انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

انجام پایان نامه

انجام پایان نامه |رفتار سازمانی

30 صفحه


رفتار سازمانی
مقدمه
تاكنون با مفاهيمي نظير سازمان و فرهنگ سازماني آشنا شده‌ايم اكنون مي‌خواهيم ببا مبحث جديدي بنام جو سا زماني اشنا شويم . زماني كه صحبت از جو مي شود تصوري از جو كرده زمين كه ما را همچون هاله اي در بر گرفته به اذهان متبادر مي گردد.
در گفتگو هاي روزانه بين همكاران واژه هايي نظير جو متشنج فلان اجتماع يا جو مسموم فلان گروه و يا جو بد حاكم در فلان اداره يا كلانتري كرارا بكار برده مي شود.
از نظر لغوي كلمه جو عبارت است از اطراف و يا انچه كه بر چيز ديگري احاطه دارد(فضا ما بين زمين وهوا اسمان)
گرچه مفهوم جو سازمان به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است اما توافق كلي براي مفهوم و سازه ان وجود ندارد در هر صورت معناي جو سازمان هر انچه كه باشد مي توان به ان چيزي اشاره نمود كه اطراف سازمان را در بر گرفته است بطور مشروح راجع به ان بحث خواهيم نمود.
تعريف:
بطور كلي مفهوم جو  سازمان به عنوان يك استعاره مجازي كه معرف يك يا چند ويژگي متمايز سازماني است بكار برده مي شود.
نوانكر: جورا به عنوان احساس مشترك حوزه فرهنگ خرده فرهنگهاي گروهي
يا زندگي تعاملي سازمان تلقي مينمايد.
كمپل: جو سازماني را شيوه برخورد سازمان با اعضا و در نتيجه جو را شخصيت سازمان فرض كرده است.
ريچارد واشنايدر: معتقد هستند كه جو سازماني به ديدگاههاي سازماني و اقدامات و روشهاي رسمي و غير رسمي اطلاق مي گردد.
هالپين و كرافت: در تعريف جو سازماني ميگويند ويژگي دروني كه يك سازمان را از سازمان ديگر متمايز ساخته و روي رفتار افراد ان تاثير مي گذارد.
موران ولكوين:جو سازماني را ويژگي نسبتا با دوامي از سازمان ميدانند كه موجب تمايزان سازمان از ساير سازمانها ميشود
 
اينك طبق  شرحي كه رفت طي يك بررسي نقادين پيرامون تعاريف مطرح شده ملاحظه ميگردد.
كه افراد مختلف از ديدگاههاي مختلف جو سازماني را تعريف كرده اند اما نكته اي كه در اثر اين تعاريف تقريبا مشترك است ان است كه: جو سازماني بر اساس ادراك كاركنان از محيط سازمان سنجيده ميشود در واقع جو سازماني بازتابهاي ادراك يك شخص از سازمان است كه به ان تعلق دارد.
جو مجموعهاي از ويژگيها و عو املي استكه  بوسيله كاركنان در باره سازمانشان ادراك مي شود كه عامي جهت تكوين و تكامل اعمال و رفتار افراد ان سازمان تلقي مي گردد.
در واقع جو سازماني حاصل فرا گرد تاثير متقابل جنبه هاي فردي و سازماني يك سيستم اجتماعي است كه همان محصول كار گروهه و خرده سيستمهاي سازماني است كه اين بازده و محصول نهايي شامل ارزشهاي مشترك اعتقادات اجتماعي استانداردهاي اجتماعي احساسات افراد و خرده فرهنگها ميباشد.به عبارتي زماني
كه مي پذريم كه كل يك سازمان به منزله يك سيستم اجتماع قلمداد شده است
بنا براين مي توان بيان داشت فعاليتها و اقداماتيكه افراد انساني جهت انجام وظايف
سازماني و سازگار نمودن جنبه هاي فردي و سازماني در اين سيستم اجتماعي شكل دهنده جو سازماني مي باشد.
تفاوت جو سازماني و فرهنگ سازمان:
بطور كلي جو و فرهنگ سازماني هر دو مقولاتي هستند كه براي توصيف  ويژگي هاي سازمان و واحدهاي مربوطه استفاده مي شود.
عليرغم ارتباط زياد بين دو مفهوم همچنان ايندو از يكديگر متمايز مي باشد بنا براين شفاف سازي اين دو اصطلاح از يكديگر ارزشمند ميباشد.
توماس:بيان ميدارد مفهوم جو سازماني كه از اواخر دهه 60 متداول و رايج گرديده مقدم بر فرهنگ سازماني مي باشد كه از اواخر دهه 80 رشد و تكامل يافته است به اعتقادوي جو بطور كلي بصورت ادراكات مشترك از كيفيت ماههت پديدها در يك جا تعريف مي گردد بعبارتي جو تجلي گر يك جنبه از مظاهر فرهنگ است.
شاين بيان مي دارد گرچه جو فرهنگ مفاهيم مشابهي هستند ولي فرهنگ سازماني مربوط به مفروضات نا خود اگاه و عميقي است كه منجر به هدايت و راهنمايي اعضاي سازمان ميگردد
بر اساس تعاريف ارايه شده ميتوان خاطر نشان ساخت كه:جو سازماني به طور نسبي يك خصوصيت احاطه كننده ودر بر دارنده براي يك سازمان است و بر عكس فرهنگ خصوصيتي است كه به طور كامل سازمان را احاطه كرده است.
چاندان:مي گويد فرهنگ سازماني با طبيعت اعتقادات انتظارات درباره زندگي سازماني ارتباط پيدا مي كنند در حالي كه جو عبارت است از شاخصي به منظور تعيين اينكه ايا اين باورها و انتظارات تحقق پيدا نمودهاند اساسا جو سازماني منعكس كننده نگرش افراد از سازماني كه به ان احساس تعلق ميكنند و عبارت است از مجموعهاي از ويژگي ها و عواملي كه توسط كاركنان سازمان وجود دارد و به عنوان نيروي اصلي در تعيين  رفتار كاركنان موثر مي باشد .
از ان جاييكه فرهنگ به پديده هايي اشاره دارد كه ثابت تر و پايدارتر از جو هستند بنابراين تعريف و ارزش يابي ان مشكل تر است از طرفي فرهنگ سازمان از طرفي فرهنگ سازماني از طريق مطالعه انساني(مردم شناسي) قابل اندازه گيري است فرهنگ سازماني بيانگر بخش احساس غير مكتوب است اما جو سازكاني تأكيد بر بكارگيري شاخصها و ابزارهاي كمي و القاء معاني در اطلاعات گردآوري شده از طريق پرسشنامه دارد .  بتوان نمونه اگر فرهنگ سازماني را شبيه فصلهاي سال دانست كه در طول زمان و به كندي تغيير مي‌كند جو سازماني بمثابه تغييرات هواي روزانه مي باشد .
بطور خلاصه مي توان گفت كه فرهنگ سازماني با اين نكته كه چگونه كار سامان خوب انجام شود سروكار دارد در حالي كه جوبا ادراكات و احساسات نسبت به محيط داخلي سازمان سر و كار دارد . جو سازماني مربوط به باورهاي روزمره است مقياسي است بر اينكه آيا سازمان به انتظاري كه كاركنان از كاركردن درآن دارندپاسخ داده است يا نه در حالي كه سجوبراي مقايسه اين است كه آيا انتظارات بر آورده مي شوند يا نه فرهنگ به طبيعت اينگونه انتظارات سمربوط مي شود در حالي كه جو سازمان معمولاً گذرا، تاكتيكي و نسبتاً در كوتاه مدت قابل كنترل است مي شود در حالي كه جو سازمانبر آورده مي شوند يا نه فرهنگ به طبيعت اينگونه انتظارات مربوط مي شود در حالي كه جو سازمان معمولاً گذرا ، تاكتيكي و نسبتاً در كوتاه مدت قابل كنترل است فرهنگ سازمان در از مدت و استراتژيك مي باشد بنابراين سمديران بلند پايه سازمان به سرمايه گذاري اساي در فرهنگ سازماني رغبت بيشتري دارند تا در جو سازماني سگزارشهاي مربوط به جو ممكن است بيانگر اين باشد كه گروههاي خيلي منفي هستند ،‌اما نسبت به نظم موجود اعتراضي ندارند جو ، زمينه موجود را بهمان شكلي كه داده شده است مي پذيرد بهبود جو جنبه اصلاهي دارد و نميتوان بطور بنيادي با آن برخود كرد اما گزارشهاي مربوط به  فرهنگ ممكن است خود زيمنه را زير سئوال ببر بنابراتين آنچه از طريق سنجشهاي مربوط به جو سازماني بر ميايد تطبيق بين فرهنگ غالب و ارزشهاي فردي كاركنان است اگر كاركنان ارزشهي فرهنگ غالب را پذيرفته باشند گفته مي شود جو خوب است اما اگر كاركنان ارزشهاي غالب يازمان را نپذيرفته باشند گفته مي شود جو خراب است .  
نظريه هاي جو سازماني :
الف) نظريه تاجي يوري
از نظر تاجي يوري جو سازماني داراي 4 بعد است .
1)    محيط فيزيكي = كه به عوامل ماديو فيزيكي در داخل سازمان اشاره دارد .
2)    محيط داخلي انساني -= كه شامل بعد اجتماعي در سازمان است اين بعد هر چيزيي را كه با افراد در سازمانها ارتباط دارد در بر مي گيرد .  
3)    سيستم اجتماعي = كه اشاره به ساختار سازماني سو مديريتي سازمان اشاره دارد .  
4)    فرهنگ = به ارزشها ، سيستمهاي اقتصادي ،‌هنجارها ، و شيوه هاي فكر كردن كه ويژگي هاي افراد در سازمان است اشاره دارد .  




انجام پایان نامه  مدیریت

برای مشاهده ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

دانلود

سفارش پایان نامه