انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

نوشته شده توسط moshaveranetehran.net   
دسته: انجام پایان نامه | مقالات
نمایش از پنج شنبه, 04 شهریور 1395 03:42
بازدید: 33

نفت و اقتصاد

ميدان گازي جنوبي از اكتشافات شركت ملي نفت ايران و بزرگترين منبع گازي مستقل جهان است. وسعت اين مقدان 9 هزار و 700 كيلومتر مربع است. با توجه به وسعت ميدان گازي پارس جنوبي، توسعه آن در فازهاي مختلف در نظر گرفته شده و اراضي نزديك عسلويه كه در 270 كيلومتري جنوب شرقي بوشهر قرار دارد، به عنوان منطقه ساحلي براي ايجاد تأسيسات خشكي و توسعه مرحله اين ميدان انتخاب شده است. ضمنا به منظور ايجاد تسهيلات بيشتر در اجراي فازهاي مختلف اين طرح و همچنين به منظور گسترش فعاليت‌هاي اقتصادي در محل اجراي طرح، ايجاد منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس به تصويب شوراي عالي مناطق آزاد رسيده و ابلاغ شده است. ذخيره بخش مربوط به ايران كه طبق آخرين برآوردها حدود 14/13 تريليون متر مكعب و حدود 7 درصد كل ذخاير گاز جهان و بالغ بر 38 درصد ذخاير گازي كشور را به خود اختصاص داده، معادل 17 هزار و 100 ميليون بشكه است.

منطقه پارس جنوبي به سبب گستردگي بسيار به فازهاي متعددي تقسيم شده كه عمليات و بررسي‌هاي مورد نياز و در برخي موارد بهره برداري‌هاي به عمل آمده در برخي فازها انجام گرفته است. فازهاي 1 تا 11 با پيشرفت‌هاي مختلف در دست اقدام است و فازهاي بعدي كه بنا به برخي منابع تا 28 فاز قابل گسترش است، در مراحل بعدي كار قرار دارند.

فاز يك

اجراي فاز يك طرح توسعه، ميدان به منظور استحصال روزانه 25 ميليون متر مكعب گاز طبيعي، 40 هزار بشكه ميعانات گازي و 200 تن گوگرد است. اجراي قرارداد مذكور، اواخر سال 1376 به شركت پتروپارس واگذار و قرارداد آن به صورت بيع متقابل تنظيم شده است.

فازهاي 2 و 3

اجراي فازهاي 2 و 3 طرح توسعه ميدان به منظور استحصال روزانه 50 ميليون متر مكعب گاز طبيعي، 80 هزار بشكه ميعانات گازي و 400 تن گوگرد است. اجراي قرارداد مذكور، اكتبر 97 به كنسرسيوم شركتهاي توتال، پتروناس و گازپروم واگذار و قرارداد آن به صورت بيع متقابل تنظيم شد.

فازهاي 4 و 5

اجراي فازهاي 4 و 5 طرح توسعه ميدان به منظور استحصال 50 ميليون متر مكعب گاز طبيعي در روز، 80 هزار بشكه ميعانات گازي در روز، 5/10 ميليون تن گاز مايع در سال براي صادرات، 71 ميليون فوت مكعب اتان در روز و 400 تن گوگرد در روز است. اجراي قرارداد مذكور به مشاركت شركتهاي آجيپ و پتروناس در تاريخ 6 مرداد 1379 واگذار و قرارداد آن به صورت بيع متقابل تنظيم شد. بر اساس مفاد پيمان، اجراي طرح.

فازهاي 6 و 7 و 8

اجراي فازهاي، 8 و 7 و 6 طرح توسعه ميدان به منظور استحصال 80 ميليون متر مكعب گاز ترش در روز، 120 هزار بشكه ميعانات گازي در روز و 72 ميليون تن گاز مايع در سال است. اجراي قرارداد مذكور در تاريخ 19 تير 1379 به شركت پتروپارس واگذار شد.

فازهاي 9 و 10

اجراي فازهاي 9 و 10 طرح توسعه ميدان عينا مشابه 4 و 5 است. مناقصه براي واگذاري قرارداد بيع متقابل با فاينانس در حال اجراست. اين دو فاز به منظور استحصال 6/56 ميليون متر مكعب در روز در نظر گرفته شده است كه در اين ميان 50 ميليون متر مكعب در روز گاز طبيع، 2 ميليون متر مكعب در روز گاز اتان، 05/1 ميليون تن در سال گاز مايع، 80 هزار بشكه ميعانات گازي و 400 تن گوگرد در روز خواهد بود.

فازهاي 11 و 12

اجرايي 11 و 12 طرح توسعه ميدان، به منظور استحصال 50 ميليون متر مكعب گاز ترش دو روز، براي تأمين خوراك واحدهاي تصفيه و مايع سازي گاز 80 هزار LNG بشكه ميعانات گازي در روز است. مناقصه براي واگذاري قرارداد آن به صورت عقد قرارداد بيع متقابل با فاينانس در حال اجراست. در كنار توسعه ميدان پارس جنوبي، احداث واحدهاي پتروشيمي در منطقه عمومي پارس جنوبي و عسلويه نيز در دستور كار وزارت نفت قرار دارد و تاكنون قرارداد احداث 6 مجتمع عظيم پتروشيمي شامل افين نهم، الفين دهم، متانول چهارم، آروماتيك چهارم، اوره و آمونياك عسلويه، واحد توليد اتان و LPG ، براي استفاده از خوراك توليدي در بخش بالادستي گاز آغاز شده است كه هر يك از اين مجتمع‌ها در نوع خود جزو بزرگترين مجتمع‌هاي پتروشيمي جهان به شمار مي‌روند.

منطقه مورد نظر قرارداد كه حوزه گازي پارس جنوبي است و در مرز مشترك آبي ايران و قطر در خليج فارس واقع شده است، به اسم بلال شهرت دارد و بخش كوچكتر آن متعلق به قطر است، كه به آن گنبد شمالي (North Dome) مي‌گويند.

عسلويه در حال تبديل شدن به مركز تمدن صنعتي ايران است و در حال حاضر بزرگترين سرمايه گذاري تاريخ ايران در حال شكل گيري در عسلويه است. اين سرمايه گذاري 25 ميليارد دلاري در عسلويه يك حوزه نفوذ دارد كه حوزه نفوذ آن از يك سو بندر بوشهر و بندر لنگه و از سوي ديگر شيراز است. بنابراين اين حوزه‌ها تحت تأثير سرمايه گذاري‌هاي گسترش خواهد يافت كه براي توسعه اين مناطق بايد برنامه ريزي فراتر از وزارت نفت در سازمان برنامه و بودجه اتفاق بيافتد تا اين مناطق به ظرفيت‌هاي لازم تجهيز شوند.

در حال حاضر در بخش نفت و گاز قراردادهاي متعددي با صنايع داخلي بسته شده است كه قراردادهاي آن بالغ بر 5/1 ميليارد دلار است. اما ظرفيت‌ها به همين نقطه ختم نمي‌شود و هنوز ظرفيت‌هاي زيادي براي حركت وجود دارد.

در خصوص اثرات اجتماعي و ميزان اشتغال زايي فعاليت كارخانجات كشتي سازي در منطقه بايد گفت كه مجتمع كشتي سازي خليج فارس در بندرعباس مثل كارخانه ذوب آهن است براي اصفهان و اگر روزي مجتمع كشتي سازي خليج فارس با ظرفيت كامل راه اندازي شود. تأثيرات اجتماعي بسيار زيادي بر بندرعباس خواهد گذاشت و اين شهر را توسعه خواهد داد.

قطر با بهره برداري از مخزن مشترك پارس جنوبي تا به حال، حدود 6 ميليارد دلار درآمد داشته است، كه با بهره برداري از فاز دوم و سوم ايران مخزن توليد و بهره برداري ايران و قطر متعادل خواهد شد. طبق برنامه ريزي انجام گرفته از سوي مقامات قطري بهره برداري، اين كشور تا سال 2007، به 71 ميليارد متر مكعب گاز و 100 ميليون بشكه ميعانات گازي دست پيدا خواهد كرد.

با هر تأخير در بهره برداري از هر 2 مرحله از توسعه ميدان، ناچار به جايگزيني 50 ميليون متر مكعب گاز در هر روز هستيم كه بر اساس محاسبه‌هاي انجام شده، روزانه 7 ميليون دلار زيان متوجه كشور خواهد شد. در هر فاز توليد روزانه 40 هزار بشكه ميعانات گاز برنامه ريزي شده كه با توجه به ارزش اين مواد كه معمولاً 2 تا 3 دلار از متوسط قيمت هر بشكه نفت بيشتر است. با تأخير در بهره برداري از اين ميدان روزانه حدود يك ميليون دلار نيز از اين طريق به كشور زيان خواهد رسيد. تاكنون حدود 700 هزار بشكه ميعانات گازي از فازهاي 2 و 3 توسعه ميدان پارس جنوبي توليد شده و به اين ترتيب، ارزش اولين و دومين محموله صادرات ميعانات گازي به 8 ميليون دلار مي‌رسد.

درآمد و اشتغالزايي

پيش بيني مي‌شود با تكميل 8 مرحله از 10 مرحله ياد شده سالانه مبلغي بالغ بر 5 ميليارد و 500 ميليون دلار به درآمد كشور افزوده شود، كه با جايگزيني گاز طبيعي به جاي فرآورده‌هاي نفتي اين درآمد به 10 ميليارد دلار خواهد رسيد. اشتغالزايي 3 مرحله از اين طرح تاكنون حدود 15 هزار نفر به طور مستقيم بوده است كه براي اجراي مراحل 2 و 3 حدود 10 هزار نفر از نيروي كار كشور با اولويت نيروهاي بومي مشغول به كار شده اند. پيش بيني مي‌شود، با آ‎غاز عمليات اجرايي مراحل باقي مانده به طور متوسط 30 هزار نيروي انساني كشور به طور مستقيم در اين طرح اشتغال يابند. ارتقاي سطح علمي كارشناسان داخل از ديگر دستاوردهاي اين طرح بزرگ ملي است كه علاوه بر صرفه جويي ارزي، پيمانكاران و سازندگان ايراني در كار ساخت، نصب و بهره برداري از تأسيسات فراساحلي به مرز خود اتكايي رسيده اند. آخرين برآوردها از وجود بيش از 13 تريليون متر مكعب گاز ذخيره در جاي اين ميدان حكايت دار كه اين رقم معادل 8 درصد از كل ذخاير گازي جهان و 50 درصد از ذخاير گازي شناخته شده كشور است. علاوه بر ذخاير گازي، اين ميدان داراي ذخيره اي بالغ بر 17 ميليارد بشكه ميعانات گازي و نيز ذخيره تخميني حدود 5 ميليارد بشكه نفت است.

آنچه توسعه برخي فازهاي پارس جنوبي را با تأخير مواجه ساخته، عدم مديريت كارآمد در برخي بخشها، برخي پيمانكارها، دست اندازهاي سياسي و مشكل تأمين منابع مالي و صرف وقت براي پيدا كردن راهكار مناسب كه حداكثر منافع مالي را در نظر بگيرد بوده است. براي شروع هر طرح ابتدا بايد به اين پرسش پاسخ داده شود كه آيا با اجراي طرح توجيه اقتصادي دارد يا خير. پاسخ به اين سؤال مهم نيازمند بررسي فني و اقتصادي طرح است كه در قالب مهندسي (طراحي) مفهومي يا تفهيمي (Conceptual)   با امكان سنجي (Feasibility) انجام مي‌گيرد. بنابراين، با توجه به اين كه طراحي تفهيمي بخش آغازين فعاليت‌هاي مهندسي است و فلسفه توسعه هر فاز پارس جنوبي نيز متفاوت از يكديگر است، انجام و صرف وقت مجدد به منظور طراحي تفهيمي و امكان سنجي، ضروري و اجتناب ناپذير است، ولي تا حد امكان در طراحي تفهيمي و حتي اصولي فازهاي پارس جنوبي برخي منابع و مدارك فني فازهاي قبلي كه استفاده از آنها منطقي، مجاز و منطبق با شرايط طرح بوده، مد نظر قرار گرفته است.

نتيجه اين كه هر چند مطالعات و به ثمر رسيدن فازهاي ميدان ايراني پارس جنوبي نسبت به شريك قطري با تأخير همراه بوده است، اما بايد به اين نكته اشاره كرد كه انجام چنين طرح عظيمي در شرايطي كه كشور با تحريم‌ها و تهديدات بسياري روبه‌روست كاري بس ارزنده و ارزشمند است. اميد است با بهره برداري كامل از تمامي فازهاي طرح مربوط آينده درخشاني را براي ايران به همراه آوريم.

مختصر مطالب گفته شده، بيانگر درجه بالاي اهميت آبهاي خليج فارس و درياي عمان، به علت دارا بودن منابع سرشار نفت و گاز مي‌باشد. در نقشة اقتصادي (صنايع، معادن و ذخاير)، موجود در پيوست شمارة (1) مناطق نفت خيز جنوب كشور را مي‌توان مشاهده نمود كه از پراكندگي بالايي برخوردارند. [4]

اگرچه سهم ايران در استخراج نفت از آبهاي نفت خيز درياي خزر در مقايسه با سهمش از منابع نفتي آب‌هاي جنوب ناچيز است، اما فعاليت‌هاي نفتي موجب شده كه بنادر موجود در اين مناقط شمالي كشور از رونق بالايي برخوردار باشد. با توجه به آمار عمليات بنادر كشور طي ده ماهه سال 1382، مقايسه و شناورهاي بالاي هزار تن در ده ماهه سال 1382، نسبت به مدت مشابه سال قبل، نشان مي‌دهد كه در زمينه فعاليت نفتي شناورها بندر نكا مهمترين بندر ترانزيتي معرفي شده است. ضمن اينكه بندر ماهشهر بالاترين ميزان صادرات، بندر شهيد رجايي بيشترين حجم واردات و كاپوتاژ داشته اند. پيوست شماره (2) مؤيد اين مطلب است. (مهم ترين كالاي ترانزيتي مواد نفتي بوده كه به مقدار 2856838 تن تخليه و 383225 تن بارگيري شده و 79 درصد از كل كالاهاي ترانزيتي را تشكيل مي‌دهد).

همچنين با مشاهده به جدول شماره (1) كه به پيش بيني درآمد ارزي حاصل از صادرات نفت خام پرداخته شده است، در سال 1383 اين ميزان به 8/12082 ميليون دلار خواهد رسيد كه در مقايسه با سال 1382، 17/4 درصد رشد خواهد داشت.

جدول شماره (1) پيش بيني درآمد ارزي حاصل از صادرات نفت خام

منبع: جدول شماره 8، لايحه برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي. صفحه 124 (بخش جداول پيوست)

منبع: جدول شماره 3، لايحه برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي. صفحه 119 (بخش جداول پيوست)

در جدول شماره (2) نيز مي‌توان به روند صعودي منابع ارزي حاصل از صادرات نفت و گاز و فرآورده‌هاي نفتي توجه كرد كه در سال 1383 اين رقم به 13549 ميليون دلار برآورد شده و 27 درصد از منابع ارزي را در اين سال به خود اختصاص مي‌دهد.

- آلودگي‌هاي نفتي خليج فارس، درياي عمان و درياي خزر نفت به عنوان يكي از عوامل مخرب و آلاينده خليج فارس و درياي عمان

راههاي ورود نفت به دريا

عمده ترين آلاينده خليج فارس و درياي عمان، نفت و فرآورده‌هاي آن مي‌باشد. منطقه خليج فارس و حوضچه‌هاي نفتي اطراف آن حامل حدود 60 درصد از نفت جهان مي‌باشد و نزديك به 40 درصد از صادرات نفت جهان از اين منطقه انجام مي‌شود. بنابراين، اين ماده به شكلهاي گوناگون موجب آلودگي خليج فارس تا 47 برابر بيشتر از درياهاي مشابه در جهان شده است. نفت هنگام ورود به دريا با توجه به شرايط جوي و شكل ساختماني آن دستخوش تغييراتي از جمله تبخير، تعليق، تركيب، ترسيب و تجزيه مي‌گردد. هيدروكربنهاي سبك موجود در نفت خام به سرعت تبخير و از محيط دريا خارج مي‌شود ولي در نهايت با ريزشهاي جوي دوباره به دريا باز مي‌گردد. هيدروكربنهاي سنگين رسوب مي‌كنند يا به بستر دريا مي‌روند يا توسط امواج به ساحل آمده، به شكل توپك‌هاي متشكل از قير (Taebal) در ساحل پراكنده مي‌شوند.

وجود نفت در دريا موجب مسموميت، خفگي، تغيير رفتار، مهاجرت، جهش و تجمع در بافتهاي آبزيان مستقر در ناحيه مي‌گردد. بيشترين اثر مخرب نفت بر جمعيتي از آبزيان وارد مي‌شود كه داراي حركت كم هستند يه به صورت بنتيك (Bentic) زندگي مي‌كنند. از سويي، تجزيه نفت در دريا سبب ايجاد برخي تركيبات سمي‌تر يا افزايش نورتينت‌ها مي‌شود كه نخست در صورت تجمع (Bio accumulation) و بزرگنمايي زيستي (Bio magnification)، مرگ مستقيم يا تدريجي آبزيان را به همراه مي‌آورد و در ثاني چون نفت تركيبي آلي مي‌باشد، تجزيه آن توسط باكتريها يا آلاينده‌هاي ديگر موجب افزايش نوترينت‌ها و شكوفايي پلانكتوني مي‌گردد كه در مواردي مانند كشنده‌هاي قرمز (Red tide) مي‌تواند بسيار خطرناك باشد.

از سويي ديگر، ورود نفت به دريا موجب كاهش نفوذ نور و اكسيژن محلول در آب و در نتيجه كاهش توليد فرآورده‌هاي اوليه مي‌گردد.

1- آب توازن كشتي‌ها

آب توازن نفت كشها حدود 55 درصد از آلودگي نفتي خليج فارس را تشكيل داده و سالانه بطور متوسط بالغ بر 40 ميليون تن برآورد شده است. طبق آمار سازمان بنادر و كشتيراني، سالانه 2035 هزار نفت كش از خليج فارس عبور مي‌كنند.

هنگام ورود نفت كش‌ها به خليج فارس كه داراي تلاطم كمتري نسبت به اقيانوس است و نيز هنگام نزديك شدن به پايانه‌هاي بارگيري نفت، آب توازن نفت كش را تخليه مي‌كنند. نفت موجود در آب توازن، خطر بيشتري نسبت به نفت خام دارد زيرا لجن‌هاي نفتي موجود در آن شامل هيدروكربنهاي سنگين و حلقوي است كه نيازمند بيش از يكسال زمان براي تجزيه شدن دارند. عمده ترين مشكل، فقدان رديابي و تشخيص كشتي‌هاي تخليه كننده آب توازن مي‌باشد زيرا تمامي نفت كشها، در هنگام شب تخليه را توسط لوله‌هاي موجود در زير كشتي انجام مي‌دهند و تا روز بعد، از محل تخليه فاصله بسيار گرفته اند. در هر صورت، 73 درصد از آلودگيهاي نفتي ايجاد شده در دريا، مربوط به كشتيراني است.

2- جنگ كويت و خليج فارس

طي 8 سال دفاع مقدس و جنگ كويت در سال 1991، بزرگترين آلودگي نفتي جهان، در خليج فارس به وقوع پيوست و تقريباً 11-8  ميليون بشكه نفت از 810 حلقه چاه نفتي منطقه وارد دريا گرديد. اين فاجعه زيست محيطي موجب نابودي 50 راس گاو دريايي، مقادير بسيار زيادي از ماهيان، پستانداران دريايي و 100 قطعه لاك پشت دريايي به طور مستقيم شد كه آثار و نتايج آن همچنان باقي است. همچنين طي بمباران چاههاي نفتي نوروز در سال 1361 از سوي رژيم بعثي عراق، سكوهاي شماره 3، 5، 7 و 9 دچار آسيب شديدي شدند بطوريكه روزانه 8000 بشكه نفت و 700000 فوت مكعب گاز و در نهايت 71 ميليون تن نفت از اين طريق وارد دريا شد. بر اساس محاسبات حاصله، براي از بين بردن كامل اين آلودگي حدود يكصد سال وقت مورد نياز است. (پيوست)

3- ريزش‌هاي نفتي از خطوط انتقال و سكوهاي نفتي

نفت استخراجي از بستر دريا حاوي مقداري آب است كه بايستي قبل از انتقال نفت به پالايشگاه از آن جدا شود. غلظت نفت در آب جداسازي شده گاه به ppm40 مي‌رسد كه در مجموع ميزان قابل توجهي است. انواع اتصالات به كار رفته در لوله‌ها و دهانه‌هاي چاهها در اثر خوردگي در آب شور دريا به مرور سوراخ و موجب ورود نفت به دريا در مسير يا دهانه چاهها مي‌شوند. طي سالهاي اخير، چندين مورد شكاف در خطوط لوله‌هاي نفتي تعبيه شده در خليج فارس شناسايي شده كه از اين طريق نيز به طور متوسط 1520 هزار بشكه نفت در روز وارد اروپا گرديده است.

گسترش ريزش مواد نفتي توسط باد يا امواج و انتقال به لايه‌هاي زيرين آب، هم توده آب و هم سواحل را تهديد مي‌نمايد. به خصوص زماني كه مستقيماً به سواحل داراي مجموعه‌هاي با ارزش، مناطق تفرجگاهي يا مناطق مسكوني برخورد مي‌نمايند.

4- ورود نفت از طريق فاضلاب و صنعتي

فاضلابهاي شهري حاوي مقداري نفت و گازوئيل مي‌باشند و با توجه به طبيعت كارخانجات صنعتي، فاضلاب آنها نيز داراي مقادير قابل ملاحظه اي از هيدروكربرنهاي نفتي هستند. فاضلابها از طريق خورها (به عنوان مثال، خورهاي موجود در بندرعباس) وارد آبهاي ساحلي مي‌شوند. علاوه بر نفت و گازوئيل، مقادير فراواني روغن موتور نيز در فاضلابها موجود است. بر اساس برآوردها، 6/9 درصد از آلودگي نفتي ايجاد شده در خليج فارس ناشي از اين گونه ريزشهاي نفتي مي‌باشند.

وجود پالايشگاههاي صنايع پتروشيمي در جزاير خارك، لاوان، سيري و خور موسي و بندرعباس موجب ورود مقادير قابل توجهي از اين نوع آلودگيها به دريا مي‌شود. اين نوع آلودگي‌ها از طريق آبي ايجاد مي‌گردد كه از سيستم خنك كننده پالايشگاهها وارد دريا مي‌شود. سيستم خنك كننده پالايشگاهها، روزانه مقادير فراواني از آب دريا را براي خنك نمودن دستگاهها مصرف مي‌كنند. غلظت نفت در آب خروجي از اين سيستم ppm100 برآورد شده است.



 

 

 

 

 

سفارش پایان نامه

نقشه