انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

نوشته شده توسط moshaveranetehran.net   
دسته: انجام پایان نامه | مقالات
نمایش از سه شنبه, 09 شهریور 1395 11:44
بازدید: 155

« پيشگفتار»

مسأله سوخت و انرژي يكي از حياتي‌ترين مسائل اجتماعي امروز جهان مي‌باشد. و موضوع نفت و گاز در مركز اين نيروي حياتي قرار داشته و دنياي صنعت وابستگي شديدي به آن دارد.

بعضي كشورهاي صنعتي براي دسترسي« نفت» طلاي سياه و مشتقات آن روشهاي گوناگون اختيار كرده‌اند كه گاهي تا مرز استعمار و بهره‌كشي از طريق زورگويي پيش رفته است و ملتهاي مالك ذخائر نفتي روي هم رفته تا به حال نتواسته‌اند آنطوري كه بايد و شايد براي پيشرفت هنوز از اين كالاها استفاده نمايند.

سازمان اوپك از بدو تشكيل موفق شد جاذبه‌هاي لازم براي گردهم آوردن بخشي از كشورهاي جهان سوم را كه حيات اقتصادي آنان در گروه توليد و  صدور مادة اوليه نفت بود فراهم آورد و بتدريج اعضايي را از قاره‌هاي مختلف جهان به سوي خود جلب كند حقيقت سازمان اوپك  بمنزله نخستين مجموعه از كشورهاي جهان سوم كه تحت فشار سياسي و اقتصادي قدرتهاي بزرگ و شركتهاي چند مليتي ذخاير آنان به بهاي ناچيز غارت مي‌شد. مقام و موقع خاصي داشته و دارد و به طبع سرنوشت آن مي‌تواند جامعه كشورهاي دارنده با ذخاير طبيعي با اقتصاد تك‌محصولي ارزنده و آموزنده باشد.

در بطن اوپك كشورهاي عرب كه تقريباً داراي 60 درصد از توليدات نفتي هستند از اعمال نفوذ بيشتري برخوردار بوده كه جنبة سياسي آن از محدودة بازار نفت تجاوز مي‌كند.

در سپتامبر 1960 وقتيكه اوپك تأسيس شد ناظران سياسي معدودب قدرت آينده اين سازمان جديد را احساس مي‌كردند بعد ازموقعيتهاي كشور يعني با سركارآمدن سرهنگ قذافي در 1969 كشورهايا صادركننده نفت از قدرت خود آگاهي يافته و بتدريج يك استراتژي تهاجمي به خود گرفته  قدرت خود را از طريق افزايش قيمت نفت خام و كنترل فعاليتهاي نفتي اعمال مي‌كنند.

در اكتبر 1974 توسل كشورهاي توليدكننده نفت در سطح اوپك «اسلحه سياسي نفت سبب چهار برابر شدن قيمت نفت در مدت 3 ماه گشته و ارادة كشورهاي صادركنندة نفت را در مورد بكاربردن نفوذ خود در تحولات اقتصاد جهاني از اين به بعد مورد تأئيد قرار مي‌دهد.

آنچه مورد تأئيد بسياري از كارشناسان اقتصادي قرار گرفته است كه كشورهاي عضو سازمان اوپك طي سالهاي دهة 1970 و سالهاي اوليه دهة 1980 در اثر تلاشهاي سازمان اوپك و نيز شرايط بين‌المللي حاصل به درآمدهاي سرشاري دست يافته‌اند كه عموماً آنرا در ساختار اقتصادي نه تنها به رشد و توسعة اقتصادي كشورهاي خود كمكي نكرده‌اند كه معضلات اقتصادي و سياسي بغرنج و لاينحلي را نيز بوجود آورده‌اند.

اكنون لازم است سازمان اوپك( چنانچه بتواند در دنياي پرتلاطم كنوني به حيات خود ادامه دهد) در يك مرحله نوين از فعاليتهاي خود نسبت به چگونگي كاربرد وجوه حاصل از فروش نفت بوسيلة كشورهاي عضو برنامه‌هاي جامعي را تدوين كند تا با يافتن روشهايي براي همكاري در سرمايه‌گذاري مشترك از خروج نهايي اين امكانات مالي از سازمان اقتصادي كشورها جلوگيري بعمل آورد.

« مقدمه‌اي دربارة اوپك»

در كنفرانس بغداد در سپتامبر 1960 كه سبب پيدايش سازمان كشورهاي صادركنندة نفت اوپك Opec  شد. يكي از بنيانگذاران آن به نام ژان‌پابلوبرزآلفونسو كه وزير ونزوئلائي اظهار داشت ما در حال ساختن تاريخ هستيم.

براي مجامع بين‌المللي سيزده‌سال انتظار لازم بود تا به عمق مفاهيم واقعي اين اظهارات پي ببرد. حوادث اكتبر 1973 در حقيقت يك مرحلة برجسته از تجديدنظر قاطع در ارتباط بين قدرتها در عرصة جهاني بوده كه پيدايش آنها تمام هبستگي‌هاي سياسي و اقتصادي بين ملتهاي صنعتي‌شده و در حال توسعه را برهم زد.

بدبيني‌هاي ناشي از تغييرات در بازار نفت در جريان ده ساله اخير سبب شده‌بود كه جنبه‌هاي واقعي جغرافيايي و اقتصادي و ابتكار تأسيس اين سازمان توسط كشورهاي صادركنندة نفت و انعكاس آن در كشورهاي مصرف‌كننده نفت مورد بي‌اعتنايي قرار گيرد. اين نكتة مهم را در اين مورد بايد يادآور شد كه منابع نفتي بطور نامساوي در سطح جهان توزيع شده‌است در ابتداي سال 1980 تقريباً ذخيرة جهاني نفت 90 ميليارد تن را تشكيل مي‌داد كشورهاي خاورميانه در اين زمينه قسمت اعظم را دارا مي‌باشند.

عربستان سعودي به تنهايي و با در دست داشتن حدود 55 درصد از اين ذخاير نزديك به يك‌چهارم حوزه نفتي جهان را دارا مي‌باشد.

اگر به منابع خاور نزديك منابع موجود در آفريقا و آمريكاي لاتين را هم بيافزائيم مشاهده مي‌شود كه قريب سه چهارم ذخائر نفتي در كشورهاي جهان سوم قرار دارد در عوض به استثناي كشورهاي اتحاد جماهيرشوروي و ايالات متحدة آمريكا كشورهاي بزرگ صنعتي مخصوصاً كشورهاي اورپاي غربي و ژاپن از ذخاير هيدوركاربور محروم هستند.

در طي سالهاي 1950 و سالهاي بعد به تدريح نفت به عنوان منبع اصلي انرژي جايگزين ذغال مي‌شود براي جوابگويي به رشد سرسام‌آور تقاضاهاي مواد نفتي توليد جهاني كه در سال 1950 به ميزان 525 ميليون تن بود در سال 1960 متجاوز از يك ميليارد تن و بعداً در سال 1969 دوميليارد تن و در سال 1979 حدود 25/3 ميليارد تن رسيد كه 45 درصد  جمع انرژي مصرفي جهان را شامل مي‌شد پديدة تمركز جغرافيايي كه وضع ذخائر نفتي را از نظر مصرف مشخص مي‌سازد بدين ترتيب است كه كشورهاي صنعتي وابسته به o.c.d و كشورهاي اورپاي شرقي به تنهايي 80 درصد توليدات نفتي در جهان را به خود جذب مي‌كند در مقابل احتياجات انرژي كشورهاي توسعه يافته كشورهاي صادركنندة نفت كه همگي در جرگه كشورهاي در حال توسعه هستند قرار دارند كه داراي قدرت اقتصادي و سياسي مهمي بوده و ابتكارهاي متحده اوپك opec . در جريان سالهاي اخير مبين آنها هستند.

در عصر وفور انرژي و ارزاني آن هر كسي گمان مي‌كرد كه توسعة بازار نفتي مثل سابق بدون نوسانات شديد خواهد بود و در ابتدا اين سازمان مشابه يك سنديكاي دفاعي كشورهاي توليدكننده بوده كه برخورد قيمتهاي ناشي از ازدياد توليد را در بازار جلوگيري بنمايد.

با اين وصف بكاربردن اهداف جاه‌طلبانه اوپك با مشكلات زيادي برخورد نموده كه خود مي‌تواند ائتلاف اعضاء را به مخاطره اندازد.

در زمينة اقتصادي كشورهاي توليدكننده خودشان را با يك الزام سه‌گانه مواجه مي‌دانستند. پيشرفت و توسعة داخلي انتخاب عمليات در مورد بازگشت و    دماي نفتي( پترودار) و كوشش  در نشان‌دادن همكاري با كشورهاي جهان سوم به موازات شناخت تغييرات منابع موجود و آينده توليدات و تجارت نفت خام هر يك از كشورهاي اعضاء اوپك خطوظ مشيء اقتصادي آنها از استراتژي نفت جدانشدني از نفت بعد از دو سال موجوديت اوپك نه تنها بازار نفت، خود را سازماني معتبر معرفي مي‌نمايد بلكه يك قدرت اساسي در صفحة شطرنج بين‌المللي بوده‌است.

« از اساس تا تأسيس»

تغييرات حاصل‌شده از ابتداي سال 1950 وقتي مفهوم خود را به تمامي شامل مي‌شود كه اساس تاريخي بازار بين‌المللي نفت مورد بررسي قرار بگيرد.

در نيمه دوم قرن اخير داستان نفت پا به عرصة وحود گذاشته و از ابتداي قرن بيستم از بازار آمريكائي فراتر رفته و شامل مناطق جديد در توليد كه ابتداء امريكاي لاتين و بعد خاور نزديك است مي‌باشد. توسعة شركتهاي بين‌المللي بنام ماژور Major كشورهاي توليدكننده را دربرگرفت و دولتهاي ملي‌گرا، پس از سركارآمدن در مدت چند سالي پايه‌هاي ابتدائي آنها را به خطر انداختند.

تجديد نظر در موافقتنامه توسط عوامل جديد كه عبارت بودند از كپماني‌هاي دولتي و خصوصي و مستقل از كمپاني‌هاي ماژور از استراتژي ديگري پيروي مي‌كردند، تسريع مي‌شد تغييرات مشاهده شده در بازار نفت به تدريج آگاهي عمومي كشورهاي صادركننده نفت را برانگيخته و در سپتامبر 1960به تأسيس اوپك انجاميد.

1- پايه‌هاي تاريخي بازار نفت بين‌المللي نفت

تاريخچة نفتي از ابتداء تاريخچه امريكا و حفر اولين چاه در پنسيلوانيا در سال 1859 بوسيله سرهنگ دراك Colon Drake تا تأسيس شركتهاي بزرگ نفتي درهم آميخته بود، دامنة تسلط سياست آمريكايي در بازار نفتي براساس زير بود:

- برتري تاريخي امريكا عنوان اولين مصرف‌كننده و اولين توليدكننده در صحنة بين‌المللي كه از سال 1900 تا 1945 توليد ساليانه آن تقريباً به ميزان  توليد جهاني بود.

- قدرت تكنولوژي و اهيمت سرمايه‌گذاري كمپانيهاي آمريكايي براساس قدرت اقتصادي و مالي ايالات متحده امريكا.

قبل از 1914 پنج گروه بزرگ نفتي امريكا( استاندارد اويل‌آو نيوجرسي كه بعداً اكسون ناميده شد لاكسوني موبيل واين استاندارد اويل آو كاليفرنيا كه هر سه در نتيجه جداشدن از امپراطوري جي‌دي وكفر در سال 1911 بوجود آمده بودند و به گلف وايل و تگزاس اويل( تگزاكو) در بازار ظاهر مي‌شوند. بنيان كامل سد اين ماژورها ايجاب مي‌نمايد كه مجموعه‌اي از وظايف اقتصادي ضروري از قبيل جستجوي چاه‌هاي جديد، استخراج زيرزميني حمل و نقل تصفيه نفت‌خام و بازرگاني توليدات نفتي تأمين گردد و احتياجات بازار را از يكسره زنجير نفتي آن سو ديگر فراهم سازد.

در ابتداي اين پيچ ماژور فقط در منابع واقع‌شده در امريكا فعاليت داشتند بعد از چند سال دامنة فعاليت خود را به مكزيك و ونزوئلا توسعه دادند. بدين طريق ونزوئلا براي كمپانيهاي امريكائي يك (شكار تحت‌نظر) بوده كه مواد معدني آن مورد بهره‌برداري مشخص آنها قرار مي‌گيرد.

به موازات فعاليتهاي گروه امريكايي يك ماژور ديگر كه ريشه اروپايي دارد وارد بازار بين‌المللي مي‌شود در اثر كمكهاي هانري‌ديتردنيگ (Henry Deterding) شركت انگليسي – هلندي( رويال – داچ.شل) در سال 1907 تأسيس شده و به تدريج كنترل منابع خاوردور و قاره امريكا را بدست مي‌گيرد، و بعد به منابع نفتي خاور نزديك نيز چشم مي‌دوزد.

با اين وصف تجسسات نفتي تازه در خاورميانه شروع شده بود و در سال 1901 شاه ايران يك امتياز فوق‌العاده كه شامل قسمت اعظم كشور مي‌شد به يك نفر تاجر استرالياي به نام ويليامزنوكسي‌دارسيWilliam Knox D Arcy داده بود در سال 1908 يك حوزه براي استخراج كشف شد و دارسي در سال 1909 شركت « انگلوپرشيان اويل» كه بعد به« ب پ» تبديل شد را تشكيل داد و دولت امريكا بريتانيا بزرگترين سهامدار آن بود.

موفعيتهاي دارسي در ايران سبب شد كه او منابع نفتي امپراطوري عثماني نيز توجه داشته نمايد در اينجا با بلندپروازي و تضاد منافع شركتهاي « وريال داچ‌شل» و « داچ‌باتك» كه  حافظ منافع المانيها د رخاور نزديك بودند برخورد پيدا مي‌كند. د رسايه كمكهاي كالوست گول بانكيان زمين شناس ارمني كه در هيات دولت قسنطنطيه راه پيدا كرده بود كمپاني تركيش پتروليوم تشككيل يافته و شامل« انگلوپريشان» و « شل» و « داچ‌يانك» و نيز سي‌گول‌بانكيان كه 5 درصد سهام را داراست مي‌گردد و اجازه تجسس اختصاصي را در منطقه موصل و بغداد بدست مي‌آورد.

بدين ترتيب در اوايل جنگ جهاني اول هفت كشور ماژور استاندارد آونيوجرسي سوكني موبيل استاندارد آو كاليفرنيا گلف، گلراكو، شل، و انگلوپرسيان به بازار جهاني نفت حكومت مي‌كنند بعد از جنگ جهاني برحسب پيمان سان‌رمو San Remo مورخ 24 آوريل 1920 سهم « داچ‌بانك» كه در بطن كمپاني« تركيش پتروليوم» مي‌باشد به فرانسه  تعلق پيدا مي‌كند براي اينكه فرانسه بتواند حقوق خود را استيفا كند دولت« ريموندپوانكاره» در سال 1924 آقاي « ارنست مرسيه» در بخش صنعت را براي تشكيل يك شركت ملثي نفت دعوت( اين شركت كمپاني« فرانسه و پترول» مي‌باشد) به موازات انجام ث ف پ در بطن ت پ ث دولت امريكا به متحدين انگليسي و فرانسوي خود دو شركت ماژور را بر آن شركت تحميل مي‌كند كه به شكل شركت نفت عراق درآمده كه سهام آن به ترتيب زير است:

انگلوپريشان 75/23 درصد، شل 75/23 ردصد ث ف پ 75/23 درصد استاندارد اونيوجرسي 875/11 درصد سوگني موبيل 875/11 درصد لي‌گول بانكيان سهم 5 درصد خودر ا نگه‌مي‌دارد. در چنين موقعيتي است كه سه شركت مهم ماژور استاندارد آونيوجرسي آنگلوپريشان وشل در 17 سپتامبر 1982 در بين خود قراردادي منعقد مي‌نمايند به نام « آنكاكاري» كه به موجب آن ترتيب توسعة نفتي را تنظيم و موضع كمپانيها را تثبيت و بهره‌برداري را مرحله‌اي ومبادله بين توليدات بين «ماژورها» را پيش‌بيني مي‌كند. 

اين تلاشها همآهنگ نمي‌تواند مانعي در جهت دخالت آمريكائيها در خاورميانه باشد. بدين ترتيب در سال 1933 كمپاني استاندارد آو كاليفرنيا( سوكال) امتيازي فراگير از عربستان سعودي بدست مي‌آورد و براي بهره‌برداري از آن با شركت تگزاكو شريك شده و كمپاني ديگري بنام ارين‌امريكن‌اويل كمپاني (آرامكو) تأسيس كردند دو شركت ماژور و ديگر امريكايي كه عبات بودند از استاندارد آونيوجريسي و سوكني موبيل هر كدام به ترتيب سي درصد و ده درصد آرامكو را درسال 1948 بدست آوردند سوكال و تگزاكو هر كدام سي‌درصد خود را در آن شركت محفوظ نگهداشتند اولين شركت امتياز گيرنده‌هاي جهاني كه كاملاً بوسيله منافع امريكائيها كنترل مي‌شود آرامكو بوده و از ابتداي اين عصر اهميت استراتژيكي منابع سعودي را براي ايالات متحده نشان مي‌دهد.

از طرف ديگر گلف اويل تنها يك شركت ماژور امريكاي است كه در آرامكو مشاركت نداشته و در سال 1934 اجازة كسب مي‌كندكه در كويت به اكتشاف بپردازد و در آنجا بطور تساوي با آنگلو ايرانين( آنگلو پريشن سابق) مشاركت كردند بدين طريق از قبل از 1940 مناطق مهم توليدي خاور‌ميانه تحت سيطره و كنترل ماژورها در مي‌آي كار اكتشاف در همين عصر شروع مي‌شود ولي بهره‌برداري از طبقات زير زمين به مقدار زياد ازحد جنگ جهاني شروع مي‌شود برتري ماژورها در مورد استاندارد آونيوجرسي و شل و گلف بيشتر صادق بوده زيرا در آمريكاي لاتين خصوصاً از ونزوئلا بخشهاي مهم بهره‌برداري نفتي را به عهده دارند. در اين مناطق توليدي فعاليت كمپانيهاي نفتي بيشتر تابع سيستم امتيازي بوده كه مجوز امتيازهاي انحصاري براي تحقيقات منابع نفتي و هيدروكاربور براي مدتهاي طوفاني عموماً از شصت تا هفتاد و پنج سال دريافت مي‌كرد. و اين خود بخش مهمي از كشور را دربر مي‌گرفت و در ازاء دريافت حقوقهاي استفاده از منافع شركتهاي بين‌المللي خود را موظف به پرداخت پيش‌پرداختهاي مقاطعه‌اي به كشور ميزبان مي‌دانستند و اين پرداختها قبل از  به اجرا درآوردن قرارداد امتياز و مقررات بهره‌برداري و تقسيم عايدات و ماليات ناشي از توليد انجام مي‌گرفت. صاحبان امتياز داراي اين اختيار بودند كه سطح توليد و قيمت اعلام شده نفت خام استخراج‌شده را تعيين نمايند.

در سالهاي بعد از جنگ جهاني دوم( مخصوصاً در سالهاي 1950 به بعد) است كه چنين سيستم واگذاري امتياز از طرف خود كشورهاي صادركننده سخت مورد حمله قرار مي‌گيرد. رهبران جديد سياسي در دولتهاي صادركننده به قدرت مي‌رسند و خواهان تغييردادن و يا ابطال قراردادهاي گذشته بوده تا بتوانند يك سياست ملي در مورد نفت اعمال كنند. اين ابتكارات اساس تشكيلات گذشته را به مخاطره انداخته و بناي جديدي براي اداره اين مهم فراهم مي‌ساخت.

2- به مخاطره‌انداختن پايه‌هاي ابتدايي

نخستين علائم به مخاطره انداختن تشكيلات نفتي جهاني كه آثار آن از 1940 نمايان شد همراه با فعاليتهاي نفتي بين‌المللي در منطقه وسيع جغرافيايي بود در حقيقت مصرف امريكا بطوري روبه افزايش سريع در سال 1940 به بعد گذاشت كه به واردكننده توليدات نفتي در سال 1948 مبدل گشته و سبب كاهش حساس سهم آن در توليد جهاني بود. يعني از 65 درصد در سال 1945 به 35 درصد در سال 1959 تغيير يافته بود. در عوض در همان دوره توليد كشورهاي خاورميانه بطور بي‌سابقه‌اي گسترش يافته كه جمع توليد كه در سال 1940 27 ميليون تن شده‌بود( يعني 8 درصد توليد جهان) به 238 ميليون تن در سال 1959 رسيد كه 24 درصد جمع توليدات جهان مي‌باشد.

در اثر اين جريان در 1950 خاورميانه ركن اساسي صفحه شطرنج بين‌المللي نفت شده‌بود با درك  اين مطلب كه فرصت جديدي در اثر احتياجات روزافزون كشورهاي صنعتي براي اوپك پيدا شده‌بود كشورهاي صادركنندة خليج‌فارش سعي مي‌كنند كه دوباره مقررات امتيازات ترتيب يافته قبل از جنگ را يا تغيير داده و يا  از طريق ملي‌كردن فسخ نمايند. بنابراين قبل از اين دوره يك دولت صادركننده يعني مكزيك متوسل به ملي‌كردن شده بود اين ابتكار كه بوسيله پريزيدنت كاردناس در سال 1938 طرح شده بود مشكلات اقتصادي جدي‌اي براي اين كشور به دنبال داشت و اين به علت تحريم اقتصادي شركتهاي امريكايي در مورد نفت خام مكزيك بوجود آمد و چندين سال تلاش مداوم و سرسختانه لازم بود تا اين كشور بتواند بر مسائل درگيرشده نائل آيد.

در ابتداي 1950 كشور ديگري تصميم به استفاده از روش ملي‌كردن مي‌گيرد در ودم مارس 1951 دولت ايران به رهبري دكتر مصدق كنترل مجتمع آنگلوايرانين را بدست ميگيرد و كمپاني ملي شده فوراً تحريم توليد ايران را ترتيب داده كه در نتيجه از 33 ميليون تن در سال 1950 به 3/1 ميليون تن در سال 1952 مي‌رسد توقف صادرات ايران معهذا نتايج سختي براي دولتهاي مصرف‌كننده به دنبال نمي‌آورد زيرا كه هنوز در اين دوره طرفيت توليد زيادي در ساير كشورهاي صادركننده وجود دارد و محموله‌هاي زيادي از طرف عراق و كويت جايگزين فرآورده‌هاي ايران مي‌شود.

در رعض چندين مانه فعاليتهاي فشرده سياسي به سرپرستي وزارت امور خارج امريكا براي يافتن راه‌حلي جهت مصالحه شروع مي‌شود كه به كمك مقامات تهرامن و جانشين كردن دكترمصدق بوسيله ژنرال‌زاهدي دوست شخص شاه انجام مي‌پذيرد و يك كنسرسيوم شركتهاي نفتي اروپاي غربي به سركردگي ب پ ( انگلو پريشن سابق) كه 40 درصد آنرا داشت جريان تعقيب مي‌گردد تا در 29 اكتبر 1954 قراردادي امضاء شد كه به موجب آن نيوك (Nioc) شركت جديد ايراني مالك دارائيهاي( طبقات زيرزمين معادن و مجتمع نفتي) بوده و اكتشافات و توليد و تصفيه به عهدة كنسرسيوم بين‌المللي و اگذار مي‌گردد با توجه به احتياجات نيوك و بعد از همآهنگي با آن ميزان توليد بوسيله كنسرسيوم تعيين مي‌شود.

با اين وصف كشورهاي توليدكننده خارج از ايران ترجيح مي‌دهند كه همان سيستم امتياز محفوظ نگهداشته و ضمناً ترتيب شرايط بهتري را براي خود جويا شوند. بدين ترتيب بعضي از امتيازات واگذارشده قبل از 1936 مخصوصاً بوسيلة عراق و عربستان‌سعودي شامل شرط استرداد زمينهاي استخراج شده‌بود اين شرط استرداد مناطق بهره‌برداري نشده به كشورهاي ميزبان غالباً در نوع جديدي از موافقتنامه‌ها كه براساس مذاكرات طولاني تهيه مي‌شد و مفيد براي كشورهاي صادركننده درج مي‌گرديد.

ونزوئلا در به خطرانداختن تدريجي اين سيستم كلاسيك و كليه امتيازات رل قاطعي را بازي مي‌كند. از سال 1943 تصميم مي‌گيرد محورهاي كاوش فقط براي 3 سال باشد و شرطي كه به قراردادهاي طويل‌المدت قبلي خاتمه مي‌بخشيد.)

در چنين دوره‌اي شركت بايد نصف مساحت اوليه را مسترد نمايد در زمينه مالي ونزوئلا در سال 1948 شالوده تقسيم منفعت را به طريق 50/50 مي‌ريزد و بدين طريق مبتكر اين شاهكار مي‌گردد.

عربستان‌سعودي روش ونزوئلا را دنبال كرده و كمي بعد تقسيم عوايد به نسبت مناقصه بوسيله تمام كشورهاي صادركننده پذيرفته مي‌گردد.

بموازات تغييرات در بعضي از مقررات سيستم واگذاري امتياز و بدنبال ظهور معامله‌گران جديد در صحنه بين‌المللي توفق ماژورها در 1950 مورد اعتراض قرار مي‌گيرد.

اساساً اين ماژورها مستقل و آمريكايي بوده و به دنبال منابعي هستند كه بهاي تمام شده استخراج آنها از بهاي نفت خام در داخل آمريكا كمتر باشد.

براي برخورداري از اين ذخائر زيرزميني اين كمپانيها شرايط مالي خوبتري از شرايط سابق امتياز به كشورهاي ميزبان پيشنهاد مي‌كنند.

بدين ترتيب در 1984 در كمپاني مستقل امريكايي به نامهاي آمين‌اويل (Amin oil) و گتي اويل Getty oil مجوز كارش را در منطقة بيطرف در حاكميت عربستان‌سعودي و كويت بدست مي‌آوردن در سال 1950 چندين كمپاني مستقل ديگر موفق شدند كه در آمريكاي لاتين مخصوصاً در ونزوئلا و در خاور نزديك مستقر شوند كه از منافع خود دفاع نمايند. در تاريخ 30 ژوئن 1965 اساسنامه اوپك به رسميت شناخته شد از اين تاريخ اوپك در صحنه جهاني براي ديناي جهان سوم الگو قرارگرفت.

در كشورهاي صنعتي كارشناسان براي مدت مديدي در ائتلاف جبهة واحد اين سازمان جديد و صلاحيت و قدرت آن دليل اختلاف سياسي و اقتصادي و حق مذهبي مشكوك بودند چطور ايران سلطنتي مي‌تواند با عراق ترقي‌خواه همكاري نمايد كويت جمعيت بسيار كم و معادن سرشار نفتي و كشور ونزوئلا كه مي‌خواهد برنامه‌هاي ميان مدت اقتصادي خود را اجرا كند و از منابع محدودي برخوردار است چگونه مي‌توانند هدف مشتركي را تعقيب كنند. ونزوئلاي كاتوليك و عربستان سعودي كه پاسدار اماكن مقدسه اسلام مي‌باشد چگونه مي‌توانند با هم همكاري نمايند..

براي بعضي اشخاص وجود اين مشكلات چنان مهم به نظر مي‌رسيد كه درهم ريختن اوپك را در آينده نزديك امكان‌پذير مي‌يافت.

هرچند عدم تشابه بين كشورهاي عضو وجود داشت ولي مانع از وحدت هدفهاي آنها از سال 1960 به بعد كه شامل ثبات قيمت اعلام شده و تحكيم درآمد مالي آنها بود مي‌شد.

اولين موفقيتهاي بدست آمده در اين زمينه سبب شد كه تلاشهاي خود را همآهنگ كرده و يك استراتژي عمومي تهاجمي را به منظور برهم‌زدن اساس بازار بين‌المللي نفت بپذيرند.

انجام پایان نامه



 

سفارش پایان نامه