انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

انجام پایان نامه اقتصاد خلاق، فرصتی نامحدود برای پیشرفت

انجام پایان نامه|اقتصاد خلاق، فرصتی نامحدود برای پیشرفت

حوزه «اقتصاد خلاق» دارای ویژگی های بسیار متمایز و متفاوتی با سایر اقتصادهای رایج جهان می باشد و بر پایه مفهوم نوآوری و ابداع و بر اساس رویکرد خلق فرصت و ایجاد نیاز شکل گرفته است که مطلوب ترین حد آن «تخریب خلاق» می باشد. این اقتصاد نوین در بستری شکل می گیرد که نیازمند یک تفکر کل گرا است. به طورکل مفهوم اقتصاد خلاق که بر مبنای سرمایه های خلاق تعریف می شود امروزه یکی از عوامل ایجاد رشد اقتصادی و اجتماعی جوامع پیشرفته به شمار می رود.

بسیاری از صاحب نظران نوشته های هاوکینز (John Howkins) را نقطه شروع شکل گیری علمی شاخه اقتصاد خلاق در اقتصاد جهانی می دانند. جان هاوکینز نخستین بار نظریات خود را پیرامون خلاقیت و نوآوری در سال ۲۰۰۱ و در کتابی تحت عنوان «اقتصاد خلاق: مردم چگونه از ایده هایشان پول در می آورند؟» (۱) منتشر نمود. به عقیده وی، عبارت اقتصاد خلاق به توان اجتماعی اقتصادی فعالیت هایی که با دانش، اطلاعات و خلاقیت مرتبط می باشند، اطلاق می گردد. در قلب اقتصاد خلاق صنایعی هستند که حلقه واسطه هنر، فرهنگ، تجارت و فناوری محسوب می شوند. این صنایع عبارتند از : تبلیغات، معماری، هنر و صنایع دستی، طراحی، مد، فیلم، ویدئو، عکاسی، موسیقی، هنرهای نمایشی، صنعت چاپ، پژوهش و توسعه، نرم افزار، بازیهای رایانه ای، چاپ الکترونیک، رادیو و تلویزیون.

هاوکینز معتقد است که اقتصاد خلاق، اقتصادی است که در آن ورودی ها و خروجی های اصلی، ایده ها هستند. در این اقتصاد، اکثریت مردم بیشتر وقتشان را صرف پیدا کردن ایده و پرورش آن می کنند، و به ظرفیت های خود برای داشتن ایده می اندیشند. در چنین جامعه و اقتصادی مردم به یک کار تکراری و خسته کننده که از ساعت ۹ صبح تا ۵ بعدازظهر انجامش دهند قانع نمی شوند (کاری که تا سال ها در کارخانه ها مردم به آن عادت کرده بودند). مردم در این اقتصاد در هر حالی که باشند، صحبت با دوستان، صرف نوشیدنی و یا هر کار دیگری، به این می اندیشند که می توانند ایده ای داشته باشند که واقعاً عملی و کاربردی است، و انگیزه و نیروی محرک های برای کار و تفکرات هویتشان شود نه ایده ای که صرفاً کمی لذت درونی برایشان دارد.

مفهوم و واژه ای که اغلب در کنار اقتصاد خلاق به کار می رود واژه «صنایع فرهنگی» می باشد. ریشه اصطلاح «صنایع فرهنگی» به تحقیقات اولیه در مکتب فرانکفورت در دهه های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ برمی گردد، که به تندی به تقبیح کالایی شدن هنر به عنوان ارائه مشروعیت ایدئولوژیک جوامع سرمایه داری و ظهور صنعت فرهنگ عامه پرداختند. چنین دیدگاه های بدبینانه در مورد رابطه بین فرهنگ و شرکت های سرمایه داری هنوز هم توسط برخی افراد ِابراز می شود. این به ویژه نظر چپ ها است، و به خصوص امروز در چارچوب بحث درباره تهدید همگن شدن فرهنگ جهانی مطرح می شود. در این دیدگاه ها، فرهنگ و اقتصاد دو طرف متخاصم تلقی می شوند، که هر یک توسط منطق ناسازگاری تحریک می شوند که اگر باید همگرا شوند، یکپارچگی اولیه همیشه ضربه می خورد. با این حال، در اوایل دهه ۱۹۶۰، بسیاری از تحلیل گران شروع به شناسایی این امر کردند که فرایند کالایی شدن لزوما یا همیشه منجر به انحطاط فرهنگی نمی شود. در واقع، اغلب برعکس آن ممکن است درست باشد، زیرا کالا و خدماتی که به طور صنعتی (یا دیجیتالی) تولید می شوند به وضوح دارای بسیاری از ویژگی های مثبت هستند. از این رو، در دهه ۱۹۸۰، اصطلاح «صنایع فرهنگی» دیگر آن معانی تحقیرآمیز دوره های قبل را نداشت و استفاده از آن در دانشگاه و محافل سیاست گذاری به عنوان امری مثبت شروع شد. این امر موسوم به شکل های تولید و مصرف فرهنگی شد که در هسته خود یک عنصر نمادین و یا بیانی دارند. این اصطلاح در سراسر جهان توسط یونسکو در دهه ۱۹۸۰ نشر یافت و حوزه های مختلفی را در بر می گیرد، مانند موسیقی، هنر، نویسندگی، مد و طراحی، و صنایع رسانه ها، به عنوان مثال رادیو، چاپ و نشر، و تولید فیلم و تلویزیون. دامنه آن به تولید مبتنی بر فناوری محدود نمی شود زیرا مقادیر زیادی از تولید فرهنگی در کشورهای در حال توسعه بر اساس صنایع دستی است. برای مثال سرمایه گذاری در صنایع دستی سنتی روستایی می تواند به نفع صنعت گران زن باشد زیرا آن ها را توانمند می سازد تا مسئولیت زندگی خود را برعهده بگیرند و نان آور خانواده های خود باشند، به خصوص در مناطقی که سایر فرصت های درآمدزا محدود هستند. همه این حوزه های مولد دارای ارزش اقتصادی قابل توجهی هستند، و نیز تجلی معانی اجتماعی و فرهنگی عمیق اند. (۲)

صنایع فرهنگی نیز بر مواردی از جمله گردشگری و میراث فرهنگی، موزه ها و کتابخانه ها، سرگرمی ها، فعالیت های ورزشی و نیز طبیعت گردی دلالت دارد. در واقع، صنایع فرهنگی بخش مکمل صنایع خلاق را شامل می شود. در حالیکه صنایع خلاق ارزش مالی را فراهم میکنند، صنایع فرهنگی ارزش عاطفی و اجتماعی را تأمین می کند. و درحالیکه ممکن است صنایع فردی، همانند تولید و سرمایه گذاری، در شرایط سخت اقتصادی دچار نوسانات شوند، صنایع خلاق و صنایع فرهنگی عموماً در برابر ناپایداری های چرخه تجاری و اقتصادی، ایمن و مصون میباشند و این موضوع جزو نقطه قوت اصلی این شاخه اقتصادی می باشد. به طوریکه امروزه در کشورهایی که اقتصادشان درگیر با رکود می باشد اقتصاد خلاق به عنوان مهم ترین راه حل برون رفت از این بحران برایشان تجویز می گردد.

اقتصاددانانی همچون رسترپو بر این باورند که دولت ها، شرکتهای خصوصی و مؤسسات غیرانتفاعی در سراسر جهان، روزبه روز اهمیت صنایع خلاق را به عنوان خالق و زاینده شغل، ثروت و تعهدات و مشغولیتهای فرهنگی، بیشتر درک کرده و تصدیق می کنند. رسترپو از آمریکا و انگلستان به عنوان رهبران جهانی در هنر، رسانه و میراث فرهنگی یاد می کند. به طور مثال، مشاغل مرتبط با تفریح و سرگرمی در لوس آنجلس درآمدی بالغ بر ۵۰۴ میلیارد دلار برای صنایع خلاق رقم زده است و بیش از ۴۰ میلیون نفر در آمریکا در بخش فعال مشغول به کار میباشند که این امر موجب افزایش چیزی حدود ۴۰۰ هزار شغل جدید درطی یک دهه ی اخیر شده است.

انگلستان هم با داشتن اقتصادی که نوآوری نیروی محرکه آن است، عنوان بزرگترین بخش خلاق اتحادیه اروپا را (بویژه درزمینه ی طراحی، نشر و تولید برنامه های رادیو و تلویزیون) به خود اختصاص داده است. بین سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۹ ، بیش از ۶۰ درصد رشد بهره وری ناشی از ابتکارات و نوآوری ها بوده و این امر در سال ۲۰۱۱ ، بالغ بر ۵/۱۵ میلیارد پوند استرلینگ از سهم صادرات را دربرداشته است. در اصطلاح تولید ناخالص داخلی، «اقتصاد ایده ها و اندیشه» در انگلستان بیشترین سهم را در جهان از آن خود کرده است، و طبق گزارش شهرهای خلاق شورای فرهنگی انگلستان (British Council’s Creative Cities Report) ، این کشور بطور مستقل و بدون مقایسه با دیگر کشورها، موفق ترین صادرکننده محصولات و خدمات فرهنگی در جهان است.

صنایع خلاق در موفقیت اقتصادی دیگر کشورها نیز اهمیت دارد. به عنوان نمونه، صنایع خلاق در امریکای لاتین و کشورهای حوزه کارائیب حدود ۱۰ میلیون نفر را به کار گماشته است و سالانه چیزی حدود ۱۷۵ میلیارد دلار ایجاد درآمد می کند. گزارش سال ۲۰۱۰ درباره صنایع خلاق نیز نشان می دهد که دولت های محلی جهت توسعه سیاست ها در این بخش، با اقداماتی نظیر گردشگری تشویقی، ایجاد زیرساخت های فرهنگی جدید و افزایش حفاظت از مالکیت فکری، در تلاش می باشند. صنعت فیلم در آمریکای لاتین با افزایش چشمگیری که سال گذشته در آمار فروش بلیط داشته، و نیز درآمد بالغ بر ۲۵۱ میلیارد دلاری حاصل از تولید محتوای تلویزیون مکزیک در سال ۲۰۱۱ درحال احیاء و رونق مجدد می باشد. شیلی هم در راه اندازی فناوری درحال پیشرفت کلوب های سرگرمی، به قطب مهمی جهت پرورش بازی های رایانه ای تبدیل شده است. افزایش صنعت طراحی در بوینس آیرس به دو برابر، به عنوان یک مدعی جهانی سهمی سه درصدی از کل اقتصاد در آرژانتین را به خود اختصاص داده است. بوگوتا، پایتخت کلمبیا، نیز به عنوان یکی از شهرهای خلاق منتخب یونسکو در سال ۲۰۱۲ ، اکنون مرکز سرمایه گذاری دولت در خلاقیت و نوآوری موسیقی شده است. علاوه بر این کشورها، برزیل هم «برنامه ی خلاقیت ریو» را جهت تقویت اقتصاد خلاق در ریودوژانیرو آغاز کرده است.

انجام پایان نامه اقتصاد

 

سفارش پایان نامه

نقشه