‌كند مزاحمتي براي آنان بوجود آوردتا چه رسد به اينكه مورد سوءظن يا سوءقصدقرار بگيرند .
بنا به فرمايش رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
« انما مثل المرأه الصالحه مثل الغراب الاعصم الذي لايكاد يقدر عليه »
«‌مثل زن باعفت ، صالح ، محجوب مثل كلاغ اعصم است كه كسي را قدرت دسترسي به آن نيست »
ب : حجاب براي بهداشت رواني جامعه لازم است
چرا كه عدم رعايت پوشش نه تنها مردان را دچار مشكلات رواني ساخته . بلكه دل و ذهن شخص را از مسير صحيح كار منحرف ساخته و جوانان اجتماع را نسبت به زن بي‌اعتماد كرده است . مخصوصاً اگر زنان بي‌حجاب در خانواده شأن يك جوان باشد مثلاً برادري داشته باشند يا بايد روح غيرت و عفت دوستي را به تدريج در  او از بين ببرند و يا اينكه روح انتقام‌جويي و كينه را نسبت به مردمي كه به نظاره اندام بزك كرده ناموس وي (خواهرش يا دخترش) مي‌پردازند در او بوجود مي‌آورد و لذا دست به انتقامگيري و اقداماتي فاجعه‌انگيز مي‌زند پس با بوجود آوردن يك جامعه سالم و داشتن بهداشت رواني صحيح مي‌توان از حجاب براي پيشبرد اهداف استفاده كرد .
ج – حجاب براي حفظ جان زن لازم است .
بي حجابي گذشته از اينكه زن را در معرض نگاه ها و تعرضات بيگانگان قرار مي‌دهد چه بسا موجب خطرات جاني براي آنها مي‌شود اغلب زناني كه كشته شده يا خودكشي مي‌كنند معمولاً كساني هستند كه مراقب رفتار و حركات و حالات حجاب خويش نبوده‌اند پس در نتيجه زن با حفظ حجاب خويش مي‌تواند جان خويش را از چشم چرانيهاي مردان نجات دهد  .
د : حجاب براي پيشرفت علمي و ترقيات فكري جامعه لازم است .
عدم تأمين صحيح و به موقع غريزه جنسي در مردان بزرگترين مشكل رواني بوده و مانع تفكر و خلاقيت مي‌باشد . در نتيجه هر چه مناظر شهوت‌انگيز در جامعه بيشتر باشد به همان ميزان مشكلات رواني و عقب‌ماندگي فكري و فرهنگي بيشتر خواهد بود . عدم رعايت حجاب و پوشش صحيح نه تنها خود و خانواده را آلوده مي‌كند بلكه بر سرنوشت يك كشور هم تأثير مي‌گذارد پس حجاب باعث پيشرفت علمي جامعه مي‌باشد و زمانيكه از طرف پوشش خود در آسايش باشي بهتر مي‌تواني فكر كني و تصميم بگيري كه مي‌خواهي در چه زمينه‌اي مشغول به تحصيل و كار باشي و پيشرفت خود را به راحتي مي‌توان با دارا بودن حجاب صحيح تضمين كرد .
هـ : حجاب باعث پيشرفت كار و توليد و ايجاد روح و تلاش اقتصادي لازم است . زيرا وقتي حجاب نباشد نه تنها موجب مضرات شديد اقتصادي و بهداشت جسمي مي‌شود بلكه موجب صرف ساعتها وقت براي خودآراييهاي افراطي و وقت‌گير مي‌شود در نتيجه چنين زناني با اين همه وقت هرگز راضي نمي‌شوند دست به كارهاي فيزيكي و توليدي بزنند و با آن حالت بزك كرده به كار و تلاش بپردازند  .











فصل دوم :


عوامل حجاب
 
عوامل حجاب
الف : صعود به مراتب معنوي
بايستي مسائل ارزشي اسلام در جامعه ما احياء شود . مثلاً حجاب ، يك مسأله ارزشي است مساله‌اي كه اگر چه مقدمه‌اي است براي چيزهايي بالاتر . اما خود يك مساله ارزشي است ما كه اينقدر مقيديم ، به خاطر اين است كه حفظ حجاب به زن كمك مي كند تا بتواند به آن رتبه معنوي خود برسد و دچار آن لغزشگاه‌هاي كه سر راهش قرار داده‌اند نشود .
ب : حجاب مانع اختلاط بي‌قيد و شرط
مساله حجاب به معناي منزوي كردن زن نيست اگر كسي چنين برداشتي از حجاب داشته باشد برداشتي كاملاً غلط و انحرافي است . حجاب به معناي جلوگيري از اختلاط و آميزش بي قيد و شرط زن و مرد در جامعه است . اين اختلاط هم به ضرر جامعه و هم به ضرر زن و مرد است حجاب به هيچ وجه مزاحم و مانع فعاليتهاي سياسي و اجتماعي و علمي نيست . شايد عده‌اي تعجب كنند كه خانمي در سطح بالاي علمي مشغول فعاليت است و خود را بر مساله حجاب منطبق نيز كرده است و اين را بعضي باور يا حتي تصور نمي‌كنند . چرا كه حجاب بدون عفاف صورت نمي‌گيرد و صحيح‌ترين حجاب آن است كه شخصي در تمامي مراحل رعايت نمايد  .
ج : پوشش سالم براي حفظ زن
حجاب براي زن به معناي ذلت او نيست بلكه به معناي عصمت و حفظ زن ، نه فقط عصمت و حفظ زن ، بلكه عصمت و حفاظت زن و مرد هر دو است .
حجاب به معناي چادر نيست . اما چادر در مزد ايرانيها كه زنهاي ما از قديم داشتند بهترين نوع حجاب مي‌باشد . بدون چادر هم حجاب ممكن است حجاب به معناي پوشيدن سالم نه پوشيدني كه از نپوشيدن بدتر است به تعبير روايات ، پوشيدن عريان كه در عين پوشيدگي مثل انسان برهنه و عريان است . آن پوشيدن به درد نمي‌خورد و حجاب نيست . پوشيدن سالم آن است كه تمام سرتاپاي بدن زن را پوشانده باشند . البته صورت و دو دست را بسياري فقط مستثني مي‌دانند و برخي مستثني نمي‌دانند و آنها كه مستثني مي‌دانند در مواردي است كه صورت بدون آرايش و ساده باشد ؛ اين است معناي حجاب . البته زن‌هاي ايراني روش چادر را پيدا كرده‌اند كه بسيار هم روش خوبي است و هم زيباست و منافي با زيبايي زن نيست و هم حجاب و حفاظ كامل است به هر حال حجاب را چه به شكل ايراني ، عربي ، كشورهاي ديگر ، زنها يك جور حجاب خود را حفظ مي‌كنند ، هر جوري كه حجاب حفظ شود اين نظر اسلام است  .
بكار بردن كلمة حجاب در مورد پوشش زن يك اصطلاح جديد است چرا كه پوشش به معني ستر استفاده شده است اين ستر و پوشش باعث شده كه عده‌اي فكر كنند اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود . حال آنكه در وظيفه پوشش كه اسلام براي زن مقرر كرده است حبس زن مطرح نيست و چنين انديشه‌اي مطلقاً وجود ندارد .
پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرتهاي خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه‌گري و خودنمايي نپردازد . فلسفه پوشش جنبه اجتماعي ، اجتماعي ، خانوادگي ، بالا بردن احترام زن و جلوگيري از ابتذال است اسلام مي‌خواهد با پوشش جلو انواع التذاهاي جنسي در خارج از محيط خانه گرفته شود و اجتماع منحصراً براي كار و فعاليت باشد و اين نظر درست در نقطه مقابل سيستم غربي عصر حاضر است كه كار و فعاليت را با لذت‌جوئيهاي جنسي به هم مي‌آميزد . يكي از مسائل مهم جامعه اسلامي حجاب است و تقيه خانمهاي مسلمان به حجاب آن چنان قومي بوده است كه تلاشهاي استكبار در دوران حكومت نوكرانشان بر عليه حجاب بي‌نتيجه بوده است هر چند كه سرسپردگان ، چادر از سرزنان مسلمان كشيدند و به اتحاء و طرق مختلف زن محجبه را تحقير كردند و سعي كردند آنها را از جامعه طرد كنند اما بواسطه اينكه زنان ايران اسلامي از باطن و باور ديني و الهي برخوردارند موفقيت لازم به دست مهاجمان نيفتاد ؛ گر چه تا حدودي بخشي از خانواده‌هاي شهرنشين را از موقعيت ديني بيرون بردند ليكن در همان مكانها انسانهائي نيز با باور و يقين زير بار اين تهاجم نرفتند و مشكلات و رنجهاي راه را به جان و دل خريدند . در انقلاب اسلامي دشمن راههاي زيادي براي انحراف ملت بكار برد از راه‌هاي اختلافات داخلي و ترور افراد انقلابي و تبليغات وسيع عليه حجاب اسلامي ، ولي اينهمه عوامل براي ترقي افراد                كافي نبود .
اگر زنان راضي شدند مانتو ، شلوار و لباسهاي گشاد استفاده كنند ،‌به اين معنا است كه پوشش كامل خود را حفظ مي‌كنند نه اينكه يك روسري روي سر بيندازند و فكل بزنند  و امثال اين اداها كه به مرور باعث حذف حجاب مي‌گردد . ايران اسلامي بايد هوشيار باشد چرا كه كم‌كم روسري برداشته مي‌شود و                      سر عريان مي‌شود .
سپس نوبت به عريان شدن بدن مي‌رسد حجاب نه تنها آزادي زنان را محدود نمي‌سازد بلكه در فعاليتهاي علمي و اجتماعي و سياسي با حفظ حجاب خويش مي‌تواند فعاليت كند .
اين نوع حجاب و پوشش از ديدگاه شهيد مطهري مي‌باشد  .
د : حجاب جايگاه زن و فرهنگ پرهيز
در امور سياسي كشور از مشورت با زنان بپرهيز كه راي آنان زود سست             مي شود و تصميم آنان ناپايدار است در پرده حجاب نگه دار تا محرمان را ننگرد زيرا كه سخت‌گيري در پوشش عامل سلامت و استواري آنان است . بيرون رفتن زنان بدتر از آن نيست كه افراد غيرصالح را در ميانشان آوري . اگر مي‌تواني                به گونه‌اي زندگي كن كه غير تو را نشناسد چنين كن ، كاري كه برتر از توانايي زنان است به او وامگذار كه زن گل بهاري است نه پهلواني سخت كوش . مبادا در گرامي داشتن زن زياده‌روي كني ، كه او را به طمع‌ورزي كشانده براي  ديگران به                    ناروا شفاعت كند .
بپرهيز از غيرت نشان دادن بي‌جا كه درستكار را بيمار دلي و پاك‌دامني را به بدگماني رساند و در اصل هر كدام از افراد داراي كار معين و مشخص هستند . بهتر اين است كه خواسته الهي آنها را تا حد نياز برطرف نمايي .
هـ‌: «‌حجاب و نظربازي از نظر قرآن »
حرمت بي‌حجابي از غيرت خداست . خوشا به حال آن كسيكه به دنبال حق نسبت به ناموسش غيرت نشان دهد . از آن جاي يكه مرد و زن در كوچه و بازار و مدارس و دانشگاه‌ها و سفرهاي زيارتي چاره‌اي ندارند جهت حفظ سلامت فكري و رواني ، قلبي ، زن و مرد يك دستور واجب در رابطه با زنان و يك فرمان واجب در رابطه با هر دو در قرآن مجيد آمده در رابطه با زنان فرموده است :
« يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساء المومنين يدنين عليهن من جلبيبهن ذلك ادني ان يعرفن فلايوذين و كان الله غفورا رحيما  »
« اي پيامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو : « جلبابها و روسرهاي بلند خود را بر خويش فرو افكنند . اين كار براي اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند . بهتر است و اگر تاكنون خطا و كوتاهي از آنها سرزده توبه كنند خداوند همواره آمرزنده و رحيم است »



در رابطه با مرد و زن
« قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم ذلك ازكي لهم ان الله خبير بما يصنعون و قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لايبدين زينتهن الا ما ظهر منهار ...  »‌
«‌ ... به مؤمنان بگو چشمهاي خود را از نگاه به نامحرمان فرو گيرند و عفاف            خود را حفظ كنند اين براي آنان پاكيزه‌تر است . خداوند از آنچه انجام مي‌دهند آگاه است .
وبه زنان باايمان بگو چشمهاي خود را از نگاه هوس‌آلود فرو گيرند و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را جز آن مقدار كه نمايان است آشكار ننمايند و اطراف روسري‌هاي خود را بر سينه خود افكنند تا گردن و سينه با آن پوشانده شود و زينت خود را آشكار نسازند مگر براي شوهرانشان و افراد سفيه كه تمايلي به زن ندارند يا كودكانيكه از امور جنسي مربوط به زنان آگاه نيستند و هنگام راه رفتن پاهاي خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان ، نمايان شود و همگي به سوي خود بازگرديد اي مؤمنان ، تا رستگار شويد .»








فصل سوم :



منافع حجاب
 
منافع حجاب :
پوشش با حجاب بصورتي كه زيباييها و زينت زن را بپوشاند و او را از چشم‌چراني مردم هرزه و بي‌تربيت و آلودگان به شهوت حيواني و حالات شيطاني حفظ كند ، دستوري قرآني و قانون الهي و تكليفي انساني و برنامه اخلاقي است .
حجاب و پوشش اسلامي كه بهترين نوع آن چادر است . چادري كه يادگار منبع عصمت و عفت چون فاطمه زهرا (سلام الله عليها) است هيچ مانعي در راه دانش طلبي و رشد و كمال زن ايجاد نمي‌كند . بلكه او را از بسياري خطرات و دامهايي كه حيوان صفتان در راه زيبا رويان و دختران و زنان جوان قرار داده‌اند حفظ مي‌كند و پاكدامني و عفت و حياي او را براي شوهرش يا اگر ازدواج نكرده ، براي مرد آينده‌اش محفوظ مي‌دارد .
اگر گوهر گرانبها و زيبايي چون زن در صندوق الهي حجاب قرار داشته باشد ، از دستبرد دزدان و غارتگران و آلودگان به لجن و معصيت و گناه در امان              خواهد بود .
اگر زيبارويان جوان ديده نشوند و چهره پاك و معصوم آنان در معرض ديدگاه مردم قرار نگيرد ، شعله هوسها و هواها و آتش اميال و غرايز به سركشي و سوزاندن پاكي يك ملت و خراب كردن بناهاي معنويت يك مملكت برنمي‌خيزد .
پسران جوان وقتي گوهر زيبايي و زينت و عشوه‌گري دختران و زنان را در كوچه و بازار و مراكز تجاري و ... نبينند دچار چشم‌چراني ، هوس ، دختربازي و افكار پريشان ، عشق و عاشقي ، بيماريهاي رواني و در نهايت تعطيل شدن نيروي انساني خود نمي‌شوند .
بدين صورت بايد گفت : حجاب و پوشش براي زن امري واجب و فريضه‌اي شديد است و بدون ترديد منكر آن با آگاهي به اينكه از ضروريات اسلام و فرمان خدا در قرآن است كافر و ازگردونه اسلام خارج است . جواني كه با اين خصوصيت منكر حجاب است نمي‌تواند با دختر مسلمان ازدواج كند زيرا اين ازدواج باطل و عقد بين اين دو بي‌اثر و رابطة آن در رابطه نامحرم و فرزندان آنها                نامشروع مي‌باشد .
دختري كه با اين خصوصيت منكرحجاب باشد نمي‌تواند همسر جواني مسلمان شود زيرا همان احكام در حق او هم جاري است گرمي خانواده‌ها و استحكام رابطه زن و شوهر ، تداوم زندگي ، آرامش قلوب ، ثبات دلبستگي مرد به همسر قانوني خود ، برپايي خانه و خانواده همه مرهون حجاب زنان مملكت است واينكه مردان زيبايي چهره و زينت و زيور زناني غير از همسر خود را نبينند .
مردان اگر به راحتي و به آساني در تمامي صحنه‌هاي اجتماعي دسترسي به زنان داشته باشند ضمانتي براي ثبات محبت و دلبستگي آنان به همسرانشان نخواهد بود و تحريك هوا و هوس و شهوت ، آنان را اززندگي خود دلسرد و عاملي براي خراب كردن كانون گرم خانواده خواهد شد .
تاكنون بي حجابي زن باعث گمراهي ميليونها مرد و به گناه افتادن ديگران و پيدا شدن هيولاي طلاق در خانواده‌ها و پديد آمدن عشق مرد به زن شوهردار و روابط نامشروع شده است .
پايه‌گذاران بي‌حجابي خود از اين مساله به ستوه آمدند و عوارض آن را پديده شوم قرن اخير مي‌دانند ، از زمانيكه رهبري ايران با دسيسة استعمار غرب به دست ولگردي دوره گرد ، بي‌سواد پليد ، آلوده‌اي خائن و وطن فروش به نام رضاخان پهلوي افتاد ، حجاب و پوشش ، قرآن را از بسياري از زنان به غارت برد، وضع خانه و خانواده بصورت ديگر درآمد . آمار طلاق فزوني گرفت بطوري كه در هر ماه حداقل هفت هزار درخواست طلاق به دادگاهها داده مي‌شد مردان و جوانان زن ديدة بي‌زن ، زنان شوهردار بدون شوهر و سفره فساد و افساد گسترده تر شد . بطوري كه مرحوم آيت‌الله شاه‌آبادي گفته‌اند : «‌رضاخان با به غارت بردن حجاب ، قرآن و شكستن قيام كنندگان عليه بي‌حجابي در مسجد گوهرشاد و در كنار حرم امام‌رضا (عليه‌السلام) كمر صد و بيست و چهار هزار پيامبر را شكست ، آري كشف حجاب و بدحجابي را شكننده كمر فرستادگان خدا مي‌دانند ايجاد كميسيونها بر عليه حجاب و خاموش كردن چراغ دين به برنامه خائنان و هوا و هوس زنان و دختران كم‌ايمان يا بي‌ايمان به اين آتش دين سوز و شعلة خانمان‌برانداز كمك كردند و وضع ايران را به جايي رساندند كه نزديك بود دين خدا كه محصول زحمات انبياء و پيامبران است بميرد و چراغ هدايت خاموش گردد كه كسي چون امام خميني (قدس‌سره) بت‌شكن آمد و دين را از اسارت اشرار نجات داد وحجاب قرآن را به ناموس اسلام برگرداند » .
« آري حجاب مصونيت اسلام است نه محدوديت ، آري حجاب براي زن و شوهر و خانواده‌ها و جامعه به خصوص جوانان ازدواج نكرده ، مصونيت از هزاران خطر و انواع فساد و افساد و مانع از هم‌پاشيدگي خانواده‌ها مي‌باشد .
بدون ترديد بين آگاهي و اعتقاد عميق زنان نسبت به فوايد حجاب و پوشش و رعايت بيشتر حجاب توسط آنها رابطه‌اي مستقيم وجود دارد . نمونة بارز حجاب حضرت زهرا (سلام‌الله عليها) و زنان اهل بيت و اصرار آنان بر حفظ حجاب در شرايط سخت اسارت و اعتراض افشاگرانه در مقابل هتكهاي مخالفان اهل بيت (عليه‌السلام) و ... است .
نقش آگاهي زنان نسبت به فوايد و فلسفه حجاب در مقابله با نقشه‌هاي حجاب زدايي استعمارگران در مبارزه مردم الجزاير با دولت استعمار فرانسه و همچنين مقاومت دانشجويان دختر محجبه در مقابل مقررات ضدحجاب قابل توجه است  .
جلوه‌هاي ديگر ، تاثير آگاهي زنان بر عليه بي‌حجابي ، قيام زنان آگاه ايراني در مقابل كشف حجاب رضاخان است .
امام خميني (قدس‌سره) فرموده‌اند : « زنهاي ايراني قيام كرده‌اند برضدش و تودهني به او زدند كه ما نمي‌خواهيم اين طور كشف حجاب را »
مقاومت زنان آگاه و عفيف ايراني در مقابل نقشه‌هاي استعمارگر حتي قبل از واقعة كشف حجاب رضاخان نيز سابقه داشته ، يكي از نويسندگان خارجي در مورد ايستادگي زنان باحجاب ايراني در مقابل استعمارگران نوشته است : « درود وعزت بي‌حد به زنان وابسته ايران باد . وي به عزم ثابت 300 زن شجاع اشاره كرده و گفته است كه : زنان به مجلس رفتند تا نمايندگان از تسليم كشور به بيگانگان احتراز نمايند . به اعتراف اين نويسندة آمريكايي ، بانويي شجاع اعلام داشت كه اگر وكلا و مجلس بخواهند در حفظ و شرف و عزت ايران تسامح به خرج دهند و ترديد نمايند هم آنان و هم شوهران خويش را خواهند كشت تا لااقل اجسادشان گواهي بر شرف ايراني باشد  .






فصل چهارم :


سوالاتي در مورد حدود پوشش
 
سوالاتي در مورد حدود حجاب
سؤال : حدود حجاب اسلامي براي بانوان چيست ؟ براي اين منظور پوشيدن لباس بلند ، آزاد و شلوار و روسري كفايت مي‌كند ، يا خير ؟ و اصولاً چه كيفيتي در لباس پوشيدن زن در برابر افراد نامحرم بايد رعايت شود ؟
جواب : واجب است تمام بدن به جز قرص صورت و دستها تا مچ پوشيده شود و لباس بايد مقدار واجب را بپوشاند و از لباسهاي كه توجه نامحرمان را جلب مي‌كند بايد اجتناب شود .
سوال : آيا حجاب از ضروريات اسلام است و منكر آن و كسانيكه به اين دستور الهي بي‌اعتنايي مي‌كنند چه حكمي دارد ؟
جواب : اصل حكم از ضروريات حجاب و منكر آن ، حكم . منكر ضروري را دارد و منكر ضروري محكوم به كفر است مگر اينكه معلوم شود كه منكر خدا يا رسول يا آيات حجاب نيست .
سوال : زدن عطر و رنگ حجاب ، پوشش و محدوديت هاي آن و پوشيدن لباسهاي يقة باز و بلوزهاي تنگ و آستينهاي كوتاه هر كدام چه حكمي دارد ؟
جواب : در مورد زدن عطر گفته شده در محيط خانه اشكالي ندارد و اگر در بيرون استفاده شود باعث تهييج شهوت و غريزه جنسي در مردان مي‌شود و زنان نبايد از عطر در بيرون از خانه استفاده كنند و دربارة رنگ لباس و چادر ، اسلام نگفته است كه حتماً مشكي باشد بلكه هر رنگي كه باعث پوشش گردد كافي است . ولي اگر باعث جلب توجه ديگران شود اشكالي دارد. پوشيدن لباسهاي تنگ و يقه باز براي مردان اشكال دارد و بايد تا حدي كه در اسلام گفته شده رعايت پوشش شود در غير اين صورت اشكالي ندارد .
س : آيا حجاب فقط براي زنان است و چرا آقايان حريم جامعه را رعايت نمي كنند و حرمت خانمها را پايين مي‌آورند ؟
جواب : حجاب تنها براي زنان نيست بلكه مردان بايد در آداب و معاشرت و رفتار و نگاه و پوشش خودشان رعايت حجاب را بنمايند . در جامعه اسلامي از هر كس به اندازة توانش انتظار مي رود .
به تجربه ثابت شده است كه حجاب بدون عفاف و عفاف بدون حجاب                 جواب نمي‌دهد .
سؤال : استفاده از زينت چگونه بايد باشد ؟
جواب : زينت دو نوع است يك نوع را زينتي كه خود به خود آشكار مي‌شود .             2-زينتي كه مي‌شود پوشاند عرف تعيين پوشش را مشخص كرده است : بعنوان مثال: «‌انگشتر براي دست زينت است »
پس بايد زنان جاذبه خويش را حفظ كنند . همچنين راه هاي حفظ جامعه و جلوگيري از گسست خانواده ،‌رعايت حدودات متقابل زنان و مردان است . بار سنگين حريم در روابط زنان و مردان و آزادي انسان و آزادي زن بايد در نظر گرفته شود .
سوال : حدود اعمال سليقه‌ها چقدر است ؟
جواب : چون اسلام يك مكتب براي همه يكسان است ، از سوي جامعه و دست‌اندركاران به خانمها توصيه شده بر اساس روند تعادلي در جامعه پيش بروند خوب است  .







بخش سوم : بي‌حجابي

فصل اول : تعريف بي‌حجابي ، تاريخچه ، شروع پيدا شدن
فصل دوم : انواع بي‌حجابيها
فصل سوم : عوامل بي‌حجابي
فصل چهارم : راه‌هاي مبارزه با عوامل بي‌حجابي
فصل پنجم : پيامدهاي بي‌حجابي




فصل اول :


1-تعريف بي‌حجابي
2-تاريخچه بي‌حجابي
3-كشف حجاب چرا ؟
 
1.تعريف بي‌حجابي
منظور از بي‌حجابي ، نه آن وضع قبيح و مبتذلي است كه در فيلم‌ها به نمايش گذاشته مي‌شود و در مجامع كمتر به چشم مي‌خورد بلكه بي‌حجابي در عرف و جامعه انگيزه تعريف مي‌شود در نداشتن چادر و روسري و امثال آن »
بي‌حجابي اساس مفاسد كشور و دين را تشكيل مي‌دهد و نظام داخلي را بر هم مي‌زند چرا كه در درون بي‌حجابي ، فسادها نهفته است و يك نفر هم فاسد شود جمعي متعفن خواهند شد . چنانكه در كتاب اصول كافي گفته شده كه « دختر خودت را به عصمت مساز و او را به فاحشگي وامدار ، مبادا زمين مرتكب زنا شود و پر از فجور گردد » .
اين نشانگر آن است كه يك دختر را موجب پر شدن زمين از فجور مي‌دانند چرا كه حجاب مانع آميزش خودسرانه و انس با مردان و خالص بودن الفت و يكه دله بودن با زوج مانع اختلاط مياه  كه مايه فساد است مي‌باشد .
پس حجاب حافظ حقوق و از احكام اخلاقي مطلقاً واجب است و آنان كه آميزش با زنان را ماية رشد مي‌دانند با حجاب مخالفت ورزيده‌اند و با فرض پاره‌اي خيالات عاليه وزن كه اينقدر مفاسد بر آن مترتب مي‌شود آيا پسنديده است ؟ مسلماً خير : نه حجاب مانع علم و تربيت است و نه بي‌حجابي منحصر و مختص علم و تربيت مي‌باشد و نه علم و تربيت هاتك حجاب ؟ ديگر چه كوششي است كه متجددين براي رفع حجاب مي‌كنند  ؟
2.تاريخچه‌ بي‌حجابي
معلوم شده كه تاريخچه حجاب به آفرينش اولين موجود روي زمين يعني آدم و حوا برمي‌گردد تاريخ بي‌حجابي به سبك جديد آن از رنسانس علمي صنعتي اروپا آغاز مي‌شود و كارخانه‌داران بزرگ صنعتي براي استفاده از نيروي كار ارزان قيمت زمينة به اصطلاح آزادي زنان و امكان حضور آنان در محيط كار را پديد آوردند . بعد از آن نخستين كشورهاي اسلامي كه اقدام به كشف حجاب بانوان كرد افغانستان بود كه پادشاه آن بعد از بازگشت از سفر اروپا اعلام نمود كه زنان، بايستي بدون حجاب باشند . دومين كشور را مي‌توان تركيه نام برد كه بعد از سقوط عثماني در تركيه فرمان منع حجاب صادر شد . در ايران آغاز‌گر بي‌حجابي را زني به نام قره‌العين دانسته‌اند ولي زمينه‌ساز براي كشف حجاب بطور رسمي با اقدامات آتاتورك در تركيه و رضاخان در ايران بود ، البته اين اقدامات بعد از به خاك و خون كشيدن اجتماع مردم مشهد صورت مي‌گيرد . اين اجتماع در تاريخ 21 تيرماه 1340 براي انصراف شاه از عمل تغيير كشف حجاب در مسجد گوهرشاد قبل از اعلام رسمي آن تشكيل گرديده بود .
« قره‌العين اولين زني است كه در تاريخ معاصر ايران برطبق دستورالعمل يك مكتب استعماري پوشش از روي و تن برگرفت و در اجتماع مردان ظاهر گشت و با اين اقدام گستاخانه اولين سنگ بناي بي‌حجابي را در جامعه اسلامي به جا گذاشت .
در كتاب زندگي حضرت بهاءالدين (رهبر بهاييها) در اين باره چنين نوشته شده است .
« ... ناگهان مشاهده كردند كه جناب طاهره قره‌‌العين با نهايت شگون و وقار بدون حجاب بطرف جمع پيش مي‌آيند تا به محل رسيده و در آن وضعيت بعضي از مردم در حال تحير سرها را به زيرانداخته و بعضي از جمله عبدالخالق اصفهاني گلوي خود را بريده و به اطراف مي‌دويد ولي طاهره بدون اندك توجه و اعتنايي شروع به سرودن شعر نمودند . اين آغاري بود بر تهي نمودن زن مسلمان از هويت ديني خود » بي‌حجابي در خاطرات همفر جاسوس انگليس درباره حجاب‌زدايي زنان مسلمان آمده است : « در مسئله بي‌حجابي زنان بايد كوشيد تا زنان مسلمان به بي‌حجابي و رها كردن چادر مشتاق شوند دلايل تاريخي اثبات كرده كه حجاب از قبل بوده است و هيچ علتي نمي‌تواند حجاب را از بين ببرد » .
3.كشف حجاب چرا ؟
نقشه كشف حجاب يكي از مؤثرترين نقشه‌ها براي ايجاد هرج و مرج عمومي و گسيختگي قوانين و بهم خوردن نظم عمومي و از جمله شكستن قوانين و مقررات اسلامي است . زيرا جاذبه جنسي مرد و زن از مهمترين و آماده‌ترين و بيدارترين قواي انساني است كه حتي در خواب هم بكار مي‌رود . از طرفي بيشترين جاذبه از طريق ديدن حاصل مي‌شود و از طرفي بيشترين زيبائيها و طراوتها كه جذب محبت و شهوت مي‌كند در چهره است ، از اين رو از ديدن چهره است كه شهوت و عشق جنسي بين زن و مرد بوجود مي‌آيد و قواي ديگر به سوي آن گسيل داشته مي‌شود و در كمين صيد يكديگر و با مزاحمت ديگران و ايجاد زمينه موجب درگيريهاي شديد و تنازع شده و چه بسا به جنگهاي كوچك و بزرگ منجر گرديده است يكي از مؤثرترين عوامل بر هم زدن قوانين ونظم اسلامي و هم نظم ديگر ، ايجاد روح آزادي جنسي و شهواني بين مردم است و يكي از بهترين                 موجبات برانگيختن شهوت عمومي بين زن و مرد و برداشتن موانع - كه حجاب است - مي‌باشد .
زمانيكه اماكن تفريحي عمومي براي زن و مرد ، استخرها و اماكن آموزشي و ورزشي مختلط و اماكن درماني مختلط ايجاد مي‌شود و همه آنها آسانتر و بي‌خرج‌تر و همگاني‌تر و همه‌جائي تر است همانا موجب رواج بي‌حجابي بين زنان و قرار گرفتن آنها بدون پرده و حجاب و روپوش در اختيار ديد عمومي مردان است كه همه جا بدون هزينه اثر سوء خود را مي‌بخشد  .







فصل دوم :


انواع بي‌حجابي
 
انواع بي‌حجابيها
بي‌حجابي كه دامنگير انسان مي‌شود داراي چند گروه است .
1-حجابهاي غيرجايز با چادر
الف : پوشيدن لباس آستين كوتاه زير چادر
ب : پوشيدن چادر بدون روسري
ج : پوشيدن چادر كه داراي رنگ تند و مهيج است
د : پوشيدن چادرهاي نازك
2-حجابهاي غيرجايز بدون چادر
الف : پوشيدن مانتو كه حجم بدن را نمي‌پوشاند
ب : پوشيدن مانتو با آستينهاي كوتاه و گشاد
ج : پوشيدن مانتو با رنگ مهيج
د : پوشيدن مانتو با دوختي كه جلب توجه كند
3-حجابهاي غيرمجاز مربوط به پا و سر
الف : پوشيدن جورابهاي نازك
ب :پوشيدن روسري كه تمامي موها را نمي‌پوشاند
ج : بستن مو و جمع كردن آن پشت سر و يا مخروطي شكل بالاي سر بطوري كه جلب نظر كند
د : پوشيدن كفشهاي صدادار  
4.يا حجابهاي بي‌حجاب
حديثي از پيامبر اكرم (ص) در مورد زنهايي كه در عين پوشش بي‌حجابند : « دو گروهند كه اصل جهنم ‌اند و نمي‌خواهم آنها را ببينم . 1-گروهي تازيانه در دست دارند و مردم را با آن مي‌زنند « ظالمين » 2-زنهايي كه پوشيده ولي برهنه‌اند، به شهوت تمايل دارند و مردم را به سوي خود جلب مي‌كنند  » .





فصل سوم :



عوامل بي‌حجابي
 
عوامل بي‌حجابي
الف : 1. بي‌بند و باري
حقيقت اين است كه اين وضع بي‌حجابي و رسوايي كه در ميان برخي از زنان است از مختصات جامعه‌هاي پليد سرمايه‌داري غربي است و يكي از نتايج سوء پول پرستي‌ها ، شهوت‌رانيهاي سرمايه‌داري غرب است در جامعه‌هاي غير سرمايه‌داري با همه احساسات ضدمذهبي كه در آنجا وجود دارد كمتر شنيده مي‌رود كه چنين رسوائيها به نام آزادي زن وجود داشته باشد جاي بسي تعجب است به بهانه اينكه حجاب نيمي از افراد جامعه را فلج كرده ، با بي‌حجابي و بي‌بند و باري نيروي تمام افراد زن و مرد را فلج نموده اند كار زن پرداختن به خودآرايي و صرف وقت پاي ميزتوالت و آرايش براي بيرون رفتن و كارمرد چشم چراني و شكارگري شده است . بلاي بي حجابي اگر در گذشته چندان تجربه نشده بود اما در اين اواخر به آساني و خوبي آزمايش شده و ثمره تلخ آن بر همه روشن است . مزاحمت و اغفال كه بيشتر پرونده‌هاي ناموسي را تشكيل مي‌دهد ، ثمره تلخ بي‌حجابي است . ترديدي نيست كه بي‌حجابي و بي‌بند و باري زنان نتايج شوم كثرت رابطه هاي نامشروع و خيانت به همسران و شيوع فحشا و موجب انحراف هميشگي زنان اغفال شده و باعث كم شدن آمار ازدواج و افزايش نزاع و آشوب در ميان زن و مرد و صدها مفاسد خانمان‌سوز ديگر كه نتيجه بي‌حجابي است . اين سفسطه شيطاني است كه حجاب ماية عقب‌افتادگي و انحطاط مقام زن است زيرا هم‌اكنون مردان دست و پاي خود را پوشيده‌اند و به جاي زنان سنت حجاب را مراعات و نزاكت ادب و اخلاق را در پوشش كنوني انجام مي‌دهند بلي ! خير تنها ماية عقب‌افتادگي ، زن و انحطاط او نيست . بلكه از عوامل سلامت و عفاف زنان در جامعه و خانواده است  .

ب : فساد
عواملي كه باعث شده فساد رايج شود :
1.بي‌حجابي با فطرت و تمايلات دروني انسان توافقي ندارد .
2.بي‌حجابي مايه سقوط ارزش و جاذبه هاي جنس زن مي‌باشد .
3.شخصيت انساني زن را به فراموشي سپرده و تنها اذهان را به زيبائيهاي جسمي او متوجه مي‌سازد .
4.زن را تا حد يك كالا تنزل داده و او را ابزار تبليغ كالاهاي بنجل قرار مي‌دهد .
5.حجاب را يك نمونه عقدة حقارت و موجب بسياري از بيماريهاي جسمي و رواني معرفي كردند و اين دروغ باعث گرايش عده‌اي به بي‌حجابي شد .
6.فرهنگ برهنگي، برهنگي فرهنگي است و از علائم توحش محسوب مي‌شود.
7.بي‌حجابي باعث فرسايش استعدادها و مانع استفاده از نيروي زنان است .
8. اذهان را به شهوت‌راني متوجه و ارزشهاي متعالي و تربيت صحيح را             منحرف مي‌سازد .
9.فساد بنيان خانواده را سست كرده و آمار طلاق افزايش يافته است .
10.بازار مصرف كالاهاي شركتهاي چندمليتي را گسترش مي‌دهد .
11.از حربه‌هاي خطرناك استعمار است كه بارها براي سقوط جوامع از آن استفاده شده و مي‌شود .
12.زمينه‌ساز تسلط همه جانبه بيگانگان مي‌شود .
13.زيرپا نهادن قانون واجب الهي كه عواقب خطرناكي به دنبال دارد  .
در كتاب تحليلي نو نيز عوامل ديگري نيز گفته شده عبارتند از :
1.هدايت و تفسير تاريخ و علوم حتي مذهب در جهت منافع خويش
2.مخلوط كردن فرهنگ محلي با فرهنگ فساد و ترويج فساد عمومي
3.طرح شعارهاي عوام‌پسندانه مانند «‌دلت پاك باد » « حجاب يك امر ظاهري
است» در صورتيكه پاكي دل تنها با داشتن حجاب و ساير فرايض و ترك محرمات ميسر مي‌شود و با بي‌حجابي و گناهان ديگر است كه ، دل آلوده مي‌شود .
4.القاء فرهنگ و مطالب غرب در تمام برنامه هاي صوتي و تصويري
5.طراحي و توليد لباس و كفشهاي تحريك‌آميز و ارزان‌قيمت
6.ترويج مدگرايي بصورت مستقيم و غيرمستقيم
7.غالب كردن تجدد به جاي تمدن ، فساد به جاي علم ، شهوت راني                     به جاي پژوهش
8.ايجاد خانه‌هاي فرهنگ و رفت و آمد تفريحي و غيرضروري به كشورهاي فاسد
9.و داشتن روابط دوستانه شخصي با غربيها
از ديگر عوامل مي‌توان به موارد ديگر اشاره كرد :
1.غلبه روحي ،‌راحت‌طلبي ، بي‌قيدي ، فرار از مسئوليت
2.بي توجهي عده‌اي كثيري از افراد لاابالي به حلال وحرام هاي الهي اعم                    از زن و مرد .
ج.جهل و ناآگاهي كه در پذيرش بي و بند و باري عامل اصلي ، ضعف اعتقادات ديني است تا دين واحكام آنها به درستي براي جوانان ما تفهيم نشود ، جوانان درگير اين مشكلات خواهند بود .
د.علل سياسي : هيچ شكي نيست كه عده‌اي از بي حجابيها و ساير جلوه‌هاي فحشا و منكرات جنبه سياسي دارد يعني عده‌اي مخصوصاً براي مبارزه با نظام و ارزشهاي حاكم بر آن عملاً دست به گسترش بي‌بند و باري و فحشا زده‌اند و اينها زمينه عمده و اصلي براي بي‌بند و باري براي سايرين را فراهم مي‌كنند .
تن در دادن به مقررات شرعي و قبول محدوديت‌هاي ديني براي عده‌اي سخت است و با بهانه‌ها وتوجيه‌هاي مختلف از زيرباز و قبول مسئوليت هاي شرعي شانه خالي ميكنند و مي‌گويند حجاب يا هر واجب ديگري ما را به زحمت مي‌اندازد و براي ما سخت است كه آن را رعايت كنيم  و پاسخ اينگونه افراد قابل ذكر است كه انسان با شرايط و با تربيت خاصي ، انسان است و فقط تحت تربيت ويژه الهي مي‌تواند از سطح زندگي حيواني به زندگي انساني روي آورد و محدوديت ، لازمة هر نوع تربيتي است ، بي‌قيدترين و لاابالي‌ترين مردم اصل لزوم محدوديت و رعايت دستورالعمل‌ها در تربيت را قبول دارند ، صاحب نظر شدن ، هنرمند توانا شدن ، همه و همة با رنج و زحمت قبول محدوديتها و انجام يك سلسله مقررات ميسر است .
نابرده رنج گنج ميسر نمي‌شود     مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد
كدام شخص عاقلي است كه لزوم قبول محدوديت‌ها و داشتن قيد و بند و رعايت دستورالعمل ها را در مورد داشتن يك بدن سالم انكار كند . كسي كه راحت طلبي را اشعار خود كرده و نمي‌خواهد با آن حقايق را در برابر خود و ساختار وجوديش بپذيرد حتماً به خودش لطمه مي‌زند و روح خود را بيمار مي‌كند  .
اعتراض سياسي : طبيعي است كه در دورة تجدد ، دوره تبديل احكام و حملات اهل اديان به اساس دين اسلام و مسأله حجاب كه از آداب حسنه و مسلك جميل اسلامي است ، اعتراض سياسي نموده‌اند و حاصل آن اعتراض ، مقايسه حالت كنوني ايران است با بعضي از دول غيراسلامي بعنوان تمدن و رشد صنايع و تمدن و مكنت به اين تقريب كه چون در آن دولتها زن مشغول كسب است و اشتغال به كسب باحجاب و مستور بودن و روي گرفتن موافق نيست به همين اساس ، بوده كه در بعضي از مجامع به طور علني كشف حجاب نسوان عنوان و عملي شده است و پيشرفت حاصل شده ليكن در كشورهاي اسلامي حجاب مانع پيشرفت شده است ليكن برحسب تاريخ قبل از ترقيات دولتها و اتحاد كارخانجات و شركتهاي عمومي زنها به اين نحو مشغول نبوده‌اند . پس با ايجاد اين دواير عمومي چون تعداد مردان كم بود و زن بيشتر از مرد بود و زنها هم محجوبه نبودند و اينكه بي‌حجابي زنها اسباب ترقي و تكامل آن دولتها شدند ، صحيح نيست  .
امروزه اهالي آسيا و آفريقا و مسلمانان بواسطه مراوده اروپايي ها زندگاني‌شان از دست رفته و به جاي اخلاق فاسد بيگانگان آميخته و همراه با اين پريشاني و فقر و تحمل زحمات سخت يك زن شرقي اعمال خويش را از ياد برده است . بعنوان مثال ملت فرانسه كه به واسطه بي‌حجابي در اروپا و آزاد بودن روابط جنسي مردان را از تحمل ازدواج انداخته و زنان را از مختص بودن به يك مرد خارج ساخته و مشترك نموده و با معيارهاي از ازدواج و زندگي فطري بيگانه ساخته است . اما بايد دانست كه آزادي و خودسري ضررهايي دارد اجتماعي كه اقوام را به هلاكت مي‌كشاند و در بسياري از ملل ميل مفرط به روابط جنسي آزاد دارند به علت راحت‌طلبي و انصراف از وظايف اخلاقي و قانوني خانواده و عدم پذيرش مسئوليتهاي مربوطه است .
اگر بر اساس رغبت به شهوت ، كاميابي مرد و زن از يكديگر بدون ازدواج صورت پذيرد اهميت حكمت الهي از دست مي‌رود و تصور كنيد كه چه مهلكة‌غيرقابل جبران ، اين بي‌حجابي و آزادي در عالم تناسل توليد خواهد كرد كه براي عالم انساني هرگز به هم نرسيده است  .
در اصل با اين كارها باعث غفلت مي‌شوند و چون آدمي در غنا و تن درستي و نظم و آبادي خانواده يا مملكتي كه دچار غفلت شود بعضي از ضررها                 را درك نمي‌كند .
مسلماً امروزه ثروت و آباداني اروپا را خصوصاً از حيث ثروت و رفاه و معيشت گرفته است و اينها در اصل مسكنات و مخدراتي هستند كه به آن مبتلا هستند و به سبب آزادي جنسي است كه زن در غرب هويت طبيعي خودش را از دست داده و تبديل به كسي شده است كه نمي‌توان كلمه زن را بر او اطلاق كرد زيرا خصوصيات رواني و عاطفي زن بودن را از دست داده است . اين امور مانع اموري موقتي هستند ، چون امر ترقي و ثروت ونظم ، موقتي است .
امروزه مالهاي لاوراث و اوقاف و عايدات و ذخاير ملي به مصرف كفالت اطفال بي‌پدر مي‌رسد و آنها را بعضي از اين مهلكة ، بي‌پرستاري كه از نتايج بي‌حجابي است نجات مي‌دهند . اما تصور اينكه اين مفسده عمومي و شرك اخلاقي اگر مصادف شود به فقر آسيا و آفريقاي امروزي يعني شرايطي و اوضاعي پيش آيد كه منابع مذكور از بين برود و يا كفاف معيشت اينگونه اطفال را ندهد و مفاد « الكل امه اجل » . چه محشري به پا خواهد شد و چه سان بچه‌هاي انسان دچار مذلت شده و بسان توله‌هاي سگ و بچه‌هاي گربه در كوچه انداخته خواهند شد و اين پيامدهاي گند و معضلات بي‌حجابي و آزادي امر در زنان اروپا و عياشي و شهوت‌راني مردان مغرب زمين را فقط نظم و ثروت جلوگيري نموده ، ولي چه فايده و بالاخره چه ؟ اثر خلق ابدي است و اثر دولت موقتي مي‌باشد  .
هـ : مرز باريك بي‌حجابي و فساد
اسلام كه كاملاً به همه جوانب به نظر دقيق مي‌نگرد كاملاً از مرز باريك بي‌بند و باري و فساد اطلاع دارد . از اين رو براي حفظ اين مرز ، دستورات فراواني بعنوان واجب و مستحب دارد كه هر يك عامل نيرومندي براي پيشگيري از خطر است .
-    براي زن جهاد واجب نيست او اگر بر اثر رعايت حجاب ، احياناً به زحمت بيفتد ولي از زحمت جهاد معاف است و كمك كردن به سربازان در رساندن آب به آنها ، منافاتي با حجاب ندارد .
-    شركت در نماز جمعه و نماز عيدقربان و فطر براي زن واجب نيست و اگر زيبارو باشد شركت در اين نوع جماعات مكروه است .
-    تشييع‌جنازه براي زن مكروه است و بطور كلي رفتن زن به اجتماعاتي كه شلوغ است و احتمال چشم‌چراني وجود دارد صحيح نيست .
-    مصافحه و دست دادن زن و مرد جايز نيست . رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در مورد بيعت زنان با حضرتش دستور داد ظرفي را پر از آب كردند و دست خود را در آب فرو نبرد و دستور داد زنان دست خود را به آب بزنند و همين را بيعت شمرد .
-    بزك كردن و خوشبو كردن زن وقتي كه از خانه بيرون مي‌رود روا نيست و رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي‌فرمايد هر زني كه خود را خوشبو كند و از خانه بيرون رود تا وقتي كه مراجعه مي‌كند مشمول لعنت است .
-    زن جايز نيست در هنگام صحبت كردن با نامحرم با ناز و كرشمه سخن بگويد و مكروه است با نامحرم بيش از 5 كلمه حرف بزند .
-    زنها بر اسب سوار نشوند اين كار فساد و تهييج را به دنبال دارد .
-    مرد نبايد در محلي توقف كند تا صداي زن اجنبي را بشنود و مرد در جاهاي خلوت با زن توقف نكند .
-    ورود به خانه غيربدون اجازه صاحب خانه جايز نيست .
-    نگاه كردن مرد به پشت سر زن مكروه مي‌باشد .
-    براي زن مسلمان روا نيست خود را به زن غيرمسلمان نشان دهد .
-    نگاه كردن به عضوي كه از نامحرم جدا شده ممنوع است  .
و : فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي
تفاوت عمده فرهنگ جديد غربي و فرهنگ اسلامي در تعريف « انسان » منعكس مي شود . اگر انسان بر حسب فرهنگ غربي ، موجودي است كه معنويت فرع و رونباي زندگي مادي اوست . در فرهنگ اسلامي انسان موجودي است كه معنويت، كمال مطلوب و غايت و نهايت زندگي او است . نكتة مهم اين است كه در اسلام معنويت و روحانيت به هيچ روي در مقابل ماديت و جسمانيت قرار نگرفته است ، دين براي آن نيامده است تا ما را از جسم يك سره غافل سازد و از دنيا جدا كند . بلكه براي آن است كه به ما «‌اندازه » بياموزد تا بتوانيم با حفظ اعتدال از افراط و تفريط مصون بمانيم . مثلاً چنان نباشيم كه فقط به فكر تن خود باشيم و جز به بهره‌وري از جسم به هيچ چيزنينديشيم. در چنين بينشي ، ديگر تن تنها بخش وجود انسان نيست و خوش‌بخت شدن نيز ، بهره مندي محدود جسماني ميان تولد تا مرگ نيست . انسان راه درازي در پيش دارد كه مرگ يكي ازگذرگاه‌هاي آن است او رو به سوي خدا دارد كه كمال مطلق و سرچشمه همه خوبيها و ارزشهاست او خود راشريف‌تر از آن مي‌داند كه به جسمش شناخته شود و وظيفه خود را خطيرتر از آن مي‌بيند كه تنها به بدن‌نمايي و آرامش جسم بپردازد ، انسان در همه بينش‌هاي معنوي و از جمله در اسلام براي آن لباس به تن نمي‌كند كه تن را عرضه كند ، بلكه لباس مي‌پوشد تا خود را بپوشد . لباس براي او يك حريم است . به منزله ديوار و دژي است كه تن و شخصيت و شرف را از دستبرد نگهداري ميكند و كرامت او را حفظ ميكند ،لباس پوست دوم انسان نيست ، خانة اول اوست . انسان اسلام ، كمال خود را در آن نمي‌بيند كه تن خويش را چون كالايي تزئين كند به راه اندازد و بفروشد ، بلكه به جاي آن كه تن خود را به خلق بفروشد جان خود را به خداي خويش مي‌فروشد .
لباس انسان پرچم كشور وجود اوست ، پرچمي است كه او بر سر در خانة وجود خود نصب كرده است و با آن اعلام مي‌كند كه از كدام فرهنگ تبعيت مي‌كند ، همچنان كه هر ملتي باوفاداري واحترام به پرچم خود اعتقادش را به هويت ملي و سياسي خود ابراز مي‌كند هر انسان نيز ، مادام كه به يك سلسله ارزش‌ها و بينش‌ها معتقد و دل بسته باشد لباس متناسب با آن ارزش‌ها و بينش‌ها را از تن به در نخواهد كرد  .
شگفت است كه هر گاه صحبت از پوشش و سادگي اسلام به ميان مي‌آيد ، مخالفان مي‌گويند شما مي‌خواهيد زن را از حضور فعال در جامعه محروم كنيد و او را در خانه محبوس سازيد . شما شخصيت زن را جدي نگرفته‌ايد و نيمي از جمعيت كشور را از صحنه كار اجتماعي بيرون رانده ايد . اتفاقاً چون در تفكر اسلامي براي اينكه زن بعنوان يك انسان بصورتي بسيار جدي وارد اجتماع شود لازم است كه دست از تجمل و خودنمايي بردارد . لازمة اجتماعي بودن اين است كه فرد كمتر به خود بپردازد و خود را همچون قطره‌اي در ميان درياي جامعه غرق كند . لازمه وارد اجتماع شدن اين است كه « من » از ميان برود و «‌ ما » ايجاد شود .اگر قرار شود هر زني و هر مردي با توجه به لباس و بدن و روي و موي خويش ، سعي كند از خود هر چه بيشتر يك « من » مشخص و انگشت‌نما بسازد ، معلوم مي‌شود او نمي‌خواهد به اجتماع بپيوندد و نه در غم جامعه كه در غم خويش است (شركت نمايد) .
اينك تمدن غرب چنين وانمود مي‌كند كه مي‌خواهد براي انسان لباس بدوزد اما در حقيقت به جاي آن كه لباس بر تن او كند او را برهنه مي‌سازد و هيچ كس جرأت نمي‌كند فرياد برآورد كه لباسي در كار نيست و حاصل اين همه مد و پارچه و چه و چه ؛ برهنگي انسان است .
آيا مردمي پيدا مي‌شوند كه صداقتي كودكانه داشته باشند و در مقابل جهاني كه برهنگي را لباس مي‌دانند جرات كنند و فرياد برآورند ؟ چرا آن مردم ما نباشيم؟ و چرا اين نوا از ناي‌ها برنيايد ؟
قــــوت افــرنگ از علم و فـن است     از همين آتش چراغش روشن است
علم و فن داراي جوان شوخ و شنگ     مغـــز مي‌بــــايد نه ملبوس فرنگ
ي : طلاق
آمار نشان مي‌دهد كه آمار طلاق بر اساس بي‌حجابي زنان بيشتر از سالهاي قبل بوده ، چرا كه بر اساس يك علت بي‌جا و بي‌ربط بين دو زوج اختلاف پيش مي‌آيد وبه جدايي كشيده مي‌شوند . وقتي كه مراكز فحشا و فساد كه سرچشمه هر شري مي‌باشند زياد مي‌شود ، طلاق و جدايي زيادتر مي‌شود چرا كه دريا بدون موج  نمي ماند و مراكز فحشا و فساد بدون زن امكان ندارد. زندگي همچون                  درياست و روان.
انسان مانند كشتي است و لنگر اين كشتي عفاف و تقوا است و هوا و هوسهاي شهوت پرستان طوفانهايي است كه موج برمي‌انگيزد و كشتيهاي بي‌لنگر را غرق مي‌كند . درست است كه زن مايه بعضي از بديهاست ، چرا كه وقتي از تگنايي عالم، جواني پا به عرصه وجود و عالمي ديگر مي‌گذارد آزادي وي بيشتر مي‌شود . مثل اينكه شخص از عالمي كه در آن بسته و تاريك و پر از هياهو است با باز شدن دريچة تنگ عالم برايش تصور ديگري داشته ، عالمي كه داراي رنگهاي زيبا و ديدني پر از زرق و برق كه اگر چشمهايش را باز نكند و در اين عالم به دنيايي منجلابي آلوده مي‌شود چرا كه دنياي زيورآلات ، زيبايي پر از هوسهاي خود  فرد است .
آمار بي‌حجابي چنان باعث مدگرايي ، چشم‌هم‌چشميهايي آلوده و ننگيني شده است كه جهان را هر لحظه به فنا مي‌كشد . با اين همه گرايش جامعه رو به پوچ‌گرايي كه اميدها و آرمانها به حد صفر مي‌رسد ، مي‌باشد و هر روز افرادي كه از هم جدا مي‌گردند افزوده مي‌شوند ، در نتيجه بايد گفت كه « آمار طلاق در ميان بي‌حجابيها بيشتر از باحجابها است » و افرادي كه از هم جدا مي‌شوند باعث مي‌شود فساد و بي‌بند و باري در جامعه هر روز زيادتر مي‌شود . زيرا كه « زنهاي ضعيف‌الايمان و العفاف » پس از طلاق پاسخگويي مشروع و منطقي نياز جنسي خود را از دست مي دهند و هيجانها و طوفانهاي غريزه آنان را به سوي فساد سوق مي‌دهد .






فصل چهارم :



راه‌هاي مبارزه با عوامل بي‌حجابي
 
راه‌هاي مبارزه با عوامل بي‌حجابي
الف : تقويت ايمان و اعتقاد : « المرء بايمانه » شخصيت زن در گرو                    باورهاي اوست .
حضرت علي (ع) در غررالحكم مي‌فرمايد : « المومن بعمله ، ايمان انسان در عمل او جلوه گر است .
اين نشانگر اين است كه باورهاي درست و ايمانهاي راسخ عالي‌‌ترين نقش را در كيفيت زندگاني انسان ايفا مي‌كنند . در زن بايد باور استوار و ايمان عميق ايجاد شود ، زني كه دل به حق داده  و انديشه به خدا سپرده و فرجام زندگي دنيويش را پذيرفته است چطور حاضر مي‌شود خودآرايي و خودنمايي كند و خود را در معرض ديده هاي آلوده قرار دهد و زمينه‌هاي تلذذ ديگران و مالاً فسادآفريني را بوجود آورد .
ب – احياء ارزشها و فرهنگ اصيل اسلامي
احياء ارزشهاي اسلامي و فراخواني زن به تعقل و دريافتن ارزشها و آفريدن روح تعبد و تعهد نسبت به اين نقش مهم مي‌باشد . زن مؤمن بايد باور داشته باشد كه شخصيت و عظمت او در گرو روح بلند و انديشة والا ، قلب پاك و جان پيراسته از آلودگي است كه او را به روش انساني فراخواند و تن آراسته و ظاهر فريبنده هرگز نمايشگر شخصيت او نيست .
در كلام حضرت مسيح آمده كه « به حق براي شما مي‌گويم كه تن چه سودي دارد در صورتيكه ظاهرش درست و درونش تباه باشد . براي بدنهاي شما چه سودي دارد كه خوشتان مي‌آيد بدن آراسته باشد و دلهايتان تباه . پس سودي نبريد از اينكه پوست خود را پاك نگاه داريد در صورتيكه دلهاي شما چركين باشد» .
چرا كه در پرتو شناخت اركان فرهنگ اسلام و عمل كردن به آن مي‌توان زن را از پيروي كردن و گزينش فرهنگ‌هاي غلط و بيگانه نجات داد و او را از ظاهرگرايي و جلوه‌گريهاي ظاهري و فريبنده بيرون آورد .
تقويت نيروي تفكر و فراخواني زنان به تفكر و تعقل و تجزيه و تحليل‌هاي صنعتي كه موجب استقلال فكري و زيست محيطي مي‌شود و چنين روحيه‌اي قطعاً نقش بازدارندگي در دوري از ناهنجاري خواهد داشت  .
دوري از هر گونه عوامل سستي و بي‌اراده‌گي تا حدي مي‌تواند موجب نجات انسان از پرتگاه‌ها گردد .
ج : شناساندن الگوهاي والا
كلام امام صادق : « الهموهن حب علي و ذروهن بلهاء » به زنان دوستي                   آل علي (ع) الهام كنيد و به همين مسئله اندك رهايشان كنيد .
زن اگر حب علي را فرا گيرد او را راهبر شناخت آن حضرت را الگو مي‌پذيرد و بر راهي كه اهل بيت رفته‌اند مي‌رود و آنان را سرمشق قرار مي‌دهد ، پيروي از محبوب كه خداوند فرموده : « قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني » اي پيامبر بگو اگر خداوند را دوست مي‌داريد از من پيروي كنيد اين آموزش يعني الگوگيري و سرمشق‌گزيني و اثرپذيري مي‌باشد .
الگوها در ساختار روحي و رفتار نقش مهمي دارند امروزه يكي از تأسفهاي جدي اين است كه زن مسلمان آن چنان كه شايسته است با چهره‌هاي بلند تاريخ اسلام آشنا نيست . زندگاني حضرت زهرا (سلام الله عليها) و فرزند برومندش پيام آور عاشورا حضرت زينب (سلام الله عليها) و ديگر چهره‌هاي والاي تاريخ گذشته و معاصر بايد براي زن مؤمن نشان داده شود تا بنگرد چه سان با حفظ هويت و شخصيت و وقار و متانت مي‌تواند در جامع حضور يابد  .
مبارزة بي‌امان با استعمار غرب و غرب‌زدگي و قطع دستهاي آلوده و پليد آنها كه به سوي كشورهاي اسلامي دراز شده است .
آگاهي بخشي در مورد تقسيم آزادي به آزادي صحيح و غلط و سوق دادن انسانها به خصوص نسل جوان به گزينش آزادي صحيح و مفيد كه مسئوليت همه اين كارها به دوش آموزش و پرورش و رسانه هاي گروهي است كه در تفهيم اين موضوع نقش به سزايي دارند تقويت باورهاي فكري و عملي زنان بر اين اساس كه حجاب اسلامي هرگز در مورد كار و تلاش در عرصه‌هاي مختلف زندگي دست و پاگير نيست . چنانكه اين موضوع در كشور جمهوري اسلامي ديده مي‌شود . تربيت و تزكيه نفس با برنامه‌هاي اخلاقي و ارضاء و ابشاع هوسها و غرايز از راه‌هاي صحيح و معقول اسلامي نشان دادن ارزشهاي والا و راستين انساني و اسلامي و جايگزيني آنها به جاي ارزشهاي كاذب و بي‌مسمي و نشان دادن الگوهاي كامل و سالم به جاي الگوهاي دروغين .
تقويت اعتماد به نفس و استقلال فكري و دوري از خودباختگي و آگاهي               بخش‌هاي لازم نيز از راه‌هاي موثر است كه انسان را از انحراف و تقليدهاي كوركورانه مي رهاند و در نتيجه از پيامدهاي بي‌حجابي و بدحجابي                   نجات مي‌بخشد .
 






فصل پنجم :



پيامدهاي بي‌حجابي
 
پيامدهاي بي‌حجابي
الف : پيامدهاي فرهنگي ، عقيدتي بي‌حجابي
در يك جامعة ، لباس هر انسان همچون پرچمي كه مليت و مذهب و سنت و فرهنگ او را مشخص مي‌كند و جوامع مختلف متناسب با بينشي كه از هستي دارند و ارزشي كه براي زندگي قايلند . سبك و اسلوب خاصي را براي لباس پوشيدن دارند چرا كه لباس از شئون اسلام است در تمدن غرب بينش آنها مادي است و معنويات از آنجا رخت بربسته است و انسان نوعي حيوان محسوب مي‌شود و آشكار است كه هدف اصلي تنها لذت طلبي است ، در بينش كشورهاي اسلامي انسان تنها در تن خلاصه نشده بلكه به مراتب بالاتر است .
ب : پيامدهاي اجتماعي بي‌حجابي
-    ايجاد تضادها و تنش اجتماعي كه باعث فاصله بين قشر جوان غربزده با كل جامعه مي‌شود .
-    سست شدن پايه هاي خانواده در اجتماع
-    افزايش ميزان طلاق از يك سو و گسترش فساد و فحشا و بيماريهاي رواني و از سوي ديگر حجاب و عفاف براي دختران و زنان جوان حتي غيرمسلمان به مشابه يك مانع ظاهري و سلاح مؤثر در پيشگيري از سرايت فساد و مقابله با ناامنيهاي اجتماعي به شمار مي‌آيد .
ج : پيامدهاي اقتصادي
استاد مرتضي مطهري مي‌فرمايد : « آيا اگر زن ساده و سنگيني به دنبال كار خود برود براي اجتماع بهتر است يا آنكه زن براي بيرون رفتن ، چند ساعت پاي ميز توالت ، وقت خود را تلف كند . عجبا به بهانة اينكه حجاب نيمي از افراد اجتماع را فلج كرده است با بي‌حجابي تمام افراد ، زن و مرد فلج شده‌اند » .
نقش اين گروه از زمان در اسراف و تبذير و افراط در خريد و رونق بخشيدن به كالاهاي سرمايه‌داران غرب است لذا از نظر اسلام فعاليت هاي اقتصادي زن در بيرون تا زمانيكه منجر به انهدام كرامت و شخصيت او نشود مبتذل و مشروع است در غير اين صورت محكوم مي‌شود  .
برخورد با پديده بي حجابي و مسأله كشف حجاب
انتقاد از حجاب در كشورهاي اسلامي بي‌ترديد در ادامه آشنايي شرقيان مسلمان با فرهنگ و تمدن غرب بوده است . مسلمانان براي نخستين بار زنان مكشوفه در اروپا در مناطق خود ديدند طبعاً ديدن اين وضعيت و سخن گفتن با غربيان در اين باره و مطالعه زندگي و تاريخ آنان . برخي از مسلمانان در اين انديشه شدند كه براي اصلاح لازم است زنان را از پرده درآوردند تا آنها بتوانند وارد اجتماع شوند و نقش تربيتي خود را ايفا كنند اين انتقادها ابتدا محدود مطرح مي‌شد ولي سپس به دفاع از حجاب و آشنايي ايرانيان با مسأله بي‌حجابي در غرب ، تبليغات برخي از شرقيان باعث رفع پديده بي‌حجابي شد  ؟
برخي از مسئولان محور اصلي برخورد با اين معضل را نيروهاي مردم دانسته و اذعان مي‌دارند كه با بسيج و هدايت امت حزب الله مي‌توان در كمترين زمان و با حداقل بودجه و امكانات تمامي آثار شوم فساد و بي‌حجابي را از كلية شئون جامعه محو و نابود ساخت .
بعنوان مثال در امر به معروف و نهي از منكر رفتن تا حد ايلام جايز و بلكه واجب است و اجازة ولي امر لازم نيست و برخي دستگاه‌هاي قضايي را انتظامي و برخورد قاطع ارگانها را با مظاهر فساد و بي‌بند و باري اصلي‌ترين راه حل مي‌دانند . ايشان معتقدند كه در امر به معروف و نهي از منكر اگر نوبت از زبان و قلب كه وظيفه عمومي است نوبت به دست و برخورد عملي با منكر رسيد بدون اجازه حاكم شارع جايز نيست خودسرانه عمل كند و بايد برخورد قاطع با افراد فاسد را به عهدة قوة قضائيه و ارگانهاي قوة قضائيه و دادسرا و دادگاه گذاشت .
بايستي قاضي نيز حضور داشته باشد چرا كه نيروي انتظامي اين افراد را در وسط خيابان دستگير كرده هم آماده و جرم هم كه مشهود است همانجا حكم صادر است و همانجا اجرا كنند  .











بخش چهارم : بدحجابي

فصل سوم : تعريف بدحجابي
فصل دوم : منشاء حركتهاي بدحجابي
فصل سوم : انواع بدحجابي
فصل چهارم : ريشه هاي بي‌حجابي
فصل پنجم : عوامل وانگيزه و آفتهاي بدحجابي
فصل ششم : راه‌هاي مبارزه با بدحجابي و شيوه برخورد
فصل هفتم : پيامدهاي بدحجابي و آثار آن





فصل اول :


تعريف بدحجابي
 
تعريف بدحجابي
بدحجاب
بدحجابي زني است كه از حجاب و پوشش ، حتي چادر استفاده مي‌كند . اما نحوة استفاده صحيح از حجاب را اغلب به دليل جهل و ناآگاهي و گاه از روي غرض رعايت نمي‌كند مسلماً داشتن پوشش خود داراي حدود و آدابي است كه عدم درك صحيح يا بي‌توجهي به آنها نه تنها براي زن ، بلكه براي جامعه مضراتي گاه بدتر از بي‌حجابي دارد.
آيا وقتي يك زن چادر زرق و برق دار و توري مي‌اندازد و روسروي آن چناني بعنوان حجاب استفاده مي‌كند سوءتاثير آن بيشتر از بي حجابي نيست ؟ و كوبيدن ارزشهاي جامعه به حساب نمي‌آيد ؟ اصولاً فلسفه حجاب ، پوشيده ، نگه داشتن شيء محجوب از ديد بيگانگان است ، به همين جهت سرسخت ترين مخالفين حجاب ، مردان مستكبر و شهوت‌راني هستند كه حجاب را مانع لذت‌جويي ، چشم‌هاي هرزه خويش مي‌بينند ، اما چادر نازك و بدن نما گذشته از اينكه مانعي براي ديدن به حساب نمي‌آيد ، بلكه موجب تحريك بيشتر افراد ناپاك مي‌شود  .
تصور اكثر مردم كوچه و بازار اين است كه زنان بدحجاب نه از روي ميل باطني و اعتقاد مذهبي خود ، بلكه از خوف اتهام بي‌عفتي ولا مذهبي و قانون‌شكني از اين پوشش استفاده مي‌كنند در واقع آن‌ها زنان آلوده و بي‌عفتي هستند كه از حجاب بصورت زشت ، نامناسب ، براي جلب نظر ديگران استفاده مي‌كنند و گاهي هم حركات زننده و غيرعادي و نگاهها و خنده‌هاي وسوه‌انگيز بر زشتي آن مي‌افزايد ، در واقع حجاب را كه براي جلوگيري از فسادهاي جنسي مورد استفاده قرار مي‌دهند طوري شده كه نقض غرض شده و تحريكات و حساسيت را بيشتر كرده است و زنان به جهت فشار خانواده يا جامعه براي هم رنگ شدن با جماعت خود را مجبور به داشتن حجاب مي‌بينند و از طرفي به جهت لاقيدي و كمبود شديد شخصيت و تمايلات هوس‌آلود و ابتلا به عقده‌هاي رواني مخالف حجاب بوده و به ناچار راه سوم را انتخاب مي‌كنند يعني لباسهاي جلف و نازك و چادرهاي بدن نما و گل‌دار مي‌پوشند تا بهتر بتوانند اندام خود را به ديگران نشان دهند و نظر نامحرمان را به خويش جلب كنند ، اينگونه زنها از آنهايي كه چادر به سر نمي‌كنند حتي به اصطلاح از « ميني‌ژوپ پوشها » بدترند . چون آنها فقط برخي اعضاي بدن مثل سر و گردن و قسمتي از دست و پايشان عريان است ، اما زناني كه حجاب بردارند با پوشيدن نازك‌ترين نوع لباسها و رنگين ترين و جذاب‌ترين آنها ، چادري بر سر مي‌كنند تا در جايگاه‌هاي خاص و مناسب بتوانند خيلي بهتر و آشكارتر قسمت‌هاي حساس و وسوسه‌انگيز اندام خود را جهت تخريب دل و ذهن افراد به نمايش ‌گذارند و فكر و انديشه جوانان را از سازندگي جامعه و كشور باز دارند و در عين حال به اصطلاح چادري و با حجاب جلوه دادن خود مقدسات را به بازي مي‌گيرند و پايه هاي اعتقادي ديگران را سست مي‌نمايند اينگونه زنان بدحجاب كه اكثراً از طبقات بالا و رفاه‌طلب هستند بزرگترين خطر را براي كيان اجتماع و سلب امنيت از جامعه زنان ايجاد مي‌كنند و كاري‌ترين ضربه را نيز به قداست و حرمت حجاب وارد مي‌سازند . لذا بر هر فرد مسئول و دلسوز و متعهد واجب ولازم است كه با پديدة بدحجابي بطور جدي و اساسي برخورد نمايد تا جامعه از لوث وجود اين گونه زنان كه جنسيت و زيبايي و جهل و ديگر ارزشهاي عالي نهفته در وجود زن را به ابتذال مي‌كشانند پاك شوند .
زنان سبك‌سري كه محيط زندگي اجتماعي را ناامن و مضطرب مي سازند و تصميم و اراده جوانان كوچه و بازار را سست كرده و آنان را گرفتار توهمات كشنده و گرايش به خلوت و ابتلاي به خود ارضائي مي‌نمايند . گاهي هم آنچنان موجب انحرافات شديد جنسي آنها مي شوند كه درصدد تجاوز به نواميس مردم و اغفال زنان و دختران برآمده و فاجعه و خفت به بار مي‌آورند . با اين بيان از بدحجابي ،‌انسان در اصل از دنيايي به دنيايي ديگر مي‌رود  .
از دنيايي عالي و زندگي راحت با حجاب بودن به دنيايي پرزرق وبرق و فساد و هر گونه آلودگي ، در اصل رسيدن به آمال بي‌هدف زيبايي بي‌حجابي،‌دنياي غرب سفر مي‌كند .








فصل دوم :



منشاء حركتهاي بدحجابي
 
منشاء حركتهاي بدحجابي
با توجه به ريشه‌هاي فطري حجاب و پوشش منشاء بعضي حركتهاي بدحجابي در تاريخ كشورهاي اسلامي چيست ؟
پاسخ : منشاهاي بسياري را مي‌توان مطرح كرد كه از آن ميان به 3 منشاء              اشاره مي‌شود .
1.فطري بودن يك مقوله ، مانع تاثيرگذاري حركتهاي تبليغي به نفع يا                ضرر آن نيست .
مثلاً دين كه يك مقولة فطري است ولي در طول تاريخ ، حركتهاي تبليغاتي به نفع دين بوده است و برعكس حركتهاي تبليغاتي مخالفان انبياء مثل شياطين جن و انس باعث تضعيف دين و آسيب‌پذيري اعتقادات ديني شده است .
تبليغ و تبيين صحيح فلسفة حجاب در گسترش و تعميق آن نقش دارد در مقابل شبهه پراكني ها و سم‌پاشي ها و تبليغات منفي در آسيب‌پذيري فرهنگي حجاب و پوشش نيز نقش دارد قراين و شواهد حاكي از اين است كه استعمارگران مي‌دانند براي نفوذ در كشورهاي اسلامي ، ترويج بي‌بند و باري از طريق گسترش بدحجابي است و اين واقعيتي است كه هسترهمفر ، جاسوس استعمار پيرانگليس ،‌اعتراف نموده است و در مسئله بدحجابي زنان بايد كوشش كرد تا زنان مسلمان به بي‌حجابي و رها كردن چادر مشتاق شوند ، پس از آنكه حجاب زن با تبليغات وسيع از ميان رفت لازم است زنان غيرمسلمان كاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آنان تقليد كنند .
2.اثرپذيري زنان و دختران مسلمان از تبليغ هاي كشورهاي استعماري و تقليد مطلق و بدون چون و چراي زنان از مدلهاي پوشش غربي
حضرت امام خامنه‌اي فرموده اند : « عده‌اي چادر سرشان مي‌كنند علت و استفاده صحيح از آن را نمي‌دانند و عده‌اي از چادر فرار مي‌كنند به خاطر اينكه هجوم تبليغات غرب دامن‌گيرشان نشود . اما به آن حجاب واقعي روي نياوردند . چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار مي‌دهد . تصور نكنيد اگر فوراً چادر را كنار بگذاريم دست از سر ما برمي‌دارند آنها به اين چيزها قانع نيستند بلكه مي‌خواهند همان فرهنگ منحوس خويش را مثل زمان شاه كه اصلاً حجاب و پوشش                 نداشت عمل شود .
مشكل بسياري از زنان شرقي اين است كه آنان در عين اينكه داراي ارزشهاي اخلاقي ، عفت و شرافت مي‌باشند ؛ از آداب و رسوم و سنت‌هاي غرب در مسئله بدحجابي و خودآرايي تقليد مي‌كنند و اين امر آنان را در حالت دوگانگي                قرار مي‌دهد .
3-گرايش به اشراف نمايي وخويشتن را در طبقه بالاتر نشان دادن و شأن و مقام خود را برتر و بالاتر از زنان محجبه مطرح كردن است . تصورات غلط اين دسته در ذهنشان اين طور نقش بسته است كه : حجاب نماد پايين بودن طبقه و شخصيت اجتماعي زن محجبه است و خانمي كه از طبقه اعيان و اشراف است شأن و مقامي بالاتر از حجاب دارد  .





فصل سوم :







انواع بدحجابيها
 
انواع بدحجابيها
-    در رابطه با شكل و جنس حجاب زنان مي‌توان گفت كه برخي بي‌حجاب تلقي مي شوند ، چون قسمتي از اندام آنها مانند سر و گردن يا قسمت پاها و يا اعضاي ديگر عريان مي‌باشد كه بحمدالله امروزه در جامعه ما به عللي بسيار اندك يافت مي شود .
-    يعني بدحجاب هستند كه در عين اينكه شكل و جنس پوشش آنها صحيح مي‌باشد ولي نحوه استفاده و بكارگيري آن نادرست است .
-    برخي حجاب بد دارند يعني شكل و جنس حجاب آنها اساساً نادرست و غيرمشروع است .
-    برخي علاوه بر اينكه خود شخص بدحجاب مي‌باشد ولي براي ديگران نيز الگو قرار مي‌گيرد .
برخي حجاب خوب دارند ولي از چادر توري و بدن‌نما استفاده مي‌كنند .
-    برخي بدحجابها بسيار آدمهاي خوبي هستند . منتهي محيط خانوادگي و فاميلي‌شان بدحجاب بوده ، اين هم هيچ غرضي نداشته و اين گونه به بار آمده است .
-    برخي بدحجاب هستند .
-    بعضي ها مادرهايشان بدحجاب هستند و فرزند ياد مي‌گيرد .
-    بعضي‌ها مادر و اعضاي خانواده باحجاب هستند ولي فرزند لج مي‌كند .
-    بعضي‌ها مسأله را نمي‌دانند كه بدحجابي حرام است .
-    بعضي ها مشكل روحي دارند .
-    بعضي‌ها كمبود دارند .
-    بعضي‌ها كلاً مي‌خواهند به دين دهن‌كجي كنند .
-    بعضي‌ها تقليد مي‌كنند .
-    بعضي‌ها خيال مي‌كنند كه بي‌حجابي تمدن و تجدد است .
-    بعضي‌ها خانوادگي رواني وخيالي هستند .
-    بعضي‌ها پول گرفته‌اند كه فرهنگ بدحجابي را رواج دهند و فرهنگ مبتذل غربي را به كشور مذهبي بياورند و مردم را به بي‌قيد و بي بندوبار و بي‌دين و لامذهب بار آورند و مزدورند .
-    بعضي‌ها بر اثر رفت و آمدها در روابط دوستانه و مسخره كردن دوستانشان بي‌حجاب يا بدحجاب شده‌اند .
-    برخي بي‌حجابيها بر اساس اين است كه از شكل حجاب صحيح برداشتهاي خوبي ندارند  .
-    برخي فكر مي‌كنند اگر حجاب خويش را رعايت كنند در جامعه هيچ توجهي به آنها نمي‌شود و اصلاً براي ديگران اهميتي ندارند .
-    بعضي ها بر اساس اصول خانوادگي باحجاب بوده‌اند ولي بر اساس تماشاي فيلمهاي مبتذل و ... بدحجاب شده‌اند .





فصل چهارم :



ريشه‌هاي بدحجابي
 
1-مدگرايي
باور غلطي در گذشته وجود داشته كه آن گرايش به برخي از شكل‌هاي غلط مصرف مي باشد البته تجمل از گذشته هم وجود داشته است . با ورود فرهنگ اروپايي اين مدگرايي و نوگرايي در مصرف به شكل عجيبي تشديد شد .
سردمداران سياستهاي غربي كه غالباً صهيونيست‌ها و استعمارگران هستند به قصدي و با نيتي روي اين مدگرايي كارها كردند تا اين باور غلط رواج دهند آنها مي‌ديدند اين نمي‌شود مگر با ارائه كارهاي اسلامي .اگر اين كار بشود ، ريشه اين مشكلات كه گاهي اوقات مطرح مي‌شود . بدحجابي و رواج فساد ريشة و اين چيزها خود به خود كنده خواهد شد و اينها غالباً معلول هستند ؛ علل همان باورها و فرهنگها مي‌باشد ، بايد روي آن كار كرد .
2.بي‌بند و باري
آنچه كه در پشت پردة اين بدحجابي مي‌گذرد اينها ظاهر كار است : بدحجابي با حرف زدن يك دختر و پسر در خيابان كه شما مي‌بينيد و جوان حزب الهي كه ما را عصباني مي‌كند و يا خانوادة شهداء ... ، در اصل پشت پرده اين كارها ، مسالة يك شبكه خطرناك فاسدي است كه از سوي تمام سياست‌گزاران غربي ضداسلامي دارد تقويت مي‌شود ، براي اين است كه مردم رابه فساد بكشانند و بتوانند جوانهاي ما را و جامعه ما را فاسد كنند .
براي نوجوان دختر و پسر ، حتي مرد و زنهايي كه از دوران جواني گذشتند براي همه برنامه‌ريزي كرده‌اند ، مي‌خواهند يك چنين شبكه فسادي را در داخل بوسيله عناصر وابسته به خودشان ترويج كنند ، علت همه يك چيز است مي‌خواهند سياست جامعه ما را سلب كنند .نسل جوان را از انقلاب بگيرند و بينش سياسي كشور ما را كه در مرد و زن ، پير ، جوان و همه رسوخ نفوذ دارد ، اين را سلب كنند ، سرگرم كنند مثل حيوانات ، مثل مردمي كه در آن كشورها هستند كه به مسايل سياسي و اخلاقي و ارزشي و تحركات انساني عنايت و توجهي ندارند  .
3.آزادي زن در روابط اجتماعي
بيرزائيلي نخست‌وزير دولت انگليس كشوري كه در صف اول فساد است در مقاله‌اي بيان كرد « من در خطر ارتكاب نسبي حركات جنون‌آميز هستم . ولي مي‌كوشم قدم در آن نگذارم و آن ازدواج عشقي است كه « كوچه و بازار دختري را ببينم و خوشم بيايد و بگوييم اين زن ايده‌ال من است » نابخردان اين گوهر حجاب را از حصار عفت و عصمت و پوشش به عنوان آزادي بيرون مي‌كشند و دست او را در هر برنامه‌اي كه شهوت اقتضا كند بازگو گذاشتند و سپس بعنوان فرار از ازدواج عشقي او را دور مي‌اندازند ، چرا كه مشاهده كرده اند كه اين گوهر پرارزش هر لحظه با كسي و در هر زمان در آغوش نامحرمي و در هر برنامه‌اي خلاف عفت و وقار دست و پا مي‌زند .
درست است بعضي از مردان وفا و صميميت را نمي‌دانند و با حقه‌بازي زنان و دختران را به زانو درمي‌آورند ، بايد گفت : از زمانيكه جنس زن را به لجن بي‌عفتي و فضاي بي‌بند وباري ، بي حجابي و بدحجابي سوق داده‌اند او را به عنوان آزادي اسير شهوات و تمايلات بي‌قيد و شرط درآورده‌اند.
مردان توانستند او را با بدن نيمه عريان در هر كجا كه خواستند به آساني ببينند و تبديل به افرادي حقه‌باز و حيله‌گر مي‌شوند .
عوارض بدحجابي و بي‌حجابي و آزادي زن در هر گونه روابط با هر كه دلش خواست كه منحصر و محدود نيست بلكه اين مسئله عدد كامپيوتري است مردان با ديدن اين مناظر براي اينكه از زير بار مخارج خانه فرار كنند ، براي ارضاء خود رو به بازار آزاد مي‌آورند و جوانان بي‌همسر فرو نشاندن شعله شهوت خويش را ارزان ديدند تشكيل زندگي نمي‌دهند و دنبال چشم‌چراني و صيدناموس مملكت هستند و اوضاعي شبيه اوضاع جنگي بوجود آورده‌اند . ستمي كه غرب به زن را داشته و نيت و ارادة زن را به سوي عشوه‌گري براي مردان و جلوه كردن در كوچه و بازار و فساد در شئون حيات جهت داده او را تبديل به كالاي شهوت نموده و از وجود او براي توليد مال وثروت و ارضاء شهوت بهره‌پردازي مي‌كند  .
4.ممنوعيت سبب طغيان مي‌شود .
اشكال : حجاب و پوشيدگي زن باعث افزايش عطش جنسي در مردان مي‌شود و از اين نظر كه ميان مردان و زنان فاصله مي‌گذارند ، طبع حريص مرد را آزمندتر مي كند كه « الانسان حريص علي ما منع »‌و يا اينكه ممنوعيت سبب طغيان مي‌گردد . اگر محدوديت‌ها برداشته شود و روابط آزاد گردد اين حرص ولعي كه وجود دارد از بين مي رود و مسأله غريزه جنسي‌ همانند وضع امروز غرب عادي مي‌شود در حاليكه در جامعه جوان ، ما يك جوان ساعتها نگرش مشغول اين امور است .
به چند صورت مي‌توان به اين اشكال جواب داد .
-    پوشش در اسلام براي زن به معناي محروميت زن و مرد از ارضاء غريزه جنسي نيست كه موجب عطش بيشتر و انفجار گردد غريزه جنسي يكي از غرايز انسان و يكي از واقعيت هاي وجود اوست. اسلام هيچ واقعيتي و از آن جمله غريزه جنسي را ناديده گرفته و هرگز بهره‌مندي از اين غريزه و خلاف روحانيت و معنويت ندانسته است همه محدوديت ها وممنوعيت‌ها كه درشريعت اسلامي در باب غريزه جنسي مطرح است بدان جهت است كه فرد بتواند به اسب چموش غريزه لجام و افساري زند و آن را تازيانه و تحريك بي جاي رهگذران حفظ كند تا مبادا اسب ديوانه‌وار رم كند و سوار را نه تنها به مقصد نرساند بلكه به زمين فرو كوبد و به ديگران نيز آسيب برساند.
اسلام طرفدار «‌ تعديل » غريزه جنسي است ، اسلام مي‌خواهد مسائل جنسي و شهواني محدود به خانه و محيط زناشويي مي‌باشد و محيط اجتماع از آلودگي به امور شهواني و جنسي پاك باشد  . اسلام نمي خواهد مسايل جنسي را تعطيل كند. با اين عمل جلو تحريكات بي‌جا و بي‌حساب گرفته مي‌شود در پاسخ كساني كه مي‌گويند اگر به كلي هر گونه محدوديتي برداشته شوم و روابط آزاد بشود و اين حرص ولعي كه وجود دارد از بين مي‌رود و مساله غريزه جنسي عادي مي‌شود  بايد گفت اين تجربه‌ها سالهاست كه كشورهاي غربي آغاز كرده اند و بعضي از كشورها در رفع محدوديت و برداشتن شدم از مسايل جنسي تا حدود زيادي نيز پيش رفته‌اند . آيا واقعاً مساله براي آنها حل شده است بعنوان مثال در انگلستان و آلمان و دانمارك و سوئد به آن مجلات سكسي و وضع لباس پوشيدن در كنار فيلمهاي آنچناني و برهنگي و بي‌پردگي آنها عطش جنسي فرو نشسته و مساله جنسي حل شده است ؟ كسانيكه چنين عقيده‌اي دارد غريزه جنسي را نشناخته اند ، غريزه جنسي دقيقاً مانند اسبي است كه با تازيانه تحركت مي‌شود و مي‌دود ، اين تازيانه گهگاه لازم است اما اگر معياري در كار نباشد و تازيانه از حد بگذرد اسب رم مي‌كند .
يكي از اشتباهات بزرگ كسانيكه براي حل مسأله غريزه جنسي فرضيه هايي ارائه مي دهند ، اين است كه آنان در عالم خيال چنين فرض مي‌كنند كه انسان در جامعه يك غريزه دارد و آن غريزه جنسي است يعني مي خواهند مسأله را به صورت ساده و مجزا از ساير عوامل اجتماعي حل كنند ، در صورتيكه اكنون نمي‌توان اين مسأله جدا از مسايل اقتصادي و درآمدي كه از تحريك غريزه جنسي عايد سرمايه‌داران مي‌شود در نظرگرفت ، نه تنها غريزه جنسي با تحريك بيشتر از بين نمي‌رود بلكه اگر شعله اين نياز خاموش گردد ، سرمايه‌داران و همه آنها كه از اين راه كسب درآمد مي‌كنند نخواهند گذاشت اين شعله خاموش گردد و همواره با حيله‌ها و ترفندهاي جديد بازار خويش و آتش ما را تيز مي‌كنند و با نوشاندن آب شور به تشنگان آنان را تشنه‌تر مي‌سازند  .
در اين جوامع امروزي علاوه بر روابط آزادي جنسي زن و مرد در حد فحشا، گرايش به هم جنس‌بازي رشد فزاينده‌يي يافته و ضبغة قانوني به خود گرفته و تازه طبع سيرناپذيري بشر رها شده به اين هم بسنده نكرده و به برقراري رابطة جنسي با حيوانات روي آورده‌اند . به « فرمودة آن پير برنادل » قوه شهريه در انسان طوري است كه در صورت پيروي اگر زنهاي يك شهر به فرض محال به دست او بيايند ، باز متوجه شهر ديگر است (زنهاي ديگر) و اگر از يك مملكت نصيبش شد ، باز متوجه مملكت ديگر است و هميشه آنچه ندارد مي‌خواهد  .
به اينكه گفته شد فرضي محال و خيالي است با وجود اين خيال خام باز تنور شهوت فروزان است و انسان به آرزوي خود نرسيده است . در گذشته افراد بي‌خبر به دانشجويان بي‌اطلاع‌تر از خود مي‌گفتند انحراف جنسي فقط در ميان شرقيها رايج است و علتش دسترسي نداشتن به زن بر اثر قيود زياد حجاب است ، اما بعد از مدتي معلوم شد كه اين عمل صددرجه بيشتر درميان اروپائيها               رايج مي‌باشد .
آيا در جامعه ما كه زنان پوشيده ترند مشغوليت فكري جوانان افزون‌تر است ؟ ما قبول نداريم كه چنين باشد اما اگر چنين باشد علت آن پوشيدگي زنان نيست بلكه اين مسئله ريشه در جايي ديگر دارد . جواني كه در خانه بدن نيمه‌عريان و آرايش كرده ، خواهر ، عمه ، خاله و ... را مي‌بيند كودك و نوجواني كه احياناً شاهد برخي از رفتارها و گفتارهاي جنسي مي‌باشند .
بصورتهاي گوناگون زمينه بروز بلوغ زودرس فراهم مي‌آيد جواني كه در ارتباطات فاميلي با دختران فاميل به تصور اينكه آزاد هستند آزادانه نشست و برخاست و گفتگو دارد . جواني كه در مجالس عروسي شاهد رقص زنان محرم و نامحرم است ، جواني كه خانواده به وي تلقين كرده‌اند كه دوست پسر يا دختر داشتن نشانة اجتماعي شدن است ، جواني كه احياناً به تماشاي فيلمهاي مبتذل و تحريك‌آميز ويدئويي مي پردازد ، جواني كه ازفضاي باز خانوادگي پا به كوچه و بازار مي ‌نهد قطعاً اگر زنان بزك كرده و بدحجاب وخودنما سبب تحريك بيشتر او نشوند پوشيدگي زنان او را رنج مي‌دهد و سبب محروميت و دل مشغولي او مي‌گردد .
اسلام اگر پوشيدگي زنان را توصيه كرده، براي نگاه كردن هم قاعده مشخص براي ازدواج دستور داده وتشويق فراوان به انجام ازدواج و تشريع ازدواج موقت وتعاليم اخلاقي ديگر در اين راستا داده است اما چه فايده كه مسلمان‌زادگان كمتر به اين تعاليم سعادت آفرين توجه مي‌نمايند و اگر جواني خود را در عذاب و رنج مي‌بيند بايد از خانواده خويش بپرسد اينهمه بدحجابي از چيست  ؟
5.انگيزه جنسي
گاهي بدحجابي ، ريشة در انگيزه جنسي شخص دارد چرا كه شخص در انگيزه خويش آزادي دارد ، به عقيده اينكه آزادي ، شخصي يك فرد به ديگران ضربه نمي‌زند پس هر طور كه بخواهد از اين آزادي استفاده مي‌كند كه منجر مي‌شود به اينكه قدرت حفظ عفاف خويش را از دست بدهد چرا كه اگر روابط جنسي خويش را نمي‌تواند مهار كند و در جامعه داراي ارزش نيست و حتي جلو مسير ترقي وي گرفته مي‌شود .
اگر خيال كنيم كه معني اينكه انسان آفريده شده كه به او ميل وخواسته و اراده داده شده ، اين ميل بايد شناخته شود مگر آنكه كه با اين ميل ها وخواسته‌هاي ديگران مواجه و معارض مي‌شود و آزادي و ميلهاي ديگران را به خطر اندازد قطعاً در اشتباه است وبزرگترين تيشه‌اي كه به ريشة اخلاق خويش از آزادي زده است ، چرا كه ما موافق نيستيم كه يك شخص از آزادي طوري استفاده كند كه جامعه ما را به خطر بيندازد ، چنين اجازه‌اي به او نمي دهيم .اما به روشي ديگر ؛ روش ازدواج و تشكيل اجتماع خانوادگي است بدون شك در ازدواج تمتع شخصي و مسرت فردي وجود دارد . انگيزه افراد در انتخاب همسر ، بهره‌مند شدن از مسرت و لذت بيشتر زندگي مي‌باشد .
بهتر اين است كه با تشكيل خانواده ، كانون خانوادگي را كانون خويشها و كاميابيهاي جنسي قرار ندهند بلكه به اندازه‌اي كه لازم است . نه اينكه كانون خانوادة به اندازه‌اي زياد صرف كارها و لذتهاي جنسي شود و حتي از محيط خانه ، وارد محيط كار ، كوچه ، خيابان و جامعه گردد .
در اسلام گفته شده از اين نوع كاميابيها در محل كار و بيرون از خانه نبايد انجام شود و جلو خودآرايي و نظربازي و تمتعهاي جنسي گرفته مي‌شود ولي غرب ، كانون خانواده را براي انتقال دادن كاميابيهاي جنسي به محيط اجتماعي مي‌دانند و حتي جريمه اين عمل را مي‌دهند و گفتند كه شخص در تمامي كارها آزاد است . مخصوصاً زن براي رفع شهوت خويش و براي جلوگيري ازحاملگي از هر كس از داروهاي ضدآبستني استفاده مي‌كند و اعمال فحشا را فراوان انجام مي‌دهد .
عمل فحشا و بدحجابي زنان گاهي اوقات بستگي به خانواده و همسر و غيرت اين دو دارد اگر شوهر بي‌غيرت باعث آلودگي تدريجي زن و فرو رفتن در منجلاب فساد و شهوات مي‌شود و احساس شرم و حياي زن را نابود مي‌سازد و انگيزة فحشاء درون تقويت مي‌شود . آنگاه آن شوهر بي‌غيرت از اين روش و از اين زن به چشم يك ابزار و وسيله استفاده مي كنند و هيچ چيز جلو آن را نمي‌تواند بگيرد و وقتي اخلاق شخص گرفتار غريزه جنسي شود يعني فحشا و فساد به صورت ملكه و خلق و خوي درآيد . خيلي كم اين اخلاق را مي‌توان عوض كرد و اين اخلاق باعث مي‌شود در بين خانواده و دوستان و جامعه و كسانكيه از نظر فكري ضعيف و در اصل براي برطرف كردن نيازهايش از اين راه استفاده كند و راحتتر بتواند اهداف خويش را با اين عمل برطرف نمايد ، ديگر از اين عمل دست برنمي دارد  .
6.استفاده ناصحيح از پوشش
اينطور نيست كه هر زن بدحجابي از جهت ناموس آلوده است اما مي‌گوئيم كه پاكي و پاكدامني تنها اين نيست كه زني دچار فساد و فحشا نگردد .قرآن كريم بي‌حجابي را گونه اي بي عفتي قلمداد مي‌نمايد اگر زني با پوشيدن لباسهاي بدن نما و  تحريك آميز يا با بيرون گذاشتن موهاي سر و استعمال عطر و آرايش سبب تحريك چشم‌چراني و تحريك شهوت در جوانان مي‌شود و بصورت ديگر سبب آلودگي مردمي شود . گناهكار و مجرم و ناپاك خواهد بود ممكن است خوش‌فاسد نباشد اما فسادآفرين است . به هر حال ما مي‌گوئيم چنين زني از جهت ناموس آلوده نيست چه بهتر كه با رعايت پوشش كامل سبب آلودگي اجتماعي نيز نشود و در گناه ديگران شريك نگردد .
اما در مورد زنان چادري ولي آلوده انكار نمي‌شود كرد ، چرا كه پاره‌اي از زنان چادر به سر و آلوده دامن مي‌باشند اما نمي‌شود بگوئيم كه همه چادرئيها               آلوده اند. اما اگر قرار باشد آمار بگيريم مي‌بينيم كه درصد بالايي از زنان آلوده را زنان بدحجاب و بي‌حجاب تشكيل مي‌دهند و در ميان چادريها كمتر كسي را آلوده خواهي يافت و اگر هم باشند اينها در حقيقت ناپاكند و چادر را وسيله سرپوش گذاردن برگناه خود قرارداده‌اند وگرنه وضعشان به بدكارگي نمي‌كشيد و اينك هم از چادر به عنوان پوشش بدن از نامحرم استفاده نمي‌كنند بلكه بعنوان پوشش گناه و عدم شناسايي خود استفاده مي‌نمايند و بايد گفت اينها دزدان عفت نام دارند و نبايد مساله آنها را با نقش پوشش اسلامي در حفظ عفت و اخلاق خلط كرد چنانكه بر آگاهان پوشيده نيست اين افراد علاوه بر گناهان ديگر ، گناه نفاق و دورويي را نيز يدك مي‌كشند و اصلاً پاره‌اي از زنان آلوده و بي‌اعتقاد به چادر براي لوث نمودن چادر و بي‌اعتبار نمودن آن و نيز لكه دار نمودن چادري‌ها ، عمداً چادر به سر مي‌كنند هيچ كسي نگفته زن چادري مصون از خطا و اشتباه است هرگز ! بلكه آنها نيز مثل ساير مردم انسان هستند چرا كه تحت تأثير وسوسه‌هاي شيطاني قرار مي‌گيرند . اما در خصوص اينكه پاره‌اي از چادريها بي‌حجاب‌تر يا بدحجاب‌تر از پاره‌اي از مانتوئيها هستند قبول است چرا كه پاره‌اي از مانتوپوشان حجابشان كاملتر از پاره‌اي چادرئيهاست بسياري از زنان چادري به خاطر تعليمات غلط در حاليكه جورابهاي نازك پوشيده و پيراهن آستين كوتاه ، بدون روسري وفقط چادر به سر دارند و در هر نشست و برخاست و سوار و پياده شدن و ارائه پول به مغازه‌دار يا راننده و ... سروگردن و دستهايشان را نشان مي‌دهند و پاره‌اي از مانتوئيها داراي مقنعه بلند و مانتو گشاد و جورابهاي ضخيم مي‌باشند به مراتب باحجاب وپوشيده‌تر از آن قبيل چادريها هستند .
هر چادري را با حجاب نمي‌دانيم و هر مانتويي را نيز بي‌حجاب نمي‌دانيم  .
7.مورد توجه ديگران قرار گرفتن و جلب توجه كردن
اشكال ؟ مي‌گويند جوان ميل دارد مورد توجه ديگران قرار گيرد از اين رو بدحجابي و پوشش مبتذل وسيله‌اي است براي جلب توجه ديگران و يا اينكه دختران در دوران بلوغ دوست دارند زيبهائيهاي خودشان را بر جنس مخالف نمايان كنند تا مورد توجه قرار گيرند .
پاسخ : اول اينكه هر تمايلي اصيل نيست بعلاوه تمايلات ، بي‌دروپيكر و بي‌حساب و كتاب نيستند بلكه بايد اين تمايلات را تعديل و در مسير صحيح هدايت كرد .
دوم اينكه : ما قبول نداريم كه جوانان در هر مراحلي از سنين خود تمايل دارند مورد توجه ديگران قرار گيرند بلكه اين امر خود حكمتي دارد و زمينه پيشرفت افراد مي باشند و آيا تنها راه جلب توجه ديگران بدحجابي و بدنمايي و پوشش و آرايش مبتذل است .
آيا جوان نمي‌تواند از راه پيشرفت علمي و معنوي يا از طريق اخلاق ، رفتار نيكو و بدست آوردن مقامها و موقعيت‌ها موجبات جلب توجه ديگران را فراهم سازد ؟ ميدان خيلي وسيع است و تنها منحصر به بدن‌نمايي و بدحجابي نيست .
سوم اينكه : جلب توجه چه كساني و به چه بهايي ؟ آيا دختران جوان مي‌دانند كه با بدحجابي تنها توجه جوانان هرزه و هوسران و بي‌عاطفه را به خود جلب مي‌كنند كساني را جذب مي‌كنند كه نزد افراد صالح و پاك سيرت و مردم آگاه كمترين ارزشي ندارند . آيا بهتر نيست دختران جوان با اينهمه برنامه‌هاي فسادآميز به خود آيند و تصميم عاقلانه بگيرند .
چهارم اينكه : بر اساس تحقيقات روانشناسانه بايد دانست كه زنان در مرحله هويت انساني علاوه بر قدرت گيرندگي ،‌توانايي انتخاب صحيح را مي‌يابند در همين حال تمايل به جذب و جلب توجه ديگران را محدود نموده و به جاي تمايل براي جذب همگان و صرف تمام وقت در اين راه تنها به يك مرد توجه كرده البته مردي كه به عنوان همسر ايده‌آل و شريك سرنوشت انتخاب شده است و بقية توانائيهاي روحي و جسمي خود را صرف سازندگي مي‌كنند  .


8.عرضه و تقاضا
برخي از افراد بدحجابي دختران را تابع قانون عرضه و تقاضا مي دانند و مي‌گويند چطور مي‌خواهيد دختر و پسر از رابطه عرضه و تقاضا مستثني شوند در حاليكه اگر دختري خود را عرضه نكند كسي به خواستگاري او نمي‌رود لذا از تشكيل به موقع زندگي زناشويي محروم مي‌شود . بايد گفت اينگونه افراد همه چيز را با ديد اقتصادي مي‌نگرند .
اولاً : در فرهنگ معنوي اسلام زن يك كالا نيست تا تابع قوانين مربوط به مبادله كالا باشد اگر در فرهنگ غربي چنين تلقي از زن دارند و با او به مانند يك كالا رفتار مي‌نمايند شايد چنين قانوني صدق كند و شاهد باشيم .
ثانياً ، ازدواجهايي كه بر پايه قانون عرضه و تقاضا صورت مي‌پذيرد سرانجام خوشي ندارد .
تحقيقات نشان داده كه 60 % از ازدواجهايي كه ناقص و بر اثر چشم‌چراني صورت مي‌گيرد كه در مدت كوتاهي مبدل به طلاق و جدايي مي‌گردد . سرنوشت اين ازدواجها به اصطلاح عاشقانه در پي نگاه يك مرد به عشوه‌گري و بدن‌نمايي زن صورت مي‌پذيرد و اين بهترين دليل است .
ثالثاً : كدام گروه از مردان و جوانان همسر مورد علاقه خود را در خيابان برمي‌گزينند ؟!
رابعاً : طبق قانون عرضه و تقاضا هر چه عرضه كالايي كمتر باشد تقاضا افزونتر، ارزش وبهايي آن بالاتر و هر چه كالا افزونتر قيمتش ارزان‌تر است . بنابراين بايد دختران خود را كمتر عرضه كنند تا ارزش بيشتري داشته باشند  .  (وقار و متانت دختر بهتر مي‌تواند پسند و انتخاب را در يك پسر عاقل تحقق بخشد).

9.هوسراني
انسان به خاطر هوسراني و برخورداري از قوه شهوت كه درون نفس قرار دارد و همواره نداي درخواستها در آسمان روحش طنين‌انداز است و اگر بدون توجه به ارزشهاي ديني واخلاقي به اين خواسته جواب مثبت دهد او را به انسان هوسران مبدل مي‌سازد .
برخي زنان به خاطر هوسراني به تنوع لباس ، آرايش ، زينت ، خودنمايي ، در جامعه مي‌پردازند و خود را به هر زن و مردي ارائه مي‌كنند و بسياري از آن‌ها با اينكه از تعرض مردان نامحرم هراسانند اما مايلند كه آزاد باشند تا به تمايلات نفساني خود عمل كنند آنها جز به شيك پوشي ، خودنمايي ، لذت‌خواهي ، خوشگذراني به چيزي نمي‌انديشند آنها بيشترين وقت خويش را صرف ميهماني مفسده‌انگيز وانتخاب دوست داشتني هاي خود مي‌كنند و به نمايش ظواهر خود مي‌پردازند و اگر همسري داشته باشند او را مثل بنده‌اي به خيابان ، بازار و كوچه مي‌كشانند تا به انتخابهاي هوس‌آلود خود دست يابند . اعمال چنين زناني ماهيت فرهنگي دارد (ريشه در فرهنگ فاسد و غلط دارد)  
امام علي (عليه‌السلام) فرمود : كسي كه شهوات بر او پيشي گيرد آفتها بر او سرعت مي‌گيرند  .
10.كسب موقعيت
انسانها موقعيت طلبند و همواره مي‌خواهند در ميان مردم جايگاهي داشته باشند چنين جايگاهي به دو صورت است :
الف : حقيقي
ب : كاذب
حقيقي : آن موقعيت‌هائي است كه يكنفر بر اساس تحصيل علم و ارزشهاي اخلاقي به دست آورد .
كاذب : آن موقعيت‌هائي است كه با نمايش زيبائيها و جاذبه هاي طبيعي وساختگي زنان خود سعي در جلب توجه ديگران مي كنند تا به كمبودهاي باطني خود پاسخ دهند غافل از اينكه كسي اين زيبائيها را جايگاه ارزشي نمي‌داند .
بدحجابي ، زن را صاحب فضيلت نمي‌كند بلكه از او عروسكي مي‌سازد و باعث تحريك جنسي بعضي از افراد بيماردل مي‌شود . زنان اگر اين چنين ، داراي ارزش و جايگاهي مي‌خواهند باشند بايد بدانند كه ذره‌اي بر ارزش آنها افزوده نمي شود .
11.ضعف وايمان
بدحجابي ، فقر فرهنگ ديني است (از فرهنگ ديني محرومند) و كسانيكه از اعتقاد به خدا در شك ، و قلب آنها از ايمان به خداوند ومحاسبه روز جزا به مقام اطمينان نمي‌رسند . تا زمانيكه مشكل اعتقادي‌شان برطرف نشود در بيماري اخلاقي آنان بهبودي حاصل نمي‌گردد چرا كه ايمان به خدا ، مادر ارزشهاست                             (و درمان دردهاست)
12.دگر‌آزاري
ريشه خودنمايي و بدحجابي بسياري از زنان عقدة دگرآزاري است برانگيختن تمايلات ديگري همراه با محروم كردن او ، يك بيماري دگرآزاري است نظير اينكه شخصي غذايي را به انسان گرسنه ارائه دهد و تمايلات او را به غذا برانگيزد و دگرآزاري جنسي اين است كه زني در ديد ديگران قرار مي‌گيرد تا تمايلات آنها را برانگيزد (اما به غريزة برانگيخته شده او پاسخ مثبت ندهد تا زجر بكشد)
بايد گفت : آزاردادن مردان جز اينكه گناهي بر گناه خودنمايي مي‌افزايد . اثر ديگري ندارد ضمن اينكه آزار ديگران با هيچ منطق و وجداني سازگار نيست .
13. « اظهار غناي مالي »
ريشه خودنمايي برخي زنان تفاخر و خودنمايي مالي است دوست دارند ديگران شاهد برخورداريهاي مالي آنها باشند و تفاوتي ندارد كه بيننده زن باشد يا مرد . به همين دليل زيورآلات را معرض ديد ديگران مي‌گذارند و لباسهاي                        فاخر مي‌پوشند .
شيطان همه را به يك راه منحرف نمي‌سازد بلكه هر كسي را با توجه به برخوردرايها و نوع هوسي كه دارد از راه خدا دور مي‌كند ، زمانيكه فخر كردنهاي مالي همراه با جاذبه‌هاي زنانه ، تمايلات نامحرمان را برمي‌انگيزند و برانگيخته‌شده‌ها اين خانم ثروتمند را به دام افكنند كه اگر موفق شوند موجوديت مالي آنها را طعمه قرار مي‌دهند چنين زناني بسيار سطحي و ظاهربين هستند و اين طرز تفكر سطحي است .
14.ملامت ديگران
ريشه خودنمايي دختران و زنان ملامت ديگران ، فاميل ، دوستان است . چه بانواني كه به خاطر سلامت نفسي كه دارند مي‌خواهند ازحجاب ديني كامل برخوردار باشند اما راه زنان راه خدا به آنها شبيخون مي‌زنند و زبان به ملامت مي‌گشايند .گاهي ملامتها از سوي مردان فاميل صورت مي‌گيرد . ريشه اصلي ملامت اكثر اين افراد هواهاي نفساني آنهاست . زيرا با بي‌حجابي وخودنمايي ، زنان ،‌دختران بهتر مي‌توانند به لذتهاي نامشروع خود دست يابند  .
يك بانوي دانشجوي تهراني مي‌گويد : وقتي باحجاب شدم با مخالفت شديد خانواده روبه‌رو شدم و مي‌ديدم كه مخالفت باحجاب بودن بيشتر از جانب آقايان مطرح است اين مسأله مرا متوجه اين نكته كرد كه شايد بيشترين نفع بي‌حجابي را همين مدعيان آزادي زن مي‌برند كه از اين راه به لذتهاي نفساني بيشتر دست مي‌يابند ، گاهي اوقات مخالفت با حجاب از سوي خانواده پدر و مادر ، همسر و دوستان مي‌باشد . بايد علت اصلي مخالفت را جويا شد اگر از اعتقاد و غيرت لازم برخوردار هستند به آنها گفته شود مايلم چنين پوششي داشته باشم خدا آن را واجب كرده است و بگويد آيا شما حاضريد ناموس خود را ابزار تحريك نامحرمان سازيد ؟ چرا با مخالفت خويش ،‌علت پوشش را نمي‌پرسيد وقتي شخص پوشش ديني را مراعات مي‌كند هميشه غيبت و نيش زبان فاميل و اطرافيان ، وي را كلافه مي‌كنند . گويا صاحب اختيار وي هستند نگاه‌هاي حقارت‌آميز آنها مثل تير شيطان است ولي به هيچ يك نبايد اعتنا كرد .
15.تقليد
تقليد ناموجه از زنان و دختراني كه بنابر يكي از ريشه‌هاي بدحجابي تقواي جنسي را ترك كرده اند علل چنين تقليدي ، جهل ، فساد ، همرنگي با دوستان ، چشم و هم چشمي ، فريب خوردگي ، خانمهاي بي‌تقوي مي‌باشد . اين موارد از بدترين نوع تقليد است زيرا اصل تقليد از كسانيكه واجد شرايط الگوي انسان نيستند . بلكه از جهت فكري يا اخلاقي آفتمندند ، خود يك عمل جاهلانه است كه تقليد از گناه آنها بر قبح و زشتي آن مي‌افزايد . زن بدحجاب گلي پرپرشده است و كم ترين ارزشي ندارد  .
خلق را تقليدشان بر باد داد         اين دو صد لعنت بر اين تقليد باد
اين تقليد دنباله روي كوركورانه است كه بدون كمترين تفكر ، عاقبت‌انديشي ، بررسي ماهيت عمل ، آثار و تبعات و احكام شرعي آن مورد توجه قرارمي‌گيرد ، انسان زماني سهمي از موجوديت انسان دارد كه بينديشد و بر اساس مصالح تصميم بگيرد ، زني كه حاضر به انديشه در مصالح ديني و دنيوي نباشد به زودي در زندگي مصرفي و تكراري بي روح خود غروب مي‌كند .بدين صورت گفته مي‌شود : « برهنگي ديني اساس فرهنگ برهنگي است  » .
16.وباي اجتماعي
نظر اسلام به اجتماع نظري جدا حكيمانه است . اسلام مي‌خواهد جامعه‌اي پاك بسازد كه در آن اثري از فساد و انحراف نباشد كه يكي از چيزهاي كه ضامن سلامت و پاكي اجتماع مي‌باشد حجاب است كه زن را از سقوط و از هم پاشيدگي نگاه مي‌دارد و از زشتي و انحراف جلوگيري مي‌كند زيرا قانون اسلام است كه به جامعه ايمني بخشيده است در حقيقت يكي از موارد اساسي براي پاكي اجتماع عمل به قانون حجاب است كه اصولا بدون عمل كردن به اين موارد محال است جامعه‌اي از پاكي برخوردار مي‌باشد زيرا بدحجابي و پاي جامعه است و اگر اين بيماري در جامعه راه يابد افراد به فساد و نابودي كشيده مي‌شوند چرا كه جوامعي وجود دارند كه بدحجابي مثل سرطان در آن جوامع شيوع پيدا كرده است اگر از چگونگي به فساد كشيدن جوانان و مردم عزيز و خيانت و جنايت پرسيده شود در جواب بايد گفت كه تمامي اينها برمي‌گردد به ريشه بدحجابي و رواج آن در جامعه .
اسلام براي آنكه ريشه‌هاي بدحجابي را قطع كند از راه‌هاي زيادي استفاده كرده است كه با فساد و عوامل فساد و بدحجابي و خودنمايي شديداً مبارزه كرده ، بنابراين بر ما واجب است كه با اين عوامل فساد به جنگ درآئيم و اجازه ندهيم مفسدين جامعه را به لجن و تباهي بكشند  .
17.تشكيل مجامع و كانونهاي بدحجابي
كودتاي سوم اسفند 1329 كه به قدرت گرفتن يكي از افراد گمنام منجر شد سرآغاز سلسله تحولات و وقايع سياسي و اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي در ايران بود و محور اصلي اين تحولات تثبيت نظام مطلقة سياسي ، ترويج ناسيوناليسم باستان گرايانه افراطي با تاكيد بر يكتايي نژاد آريايي و همزمان با تجددطلبي و اصطلاحات سياسي و اجتماعي بود . تجددطلبي كه اساس سياست فرهنگي بود با پذيرفتن شيوه زندگي اروپايي در ايران همراه شده كه بطور كلي اين سياست در چند مرحله مي‌باشد .
وضع قوانين غيرشرعي و تجديد سازمان عدليه
ايجاد سازمان‌هاي آموزشي به شيوه نوين
كشف حجاب زنان
متحدالشكل كردن لباس و رواج پوشاك اروپايي
تا اينكه به تدريج تغيير لباس و رواج كلاه پهلوي و شاپو كه گام ديگري بود كه رضاخان براي ترويج فرهنگ غرب برداشت كه با اعتراض مردم مشهد جمعي در مسجد گوهرشاد كشته شدند كشف حجاب به آساني ميسر نبود به همين دليل دولت موقتاً با تشكيل مجامع و كانونها زمينة چنين اقدامي را فراهم كرده ، در مهر 1323 دولت براي پذيرش آموزگاران بي‌حجاب در مدراس دخترانه اعلاميه‌اي آماده كرده مبني بر اينكه زنان بي‌حجاب در معابر وخيابانها نيز حمايت شدند و بازرسان زن نيز از سوي وزارت فرهنگ مامور شدند به تدريج شاگردان را آماده ترك حجاب كنند . با تمام اين برنامه ها بعدها انجمني در سال 1302 با كمك دولت محرمانه تشكيل شد كه در اين انجمن در مورد آزاري زن مقالاتي نوشتند                   با گسترش اين جمعيت و جلسات سخنراني نتوانستند برنامه هاي خويش را بيشتر عملي كنند  .
حكومت رضاشاه هر چند كه توانست كشف حجاب را در جامعه رسمي بسازد ليكن در جهت عادي‌سازي بي‌حجابي تلاشهايي انجام داده در كار تبليغات ، نشريه در تهران و برخي از شهرهاي بزرگ كه گاه از حجاب بعنوان كفن سياه ياد مي‌كردند با استفاده از ابزارهايي چون تئاتر و سينما و مجالس اقدامهايي براي رفع حجاب شود .
عادي شدن روابط زن و مرد در اماكن عمومي همچون رستورانها و سينماها، نه يكباره بلكه به تدريج در بين اقشار بالاي جامعه بويژه در پايتخت نشان از تحولي جديد در امر حجاب بود و يكي از راه‌هاي ترويج و عادي‌سازي بي‌حجابي ، آزاد گذراندن اقليتهاي مذهبي بود كه با حمايت نظميه انجام گرفت و آنان اجازه داشتند آزادانه لباس بپوشند .
در سالهاي پيش از سفر رضاشاه به تركيه موضوع حجاب در راستاي مسايل اجتماعي بود و فشار بين‌المللي در اين زمينه وجود داشت چرا كه زنان طبقات مرفه لباسهاي اروپائي در منزل مي‌پوشيدند و جرات كمي داشتند كه بدون چادر ظاهر شوند تا اينكه به دستور شاه تمام زناني كه دوست داشتند ، مي‌توانستند بدون چادر درخيابان ظاهر شوند . البته بصورت محرمانه و اگر فردي اعتراض كرد شهرباني از زنان بي‌حجاب حمايت كند . سپس شاه ايران تعدادي از زنان را به دربار دعوت نمود و پس از نصيحت از آنها خواست چادرهاي خود را بردارند و آنان نيز با خرسندي پذيرفتند و در سال 1317 با اجازه شاه كنگره اتحاد زنان شرق با حضور نمايندگان در كشور تشكيل شد كه در اين كنگره و مجامع امثال اين در مورد حجاب و محروميت‌هاي زمان ، ناشي از حجاب بحث و گفتگو شد  .
اولاً : حجاب خلاف تمدن است .
ثانياً : خلاف قانون طبيعت است .
ثالثاً : به سبب عدم حضور زن به عنوان نيمي از مردم جامعه در عصر كار و تلاش ، سطح پيشرفت پايين مانده است .
مخيرالسلطنه هدايت ؛ كه خود بيش از سه سال و سه ماه بعنوان رئيس الوزراء در خدمت رضاشاه بود در خاطرات خود اين اصل را اينگونه تحليل و بيان كرده كه : در اين موقع روزي به شاه عرض كردم تمدني كه آوازه‌اش عالمگير است ،  دو تمدن است .
1.تظاهرات در بولوارها . 2-تمدن ناشي از لابراتوارها .
تمدني كه مفيد است و قابل تقليد ، تمدن ناشي از لابراتوارها و كتابخانه‌هاست و آثاري كه بيشتر ظاهر شده تمدن بولوارهاست كه به كار لاله زار مي‌خورد و مردم بي‌بند و بار خواستار بودند  .
18.صيد دلهاي مردان
اصولاً زن و مرد همانگونه كه به سن رشد مي‌رسند از درون هر يك صداي طلب جنسي مخالف ، بلند مي‌شود و به دنبال اين صداها هر كدام حركت مي‌كنند . اما همانگونه كه استاد شهيد مطهري در كتابشان تحليل كرده‌اند : « مرد در اين راه صياد است و زن صيد » درباره اين مطلب كه ناز و بي‌اعتنايي و خود را پنهان ساختن زيبندة زن است و خواهش و تقاضا و خواستگاري با مرد تناسب دارد : « از شير حمله خوش بود و از غزال رم » . روحيه زن اين است كه خود را عرضه كند و نشان دهد و جلوه كند و تجمل و آرايش داشته باشد اين واقعيت است البته اين منافات ندارد با تحليل ديگر شهيد مطهري كه « زن حجاب را براي حفظ كيان خود برگزيده است » بعضي فكر مي‌كنند اين حالات خود نشان دادن و خود مطرح كردن مخالف حجاب گرفتن است نه حالات ديگر . گاهي حالات شور و شهوت دامگذاري است و گاهي از روي تعقل . زماني كه صيد كردن بر عقل حاكم شود و عقل محكوم ، آن صيد چون از روي عقل نيست ، محكوم است  .
گاهي هواها و شورها و تجمل‌خواهيها بر صيادها غلبه مي‌كنند و تجمل در آن حال خود نمايي مي‌كند و خودش را مطرح مي‌كند . آنگاه عقل غلبه مي‌كند ، همين جا است كه آرمانها و هدفها عاقلانه بهره‌برداري مي‌شود كه حجاب و ستر و حفظ كردن بهره خوبي است . اما يك شيوه نادرست و آن بدحجابي مي‌باشد كه زنان چون داراي روحية لطيفي هستند با استفاده از عوامل بدحجابي و شيوه‌هاي جذب مردان آنها را به دنبال خود مي‌كشند . در اصل مردان دلهاي زنان را صيد مي‌كنند و گرفتار خود مي كنند با اين روحية كه پيش مي‌آيد همانطور مي‌شود كه در دنياي غرب پيش آمده است .
19.تعليم و تربيت ناصحيح و نادرست
زنان اندونزي كه 90% مردم آنجا مسلمانند روزهاي جمعه بي‌حجاب تا مسجد مي‌روند و چادر و وسيله نماز مي‌برند و هيچ هم بد نمي‌دانند يعني اينگونه است كه الان در تركيه و كشورهاي غربي و غرب زده شرقي زنان كه از تعليم و تربيت صحيح اسلامي بهره‌مند نيستند و بدحجابي را بد نمي‌دانند و حرام هم نمي‌دانستند.
در نظام منحوس پهلوي اغلب خانواده‌ها به ويژه خانواده هاي مرفه و تحصيل كردة باسواد بدحجابي را بد و حرام مي‌دانستند و نويسندگاني نيز در نوشته‌هاي خود حتي استدلالهايي براي بدحجابي مي‌كردند ، جامعه ما آگاهي نداشت و الان دنياي ماحتي دنياي اسلامي نوعاً از مفسده بي‌حجابي و حتي از وجوب حجاب آگاه نيستند و خيال مي‌كنند دل بايد پاك باشد . كمااينكه در زمان طاغوت گفته مي‌شد كه ايمان داشتن به اين نيست كه روسري بر سر زن باشد يا يك چادر ، دل بايد پاك باشد و آدمي بايد معتقد باشد و به دستورات خداباور داشته باشد  مي خواهد بي‌حجاب و بدحجاب باشد و يا باحجاب . طبعاً در جامعه‌اي كه همسران سردمداران بي‌حجاب باشند اين شيوه در جامعه اثر مي گذارد و مردم به اين باور كه بدحجابي مانعي ندارد مي‌رسند . از اين رو بر مسئولين جامعه اسلامي لازم است كه :
اولاً : وجوب شرعي حجاب را به زنان مسلمان تفهيم كنند .
ثانياً : فلسفه حجاب توضيح داده شده و بيان شود كه اسلام با استثمار زن و عدم استقبال اقتصادي زن و با حرمسراداري كه در زندگي حكمرانان وجود داشته است مخالف مي‌باشد و با زينت‌نمايي و جلوه‌گري و دلربايي كه اهداف بسياري از بي‌حجابيها و بدحجابيها‌ست نيز سرناسازگاري دارد و آن رويه ها را موجب اشاعه فساد مي‌داند و در اين مملكتي انقلاب شده براي تحقق اهدافي كه از مهم‌ترين آنها همين مسايل است .
يك عده روسري به سر مي‌بندند و چادر توري استفاده مي‌كنند ، به قول يك ضرب‌المثل « خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو » تمسك مي‌جويند چنانكه گويي اين بيت يك وحي منزل و يا بيان يك معصوم است مسئله را بايد تحليل كرد و براي نسل جوان ما توضيح داد تا بفهمند كه مصلحت زن اين است كه داراي حجاب باشند و بدحجابي كيان و شخصيت و ارزش زن را از بين مي‌برد .
مرحوم استاد مطهري ، اين كار فرهنگي را در زمان طاغوت در كتاب مسئلة حجاب انجام داده و در مقام توصيه به يكي از هنرپيشگان مي‌گويد : فقط به مقداري برهنه‌باش زيرا حرمت زن و ارزش زن درستر و پوشيدن است ولي به نظر ما با ضروريات نيز به كسي اجازه چنين كاري را نمي دهند . زيرا هنرپيشگان هستند كه با آن روشها و مدها و آرايش‌هاي لوس و زننده و زشت ، دختران و پسران جامعه اسلامي را در جهان به چنين وضعيت اخلاقي پيشي قرار مي‌دهند به هر حال ما بايد كار فرهنگي را زياد بكنيم و مفاسد بدحجابي را كه در درجه اول دودش به چشم خانمها مي‌رود روشن كنيم كه حرمت جامعه را از بين مي‌برد و كيان خانواده را لطمه مي‌زند و پيوندها را از بين مي برد  .
20.غرب‌زدگي
مسئله غرب‌زدگي در دنياي امروز ما كه دشمنان اسلام به خصوص استكبار جهاني آن را به كشورهاي اسلامي و جهان سوم سرايت داده و مي‌دهند و غرب‌زدگان هم در اين باورند كه همه كارهاي غربيها مثل پيوند قلب و مبارزه با فلان مرض كشنده است و حال اينكه خرابيهاي غربي بيش از آن است كه انسان بتواند در اين فرصت كوتاه بيان كند و غرب گرفتار مشكلات اخلاقي و اجتماعي عظيمي است كه دارد آن را از درون مي‌پوساند . اما كسانيكه از دوردست به آتش مي‌دهند و خود را حقير مي‌پندارند . اعتماد به نفسشان را از دست داده‌اند در برابر ترقيات عادي غرب احساس حقارت مي‌كنند ، خيال مي‌كنند بايد همه كارهايشان مثل آنها باشد و لذا راه رفتن و لباس پوشيدن و امثال اينگونه كارها را از آنها بايد تقليد كرد ، مسئله استعمار غرب است ، غرب الان فهميده است كه اگر در جامعه ، اسلام حاكم باشد مغزهاي زنان ، مردان مسلمان به انوار الهي روشن مي‌شود .مردها الگويي چون علي (ع) و حسين (ع) داشته باشند و زنها الگويي چون خديجه و فاطمه و زينب . انقلاب اسلامي بساط شرق و غرب را جمع مي‌كند و لذا وحدت مسلمين را متلاشي مي‌كنند و زنان و مردان را از رهگذر فساد و فحشا و آلودگي اخلاقي و بدحجابي و سرگرم كننده از اين الگوها دور مي‌سازند و نمي‌گذارند كه زن باحجاب با روسري به دانشگاه برود ، زني كه زينب گونه و زهراگونه باشد پايبند به مقررات اسلامي است و قرآن هيچگاه قبول نمي‌كند كشورهاي غربي در آنجا پايگاه نظامي داشته باشد و لاديني و لامذهبي جزء قانون اسلامي آنجا باشد .
جامعه ما بايد با استعمار و اشكال مختلف آن مبارزه كند زيرا در هر جامعه‌اي كه استعمار به شكل بدحجابي و فساد حكم‌فرما باشد جوان ديگر فكرش ترور شده و نمي‌تواند درس بخواند نمي‌تواند محقق باشد و جلو هر گونه پيشرفت فردي و اجتماعي گرفته مي‌شود  .
21.تهاجم فرهنگي دشمن
بايد دانسته شود كه جوانها ، دختران وپسران جوان ، هنوز از توطئه‌هاي استكباري در امان نمي‌باشند و اين ها از طبيعت بشر مأيوس نيستند فكر مي‌كنند كه مي توان يك جامعة مؤمن را فريب داد و به ورطه فحشا كشاند و باز هم او غافل از اينكه دشمن در كمين است . البته ايمان و انگيزة مسلماني زن و مرد ما براي آنها شناخته شده نيست آنها نمي‌دانند كه چه شعله عميق و قوي ايماني در دل ما وجود دارد . اما به هوش باشيم مردان و زنان مخصوصاً جوانها به هوش باشند فريب تبليغات فرهنگ گمراه كننده عريان‌گر و فسادانگيز و تشويق‌كننده ، به فحشا را كه از سوغات قديمي غرب و آمريكا به سمت ملتها و كشورهاي جهان سوم و مسلمان هم بوده و هست به شدت پرهيز كنند ، مراقب باشند با تهاجم فرهنگي كه ما عليه استكبار جهاني داشتيم يك مقداري متوقف شده‌اند اگر ما روح تهاجم خودمان را عليه آن فرهنگ اغواگر از دست بدهيم ، تهاجم آنها شروع خواهد شد ، هر چه قدر ما سست و ضعيف باشيم آنها قوي پيش خواهند آمد  .
الف . گستره تهاجم فرهنگي ، زمينه تسلط كفار بر مسلمانان
استعمار فرهنگي براي قطع ريشه‌هاي اعتقادي در كشورهاي اسلامي مبارزه مي‌كند كه اين مبارزه با مقدمه‌اي براي از بين بردن تفكر و بينش توحيدي در تمامي جهان است .
تهاجم فرهنگي كه مجموعه‌اي از مايه‌هاي فكري ضد ارزشي است كه در رفتار اختياري و اجتماعي انسان اثر مي‌گذارد چرا كه يك فرهنگ سلطه‌جو است كه در اين فرهنگ تلاش مي‌شود و دشمن مي‌خواهد باورها و ارزشهاي معتبر و متعالي را از جامعه ما بربايد و به جاي آن باورهاي نادرست و ارزشهاي منفي را بر ما تحميل كند و تلاش غرب در مورد گسترش شبكه‌هاي ارتباطي و خبري اين است كه سليقه ها و معيارها و الگوهاي رفتاري و اخلاقي خود را در قالب فيلمها و شوهاي تلويزيوني ، سرگرم كننده به برنامه‌هاي مبتذل به ما تحميل كند و به اهداف شيطاني سودجويانه خود برسند . درست است كه با مبارزه با تهاجم فرهنگي جلو بعضي از كارهاي غرب گرفته مي‌شود ولي در حال حاضر با پيشرفت تكنولوژي جديد درها را شكسته و فرهنگ مهاجم چون ميهمان ناخوانده‌اي به اندروني سركشيده است  .
همچنين در بعد تبليغات خارجي در داخل كشور نيز ، موفقيتهاي دشمن رو به افزايش مي‌باشد و فرهنگ اسلامي در حال تضعيف مي‌باشد . متأسفانه ، تلاشهاي ضدديني و ترويج فرهنگ بيگانه بر رفتار عده‌اي از جوانان هموطن ما اثر گذاشته و التزام به رعايت احكام شرعي را نسبت به اوايل پيروزي انقلاب كمرنگ ساخته و حتي ارزشها در سطح جامعه به شدت دگرگون شده است .
جواناني كه با عقايد سالم وارد اجتماع و حتي دانشگاه‌ها مي‌شوند و سرانجام با اعتقادي سست و ايماني ضعيف باز مي‌گردند و در چنگال مشكلات فراوان ، تحمل و اعتقاد به نفس را از دست مي‌دهند و ناگهان به دامن آلودگيها پناه مي‌برند .
ب. انگيزه دشمن از تهاجم فرهنگي
در هر جامعه‌اي كه انگيزه‌هاي الهي نيرومند وجود داشته باشد تهاجم فرهنگي دشمن را خنثي مي‌سازد ولي منظور از هجوم فرهنگي ايجاد تغييرات نامطلوب بوسيله گروهي در جامعه است تا ارزشها را به ضدارزشها تبديل كنند ترديد و وسوسه و بي‌بند و باري و بي‌باروري در مردم ايجاد كنند و حالت پوچگرايي يا باورهاي كاذب و ارزشهاي غلط به جامعه تزريق نمايند .
انگيزه حيواني : براي رفع نيازهاي مادي و فيزيولوژيكي است مانند غذاخوردن و ارضاء هوسهاي جنسي و شهواني . اين نيازهاي طبيعي در بعدحيواني انسانها ظهور پيدا مي‌كند و تلاش مي‌كند كه اين غرايز وخواسته هاي حيواني را هر چه بيشتر و بهتر ارضاء نمايد و مقصد چنين انسانهاي حيوان صفت مسايل مادي و اقتصادي و به تبع آن مسايل جنسي است  .
انگيزه وسيله‌اي است كه تمام فعاليتها  در ابعاد گوناگون اجتماعي كه انجام مي‌گيرد اعم از زمينه‌هاي علمي ، صنعتي ، هنري همه در جهت غرايز حيواني و ارضاي آنها انجام مي‌شود . حتي تلاشهائي كه در آزمايشگاه ها شده و بحث‌ها و گفتگوهاي در اين سطح از فرهنگ كه به قصد پر كردن شكم و لذتهاي مادي و جنسي انجام مي‌شود .
انگيزة‌اصلي دشمنان ، اقتصاد و جلب منافع مادي است با مردمي كه فرهنگ براي آنها اصالت دارد . فقط مسائل اقتصادي و رفاهي برايشان مطرح نيست بلكه اين گونه مسائل جنبه وسيله‌اي دارد  .
ج. بهترين شگرد دشمنان : مبارزه فرهنگي
دشمنان ما در مبارزات سياسي به جايي نرسيده اند ، در مبارزه نظامي و جنگ تحميلي به جايي نرسيده‌اند و با محاصره اقتصادي نتوانستند كاري از پيش ببرند . تنها راه باقي مانده مبارزه فرهنگي است مثلاً نفوذ در مراكز فرهنگي و ديني به اسم دين دنبال آن هستند كه ببينند موقعيت زمان چه چيزي اقتضا مي‌كند . اگر بتوانند بي‌پرده اسلام را مي‌كوبند و اگر نتوانند به اسم اسلام «‌تحقيقات جديد » و  « اسلام نوين » اعتقادات و ارزشهاي اسلامي ما را سست مي‌كنند دشمنان چنانچه در افكارشان موفق نشوند ، روشنفكرها را وادار مي‌كنند كه چنين وانمود كنند كه تاكنون رشد فكري نداشته‌ايم و در اشتباه بوده‌ايم و دستگاه ارزشي اصلاً ثبات و دوام ندارد  وپايه عقلاني ندارد و اين موجب روشني چشم استكبار جهاني است .
اين شگرد براي سست كردن انديشه‌ها و افكار و باورهاي مردم است .


« ابزار تهاجم فرهنگي »
ايمان‌زدايي و ايجاد شك : هيچ راهي براي آمريكا و ابرقدرتها بهتر از اين نيست كه بدون جنگ و كشتار و بدون اينكه پولي خرج كنند و حساسيتي ايجاد نمايند . ايمان را از دلهاي مردم بدزدند و بزدايند . اين كار به سادگي انجام مي‌گيرد با سخنرانيهاي علمي ، كتابهاي فلسفي . فيلمها و نمايش‌نامه‌ها ، اينها به نام پيشرفت علم و ترقي فرهنگ است و هيچ راهي بهتر از اين نيست كه ايجاد شك و ايمان‌زدايي كنند  .
- تصور غلط از فرهنگ اسلامي
برخي تصور مي‌كنند كه فرهنگ اسلامي يعني اينكه مردم لباس روحانيون را بپوشند چنين چيزي نيست . بعضي لباسها نشانه صنفي است مانند ارتشي يا روحاني ، مصالح اجتماعي اقتضا مي‌كنند كه آنها در اجتماع از ديگران بازشناخته شوند . دشمن مي‌خواهد به اعتقادات ما حمله كند و با اين گفته ها از اسلام چيزي باقي نماند ، با گفتن اين سخنان كه ارزشهاي اخلاقي اموري اعتباري محسوب مي‌شود كه برهاني ندارد و قابل اثبات نيست بلكه يك مشت امور قراردادي و نسبي است . هر چيزي زماني مورد خوشايند جامعه برده و زماني نيز ان را بد خواهند دانست مثلاً در جامعه اروپايي ، پوشيدن بدن زن ارزش بوده اما امروزه لخت بودن را مي‌پسندند .
زماني بدترين فحش ، همجنس بازي بود اما امروزه در اصطلاح در جوامع متمدن بزرگترين تظاهرات را براي طرفداري از همجنس‌بازان انجام مي‌دهند  .



-    نابود كردن ارزشهاي اسلامي
وقتي در جامعه ما بدون هيچ ترس و واهمه‌اي استاد سركلاس دانشگاه براي بچه‌هاي بسيجي كه به دانشگاه رفته‌اند در ضروري‌ترين عقايد اسلام تشكيك كند و كسي جرأت حرف زدن نداشته باشد و درباره اصل وجود خدا بگويد كه هيچ علمي براي اثبات وجود خدا نيست و ... و آيا به راه انداختن جشنواره‌هاي آوازه‌خواني با تهاجم فرهنگي مقابله مي‌باشد .
22.كمبود شخصيت
معمولاً وقتي از حجاب و رفع آن صحبت مي‌كنيم دقيقاً سخن با زنان شهرنشين و نسبتاً حرفه‌اي است متأسفانه هيچ وقت از مردمي كه كل جامعه را تشكيل مي‌دهند صحبتي نيست بخصوصاً در مملكت ما ، كه اكثريت مردم روستايي هستند مردان و زنان شجاع و زحمت‌كش كه به مرور ناپديد مي‌شوند نبودن و مردن آنها در كمبود طبعيت تأثير خواهد گذاشت .
جدائي جنس زن و مرد ، بستن و دور نگهداشتن زنان و قدرتمندي شوهران خارج از مكان و زمان نيست زيرا كه زنان كنار مردان مشغول به كار هستند و آنچه در مورد حجاب و رفع آن گفته مي‌شود هيچ ارتباطي با جامعه زنان در كل ندارد ، بلكه درباره زنان شهرنشين حجاب واستفاده از آن از خانواده‌هاي سلطنتي شروع گرديد (و بي‌حجابي هم از همين خانواده ها شروع شده و به خانواده‌هاي اشرافي و سپس نيمه‌اشرافي سرايت كرده است ) . اما با وجود جاذبه‌هاي مختلف كه بين زنان و مردان مي‌باشد جذب و انجذاب دائمي نمي‌باشد و پذيرش مسئوليت متزلزل مي‌شود و انتقال ارزشهاي خانوادگي به نسلهاي بعدي دشوار مي‌گردد و جامعه تبديل به لجنزار و فساد مي‌شود .
يكي از مشكلات بزرگ دنياي غرب و شرق از بين رفتن محدوديت‌هائي است كه به منظور پاسداري از آنها در شرايع آسماني بيان شده و حتي به حجاب بعنوان يك مانع و فراهم مي‌نگرند و به بدحجابي رو مي‌آورند و اين سمتي بزرگ براي يا پايمال كردن ارزشهاي ديني و اخلاقي مي‌باشد .
امروزه در جوامعي كه حجاب نيست اخلاق جامعه به شدت آسيب ديده و براي ترميم و اصلاح اخلاق چاره‌اي جز بازگشت به ارزشهاي بنيادين جامعه وجود ندارد . كافي است براي به لجن كشيدن يك جمعيت تعدادي زنان بي‌بند و بار در بين آنها نفوذ پيدا كنند و زشتي‌ها و منكرات را در ميان مردم عادي ومعمولي جلوه ‌دهند . بدحجابي و بي‌بند و باري با اينكه دو مقوله جدا از هم هستند و اگر زن بدحجاب باشد لزوماً بي‌بند و بار نيست اما سخن در اين است كه اينها همه مقدمه بدحجابي مي‌باشد و خود زمينة‌ساز تمتعات شهواني در غيرچارچوب ازدواج مي‌باشد و متأسفانه عفاف را به كلي زير پا گذاشته‌اند و روابط نامشروع زن و مرد را جامعه غرب پذيرفته است با اين حال افراد ، بيهوده تحريك مي‌شوند و هوسها شعله‌ورتر و مردها بيشتر به مفسده كشانده مي‌شوند و جواناني كه احساس كمبود شخصيت مي‌كنند با آزادي و روابط بيشتر به طرف بي‌بند و باري كشيده مي‌شوند و اين خود علتي براي بدحجابي است .
اگر زن حجاب نداشته باشد هر گونه توجهي كه به شخص شود جنبه شهواني و رفع كمبود شخصيت براي شخص مي شود و در نتيجه ارزشهاي واقعي فراموش مي‌گردد . بدحجابي واقعيتي شخصيت يك فرد را مي‌پوشاند و نمي‌گذارد همانگونه كه هست مطرح شود در حاليكه درست نيست كه استعدادها و ارزشهاي واقعي زنان تحت‌الشعاع ظواهر جسماني قرار گيرد زيرا ظواهر جسماني ملاك و معيار ارزش زن نمي باشد . زنان باحجاب در فعاليتها و رفت‌وآمدها آزادترند و مردان بول‌الهوس اطمينان دارند كه اين‌ها طعمه و ملعبه نمي‌شوند و كمتر مزاحمت براي اين قبيل زنان ايجاد مي‌شود ، اما زنان بدحجاب آزادي كمتر دارند زيرا در معرض ديد هستند و چشمهاي هرزه را به سوي خود مي‌كشانند و هوسها را تحريك مي‌كنند و در نتيجه مورد طمع گرگان شهوت قرار مي‌گيرند پس بدحجابي براي زنها ايجاد مزاحمت مي‌كند و آنها را از اينكه بتوانند آزادانه تلاشها و فعاليت‌هاي صحيح و اجتماعي و عبادي و خانوادگي بپردازند باز مي‌دارد .
مسلماً ارزشمندي و تعالي حيات انسان در گرو اعمالي است كه با تفكر صحيح و با حاكميت انديشه به غرايز و عواطف انجام مي‌پذيرد اما سؤال اينجاست كه منشاء ريشه فكري بدحجابي چگونه است و آيا انگيزه منطقي در اين امر وجود دارد يا نه؟ در جوامع كنوني بعضي از جوانان به خاطر كمبود شخصيت كارها و اعمالي انجام مي‌دهند كه نتيجة آن به بدحجابي و فساد ختم مي شود و جوانان به خاطر اينكه خودشان و شخصيت خود را به نحو احسن نشان دهند و اينكه                هيچگونه كمبودي ندارند با روي آوردن به بدحجابي مي خواهند جبران كمبود شخصي كنند  .
در دنياي غرب بعد از انقلاب فكري مظاهري از پيشرفت تمدن و ظاهر زيبا و روشنفكرانه بعنوان ره‌آورد انقلاب به جوامع هديه شد كه بدحجابي را مي‌توان يكي از آن ره‌آوردها در تبليغات غرب دانست ، در يك دورة ابتدايي و آغاز زندگي بشريت ، زن بعنوان وسيلة خوشي قابل تملك بوده و بعد از آن در مرحله تمدن و پيدايش قوانين ، مختصر حقوقي براي زن مطرح شد كه هنوز هم بعنوان يك موجود ضعيف قادر به ادارة خود نيست تصور مي‌شود كه احتياج به ولايت و سرپرستي دارد .
در دنياي معاصر در مساله بدحجابي به عنوان پديده‌اي استوار به منشاء فكري تكيه نشده است و مسئله بدحجابي با فكر و انديشه صحيح و منطقي به نتيجه نخواهيد رسيد و تمايلاتي مانند راحت‌طلبي ، خودنمايي ، كمبود شخصيت ، احساس حقارت از جمله انگيزه‌هايي است كه موجب تشديد گرايش به بدحجابي مي‌گردد . (و نه پايه‌هاي منطقي)
شايد در جامعه ما ، اين عوامل تأثير بيشتري داشته باشد ، البته طرز فكر غلط شرقي و غربي منشاء بدحجابي است كه راه از بين بردن آن تبيين و تفسير انديشه صحيح است . اما شايد غلبه حس راحت‌طلبي و رفع كمبودها مي‌باشد كه عده‌اي را به بدحجابي و سپس بي‌بند و باري مي‌كشاند  .
23.ارضاء تمايلات
به طور طبيعي در قشر جوان غرايز و تمايلات جنسي وجود دارد كه شخص را به طرف جنس مخالف سوق مي‌دهد كه اين موارد باعث مي‌شود جوانان تمايلات و هواهاي نفساني خود را ارضاء كنند و طوري نيازهاي خود را جبران نمايند ولي با اجراي دستورات اسلام و اقوام به ازدواج جوانان ، در حد زيادي ارضاء تمايلات كم شده است .
24.حاكميت فرهنگ غرب
فساد حاكميت فرهنگ سلطه‌بر جهان ، كه در اين فرهنگ همه چيز براي به قدرت رسيدن زورمندان و تعضيف زير سلطه‌ها به خدمت گرفته مي‌شود و سعي مي‌شود فرهنگ غرب جايگزين فرهنگ اسلامي شود و حداقل به مرور زمان فساد و بدحجابي در جامعه اسلام روبه‌رشد شود ولي جامعه‌اي كه با ورود فرهنگ غرب مبارزه كند طبعاً با مظاهر آن خواهد جنگيد  .
25.استعمار و سوءاستفاده از بدحجابي
بدحجابي وسيله و ابزار كوبيدن تمام نظمها و قوانين دين اسلام و قرآن و ايجاد صحنه بي‌بند و باري و هرج و مرج عمومي است كه بهترين آرزوي استعمار براي تسخير ملتها و تاراج ثروت مي‌باشد  .
26.خودنمايي
بدحجابي ، ارضاء شهوت نفسي براي بعضي از زنان و رغبت جنسي براي برخي از مردان مي‌باشد و همواره تاريخ از اولين روز آغاز ، نمايشگر اين چنين صحنه‌هاي بر خلاف قاعده بوده كه بعضي با پندارپروري خاص  دست به كارهايي زده و خيال خود را پايه افكار بلندي وانمود مي‌كنند .آيا افرادي كه به اسلام و قرآن اعتراف دارند به چه جرأتي مي‌گويند بي‌حجابي خروج از حدود دين و اسلام نيست و اينكه اختلاط بين دو جنس از روح‌الاسلام بعيد نمي‌باشد جامعه غرب اصلاً حجاب را نمي‌‌شناختند همانطور كه بي‌حجابي محض را كه عريان مي‌باشد ، نمي‌شناختند. واقعاً اين بسيار خنده‌دار نيست ؟ زيرا اگر غرب بي‌حجابي را نمي‌شناخت پس معناي « تبرج الجاهليه الاولي » جمال خود را نماياندن چيست ؟ نبودن آرامش رواني ، نبودن حريم ميان زن و مرد ، آزادي معاشرتهاي بي‌بند و بار هيجانها و التهابهاي جنسي را فزوني مي‌بخشد و تقاضاي سكسي را بصورت يك عطش روحي درمي‌آورد و يك خواست اشباع‌نشدني را به بار مي‌آورد . اسلام تدابيري براي تعديل اين غرايز انديشه كرده يكي از آنها اينكه زنان بدن خود را از مردان بيگانه پوشيده نگه دارند و در اجتماع به جلوه‌گري و دلربايي نپردازند و به هيچ وجه و با هيچ رنگ و بهانه‌اي كاري نكنند كه موجبات تحريك مردان بيگانه را فراهم آورد .
علت اينكه در اسلام دستور به پوشش اختصاص به زنان يافته ، اين است كه نيل به خودنمايي و خودآرايي مخصوص زنان است اين زن به حكم طبيعت خاص خود مي‌خواهد دلبري و مرد را دلباخته خود كند و در دام علاقة خود اسير نمايد . بنابراين تبرج و برهنگي از انحرافهاي مخصوص زنان بوده و دستور پوشش را هم براي آنان مقرر كرده است . آهنگ جذاب سخن ، پوشيدن لباسهاي نازك ، وقار در راه رفتن ، تعطر و تزئين ، ضعف حيا ، زيبايي‌طلبي ، وسوسه‌هاي شيطاني ، ضعف غيرت ، را از ريشه‌هاي ديگر بدحجابي مي‌توان نام برد . و بدبختي و گرفتاري – قتل و كشتار زياد ، خودكشي‌ها ، بيماريهاي خطرناك و خطر جنين را از پيامدها و نتايج شوم آن به حساب آورد .




فصل پنجم :



1.عوامل بدحجابي
2.انگيزه‌هايي بدحجابي
3.آفتهاي بدحجابي
 
1.عوامل بدحجابي
با توجه به تعاريف بدحجابي عوامل آن به شرح زير است :
الف . عدم هماهنگي بين ارگانهاي تبليغي و فرهنگي
بي‌برنامگي و دوباره‌كاريهاي نهادهاي مزبور در زمينه‌هاي مختلف تبليغي و فرهنگي نظير چاپ ، انتشار پوستر و نشريه ، كتاب ، مجله ، فيلم ، نمايشنامه ، سمينارهاي مشابه و تكراري كه غالباً بدون اطلاع و هماهنگي قبلي ارگانهاي مربوط صورت مي‌گيرد از يك سو موجب دلزدگي و بي‌ميلي و بي توجهي مردم خصوصاً قشر جوان نسبت به آثار هنري و تبليغي فوق و از سوي ديگر موجب كشش و گرايش آنان به تفريح و سرگرميهاي آلوده و مبتذل و تظاهر به فساد و بدحجابي گرديده است .
ب . تلاش تشكيلاتي احزاب و دسته‌جات وابسته به ورشكستگان سياسي
اين عامل نيز در به فساد كشاندن جوانان امروز و حتي سران گروه‌ها و احزاب نقش دارد در ساختار كنوني اجتماعي گرايشات گروهكي جاذبة خود را از دست داده و لذا بيشترين تلاش خويش را در رابطه با ترويج فساد در اشاعه فرهنگ مبتذل در جامعه بخصوص قشر جوان به آزمايش گذاشتند .
شاپور بختيار در همين راستا اعتراف مي‌كند كه جمعيت كشور امروزه از مرز 45 ميليون نفرگذشته است ، بيش از نيمي از اين جمعيت را از افراد زير بيست سال تشكيل مي‌دهند ما به اين جمعيت جوان اميد بسته‌ايم آنها را راهنمايي مي‌كنيم.
ج . گروهكهاي منافقين
گروهكهاي منافقين با صدور فساد جنسي به داخل كشور و توسعه و ترويج آن در بين جوانان تغذيه و كنترل برخي از بوتيكها ، پارتي شبانه ، باندهاي فساد ، فحشا ، تكثير و توزيع نوارهاي ويدئو و كاست ، نقش حماله الحطب استعمار را ايفا مي‌نمايند  .
جمعيت مدافع كراوات و پاپيون
سفارت‌خانه‌هاي دول خارجي
اشتغال مديران و صاحب‌نظران
فقدان نظام فرهنگي و اجتماعي مدرن و بي‌نتيجه
عدم وحدت رويه در امور فرهنگي اجتماعي به امور اجرائي و اداري و مسئوليت‌هاي مملكتي
نهادها و ارگانهاي ذيربط عدم تغذيه صحيح سياسي ، عقيدتي جوانان عدم كنترل و هدايت صحيح برخي از برنامه‌هاي فرهنگي ،‌اجتماعي ، دستگاه‌هاي تبليغاتي رسانه‌هاي گروهي از جمله تلويزيون ، سينما ، روزنامه ، مجلات .
مسافرت بي‌رويه به خارج از كشور
گسترش انگل‌وار « ويدئو » بعد از انقلاب
كم‌توجهي به اقليت‌هاي مذهبي
د . عقده حقارت و حس خودكم‌بيني
تلاش استعمار در زدودن پوشش: هويت و شخصيت زن در گرو منش و روش زندگي اوست ، حجاب و پوشش منش والاي زن مسلمان و شيوة عظيم زندگي او است . زن باحجاب از اينكه بازيچة هوسها قرار گيرد مانع مي‌شود و از اينكه عامل فساد و گستردگي فسادانديشان شود حجاب جلو اين هوس را مي‌گيرد.
زدايش حجاب از اندام زن ، با هدف هويت‌زدايي از زن مسلمان انجام مي‌شود تا بيشتر زن حافظ آرمان ، مكتب و شخصيتش باشد و برآوردة اميال و هوسها و اهداف سلطه‌جويانه جباران نگردد .
استعمار پير انگلستان در مسئله بدحجابي زنان در يك طرح بيان كرد كه بايد كوشش فوق العاده كرد تا زنان مسلمانان به بدحجابي ورها كردن چادر مشتاق شوند ، بايد استناد به شواهد تاريخي كنيم كه پوشيدگي زن از دوران بني‌عباس بوده و مطلقاً سنت اسلام نيست و مردم همسران پيامبران را بدون حجاب مي‌ديده‌اند و زنان صدر اسلام دوش به دوش مردان كار مي‌كردند بعد از اينكه حجاب زن با تبليغات وسيعي از بين رفت وظيفه مأموران است كه جوانان را به عشقبازي ، روابط جنسي نامشروع با زنان غير مسلمان تشويق كنند و زنان غيرمسلمان كاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آنان تقليد كنند  .
طرح هماهنگ و يكسان كشف حجاب در كشورهاي اسلامي و حضور عريان خانوادة روساي وابسته به نظامهاي استكباري و تلاش بي‌وقفه آنان در انجام اين طرح نقش شگرف زدايش پوشش در اجراي طرح‌ها و رسيدن به اهداف استعمار ايفا كرده و مي‌كند . فرهنگ‌ستيزان در جوامع اسلامي براي زدودن ارزشها تلاشي شگرف به كار گرفته‌اند . بي‌گمان روشها و منشهاي انساني از بينشهاي اوست ، شيوه نگرش او به ارزشها در چگونگي موضع‌گيري‌اش نقش ايفا مي‌كند . اسلام زن را در متن اجتماع به تلاش و كوشش خواند . اما با حجب و حيا و وقار و متانت ، سنگيني رفتار ، شكوه گفتار و سلامت كردار و اينها را براي او ارزش دانسته است .
و . دگرگوني ارزشها
اسلام حجاب را نشاني از شخصيت تلقي كرده است وقتي اين ارزشها دگرگون شود تلقي زن از شخصيت و ارزش ، عرضه وجود ، نماياندن آرايه ها و زيبائيها مي‌شود و در بينش او ديگرساني بوجود آمده ،خودنمايي را ارزش مي‌پندارد ، گرايش دروني و تمايل فطريش راهي ديگر به فسادآفريني مي‌باشد  .
سخن حضرت علي (ع) در ضمن خطبه‌اي پندآموز
« و ان النساء همتهن زينه الحياه الدنيا و الفساد فيها ،»
« تلاش و همت زنان در جهت زينت و آرايه‌هاي زندگاني دنيا و ايجاد فساد و تباهي در آن است »
بي‌گمان مصداق كلام ، زني است كه زينت‌گرايي فطري او را به راه افراط كشانده و در مسير تباهي گام نهاده و با وجود اين بعضي از پوشش‌ها براي حفاظت زن نيست بلكه نوعي عرضه وجود است . توسط افرادي كه پوشش را براي نماياندن برمي‌گزينند .
اميرالمومنين (ع) در اين مورد فرمودند : «‌در آخرالزمان كه بدترين زمانها است جمعي از زنان پوشيده‌اي كه برهنه هستند لباس دارند اما نازك است گويا نپوشيده‌اند و از خانه با خودآرايي بيرون آمده ، اينان از دين بيرون رفته و در فتنه وارد شده و به شهوت تمايل دارند و به كوي لذات نفساني در شتابند و حرامها را حلال مي‌دانند و در دوزخ به عذاب الهي گرفتارند  »
علامه مجلسي با توجه به واقعيت‌هاي تاريخي زمان خودش نتوانسته اين چگونگي را حل كند لذا فرموده است كه تعبير « كاسيات عاريات » چندان صحيح نيست ، چگونه زن پوشيده است و در عين حال برهنه ؛ از اين رو بايستي به جاي آن تعبير، كاشفات عاريات به معناي زنان عريان و برهنه را به كار برد . اما پوشندگان لباسهاي بدن‌نما در اين عصر نشان دادند كه همان بقيه كاسات عاريات درست است .
اين روشها و منشها قطعاً از چگونگي ارزش‌گذاري به زندگي سرچشمه مي‌گيرد .
هـ . الگوهاي ناهنجار
انسان فطرتاً الگوپذير است و پيوسته ارزشهايي را در خود مجسم مي‌كند و خود را با همان ارزشها مي‌سازد ، مسألة الگو در اخلاق اسلامي جايگاه خاصي دارد .
توجه دادن قرآن ، انسان را به پيامبر بعنوان «‌ اسوه حسنه » و اهتمام بر نماياندن چهره‌هاي نيك و بد در جهت توجه دادن به جايگاه الگو در ساختار روحي وانساني است از اين رو هويت ستيزان در پي اقدامهاي گسترده در جايگزيني الگوها نيز تلاشي شگرف نموده اند قهرمان سازي ، الگوآفريني آن چنان در جهت زدايش هويت زن وسيع است كه برنامة استعمار بوده است .
ي . خلا‌ءهاي دروني
انسان گاه با كمبودهايي كه دارد در پي جبران آن به راههايي دست مي‌زند . كمبودهاي عاطفي در خردسالي و بزرگسالي ، هويت و شخصيت را به شدت دچار كاستي مي‌كند آنها اينگونه افراد چون راهنمايان خوبي ندارند . براي جبران آن به شيوه هاي غيرطبيعي متوسل شده اند و شخصيتي دروغين و بي‌پايه براي خود رقم زده‌اند و اينگونه افراد خواستند كه با خودآرايي و خودنمايي نوعي ايجاد شخصيت‌پنداري كنند تا با جلب كردن نظرها و آفريدن جاذبه‌ها ،                         خلاءها را بپوشانند  .
علامة سيدشرف‌الدين عاملي بيان كردند : « لا ينتشر الهدي الا من حيث انتشر الضلال » « آنچه را كه دشمن انجام داده بايد ويران كرد كه آنچه را انجام مي‌دهند بايد سد نمود و آبي را كه بر جوي روان بوده و منحرف ساخته‌اند بايد بازگرداند .
هجوم فرهنگ غرب و تلاش استعمار به نابودي حجاب
اعتقاد به آزادي غلط و ناآگاهي از آزادي صحيح و معقول
اعتقاد به دست و پاگير بودن حجاب براي كار و تلاش
دگرگوني ارزشها و اعتقاد كاذب به شخصيت زن
الگوهاي دروغين
تقليد كوركورانه و بدون دليل از جهل و عدم اعتماد به نفس
عدم اعتماد به نفس و كمبود نشات گرفته انسانها را از راه راست منحرف مي‌سازد
جايگزين‌ فرهنگهاي بيگانه و دور شدن از فرهنگ اصيل اسلام
بي‌محتوايي و عدم استقلال فكري و ضعف تجربه و تحليلهاي عقلي و منطقي
سستي و سهل‌انگاري و زندگي بيمارگونه
 
2.انگيزه هاي بدحجابي
بدحجابي به شكل امروزي ، در واقع محصول تحولات اروپا و فرهنگ سرمايه‌داري حاكم بر غرب مي‌باشد و تنها فرهنگ غربي مؤسس و مروج فرهنگ برهنگي است .
جامعه‌شناسان انگيزه‌هايي را در پيدايش و ظهور پديدة حجاب در جوامع بشري مطرح نموده‌اند كه تأثير ناگواري بر افكار جوانان و زنان غرب زده گذاشته است .
الف . انگيزة رواني و اجتماعي
برخي از جامعه‌شناسان معتقدند كه فلسفة اصلي ظهور پيدايش زنان در نبود امنيت جسمي و جنسي زن در اجتماع گذشته خلاصه مي‌شود و هر چه به گذشته برمي‌گرديم ظلم و بي عدالتي نسبت به زن بيشتر بوده است و سازمانها و نهادهايي كه از حقوق و امنيت زن حمايت كنند و در مقابل متجاوزان كه از حريم عفت او دفاع نمايند وجود نداشته است بويژه در جنگها و حملات نظامي كه گاهي زنان بيش از اموال و املاك مورد تجاوز جبران‌ناپذير مهاجمان واقع مي شدند و نيز بر ميزان ناامني زن مي‌افزوده است حتي در محيط زندگي شهري هم از گشت و گذار در كوچه و خيابان از چشم و دل و دست و زبان ، مردان آرامش نداشتند لذا براي آنكه از تعرض مردان شهوت باره در امان باشند ، حجاب و پوشش را انتخاب كردند تا جمال و جاذبه‌هاي جنسي خود را كه مايه اصلي تحريك مردان بوده ، بپوشانند . ولي در عصر كامپيوتر امنيت اجتماعي به طريق ديگري تأمين شده و دليلي براي پوشش زن نيست چرا كه اولاً : امنيت اجتماعي زن به حد قابل ملاحظه‌اي تأمين شده و مؤسسات حقوقي فراواني براي دفاع از حقوق زن وجود دارد و سازمانهاي انتظامي مواظب اوضاع هستند .
ثانياً : آزادي حريم و معاشرتها ومعاشقه‌ها و كثرت اماكن علني و رسمي فساد و اطفاي شهوت از ميزان ترس و خوف زنان و التهاب جنسي مردان كاسته است و ديگر نيازي نيست كه زن خود را در زندان پارچه‌اي به نام چادر بپوشاند  .
اگر چه بشر در زمينه‌هاي علمي و تكنولوژيك ، پيشرفتهاي چشمگيري نموده است. ليكن از نظر منطقي ، رشد و ترقيات علمي هيچ رابطه اي باحجاب يا بي‌حجابي ندارد . تنها مي‌توان گفت : اين ترقيات به موازات رشد اخلاقي نبوده و لذا موجب بحرانهاي شديد و اجتماعي در غرب نشده است . پيشرفتهاي علمي گرچه امنيتهايي بوجود آورده ولي امنيت ديگري را هم از بين برده است به قول ويل‌دورانت « در عصر حاكميت ماشين ، امنيت اجتماعي افزايش يافته ولي امنيت فردي كمتر از گذشته شده است ، در عصر كنوني ما بويژه در كشورهاي غربي كه در واقع پيشاهنگ بي‌حجابي هستند ناامني زنان بطور بي سابقه افزايش يافته است اكنون كانونهاي فساد و اطفاي شهوت حتي با اجازة‌ مقامات قضايي و بصورت يك نهاد رسمي اجتماعي به حد وفور در آن جوامع وجود دارد . آمار تجاوزات جنسي در سكوت ننگ‌بار سازمانهاي خارجي بطور وحشت‌انگيزي گسترش يافته و احساس ناامني زنان و تجاوزات جنسي از بزرگترين معضلات رواني امروز غرب است مسلماً تا وقتي كه بر زندگي بشر جز روح ماديگري و شهوت‌پرستي حاكم نباشد ، بشر جز به بطن و ... خود فكر نكند ، امنيت ناموسي و عرضي زن همواره مورد تعرض قرار خواهد داشت .
اگر صرف ترس از تعرض جنسي فلسفه ظهور حجاب زن باشد در برخي از جوامع سنتي كه زنان به نوعي داراي پوشش بوده و هستند نبايد تجاوزات به عنف وجود داشته باشد و زنان هم نبايد احساس ناامني نمايند درحاليكه چنين نيست . پس همانطور كه كشف حجاب و عريان‌سازي اندام و سهولت شهوت بر ميزان عطش نفساني و ميل به تجاوز مرد مي‌افزايد . حجاب و ممنوعيتهاي غلط جنسي هم ممكن است موجب گسترش جرايم جنسي و تجاوزات باشد و امنيت زن را به خطر اندازد . حقيقت اين است كه تجاوزات جنسي را مي توان كاهش داد و حتي ريشه‌كن كن كرد . ايمان ، اعتقاد تعديل مشروع و طبيعي غريزه جنسي و احتراز شديد از محركهاي جنسي در زندگي اجتماعي است و طبعاً حجاب و پوشش و جلوگيري از اختلاط زن و مرد از بهترين راه‌هاي عدم تجديد محركهاي جنسي مي‌باشد .
نبودن حريم ميان زن و مرد و آزادي معاشرتهاي بي‌بند و بار ، هيجانها و التهاب‌هاي جنسي را فزوني مي‌بخشد و تقاضاي سكسي را بصورت يك عطش روحي و يك خواست اشباع‌نشدني درمي‌آورد ، غريزه جنسي ، غريزه‌اي نيرومند ، عميق ، درياصفت است . هر چه بيشتر اطاعت شود سركش‌تر مي‌گردد . همچون آتش كه هر چه به آن بيشتر خوراك بدهند شعله‌ورتر مي شود تاريخ همانطور كه از آزمندان ثروت ياد مي‌كند كه با حرص و آزي حيرت‌آور در پي گردآوردن پول و ثروت بوده‌اند و هر چه بيشتر جمع مي‌كرده‌اند حريص‌تر شده اند .
همچنين از آزمنداني در زمينه مسايل جنسي ياد مي‌كند ؛ اينها نيز به هيچ وجه از نظر حس تصرف و تملك زيبارويان در يك حدي متوقف نشده اند .صاحبان حرمسراها و در واقع همه كسانيكه قدرت استفاده داشته‌اند چنين بوده . كريسيتن نويسنده كتاب « ايران در زمان سامانيان »‌مي‌نويسد « در نقش شكار طاق بستان فقط چند تن از سه هزار زني كه خسروپرويز در حرم داشت مي‌بينيم اين شهريار هيچگاه از اين ميل سير نمي شد از اينگونه جريانها خيلي يافت مي‌شود ولي اكنون به شكل حرمسرا نيست اين جريانها به شكل ديگر است با اين تفاوت كه لازم نيست به اندازه آنها امكانات داشته باشيم .
آرامش رواني عاملي براي حبس تغزل مي‌باشد چرا كه بشر در مورد ساير نيازهاي خود غزل نمي گويد : چرا يك آدم پول پرست براي پول و يك آدم جاه‌طلب براي مقام غزل نمي‌گويد ولي بعضي‌ها براي عشقهاي جنسي خود شعر مي‌گويند و موسيقي خاصي دارند .مسلم است كه بسياري از عشق‌ها و غزل‌ها براي زن است به هر حال اسلام به اين غريزه توجه كامل دارد و روايات دربارة خطرناك بودن نگاه ، خطرناك بودن خلوت با زن ، خطرناك بودن غريزه‌اي كه مرد و زن را به يكديگر پيوند مي دهد آمده است . زن و مرد نبايد به يكديگر خيره شوند نبايد چشم‌چراني كنند ، نگاه‌هاي مملو از شهوت بدوزند . نبايد به قصد لذت بردن به يكديگر نگاه كنند و يك وظيفة خاص زنان اين است كه در اجتماع به هيچ وجه كاري نكنند كه موجب تحريك مردان بيگانه شوند  .
روح بشر فوق العاده تحريك‌پذير است و اشتباه است كه گمان كنيم تحريك‌پذيري بشر محدود به حد خاصي است و از آن پس آرام مي‌گيرد مرد و زن در ناحية ثروت هيچ وقت سير نمي‌شوند در ناحيه جنسي نيز همچنين است هيچ مردي از تصاحب زيبارويان و هيچ زني از متوجه كردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هيچ دلي از هوس سير  نمي‌شود و هميشه به نوعي احساس محروميت ، دست نيافتن به آرزوها ، منجر به اختلالات روحي و انگيزه‌هاي رواني مي‌گردد . در دنياي غرب علت زياد شدن بيماريهاي رواني ، اخلاق جنسي ، تحريكات فراوان سكسي است علت اينكه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان يافته اين است كه ميل به خودنمايي و خودآرايي مخصوص زنان است از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شكار است و زن شكارچي ، از نظر تصاحب جسم و تن ، زن شكار است مرد شكارچي ، ميل زن به خودآرايي از اين نوع حس شكارچي‌گري ناشي مي‌شود و در هيچ جاي دنيا سابقه ندارد كه مردان لباس‌هاي بدن‌نما و آرايش‌هاي تحريك‌كننده به كار برند اين زن است كه با حكم طبيعت دلبري كند و مرد را دل باخته و در دام علاقه به خود اسير بسازد . لذا انحراف تبرج و برهنگي از انحراف‌هاي مخصوص زنان است و دستور پوشش و حجاب براي آنها مقرر شده، چرا كه آزاد گذاشتن چشم‌چراني و بدحجابي در مردان و زنان باعث انحراف مي‌شود  .
انگيزه اجتماعي كه باعث كشانيدن تمتعات جنسي از محيط خانه به اجتماع و نيروي كار مي‌باشد فعاليت اجتماع را ضعيف مي‌كند . برعكس آنچه كه مخالفين حجاب خرده‌گيري كرده‌اند و گفته‌اند « حجاب مانع كار و موجب فلج كردن نيروري، نيمي از افراد اجتماع است » بي‌حجابي و ترويج روابط آزاد جنسي موجب فلج كردن تمامي نيروي اجتماع است .
آنچه موجب فلج كردن نيروي زن و حبس استعدادهاي اوست حجابي است كه بصورت زنداني كردن زن و محروم ساختن او از فعاليت هاي فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي است و در اسلام چنين چيزي وجود ندارد . اسلام نمي‌گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نمي‌گويد كه زن حق تحصيل علم و دانش ندارد . بلكه علم و دانش را فريضة مشترك زن و مرد دانسته و نه فعاليت‌هاي اقتصادي را براي زن تحريم مي كند . اسلام هرگز نمي‌خواهد زن بيكار و بيمار بنشيند و وجودي عاطل و باطل داشته باشد . پوشيدن بدن مانع هيچگونه فعاليت فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي نيست ، آنچه موجب فلج كردن نيروي اجتماع است آلوده كردن محيط به لذت‌جوئيهاي شهواني است  .
آيا اگر پسر و دختري در محيط جداگانه تحصيل كنند و يا فرضاً در يك محيط درس بخوانند و دختران بدن خود را بپوشانند و هيچگونه آرايشي نداشته باشند ، بهتر درس مي‌خوانند و فكر مي‌كنند و به سخن استاد گوش فرا مي‌دهند و يا وقتي كه كنار هر پسر يك دختر آرايش كرده و با دامن كوتاه تا يك وجب بالاي زانو نشسته باشند ؟!
آيا اگر مردي در خيابان و بازار و اداره دائماً با قيافه‌هاي محرك و مهيج زنان آرايش كرده مواجه باشد بهتر سرگرم كار و فعاليت مي‌شود يا در محيطي كه با چنين مناظره‌اي روبه‌رو نشود ؟ اگر باور نداريم از كساني كه در چنين محيطهايي كار مي‌كنند بپرسيم .
هر مؤسسه يا شركت يا اداره‌اي كه سخت مايل است كارها به خوبي جريان يابد بايد از اين نوع آميزه‌ها جلوگيري كند .
حقيقت اين است كه اين وضع رسوايي كه در ميان ماست از اروپا و آمريكا جلو زده‌ايم . و از مختصات جامعه‌هاي پليد سرمايه‌داري غربي است و يكي از نتايج سوء پول‌پرستيها و شهوت رانيهاي ، سرمايه‌داران غرب است و يكي از راه هايي است كه براي بي‌حس كردن اجتماعات انساني است و اجباري كردن مصرف كالاها و فرآورده هاي كارخانه هاي آنان است وقتي انسان يك گزارش از مواد آرايشي بدست مي‌آورد مي‌بيند كه مواد آرايشي و وسايل چقدر هزينه‌بردار است .
آري بايد زن ايراني به بهانة تجدد و تمدن و مقتضيات زمان ، هر روز با وسايلي كه تهيه مي‌شود خود را در معرض نمايش بگذارد ؟!
اگر زن ايراني بخواهد خود را براي همسرش بيارايد مصرف كننده لايقي براي سرمايه‌داران غربي نخواهد بود و نه وظيفه و مأموريت ديگرش را كه انحطاط اخلاق جوانان و ضعف ارادة آنان و ايجاد ركود فعاليت‌هاي اجتماعي به نفع استثمار غرب است انجام خواهد داد .
در جامعه هاي غربي سرمايه‌داري با همة احساسات ضدمذهبي ، كمتر شنيده مي‌شود كه چنين رسوايي به نام آزادي زن باشد  .
ب . انگيزه اقتصادي
تحليلگران مخالف حجاب مي‌گويند
كه : « فلسفه پوشش و حجاب زن را در انگيزه‌هاي اقتصادي مي‌توان جستجو كرد چرا كه در دوران مردسالاري يا شوهرسالاري و فئوداليسم براي استثمار هر چه بيشتر و بهتر زن و استفاده از توان جسمي او در خانه و مزرعه ، حجاب را بر اين موجود ضعيف تحميل كرده تا مالكيت را به خود اختصاص دهد نه تنها حجاب بر زن تحميل شده ، بلكه اصل حجاب در واقع براي اعلان تملك مرد بر زن است همانطور كه اطراف باغ و بوستان را حصار مي‌كشند تا مرز مالكيت خويش را مشخص نمايند . به عقيده اين گروه چادر انداختن بر سر زن علامت ونشانه مالكيت مطلق مرد بر زن و همسر خود مي‌باشد تا بتواند او را در خانه محبوس سازد و از وجودش چون بردگان استفاده نمايد ، در نتيجه حجاب در ادوار بعدي تاريخ به تدريج بصورت يك سنت اجتماعي درآمده است » .
در نقد و بررسي اين مطلب بايد گفت : اولاً : اگر مي‌بينيم كه زن در طول تاريخ مورد استثمار مردان قرار داشته ، تنها به جهت زن بودن زن نبوده است.
بلكه زن از آن جهت كه مانند سالخوردگان و كودكان از لحاظ جسمي ضعيف‌تر از مرد بوده ، مورد تعدي و تجاوز مردان وحشي و بي‌فرهنگ واقع مي‌شده است .
همانطور كه نزديكترين و محبوب‌ترين افراد خانواده يعني فرزندان هم گهگاه مورد ظلم و ستم و استثمار مردان قرار مي‌گيرند پس منحصر كردن تحت سلطه بودن زن و ارتباط پيدايش حجاب با آن دور از واقعيت است .
ثانياً : در اكثر جوامع بشري به استثناي قبايل وحشي و ابتدايي آنچه در بين زن و مرد وجود داشته احساس تعلق بوده نه احساس تملك ، يعني مرد همانگونه زن را متعلق به خود مي دانست كه زن مرد را ، اين تعلق و وابستگي بين دو چيز غير از رابطه و سلطة‌ مالكانه است و حتي شخص مي‌تواند مملوك خود را چون بردگان و اشياء ديگر خريد و فروش نمايد . در جوامع متمدن بشري مرد با قبول بي‌شرافتي، زن و همسر خويش را مورد داد و ستد قرار مي‌دهد . زيرا زن را به عنوان همسر و شريك زندگي خويش نپذيرفته است  .
ولي گاهي اوقات مرد همواره حرص مي‌خورد كه زن را وسيله چشم‌چراني و كامجويي خود قرار دهد . هيچگاه مرد به طبع خود مايل نبوده كه حايلي ميان مرد و زن وجود داشته باشد و هر وقت حايل از بين برود اين مرد است كه برنده است و آنكه باخته و وسيله شده زن است .
امروزه كه مردان موفق شده‌اند با نامهاي فريبنده آزادي و ... اين حايل را از بين ببرند . زنان را در خدمت كثيف‌ترين مقاصد خويش گرفته‌اند .
بردگي زن امروزه به چشم مي‌خورد كه براي تأمين اين منافع مادي يك مرد در مؤسسة تجاري خود را صد قلم براي جلب مشتري مرد مي‌آرايد و بصورت « مانكن »‌در مي‌آيد و شرف خود را در ازاء چندرغاز حقوق مي‌فروشد اين نمونه‌اي از انگيزة‌ اقتصادي در رواج بدحجابي مي‌باشد .
زناني كه در اداره به اصطلاح كارمند پشت ميزنشين هستند معمولاً داراي لباسهاي ملون و آرايش‌هاي غليظ هستند و ملاحظه ظواهر آنها نشان مي‌دهد كه آنان نه تنها اهل كارهاي فيزيكي نيستند بلكه اشتغال به آن امور را موجب كسر شأن دانسته و مضر به جمال و نظافت ظاهري مي‌دانند و به تعبير صحيح بدحجابي به تدريج حوزه عمل و كار زن را در محيط خارج از خانه محدود مي‌سازد . در نهايت زن را به عنوان كالاي تجملاتي كرده و همه ارزشش او را در اندام خود خلاصه مي‌كند . شخصيت انساني او را در ظواهر و پذيرش مردان كوچه و بازار منحصر مي‌سازد و در نهايت استقلال فكر و انديشه را از او سلب مي كند چنانچه به وضوح ديده مي‌شود كه احوال چنان زناني چون عروسكهاي خيمه‌شب بازي است كه افسار و عنان فكر و خيال آنها به دست مدسازان و سوداگران زالوصفت استعماري قرار گرفته و آنها را برده وار به هر سو كه مصلحت بدانند مي‌كشانند  .»
3.آفتهاي بدحجابي
آفتهاي ناشي از بدحجابي كه باعث مي‌شود يك خانواده به هم ريزد و جامعه در خطر باشد .
الف . پرهيز از چشم و هم‌چشمي و رقابتها :
يعني اينكه ما در چهارچوب واقعيتهاي زندگي خودمان بايد زيست كنيم و برنامه بريزيم نه همشكل ديگران شويم ، چرا كه چشم و هم‌چشمي در پوشش باعث مي‌شود كه انسان حجاب خويش را از دست بدهد . بر اساس اطلاعات حاصله و تجربه‌هاي عملي بدست آمده است كه وقتي اشخاص در اعضاي فاميل و دوستان خويش مي‌نگرد كه چگونه پوشش دارند و چقدر داراي ارزش‌ ظاهري‌اند . سعي مي‌كند از نظر جلب توجه ديگران پوشش خويش را تغيير دهد و مانند آنها لباس بپوشد و در اين صورت خانواده قبول نمي‌كند و اختلاف و جار و جنجال بوجود مي‌آيد و طرز پوشش وي باعث متلاشي شدن خانه و كاشانه مي‌شود .
ب : خشم و تندخويي
زمانيكه بطور منطقي به شخص در مورد پوشش تذكر داده نشود ، هم شخص قبول نمي‌كند كه پوشش خود را تصحيح كند و هم ناراحت مي‌شود كه چرا اينگونه به او تذكر داده‌اند و باعث مي‌شود شخص نسبت به فرد تذكر دهنده رفتار تندي از خود نشان دهد . بنابراين لازم است كه نهي از منكر كننده اهل تدبير و مؤدب و آگاه از راه و روش اين كار باشد .
ج – ازدواج همسران ناآشنا
د – فقر و كمبودي اقتصادي
هـ - ارتباطات و آزادي زياد
ي – بي‌بند و باري و فساد و فحشا
علت اينكه دشمن در تبليغ و ترويج بي‌بند و باري از هيچ فرصتي دريغ                   نورزيده و نمي‌ورزد .
اين است كه اگر جامعه آلوده به بدحجابي گردد . طبعاً فساد و آلودگي و انحراف فراوان خواهد شد و افراد به بي‌تفاوتي كشيده خواهند شد و استعمارگران غارتگر همه چيز ملت را مي‌ربايند و بر فكر و فرهنگ و اقتصاد و ساير امور مسلط مي‌گردند  .
-    گزينش لباس خوشايند شوهر
-    توجه نكردن زن به آيين همسرداري
-    حسدهاي جنسي و غيرجنسي
-    ازدواجهاي عشقي به جاي ازدواجهاي منطقي و عقلي
-    عشقها و ارتباطات قبل از ازدواج
-    خشونت و انعطاف ناپذيري يكي از دو همسر يا هر دو
-    ازدواج در كم سن و سالي ، ازدواج در سني كه يكي از زوجين هنوز مفاهيم مربوط به زندگي خانوادگي را درك نمي‌كند .
-    كم‌صبري و بي حوصلگي و مقاومت نكردن در مقابل ناهنجارهاي اخلاقي همسر و ...
« آفتهاي عفاف »
نگاه : نگاه‌هاي آلوده و دل فريب اولين دريچه جهنم است و نخستين گام                    به سوي آتش
نگاه به فيلمهاي سكسي و عكسهاي برهنه .
مطالعه رمانهاي بدآموز نيز از گناهان فاجعه‌آميز جنسي و زمينه‌اي براي بدحجابي است و گناهاني از قبيل :
شوخي با نامحرم
آرايش براي بيگانه
نامزدي بدون عقد
شرم بي‌جا
و خطرناكتر از همة رابطه جنسي با غيرهمسر  .







فصل ششم :



1.راه‌هاي مبارزه با عوامل بدحجابي
2.شيوه برخورد با بدحجاب
 
1.راه‌هاي مبارزه با عوامل بدحجابي
ترميم شخصيت و منزلت واقعي زنان
ترميم شخصيت و منزلت واقعي زنان و نقش سازنده و حياتي آن در نهضتها و انقلابات جهان و تحولات اخلاقي و اجتماعي و ارائه الگوهاي عيني و تعيين جايگاه خاص زنان در انقلاب اسلامي ، « اصلاح برنامه‌هاي سيماي جمهوري اسلامي و جلوگيري از پخش فيلمها و برنامه‌هاي مبتذل كه خود به نوعي مروج فساد و بدحجابي در جامعه مي باشد . »
بعد از انقلاب اسلامي جريان خزنده‌اي در جهت حذف نيروهاي متدين و لايق از پستهاي كليدي و حساس جامعة و جايگزين نمودن نيروهاي صاحب مدرك و متخصص (غيرمتعهد) بوجود آمد كه تا حدودي موفقيت‌آميز بوده است از جمله پيامدهاي مخرب و ضايعه‌آفرين اين حاكميت و تضعيف موقعيت نيروهاي متعهد و رنگ باختن ارزشها و معيارهاي اسلامي در برخي از ادارات و سازمانها بوده است كه با گزينش انتصاب افراد مؤمن و لايق در راس امور جامعه و حذف وابستگان به فرهنگ غرب از پستهاي كليدي با اين كودتا برخاست  .
امام امت پيرامون شخصيت زنان مي‌فرمايد : « در اين نهضت زنان حق بيشتري از مردان دارند ، زنان مردان شجاع را در دامان خود بزرگ مي كنند . قرآن كريم انسان ساز است و زنان نيز انسان ساز . خلاصه صلاح و فساد يك جامعه از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه مي‌گيرد .
شهيد مظلوم بهشتي مي‌فرمايد : « ما افراد باايمان و بااستعداد لايق را كه هنوز تجربه و كارآيي و مهارت كافي ندارند مي‌آوريم بر سر كار و حاضريم يك مقدار تاوان خسارت ندانم كاري هايشان را بدهيم تا هر چه زودتر مديران با ايمان جامعه را بسازيم .
طي مصاحبه‌هاي طولاني معلوم شده كه هر اداره‌اي كه رعايت حجاب و ارزشهاي اسلامي در آن جريان دارد آن ادارة وضع بهتري دارد .
-    ايجاد انزجار و تنفر نسبت به فرهنگ غرب با كمك ابزارهاي هنري از قبيل سينما ، تئاتر ، تلويزيون ، ...
-    جمع‌آوري نوارهاي ويدئويي
-    جلوگيري از نوارهاي موسيقي و كنترل دقيق فيلمهاي خارجي
-    شناسايي الگوهاي والا
-    احياء فرهنگ اصيل اسلامي
-    تقويت ايمان و اعتقاد
-    جلوگيري از فيلمهاي مبتذل خارجي
-    جلوگيري از توليد و توزيع لباسهاي كه مخالف شئونات اسلامي است  .
-    ممانعت از ورود لباسهاي مغاير با فرهنگ ايراني و اسلامي توسط مسافراني كه قصد ورود به كشور را دارند .
-    جمع‌آوري و جلوگيري از چاپ و انتشار كتب ضاله و گمراه كننده
-    نظارت وكنترل تعاونيها و اصناف در جهت ممانعت از تهيه و توزيع لباسهاي مبتذل
-    انتصاب افراد متعهد وانقلابي و سرشناس در رأس امور سينمايي و ...
-    پرورش نيروهاي لايق در اين زمينه و دادن امكانات كافي به نيروهاي حزب‌اللهي جهت تهيه و ساخت فيلمهايي كه مناسب با فرهنگ اسلامي است .
-    تقويت مالي و معنوي امور تربيتي و انجمنهاي اسلامي مدارس
-    فعال نمودن گروه‌هاي هنري علمي از جمله گروه تئاتر و فيلم سازي و ...
-    بهره‌گيري از صدا و سيما و مطبوعات در جهت آگاهي
-    توجيه اولياء و مربيان پيرامون مسائل مربوط به زنان و پوشش آنان
-    توجه و گرايش مسئولان و كارگزاران كشور بويژه روحانيون                          به ساده زيستي
-    ايجاد مراقبت و نظارت همگاني در جامعه
-    تشكيل ستادهاي ذيربط در جامعه
-    رفع مشكلات مادي و معنوي روستائيان
-    قاطعيت و هماهنگي قوه قضائيه و مجريه
-    ايجاد تفرجگاه‌هاي سالم و پند و جلوگيري  از ورود افراد فاسد و بدحجاب به اين اماكن
-    كنترل و نظارت بر برخي سفارت‌خانه‌هاي دول خارجي
-    آگاهي از آزادي صحيح و معقول
-    دگرگوني ارزشهاي غلطي كه از فرهنگ غرب وارد كشور مي‌شده است .
-    تقويت اعتماد به نفس در بين جوانان
-    هماهنگي لازم بين ارگانهاي تبليغي و فرهنگي
 
2.برخورد با پديده بدحجابي
الف : برخورد با پديده بدحجابي ، شمشيري دولب
زماني كه « همفر » جاسوس انگليسي در ممالك اسلامي در خاطرات خود در سال 1089 راه‌هاي نابودسازي عوامل نيرومند مسلمانان را در 23 بند متذكر شده و تأكيد نموده مطابق پيش‌بيني اين رساله پس از يك قرن ، نام اسلام از عرصة جهان برچيده خواهد شد و تنها اسمي از آن برجاي خواهند ماند . هر چند از آن تاريخ تاكنون نزديك به سه قرن گذشته است و مشخص شده چنين انديشه‌اي بي‌اساس بوده است ، ولي نبايد فراموش كرد كه آنچه در ممالك اسلامي نسبت به پايبندي ضعيف به مباني ديني حاكم شده است ، حاصل تلاشي است كه همفر و ديگران قرن‌ها پيش براي آن برنامه‌ريزي كرده‌اند .
امروز كيست كه نداند فساد ، شهوتراني ، ترغيب به زير پا نهادن دستورات اسلام ، سركشي از اوامر و نواهي دين نبوي ، ايجاد شك در وجوب عبادات و احكام اسلامي ، به مخاطره انداختن اخلاقيات در جوامع اسلامي ، سقوط دادن جوانان به فرهنگ برهنگي يا الگوهاي متفاوت لباس و ... در راستاي همان 23 بندي نيست كه با يك برنامه ريزي منسجم و هدفمند توسط استعمار و استكبار براي تخطئة فكري نسل جوان ممالك اسلامي به ويژه كشورهايي همانند ايران كه داعية پرچمداري حركتهاي اسلامي جهان را برعهده دارد صورت مي‌گيرد اگر چنين نبود رهبر فرزانه انقلاب دوازده سال پيش چنين هشداري را نمي‌دادند :
« اگر شما ملت و عناصر فرهنگي ، خداي نخواسته بيدار نباشيد ، صداي فروريختن ارزشهاي معنوي كه ناشي از تهاجم پنهان و زيركانه دشمن است ، هنگامي درمي‌آيد كه ديگر قابل علاج نيست » . اكنون كه سالها از آن هشدارهاي دلسوزانه مي‌گذرد و هر روز چهره جديدي را در جامعه شاهد هستيم به اين نكته وقوف بيشتري پيدا مي‌كنيم كه در قبال آن برنامه‌ها و صرف هزينه هاي ميلياردي كه دشمن براي تغيير ذائقة فرهنگي نسل جوان انجام مي‌دهد ما چه مي‌كرده‌ايم ؟ آيا سزاوار است باز منتظر بنشينيم تا رهبري بار ديگر از تغيير فرهنگ جامعه و الگوي نامناسب لباس ملي سخن به زبان آورند .
براي بيرون رفتن از اين بحران چه بايد كرد ؟ در خبرها آمده بود نيروي انتظامي تصميم گرفته با پديده شوم بدحجابي كه نماد آشكار آن در نوع لباس برخي شهروندان بروز كرده است ، برخورد كند .
چنين تصميمي هر چند برگرفته از حس دلسوزي براي جامعه‌اي است كه خونبهاي آن هزاران شهيد بوده است ولي مي‌توان از هم‌اكنون كه اين طرح شروع نشده است ، آن را محكوم به شكست دانست . بايد بپذيريم كه فرهنگ مقوله‌اي عام و ريشه‌داري است كه نمي‌توان آن را با فاكتورهاي قهري بازدارنده مهار كرد . بنابراين اصرار داريم كه افراد و دلسوزان فرهنگي جامعه بايد براي بازگشت به فرهنگ ملي ، توصيه‌هاي رهبر فرزانه انقلاب را در دستور كار خويش قرار دهند و با تعريف جامع از لباس ملي و طراحي و ارايه آن به بازار ، آن هم نه بصورت آشكار و تقابل ، بلكه بصورت بطئي و سازماندهي شده به گونه‌اي كه حساسيت جامعه جوان برانگيخته نشود حركت اصلاحي خويش را آغاز كنند و با پديده شوم بدحجابي كه تخريب كننده فرهنگ غني‌ ملي و اسلامي است ، به طور اساسي   مقابله كنند .
نيروي انتظامي نيز شايسته است به جاي برخوردهاي قهري با افراد استفاده كننده از چنين لباسهايي ، هر چند اين افراد مبلغ فرهنگ ايمني در جامعه هستند ، در نخستين گام با عوامل و صحنه‌گردانان آن كه همانا طراحان و عرضه‌كنندگان اينگونه لباسها هستند ، برخورد كند و از تحريك جامعه با توجه به شرايط داخلي ومنطقه اي جداً پرهيز نمايد . چرا كه برخورد با پديده بدحجابي همانند شمشيري دو لب است كه در صورت عدم دقت در به كارگيري آن چه بسا آسيب آن فراتر از اصلاح باشد  .
ب : تدبير را جايگزين احساس كنيم
در نخستين روزهاي تابستان سال 1362 ، جمعي از جوانان پرشور و متدين تهران ، در خيابان ولي عصر (عج‌الله) حوالي ميدان ونك ، با مشاهده گروهي از بقاياي رژيم فاسد پهلوي و زنان بدحجاب كه به بهانه گرماي تابستان عقده‌هاي فرو خفته‌شان را به نمايش گذارده و حرمت‌هاي اخلاقي و  شرعي جامعه اسلامي‌مان را ناديده گرفته بودند عنان از كف داده و به صورت فردي و خارج از ضوابط قانوني و حكومتي به ضرب و شتم آن حريم‌شكنان پرداخته و احساس و خشم خود را بر عقلانيت و تدبير غلبه دادند .
هنوز ساعاتي از آغاز اين درگيرهاي پراكنده نگذشته بود كه بوق‌هاي سامري باسوار بر دنياي امواج ، سعي وافري به خرج دادند تا چهره‌اي خشن ، بي‌منطق از نيروهاي وفادار به امام ارائه نمايند كه دستور صريح و قاطع امام راحل (رحمه‌الله)خطاب به وزير كشور يعني جناب حجت‌الاسلام ناطق نوري مبني بر لزوم برخورد و دستگيري افرادي كه خودسرانه و خارج از چارچوب‌هاي قانوني به ضرب وشتم بدحجابان پرداخته و موجبات اخلال در نظم عمومي را بوجود آورده‌اند ، صادر شد كه ماشين تبليغاتي غرب را زمين‌گير كرد . پس از اين حادثه افرادي كه از دستور امام راحل (رحمه‌الله) بي‌خبر بودند تا سالها به كنايه و گاه به طور صريح در زمان‌ها و مكانهاي مختلف لب به شكايت وانتقاد عليه ناطق نوري مي‌گشودند اما آنگاه كه رهبر معظم انقلاب در ديدار جمعي از دانشجويان به فلسفه و ضرورت آن برخورد اشاره كردند آن جوانان پرشور سالهاي 60 به رازداري و ولايت‌مداري و سينه‌فراخي زير وقت كشور آفرين گفتند تا طعم شيرين قانون‌گرايي و حاكميت قانون حتي در برخورد با مفسدان و متخلفان اجتماعي كام مردم مسلمان كشورمان را حلاوتي ديگر بخشيد .
در روزهاي آغازين تيرماه 83 ، سردار محمدباقر قاليباف ، فرمانده نيروي انتظامي، در ديدار با مقام معظم رهبري گزارشي از برخورد با گلوگاه‌هاي فساد و فعاليت‌هاي اين نيرو ارايه نمود و در پايان خواستار رهنمودهاي ايشان در رابطه با چگونگي برخورد با مفاسد اجتماعي و خصوصاً وظيفة اين نيرو درمواجهه با پديده بدحجابي گرديد كه فرمانده كل قوا فرمودند :
با افراد بدحجاب برخورد فيزيكي نداشته باشيد اما با كساني كه از روي تعمد و تظاهر به بي‌ديني و حريم‌شكني و همچنين توسط شبكه‌هاي فساد سازماندهي شده و اقدام به گسترش مفاسد اجتماعي در سطح شهر مي‌نمايند ، برخورد قاطع             داشته باشيد .
درهفته‌هاي آخر سال 83 اخبار پراكنده‌اي از سطح برخي شهرهاي كشور همچون كرج ، قم ، مشهد ، تهران ، شاهرود ، تبريز ،‌اصفهان ، شيراز به گوش مي‌رسيد كه در مواردي تعدادي از افراد بعضاً مسأله‌دار به صورت خودسرانه وخارج از چارچوب‌هاي متعارف قانوني اقدام به ضرب و شتم دختران و زنان بدحجاب كرده و جو شهرها را ناآرام و متشنج نموده‌اند . اين اقدامات خودسرانه كه در برخي موارد از جانب افرادي فرصت‌طلب و سودجو با هدف تسويه حساب‌هاي شخصي و گاه به منظور ارائه چهره‌اي خشن و خودسر از نيروهاي بسيجي و متدين انجام گرديده است با استقبال شديد رسانه‌هاي بيگانه ، اپوزيستون خارجي و احزاب شكست خورده و فروپاشيدة داخلي مواجه گرديد (و عليه بسيج و حزب‌اله استفادة تبليغاتي كردند) .
ممكن است برخي از كسانيكه شاهد چنين درگيريهايي بوده‌اند به نكتة قابل تأملي اشاره نمايند وآن اينكه مادر مواردي شاهد بوده‌ايم كه تعدادي ازنيروهاي متدين و بسيجي نيز به نيت اصلاح و به قصد امر به معروف و نهي از منكر ، با بدحجابان و حريم‌شكنان درگير شده‌اند و هيچگونه تسويه‌حساب و خصومت شخصي هم در كار نبوده است .
قصد ما سخن‌گفتن با همين نيروهاي مخلص و فداكار ماست والا آنهايي كه به نيت و هدفي ديگر وارد اين ماجرا شده اند ، با آنها فقط بايد با زبان زور سخن گفت و جاي هيچ گونه نصيحت و نرمشي وجود ندارد .
حجم بالاي تبليغات و جنجال‌هاي رسانه‌اي بيگانه عليه برخوردهاي خودسرانه از يك سو و تشويق افراد لاابالي به بدحجابي و تظاهر به خودنمايي از سوي ديگر ، گواه اين مدعاست كه رسانه ها درصدد انداختن پوست خربزه به زيرپاي نظام هستند و بايد با پديده‌اي كه از پتانسيل درگير كردن كل كشور برخوردار است با بردباري و هوشياري برخورد كرد امروزه به يقين ثابت شده است كه رسانه هاي خارجي و به تبع آن ، شكست‌خوردگان انتخابات درصددند از معضلي اجتماعي ، بهره‌برداري سياسي نمايند و با خط و نشان كشيدن براي مردمي كه به دليل ناكارآمدي از آنان روي برگردانده‌اند از هم اكنون آينده‌اي سياه و تاريك و همراه با خشونت و ناامني را بشارت دهند . اما چرا نبايد بصورت فردي با گروهي و خارج از ضوابط و چارچوب تعريف شده قانوني با مفسدان خصوصاً با پديدة ناهنجار بدحجابي برخورد كرد ؟
بدحجابي از جمله معضلاتي است كه از همان نخستين روزهاي پيروزي انقلاب به وسيله بقاياي رژيم منحط پهلوي خود را در معرض نمايش گذاشت و هنوز هم اين پديده زشت و ناروا ، با شدت و ضعف در نقاط مختلف كشور مشاهده مي‌شود . از همان روزهاي اول پيروزي انقلاب هم وظيفة برخورد قانوني به عهده ارگان‌ها و نهادهايي خاصي چون كميته انقلاب اسلامي (نيروي انتظامي ، سپاه پاسداران ، ضابطان قضايي و ستاد امر به معروف و نهي از منكر بوده است . بنابراين لزوم برخورد جدي يا مماشات با بدحجابان هيچ ارتباطي به دولت جديد نداشته و در آينده هم ندارد و ايجاد توقع در مردم و به خصوص نيروهاي مذهبي كه بايد با اين پديده ريشه دوانيده در تاروپود جامعه ، برخوردي قاطع داشت . توقعي نابجاست و بايد از توقع‌سازي كاذب جلوگيري به عمل آورد و از دادن وعده و وعيدهايي كه هيچ مبناي كارشناسي و يا برخوردار از ضمانت اجرائي لازم نمي‌باشد ، پرهيز كرد .
ممكن است اين سوال مطرح شود كه يكي از معضلات دستگاه‌هاي انتظامي و قضايي ، عدم تدوين قانوني شفاف جامع و قاطع در برخورد با پديدة بدحجابي است و اينك با اكثريت يافتن نيروهاي اصولگرا بايد طرحي متناسب و پاسخگو به نيازهاي جامعه تهيه و به تصويب رساند تا هر چه سريعتر اين معضل كهنه شده از ريشه قلع و قمع گردد .
در پاسخ بايد گفت اين عطش و احساس نياز ، نيازي از سردرد و غيرت ديني است اما تعجيل در تهيه چنين طرحي كه نتواند بصورت ريشه‌اي ، به تمامي زمينه ها و علل اين پديده بپردازد ، به هيچ عنوان به صلاح و مصلحت جامعه نيست و بايد با تشكيل گروه‌هاي تخصصي و متشكل از كارشناسان ارشد فرهنگي ، اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي ، هنري كار وسيع و پردامنه‌اي را آغاز و تا مرحله بهره‌برداري اين مهم را استمرار بخشيد . علاوه بر آنكه ، ظهور يك پديده اجتماعي معلول عوامل و زمينه‌هاي متعدد اقتصادي ، فرهنگي ، سياسي ، ... است كه تا تمامي اين بسترها و عوامل زمينه‌ساز از بين نرود ، نمي‌توان نسخه‌اي كامل و جامع را جهت درمان آن تجويز كرد .
با دعوت به هوشياري و هوشمندي و انتخاب مسيري روشن براي ريشه كن كردن معضلي كه سالها با آن دست به گريبانيم . تجربه 25 سال گذشته نشان داده است كه برخورد فيزيكي نه چاره پيشگيري بوده و نه راه درمان و ما به جاي مواجهه و برخورد با مروجان بدحجابي با بدحجابان درگير شده‌ايم .
زنان و دختران بدحجاب و يا جوانان هرزه و لاابالي از يك سو معلول تهاجم فرهنگي دشمن و از سوي ديگر معلول بي‌كفايتي مديران فرهنگي و مسئولان غافل و بعضاً مغرض و ناكامي دستگاه قضايي در برخورد با مفاسد اقتصادي و ناكارآمد ساختن نظام در بسط و ايجاد عدالت اجتماعي در تمام سطوح جامعه بوده است . بعلاوه آنكه دشمن فرصت‌هاي بسياري را در طول جنگ تحميلي و سپس تحميل فشارهاي بين‌المللي ، تهديدات نظامي و درگيريهاي بي‌حاصل باندي و جناحي داخلي از ما ربوده است .
امروزه ترويج فساد  و پرده دري در كشور ،‌ توسط دو جريان عمده برنامه‌ريزي و هدايت مي‌شود بخش اول توسط دولتهاي متخاصم و شبكه‌ها و سازمان‌هايي است كه در خارج كشور به سر مي‌برند كه ردپايي از آنها را مي‌توان در موارد ذيل جستجو كرد .
الف : در حال حاضر‌، پيش از 40 كانال راديو تلويزيوني فارسي زبان ، تمام تلاش خود را معطوف جوانان اين مرز و بوم نموده‌اند .كانال‌هايي كه بار سياسي آنها به زحمت به عدد انگشتان يك دست مي‌رسد و در عوض 35 كانال ديگر با عرضه آخرين توليدات مخرب فرهنگي غرب ،‌جسم و جان آينده سازان اين كشور را به چالشي مخاطره‌آميز كشانده‌اند .
ب : در حال حاضر بيش از 80 درصد مشروبات الكلي مصرفي در كشور ، از داخل كردستان عراق و با نظارت و كنترل نيروهاي اشغالگر آمريكايي وارد كشور مي شود . مشروبهايي كه گاه سه روز پس از توليد در خاك تركيه ، در تهران توزيع مي‌گردند  .
ج. تدوين قانون حجاب ، 2 خبر ،  2-تكذيب
پديده ناميمون بدحجابي كه چند سالي چهره جامعه اسلامي را نازيبا ساخته است ، تأثيرات مخربي بر فرهنگ و هويت ملي به جاي گذاشته و از بعد اجتماعي نيز پيامدها و تبعات ناگواري براي خانواده‌ها از جمله از هم گسيختگي كانون خانواده در پي داشته و نسل جوان را با بحران بي هويتي ، مصرف‌گرايي و نگاه ابزاري مواجه ساخته است . برخورد با پديدة بدحجابي و اينكه آيا فرهنگ‌سازي وآموزش مي‌تواند در محو اين معضل اجتماعي ، فرهنگي كارساز باشد و يا تدوين لايحه و قانون راه‌حل نهايي برخورد با بدحجابي در جامعه است .
نماينده ولي فقيه و رئيس سازمان عقيدتي و سياسي نيروي انتظامي كشور در اين زمينه گفت در كشور ما اكثر مردم حجاب اسلامي را رعايت مي كنند و تنها يك جمعيت اقليت به دلايل ناآگاهي و مدگرايي تحت تأثير فرهنگ بيگانه به اين امر توجه نشان مي‌دهند . وي افزود : برخي بزرگ نمايي مي كنند ، چرا در جامعه حجاب نيست و دين دارد از دست مي‌رود .
رئيس سازمان عقيدتي و سياسي ناجا گفت : تعداد افراد بدحجاب در كشور يك اقليت كم است و نبايد عنوان كرد و در خبرها آورد كه چرا اين همه بي‌حجابي افزايش پيدا كرده است . وي با بيان اينكه ما هم چشم خود را بر روي واقعيت‌ها نبسته‌ايم ، افزود : نيروي انتظامي در اين موارد ابتدا افراد را ارشاد و تذكر          خواهد داد .
وي افزود : در صورت اصرار به ادامه پوشش نامناسب ، پس از تعهد در برابرخانواده ها افراد متخلف به مراجع قضايي معرفي خواهند شد .
بدحجابي آثار جانبي داشته و زمينه را براي يك عده اراذل و اوباش فراهم كرده كه به دنبال آن قتلها ، تعدي‌ها و جرايم ديگري اتفاق افتاده كه اينها اقدامات ضدامنيتي محسوب مي‌شود و نيروي انتظامي موظف است براي همه اقشار جامعه امنيت برقرار كند .
دكتر فردوس قماشچي رئيس دفتر امور زنان نيروي انتظامي با رد خبر تدوين لايحه از سوي نيروي انتظامي به خبرنگار مي‌گويد : صحبت من درباره پژوهشي بود كه بناست در اين ارگان انجام شود ، كه اين پژوهش به شبهاتي در زمينة نداشتن الگويي از حجاب پاسخ مي‌دهد .
وي افزود : ما به دنبال ارائه الگو و پوشش براي زنان نيستيم اما بحث بر اين است كه زنان بايد با پوشش مناسب درجامعه حاضر شوند بطوريكه امنيت اجتماعي به هم نخورد اما متأسفانه پوششي كه برخي زنان با آن درجامعه حاضر مي‌شوند موجب بر هم‌خوردن انضباط و امنيت اخلاقي جامعه مي‌شود و طي اين سالها وضعيت پوشش در جامعه از مرز بدحجابي فراتر رفته و به بي‌حجابي                رسيده است .
دكتر قماشچي مي‌گويد : طبق قانون اگر افراد بدحجاب حريم اخلاقي جامعه را به هم بزنند و با اين پوشش ناهنجار و زننده و به قول سردار قاليباف « مانكن » وارد جامعه شده و موجب برهم خوردن امنيت جامعه شوند طبق انتظارات اين افراد برخورد مي‌شود ، اما هيچوقت كسي به دنبال برخورد فيزيكي و انتظامي به آن معنا نيست به هر حال وقتي خود به خود مقررات جامعه لغو مي‌شود و رفتارهاي ناهنجار در حد بروز جرم تلقي مي‌شود و بايد با اين موضوع برخورد شود . سياست اصلي در مواجهه با افراد بدحجاب و بي‌حجاب بيشتر بر برخوردهاي آموزشي ، تربيتي و پيشگيرانه بنا شده است و اگر هم دستگير شوند بيشتر بر جنبه‌هاي آموزشي و آگاهي بخشي تأكيد وعمل مي‌شود .
رئيس دفتر امور زنان گفت : پديدة بدحجابي پيامدها ، و تبعات منفي از جمله شكستن حريم خانواده و مخدوش ساختن چهره معنوي جامعه را در بردارد . همچنين عوامل اقتصادي و سياسي را در اين پديده دخيل مي‌داند و مي‌گويد : مشاركت دستگاههاي مختلف و مجموعه‌هاي فرهنگي در اين زمينه مي‌تواند در تفسير اين الگوي ناهنجار مؤثر باشد ضمن اينكه تأثير خانواده در اين                     زمينه انكارناپذير است .
رئيس كميسيون فرهنگي در اين باره گفت : به هيچوجه طرحي در مورد حجاب در مجلس مطرح نشده  و بحثي مانند ديواركشي در دانشگاه‌ها و موضوعاتي از اين دست در دستور كار نيست به گزارش ايسنا ، عماد افرغ حجاب را يكي از ضرورتهاي ديني كه در تاريخ كهن كشور ريشه دارد عنوان كرد و افزود : شيوه برخوردها با مسئله حجاب بايد برخورد نرم‌افزاري و كيفي باشد افروغ با اشاره به اينكه در مورد طراحي لباس و مد فعاليت خوبي انجام نشده است ، تصريح كرد : ما بايد مدهاي جديد را در حدود حجاب طراحي كنيم . و مدلهايي جديدي از حجاب كه حد شرعي در آن لحاظ شده ، ارايه كنيم .
رئيس كميسيون فرهنگي مجلس از ارائه طرح سازماندهي مد و لباس در كشور به مركز پژوهشهاي مجلس خبر داد و افزود : با ارائة اين طرح به مركز پژوهشها گام مهمي براي ساماندهي مد و لباس در كشور برداشته شده است .
افروغ با اشاره به اينكه پسران ودختران مجرد خواه‌ناخواه به سمت پيروي از مد ومدگرايي كشيده مي شوند و دولت‌ها نسبت به حق اجتماعي تشكيل خانواده براي جوانان كوتاهي كرده‌اند و از اينكه ايجاد محروميت چاره‌ساز نخواهد بود گفت : جوان‌گرايي بايد در عمل باشد و نبايد فقط به شعار اكتفا كرد . بايد نيازهاي جوانان را شناخت . آزادي را در زمره آخرين نيازهاي جوانان دانست و گفت جوان فقط به آزادي نياز ندارد اولين نيازهاي جوان را ازدواج ، اشتغال ، مسكن ، رفاه ، تعليم و تربيت تشكيل مي‌دهد و آزادي آخرين نياز جوان است  .
د. شيوه برخورد باحجاب غيرمنطقي و منطقي
بچه‌هاي ستاد نهي‌از منكر سالها پيش در يكي از خيابانها به يك خانم بدحجاب گفته بودند مثلاً : موي سرت بيرون است نگو كه اين خانم جودوكار بوده است اين برادرها را زده و يكي از آنها را انداخته بود و همان طور رفته بود بيرون . خوب يك زن جودوكار را كه بچه‌ها سراغش رفته بودند مي‌گويند مثلاً ؛ آستينت يك خرده كوتاه است مي‌زند و جسارت مي‌كند اين را نمي‌شود رها كرد ، اما آن جايي كه طرف ما مدعي منطق است حالا راست يا دروغ ، ممكن است واقعاً اهل منطق باشد يا واقعاً نباشد بايد با طرف مقابل با منطق برخورد كنيم .
در حال حاضر مردم ناراحت شده و يك عده افراد پرانگيزه و پرشور هم آمدند در خيابانها و عليه خودداري از برخورد تند تظاهرات كردند و شعار دادند بسيار خوب ، ولي دشمن از همين حادثه‌ها سوء استفاده مي‌كند ، چگونه در ميان اينگونه گروه‌هاي حزب الهي و پرشور به نام حزب‌الله گروهي داخل مي‌شوند و كارهاي خلاف و خشونت بار مي‌كنند . مثلاً : يك زني كه با روسري در پياده‌رو حركت مي‌كند مورد تهاجم قرار دهند يك جواني را كه مثلاً مقداري موي سرش بلند شده مورد آزار و اذيت قرار مي‌دهند . بدون اينكه به كسانيكه فساد و فحشا و منكرات را دارند ترويج مي‌كنند به آنها توجه كنند ، يا به آنها كاري داشته باشند .
اين خطر است ، يعني افراد نفوذي بددل و بدخواه در گروه حزب‌الله وارد مي‌شوند و يك دفعه مي‌بينيم در مطب يك خانم دكتر متخصص زنانه كه يك عده زن نشسته‌اند چندين نفر از بيرون وارد مي‌شوند و مي‌گويند اين جا چه خبر است و به آنها تندي مي‌كنند . دكتر همكارانش را ناراحت مي‌كنند . اينگونه كارها مورد قبول نيست و ما فكر مي‌كنيم كه كار حزب الهي هاي ما هم نيست . اين كار گروههاي نفوذي است . البته اين احتمال هم وجود دارد كه يك جوان حزب‌الله با انگيزه هم تحت تأثير احساسات قرار گيرد بدون توجه اشتباه كند و يك چنين خشونتي  از او سر بزند .
بنابراين ضمن اينكه حضور مردم و احساسات آنها را در مقابل بدحجابي ، گرايش به فساد و فحشا ، تظاهر به منكرات و بدحجابي و احساسات مردم را در اينگونه مردم مي‌بينيم .
ما قبول داريم و مي‌پذيريم . ولي تندرويهايي از اين قبيل را اصلاً قبول نمي‌كنيم و متأسفانه چنين تندروي‌هايي گاه مشاهده شده كه ما تصور مي‌كنيم اين گروهكهايي نفوذي ، آدم هاي بدخواه كساني است كه مي‌خوهند چهره جمهوري اسلامي و مخصوصاً چهره حزب‌الله را در نظر مردم گوناگون و با سلايق مختلف خراب كنند لذا با آن خشونتها مخالفيم . اين راه منطقي است .







فصل هفتم



1.پيامدهاي بدحجابي
2.آثار بدحجابي
 
1.پيامدهاي بدحجابي
الف : پيامدهاي اجتماعي
در زمينه ايجاد و افزايش تيپ جوان و قشر غربزده و كل جامعه و ايجاد تنش‌ها و تضادهاي اجتماعي ، زنان و دختران روسري و چادر برمي‌دارند . در واقع ديواري بين آنان و افراد نسل گذشته ايجاد مي‌شود . از سوئي اين نسل را منحرف بي‌دين و لامذهب تلقي مي‌كنند و از سوي ديگر اين افراد را عقب‌افتاده و جاهل و خرافي مي‌دانند .
اين جو بدبيني موجب مي‌شود كه همراه با رفع « حجاب » دختران غرب زده در برابر كل ارزشها و طرز تفكر و شيوه زندگي عقده‌دار و خود را در تعارض با منش‌ها و گرايش‌ها و ارزشهاي اجتماعي بپندارند .
-    سست شدن پيوند زناشويي و گسيختگي فرهنگي ، بنياد خانواده
-    افزايش ميزان طلاق
-    گسترش فساد و فحشا و تباهي
شيوع بيماري‌هاي رواني و اخلاقي از سوي پيامدهاي ديگر بدحجابي در اجتماع مي باشد .
ب : پيامد اقتصادي – فرهنگي :
همانطور كه گفته شد با رفع حجاب و محو ارزشها و معيارهاي ديني و تاريخي و فرهنگي و كرنش و تواضع در برابر ره‌آوردهاي فرهنگ بيگانه و حمايت از سلطه‌گران و استعمارگرائي كه مبتكر و ابداع كننده بي حجابي و بي‌بند و باري هستند ‏، نظام حاكم به مقابله ايستاده است در صورتيكه شاهد هستيم كه راهپيمايي ها و تظاهرات زنان بي حجاب به حمايت از برهنگي بوده چرا كه قشر غرب زده و مرفه و زنان بي بند و بار همچون سوپات براي اهداف سياسي گروهكهاي فوق بوده‌اند و هستند . خصوصاَ تاكتيكهاي مبارزاتي و احزاب و دسته جات وابسته و ضدانقلاب رنگ فرهنگي واخلاقي به خود گرفته و دست پليدشان در بهره‌كشي از زنان بي‌حجاب و ته مانده‌هاي دوران جاهليت شاهنشاهي در رابطه با اشاعه و ترويج فساد و فحشا و فرهنگ برهنگي و آموزشهاي سمعي وبصري به وضوح ديده‌ايم .
البته مطالعة پيامدهاي شوم سياسي و لاابالي در كشورهاي اسلامي بويژه مصر و تركيه و الجزاير و … به درك و تفهيم اين توطئه استعماري بيشتر و بهتر ياري خواهد نمود گوشه‌اي از ديدگاه‌هاي زنان بدحجاب و فاسد پيرامون عمده ترين مسئله سياسي كشورمان در مجلات به چاپ رسيده است . يكي از اين اشخاص در رابطه با صلح تحميلي خطاب به گزارشگري مي‌گويد : « همه خواهان صلح هستيم.حال اگر شما منتظريد كه صدام برود بايد بدانيد او نمي‌رود پس بايد يك جوري ديگر صلح كرد  » .
متأسفانه عده‌اي دختران وزنان اين زمان در چهار گوشه جهان از مكتب بي‌بند و باري پيروي مي‌كنند و شهوات و تمايلات خود را آزاد ، نموده و سفره‌اي از فساد و افساد پهن كرده‌اند كه در تاريخ گذشته سابقه نداشته و با كمال تاسف گروهي از زنان و دختران كشورهاي اسلامي از آنان تقليد مي كنند .
اميرالمؤمنين در رابطه با اين زنان مي‌فرمايد :
« يظهر في آخرالزمان و اقتراب الساعه و هو شهر الازمنه ، نسوه كاشفات عاريات و مترجات ، من الدين جارجات ، في النقبن داخلات ، مائدات الي الشهوات ، مسرعات الي اللذات ، … مستحلات المحرمات في جهنم خالدات » .
« در آخر زمان ، نزديكي قيامت كه بدترين زمانهاست . زناني ظاهر مي‌شوند با اين خصوصيات ، بي‌حجاب و برهنه از پوشش لازم ، جلوه دادن زينت و زيبايي در كوچه و بازار خارج از دين ، داخل در فتنه ‏، راغب به شهوات ،سرعت گيرنده به سوي لذات ، حلال شمرنده محرمات الهي كه اين زنان با اين اوصاف در جهنم ابدي و دائمي هستند .
خانم جواني بر اثر آزادي از سبك غربي به خاطر رفت وآمد دوستان شوهرش و در معرض ديد بودن وي با سر برهنه و بدن نيمه عريان ، با داشتن يك بچه كوچك دل به جواني مي بندد و در آرزوي رسيدن به وي ، غرق در شهوت و هرزگي و بي‌ديني شده است . و سرانجام باعث مي‌شود فرزند دلبندش را به قتل برساند تا مزاحم شهوت و شهوتراني وي نشود وحتي براي چند دقيقه به لذت جنسي خويش دست يابد .
اگر شوهر اين زن داراي غيرت بود و از اينكه زن جوان زيبائيش را در دسترس قرار دهد مانع مي‌شد ، طفل بي‌گناه كشته نمي‌شد . جواني به اين صورت به بدبختي و بيچارگي دچار نمي‌شود وكانون خانواده تازه ازدواج كرده                            از هم نمي‌پاشيد  .
يكي از علماء مشهد مي‌فرمود : روزي در محضر مرحوم حجه‌الاسلام و المسلمين سيديونس اردبيلي بودم جواني آمد و مسئله‌اي پرسيد وگفت من مادرم را دو روز پيش دفن كردم و هنگاميكه وارد قبر شدم تمام محتوي جيبم درون قبر ريخته ، آيا اجازه دادم نبش قبر كنم ايشان فرمودند از مسئولين قبرستان بپرسيد اگر آنها اجازه دادند فقط قسمتي را كه مي‌داني محتوي در آنجا افتاده ، نبش قبر كن ولي در آن حين سريع قبر را بپوشان ، بعداَ از وي پرسيدند ، آيا نبش قبر كردي ؟ جواب داد بله : گفتند : وسايلي كه در آن قرار گرفته بود ‏، برداشتي ؟
گفت  : نه ‏، و افزود كه ديدم مار سياه تاريكي دور گردن مادر حلقه زده و دهانش را در دهان مادرم فرو برده و مرتب او را نيش مي‌زند از او پرسيدند ؟ آيا كار زشتي از مادر شما سر مي‌زده است . گفت : من چيزي نمي‌دانم . ولي هميشه پدرم او را نفرين مي‌كرد زيرا او در ارتباط با نامحرم بي‌پروا بود و روگيري و حجاب نداشت . با سروروي باز با مرد نامحرم روبرو مي‌شد و بي‌پروا با او سخن مي‌گفت و در پوشش و حجاب رعايت قوانين اسلامي را نمي‌كرد و با نامحرمان شوخي مي‌كرد و مي خنديد و از اين جهت هميشه مورد عتاب و سرزنش بود  .
يكي از شاعره هاي گمنام آذرباييجان نيمتاج خانم سلماسي است . وي قصيده‌اي پرشور تحت عنوان « پيام زنان به مردان » سروده كه در آن اينگونه بيان شده است كه آزادگي به قبضه شمشير بسته است و بايد مردان به آن تكيه كنند . وي در اين قصيده بدبختي دختران را بر اساس آزادي بيان كرده است و حكمتهاي زيادي را متذكر شده است .
خانم نيمتاج بيان كرده است اگر چنانچه مردان افسار زندگي را به دست زنان بدهند نوعي بي‌بند و باري بوجود مي‌آيد چرا كه زنان از نظر حجاب حرف همسر خود را قبول نمي‌كنند و مي گويند تو حرف نزن من دلم مي خواهد اينگونه باشم . پس چنانچه در قانون خلقت زن به راحتي بتواند بر مرد نفوذ كند و از نظر حجاب، اين بي تفاوتي باشد آزادي و راحتي خود را در بي‌حجابي مي‌داند و بيشترين عيش را از اين طريق مي‌كند  .
- فساد جهل و ناداني : كه جهل به خدا ‏، جهل به دين و فلسفه  و احكام آن ،‌جهل به خود ارزشها و استعدادهاي ذاتي خود است . امام علي (ع) مي فرمايد : « جهل معدن بديهاست » . و نيز « جهل ريشه هر شرري است » تمام بدبختيها و نكبتها زماني بر سر ما مي‌آيد كه قدر خود را نشناسيم و ندانيم چه كسي هستيم (مقام انساني خود را نشناسيم) و براي چه آفريده شده‌ايم ، همين نادانيها است كه خود تبديل به علتي براي بدحجاب شدن بسياري از دختران نسل انقلاب شده است . خانواده‌ها و مادراني كه در قيد و بند حجاب و ساير مسائل شرعي نبوده‌اند هرگز نمي‌توانند حجاب را بعنوان يك ارزش و واجب الهي براي فرزندان معصوم خود جا بيندازند لذا به آنها خيانت كرده وآنها را با همان فرهنگي كه خود گرفتار آن هستند تربيت مي‌كنند . بنابراين بسياري از بدحجابيها و بي‌بندوباريهاي دختران جوان امروز ناشي از محروميتهاي آنان از تربيت صحيح ديني است قرآن كريم در آيه‌اي بيان كرده‌اند :‌ « يا ايها الذين امنوا قوا انفسكم و اهليكم نارا و قودها الناس و الحجاره … » و اي كسانيكه ايمان آورده‌ايد ! خود و خانوادة خويش را از آتشي كه هيزم آن انسانها و سنگهاست نگه داريد  . »بديهي است محافظت از جهنم جز به تربيت صحيح ممكن نيست . البته پدر و مادراني يافت مي‌شوند كه خود نسبت به نماز و حجاب مقيدند ولي نسبت به فرزندان خود و تربيت آنها غافل و ناآگاهند كه همين غفلتها سبب انحرافات بچه ها و ماية رنج روحيه والدين مي‌شوند  .
2.آثار بدحجابي
الف : جدائي و طلاق
الف : آمارهاي قطعي نشان مي‌دهد كه با افزايش برهنگي در جهان طلاق و از هم‌گسيختگي زندگي زناشويي در دنيا مدام رو به افزايش است چرا كه به قول باباطاهر « هر آنچه كه ديده بيند دل كند ياد » و « هر آنچه كه دل از آن ياد كند به هر قيمتي كه باشد در پي آن خواهد رفت و بدين ترتيب هر روز دل به دلبري مي‌بندد و از ديگري دل مي‌برد و در محيطي كه فرهنگ حجاب و عفاف مطرح است. دو همسر متعلق به يكديگرند و احساسات و عواطف شان مخصوص يكديگر است. پيوندهاي قلبي ، عميق و محكم و عشق در خانواده حاكم است در چنين محيطي همسران يك تن واحدند و جدايي كمتر اتفاق مي‌افتد ولي در بازار آزاد برهنگي كه عملاَ زنان بصورت كالاي مشتركي درآمده اند و ديگر قداست پيمان زناشويي مفهومي ندارد و خانواده‌ها به سستي تار عنكبوت به سرعت از هم متلاشي شده و كودكان بي سرپرست برجاي مي‌مانند .

ب.فساد اجتماعي :
هنگاميكه در يك جامعه خانواده‌ها سست و بي بند وبار و بي بنياد شدند از هم پاشيده و اعضاي خانواده به فساد كشيده مي‌شوند و شعله اين فساد به تدريج دامنه‌هاي اجتماع را در برگرفته و به آتش خواهد كشيد . گسترش دامنة فحشا و افزايش فرزندان نامشروع ‏، قتل وخونريزي ، اعتياد ، بزهكاري از دردناكترين آثار بدحجابي است  .
ج : سقوط شخصيت زن
طبيعي است هنگاميكه جامعه زن را فقط براي زيبائيها واندام برهنه بخواهد اين موجود تمايلش براي آرايش و خودنمايي روز به روز افزونتر شده و بدين ترتيب به خاطر جاذبه‌اي كه دارد بصورت يك كالا وسيله تبليغات و مورد سوء استفاده ديگران قرار مي‌گيرد و اين كالا تا زماني ارزش دارد كه در دست سودجويان مبادله شود و بعد از آن به چشم يك شيء زايد و دورافتادني نگاه مي‌كنند درجوامعي كه حجاب وعفاف به عنوان ارزش مطرح است يك زن مي‌تواند از طريق ويژگيهاي اخلاقي ‏، علم و آگاهي و دانايي‌اش جلوه كند و حائز مقام والايي گردد  و نه در جامعه‌اي كه زن را فقط براي زيبائيها و اندام بخواهد .
-    تكذيب آيات الهي
«ثم كان عاقبه الذين اساووا السوء ان كذبوا بايات الله »
« سپس عاقبت كسانيكه به گناه آلوده شدند اين بود كه آيات قرآن را تكذيب كردند» زناني كه با معصيت كبيره خودنمايي و ترك حجاب شرعي گرفتار شدند و همواره با علاقه به اين عمل ناشايست ادامه مي‌دهند به جايي خواهند رسيد كه حجاب ديني را بر خلاف ميل و خوشگذراني خود دانسته و آيات قرآني حجاب را تكذيب كنند وقتي انسان مدتي به آيات الهي پشت پا زند زمينة تكذيب فراهم مي‌شود و زني كه از تذكر به حجاب اخم مي‌كند و يا بي‌توجهي مي‌گذرد آيات حجاب را سنگين ديده و قبول نمي‌كند و به تكذيب آيات الهي مي‌پردازد  .
و- احساس پوچي : برخي دختران و زنان جوان جلوه گيري و جلب توجه ديگران را براي خود به عنوان يك مسأله اخلاقي پذيرفته‌اند . به گونه‌اي كه به نگاه           معتاد شده‌اند اما زماني نخواهد گذشت كه جواني و زيبايي به تدريج كاهش يابد و جاذبه هاي زنانگي آنها در پس آثار بزرگسالي غروب كند و توجه و نگاه ديگران را قطع كند . در اين جاست كه چنين زناني خودرا تنها و غريب احساس مي‌كنند و وجود خود را بي‌ارزش و پوچ تلقي مي‌كنند اين سرنوشت هر زني است كه خودنمايي را بعنوان يكي از نيازهاي كاذب اخلاقي مورد توجه خود قرار داده است.
هـ : ايجاد غفلت
زناني كه با جلوه‌گري و پوشش ناقص يا آفت‌مندي در ويترين جامعه حضور پيدا مي‌كنند توجه مردان بويژه جوانان را به زيبائيها و ويژگيهاي زنانه خود جلب مي‌كنند و طبيعي است كه جلب نظر آنها كه توام با حركات جنسي صورت مي‌پذيرد ياد خدا را از دل مردان بيرون مي‌كند و ياد شهوات ومنظره‌هاي جنسي و شهوت‌انگيز را در دل آنها زنده مي‌سازد . حال چگونه زني به خود اجازه مي‌دهد كه از ويژگيهاي زنانه خود سوء استفاده كند و چراغ ياد خدا را در خانه دل مردان و جوانان خاموش سازد . مسئوليتي است كه خود جوابگوي آن خواهد بود  .
حقيقت سرايي است آراسته         هــوا و هوس گرد برخاسته
ببيني كه هر جا كه برخاست گرد     نبيند نظر گر چه بيناست مرد


ي . بدآموزي
اصولاَ فرزندان هر جامعه‌اي حركات خود را از بزرگترها مي‌آموزند از آن جائي كه حركتهاي دختربچه ها بر اساس تقليد از بزرگترهاست و زماني درباره اعمال خود فكر مي كنند كه به بسياري از مسائل اخلاقي يا غيراخلاقي عادت كرده اند و اگر زنان و دختران به تكليف رسيده از شرم و حيا و تقواي در پوشش موي سر و بدن و زينتها به دور باشند الگوي بدن براي فرزندان جامعه خواهند بود .
خواهرم گلستان هميشه بهاري نيست هر روز غنچه ها شكفته مي‌شوند و شكوفه‌ها به بار مي‌نشينند و بزرگترها چون باغباني هستند كه رفتارشان در سلامت وآفتمندي آنها تاثير دارد پس آنگونه رفتار كن كه اين گلستان آفت نگيرد . بلكه به گونه‌اي باشد كه كبوتران سفيد ارزشها در آن آشيانه گيرند . آنگاه است كه شبنم عفاف بر گلبرگ شكوفه‌ها مي‌نشيند و برگهاي سبز زيبايي حجاب شكوفه‌ها را در برمي گيرند وچه زيباست كه گلها رو بگيرند  .
حضور جاذبه دار جنسي زن در جامعه از آثار اخلاقي ‏، اجتماعي ، سياسي ، آخرتي ، مختلفي برخوردار است كه باعث عقده مند كردن مردان ، تزلزل خانواده ، بلوغ زودرس جنسي جوانان و عقاب آخرت و آثار ديگري مي‌شود .
 
نتيجه
با ارائه مطالب و بررسي راهكارها مي‌توانيم نتيجه بگيريم كه حجاب چقدر براي افراد خوب است و فوايد آن چيست ؟ آيا بي‌حجابي و بدحجابي واقعاَ يك مسئله جهاني است ؟ مي‌توان يك راه‌حلي براي آن پيدا كنيم تا جامعه و جوانان ما گرفتار منجلاب بدحجابي و فساد نشوند .
در اصل بايد گفت : حجاب يك نوع پوشش كامل است كه به فرد آنقدر توانايي  مي دهد كه مي تواند آزادانه كارهاي خود را به انجام رساند و موفقيت كسب نمايد.
استمرار بي حجابي در ايران در طول سالها حكومت پهلوي و ادامه بدحجابي بعد از انقلاب باعث شده است كه جوانها در دام شهوات اسير شوند ‏، با ارائه راه هاي جلوگيري و مبارزه با اين عوامل و پيامدهاي مخربي كه در فرهنگ ، عقيده و اجتماع مي‌گذارد .
مي‌توانيم جامعه را ازگرفتار شدن در فساد نجات دهيم و بدحجابي كه استفاده ناصحيح از پوشش مي‌باشد مي‌تواند بر روي روحيه افراد تأثير بگذارد و شخصيت فرد بر اساس تقليد از ديگران و فرهنگ غرب شكل گيرد . لذا ضرورت دارد كه به نشر آگاهيهاي لازم در زمينه زيانهاي بدحجابي وعلل و عوامل آن و فوايد حجاب و علل آن بپردازيم تا جوانان و جامعه ما به بي‌بند و باري و فساد دچار نشوند .
اكنون در جمهوري اسلامي ايران و برخي از كشورهاي اسلامي گامهايي درباره تحقق حجاب كامل اسلامي برداشته شده  و مي‌شود .اگر آگاهيهاي لازم در جوامع اسلامي منتشر شود اميد مي‌رود كه اكثركشورهاي اسلامي قدمهاي موثري در اين باره بردارند .

منابع و مآخذ
قرآن كريم
1.امام علي (ع) «نهج‌البلاغه» ، محمد دشتي ‎‏؛ قم ، انتشارات موسسه فرهنگي تحقيقاتي اميرالمؤمنين
2.انصاريان ، حسين ، «نظام خانواده در اسلام » قم ، انتشارات ام‌ابيها ، پاييز 1378.
3.امام علي (ع) ، «نهج‌البلاغه» ، سيدرضي، قم ، انتشارات مؤسسه فرهنگي اميرالمؤمنين
4.اشتهاري ، محمدمهدي «حجاب بيانگر شخصيت زن» قم ، انتشارات ناصر ، اول ، بهار 1375.
5.اشتهاري ، محمدمهدي « پوشش زن در اسلام » قم ، انتشارات ناصر ، اول ، بهار 1357.
6.امير كوهي ، فيروزه ، « حقيقت و واقعيت زن در اسلام » تهران ، ستاد ناحيه مقاومت بسيج خواهران
7.اكبري ، محمدرضا ، « حجاب در عصر ما » تهران ، انتشارات پيام آزادي ، اول 1380 .
8.اكبري ، محمود ، « مرواريد عفاف » قم ، انتشارات ظفر ، اول ، 1380.
9.اكبري ، حجه‌الاسلام محمدرضا ، « تحليلي نو و عملي ازحجاب » قم ، انتشارات شهيد فهميدي، اول ، بهار 1380.
10.انصاري ، مهدي ، « استعمار فرهنگي و اسارت زن » قم ، انتشارات هادي ، اول ، 1380.
11.بانكي پورفرد ، حسين ، « آئينه زن » قم ، دفتر تحقيقات زنان طه ، اول ، پاييز 1381.
12.بهشتي ، احمد ، « حجاب زن در قرآن » تهران ، چاپ نشرتبليغات اسلامي علامه طباطبايي .
13.پارسا ، طيبه ، «پوشش زن و گستر تاريخ » قم ، انتشارات احسني الحديث ، اول ، 1377.
14.جعفريان، رسول ، «رسائل حجابيه » قم ، دليل ، اول 1380.
15.حاجيان حسين‌آبادي ، مظفر ، «پاسدار عفت » اصفهان ، هماي رحمت ، اول ، 1379.
16.حجه‌الاسلام قرباني،« حجاب و آزادي » ، تهران ، سازمان تبليغات اسلامي طباطبايي ، 1380.
17.حداد عادل ، غلامعلي ، « فرهنگي برهنگي ، برهنگي فرهنگي» تهران ، انتشارات اسلامي ، 1381.
18.خميني ، روح‌ا... ، « چهل حديث » ، تهران ، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (قدس سره ) ، 1371 .
19.رزاقي ، احمد ، « عوامل فساد و بدحجابي و شيوه مبارزه با آن » تهران ، سپهر ، سازمان تبليغات اسلامي ، اول ، بهار 1367
20.ري‌شهري ، محمدمهدي ، « ميزان الحكم » قم ، مؤلف ، ناشر مكتب الاعلام اسلامي ، 1371 .
21.زواريان ، زهرا « رايحه نجات » تهران ، ارشاد اسلامي ، انتشارات مدرسه ، اول ،               تابستان ، 1370.
22.شريعت موسوي ، مصطفي ، « درس حجاب از قرآن و حضرت زهرا » ، مشهد ، مؤلف ،   اول 1377 .
23.شجاعي ، محمد ، « دروصدف » ، قم ، نشر محبي ، اول ، زمستان 1376.
24.عطايي ، مرتضي ، «داستانهاي حجاب » تهران ، وقت ، نشر الف ، اول ، زمستان ، 1373 .
25-عميد ، حسن ، « فرهنگ لغت فارسي » تهران ، اميركبير ، اول ، 1367 .
26-عرفان ،‌حسن ، « آفتها و لطافتهاي جنسي » ، قم ، نهضت ، دفتر نشر مصطفي ، اول ، زمستان 1373
27-فتاحي زاده ، فقيه ، « حجاب از ديدگاه قرآن و سنت » قم ، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي ، سوم ، زمستان 79.
28-مصباح يزدي ، محمدتقي ، « تهاجم فرهنگي » قم ، بهمن ،‌انتشارات مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني ، زمستان 78.
29.« حكايت كشف حجاب » تهران ، بهزاد ، مؤسسه فرهنگي قدر ولايت ، اول 1380
30.ميرخلف ، علي ، « داستانهاي از پوشش حجاب » ، قم ، مهدي يار ، اول و پاييز 1379
31-مجتهدي ، مهدي ، « رجال آذرباييجان در عصر مشروطيت » تهران ، نقش جهان ، اول ، 1327.
32-مطهري ، مرتضي ، « مسئله حجاب » ، قم ، انتشارات صدرا ، آرين ، اول ، 1357 .
33-مطهري ، مرتضي « مقدمه‌اي بر اخلاق جنسي در اسلام و غرب » ، قم ، انتشارات اسلامي ، اول ، 1360.
34-مهدوي زاده ، حسين ، « حجاب‌شناسي و چالشها و كاوشهاي جديد » ، قم  مركز مديريت علميه ، اول ، زمستان 1381 .
35-معين ، محمد ، « فرهنگ فارسي » ، تهران ، چاپخانه سپهر ، هفتم ، 1364 .
36-نوبخت ، منيژه ، « علل و عوامل بدحجابي ، تهران » علامه طباطبايي ، اول ، 1380.
37-هاشمي ركاوندي ، سيدمجتبي ، روانكاوي زن ، قم ، شفق ، اول ، بهار 1371 .
38-هدايت‌خواه ، ستار ، « زيور عفاف » مشهد ، معاونت پرورشي ضريح آفتاب ، اول ، پاييز 1374.
1- روزنامه خراسان ، ش 15919 ، 26 مردادماه سال 1383 .
2-روزنامه صبح صادق ، ش 164 ، مردادماه سال 1383 .
1-رسانه‌هاي گروهي ، استفاده از سخنرانيهاي اساتيد دانشگاه بخصوص خانم دكتر عبدالباقي، روز دوشنبه 21/1/85.
 




 



شوراي عالي حوزه علميه قم
مركز مديريت حوزه‌هاي علميه خواهران
تحقيق پاياني سطح دو (كارشناسي)

مدرسه علميه : حكميه (سلام‌الله عليها)
شهرستان : نقاب









استاد راهنما :
حجه‌الاسلام والمسلمين جناب حاج آقا رمضانعلي تشكري صالح

استاد داور :
حجه‌الاسلام والمسلمين جناب حاج آقا محمدرضا جواهر
محقق :
ربابه طلوعي حكم‌آبادي

تاريخ دفاع :
تابستان 85 





مهدي فاطمه !

تقوا ، عفاف ، حجاب
و
 همه ارزشهاي الهي
چشم بر افق دوخته و منتظرند




تقديم :

تقديم به بانوي بزرگوار درعالم ، تنها سروري
كه داغداري مهربان براي پسر ، همسري وفادار ، مادري دلسوز
و تنها بانويي كه جان خويش را در راه دين خويش عطا كرده
سرلوحة بانوان عزيز قرار گرفت .
تنها بانويي كه برترين الگوي حجاب و ايثار و استقامت بود .
حضرت صديقه كبري فاطمه زهراء( سلام‌الله عليها )

تقدير و تشكر

از پدر و مادرم
كه سختيهاي دوران تحصيلم بر دوششان بود
بر داستان پرمهرشان بوسه مي‌زنم و به آنها افتخار مي‌كنم .
از استاد راهنمايم كه با تمام سختيها و كمبودها مرا در اين راه ياري كرد .
تقدير و تشكر فراوان مي‌نمايم :
حجه‌الاسلام والمسلمين حاج آقا رمضانعلي تشكري
و همچنين از مديريت محترم مدرسه علميه حكميه و معاونت پژوهشي كه همواره از رهنمودهايشان بهره‌مند شده‌ام تشكر و تقدير فراوان بعمل مي‌آورم و برايشان از درگاه حضرت احديت سلامت و توفيق روزافزون مي‌طلبم .
و از كليه اعضاي خانواده ام بخصوص خواهر و برادرانم و دوستان و اقوام و ديگر عزيزاني كه به نوعي در هنگام تحصيل و ادامه راهم يار و غمخوار من بودند كمال قدرداني و تشكر را دارم.
 
 
 
حجاب و عفاف
قرآن فريضه كرده عفاف و حجاب را
    قانون زندگيت نما اين كتاب را

حبل‌المتين و عروة وثقاي دين بود
    اي طالب رشاد بگير اين طناب را

الگوي تست فاطمه و زينب علي
    بر پشت سر چرا فكنده‌اي الگوي ناب را

در وادي مخوف هوسهاي بي‌مهار
    بس غول در ره است تو كم‌ كن شتاب را

زن در دژ حجاب مصون است و محترم
    تميز ده به عقل ، خطا و صواب را

جلب توجه همگان فتنه آورد
    پنداشتي تو آب چرا اين سراب را ؟

بهر جوان تجلي زيبا رخان بسي
    دشوار مي‌كند ورع و اجتناب را

آن طرفه ماه روي بزك كرده جوان
    با يك نظر زپا فكند شيخ و شاب را

آن بي‌حياي عشوه گر دشمن عفاف
    از ياد برده وحشت يوم الحساب را

در جستجوي عز و كرامت ، زن مدرن
    جدي گرفته است وهم و خيالات و خواب را

بگرفته نفس از كفش آرامش روان
    اهدا نموده دلهره و اضطراب را

بگزيده است راه هوسبازي و سقوط
    شيطان نموده است چنين انتخاب را

آزادي روابط و فرهنگ ابتذال
    كرده است بيشتر عطش و التهاب را



فهرست مطالب
عنوان                                         صفحه

مقدمه     1

بخش اول : حجاب
فصل اول     6
1.تعريف حجاب     7
2.تاريخچه حجاب    7
3.حجاب چرا     7
فصل دوم :     11
1.عوامل حجاب     12
الف : صعود به مراتب معنوي     12
ب : حجاب مانع اختلاط بي‌شرط     12
ج : پوشش سالم براي حفظ زن     12
د : حجاب جايگاه زن و فرهنگ پرهيز     14
هـ: حجاب و نظربازي از نظر قرآن     15
فصل سوم : منافع حجاب     17
فصل چهارم : سوالاتي در مورد حدود پوشش     22

بخش دوم : بي‌حجابي
فصل اول :1- تعريف بي‌حجابي     27
2-تاريخچه حجابي     27
3-شروع پيدا شدن نقشه بي‌حجابي در كربلا     29
فصل دوم : انواع بي‌حجابيها     30
فصل سوم : عوامل بي‌حجابي     33
الف : بي‌بند و باري     34
ب : فساد     35
ج : جهل و ناآگاهي     39
د : علل سياسي     40
هـ : مرز باريك بي‌حجابي و فساد     40
ي : فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي     40
و : طلاق     43
فصل چهارم : راه‌هاي مبارزه با عوامل بي‌حجابي     44
الف : تقويت ايمان و اعتقاد     45
ب : احياء ارزشها و فرهنگ اصيل اسلامي     45
ج : شناساندن الگوهاي والا     46
فصل پنجم : پيامدهاي بي‌حجابي     48
الف : پيامدهاي فرهنگي ، عقيدتي بي‌حجابي     49
ب : پيامدهاي اجتماعي بي‌حجابي     49
ج : پيامدهاي اقتصادي     49

بخش سوم : بدحجابي
فصل اول : تعريف حجاب     54
فصل دوم : منشاء حركتهاي بدحجابي     57
فصل سوم : انواع بدحجابيها     60
فصل چهارم : ريشه‌هاي بدحجابي     63
1-مدگرايي     64
2-بي‌بند و باري     64
3-آزادي زن در روابط اجتماعي    65
4-ممنوعيت سبب طغيان مي‌شود     66
5-انگيزه جنسي     69
6-استفاده ناصحيح از پوشش     71
7-مورد توجه ديگران قرار گرفتن و جلب توجه كردن     72
8-عرضه و تقاضا     73
9-هوسراني     74
10-كسب موقعيت     75
11-ضعف ايمان     75
12-دگرآزاري     76
13-اظهار غناي مالي     76
14-ملامت ديگران     77
15-تقليد     77
16-وباي اجتماعي     78
17-تشكيل مجامع و كانونهاي بدحجابي     79
18-صيد دلهاي مردان     81
19-تعليم و تربيت ناصحيح و نادرست     82
20-غرب‌زدگي     84
21-تهاجم فرهنگي دشمن     85
الف : گستره تهاجم فرهنگي     85
ب : انگيزه دشمن از تهاجم فرهنگي     85
ج : بهترين شگرد دشمنان مبارزه فرهنگي     87
د : ابزار تهاجم فرهنگي     88
هـ : تصور غلط از فرهنگ اسلامي     88
22-كمبود شخصيت     89
23-ارضاء تمايلات     92
24-حاكميت فرهنگ غرب     92
25-استعمار و سوءاستفاده از بدحجابي     92
26-خودنمايي     93
فصل پنجم     95
1-عوامل بدحجابي     96
الف : عدم هماهنگي بين ارگانهاي تبليغي و فرهنگي     96
ب : تلاش تشكيلاتي احزاب و دسته جات وابسته ورشكستگان سياسي     96
ج : گروهكهاي منافقين     96
د : عقده حسارت و حس خودكم‌بيني     97
و : دگرگوني ارزشها     98
هـ : الگوهاي ناهنجار     99
ي : خلاءهاي دروني     100
2-انگيزه‌هاي بدحجابي     101
الف : انگيزه رواني و اجتماعي     101
ب : انگيزه اقتصادي     106
3-آفتهاي بدحجابي     109
الف : پرهيز از چشم و هم‌چشمي در رقابتها     109
ب : خشم و تندخويي     109
فصل ششم :     112
1-راه‌هاي مبارزه با عوامل بدحجابي     113
2-برخورد با پديده بدحجابي     116
الف : برخورد با پديده بدحجابي شمشيري دولب     116
ب : تدبير را جايگزين احساس كنيم     118
ج : تدوين قانون حجاب 20 خبر ، 2 تكذيب     122
د : شيوه برخورد با بدحجاب غيرمنطقي و منطقي     125
فصل هفتم : 1-پيامدهاي بدحجابي    127
الف : پيامدهاي بدحجابي     128
ب : پيامد اقتصادي ، فرهنگي     128
2-آثار بدحجابي     132
الف : جدايي و طلاق     132
ب : فساد اجتماعي     133
ج : سقوط شخصيت زده     133
د : تكذيب آيات الهي     133
و : احساس پوچي     134
هـ : ايجاد غفلت     134
ي : بدآموزي    135
نتيجه :     136
منابع و مآخذ    137
 




الف : اهميت و ضرورت تحقيق
ب : بيان مسئله
ج : سوالات تحقيق
د : اهداف تحقيق
ي : روش تحقيق
هـ : مشكلات و موانع تحقيق

 
الف : اهميت و ضرورت تحقيق
بدحجابي يك پديده قبيحي است كه شامل اشكال مختلف است و بر روي افراد به هر نحوي تأثير مي‌گذارد به اين صورت كه شامل تشديد انگيزه جنسي ، برخورد نادرست با دوست ، خانواده ، اجتماع ، از بين رفتن حجاب اسلامي ، در بين افراد قشرهاي خاص مي‌شود .
بيان و انتخاب اين موضوع به خاطر اين است كه شخص بينديشد كه چه كار بايد بكند وچه كار نكند و با خود فكر كند كه چه كسي است و بايد چگونه رفتار كند تا بر اساس موازين شرعي اسلام باشد و اينكه شخصيت و ژست ظاهري وي چگونه به خاطر اهميت زياد اين جمله كه بدحجابي زنان باعث به فساد كشيدن دختران مي‌شود .
مطالبي ارايه دهيم و اين نكته را نيز خاطرنشان سازيم كه علت بدحجابي فقط در ميان دختران نيست و بعضي مردان نيز عامل فساد و ترويج آن هستند و اينكه بدحجابي و دانستن عوامل ، ريشه‌هاي آن چه تأثيري بر روي آيندة فرد و حضور وي در اجتماع و مجامع ديگر دارد ؟
اينكه بعضي مي‌گويند اگر آزادي در حجاب باشد و مثلاً مانتوشلوار ، حجاب كامل به حساب بيايد اين بدحجابي به شمار نمي‌آيد . اين مطلب در صورتي صحيح است كه بر اساس مسائل اسلامي و در حد شرعي باشد بايد به اين مطلب توجه كرد كه چقدر جامعه ما به فساد و بدحجابي كشيده شده و چقدر آرمانهاي حجاب در اسلام ما كمرنگ شده است و چقدر جوانان علاقه‌مند شديد به عوامل بيگانه ، مدلها و برنامه‌هاي خارجي دارند ؟
اهميت و ضرورت تحقيق
عوامل بيگانه به خاطر به فساد كشيدن جوانان و دوري كردن آنها از حضور صحيح در عرصه‌هاي اجتماعي و جنجال انداختن در بين افراد خانواده ،‌اجتماع ، دوستان ، جدايي دو زوج جوان و هدفهاي زياد ديگر كه خود كشورهاي غرب طرح‌ريزي كردند باعث شده جوانان را به سوي فرهنگ غرب منحرف كنند . اشخاص بايد هوشيارانه وارد عمل شوند چرا كه بيان اهميت عوامل و ريشه‌هاي بدحجابي باعث جلوگيري از انحطاط مسلمين و ادامه راه اسلام نبوي مي‌باشد .
هدف اصلي اين تحقيق نشر آگاهي بيشتر در بين مردم مسلمان و به خصوص نسل جوان مي‌باشد . دربارة اهميت و ضرورت پاك‌زيستي وعفاف و پاكدامني و زيانهاي آلوده زيستي و بيان ارزشمندي احكام و اخلاق اسلامي ونقش اسلام در تأمين سعادت انسان و اينكه غرب و فرهنگ مبتذل غرب الگوي مناسبي براي مسلمانان نيست ، چرا كه غرب درصدد از بين بردن دژ مستحكم حجاب و جايگزين كردن فرهنگ بدحجابي و بي‌حجابي براي مسلمين است و اينكه عوامل بيگانه به منظورتحقق بخشيدن به استعمارفرهنگي و رسيدن از راه استعمار فرهنگي به استعمار اقتصادي و غارت ثروت ملل است كه حجاب را بعنوان يك عامل جلوگيري از پيشرفت افراد معرفي كردند و اين يك دروغ است زيرا كه حجاب هيچ منافاتي با پيشرفت جامعه ندارد تا با آگاهي كافي بتوانند نقشه‌هاي شوم بيگانگان را از بين ببرند و در اصل از تهاجم فرهنگي غرب جلوگيري كنند .
 
بيان مسئله
بر اساس اطلاعات و آماري كه بيان شده بدحجابي زنان يكي از عوامل مهمي است كه جامعه و تعداد كثيري از جوانان را به فساد و تباهي مي‌كشاند . اما اينكه جوانان چرا طعمه اين مفاسد بدحجابي مي‌شود ؟ و بدحجابي چقدر در جهت بالا بردن مفاسد جامعه تأثير دارد ؟
پاسخ اين سؤال روشن است و آمارها به خوبي نشان مي‌دهد و پاسخ آن را بيان مي‌كند با اينكه اغلب به اين مسئله آگاهي دارند وحتي راههاي فساد را مي‌دانند ولي باز به آن توجه آنچناني نمي‌كنند ، به همين دليل اين موضوع انتخاب شده تا با بيان عوامل و ريشه‌هاي بدحجابي و راههاي مبارزه و جلوگيري از آن ومطالعه اين عوامل شايد از نظر اجتماعي و رواني و خانوادگي در روحية افراد مذكور                تأثيري بگذارد .
و همچنين توضيحاتي در مورد حجاب و منافع و تأثير آن بر روي رفتار افراد جامعه بيان مي‌شود تا زيانهاي بدحجابي بهتر و بيشتر نمايان شود .
ما بايد قبول داشته باشيم كه كشورهاي خارجي و عوامل بيگانه از هر راهي كه بتوانند تلاش مي‌كنند تا جوانان ما را از راه راست خارج كنند و به راهي كه خود آنها مي‌خواهند بكشانند از جمله عوامل فريب دهندة كشورهاي غربي عبارت است از پخش فيلمها و سي‌دهاي مبتذل و متنوع ماهواره‌اي و فرستادن عكسهاي سكسي و ديگر رسانه‌ها و مجلاتي كه در آنها مدام در مورد بي‌حجابي و اينكه بايد آزاديهاي بي‌قيد و شرط داشته باشيم تبليغ مي‌شود جوانان كشور عزيز ما بايد هوشيارانه وارد برنامه‌ها وسايتهاي خارجي شوند و اجازه ندهند كه بيگانگان از كوچكترين ضعف آنها بهره ببرند . اگر بخواهيم جوانان ما كمتر به سوي فساد كشيده شوند ؛ بايد عوامل ريشه‌هاي بدحجابي را كه روي رفتار اجتماعي آنها تأثير مي‌گذارند ؛
خيلي واضح بيان كنيم ونقش اصلي اين عوامل و ريشه‌ها را براي جوانان موشكافي كنيم تا به نتيجه مطلوبي برسيم ؛ و همچنين بايد عوامل مخربي كه بر روي اقشار مختلف به گونه‌اي متفاوت و خاص تأثير مي‌گذارد ارائه شود و مسئولين بايد براي چگونگي جلوگيري از عوامل بيگانه طرح و برنامه‌هاي مناسبي تنظيم نمايند تا جوانان بدانند كه كارها و سياستهاي برنامه‌ريزي شده در جامعة ما خيلي مفيدتر و بهتر از سياستهاي خارجي است .
 
سوالات تحقيق
1.تعريف واژه‌هاي حجاب و بي‌حجابي و بدحجابي را بنويسيد .
2.بدحجابي تا چه حد جلو پيشرفت گروه‌ها و سازمانها و افراد را بر اساس الگوهاي حاكم موجود كه مردم در ارتباطند تسهيل خواهد كرد ؟
3.بدحجابي چه تأثيري بر روي افراد مي‌گذارد و چه نقشي درانحراف جوانان جامعه دارد ؟
4.آيا بي‌حجابي و بدحجابي يك عامل جهاني است ؟
5.بي‌حجابها و بدحجابها به چند گروه تقسيم مي‌شوند ؟
6.عوامل بدحجابي و شيوه‌ مبارزه با آنها چيست ؟
7.تاريخچه حجاب و بي‌حجابي و بدحجابي را بيان كنيد ؟
8. شيوه برخورد با اشخاص بي‌حجاب و بدحجاب‌ را بيان كنيد ؟
9. نقش كشورها و عوامل بيگانه در بي‌حجابي و بدحجابي را بررسي نمايد ؟
10.اولين زن بدحجاب در ايران و ريشه اصلي اين واژه چيست ؟
11.فرهنگ غرب چه تأثيري در پيشرفت كارها و رفتار شخص مي‌گذارد ؟
12.تحليل افراد از حجاب و بي‌حجابي و بدحجابي چگونه است ؟
 
-اهداف تحقيق
فهماندن ريشه‌هاي بدحجابي
آشنايي با عوامل اصلي بدحجابي
عبرت گرفتن از نتايج كلي عوامل غرب كه وارد كشور شده است
تأثير گذاشتن بر روي روحيه شخص وتغيير مسير زندگي
تأثير گذاشتن بر روي جوانان در جامعه
جلوگيري از مفاسد اجتماعي با بيان راههاي به فساد كشيدن
دليل اصلي تقيد به حجاب و التزام به اين اصل مهم
تأثير گذاشتن بر جوامع جهاني با بيان عوامل و ريشه‌هاي بدحجابي
جلوگيري از اختلافات و پايين آوردن آمار طلاق بوسيلة مبارزه با افراد فاسد و بي‌بند وبار كه بي‌حجابي و بدحجابي را وسيله ترويج فساد قرار مي‌دهند .
حجاب باعث پيشرفت كارها و آسايش و آرامش رواني
ايجاد روابط سالم بين جوانان
بيان ضررهاي بدحجابي كه در اخبار و احاديث معصومين بيان شده و در ادبيات بخصوص در اشعار انعكاس يافته است .
شيوه برخورد با فرد بي‌حجاب و بدحجاب در جامعه
رفع شبهاتي در مورد حجاب داشتن
ي : روش تحقيق
يك روش علمي و كاربردي مي‌باشد و روش جمع‌آوري اطلاعات را بر اساس مطالعة كتب كتابخانه‌ها و استفاده از رسانه‌ها ، روزنامه ها و اطلاعات افرادي كه در اين امر راهنمايي كرده‌اند .
با اينكه محور اصلي اين عنوان از طريق تجربه و مشاهده موارد و نمونه‌هاي مثل اين موضوع براي رسيدن به هدف مورد نظر مي‌باشد با اين حال هر قسمتي كه نوشته شده رجوع داده شده به سند معتبري كه در پايان هر قسمت بيان شده است . در كل ارائه اين تحقيق از روشهاي تلفيقي و مشاهده‌اي ، كتابخانه‌اي و تجربي بوده است .
ك : ساختار و محدوده تحقيق
اين تحقيق داراي 3 بخش اصلي مي‌باشد كه بخش اول داراي 4 فصل و بخش دوم داراي 5 فصل و بخش سوم داراي 7 فصل مي‌باشد و هدف از انتخاب 3 بخش اين است كه مرحله به مرحله پيش برويم تا به نتيجه مطلوب برسيم .
اين عناوين از قديم‌الايم بوده است و در حال حاضر بررسي اين عناوين مربوط به اين دوران مي‌باشد و از نظر محدودة جغرافيايي شامل تمام مكانها مي‌باشد و محدودة خاصي را شامل نمي‌شود .
پيشينه و سابقه موضوع
با توجه به اينكه اين عناوين از قديم‌الايام بوده است ولي تا به حال محققي درباره اين عناوين تحقيقي صورت نداده است .
هدف از بررسي اين موضوع آشنايي با ريشه هاي بدحجابي و شيوه برخورد با بدحجاب ، عوامل و پيامدها و آثار بدحجابي بوده است .
پاسخ‌هايي براي سوالاتي كه در اين پايان نامه مطرح شده از مطالعه كتب متعدد بدست آمده كه با استفاده از آنها توانستيم مقداري از مشكلات راه تحقيق را برطرف نمايم تا به سهم خودم در مسدود ساختن راه‌هاي ترويج فساد ايفاي نقش كرده باشم .
ايرادتي كه در اين تحقيق صورت گرفته است با توجه به گستردگي موضوع لازم بود كه مطالب بيشتري ارائه شود ليكن متأسفانه با عدم دست‌يابي به منابع كافي اين هدف در حد مطلوب تحقق نگرديد . به قول شاعر :
آب دريا را اگر نتوان كشيد         هم به قدر تشنگي بايد چشيد
پيشنهادي كه مي‌توان ارائه داد .
براي شروع زندگي و ترسيم سيماي نوراني الگوي راستين دين اسلام لازم است كه عده‌اي از محققين و نويسندگان برجسته اسلامي و دانشمندان متبحر و متخصص در اين باره زمينه كار تحقيق را براي طلاب و ساير محققين كه در آغاز كار تحقيق هستند فراهم سازند و منابع لازم درباره هر يك از آن بزرگواران صلوات‌الله عليهم را در دسترس كاوشگران نوپا قرار دهند و به تمام مدارس حوزه علميه فرستاده شود تا مورد استفاده قرار گيرد و همچنين انتقادات نسبتاً كافي از تحقيق‌هاي پاياني ارائه شده به عمل آورند و در دسترس پژوهشگران آغازگر بگذراند و اما براي دست‌يابي به اهداف انتخاب اين موضوع از كتب مختلفي مورد مطالعه قرار گرفته كه از آن جمله :
1-ترجمه آيات قرآن كريم .
2-مسئله حجاب (استاد مرتضي مطهري)
3-چهل حديث امام خميني (قدس سره)
4-مقدمه‌اي بر اخلاق جنسي (استاد مرتضي مطهري)
5-تهاجم فرهنگي « استاد محمدتقي مصباح يزدي »
6-نهج‌البلاغه امام علي (ع) (سيدرضي)

 
هـ : مشكلات و موانع تحقيق
1.كمبود منابع اطلاعاتي براي ارائه بيشتر نكات لازم
2. معرفي نكردن كتب مختلف از سوي سازمان براي موضوعات ارائه شده
3. آشنايي نداشتن با بعضي از موضوعات مبهم
4. نبودن كتابخانه‌اي جامع و كارآمد در حيطه شهر و دسترسي نداشتن به كتب مورد نياز
5. عدم همكاري افراد براي جمع‌آوري مطالب در مورد بعضي از موضوعات
6. پي‌گيري نكردن مسايل و مشكلات دانش‌پژوهان در امر پژوهش توسط مركز
7.نبود امكانات لازم براي ميداني بودن تحقيق
8. محدوديت عناوين براي امر تحقيق
9. عدم جلوگيري از عناوين تكراري كه باعث مي‌شود براي راحتي امر تحقيق موضوعاتي تكراري انتخاب نمايند و موضوعاتي كه بايد بررسي شوند قابل تحقيق و بررسي قرار نمي‌گيرد .
10.هزينه‌هاي زياد و نرسيدن كمك مالي براي ارائه بهتر پژوهش و تحقيق

 
چكيده
اين پايان‌نامه پژوهشي است درباره بررسي ريشه‌هاي بدحجابي زنان مي‌باشد .
علت انتخاب اين موضوع : بدحجابي در جامعه ما مسئله‌اي مورد ابتلا و پديده اي رنج‌آور و آزاردهنده است . زيرا جامعه اي كه صدها هزار شهيد در راه احياي ارزشهاي اسلام داده است ، بدحجابي را دهن‌كجي به انقلاب و شهداء و خانواده‌هاي شهدا و همه مؤمنان تلقي مي‌نمايد و اين امر ايجاب مي كند كه دربارة اين پديده بحث ، تحقيقي بيشتري بعمل آيد و يكي از ميدانها و فرصتهاي تحقيق همين پايان‌نامه نويسي است كه بايد از اين فرصت استفاده بهينه به عمل آيد .
موضوعاتي كه در اين تحقيق مورد بحث واقع شده :
1-اهميت حجاب و نقش آن در پاك نگاه داشتن فضاي جامعه و در حفظ آرامش اعصاب جوانان و جلوگيري از پراكندگي افكار و انديشه‌هاي جوانان و در بهبود فعاليت‌هاي توليدي و اقتصادي و خدماتي و تأثير آن در پيشرفت جامعه .
2-زيانهاي بدحجابي و بي‌حجابي و نقش آن در آلوده شدن فضاي جامعه و متشنج شدن اعصاب و پراكندگي افكار جوانان و افت فعاليت هاي اقتصادي و خدماتي و اثر آن در عقب‌ماندگي جامعه و زيانهاي ديگر .
3-بدحجابي شأن و منزلت و شخصيت خود آن زن بدحجاب را در معرض آسيب قرار مي‌دهد و هر روزي مواجه با خطر ، مورد تعرض افراد هوسران و يا افراد تحريك شده مي‌باشد .
4-شيوه برخورد منطقي و مفيد و مؤثر با افراد بدحجاب به تفصيل مورد بررسي قرار گرفته است .
5-در اين تحقيق و در مورد رواج فساد و بي‌بندوباري و هرزگي در جامعه در نتيجه بدحجابيها بحث شده است .
6-در اين نوشتار الگوهاي عفاف و مخصوصاً برترين الگو براي جامعه نسوان كه حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا سلام‌الله عليها است معرفي گرديده است .
7-به اهداف شوم و استعماري غرب از تهاجم فرهنگي و ترويج بدحجابي توسط ماهواره‌ها و اينترنت بين‌المللي و سي‌دي‌ها وغيره اشاره شده است تا هشداري باشد براي همة كسانيكه ودلسوز اين ملت و مملكت و خواستارحفظ استقلال و طالب پيشرفت اين كشور مي‌باشند .
8-بررسي علل اساسي و ريشه‌هاي بدحجابي از حيث علل اجتماعي و روانشناسي واقتصادي و غيره انجام گرفته است.
بررسي واژه هاي كليدي عنوان تحقيق : ريشه بدحجابي زنان
ريشة در لغت به معناي بيخ و بن و اصل است ، تارها و رشته‌هاي حاشيه پرده و چادر و امثال آنها در اصطلاح ، عبارت است از پايه و اساس و علتهاي اصلي .
بد : از نظر لغوي به معناي زشت ، ناپسند ، نقيض خوب
و در اصطلاح : مطلوب نبودن و منطبق نبودن بر معيارها و موازين اسلامي و به تعبير جديد : استاندار نبودن حجاب و رعايت نشدن حدود حجاب
حجاب در لغت به معناي حايل ، حد فاصل بين دو چيز ،‌مانع
و در اصطلاح فقه اسلام : نحوه پوشش ويژه كه حدود آن در اسلام مشخص گرديده است .
زنان : جمع كلمه زن به معناي انسان مؤنث
بطور كلي عنوان تحقيق بيانگر و نشان‌دهنده اين مطلب است كه بدحجابي در جامعه اسلامي ريشه‌ها و علل اساسي دارد كه اين تحقيق درصدد تبيين و تشريح آنها است

 انجام پایان نامه | دانلود مقاله

پایان نامه

پایان نامه

سفارش پایان نامه