انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

انجام پایان نامه حقوق ارتباط اعتیاد و بزهکاری

انجام پایان نامه| ارتباط اعتیاد و بزهکاری

تعداد صفحات: 25 صفحه

اگر چه عده ي زيادي از مددكاران اجتماعي ، تحقيق او را مورد انتقاد قرار داده اند و حتي ديدگاه هاي باربارا و تون و محققان ديگر او را واداشت كه در بعضي ديدگاه هايش تجديد نظر كند ، با اين حال اهميت كار اوليه ي او اين موضوع را روشن كرد كه احتياجات رواني بچه هايي كه مدت طولاني در نهادهاي اجتماعي تحت مراقبت قرار مي گيرند برآورده نمي شود . طبق تحقيقات لوئيز ، تعداي از مددكاران ، فرضيه ي اصلي بالبي را مجدداً بررسي كرده اند . وقتي لوئيز ٥٠٠ بچه را در كانون كودكان مورد بررسي قرار داد ، ملاحظه كرد كه نتيجه براي تأييد فرضيه ي بالبي كافي نيست . اما او نتيجه گرفت كه غفلت والدين ( شكل مهمي از محروميت ) ، احتمالاً بيش تر از تحمل يا طولاني كردن جدايي اهميت دارد . بنابراين ، مي توان چنين اظهار نظر كرد كه جدايي بچه و مادر ، در جرم شناسي اطفال به عنوان يك عامل جرم شناسي محسوب مي شود .
٢ ـ ميزان درآمد خانواده در ميان گروه بزهكار و گروه غير بزهكار
مساواتي آذر معتقد است وقتي جوانان گروه مجرم و گروه كنترل را از نظر شرايط اقتصادي با هم مقايسه مي كنيم ، مي توانيم بگوييم كه حدود ٦٠ درصد جوانان مجرم شديداً در بحران اقتصادي زندگي كرده اند . يعني خانواده هاي آن ها هرگز نتوانسته اند كوچك ترين نياز اقتصادي ، تربيتي و اوليه ي آنان را فراهم كنند ، زيرا ٦٠ % خانواده هاي آن ها در ماه كم تر از ٧٥٠ تومان درآمد داشته اند و درآمد ٣٤% آن ها حتي از ٥٠٠ تومان هم كم تر بوده است . در صورتي كه در گروه غير بزهكار هيچ يك از خانواده ها در دومين وضعيت قرار نداشتند و تنها ١٠ % آن ها معادل ٧٥٠تومان درآمد داشته اند . ( آمارها مربوط به سال ١٣٧٣ است )
٣ ـ وضعيت مسكن و بزهكاري
شامبياتي در مورد تأثير مسكن خانواده در بزهكاري نوجوانان توضيح مي دهد كه والدين با انتخاب محل جغرافيايي مسكن خويش ، اطرافيان اجتماعي كانون
خانواده ي خود را در جامعه تعيين مي كنند و موقعيت كانون خانوادگي به نوبه ي خود در حد وسيعي به برخورد كودك با انواع الگو هاي رفتار دامن زده ، از اين رهگذر اثرهايي خوب يا بد در تكوين شخصيت اين موجودات نقش پذير از خود به يادگار مي گذارد . اگر كانون خانواده در منطقه اي قرار گرفته باشد كه بروز بزهكاري در آن فراوان باشد ، احتمال برخورد كودك با نمونه هاي متعددي از بزهكاري بيش تر است تا اينكه كانون خانواده در منطقه اي قرار گرفته باشد كه وقوع جرم در آن منطقه به ندرت صورت مي گيرد . به سخن ديگر احتمال برخورد با بزهكاري نسبت مستقيم با فراواني آن دارد :
الف ) شكل مسكن : تحقيقي كه درباره ي مسكن به عمل آمده نشان مي دهد كه ٩٠ درصد كودكان ناسازگار از خانه هاي پست و كثيف و اقامتگاه هاي جمعي برخاسته اند . بقيه ي كودكان يعني ١٠ درصد ديگر به محيط هاي خيلي فقير تعلق داشته اند كه در كلبه هاي چوبي يا اتاق هاي ارابه اي دوره گردها زندگي مي كردنديا كودكاني بودند كه در چندين كوي كه از منازل شخصي تشكيل شده سكونت داشته اند . فقط در سه مورد مشاهده شد كه فرزندان ناسازگار از ميان خانه هاي مجلل برخاسته اند .
ب ) منطقه ي مسكوني و نوع مسكن : در فرانسه ثابت شده است كه خانواده هاي بسياري از تبهكاران در شهر و در محله هاي نامساعد آن زندگي كرده اند . اما تا كنون مشخص نشده است خانواده هايي كه در اين گونه محلات زندگي مي كنند بيش از ميانگين خانواده اي فرانسوي ، بزهكار تحويل جامعه داده باشند .
ج ) همسايگان و نقش جرم زايي آنان : مقوله ي همسايگي و مسئله ي انتخاب محله ي مناسب براي سكونت ، از اين رهگذر كه ساكنان آن بخش و نفوذ رفتار همسايگان در تكوين شخصيت فرزندان مي تواند شديداً مؤثر باشد ، به گونه اي بارز معرف سطح اجتماعي و اقتصادي والدين است و علاقه ي آنان را در تعيين سرنوشت نيكوي فرزندان خود و جلوگيري از آسيب پذيري اينان به وجهي نمايان
مي رساند . طبق نظر شامبياتي پس از بررسي هاي كليفوردشاو ، استاد دانشگاه شيكاگو و شاگردانش ، به نظر
مي رسد كه بزهكاري مربوط به تراكم جمعيت شهري
نيست ، بلكه مربوط به محله است . نظر مشابهي در ايتاليا ابراز شده است . در آن كشور ، از مدت ها پيش ، يعني به سال ١٨٩٩ دو تن از محققان آن زمان تأثير سوء زندگي در ميان طبقات نامناسب را بررسي كرده اند . در فرانسه بجز مطالعات شخصي و كارهاي يك قاضي پاريسي تحقيقاتي براساس اسلوب علمي انجام نشده است . اين قاضي توزيع تبهكاري نوجوانان را در پاريس و حومه ي آن بررسي كرد و نشان داد كه قسمت اعظم تبهكاري در حومه ي پاريس اتفاق مي افتد و اين مناطق جزء محيط رنجبران است كه اثر آن را در تكوين شخصيت جنايي نمي توان از نظر دور داشت . وجود مناطق بزهكاري مورد تأييد قرار گرفته است و از آن نتيجه گرفته اند كه كافي است محل اقامت را تغيير دهند تا در رفتار افراد نيز دگرگوني پديد آيد . كي نيا نيز در مورد مسكن خانواده هاي افراد بزهكار مي گويد : دو پژوهشگر از فرانسه اين نكته را روشن ساختند كه بزهكاري نوجوانان و ناسازگاري آنان به طور كلي يك تابع محلي است و اغلب آن را بايد در محله هايي كه از خانه هاي محقر و ناسالم تشكيل شده است ، مشاهده كرد .
٤ ـ كثرت اولاد و بزهكاري
كي نيا تأثير كثرت اولاد در بزهكاري را اين گونه توضيح مي دهد كه نقش كثرت اولاد در افزايش بزهكاري به شكل زير قابل توجيه است :
الف ) كثرت اولاد از نظر اقتصادي خانواده ها را با دشواري روبه رو مي سازد . فرزندان دچار سوء تغذيه مي شوند ، به قدر كافي رشد نمي كنند ، آمادگي براي ابتلا به بيماريهاي گوناگون ، به ويژه سل ، ضعف بنيه و كم خوني پيدا خواهند كرد و به طور كلي وضع بهداشت چنين خانواده هايي در معرض خطر قرار مي گيرد . به علاوه چه استعداد ها كه بر اثر فقر شكوفا نگرديده و سرمايه هاي عالي ناشناخته به ثمر نرسيده و پژمرده و نابوده شده اند . پايين آمدن سطح زندگي و با فقر گريبان گير بودن ، موجد اضطراب و نگراني و تشويش خاطر در فرزندان است . اين گونه فرزندان در خانه احساس آسايش و آرامش نمي كنند ، در ادامه ي تحصيل و انجام دادن تكاليف خود توفيق نمي يابند و اين امر به گونه اي ديگر به عقب افتادگي آن ها دامن مي زند . بد بختانه خانواده هاي كم درآمد و فقير داراي بيش ترين فرزند ند و در كشور هاي كم ثروت روزبه روز بر شمار تهي دستان افزوده مي شود و از درآمد سرانه كم مي گردد . بيهوده نيست كه گفته اند فقر ، فقر مي آورد و دولت ،
دولت . سوء تغذيه ، ضعف بنيه ، ابتلا به بيماري ها و عقب ماندگي زمينه را براي پديد آمدن عقده ي حقارت فراهم مي سازد و بين اين عقده ها و بزهكاري رابطه وجود دارد .
ب ) خانواده هايي كه داراي فرزندان متعددند ، دچار كمبود و فقر عاطفي مي شوند . پدر و مادري كه داراي يك يا دو فرزندند به سهولت مي توانند فضاي كانون خانواده را سرشار از عشق و محبت كنند ، ولي در برابر چندان فرزند چگونه مي توانند پاسخگويي نياز هاي عاطفي آنان باشند و همگي را مورد محبت و نوازش قرار دهند ؟ پيداست كه سطح عواطف در اين گونه خانواده ها تنزل مي يابد ، گاهي جاي خود را به بي تفاوتي مي سپارد و زماني هم ممكن است موجد تبعيض گردد .
ج ) والدين با كثرت اولاد نمي توانند چندان سهمي در پيشرفت تحصيلي فرزندان خود داشته باشند . فرزندان اين گونه خانواده ها از ارشاد و كمك تحصيلي والدين خود بي بهره اند . اينان ممكن است مورد بي مهري مربيان و معلمان خود قرار گيرند و ناگزير از تحصيل اعراض كنند و ترك مدرسه و خانه نمايند . بعضي سربار جامعه گردند و بعضي راه كج در پيش گيرند .
د ) خانواده هايي كه بي رويه به توليد فرزند ( يكي پس از ديگري ) همت مي گمارند ، از مراقبت در رفتار آنان عاجز مي مانند و ناگزير آن ها را به حال خود رها مي سازند . اين گونه كودكان به ناچار بايد در كوچه ها در ميان ولگردان بزرگ شوند و به زودي هرگونه فعاليت بزهكاررانه اي را بياموزند .
٥ ـ كانون خانواده و بزهكاري
آبراهامسن در مورد نقش كانون خانواده در ارتباط با بزهكاري مي گويد : غالباً ديده مي شود كه از ميان چند كودك يك خانواده ، يك نفر بزهكار مي شود و اين سؤال مطرح مي گردد كه علت چيست ؟ جواب اين سؤال ممكن است در خصومت ناخود آگاه پدر و مادر نسبت به يك كودك خاص يا محبت و جانبداري نسبت به كودك ديگر باشد . به طو ر معمول ، وقتي يك محقق تعليم و تربيت نوع ارتباطي را كه ميان كودك و اولياي او برقرار است مشاهده مي كند ، مي تواند اين موضوع را تشخيص دهد . از طرف ديگر ، وجود فشار و ناراحتي در خانواده ، چه پوشيده باشد يا بارز ، معمولاً نقش بسيار مؤثري در بزهكاري كودك بازي مي كند . اوليا مي توانند براي كودكان خود نمونه ي خوبي باشند و از اين راه سركشي آن ها را تضعيف كنند ، زيرا كودكان با پدر و مادر خود همانند سازي و از آن ها تقليد مي كنند . وقتي پدر و مادر به كودكان خود مي گويند كاري را كه به تو مي گويم ( نه آن چه را كه انجام
مي دهم ) انجام بده ، اين امر باعث حيرت كودك
مي شود ، در حالي كه اگر نمونه ي عملي خوبي براي كودك خود باشند كه بتواند رفتارش را از آن ها تقليد
كند ، نياز به انضباط به حداقل مي رسد . براي نمونه شمار مادراني كه ندانسته دختر خود را به جملاتي از اين قبيل به دزدي تشويق كرده اند ، بسيار زياد است : (( تو مي تواني بلوز خواهرت را برداري . او اصلاً اين بلوز را نمي پوشد و مطمئن هستم كه ناراحت
نخواهد شد . )) مساواتي آذر هم در مورد مشكلات خانواده و ارتباط آن با بزهكاري تصريح مي كند . ساترلند و كره سي ( جرم شناسان آمريكايي ) ، مسائلي را عنوان مي كنند كه بي شباهت به مشكلات خانواده در كشور ما نيست و اصولاً اين مشكلات در تمام جوامع از نظر كلي شبيه به يكديگرند . اين دو جرم شناس معتقدند كه اصولاً خانواده به طور مداوم با كودك برخورد دارد و اين برخورد با سن طفل بستگي كامل دارد . سني كه در آن كودك آزادي كامل ندارد و كاملاً آسيب پذير است ، از زمان تولد تا ٧ سالگي است . از اين رو ، اين محيط خانواده است كه نقش اساسي را در حالت بعدي طفل بازي مي كند . هيچ كودكي از آغازتولد اجباراً بزهكار متولد نشده و به او نگفته اند كه به قانون بي احترامي كند.اما در ابتداي امر ، اين خانواده است كه راه آينده ي طفل را تعيين مي كند . به همين دليل مطالعات جرم شناسي و جامعه شناسي در قرن بيستم و خصوصاً در
نيمه ي قرن بيستم توسعه پيدا كرده و قسمتي از اين مطالعات بر روابط پدر و مادر و كودك متمركز شده و اكثر اين تحقيقات براساس ارتباط بين بزهكاري و موقعيت هاي خانوادگي و روش هاي تعليم وتربيت كودكان پي ريزي شده است .هر چند والدين با روش هاي تربيتي خود به تربيت طفل مي پردازند و نمي خواهند فرزندشان منحرف بار بيايد ، اما چون از دانش تعليم و تربيت برخوردار نيستند ، نتيجه ي مطلوب را نمي گيرند .

انجام پایان نامه حقوق

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

سفارش پایان نامه