انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

پایان نامه بازیگری

پایان نامه|كتاب زبانشناسي كاربردي


اين پروژه  ترجمه ي صفحات 391 تا 414 كتاب زبانشناسي كاربردي
تاليف كاپلن و رابرت مي باشد.
مترجم: فرنگيس ترابي
نام درس: ترجمه انفرادي
استاد راهنما: جناب آقاي دكتر اسماعيل فقيه
نيمسال اول تحصيلي 1387
دانشكده علوم انساني واحد جنوب
 
فصل 30
روش شناسي  ها براي سياست  و برنامه ريزي
ريچارد ب. بالدوف، ج ر.
اگر چه كتاب هاي متعددي در مورد روش شناسي  تحقيق كه براي زبان شناسي  كاربري ( مثال: هيچ (Hatch)  و لازاراتون (Lazaraton)1991) و رشته هاي فرعي زبان آموزي   ( زبان دوم) (مثال: براون (Brown) 1998؛ جانسون (Johnson) 1992؛ نونان (Nunan)1992؛ سليگر (seliger) و شوهامي (shohamy)1989) و آزمون زبان  ( مثال: هينگ (Henning) 1987؛ مك نامارا (Mc Namara) مناسب است، نوشته شده است.
بر روش شناسي كه براي يكي از حوزه هاي اصلي ما بين، زبان شناسي كاربري، برنامه ريزي  و سياست زباني ( س ف. ايست من (cf Easthman)ط1983، فصل 6؛ كاپلن و بالدوف (Kaplan and Baldauf )1997 فصل 4) مناسب باشد، كمتر توجه شده است در حالي كه  نشريه هايي مانند: فصل نامه ي تيسل به طور مكرر در مورد مطالب مربوط به روش شناسي تحقيق براي تدريس زبان  بحث مي كنند. ( مثال: براون (Brown) 1991، 1992؛ فصل نامه، تيسل (2804)1994) به بحث اساسي روش شناسي برنامه ريزي وسياست زباني ( از اين به بعد ب. س.ز) در نشريات يا كتاب هاي مربوطه توجهي نمي شود.
به دليل آنكه مطالب مربوط به روش شناسي ب. س. ز صريح و به راحتي قابل درك نيستند، اين فصل مطالعه اي است گسترده براساس مرور پيكره زباني آثار چاپ شده مربوط به ب. س.ز كه در چكيده هاي رفتار زباني  وزبان شناختي از سال 1973 تا 1998 يافت مي شد و در سايت اسپيرس (web SPIRS) در دسترس بود. استفاده از پيكره اين مطالعات داراي مزايا ( براي مثال: چكيده ي مطالب موجود هستند، آثار چاپ شده وبه راحتي در دسترس هستند، چكيده ها قابل جستجو در رايانه و به عنوان منبعي موثق به طور گسترده اي استفاده مي شوند) و معايبي ( براي مثال: شامل گزارش هاي دولتي وساير آثار موقتي كه ممكن است توليدات اوليه برنامه ريزي زبان باشد، نمي شود.
احتمالاً شامل محدوديت ساير پايگاه هاي داده ها باشد، زمان طولاني براي انتخاب ورودي داده ها  اختصاص داده مي شود، سنجش انتخاب هاي متفاوت در زمان هاي مختلفي صورت گيرد.
گرايش به حروف تعريف در انگليسي يا ساير زبان هاي امروزي داشته باشد- براي بحث بيشتر در مورد اين مطالب به كتاب بالدوف (Baldauf) و جرنا (Jernudd) 1983. مراجعه شود) است. با وجود اين، مطالعات فراوان در زمينه ي پيكره ي زباني، نقطه ي شروعي مقدماتي براي انجام مطالعات وسيع براساس مرور روش شناسي ب.س.ز را فراهم مي كند.
مروري بر انتشار برنامه ريزي وسياست زباني
گفته شده بود كه برنامه ريزي زباني و زبانشناختي رشته اي نسبتاً جديد اما در حال پيشرفت است كه در اواخر دهه ي 1960 به عنوان برنامه ريزي زباني ، اواخر 1940 تحت عنوان طرح ريزي زباني بوده است. توجه اوليه ي آن به راه حل هايي در سطح كشوري براي مشكلات زباني در مواقع اضطراري با تاكيد گسترده تر بر جغرافي و محدوده ( ميكرو (micro)، مزو (meso) و مطالعات مكرو (macrostuchdies) جايگزين شده است. آثار ب.س.ز هميشه به طور پراكنده و ناهمسان بوده است و تنها تعداد كمي از نويسندگان متخصص تا حدودي انواع دستور العمل هايي كه در اين زمينه موثر است را منعكس كرده اند. براي فهم بهتر ماهيت و محدوده ي اين رشته، آثار مربوط به ب.س.ز كه توسط پايگاه داده هاي چ.ر.ز.ز معين شده بود آزموده شد تا پيكره اي از ب.س.ز را بنا كند. چ.ر.ز.ز به كار برده شده براي اين مطالعه، گونه اي پيوسته است كه يك دوره ي 26 ساله براي اطلاعات وارد شده از سال 1973 تا 1998 را پوشش مي دهد. هم چنين شامل مقاله هاي چاپ شده در سال هاي قبل مي باشد. پيكره ي اين مطالعات ( به جدول 30.1 مراجعه شود) 5898 مقاله اي هستند كه خارج از 150186 موضوع مربوط به زبان در پايگاه داده هاي چ.ر.ز.ز هم به سياست زباني و هم به برنامه ريزي مربوط مي شوند هر 1000 ستون مقاله ي اين منابع نشان مي دهد كه چه طور در دهه 1970، آثار ب.س.ز به عنوان رشته اي از آثار زباني از تنها 6 مقاله در هزار ستون مقاله در 1973 به 1/41 مقاله در 1000 در سال 1979 افزايش يافته است. دوره ي 10 ساله از سال 19797 تا 1988، 1840 يا 49 مقاله در 1000 ستون چاپ شده را در برداشت. در حالي كه دوره ي 1989 تا 1998، 3546 يا 43 مقاله در 1000 ستون چاپ جدول 30.1 مطالب مربوط به برنامه ريزي وسياست زباني مبتني بر داده هاي كامپيوتري در زبان شناسي و پايگاه داده هاي چكيده هاي رفتار زباني از سال 1973 تا 1998
منابع در 1000    برنامه ريزي يا سياست    سياست زباني     برنامه زباني     زبان     سال انتشار
5/35
1/49
4/49
5/37
9/36
0/46
4/40
7/47
7/45
1/36
0/43
4/40
1/61
5/48
0/46
9/66
7/54
0/52
9/44
0/37
1/41
0/49
3/37
8/22
4/20
6/13
6/9
0/6
3/5
0/17    82
417
491
395
369
434
358
394
362
244
546/3
221
310
229
154
201
163
149
146
124
143
1840
166
104
93
62
44
26
16
511
5898
    31
240
232
181
172
196
169
201
207
152
781/1
139
172
128
93
130
98
91
92
81
93
1117
83
48
37
19
15
15
9
226
125/3    71
309
396
323
293
351
283
315
258
170
769/2
157
224
176
108
153
126
102
94
64
90
294/1
113
69
75
53
36
16
9
371
435/4    2307
8490
9943
10526
9994
9440
8855
8261
7918
6776
500/82
472/5
077/5
720/4
349/3
005/3
981/2
864/2
349/3
475/3
542/37
451/4
550/4
560/4
560/4
568/4
606/4
337/4
003/3
075/30
186/150    1998
1997
1996
1995
1994
1993
1992
1991
1990
1989
1998-1989
1988
1987
1986
1985
1984
1983
1982
1981
1980
1979
1988-1979
1978
1977
1976
1975
1974
1973
1972-1969
1978-1969
پايگاه داده ها

A نشريه پيشرفت چند فرهنگي و چند زباني چاپ خود را آغاز مي كند
B مسائل زباني وبرنامه ريزي زباني چاپ خود را آغاز مي كند
C خبر نامه ي برنامه ريزي زباني چاپ خود را آغاز مي كند
D نشريه ي بين المللي جامعه شناسي زبان چاپ خود آغاز مي كند
E 69 مقاله زبان ويك مقاله ي سياست يا برنامه ريزي قبل از سال 1969 وجود دارد. شده را در برداشت كه اين بيانگر توانايي فوق العاده ي اين رشته در دهه 1980 است.
به هر حال از كل 5898 مقاله ي ب.س.ز بايد 565 مرور بر كتاب كسر شود و پيكره ي 5333 موضوع بالقوه ي تحقيقاتي باقي بماند. كاهش در تعداد مقاله هاي چاپ شده در سال 1998 ( 1997) دست سازي از پيكره ي داده هاست به طوري كه سال ها طول مي كشد، تا اكثر مقاله ها در يك سال مشخص به پايگاه داده ها اضافه شود.
گوناگوني منابع در تمام پيكره ي ب.س.ز به طور جزء مي تواند در تعداد آثار زباني غير انگليسي كه شامل مي شود، ديده شود 3364 يا 57 درصد انگليسي بوده، 783 يا 3/13 درصد آلماني 731 يا 4/12 درصد فرانسوي، 173 يا 9/2 درصد اسپانيايي 154 يا 6/2 درصد؛ 117 يا 2 درصد ايتاليايي بوده در حالي كه 576 يا 8/9 درصد باقي در زبان هاي ديگر بوده است ( يا زبان بدون رمز بوده).
اين مقاسيات نسبت به باقي مانده ي موضوعات مربوط به زبان در چ.ر.ز.ز، 1920 موضوع يا 6/70 درصد در انگليسي، 12854 يا 9/8 درصد در آلماني، 11944 يا 3/8 درصد در فرانسوي؛ 4279 يا 5/3 درصد در روسي، 2527 يا 8/1 درصد در اسپانيايي 2367 يا 6/1 درصد در ايتاليايي بوده است در حالي كه 8388 يا 8/5 درصد در ساير زبان ها بود ( يا زبان فاقد رمز بوده) ( براي بحث كاهش زبان غير از انگليسي- به خصوص آلماني- به طور كلي در پايگاه داده ها به آمان (Ammon) 1998 مراجعه شود). هر چند از نظر آماري بي اهميت است، پيكره ي ب.س.ز به طور نسبي موضوعات كمتري در انگليسي ( 57 درصد در مقابل 6/76 درصد) و موضوعات بيشتري در آلماني، فرانسوي وساير زبان ها نسبت به نبود موضوعات زباني ب.س.ز در پايگاه داده ها دارد. اين مطلب گوياي آن است كه موضوعات ب.س.ز نسبت به موضوعات زباني در كل، از يك دسته ي متنوع تري از پيشينه هاي زباني حاصل مي شود.
روش شناسي ارائه شده در پيكره ي ب.س.ز
روش شناسي هاي مختلفي، متناسب با تحقيق در ب.س.ز شناخته شده اند ( براي مثال: ايست من (Eastman) 1983؛ كاپلن و بالدوف (Kaplan and Baldauf) 1997).
روش شناسي ها به انواع سوالاتي كه محقق مي خواهد به آن ها جواب دهد، مربوط مي شوند وبر اساس اين رشته مي باشند. انواع تكنيك هايي كه در تحقيق ب.س.ز استفاده مي شود، به طور جزء در ماهيت چند منظوره اين رشته منعكس مي شود. پيكره ي ب.س.ز به منظور دست يابي به الگوهاي روش شناسي هاي مختلف و برآوردهاي آنان بررسي مي شد وتعداد يافته هاي اين مطالعات قابل توجه بود. چنان بررسي به دليل وابستگي به واژگان استفاده شده در چكيده سازي اين فرآيند، املاي آنان ( مانند:color colour,) يا شكل آنان ( مانند: methodology,methodologied) وغيره دقيق نمي باشد زير مجموعه هاي اين مطالعات بعدها به هم گروهان بدلي پيوست ( براي مثال: روش شناسي به طور مكرر به تدريس زبان ارتباط پيدا مي كرد تا به تحقيق، مردم شناسي واژه  اي بود كه در ارتباط با حوزه ي عمل نويسنده استفاده مي شد تا در زبان شناسي هاي مردم شناسي) و سپس براي نمونه هايي كه كاربرد روش شناسي را در شرايط ب.س.ز نشان مي داد، امتحان مي شد با ارائه تعداد بي شماري از نمونه هاي بالقوه مقاله هاي نمونه براي اين مطالعه انتخاب شد تا نه تنها بيانگر ارزش آن ها باشد بلكه انواع فعاليت هاي انجام شده در ب.س.ز در سراسر جهان، گونه هاي وسيع انتشارات آثار ب.س.ز و تعداد نويسنده هايي كه در اين زمينه كار مي كنند را نشان مي دهد.  
اين مطالعات هم چنين براي نشان دادن انواع مختلف مطالعات ب.س.ز در آثار انتخاب شد كه به 4 گروه، دسته بندي شدند: (1) به عنوان اظهار نظر بر روش شناسي ، براساس اين كه چه روش شناسي هاي ب.س.ز اي اساساً در آن به كار رفته است.
(2) مطالعات برنامه ريزي و سياست پيش زباني يا (3) چه چيزهايي در ارزيابي مطالعات ب.س.ز گزارش شده و (4) درمطالعات توصيفي و موجود درابتدا قرار بود كه اين مطالعات به عنوان زير مجموعه « تغيير برنامه ريزي نشده ي زبان شناسي جامعه» طبقه بندي شود اما مشكلات بسياري را در كاركردن به طور ابتدايي با چكيده ها در اين پيكره ايجاد كرد. اين تحليل در جدول 30.2 خلاصه شده است كه مقاله ها هم به وسيله ي روش شناسي و نوع مطالعه نوشته شده اند. در اين بخش ها براي هر روش شناسي، مطالعاتي كه بيانگر آن است خلاصه شده است به استثناء روش شناسي، اين موضوعات به ترتيب بيشترين تا كمترين تكراري كه در پيكره ي ب.س.ز رخ داده مرتب شده اند.
1- روش شناسي اگر چه روش شناسي كانون توجه مقاله هاي نوشته شده در اين زمينه نيست اما اين به آن معني نيست كه در مورد آن بحثي نشده است به عنوان مثال: هارمان (Haarmann)(1990) گونه هاي كاربردي روش شناسي وبرنامه ريزي زباني را بررسي كرده و رده شناسي  مطلوبي را ارائه مي دهد كه نياز به برنامه ريزي  اعتباري و نقش افراد و گروه ها در آن برنامه ريزي را مورد بحث قرار مي دهد. همل (Hamel) در جهت اهداف سياسي زبان تلاش مي كند تا معيار روش شناسي نظري را براي تحقيق در روابط بين زبان بومي  دملي در مكزيك تنظيم كند.
چيف من (schiffman)(1994) روشي ديگر براي سياست زباني ارائه مي دهد كه تاكيد بيشتري بر نقش فرهنگ زباني در پيشرفت ب.س.ز دارد. لابري (Labrie)، نلد(Nelde) ، و وبر(weber) (1994) روش شناسي را خلاصه مي كنند كه قابل استفاده در مطالعه وضعيت زبان هاي اقليتي در جوامع اروپايي باشد. بلومائرت (Blommaer)(1996) عملكرد سابق سنت طرح ريزي زباني را از ابعاد نظري، شيوه ها و روش شناسي ارزيابي مي كند تا مطالعات ب.س.ز آينده را توسعه دهد. هلنمر(Holmes)(1997) روش هاي به كار برده شده توسط محققين نيوزلندي را بررسي مي كند تا اطلاعات زباني جوامع و روابط ميان روش شناسي و تئوري را جمع آوري كند و نتيجه گيري كه كاركردهاي گويا ممكن است اساسي را براي لغو دگرگوني زبان فراهم كند. بالدوف (1994) در مورد اينكه برنامه ريزي وسياست زباني طرح ريزي نشده به طور مكرر رخ مي دهد و جنبه اي مهم از اعمال برنامه ريزي وسياست زباني بيشتر است، به بحث مي پردازد. پت ()(1996) طرح كل از روش شناسي ب.س.ز را براي معرفي زبان هاي ملي در مدارس آفريقا فراهم مي كند.
در حالي كه اين مقاله با مسائل روش شناسي سروكار دارند اما با روش شناسي به عنوان موضوعي در جايگاه خودش رفتار نمي‌شود مانند موردي كه در منابع در بخش اول اين فصل در مورد آن بحث شد.
2- تاريخ، موضوعات بسيار زيادي در پيكره‌ي ب.س.ز وجود دارند كه كانون توجهشان به طور عمده بر تاريخ است. نمونه‌هاي اندكي كه كانون توجهشان بر تاريخ است، شامل: مرور تاريخي دود (Doud) (1996) بر 5 مرحله‌ي توسعه‌ي زبان اندونزيايي؛ توصيف عملكردها و فعاليت‌هاي انجمن زبان عبري (بارآكر (Bar Acher) و كاف من (Kaufman) (1998))؛ مروري برپيشرفت فرانسوي كوبكي در طول 20 سال
 
گذشته (پويرير (Poirier) 1997)؛ مبحث دلالت متون تاريخي چند زباني  آفريقايي بر سياست زباني اوگاندايي (پوليكوا- ويلهانوا (pawlikova-vilhanova)1996) و متون تاريخي براي سياست زباني در استراليا (كلاين (clyne) 1997). متون تاريخي تقريباً هميشه در فهم ب.س.ز در يك جامعه‌ي مشخص مهم است و به جمع مطالبات اخير ب.س.ز در سراسر كشور پيوسته است (براي مثال: موارد موجود در بالدوف و كاپلن 2000، كاپلن و بالدوف 1999، و اسپلسكي و شوهامي b1999).
نگرش‌هاي زباني رويكردها (و ارزش‌ها) جنبه‌ي مهمي از برنامه ريزي زباني هستند (به هارمان (Haarmann)1990 مراجعه شود) به طوري كه نگرش‌هاي افراد مي‌تواند تاثير بسزايي در موفقيت يا شكست ب.س.ز يا پذيرش تحول زبان داشته باشد (براي مثال:گيل فرد (Guil ford) [1997] در مورد پذيرفتن لغات فرضي انگليسي در فرانسوي بحث مي‌كند). مطالعات بسياري در اين زمينه صورت گرفته كه در مورد موضوع كلي نگرش و برنامه ريزي زباني بحث مي‌كنند (براي مثال: بورهيس (Bourhis) [1997] در فرانسه و كانادا يا ورهوئف (verhoef) [1998]
درباره‌ي فرآيند جديدي كه نگرش‌هاي زباني جديد را در آفريقاي جنوبي رواج مي‌دهد، بحث مي‌كنند). وينتر (winter) (1992)در مورد اينكه چه طور تحليل گفتمان  مي‌تواند براي جمع آوري اطلاعات در مورد نگرش‌هاي زباني مورد استفاده قرار گيرد، به بحث مي‌پردازد. نگرش‌ها ممكن است تعيين كننده‌ي موفقيت (يا شكست) ويژگي‌هاي مشخصي از برنامه ريزي زباني باشند (براي مثال: كندي (kennedy) [1996] در مورد استفاده از زبان غير  جنسيت گرا در آگهي‌هاي شغلي بحث مي‌كند). همچنين نگرش‌ها در فهم ما از مشكلات مشخص زباني نقشي مهم دارند (براي مثال: دارو (rarro) [1997] در مورد منشأ نگرش‌هاي منفي اجتماعي نسبت به مهاجران در فرانسه بحث مي‌كند).
4- ارزيابي. همان طور كه روبين (Rubin) (1971) در حدود 30 سال پيش بيان كرد، كمبود داده‌ها در فرآيندهايي كه ب.س.ز را توصيف مي‌كنند، وجود دارد. كه كمتر تغيير يافته است. اگر چه اين پيكره شمار بسياري از موضوعات مربوط به ب.س.ز و ارزيابي آن را شامل مي‌شود. اما  بيشتر آن‌ها مختص ارزيابي ب.س.ز زيستند و كمتر به آزدمودن وسائل مربوط به كارآيي آن مربوط مي‌شوند. همچنين مطالعات ديگري در اين پيكره وجود دارند كه از ساير روش شناسي‌ها استفاده كرده و اظهاراتي برآورد كننده درباره‌ي ب.س.ز ايجاد مي‌كنند ايجاد مي‌كنند (به طبقه بندي ارزيابي مطالعات ب.س.ز در جدول 2-30 مراجعه شود) برخي نمونه‌هاي اين مطالعات ارزيابي كننده شامل دائست (Daoust) كه تاثير برنامه طرح ريزي زباني كوئبك را در استفاده از زبان فرانسوي در مشاغل آزاد با بررسي نمودن انتخاب واژگان شغلي ارزيابي مي‌كند، گرين (Grin) (1996) كه آثار اقتصادي زبان را مطالعه مي‌كند در مورد مسائلي كه در ارزيابي سياست‌هاي زباني استفاده مي‌شوند، اظهار نظر مي‌كند؛ كلومر (colomer) (1996) كه كارآيي اقتصادي ترجمه را در مقابل يادگيري زبان در اروپا بررسي مي‌كند؛ دگنسي اكتونا (Dofancay- Aktuna) كه اصلاح زبان تركي پس از 60 سال را ارزيابي مي‌كند؛ وارگا (varga) (1995) كه ترجمه‌هاي ادبي جديد رائتو-رمانس (Rhaeto-Romance) براي 5 گروهي كه به زبان گريز ونزكانتون (Grisons canton) سوئس صحبت مي‌كنند و مي‌نويسند، را بررسي مي‌كند؛ يا ارزيابي استروبل (strubell) (1996) از سياست زباني دولت كاتالان براي هنجار سازي كاتالان مي‌باشد. بيشتر اين موضوعات شبه ارزيابي‌هايي ارائه مي‌دهند تا بررسي‌هاي جزء به جزء سياست و عمل. شايد اين مدارك در بيشتر آثار موقتي وجود داشته باشند اما در ب.س.ز خلاصه نشده‌اند.
5- مطالعات تطبيقي و اغلب مي‌توان با استفاده از داده‌هاي تطبيقي به درك بهتري از شرايط سياست و برنامه ريزي زباني رسيد. براي مثال: هورنبرگر (Hornberger) (1996) براي زبان‌هاي بومي و باسوادي از شيوه‌اي تطبيقي استفاده مي‌كند تا چالشهايي را كه اين قبيل زبان‌ها با آن مواجهند را مورد تاكيد قرار دهد، مخصوصا به اين دليل كه كار انفرادي زبان اغلب به تنهايي به عهده گرفته شده است؛ مايكل من (michelman) (1995) تاثير متفاوتي را كه سياست‌هاي استعماري زبان فرانسوي و بريتانيايي بر توليد آثار آفريقايي داشته‌اند را بررسي مي‌كند؛ پاكير (pakir) (1993) نگاهي ارزيابي كننده و توصيفي را به آموزش دو زباني در سنگاپور، مالزي و دارالسلام بروني فراهم مي‌كند؛ رابينسون (Robinson) (1994) سياست‌ها را مقايسه مي‌كند تا از زبان‌هاي اقليت در كانادا و كامرون حمايت كند؛ سانتاگ (Sonntag) (1996) روابط بين زبان و سياست‌ها را در هند و ايالت بهيار (از نظر سياسي نسبتا پايدار) و در ايالت آثار پرازش (uttar Pradesh) كه با كشمكش سياسي بالا مشخص شده) مقايسه مي‌كند، در حالي كه سامر (sammer) (1991) عواملي را كه در حفظ و تغيير زبان‌ براي نوبياني‌ها در مصر و يايظها در بتسوانا (Botswana) موثر است را مقايسه مي‌كند. اين قبيل مقايسات براي ب.س.ز مردم عادي منظور مي‌شود يا فرضيه‌هايي در مورد تفاوتهاي موجود در روش‌هاي ب.س.ز مورد بررسي قرار مي‌گيرند.
6- كارآيي. بيشتر آثار ب.س.ز مربوط به كارآيي درباره‌ي نيازهاي كارآيي در متن ب.س.ز  صحبت مي‌كند (براي مثال مراجعه شود به سيديكت (liddicoat) [1996] براي استراليا، تاكر (tucker) [1997] براي ايالت متحده‌ي آمريكا، ياورهئون (verhoeven) [1997] براي كارآيي دو زبانه) تا در مورد ارزيابي واقعي كارآيي. هم چنين اين آثار شامل امور مربوط به توسعه‌ي استانداردهاي كارآيي مي‌باشد (براي مثال: وان ويرن (van weeren 1995)، اما همانطور كه در بخش ارزيابي به آن اشاره شد، نسبتاً ارزيابي‌هاي كمي در مورد كارآيي وجود دارد (س.ف استروبل [1996] كه نتايج سياست را به طور مختصر براي كاتالان، با استفاده از اطلاعات مربوط به كارآيي زبان حاصل از سرشمار‌ي‌ها ارزيابي مي‌كند در حالي كه اكسترا (Extra) [1995]  اطلاعاتي در مورد كارآيي زبان دريچه‌هاي اقليت‌هاي قومي در هلند ارائه مي‌دهد). كارآيي زبان به وضوح يكي از اهداف مهم ب..س.ز است اما ارزيابي آن مشكل است و از اين قبيل در آثار مربوطه موارد زيادي يافت نمي‌شود.
7- بررسي‌هاي مبتني بر داده‌هاي كامپيوتري اين آثار همچنين تعداد زيادي از بررسي‌ها‌ي مبتني بر داده‌هاي كامپيوتري شامل مي‌شود، اگر چه تعدادي از آن‌ها كاملاً به برنامه ريزي داده‌هاي كامپيوتري مربوط مي‌شوند تا داده‌هاي كامپيوتري به عنوان يك روش شناسي. مطالعات ديگر به فرهنگ نويسي (براي مثال: گلينرت (Glinert) [1998] در مورد مروري دوباره بر زبان بومي عبري) يا به توسعه واژگان مربوط مي‌شوند (براي مثال: گوادك (Gouadec) [1994] به توسعه واژگان رسمي كامپيوتري فرانسوي توجه مي‌كند.) در حالي كه چنين امري بخش مهمي از برنامه ريزي داده‌هاي كامپيوتري است، ارتباط آن‌ها برخي ب.س.زهاي خاص ممكن است به راحتي قابل  تشخيص نباشد. كاربرد ديگر تحليل داده‌هاي كامپيوتري، بررسي اطلاعات كامپيوتري خاصي از آثار ب.س.ز امثال: پيل (piehl) [1996] براي استاندارد سازي زبان فنلاندي، كنريك (kenrick) [1996] براي پيكره‌ي نوشتاري روماني،يا اين بخش) براي دستورالعملهاي مربوط به ب.س.ز يا روند آن مي‌باشد. در كاربردي‌هاي ديگر، بيلي (Bailey) و داير (Dyer) (1992) نشان مي‌دهند كه چه طور نمونه‌هاي تصادفي پيكره‌اي از داده‌هاي گفتاري مي‌تواند براي فراهم آوردن نتيجه گيري‌هايي در مورد استفاده‌ي زباني جمعيت‌ها استفاده شود، در حالي كه پلانلزايوانز (planelles-Ivanez) (1996)، كندي (kennedy) (1996) و اتو (Otto) (1991) نمونه‌هايي از رسانه‌ي اخبار نوشتاري را به كار مي‌برند تا نگاهي به سياست زبانشناختي مربوط به كاربرد متغير تيترهاي مشاغل فمينيستي در زبان فرانسوي تبعيض جنسي در به كار گرفتن آگهي‌ها، يا تبليغ زبان آلماني در فرانسه كه با آگهي‌هاي مشاغل وابسته به زبان ارزيابي مي‌شد بيندازند.
مردم شناسي، روش‌هاي مردم شناسي معمولا شامل زمينه‌ي مطالعه‌ي يك زبان در متن اجتماع آن است. اين پيكره شمار بسياري از مسائلي كه ب.س.ز و مردم شناسي را به هم مربوط مي‌كرد، فراهم مي‌كرد، اما بسياري از آن‌ها به طور آشكار به اين زمينه مربوط نمي‌شدند. نمونه‌هايي از اين روش شامل هندري (Hendry) (1997) مي‌باشد كه بر اساس مصاحبه‌هاي انجام شده در سال‌هاي 1987 و 1995، تاثير سياست دو زباني رسمي دولت اسپانيايي در ريوجا آلاوسا (Rioja Alvesa) (حوالي منطقه بسكو (Basque) را بررسي كرد و متوجه شد كه اين سياست هويت افراد را نه به عنوان بسكويي و نه اسپانيايي مورد بي توجهي قرار داده است. هنري (1997) تأثير تلاش‌هاي دولت ايالتي ازسال 1968 در جهت گسترش زبان فرانسوي در ايالت لوئيزيانا را بررسي كرده و متوجه شد كه موفقيت معقولانه‌ي در زمينه‌ي تحصيلي وجود داشته است. تورنل (thornell) (1997) بر هم كنش اجتماعي و ويژگي‌هاي كلي واژه نامه‌ي سانگو، زبان ميانجي تازه در حال توسعه‌ي جمهوري آفريقاي مركزي را مورد بررسي قرار داد. مرفت (morphet) (1996) مروري را بر مطالعات قوم شناسي در سواد آموزي به افراد بي سواد در آفريقاي جنوبي فراهم كرده و نشان داد كه موارد كنترل و قدرت مشكل ساز بوده، نه خود بي سوادي. فيش من (Fishman) (1993) در مورد لزوم آگاهي در مورد زبانشناختي قومي بحث مي‌كند و معتقد است كه درگيري اجتماع در حفظ و نگهداري زبان، براي احياي زبان ضروري است. جرناد (Jernudd) (1971) روش زبانشناسي مردم شناسي را به كار برده تا تغيير اجتماعي و تفاوت گفتار بومي را در استراليا ارزيابي كند. گريلو (Grillo) (1989) با معرفي كتابي در مورد مردم شناسي اجتماعي و سياست‌هاي زبان، مطالعه‌ي را فراهم كرده كه نگراني مردم شناسان از مسائل زبان و قدرت را بررسي مي‌كند. اين مطالعات، سودمندي روش‌هاي مردم شناسي را در مسائل ب.س.ز بيان مي‌كند.
بررسي زبانشناسي اجتماعي. اين پيكره تعداد نسبتا كمي از نمونه‌هاي اين روش را شامل مي‌شود. اين دو (تي سه tse) [1982] براي تايوان و گرتر (Gorter) [1987] براي زبان فريزي در هلند) توجه اوليه‌شان معطوف به بحث در مورد اين شيوه است، در حالي كه مهرترا (mehotra) (1985) براي آسياي جنوبي و اپرنتي (Apronti) (1974) و شوياكور (shevyakov) براي غنا، با استفاده از داده‌هاي اين بررسي، مرورهايي مختصر از شرايط ارائه شده را فراهم مي‌كنند. ارياگين (O’riagain) نتايج بررسي‌هاي زبان ملي در سال‌هاي 1973 و 1983 را مقايسه مي‌كند تا الگوي تكامل يافته‌ي نو زباني در ايرلند را شرح دهد. كه اين مي‌تواند تحت عنوان ارزيابي سياست زباني ايالت كه حفظ و احياي زبان ايرلندي را مورد هدف قرار داده، طبقه بندي شود. ديو (Dieu) (1991) كاربرد بررسي زبانشناسي اجتماعي را گزارش مي‌كند تا كاربرد عملي زبان را براي استفاده دربهبود سواد آموزي در كامرون شمالي توصيف كند، در حالي كه لپژ (Lepage) بررسي زبانشناسي اجتماعي را به كار مي‌برد تا اطلاعاتي را در مورد پيشرفت زبان لوئيزيانايي در بلايز جمع آوري كند. داده‌هاي سرشماري مي‌تواند در فراهم آوردن زبانشناسي اجتماعي و داده‌هاي مربوط به ب.س.ز مورد استفاده قرار گيرد (به كلاين (clyne) 1997)  و كرولي (crowley) 1994 مراجعه شود). اگر چه بررسي‌هاي زبانشناسي اجتماعي به طور بحث برانگيزي مي‌تواند به عنوان روش شناسي پايه براي ب.س.ز كشور باشد (به كاپلن وبالروف 1997 مراجعه شود)، همانطور كه براي شرايط micro مي‌باشد، استفاده‌ي گزارش شده‌ي آنها فوق‌العاده نيست و جالب توجه است كه 16 مطالعه از 18 مطالعه در اين پيكره طي دهه‌هاي 1970 و 1980 چاپ شده است. هر چند كايامبازينتو (kayambazinthu) بخشي از پيكره چ.ر.ز.ز را ارائه نمي‌دهد اما نمونه‌هاي تازه تري از اينكه چطور داده‌هاي بررسي (براي مالاوي (Malawi)) مي‌تواند در ب.س.ز اثر گذارد را فراهم مي‌كند.
10- بين زباني استفاده جزئي سنتي از اين واژه براي يادگيرنده‌ها در مرحله فراگيري زبان دوم بين زبان اول و دوم گسترده شده بود تا حدود اجتماعي زبان‌ها يا انحرافات مشخص در روند كلي آن كه بيانگر استفاده قومي پايدار يا گويش هستند را منعكس كند (اسيت من 1983:190)
18. در حالي كه كاوالي (cavali) (1997) روش بين زباني را در مفهوم انفرادي استفاده مي‌كند، كالوت (calvet) (1997، براي استفاده از زبان‌هاي ميانجي شهرهاي افريقايي)، گلن (Glenn) (1997، براي حفاظت از زبان‌هاي اقليت در اروپا و آمريكاي شمالي) و اسمالي (smalley) (1988، براي دسته بندي زبان‌ها در تايلند) روش بين زباني را در متن‌هاي بزرگ براي بررسي زبانشناسي اجتماعي و روابط ب.س.ز ميان زبان‌ها استفاده مي‌كنند. هنگام جستجوي پيكره‌ي ب.س.ز براي واژگان بين زباني (يا فرهنگ شناسي ارتباط) و ب.س.ز، رابطه‌اي بدلي ميان كاربرد با هم اين دو واژه وجود داشت، همانطور كه آن‌ها در صفحات متعدد كتب يافت مي‌شدند اما در بخش‌هاي مجزا.
11- فرهنگ شناسي ارتباط، ماركسيست (Marxist) ونقدهاي پس ساختارگرايان از برنامه ريزي زباني پيشنهاد داده است كه تحقيق ب.س.ز فرهنگ شناسي كمك خواهد كرد تا از نخبه گرايي، نابرابري روش‌هاي نوين گرا و كمبود حمايت از چند فرهنگ گرايي يافت شده در ب.س.ز كلاسيك جلوگيري شود. فيش من (fishman) (1994) در حالي كه ارزش چنين نقدهايي را تصديق مي‌كند، از بعد زبان اقليت به موضوع نگاه كرده و در مورد اين كه توجه اين نقدها بيشتر متمركز تئوري‌هاست تا انجام واقعي آن و آن نياز به توجه و دقت دارد نه به جايگزيني و استثمار از ديگري بحث مي‌كند. علي رغم نياز به استفاده از تكنيك، موضوعات كمتري در ب.س.ز يافت مي‌شد كه در آن ب.س.ز از بعد فرهنگ شناسي گفتگو / ارتباط بررسي شود. كوپر (cooper) و دنت (Danet) (1980) اين مسئله را در رابطه با برنامه ريزي زباني در اسرائيل مورد بحث قرار مي‌دهند در حالي كه چيك (chick) (1992) از آن در مطالعات خرد تطبيقي ب.س.ز از متمم و جواب در دانشگاهي در افريقاي جنوبي به عنوان شاخص تغييرات در روابط قدرت پس آرتايد استفاده مي‌كند.
12- تحليل ارزش – سود. تحليل ارزش – سود روشي ابتدايي بود كه براي ارزيابي تصميمات زباني در آثار ب.س.ز پيشنهاد شد. به هر حال مشكلات تخصيص ارزش‌هاي پولي به مزاياي موجود در حيطه‌ي زبان و اين حقيقت كه بسياري از تصميمات زباني اغلب براي امور سياسي گرفته مي‌شود نه براي دلايل اقتصادي، استفاده از اين تكنيك را محدود ساخته است. كلومر (colomer) (1996) با استفاده از تحليل ارزش – سود كارآيي اقتصادي ترجمه را در مقابل يادگيري زبان در اروپا بررسي مي‌كند؛ موهل هاسلر (muhlhausler) (b1996) در مورد مزاياي يادگيري زبان‌ههاي كمتر تدريس شده / يادگرفته شده دررابطه با مزايا و ارزش‌هاي آنان بحث مي‌كند؛ و ماركي (markee) (1991) از تحليل ارزش سود استفاده مي‌كند تا نگاهي به برنامه ريزي زباني نوآوري ارتباطي بيندازد. ريگان (Reagan) (1983) تحليل ارزش – سود را به عنوان بخش بالقوه اقتصاد براي ب.س.ز بررسي مي‌كند. همان گونه كه فاسلد (Fasold) (1984) و ادواردز (Edwards) (1985) اظهار مي‌كنند كه تحليل‌هاي ارزش – سود كمي براي بررسي‌ انجام شده و يا در دسترس مي‌باشد.
شيوه‌هاي ديگر  
تعدادي از روش‌هايي كه در ابتدا توسط ايست من (b1983) پيشنهاد شد مانند ابزار احتمالي براي ب.س.ز كه ظاهرا در پيكره‌ي نوشته‌هاي ب.س.ز به كارگرفته نشد، شامل : مطالعات قابل فهم متقابل (1989 گنزالز؛ 1995 راهمن cf.؛ 195: b1983) فاصله‌ زباني (1989 خوبچنداني.cf؛ 186: b1983)، تئوري تبادل
(1989 اسيت من و لايتين. Cf؛ 200: b1983)، اتخذ تصميمات قومي (182: b1983) يا ترتيب برتري (185:b1983) مي‌باشد. تحليل او از روش‌ شناسي پديدار شده، بر اساس كارهاي انجام شده در دهه 1970 بود (زماني كه ب.س. ز در مراحل شكل دهنده‌اش به عنوان يك زمينه بود) و مشخص مي‌كند كه انواع وسيعي از روش‌ شناسي‌ها براي ب.س.ز در نظر گرفته شده است.
كاربرد نادرست روش
اين حوزه براي اثبات با سند، حوزه‌اي شكل است، مخصوصا بر اساس پيكره‌ي مطالعاتي از قبيل اين مورد  كه در اين جا به كار برده شد. به هر حال در ميان تزها / پايان نامه‌هايي كه بايد مي‌خواندم، مكمل روش شناسي ضعيف بوده و در ميان گزارش‌هاي شفاهي كه در مورد سوالات مسئله ساز بررسي در مطالعات بزرگ ملي شنيده‌ام، روش شناسي به نظر يك مسئله مي‌رسد. در حالي كه اين‌ها الگوي اتفاقي يا بزرگي را تشكيل نمي‌دهند و بعدها به اين پيشنهاد كه موضوعات روش شناسي ممكن است در زمينه‌ي ب.س.ز ارزيابي شوند، قوت مي‌بخشند.
خلاصه و نتيجه گيري
مطالعه‌ي اين پيكر، مشخص مي‌كند كه ب.س.ز از ابتداي زماني كه به طور رسمي در نوشته‌هاي پايگاه داده‌ها ظاهر شد، به زمينه‌ي خاصي از مطالعه‌ي ارتقا پيدا كرده است (همانگونه كه توسط چ.ر.ز.ز ارائه شد). بين 4 تا 5 درصد از مطالعات زباني خلاصه شده در چ.ر.ز.ز به برنامه ريزي و سياست زباني مربوط مي‌شوند. اين آثار در انواع وسيعي از كتب در رشته‌هاي مختلف چاپ شده و به طور مكرر در زباني غير از انگليسي كه محتواي آثار كلي چ.ر.ز.ز است، چاپ مي‌شود. متفاوت با برخي از حوزه‌هاي ديگر زبانشناسي كاربردي، روش شناسي و تئوري به طور گسترده موضوعات فرا بحث در آثار نيستند. به نظر مي‌رسد كه دانشمندان در مطالعات ب.س.زشان بيشتر سنتهاي كلي علوم انساني و علوم اجتماعي را آورده‌اند كه با اموري كه مكمل توصيفي يا تاريخي يا تنها توصيفي دارند، همراه مي‌باشد. بررسي‌هاي آماري يا ارزيابي‌ها و مطالعات بر اساس داده‌هاي كمي تا حدودي تكرار ناپذيرند.



پایان نامه كتاب زبانشناسي كاربردي

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

انجام پایان نامه | دانلود مقاله

سفارش پایان نامه