انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

نوشته شده توسط moshaveranetehran.net   
دسته: انجام پایان نامه | مقالات
نمایش از دوشنبه, 08 شهریور 1395 11:22
بازدید: 159

تحصيلات همراه در اقتصاد علمي :

شايستگي هاي انتقادي و تناسب توسعه دانش اقتصاد در حال تغيير دادن ويژگي تقاضاي بازار كار است . امروزه كار فرمايان به دنبال كارگراني با تحصيلات بالا و شايستگيهاي بيشتر هستند تا بتوانند دانش و اطلاعات را خلق كنند و از آنها بهره گيرند كه اين دو مواد اوليه اقتصاد جهاني هستند. بهر خال در زمان تصميم گيري كار فرمايان در تعيين اين نكته دچار مشكل مي شوند كه كدام داوطلب داراي مهارتهايي است كه به سرعت برارزش سازمان مي افزايد و داراي شاخصه هايي است كه با فرهنگ سازماني تناسب دارد . تحقيق در مورد تحصيلات همراه نشان مي دهد كه دانش جويان همراه مهارتهاي مربوط به صنعت را به عنوان بخشي از تجربه عملي خود توسعه مي دهند با فرصتي كه در دسترس اكثر داش جويان نيست. شاهد آن در تخقيق اخير از تحصيلات همراه ارائه مي شود كه نشان مي دهد كه خصوصيات توانايي ، پيوند، تجربيات خاص يك رشته تخصصي / منابع سرمايه انساني ، و شخصيت حرفه اي نتايج بهم بافته شده تحصيلات همراه موفق هستند . اين خصوصيات با همديگر از سيگنال احاطه شده است در سخت همراه كسب مي شوند . كارفرمايان  به سيگنال براي تعليم و تصميم گيري اعتماد دارند 

مقدمه

در نظام تحصيلات عالي تر در كانادا از زمان جنگ جهاني دوم يك تغيير اساسي روي داده است . تعداد  موسسات آموزشي پس از دبيرستان ، افزايش يافته است و موسسات موجود ارائه برنامه هاي آموزشي و ثبت نام را افزايش داده اند. در ارتباط با جامعه ، نقش و وظيفه دانشگاه از جايي خصوصي به خدمات عمومي تغي يريافته است. اكنون اين ديدگاه كه دانشگاهها خدمات عمومي هستند و تغذيه كننده هاي صنعت مي باشند سياست تحصيلات عالي تر را در كانادا تنزل داده است . مسايل كنوني تحصيلات عالي بانفصام مسئوليت پذيري عمومي ،‌كيفيت و وابستگي گفتگوها ، اهميت تحقيق ، تقاضاي براي برنامه هاي جامع و سياستهاي دستيابي و استخدام پس از فارغ التحصيلي – همگر نقش در اين خدمات عمومي دانشگاه ريشه دارند .در حالي كه دانشگاه نقش مهمي را در ترويج اص.ول دموكراسي از طريق تدريس ، تحقيق و انتقاد اجتماعي بازي مي كند، امروزه تقاضاي براي تخصيلات مربوط به دانش اقتصاد جهاني است . موضوع غالب در مباحثات اخير استخدام فارغ التحصيلي را به عنوان شاخص عملكرد آموزشگاهي برقرار مي كند .

تاثير پذيري يك موسسه از طريق توانايي آن در خواندن سيگنالهاي كار – بازار روي طبيعت مشاغل آينده  و نيازهاي تربيتي اندازه گيري مي شود . اما اين سيگنالها غالبا موقتي هستند . يك بخش اقتصادي ممكن است خواستار فارغ التخصيلان دانشگاه با دانش تخصصي باشد ، در حاليكه بخشي ديگر در پي دانش كلي و عمومي و مهارتهاي عملي است . ناتواني موسسه در پاسخ به واگرايي است ، و گاهگاهي تقتضاي در حال رقابت توانايي آن را در راضي كردن بخش اقتصادي هستند ، راهكارهايي گزينه اي بايد تدبير شود تا تقاضاي در حال تغيير بازار – كار را راضي كند. تخصيلات همراه به عنوان راهكار تخصيلي عالي تري پديدار مي شود كه مي تواند يان تقاضاي مغاير را مخاطب قرار دهد و ضمنا نقش موسسات را در تعليم حرفه اي افزايش دهد .

تحصيلات همراه به طور فراينده اي از سوي دانش جويان ، كار فرمايان ، و گوهها  دانشگاهها به عنوان راهكاري گزينه ايس براي مخاطب قرار دادن نيازهاي در حالت رقابت مورد پسند قرار گرفته است . همراه سبب رفع تنش ميان كيفيت و استانداردهاي آكادميك از يك سو و تساوي و دستيابي به تعليمات حرفه اي از سوي ديگر مي شود . تحصيلات همراه پاسخي به درك اين نكته است كه اقتصاد به فارغ التخصيلان حرفه اي در طيف وسيعي از رشته ها نيازمند است نا در بازار جهاني به ترقي برسد .

تحقيق روي نتايج آموزش همراه نشان مي دهد كه دانشجويان همراه مهارتها و صلاحيت هاي ويژه صنعتي را در طول تجربه حرفه اي توسعه مي دهند كه در دسترس عموم  دانشجويان نيست . تخقيقات نشان داده اند كه دانشجويان همراه در كار بهتري مشغول مي شوند ، آنها سرعت بيشتري دارند و در آمد بيشتري نسبت به ديگرات دربرنامه هاي غير همراه دارند . در حاليكه تمام اين نتايج مرهون شركت همراه هستند ، تحقيق مختصير روي سطح تئوري انجام گرفته است كه شرح مي دهد كه چگونه اين منافع فراهم مي شوند و چرا كارفرمايان فارغ التخصيلان همراه استخدام مي كنند . اجراي تصميمات غالبا بر حسب تئوري سرمايه انساني توجيه مي شوند . به دانشجويان گفته مي شود كه در سطوح عالي و تخصيلي و توسعه مهارت ( سزمايه انساني ) سرمايه گذاري مي كنند  به اميد جبران سرمايه گذاري از طريق جبران اوليهه عالي تر و پيشرفت سريع تر  در موقعيت هاي مديريتي . اما ارزيابي هاي كار فرما از سرمايه انساني غالبا دقيق نيست كه سبب اشتباه پر هزينه اي ميز شود . در اتخاذ تصميم ، امروزه كار فرمايان نيازمند سيگنال هاي دقيف از منبع مورد اطميناني هستند كه يك كارفرماي نگران آينده ماده درست 2براي پيروزي بر چالشهاي اقتصادي دارد . تخصيل همراه به ويژه سمت همرته تنها چنين سيگنال مطوئني را فراهم مي كند . اين سمت همرته نشان مي دهد كه فارغ التحصيلان همراه دارنده تحصيلات دانشگاهي صحيحي است كه با تجربه ويژه صنعت تقويت شدها است . كارفرمايان مي توانند اطمينان داشته باشند كه فارغ التحصيلان همراه سرعت به ارزش سازماني كه آنها را استخدام كرده است خواهند افزود . تخقيقات كانادايي از همراه كه در ابن مقاله گزارش شده است درك ما از سيگنال هاي فرستاده شده و دريافتي را بيشرت مورد پالايش قرار مي دهند . نتايج تاييد مي كنند كه اين سرمايه انساني نيست كه دانشجويان در برنامه هاي همراه توسعه مي دهند و يا سرمايه اجتماعي يا فرهنگي دانشگاه نيست كه كار فرمايان را به استخدام فارغ التخصيلان همراه  تشويق مي كند ،بلكه تجربه ويژه صنعتي ، شبكه اتصلات و شخصيت حرفه اي انهاسيت كه به عنوان سيگنال هايي اطميناين دهنده عمل مي كند . اين مقاله در جستجوي طبيعت و اهميت اين سيگنالها برحسب سرمايه انساني و تئوريهاي سيگنالي است.

تحصيلات عالي و بازار كار در طول چهل سال گذشته ، تحقيق روي رابطه ميان تحصيلات عالي و بازار كار به تغييرات سياسي و عملي متصل بوده سات . در آغاز دهه شصت ، اميد آن  بود كه گسترش تحصيلات عاليه نه تنها به طور برجسته اي در رشد اقتصادي شركت كندبلكه از طريق ايجاد فرصت هاي بزرگتر براي دستيابي به تحصيلات عال تر بي كيفيتي را كاهش دهد . در طول دهه 70 مباحثات از دستيابي به تحصيلات بالاتر تغيير كرد . تحصيلات عالي بطور فراينده  اي تعداد دانش جويان در حال فارغ التخصيلي را مي افزود اما مهارتهاي آنان خواسته هيا كتر فرمايان براي كار مورد نظر را راضي نمي كرد .اين وضعيت به جستجو  براي شيوه هاي افزايش قابليت استخدام فارغ التحصيلان منجرشد . تا دهه  80 مباحث سياسي به در بر رفتن نقش هاي متنوع  تحصيلات عالي و ساختار فارغ التحصيلي گسترش يافت . تاكيد بيشتري در زمينه مطالعه و تحقيق و برنامه و خواسته هاي دانشجو براي گزينه هيا فردي و راهكارها گماشته شد. در دهه 90 تعدادي از موضوعات مورد رقابت بيشتري قرازرگرفت . از يكسو تاكيد احيا شده اي بر قابليت استخدام مسوليت پذيري را به جاي اماده كردن فارغ التحصيلاين براي دنياي كار در موسسات تحصيلات عايل به كار گرفت و پيشنهاد كرد كه چگونه دانشجوياين مي توانند براي موفقيت شغلي آماده شوند. از سوي ديگر پرشهايي در مورد گسترده و دامنه مهارتهايي ارائه شده در دانشگاه با توجه به تقاضاي بازار كار مطرح شد . رابط ميان تحصيلات عالي و نظام هاي استخدامي سوالاتي در مورد نوع مهارتهاي مورد نياز براي تغيير سريع محل كار در اقتصاد علمي برانگيخت. چه نوع شايستگي هاي براي موفقيت در اقتصاد علمي مهم است ؟ دانشجويسان در كجا مي توانند ايت صلاحيتها را بدست آورند؟ بخش بعدي مقاله ديدگاه كلي تري از انواع شايستگي هاي را فراهم مي كند كه ضروري هستند و نشان مي دهد كه چگونه برنامه هاي تحصيلات همراه مي توانند براي دانشجويان فرصتها و محرك هايي ايجاد كنند كه شايستگي لازم در جهت توانايي تناسب محا كار را فراهم كند.

عبارت كارگر علمي توسط پيتر درو كدر سال 1969 رايج شده در كتابش با نام عصر انفضال كه در حال حاضر براي توصيف كارگران بخش هاي علمي اقتصاد يا كارگران داراي مهارتهاي و شايستگي هاي ويژه به كار مي رود. كارگران علمي به جامعه علمي در حال پايدارشدن شخصيت ، رهبري چالشهاي مركزي و نيم رخ اجتماعي مي دهند . چيزي كه كارگران علمي به طور معمول دارند اين است كه آنها در كاربرد و آفرينش علم اجتماعي مي دهند . چيزي كه كارگران علمي در مشاغلي مشغولند كه نيازمند مهارتهاي عالي  است و مسئوليتهاي بر عهده دارند كه حول ايخاد و اطلاعات در دست اقدام مي گردند. توانايي توليد و استفاده از اطلاعات به طور موثر تابراين مهارتي ضروري براي اين كارگران است . اصطرار تقتصاد علمي ، شريك در جهاني سازي و پيشرفتهاي تكنولوژي ، در حركت خواسته در حال افزايش براي سطوح عالي تر قرار گرفته است . در حاليكه توافق روز افزوني در اهميت مهارتها به عنوان موتور كليدي براي رشد  اقتصادي در حال ايجاد است ، اتفاق نظر روي اين نكته است كه كداميك شايستگي ها و مهارتها تفاوت ايجاد مي كند . درون بخش تحصيل ، تمركز بر تحصيلات عالي تر به طور كلي است و هم چنين توسعه شايستگي هاي وسيع تر كه ميتوانند يادگيري عمري را حمايت مي كنند . از ديدگاه بازار كار ، توجه به صلاحيتهاي خاص است مانند توانايي كاربرد اطلاعات و فتناوريهاي ارتباطي ، كار گروهي، نظارت  و هدايت ، يادگيري مستمر /. در حاليكه اين صلاحيتها محل كار كه چندان هم جديد نيستند در حال حاضر از ياد گيري هاي دوره دبيرستان مجزا مي شوند. تغييسر تكنولوژي و ابداع ، توسعه اقتصاد با پايه علمي را از طريق تاثير برروي روشهاي توليد الگوهاي مصرف و ساخترا اقتصاد جلو مي برزد . صنايسع  بر پايه علمي در برگيرنده توليد كنندگان كالا با تكنولوژي بالا و ساحخت  فناوري متوسط و كاربران  خدمات  تكنولوژي مي شود ( مانند پول ، بيمه ، تجارت ، ارتباط و جامعه ، خدمات شخصي و اجتماعي ) اين صنايع براي بيش از نيمي از توليد داخلي غير خالص OECD در نظر گرفته مي شوند و به رشد سريع ادامه مي دهند . به منظور وفق و حفظ رقابت در پاسخ به اولويتهاي در حال تغيير مشتري و تغيير تكنولوژي ، شركتها نيازمند ساختارهاي سازماني ومناسب  مكتن و محل كار پيشرفته  و مديريت شايسته هستند .

ترين نمونه ان سطوح سرمايه انساني در حال افزايش جمعيتها و توسعه محل كار در كشورهاي OECd است ، بطوري كه توسط نيل به تحصيلات ارزيابي مي شود و بوسيله خواسته رو به افزايش براي  تحصيلات  عالي تر  و كار گران ماهر تر مورد اشاره  قرار دارد .

تحليل روند استخدام در صنعت به فرضيه مهارت گكمك مي كتد . مطالعات اخير پيشنهاد مي كند  كه استخدام ميان صنايع تغيير مي كند ، و به طور ي كه با صنايع سنديت دارد تغييري واقعي مهارتهاي عاليتر عرضه مي كند . اين  نشان دهنده فرايند مهارت تعليم  يافته در هر صنعت است كه تغيير از بخش هاي با فعايتهاي مهاريت در سطح پايين تري به فعاليتهاي مهارتي ترر صور ت مي گيرد . رشد كارهاي پشت ميز نشيني، استخدام با مهارت عالي در ساخت و خدمات منعكس كننده اين مهارت عالي نسبت به افزايش در فعايتهاي بخش خدماتي است . علاوه بعضي گزارشهاي تحقيقي نشان مي دهدند كه تقاضاي جديد و جداگانه اي براي مجموعه معيني از صلاحيتهاي محل كار و مهارتهاي بين شخصي به طور معمول با معرفي ICT و فعاليتهاي كاري جديد در ارتباط است . تحقيقات اين شايستگي ها  و مهارتها را به عنوان كار گروهي ، حل مسالسه و ارتباط و مهارتهاي محاسبه ويژه شناسايي كرده اند . اين تحقيق نشان مي دهد  كه مهارت  عالي و تفاضاي روبه رشد براي شايستگي هي گونا گون ،‌صورت هاي كليدي افتصاد علمي هستند . شايستگي هاي محل كار به مهارت هايي برمي گردد كه مكمل  مهارتهاي آكادميك يا تكنيكي هستند . همتن طور كه در بالا گفته شد كار فرمايان گزارش مي كنند كه آنها در اتخاذ تصميم به اين مهارتها اهميتد مي دهند و معمولا چنين مهارتهايي براي كارگران  لازم است تا به طور موثر ساختارهايي سازماني جديد اقتصاد  بر  پايه علم را به كار مي يبرند . اكثر اين تحقيقات ابن شرايط را به توسعه اقتصادي تاخير و تقاضاي براي محل كار مهارت عالي پيوند مي دهند . به طور مختصر ، ميزان روبه رشدي از تحقيقات روي مهارتها و شايستگي ها ي محل كار از ديدگاههاي مختلف ملي وبين الملي وجود دارد . مطالب نوشتاري سه محل كليدي از شايستگي هاي محل كار را از پوشش قرار مي دهند كه به دليل علاقه به اين تحقيق است ، به طوري كه آن را به تحصيلات همراه مربوط ميكنند .

مهارتهاي بين شخصي

  • *كارگروهي و توانايي شتريك مسائل در پيگيري يك هدف مشترك
  • *توانايي رهبري 
  • *مهارتهاي درون شخصي
  • *انگيزه وتمايل
  • *توانايي و يادگيري
  • *مهارتهاي حل مسئله
  • *ارتباط موثر با همكاران و مراجعين
  • *مهارتهاي تحليلي

مهارتهاي ICT يا تكنولوژي

توسعه اقتصاد علمي و جامعه تقاضاي بازار كار در مورد صلاحيتها و مهارتها را تغيير مي دهند . مهارتهاي لازم براي توسعه بعضي كارها به شدت ( در طول انتقال به اقتصاد علمي ، برپايهد تكنو لوژي هاي تكميلي تغيير كرده است . صلاحيتهاي محل كار همچون مهارتهاي ارتباطي ، كار گروهي و مهارتهاي حل مسئله اكنون براي كارگران علمي هستند . اين صلاحيتها  جايگزين تحصيل  و مهارتهاي مربوط به سواد نيستند  اما مكمل آنها هستند . تحصيلات عمومي اساسي (پايه) كارگران را بوسيله شايستگي هاي شناختي و آكادميكي براي مشاركت موثرتر آماده مي كنند . اين شايستگي هاي هسته اي اساس را براي تسهيل تعليمات بيشتر و مهارت بيشتر در تكنيك هاي ويژه آماده مي كنند كه به عنوان «سيگنال هايي » در كارگران نگران آينده با تناسب فرهنگي و توانا براي موفقيت عمل خواهد كرد .

تئوري سيگنالي

در ابتدا مايكل اسپنس تئوري سيگنال را در اوايل دهه 70 ارائه داد . وي جايزه نوبل اقتصاد را در سال 2001 دريافت كرد . تئوري سيگنال نشان كه جويندگانم كار مي توانند فعاليتهاي را برعهده بگيرند كه ديگران را به درك خصوصيات مطلوبي رهبري كند كه به سهولت قابل تغيير نيستند . داوطلبان كار به كا رفرمايان آينده نگري انگيزه ها ، توانايي و تعليم خود را سيگنال مي كنند .

طبق نظر اسپنس (1974) تئوري سيگنال شناسنده شركتهايي است كه معمولا اطلاعاتي كمي درباره كارجوياني دارند و براي آنها سخت يا پر هزينه است كه اطلاعات لازم براي اتخاذ تصميم درباره كارجوياني دارند و براي آنها سخت يا پر هزينه است كه اطلاعات لازم براي اتخاذ تصميم آگاهانه رادر يافت كنند . بنابر اين شركتها به عملي دست مي زنند كه «تبعيض  آماري » ناميده ميشود. متقاضيان طبق گروههايي طبقه بندي مي شوند كه كار فرما بتواند به راحتي شناسايي كند . از اين رو انها بيشتر به عنوان اعضاي نوعي گروه ارزيابي مي شوند . تا برحسب شرايط ثابت شده « متقاضيان كارتحصيلات دانشگاهي 
» چنين گروهي هستند . يك درجه دانشگاهي سيگناي مي شود كه به كارفرمايان  نشان مي دهند كه كدام اشخاص اختمالا داراي علم و دانش و مهارتهايي هستند كه يك  كارگر توليد كننده يا مدير بالقوه داراست . در غياب اطلاعات ديگر ، كارفرمايان برتحصيلات عالي تر به عنوان سيگنال مورد اطمينان شاخصه هاي كارمند بالقوه اقتصادي اتكا مي كنند . درجه دانشگاهي سيگنال مي دهد كه متقاضي داراي توانايي هاي هوشمندانه براي تكميل مطالعات سات و دانش پايه اي را ذخيره كرده است كه به رشته  خاصي مربوط مي شود .

مدرك همچنين سيگنال كننده شاخصه هاي غي آكادميك ديگري هست همچون سطح فرهنگي ، ويژگي تعيين و تختصاص ، مهارتهاي اجتماعيس و مهمتر از همه توان ياد گيري .

توانايي يادگيري كار مندان بالقوه را با توانايي عالي را تشخيص مي دهد ( سريع ياد مي گيرند بنابراين نياز كمتري به تعليمات پر خرج دارند و زمان كمتري را صرف افزايش نيروي كار مي كنند ) و نيز با توانايي اندك( نيازمند تعليمات بيشتر هستند ، بنابراين زمان بيشتري صرف افزايش نيروي كار مي شود .

در محل كار با تغييرات سريع كه دانش ، مهارت و فعاليتهاي برپايه اطلاعات نقش برجسته رو به رشدي در رشد افتصادي ايفا مي كند ، كار فرمايان به دنبال كارمندان با توانايي عالي هستند .

در سالهاي احير ، اقزاشي مدرك تحصيلي تاثير بر پاياني اين سيگنالها را آغاز كرده است  از آنجا كه مدارج عالي تحصيلي ، جداي از توانايي و بي توجه به آن اعطا مي شود ، محتواي دارندگان آنها به شدت تنزل پيدا مي كند . در حال حاضر شيوه هاي كمي براي تشخيص ميان دانشجويان توانا وناتوان وجود دارد . به علت فقدان اطلاعات عيني قابل اتكا كار فرمايان به شيوه هاي ديگران بريا تشخيص كارمندان بالقثوه توانمند متمسك مي شموند يكي از راهكارهاي اين چنين مهارت تبعيض اماري است كه اهميت شبكه هاي اتصالات را ارزيابيث مي كند . در تحقيق اخير كار فرمايان كانادايي تعداد :1498 به طور مثال %82 به  طور ترجيحي به دنبال مدرك دانشگاهي هساتند كه داوطلبان براساس ورود استخدام مي كنند و %67 ارزش برابر  براي مدارج آكادميك و فعاليتهاي پيشين همچون ورزش ، باشگاه و كار داوطلبانه قائل هستند . سيگنال ديگر كارگر با توانايي بالا گرد آوري تحربه كار دررشته تخصصي است كه نشان دهنده توانايي كسب هنجارها و استاندارد هاي براي ترفيع در يك حرفه است . اسن سيگنال (علامت يا نشانه ) بالقوه مديريتي طبق نظر بارنت به عنوان «منابع سرمايه انساني» است وشامل تربيت و تعليم ، تجربه ، عقيده ، هوش ، روابط وديگاههاي مديران وكارگران در يك شركت است . نشانه (سيگنال ) نهايي بطور ويژه به تحصيلات همرتاه مربوط مي شود . هنگامي كه دانشجويان همراه ، يادگيري تجربي راپيشرفته مي كنند به توسعه سيگنال مهم شايستگي كار – و شخصيت حرفه اي نيز مي پردازد. چنين شخصييت از چندين عامل نشات مي گشرد . خود را در حرفه مورد نظرم چگونه مي يابم ؟ ديگران در مورد من چه استنباطي دارند ، چطور بلاشم تا ديگرتن مرا دريابند و دوست دارم چگونه ازسوي ديگران شناخته شوم ؟

بطوري كه در تخقيق همرته در زيزنشان داده خواهد شد ، شاخصه هاي توان آكادميكي بالا ، اتصال ، تجربه خاص تخصصي / منابع سرمايه انساني و شخصيت حرفه اي نتايج بهم بافته تحصيلات همرته موفق هستند .

توسعه غلامت همراه

در تخقيق اخير (گراس جين 2000) به بررسي تشكييل هويت و دانش حرفه اي در برنامه هاي تحص2يلي همراه دانشگاه پرداختم و اين كار را بوسيله استفاده از تحقيق موردي برنامه هاي همراه شخصي و دانشجويان در جهار رشته آكادميك انجام دادم (تجارت وبازرگاني ، شيمي ، مندسي و جغرافي ) اين چهار رشته طبق استدلال بچر 1989 براي تصور رشته هاي دانشگاهي به عنوان داشتن هويت هاي قابل تشخيص و ويژگي هيا فرهنگي انتخاب شدند . وي بحث  مي كند كه زبان حرفه اي و سواد گرده تخصصي نقشي مهم در گشايش هويت فرهنگي ان ايفا مي كند . بنابراين هر رشته آكادميكي هويت خود را تعريف مي كند و ار قلمرو هوشمندانه خود بوسيله به كار گيري وسايل گوناگوني دفاع مي كند تا كساني كه شاخصه هاي فرهنگي رشته را به نمايش نمي گذارند را محروم كند . علاوه برمشورت با سوابق تاريخي ، تحقيقي (با تعداد 1012 شركت كننده ) روي تشخيص رضايت از برنامه ها و فرصتها ي يادگيري و توسعه مهارت انجام دادم . سپس با 7 نفر از هماهنگ كنندگان ، 276 دانشكده ، 7 رئيس دانشگاه ، 12 كارفرما ،‌و 45 دانشجوي همراه مصاحبه كردم . مصاحبه هاي دانشجويي عمقي بود ، مطالعه روش هاي استخدام شكل هاي آيين نامه يا ، تاثير محتواي يادگيري ، آكادميك و نتايج استخدامي . در ادامه مقاله نتايج مصاحبه اي دانشجويي براي تحليل و بحث درباره ساختمان سيگنال همراه دانش و هويت حرفه اي  امده است .

 براي مهم اينكه دانشجو يان همراه  چگونه شاخصز هاي حرفه اي خود را ايجاد مي كنند بايد در طبيعت زمينه اي تحصيل همراه را جستجو كنيم . كلاس و محل كار دانشجويان همراه رادر زمينهي يادگيري مخالف كار مي كنند. كار مربوط به رشته تخصصي براي آماده سازي آنها براي چالش هاي رو به اقزايش و موقعيت هاي مسوولانه در دوره هاي كار متوالي در نظر گرفته مي شود . اين رشته ها دانش پايه رشته تخصصي را فراهم مي كند در خاليكه محل كار فرصتهاي ايجاد دانش را از طريق انجام كار ايجاد مي كند . براب بسياري دانشجويان يادگيري معني پيدا نمي كند تا وقتي كه فرصت كار عملي امكان پذير شود . يك دانشجو تفاوت بين يادگيزي دركلاس و يادگيري در محل كار را به عنوان تفاوت ميان  دنياي كتاب و دنياي واقعي توصيف كرد.

دوره كار همراه: ايجاد صلاحيت ، ارتباطات و هويت حرفه اي

دوره كار تصوير برنامه همراه را تفكيك مي كند و اين همان چيزي كه دانش جويان دوره همراه سواي از ديگر ان از آن ُبرخوردار هستند و محور گردش تحصيلات همرا ه است . مشاهده مصاحبه بوضوح نشان مي دهد كه دانشجويان همراه فرصتهايي يادگيري و توسعه ايجاد شده در دوره كارا بهتراز تئوريهاي كلاس ارزيابي  مي كنند .

طرفداران تحصيل ضمن كار(همراه) بحثهاي طولاني داشته اند كه توسط فعال كردن يادگيري كلاسي در محل كار ، دانشجويان رابطه بين تئوري و كاربرد و تناسب عملي آنچه خوانده اند را درك مي كنند . در تحقيق من هر چند عكس اين مطلب به نظر مي رسد . در حاليكه تقريبا يك چهارم دانشجويان شركت كننده در تحقيق از اهميت توانايي در انجام آنچه كه در گذشته آموختند صحبت كردند بيش از نيمي از آنها تاثير يادگيري در محل كار بر عملكرد آكادميك شان پرداختند . اين تاكيد  جريان يادگيري را به طور عكس با ياديري تئوري كلاسي روشنگرانه قرار مي دهند . اكثريت دانشجويان پيشنهاد كردند كه مهارتهاي يادگيري با انجام در محيط كار به فهم عميق تري نسبت به كلاس منجر مي شود . آنها نشان دادند كه يادگيري در محل كار كيفيت طولاني مدت و بادوامي دارد . فعاليت عملي بر چگونگي ياد اوري دانشجويان و بدنبال آن ياد آوري به هنگام نياز اثر طولاني مي گذارد .

وقتي چيزي در محل كار ياد مي گيريم آن را به خاطر مي آورم و هنگامي كه شانس استفاده از آن را دارم تفاوت آن آشكار مي شود . من مي توانم به كاري كه 4 سال پيش انجام مي دادم برگردم و هنوز به ياددارم كه چطور مقدمات را انجام دهم . ممكن است كمي كند باشم اما مي توانم آن را به خاطر آورم در حاليكه به هيچ وجه نمي توانم فرمولي را كه در سال اول آموختم به خاطر بياورم !

به نظر مي رسد كه دوره كاري اثري كاملا قوي بر درك يادگيري دلنشجويان داشته باشد كه فعاليت هاي تعليمي كلاس همراه كاسته مي شود و يادگيري مربوط به محل كار افزايش مي يابد . در كلاس ، دانشجويان همراه احساس كردند كه بيشتر به آنها در مورد رشته اي تدريس صورت مي گيرد  تا اينكه آن را براي خود ياد بگيرند بطوري كه مهارتهاي تخصصي و فهم خود را افزايش دهند . در طول تحقيق روشن شد كه دوره كار همراه در نظر دانشجويان مترادف با يادگيري و توسعه حرفه اي است ،‌تلاش يراين بود كه انها روي مفهوم يادگيري در ارتباط با كلاس تمركز كنند . يك دانشجو شرح  داد كه كار ما در كلاس مطالعه سات در خاليكه يادگيري در محل كار به مشاهده  واقعي انجام كارها صرف مي شود . در گفتگو با ديگر دانشجويان روشن شد كه اين درك مداوم يادگيري در ميان دانشجويان  همراه بود .

حرفه اي شدن

هنگامي كه دانشجويان همراه به محل كار مي رسند تا كار را شروع كنند ، آن وارد جامعه عمل مي شوند . عضويت در يك جامعه عمل مستلزم اين است كه دانشجويان فرايند فرهنگ سازي در محيط كار حرفه اي را سپري مي كنند . يادگيري و توسعه مهارت در طول ابن فرايند رخ مي دهد . دانشجويان تفاوت بين يادگيري كلاسي و مهارتها وشايستگيها از افراد حرفه اي رشته تاكيد مي ركنند كه دومي كاملا از آنچه كه در كلاسهاي دانشگاه انجام گرفته است متفاوت است در تعاملات محل كار و مشاركت در فعاليتهاي كه يك حرفه مي سازد ،‌دانشجويان سرانجام به شاخصه هاي حرفه را قبول مي كنند و ايجاد شخصيت حرفه اي  را آغاز مي كنند . اين بيشترين شيوه اي است كه بايد از سوي خودتان پيموده شود تا چيز ديگر و چيزي است كه من در دوره هاي كاري آموختم . در يك كار حرفه اي با بسياري از مردم با شخصيتهاي متفاوت در تعامل هستيد و بايد برخورد  با اين شخصيت ها را ياد بگيرد . اين چيزي است كه شما در دانشگاه ياد نخوهي گرفت . هنگام مشغول شدن در يك جامعه كاري دانشجويان به فكر كردن مانند يك حرفه اي تشويق مي شوند و نقش خود را به عنوان يك حرفه اي كوچك درك مي كنند . يك دانشجو شرح مي دهد كه مدر هر چيزي مشاركت ، گردهمايي هاي گروهي كوچك داشتيم  ودر طراحي پروژه ها مشاركت كرديم  اين باعث شد كه ما احساس كنيم مهندسان واقعي هستسم .

ناظران و همكاران منابع مناسبي از علم درباره منطقه ويژه اي از عمي هستند . با كمك حرفه اي ها در محل دانشجويان همرا ه كارركد و سطح مهارتي خود را مي افزايد و صلاحيتهاي كاري را فراهم مي كنند و همان طور كه سطح مهارتي خود را افزايش مي دهند به آنها مسووليتهاي  مضاعف نيز داده مي شود . اخرين دوره كاري من مقدمه خوبي براي مهندسي بو و من چيزهاي بسياري ياد گرفتم . آنه به صورت نكته به نكته  همه چ يز زا براي من توضيح دادند « اينطوري بايد اين كار را انجام بدهي ؟ خوبه !


انجام پایان نامه

 

 

 

 

 

سفارش پایان نامه