انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

دسته: انجام پایان نامه | مقالات
نمایش از یکشنبه, 13 ارديبهشت 1394 07:00
بازدید: 1341

انجام پایان نامه  benchmarking

11 صفحه

انجام پایان نامه 

مقدمه:

در اين نوشتار سعي شده به برخي از موارد مهم در خصوص مراکز رشد بخصوص benchmarking ارزيابي و نظارت بر مراکز رشد اشاراتي گردد. از آنجا که در مورد benchmarking مانند بسياري موارد ديگر معادل فارسي واحدي صورت نگرفته، واژه انگليسي آن بکار مي رود. براي ورود به بحث ابتدا تعريفي از اين واژه صورت خواهد گرفت. در تعريف benchmarking گفته شده که استاندارد يا مبناي رجوع که براساس آن تخمين ها زده مي شود و راهنمايي است که براساس آن تصميمات اتخاد مي گردد. مواردي که در benchmarking مراکز رشد غير خصوصي مد نظر است مي تواند از اين قرار باشد:

ماموريت و اهداف، شهرت، نتايج نظرخواهي ديگران، ميزان مشارکت و شکل حقوقي، موقعيت جغرافياني، تامين بودجه، مديريت، طراحي کسب وکار، بازار هدف و ارتقاي آن، معيار پذيرش و خروج، تعداد کل متقاضيان و پذيرفته شده ها و نيز تعداد فارغ التحصيل شده هاي موفق، فضا و خدمات مرکز رشد، استانداردهاي کيفي، نرخ راه اندازي و بقا، اثرات استخدام، عملکرد شرکت ها، نتايح نظرخواهي از فارغ التحصيلان پس از سه سال

 

در بخش هاي بعدي به مراکز رشد مي پردازيم. در مورد اهداف آن گفته شده که محلي است که:

فرصت هاي شغلي ايجاد و در رقابت شرکت مي کند

به مراکز تحقيق و توسعه کمک مي کنند تا دانش فني را تجاري کنند

به شرکت ها کمک مي کنند تا فعاليت هاي off-spin داشته باشند

به افراد و گروه هاي نيازمند کمک مي کنند

 

نقش دولت ها و مقررات بايد بگونه اي باشد که: مقررات را ساده کرده و زمان و هزينه پذيرفته شدن را کمتر کنند. براي اخذ اعتبار و وام مکانيسم هاي منعطف و مناسبي بوجود آورند. از نظر ماليات و ايجاد سرمايه تشويق هايي در نظر بگيرند. تقويت سيستم هاي مرتبط با حقوق شرکت ها و مالکيت فکري ايده.

 

 اصولا مراکز رشد مفيد تلقي شده و اعتقاد بسياري بر اين است که مي تواند محلي باشد براي تجمع افراد خلاق و کارآفرين، ايجاد فرصت هاي شغلي، تجاري شدن تکنولوژي هاي برتر و مطرح و نيز پيشرفت و توسعه مسائل حقوقي. شرکت ها به مراکز رشد روي مي آورند بدلايل زير: داشتن فضا و چهره موجه، کيفيت قيمت و داشتن واحدهاي قابل تغيير، در اختيار گذاشتن خدمات حرفه اي و ايجاد فرصت هاي شبکه شدن و يافتن همکاران.

 

براي ورود به بحث لازم است ابتدا تعريقي از مرکز رشد صورت پذيرد سپس موارد مهم آن مورد مطالعه دقيقتر قرار گيرد. در خصوص تعريف يک مرکز رشد مطالب مختلفي گفته شده که ذيلا به برخي از آنها اشاراتي مي نمائيم:

براساس تعريف الن و مک کلاسکي (1990) يک مرکز رشد جايي است که موارد زير را فراهم مي سازد:

داشتن فضاي فيزيکي قابل پرداخت، به همراه امکانات مشترک اداري و مساعدت هاي کسب و کار آنهم در فضائي که منجر به ايجاد، بقا و رشد مشخص در يک کسب جديد مي شود.

براساس تعريف ديگر مرکز رشد عبادرت است از جايي که شرکت هاي تازه تاسيس در فضاي محدود دور گرد هم مي آيند، هدف مراکز رشد افزايش بقا و رشد اين شرکت ها از طريق در اختيار گذاشتن فضاي اداري و خدمات مشترک مانند تلفن فاکس و تجهيزات کامپيوتري، حمايت هاي مديريتي و خدمات پشتيباني مي باشد. البته تاکيد اصلي بر توسعه اقتصاد محلي و ايجاد فرصت هاي شغلي است.

براساس تعريف انجمن ملي مراکز رشد آمريکا، مرکز رشد يک روند پوياي توسعه تجاري است. مراکز رشد به شرکت هاي نوپا کمک مي کنند تا در مراحل آسِيب پذيري اوليه، رشد و بقاي بهتري داشته باشند و در اين مسير از حمايت هاي مستقيم مديريتي، تامين سرمايه و حمايت هاي فني برخوردار مي شوند. همچنين خدمات اداري مشترک، دسترسي به تجهيزات، پرداخت اجاره بهاي قابل انعطاف و فضاي اداري قابل توسعه را همه زير يک سقف جمع کرده است.

 

در حدود 3000 مرکز رشد با اين تفکيک تقريبي در جهان داريم: آمريکا 1000، اروپا 900، شرق دور 600، آمريکاي جنوبي 200، اروپاي شرقي 150 و بقيه 150 عدد. 20% مراکز رشد آمريکا با دانشگاه ها و يا پارک هاي علمي همکاري دارند.  اين مراکز ابتدا بصورت مفهومي ايجاد شده بودند سپس بصورت مراکز رشد چند منظوره رشد کردند در پي آن مراکز رشد تخصصي شکل گرفت. نسل بعدي عبارت بود از مراکز رشد تکنولوژيک، مراکز رشد بدون ديوار، و مراکز رشد مختص يک بخش. در حال حاضر مراکز رشد مجازي و نيز مراکز رشد اقتصاد نوين منتسب به لالکاکا مشهورترند. نوع ديگري از مرکز رشد هم در آمريکا وجود دارد که 18 درصد کل مراکز رشد را تشکيل و داده و معروف به مرکز رشد پيوندي مي باشد. در اين مرکز رشد، امکانات دولتي در کنار تسهيلات بخش خصوصي جمع شده است. البته مراکز رشد ديگري هم داريم که معمول نيست از جمله مراکز رشد ايجاد شده توسط کليسا ها و يا اتاق هاي بازرگاني که 8درصد کل مراکز رشد آمريکا را تشکيل مي دهد. از نظر استفاده از ديگران، برخي از اين مراکز رشد مانند مرکز رشد پاناسونيک در آمريکا به دنبال يافتن همکاراني از بيرون است در حاليکه مرکز رشد رويتر به کارکنان خود اتکا نموده است. در سوئد بيش از نيمي از مستاجران مرکز رشد جدا شده هاي (spin off) دانشگاهها مي باشند. 

در آمريکاي جنوبي برزيل پيشتاز مي باشد. در حاليکه در شرق پس از کمک هاي UNDP چين با 160 مرکز رشد، بزرگترين مراکز رشد را در بين کشورهاي در حال توسعه داراست و اکنون 160 مرکز رشد دارد. در ژاپن تخمين زده مي شود که تا سال 2010 تعداد مراکز رشد به 300 عدد و تعداد مديران تربيت شده به سقف 500 نفر و فرصت هاي شغلي به 150000 برسد. هند، کره، مالزي، اندونزي، ازبکستان و ايران نيز بدنبال بقيه هستند. در آفريقا، مصر، افريقاي جنوبي، غنا، جامائيکا نيز مراکز رشد بنا نهاده اند. در اروپا بالاترين مرکز رشد را  به ترتيب آلمان، فرانسه و انگليس با 300، 190 و 150 عدد دارا هستند.

 

پس از تعريف مرکز رشد، نگاهي مي افکنيم به پارکهاي علمي که شباهت هاي بسياري با مراکز رشد دارد.  بنظر مايک هيرشورن رئيس مرکز نوآوري هاي سنت جورج در استراليا، يکي از مشکلات پارک ها اين است که بسياري از اين ها به ريل استيت نزديک ترند تا پارک علمي و لذا آنها که مرکز رشد فعالي دارند و امکانات کاري و فيزيکي فراهم کرده و با نوآوري ها ارتباط خوبي دارند موفق تر نشان داده شده اند.

بيزينگر يکي از متخصصان امور مرکز رشدها معتقد است که شرکت هاي بزرگ به دلايلي به پارک ها روي مي آورند از جمله: دسترسي به تاسيسات زير بنائي از جمله جاده ها و شبکه قطار، امکانات خريد و ورزشي، کافه ها، دانشگاه ها، اسکان براي خدمه خود، محل پارک ماشين، زيبائي طبيعي محل و ارتقاي کيفيت زندگي. اين شرکت ها همچنين علاقمندند که جائي باشندکه کمپاني هاي فکري مانند مايکروسافت يا HP حضور دارند.

ايلي نوئيس، يکي از مسئولين مسائل پارک ها در استراليا مي گويد: هدف 3 چيز است رشد، يادگيري و نوآوري. به گفته اين مسئول، موفقيت نهائي پارک ها در گرو موفقيت  مستاجرين آن مي باشد. به همين دليل بايد براي شنيدن و بکارگيري نظرات آنها، مکانيسم مشخص و خوبي در نظر گرفته شود.

 

در چند سال اخير، رشد قابل توجهي در مراکز رشد انتقاعي ديده مي شود. براساس آمار موجود، حدود 360 عدد از اين مراکز رشد در سطح جهان هستند که 230 عدد آنها در آمريکا (25% کل مراکز رشد آمريکا)، کانادا 16، انگليس 30، هنگ کنک 15 و برزيل 12 قرار دارد. مراکز رشد اقتصاد نوين، معمولا مجازي بوده و توسط صندوق هاي ريسک پذير حمايت مي شوند. شرکت هاي چند مليتي علاقمند به سرمايه گذاري در commerce-e (تجارت الکترونيکي)، commerce-m (از طريق wap موبايل) voice commerce (از طريق صدا) بصورت مراکز رشد غير مجازي مي باشند. سرمايه گذاري مراکز رشد اقتصاد نوين، عموما مربوط به بخش خصوصي بوده و نه درآمد ناشي از اجاره بدست مي آيد. اين مراکز بدنبال تکنولوژي پيشرفته اند و برخلاف مراکز رشد سنتي، ابتدائا به دنبال ايجاد فرصت شغلي و تامين فضاي فيزيکي نيستند.

 

از نظر تامين بودجه لازم براي راه اندازي يک مرکز رشد، چهار روش وجود دارد:

در حالت اول دولت مي تواند سرمايه اوليه اوليه را تامين نموده و بعد به مرکز رشد اجازه دهد هزينه هاي خود را تامين کند

در حالت دوم سرمايه و هزينه عمليات را به عنوان يک مسئوليت اجتماعي با هم تامين کند

مرکز رشد را کاملا انتفاعي در نظر گيرد و چيزي از موارد آن را تامين نکند

در حالت آخر تلفيقي انجام شود از همکاري بخش خصوصي و دولتي که در آن سرمايه و هزينه عمليات اوليه براي مدتي مثلا 3 تا 5 سال توسط دولت تامين مي گردد سپس بخش خصوصي هزينه ها را پرداخت کرده و بتدريج صاحب آن مي شود.

 

مرکز رشدها بايد با شرايط زير مشخص گردند:

در مورد ورود سياست مشخصي داشته باشند،

از کارهايي حمايت کنند که مشخصا حياتشان در مرکز رشد شروع مي شود،

در مورد فارغ التحصيلي هم سياست روشني داشته باشد بنحوي که نتوان بيش از آن در مرکز رشد ماند،

از نظر رشد کسب و کار و نه ميزان اجاره بهاي گرفته شده موفق باشد

 

براي موفق شدن، يک مرکز رشد بايد داراي موارد زير باشد:

امکانات متنوع فضاي فيزيکي، بدين معني که واحدها بتوانند در زمان نياز، به فضاي بزرگتري منتقل شوند. منتقل شدن به فضاهاي بزرگتر نشانه اي است از نزديک شدن به مرحله خروج و تخليه فضاهاي کوچکتر بنفع هسته هاي جديد.

معيارهاي ورود مشخص در راستاي ايجاد کسب و کار جديد،

تعيين حداکثر زمان براي استقرار در مرکز رشد که باعث مي شود که ملک و اجاره بهاي آن ارزش کمتري نسبت به تلاش براي  سودآوري محصول ارزش پيدا کند،

اداره بوسيله بخش مسئول توسعه تجاري،

ارجحيت دادن به شبکه ارتباطي بين مشتريان و مدير

 

در مجموع براي موفقيت يک مرکز رشد، 5 فاکتور لازم است که عبارتند از:

1) استراتژي و موضع گيري 2)سخت افزار 3) نرم افزار 4) مغز افزار 5) شبکه حمايتي

استراتزي عبارت است از: برنامه ريزي استراتژيک براي خود و موسسه مادر، بررسي نحوه ارتباط با موسسه مادر، برنامه ريزي بايد شامل اين موارد باشد: اهداف، استراتژي، ورودي ها، خدمات، انتظارات کيفي و اجرائي

سخت افزار عبارت است از: ساختمان ها، اتاق هاي فيزيکي براي استقرار، فضاي اداري، خدمات مشترک و عمومي، آزمايشگاه ها، مسئول اطلاعات، سيستم هاي تلفني اينترنتي کابلي و آيفون، اتاق کنفرانس، اتاق سمينار، کتابخانه، کلاس هاي آموزشي، امکانات نظافتي، سيستم هاي امنيتي و حفاظتي، پارکينگ و غيره

نرم افزار شامل مواردي از اين قبيل مي شود: کليه مقررات و آئين نامه هاي مديريتي و خدماتي، شيوه هاي ورود و خروج و مسائل انظباطي، قراردادهاي منعقده، قوانين و مقررات استفاده از امکانات سخت افزاري فوق الذکر، نحوه حمايت از شرکت هاي مستقر و غيره

مغز افزار شامل موارد زير است: کارآئي اقدامات داخلي، نقش مدير مرکز رشد، آموزش پرسنل آن، رشد و ثبات مرکز، ميزان دانش و تجربه و نحوه انتقال به افراد جديد، افزايش و توسعه نيروي انساني

 برای دریافت فایل کامل این مقاله از لینک زیر استفاده نمایید

دانلود

سفارش پایان نامه

نقشه