انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه پروژه پاياني - بررسي كانسار نفلين و سينيت معدن رزگاه

پایان نامه 


چكيده
اين گزارش در چهار فصل و در راستاي تهيه طرح مفهومي معدن نفلين سينيت رزگاه تهيه شده است. فصل اول گزارش به كليات اختصاص يافته است. در فصل دوم به شناخت و تعيين معيارهاي طراحي از بين گزارش ها و مستندات موجود پرداخته شده است. در فصل سوم گزارش، مباني و هندسه  طرح معدن در دو آلترناتيو تشريح شده و در نهايت در فصل چهارم، ماشين آلات مورد نياز متناسب با هر طرح، برآورد شده است.
بنابراين، مطابق اهداف تهيه طرح مفهومي معادن و اصول و روش هاي تعريف شده در اين زمينه، به طور خلاصه موارد زير در بخش هاي مختلف گزارش مورد بررسي و عمل قرار گرفته است:
الف: تعيين معيار هاي طراحي بر مبناي تيپ بندي اوليه كانسار
يكي از پارامتر هاي اوليه در طراحي هر معدن، شناخت معيار هايي است كه در آن مرز بين كانسنگ و باطله مشخص  مي شود. اين معيار ها مي تواند بر پايه تيپ بندي كانسار در هر مرحله مطالعاتي،  (مفهومي، پايه، تفصيلي) تعريف شود.
در اين راستا، كليه گزارشهاي در اختيار قرار گرفته از طرف طرح ( گزارشهاي موجود در فهرست
منابع)، مورد بررسي كامل قرار گرفت و مستند ترين گزارش هائي كه مي توان بر پايه آن معيار هاي فني و اقتصادي لازم در راستاي طراحي مفهومي معدن رزگاه را استخراج نمود، گزارش هاي انيستيتو وامي در خصوص تيپ بندي اوليه كانسار نفلين سينيت رزگاه و نتايج تست هاي تكنولوژي بر روي نمونه هاي سطحي اخذ شده از آن، تشخيص داده شد. بر اين اساس، سعي شد معيار هاي اعلام شده در آن گزارش ها، استخراج و جهت تيپ بندي كل كانسار به نمونه هاي عمقي تعميم داده شود. براساس معيار هاي اعلام شده انستيتو وامي، تيپ سنگ A از بين چهار تيپ تعريف شده آن (A,B,C,D) در نمونه هاي سطحي، مناسب ترين بخش كانسار از لحاظ شاخص هاي اقتصادي حاصله در تست هاي تكنولوژي بوده به گونه اي كه بازيابي آلومينا در تست هاي  انجام گرفته، از ساير تيپ ها  6 الي 8 درصد بيشتر و هزينه توليد آلومينا نيز بر اساس انديس كيفي تعريف شده ، كمتر بوده است. بنابراين سنگهائي كه متوسط مشخصات شيميائي، مينرالوژيكي و فيزيكي و مكانيكي آنها  در تيپ A مي گنجد از لحاظ فني و اقتصادي، مناسب ترين بخش كانسار تشخيص داده شده است. دراين ميان، تيپ سنگ D به عنوان باطله اعلام شده و تيپ هاي B,C به عنوان كانسنگ ولي با ارزش كمتر ياد شده است. مسلما معيار هاي نهايي تعيين انواع مطلوب تيپ كانسنگ هاي مختلف جهت تهيه خوراك مناسب براي كارخانه، موضوعي است كه علاوه بر لزوم بررسي هاي فني، در هر مرحله مطالعاتي به طور متناسب، به بررسي اقتصادي آن در سطح كلان طرح مربوط مي شود.
بنابراين يكي از اهداف دنبال شده در اين گزارش، استخراج مشخصات اين تيپ سنگ ها از بين اطلاعات ارائه شده در گزارش هاي وامي و سپس تعميم آن به نمونه هاي عمقي حاصله از چاههاي اكتشافي، با استفاده از مطالعه آماري كليه پارامترهاي قابل دسترس  (ژئوشيميائي و مينرالوژيكي) و سپس تعيين مرز بين تيپ كانسنگ هاي مختلف در مقاطع ترسيمي به خصوص در بخش شرقي كانسار بوده است.
مشروح اين بحث، در فصل دوم گزارش آورده شده است.

ب: تعيين محدوده نهايي استخراج ( طراحي معدن ) در حد مفهومي:
پس از ترسيم مقاطع بر اساس  معيار هاي تعريف شده تيپ بندي كانسار، دراين مرحله محدوده معدن در دو آلترناتيو به شرح زير مد نظر قرار گرفت:
آلترناتيو 1: تعيين محدوده جهت استخراج خوراك سي ساله كارخانه براي توليد 200 هزار تن آلومينا در سال از تيپ سنگ A (حدود 5/15 ميليون مترمكعب) از بخش شرقي كانسار  و منظور كردن تيپ
سنگ هاي B,C به عنوان ذخيره و تيپ سنگ D به عنوان باطله
آلترناتيو 2: تعيين محدوده جهت استخراج خوراك سي ساله كارخانه براي توليد 200 هزار تن آلومينا در سال از مخلوط تيپ سنگ هاي AوBوC (حدود 16.5 ميليون متر مكعب) از بخش شرقي كانسار و حذف تيپ D به عنوان باطله
لازم به ذكر است كه تهيه دو محدوده به شكل فوق به دليل مشخص شدن تيپ سنگ A به عنوان سنگ مرغوب تر از لحاظ شاخص هاي نسبي اقتصادي، ولي مشخص نبودن ميزان اختلاط بهينه از سه تيپ سنگ قابل خوراك دهي به كارخانه (A,B,C)  است. مطابق تعاريف مربوط به طرح مفهومي، طرح آلترناتيو 1 داراي محدوده وسيعتر جهت اكتشافات بعدي بوده ولي مقايسه اقتصادي اين دو طرح در كلان پروژه، محدوده مناسب تري را ارائه كرده و راهگشاي تصميم هاي آتي است.
نقشه هاي موجود در گزارش، محدوده هاي نهائي معدن مطابق تعاريف دو آلترناتيو فوق الذكر را نشان ميدهد. مشخصات اين طرح ها به طور خلاصه عبارتند از:
طرح آنالترناتيو 1: كف معدن افق  1880 از سطح دريا، حجم كل استخراج حدود 27 ميليون متر مكعب، نسبت باطله برداري 0.69، شيب عمومي ديواره ها 55 درجه، شيب تك ديواره ها 70درجه، عرض برم 5/5 متر، ارتفاع تك پله استخراجي 5 متر، سنگ غالب خوراك كارخانه از تيپ A با  متوسط شيميايي:  
Al2O3%    19.7
Na2O%    3.6
K2O%    9.9
Mr (Alcaline ratio)    0.84
Fe2O3%    3.4

طرح آلترناتيو 2: كف معدن افق1900 از سطح دريا، حجم كل استخراج حدود 17 ميليون متر مكعب با نسبت 50% از تيپ A و 50% تيپ هاي BوC (تيپ D ناچيز بوده است ) با متوسط شيميايي:
Al2O3%    19.8
Na2O%    2.4
K2O %    10.3
Mr (Alcaline ratio)    0.76
Fe2O3%    3.3
ساير پارامتر هاي شبيه طرح آلترناتيو 1 است.                                          
فصل سوم گزارش حاضر به تفصيل به اين موضوع پرداخته است.

ج: برآورد تعداد ماشين آلات معدن
در فصل چهارم گزارش، بر پايه اطلاعات حاصله از فصل هاي قبل به خصوص پارامتر هاي طراحي و هندسه معدن، به برآورد تعداد ماشين آلات مورد نياز معدن در هريك از دو آلترناتيو طراحي، پرداخته شده است. در اين برآورد نيز به دليل امكان بررسي هاي بيشتر در مطالعات آتي، در دو حالت محاسبات تكرار شده است:
حالت 1: استفاده از دامپتراك 32 تني جهت حمل مواد ازمعدن تا سنگ شكن و متناسب با آن انتخاب لودر با ظرفيت جام 5/5 متر مكعب براي بارگيري
حالت 2: استفاده از  كاميون هاي 18 تني  جهت حمل مواد و متناسب با آن انتخاب لودر با ظرفيت جام 5/3 متر مكعب
همچنين، پارامترهاي چالزني براي حفر چال با قطر 4-4.5 اينچي و دوزر معادل Cat-D8 در نظر گرفته، محل سنگ شكن اوليه معدن در شعاع 350 متري دهانه خروجي معدن و محل دامپها در شعاع 700 متري آن پيش بيني شده است.  همچنين روزهاي كاري در ماه، 28 روز و ساعات كاري در روز،  دو شيفت 8 ساعته منظور شده است. بر اين اساس و بر پايه مشخصات دستگاه هاي انتخابي در كاتالوگ هاي مربوطه و همچنين پاره اي پارامتر هاي تجربي، نسبت به برآورد تعداد ماشين آلات اصلي معدن اقدام شد كه نتايج آن به طور خلاصه به شرح زير است:
حالت 1- طرح آلترناتيو 1: 5 دستگاه دامپتراك معادل HD325، 2 دستگاه لودر معادل cat966،  4 دستگاه بلدوز معادل D8 و 3 دستگاه دريل واگن با قطر چالزني 4 اينچ كمپرسور سرخود
حالت 1: طرح آلترناتيو 2: 3 دستگاه دامپتراك معادل HD325،1 دستگاه لودر معادل cat966،  2 دستگاه بلدوزر معادل  D8و 2 دستگاه دريل واگن از نوع نامبرده شده فوق
حالت 2: طرح آلترناتيو 1: 9 دستگاه كاميون از نوع مايلر، 2 دستگاه لودر معادل W470، 4 دستگاه بلدوز معادل D8 و 3 دستگاه دريل واگن با قطر چالزني 4 اينچ كمپرسور سرخود
حالت 2: طرح آلترناتيو 2: 5 دستگاه كاميون مايلر، 2 دستگاه لودر معادل W470، 2 دستگاه بلدوزر معادل  D8و 2 دستگاه دريل واگن از نوع نامبرده شده فوق
همچنين با توجه به سطح و حجم كار معدن، ساير ماشين آلات كمكي معدني از قبيل گريدر  يكدستگاه، تانكر آب پاش ده هزار ليتري، يكدستگاه،  كاميون حمل مواد ناريه، يكدستگاه، كاميون حمل سوخت، يكدستگاه، چكش 18 كيلوئي به همراه كمپرسور آن هر كدام يك دستگاه و ماشين سبك جهت تردد درمعدن شيبه لندرور را دو دستگاه پيش بيني شده است.  
شرح عمليات انجام شده در برآورد ماشين آلات معدن،  در فصل چهارم گزارش آورده شده است.  

فصل 1 – كليات

1-1- موقعيت جغرافيايي توده نفوذي رزگاه و راه‌هاي ارتباطي :
 توده نفوذي رزگاه در استان آذربايجان شرقي  در بخش مركزي شهرستان سراب و به فاصله حدود       25 كيلومتري شمال غرب شهر سراب و در مجاورت روستاي رزگاه واقع شده است . اين توده نفوذي در حاشيه شمالي روستاي رزگاه بين طول شرقي  00,  20, ° 47  الي  ََ17 َ 23 ° 47 و عرض‌هاي شمالي  ََ00, َ 05, ° 38   الي  00, َََ 9 , ° 38  واقع شده است. بلندترين نقطه آن 2095 متر ( در محدوده كانسار 2047 متر ) با اختلاف ارتفاع حدود 300 متر از دشت مجاور ( رزگاه ) قرار دارد .
اين كانسار از طريق يك جاده به جاده آسفالته سراب – بستان آباد مرتبط است . درمسير اين جاده  از شمال به جنوب به ترتيب روستاي رزگاه ، گلوجه و قزل گجي قرار گرفته اند . طول اين جاده حدود     15 كيلو متر است كه حدود 8 كيلومتر آن خاكي است. بخش خاكي جاده زيرسازي شده و آمادة آسفالت است.
فاصله بين محل تقاطع جاده خاكي مزبور و جاده آسفالت سراب – بستان آباد تا شهر سراب واقع در شرق آن حدود 7 كيلومتر و فاصله كانسارتا تبريز حدود 120 كيلومتر است . همچنين جاده آسفالته                سراب – اردبيل به طول 80 كيلومتر يكي ديگر از مهمترين راه هاي ارتباطي در منطقه مي باشد .
نزديكترين ايستگاه راه آهن به كانسار رزگاه راه آهن تبريز به فاصله 120 كيلومتري آن است .بهترين راه دسترسي به آن ، محور سراب بستان آباد مي باشد كه با طي 16 كيلومتر از سراب در امتداد اين محور يك راه خاكي به سمت شمال به طرف روستاي رزگاه منشعب مي شود . مهمترين راه هاي ارتباطي منطقه عبارتست از :
-    محور سراب – بستان آباد به طول 70 كيلومتر
-    محور سراب – اردبيل به طول 80 كيلومتر
-    محور تبريز – بستان آباد به طول 55 كيلومتر
-    راه مهربان – هريس كه ادامه آن محور سراب – بستان آباد را به محور اهر –  تبريز متصل
مي كند .
در شكل 1-1 موقعيت كانسار و راه‌هاي دسترسي نشان داده شده است.

 



1-2- توپوگرافي محدوده كانسار:
كانسار رزگاه از دو تپه با مورفولوژي نسبتاً ملايم تشكيل شده است . تنها در درة سمت شرق كانسار         (قانه دره) شيب توپوگرافي تند و داراي پرتگاه است . دامنة شمالي كانسار نسبت به دامنة جنوبي ، شرقي و غربي از شيب بيشتري برخوردار است. ارتفاع كانسار از 1800 تا 2100 متر متغير است . بخش جنوبي كانسار در حوالي روستاي رزگاه ، داراي مورفولوژي ملايم با پستي و بلندي اندك  مي باشد . به طور كلي در محدوده فعاليت هاي بهره برداري به استثناي محدوده كانسار كه در آنجا استخراج انجام خواهد شد و شكل تپه ها نسبتا" مرتفع مي باشد، ساير نواحي جهت استقرار سنگ‌شكن و دپوي سنگ معدن نسبتا" مسطح بوده و توپوگرافي ملايمي دارند .












1-3- تاريخچه كارهاي اكتشافي انجام شده در توده نفوذي رزگاه :
نخستين بار اطلاعات راجع به توده رزگاه در گزارش نقشه زمين شناسي 250،000 : 1 چهار گوش اهر    ( ريو – سكويه ) درج شده كه گسترش اين توده و ارتباط آن با سازندهاي زمين شناسي منطقه را مورد بررسي قرار داده است ولي نخستين پي‌جويي هاي اكتشافي طي سال هاي 1356 الي 1360 توسط       ع – ر باباخاني در سازمان زمين شناسي كشور به اجرا در آمده كه شامل تهيه نقشه
زمين شناسي 20،000 : 1 منطقه ، برداشت 41 نمونه سطحي از كل مساحت توده در شبكه 400*400 متر، همچنين نقشه هاي زون بندي توزيع تركيبات شيميايي اصلي ( براساس نتايج
نمونه برداري سطحي فوق ) مانند Al2O3 ، Na2O، K2O + Al2O3 نيز تهيه شده كه اين مجموعه طي گزارشي در سال 1360 ارائه شده است سپس طرح توليد آلومينا از اواخر سال 1367 با همكاري كارشناسان روسي يونيدو با بررسي كارهاي انجام شده قبلي ( توسط سازمان زمين شناسي ) و آناليز تعدادي نمونه گروهي در كشور روسيه ، بخش مركزي اين توده را جهت انجام عمليات اكتشاف مقدماتي انتخاب و طرحي براي اكتشاف اين توده تدوين و ارائه كردند . خلاصة مطالعات انجام شده در منطقه به‌شرح زير مي‌باشد:
-    جمع‌آوري اطلاعات موجود در مورد توده‌هاي نفليني سينيتي آذربايجان .
-    انتخاب رزگاه بعنوان مناسبترين توده جهت شروع عمليات اكتشافي .
-    احداث حدود 25 كيلومتر جاده دسترسي به ترانشه‌ها و سكوهاي حفاري .
-    حفر 11 ترانشه به‌طول تقريبي 12 كيلومتر ده ترانشه با امتداد عمومي تا N34°E در عرض توده و يك ترانشه سرتاسري (TrVII) عمود بر ترانشه هاي حفر شده قبلي كه توسط دو ترانشه         I a   و VI  محدود شده است . طي سه مرحله از سال 1368 تا سال 1377 بر اساس پيشنهاد كارشناسان صاحب دانش فني.
-    نمونه برداري كانالي و موضعي از ترانشه‌هاي حفر شده در اينتروالهاي 5 متري به تعداد تقريبي 2000 نمونه و تجزية شيميائي آنها.
-    ارسال 120 نمونه به انستيتو وامي روسيه ، جهت كنترل نتايج بدست آمده در آزمايشگاه‌هاي ايران.
-    مطالعة ميكروسكوپي حدود 70 نمونه از سنگ رزگاه.
-    تهية نقشه توپوگرافي 1:5000 به وسعت تقريبي 20 كيلومتر مربع.
-    تهيه نقشه زمين شناسي 1:22000  منطقه رزگاه .
-    مشخص نمودن تغييرات درصد Al2O3 + K2O ، SiO2 و Al2O3 در ترانشه‌هاي حفاري شده بر روي نقشه‌هاي موجود.
-    مشاوره با كارشناسان مؤسسه وامي روسيه جهت تهيه نمونه تكنولوژي.
-    تهيه نمونه تكنولوژي به وزن تقريبي 250 كيلوگرم از پسودولوسيت سينيت هاي رزگاه و ارسال آن به مؤسسه وامي روسيه.
-    برآورد قيمت تمام شده هر تن سنگ رزگاه.
-    جمع بندي نتايج حاصل از اكتشافات و انتخاب مناسب‌ترين بخش از توده جهت ادامة عمليات اكتشافي و برآورد ذخيره.
-    انجام تست تكنولوژي از نمونه هاي ارسالي به مؤسسه وامي و تهيه گزارش مربوطه.
-    مشخص نمودن شبكه حفاري جهت بررسي عمقي ماده معدني.
-     حفر 27 حلقه گمانه و مغزه گيري بر روي توده رزگاه طي دو مرحله.
-    تهية نمونه از مغزه هاي حاصل از حفاري به تعداد تقريبي 1100 نمونه و آناليز شيميائي آنها.
-     تهية نقشه توپوگرافي از بخش مركزي توده به وسعت حدود 120 هكتار.
-    تهيه نقشه زمين شناسي از بخش مركزي توده به وسعت حدود 120 هكتار.
-    حفر چاهكهاي اكتشافي بر روي توده رزگاه به تعداد دو حلقه به عمق كلي 50 متر ( درحال حفــر).

 

2-1- مقدمه
در راستاي تهيه طرح هاي مفهومي معادن مربوط به طرح توليد آلومينا از نفلين سينيت، تيپ بندي كانسنگ ها در هر يك از كانسارهاي نفلين سينيت و سنگ آهك و همچنين معيارهاي محدود كننده ذخاير، در جهت تعيين محدوده هاي مناسب تر و تعيين چگونگي انجام ادامه مطالعات، مورد نياز است كه در حال حاضر، اين گزارش به بحث در خصوص كانسار نفلين سينيت رزگاه اختصاص يافته است.
وامي در گزارش هاي خود، تعيين معيارهاي كيفي سنگ را با تمسك به يك تيپ بندي اوليه از  نمونه هاي سطحي اخذ شده از معدن رزگاه به چهار تيپ A,B,C,D و سپس تست هاي آزمايشگاهي بر روي همان تيپ ها، مورد نظر قرار داده و در اين راه بر روي نسبت اختلاط خاصي از سه تيپ A وB و C، فلوشيت و موازنه جرمي مواد در فرايند را ارائه كرده است. ولي آنچه كه از بررسي گزارشهاي وامي ديده مي شود، اين است كه معيارهاي اوليه اعلام شده جهت تيپ بندي، به صورت كلي (بدون ذكر دقيق پيش فرض ها) و بيشتر با استناد به تجارب موجود در روسيه بوده  و تعيين كيفيت سنگ معادن نيز بر اساس نتايج تستهاي آزمايشگاهي بر روي نمونه كانسنگ هاي همان تيپ ها  ارائه شده است.
از محتواي ساير گزارشها كه توسط كارشناسان طرح تهيه شده است، چنين پيداست كه در آن
گزارش ها، سعي شده است كانسار نفلين سينيت رزگاه، براساس در صد عناصر مطلوب، طبقه بندي و تيپ بندي شود، منتهي اين تيپ بندي ها، بدون توجه به مباني اقتصادي و در پاره اي موارد همراه با ابهاماتي در رابطه با تيپ بندي ارائه شده از طرف وامي است و طبيعي است كه نمي تواند
جامع الشرايط باشد.
اصولا هدف از تيپ بندي كانسار، تقسيم آن به بخشهائي است كه در فرايند و يا تكنولوژي توليد محصول، داراي رفتارهاي متفاوت بوده به گونه اي كه جهت رسيدن به محصول دلخواه بايستي از روشهاي متفاوت استفاده نمود، يا اينكه بتوان بر اساس آن، تهيه خوراك كارخانه فرآوري را با  اختلاط از نسبت درصدهاي مختلف تيپ كانسنگ هاي موجود در معدن (معادن)، برنامه ريزي كرد. به طور مثال مي توان به تيپهاي اكسيده و سولفوره در كانسار مس  و يا كانسارهاي سرب و روي و تيپ هاي هماتيتي و منيتيتي، پر فسفر و كم فسفر در كانسارهاي آهن اشاره كرد. در مورد مثال اخير، خاصيت جذب مغناطيسي سنگ آهن منجر به استفاده از ميدانهاي مغناطيسي با شدت كم و يا زياد در فرايند توليد كنسانتره آهن خواهد شد. همچنين فسفر زدائي كانسنگ آهن پرفسفر، نيازمند پيش بيني خط فسفر زدائي در پروسه توليد كنسانتره سنگ آهن است. مسلما پيچيدگي فرايند توليد آلومينا نيز، وابسته به تفاوت رفتار انواع مواد خام و انواع تيپ سنگ هاي هر معدن است. همانطور كه ملاحظه
مي شود بخش عمده اين تغيير رفتار و يا تيپ بندي، مي تواند در بدو امر وابسته به تركيب شيميائي، ساخت و بافت و يا تركيب مينرالوژيكي انواع سنگ در كانسار باشد كه بر اساس تجارب حاصل از تكنولوژي هاي متداول تعريف شده و سپس براساس آزمايش، (تستهاي آزمايشگاهي يا صنعتي در مقياس پايلوت بر روي نمونه هاي نماينده تيپ هاي مختلف كانسنگ)،  رفتار هر بخش از يك كانسار خاص در فرايند توليد، بررسي و بر اساس آن تيپ هاي اوليه (تجربي) اصلاح شده و به تيپ بندي نهائي ختم شود.
 اينكه معيارهاي نهائي تعيين انواع مطلوب تيپ كانسنگ هاي مختلف جهت ساختن خوراك مناسب براي كارخانه كدام و نسبت هاي اختلاط موجه چيست، موضوعي است كه علاوه بر لزوم بررسي فني در هر مرحله مطالعاتي به طور متناسب، به بررسي اقتصادي آن در سطح كلان طرح مربوط مي شود.
بديهي است كه تيپ بندي كانسار نفلين سينيت نيز صرف نظر از اينكه در چه مرحله مطالعاتي است بايستي مشمول شرايطي شود كه پاسخگوي نياز ها در هر يك از مراحل طراحي معدن باشد. اهم اين معيارها به شرح زير است:
•    امكان تمايز كانسنگ از باطله
•    تفكيك كانسار به پيكره هائي با محتواي كانسنگي با رفتار مشابه در فرايند توليد آلومينا و بازتاب اقتصادي آنها بر توليد آلومينا و ساير فرآورده هاي قابل توليد پيش بيني شده در طرح
•    مشخص كردن حدود جغرافيائي هر تيپ كانسنگ در  محدوده كانسار

در شكل شماره 2-1، نمونه اي از الگوريتم كلي تعيين معيارهاي




پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

 

انجام پایان نامه | دانلود مقاله

سفارش پایان نامه