انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

نوشته شده توسط moshaveranetehran.net   
دسته: انجام پایان نامه | مقالات
نمایش از سه شنبه, 15 تیر 1395 07:48
بازدید: 264

 

بخش ا ول مباني ارزشيابي از نظر قرآن :

 مبحث اول – فلسفه خلقت و ضرورت ارزشيابي در نظام آفرينش :

 آيات قران كريم در رابطه با نظام آفرينش دو دسته اند :

دسته اي از آيات در راستاي تبيين فلسفه و اهداف خلقت آمده و دسته اي ديگر ضرورت و نياز به يك ارزيابي دقيق و حساب شده در نظام هستي را بيان مي دارد .

الف فلسفه خلقت : قرآن كريم در بيان فلسفه و هدف از خلقت و نظام آفرينش ، چنين استدلال مي كند"ما آسمانها و زمين و آنچه بين آنهاست باطل و بازيچه خلق نكرده ايم"[15]

 بلكه آنها را به حق و در وقت معين آفريديم و همچنين در آيات ديگري تاكيد نموده است  " خلق آسمانها و زمين مرگ و زندگي براي اين بوده است كه شما انسانها را بيازمايد كداميك بهتر عمل مي كنيد" [16] .

بنابراين نظام آفرينش هدفمند است و از مفهوم اين آيات استنباط مي شود خالق هستي هدف مهمي در نظر دارد و آن انجام آزمايش و امتحان انسانها و در واقع ارزشيابي اعمال و كردار آنان مي باشد . علامه طباطبايي صاحب تفسير الميزان مي گويد : جمله  " ليبلونكم ايكم احسن عملا "  بيانگر هدف از خلقت موت و حيات است و كلمه بلاء مصدر ليبلونكم به معناي امتحان است .[17]

سفيان بن عيينه از امام صادق (ع) روايت كرده كه در ذيل آيه " ليبلونكم ايكم احسن عملا "  فرموده اند : منظور اين نيست كه معلوم كند كداميك بيشتر عمل مي كنيد ، بلكه منظور اين است كه معلوم كند عمل شما كداميك صواب تر و درست تر است و درستي عمل به خشيت از خداوند و نيت صادقانه است ، آگاه و هوشيار باشيد كه ارزش عمل به همان نيت است .[18]

ابو قتاده نقل مكند: من از رسول خدا (ص) از جمله " ايكم احسن عملا "  پرسيدم ، فرمود : منظور اين است كه كداميك از شما عقل بهتري داريد . آنگاه فرمود : عقل آن كس از شما كاملتر است كه خوفش از خدا بيشتر باشد .[19]

در آيه شريفه " الذي خلق الموت و الحيوه ليبلوكم ايكم احسن عملا "  [20] به هدف آفرينش مرگ و حيات انسان كه از شوؤن مالكيت و حاكميت خداست اشاره كرده مي فرمايد : او كسي است كه حيات و مرگ را آفريده تا شما را بيازمايد كه كداميك بهتر عمل مي كنيد .

منظور از آزمايش خداوند نوعي پرورش است به اين معني كه انسانها را به ميدان عمل مي كشد تا ورزيده و آزموده و پاك شوند تا لايق قرب خدا شوند . با توجه به اينكه هدف خلقت آزمايش " حسن عمل "  بوده نه كثرت عمل به نظر مي رسد دليل بر اين است كه اسلام به كيفيت اهميت ميدهد نه كميت.

در حديثي از امام جعفر صادق (ع) در تفسير آيه مذكور نقل است كه منظور اين نسيت كداميك بيشتر عمل مي كنيد ، بلكه منظور اين است كداميك صحيح ترعمل مي كنيد و عمل صحيح آن است كه توام با خداپرستي  و نيت پاك باشد.[21]

ب- ضرورت ارزشيابي : اما دسته اي از آيات که در باب ضرورت ارزيابي انسانها به ويژه مؤمنين نازل شده است :

1 - احسب الناس ان يترکو ا ان يقولو ء امنا و هم لا يفتنون [22]  آيا مردم چنين پنداشتند که به  صرف اينکه گفتند ما ايمان آورده ايم رهايشان کنند و هيچ امتحان و آزمايش نمي شوند ؟ استفهام در اين آيه ، استفهام انکاري است يعني هرگز چنين نيست که مردم گمان کنند به صرف اينکه بگويند ايمان آورده ايم متعرضشان نمي شوند بلکه  به بلاها و مصيبت ها آزمايش مي شوند ، آزمايش که آنچه در نهان دارند از صدق و کذب آشکار شود.

علامه طباطبايي در تفسير اين آيه مي نويسد : ابن ابي حاتم از شعبي روايت کرده که اين آيه درباره مردمي از مکه نازل شد که اقرار به اسلام آورده بودند و اصحاب رسول خدا (ص)  از مدينه به ايشان نامه نوشتند که آيه اي در باب هجرت نازل شده که حکم آن هيچ اقرارو اسلامي از شما پذيرفته نمي شود مگر وقتي که هجرت هم بکنيد ، پس آن عده با عهد و اختيار خود به مدينه آمدند ولي مشرکين تعقيبشان کرده و به مکه برگرداندند ، پس اين آيه درباره ايشان نازل شد [23].

در اصول کافي حديثي درباره تفسير اين آيه نقل شده [24] :  " يفتنون کما يفتن الذهب ، ثم قال يخلصون کما يخلص الذهب " , يعني آزمايش مي شوند همانگونه که طلا در کوره آزمايش مي شود و خالص مي شوند ، همانگونه که فشار آتش ناخالصيهاي طلا را از بين مي برد و آن را خالص مي کند.

برخي از مفسرين گفته اند : معناي کلمه يفتنون اين است که مردم از جان و مالشان دچار بلا و امتحان مي گردند و اين معنا از امام صادق (ع) نيز روايت شده است [25]

 و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن الله الذين صدقوا و ليعلمن الكاذبين" [26]

ما امتهايي را پيش از اينان به امتحان و آزمايش آورديم تا خدا دروغگويان و راستگويان را كاملا معلوم كند . بنظر مي رسد اين آيه دقيقاً در پاسخ به سؤال مطرح شده در آيه قبل است كه مي پرسد آيا مردم گمان كرده اند به صرف اينكه بگويند ايمان آورده ايم رها مي شوند و مورد آزمايش و امتحان قرار نمي گيرند ؟

از مجموع آياتي كه در مبا حث مربوط به فلسفه و ضرورت ارزشيابي مورد بررسي قرار گرفت قطعيت و حتمي بودن آزمايش و امتحان امتها در همه زمانها (گذشته ، حال و آينده) را در برمي گيرد.مفسرين مي گويند : " عالم ميدان آزمايش بزرگي است براي بشريت ، و هدف اين آزمون رسيدن به حسن عمل مفهومش تكامل و معرفت و اخلاص نيت و انجام هر كار خير است "  [27]

حال اين سؤال پيش مي آيد كه خداوند متعال اين آزمون را چگونه برگزار مي كند؟  به عبارت ديگر مصاديق امتحان الهي كدامند ؟

در قرآن كريم آيات متعددي در خصوص چگونگي و كيفيت امتحان و آزمايش انسانها وارد شده است :

1 –  " و لنبلونكم بشيء من الخوف و الجوع و نقص من اموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين "  [28] و البته شما را به سختيهامانند ترس و گرسنگي و نقصان در اموال و جانهايتان و آفات زراعت و ميوه ها آزمايش مي كنيم بشارت باد بر صابران .

2 – "  لتبلون في اموالكم و انفسكم ...."   [29] البته شما را به مال و جان آزمايش خواهند كرد 3 – "  و نبلوكم بالشر و الخير فتنه...."   [30] ما شما را به بد و نيك مبتلا كرده و مي آزمائيم......

4 – "  يا ايها الذين آمنوا ليبلونكم الله بشي من الصيد .... "  [31] اي اهل ايمان خدا شما را به چيزي از صيد و شكار مي آزمايد.

آيا منظور و هدف خداوند متعال از بيان اينكه شما انسانها بواسطه نقص در اموال و جان و ترس و گرسنگي و ساير بلايا اعم از خير و شر مي آزمائيم اين بوده كه مجهولي را كشف و معلوم كند يقينا چنين نيست چون او عليم به ذات الصدور است و بر همه چيز عالم آگاه و احاطه كامل دارد پس امتحان الهي معني و مفهوم ديگري هم دارد و  آن از قوه به فعل آوردن و تكميل (به كمال رساندن انسان ) است . " امتحان انسان به بلايا و شدايد به معني اين است كه بوسيله اينها هر كسي را به كمالي كه لايق آن است مي رساند . فلسفه شدايد و بلايا فقط سنجش وزن و درجه و كميت نيست بلكه زياد كردن وزن و بالا بردن درجه و ارتقاء است“[32] 

دليل ديگر امتحان انسانها به شدايد و بلايا از باب لطف و رحمت الهي است در احاديث آمده كه خداوند شدايد و بلايا را متوجه كساني مي كند كه مورد لطف و رحمت خاصه او هستند   " ان الله اذا احب عبدا غته بالبلاء غتا " [33]

امام علي (ع) در اين باره مي فرمايد : " ولكن الله يختبر عباده, بانواع الشدائد و يتعبد هم بانواع المجاهد و يبتليهم بضروب المكاره اخراجا للتكبر من قلوبهم و اسكانا للتذلل في نفوسهم و ليجعل ذلك ابوابا فتحا الي فضله و اسبابا ذللا لعفوه”[34]

خداوند متعال همواره , بندگان خود را به انواع شدايد مواجهه مي كند و اقسام كوششها و مجاهدتها جلوي پاي آنها مي گذارذ , تكاليفي گوناگون برخلاف طبع آسايش طلب آنها برآنان مقرر مي دارد تا غرور و تكبر از دلشان بيرون رود و نفوسشان عادت كند به عبوديت خدا و اين وسيله اي است براي اينكه درهاي فضل ورحمت و عنايت پروردگار به سوي آنها گشوده شود .

بنابراين همه امتحانات در نظام ارزشيابي الهي هدفمند بوده و براي رشد و ارتقاي معنوي و كمال انسانيت انسان مي باشد .

مبحث دوم- ارزشها و ضد ارزشها ي ذاتي انسان از نظر قرآن :

از نظر قرآن انسان موجودي گرامي و از كرامت ذاتي برخوردار است " و لقد كرمنا بني آدم "  [35]، برگزيده خداوند است ." ان الله اصطفي آدم...."   [36] و خليفه و جانشين او در زمين است ." اني جاعل في الارض خليفه " [37] داراي اختيار و حق انتخاب است . " انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا" [38] انسان از نظر مقام و منزلت معنوي حتي بالاتر از فرشتگان قرار گرفته تا آنجايي كه خدا به فرشتگانش امر كرد آدم را سجده كنند." واذ قلنا للملائكه اسجدوا الادم فسجدوا..."  [39]

اما عليرغم خصوصيات و ويژگيهاي ارزشي مذكور كه ماهيت انسان را نسبت به ساير مخلوقات و موجودات زنده ممتاز  مي نمايد ، در آيات متعددي صفات و خصيصه هاي نكوهيده اي نيز از انسان بيان شده كه با ماهيت ارزشي او در تضاد است بطوريكه در نظام ارزشيابي الهي سقوط و انحطاط انسان بسيار پايين تر از سطح حيوانات بيان شده است آيه شريفه " اولئك كالانعام بل هم اضل "  [40] در همين باب است.

از جمله صفات نكوهيده اينكه : بسيار ستمگر و نادان است ." و حملها الانسان انه كان ظلوما جهولا "  [41] ، نسبت به پروردگارش ناسپاس است .  " ان الانسان لربه لكنود "  [42] ، سركش و طغيانگر است " كلا ان الانسان ليطفي" [43] عجول است . " وكان الانسان عجولا"  [44] ، حريص آفريده شده ." ان الانسان خلق هلوعا" [45] ضعيف آفريده شده . " و خلق الانسان ضعيفا "  [46] ، و همواره در زيانكاري و خسران قرار دارد . " ان الانسان لفي خسر" [47]

بنا به تعريفي كه قرآن كريم از ماهيت و خلقت انسان ارائه مي دهد , انسان موجودي است دو بعدي با سرشتي متضاد (ملكوتي و حيواني  ) و در عين حال داراي عقل و اختيار است , لذا مختار است و مي تواند با استفاده از عقل و تدبير نفس مطمئنه رذايل را كنار زده و با كسب فضايل ارزشي مانند علم , ايمان و عمل صالح , تقوا و عبوديت در صراط مستقيم حركت كند كه يقينا در اينصورت به كمالات و جايگاه حقيقي خويش يعني خليفه الله صعود خواهد كرد و يا كفر ورزد , و به وسوسه شيطان و نفس اماره رذايل جهل عصيان و طغيان , حرص و طمع و شهوات حيواني را اختيار نموده و راه ضلالت طي نمايد ناگريز به جايگاهي پست تر از حيوانات " اسفل السافلين " سقوط خواهد كرد .

اما اينكه آيا انسان يك موجود دو سرشتي است يا نه ؟ برخي معتقد ند كه " اين مدح و ذم از آن جهت نيست كه انسان موجود دو سرشتي است نيمي از سرشتش ستودني و نيمي ديگر نكوهيدني است بلكه نظر قرآن به اين است كه انسان همه كمالات را بالقوه دارد و بايد آنها را به فعليت برساند و اين خود اوست كه بايد سازنده و معمار خويشتن باشد و سرنوشت نهايي خويش را تعيين كند " [48]  و آيه شريفه " ان الله لا يغيرما بقوم حتي يغيرواما بانفسهم " [49] در تاكيد همين نظريه است.

 بخش دوم : معيارهاي ارزشيابي :

مبحث اول– ايمان توأم با عمل صالح:

ايمان در لغت به معني " تصديق كردن و گرويدن "  و در اصطلاح فقه به معني اعتقاد به قلب و اقرار به زبان و عمل به اندامها و اظهار فروتني و قبول شريعت است .[50]

واژه ايمان 45 بار در قرآن تكرار شده و بيشتر به مفهوم اعتقاد به خدا و رسول خدا و آنچه از سوي خدا نازل شده و اعتقاد و يقين به روز قيامت آمده است. از ديدگاه قرآن ايمان , معيار و ملاك بسيار مهم و با ارزشي  است بطوريكه در حدود 60 آيه ايمان توام با عمل صالح ذكر شده و هرجا اجر و پاداشي براي عمل صالح پبش بيني شده ايمان نيز به عنوان شرط لازم و مقدم بر لفظ عمل آمده است.

سياق آيات مربوط به ايمان و عمل صالح بگونه اي است كه مي توان گفت خداوند متعال جايگاه  ارزشي ايمان را شرط اول قبولي اعمال انسان قرار داده است . به عبارت ديگر هر عمل شايسته و نيكويي كه توام با ايمان بوده باشد نزد خدا ارزش دارد و معيار اساسي براي احراز شايستگي و خلوص نيت عملكردها ملاك مهم برخورداري از امتيازات و پاداشهايي است كه براي هرعمل صالح از سوي خداوند متعال وعده و تضمين شده است . " وعد الله الذين آمنوا و عملو الصالحات لهم مغفره و اجر عظيم "  [51]

علامه طباطبايي در تفسير آيه 19 سوره توبه مي گويد : " وزن و ارزش عمل به زنده بودن آن و داشتن روح ايمان است و اما عمل بي ايمان كه لاشه اي بي روح است از نظر دين  هيچ وزن و ارزشي ندارد پس مؤمنين نبايد صرف ظاهر , اعمال را معتبر شمرده و آن را ملاك فضيلت و قرب خداي تعالي بدانند."  [52]

قرآن كريم در تبيين ميزان اثر گذاري و نقش ايمان توام با عمل صالح در  پذيرش  توبه  مي فرمايد : " و اني لغفار لمن تاب و آمن و عمل صالحا ثم اهتدي " [53] و از آنجا خدا توبه كنندگان را دوست دارد . "  ان الله يحب التوابين "  [54] امتياز ديگري نيز براي اين گروه در نظر گرفته و اعلام مي دارد گناهانشان را به حسنات تبديل خواهد كرد.  [55]بلكه فراتر از آن ممكن است بواسطه ايمان و عمل صالح بعد از توبه جزو رستگاران قرار گيرند . " فاما من تاب و آمن و عمل صالحا فعسي ان يكون من المفلحين" [56]

 قرآن چگونه معيارهاي ايمان را درباره مؤمنين مورد سنجش و ارزيابي قرار  مي دهد ؟

اصولا معيارها و شاخصه هاي ارزشيابي  بايد قابل اندازه گيري  باشند و حال اينكه معياري مثل ايمان كه يك مفهوم معنوي است اين شائبه را متبادر به ذهن مي نمايد كه ملاك تشخيص ايمان بين افراد مؤمن و غير مؤمن چيست و چه شيوه اي براي سنجش اين معيار در قرآن ارائه شده است؟

در پاسخ به اين سؤال بايد گفت : اولا مجموعه آياتي كه در مورد  واژه ايمان بعنوان معيار ارزيابي استفاده مي شود ، ايمان توام با عمل صالح است يعني ( ايمان و عمل ) مكمل و لازم و ملزوم يكديگرند , همانطور كه عمل بدون ايمان بي روح و بي ارزش است ، ايمان بدون عمل نيز بي فايده  و عبث خواهد بود و مشابه اين

استدلال از تفسير عبارت "  ايكم احسن عملا "  كه در مبحث فلسفه خلقت  مورد بررسي قرار گرفت استنباط مي شود.

ثانيا قرآن در تعريف مؤمن شاخصه ها و ويژگيهاي لازم را براي تشخيص افراد با ايمان ارائه داده است كه از اين الگو مي توان جهت سنجش معيار ايمان در افراد بهره گيري نمود . قرآن مؤمنون را چنين تعريف مي كند :  مؤمنون كساني هستند كه در نمازهايشان خاشعند ، از لغو و سخن باطل اعراض مي كنند ، زكات مال خود را مي دهند ، فروج خود را از حرام نگاه مي دارند ، به امانتها و عهد و پيمان خود كاملا وفا دارند ، بر نمازشان محافظت مي كنند.، [57] عمل صلح انجام مي دهند ،[58] به خدا ورسول اواعتقاد دارند ،[59] در راه خدا با مال و جانشان جهاد مي كنند و راستگو هستند [60] و از آنچه روزي شان داديم انفاق مي كنند. [61]

 مبحث دوم- معيارتقوا :

تقوا در لغت به معني پرهيزگاري و ترس از خدا , آمده است.[62] تقوا در نظام و ارزشيابي اسلام يكي از مهمترين معيارهاي ارزيابي ويژگيهاي معنوي انسانها بشمار مي رود و قرآن كريم كرامت انساني را با ملاك تقوا مورد سنجش قرار داده و مي فرمايد : گرامي ترين شما انسانها نزد خدا , باتقواترين شماست  . [63]

واژه تقوا با مشتقاتش 242 بار در قرآن مطرح شده كه حاكي از اهميت اين معيار ارزشي است . تقوا از ديدگاه قرآن مغهوم وسيعتري دارد كه به برخي از آنها اشاره مي شود :

1 – معياري براي امتحان قلوب و باطن مومنين "  اولئك الذين امتحن الله قلوبهم للتقوي ....  [64]

2 – بهترين لباس براي حفاظت و مصونيت انسان معرفي شده" ولباس التقوي ذلك خير "   [65]

در اين آيه تقوي بمنزله لباس باطن و چيزي است كه سيئات باطني را مي پوشاند و آدمي را از شرك و گناه كه باعث رسوايي اوست باز مي دارد و در تفسير آيه مذكور علت فضيلت و برتري لباس تقوي چنين استدلال شده است : ” تا ثر از بروز معايب باطني انسان بيشتر و ناگوارتر و دوامش زيادتر از عيوب ظاهري است و معايب باطني عبارت از رذايل نفس كه اهميتش به مراتب بيشتر از معايب ظاهري و پوشاندنش واجبتر از پوشاندن عيوب و عورت ظاهري است . “[66]

3 – گاهي به معني ترس از خدا براي حفظ ايمان و رستگاري آمده است . [67]

4 – گاهي به مفهوم صبر و استقامت در برابر دشمن جهت برخورداري از نصرت الهي [68]

5 –  معياري بر آزمون الهي با مال و جان افراد مومن[69]

6 – معياري براي قسط و عدالت آمده است ” اعدلو و هو اقرب للتقوي “[70]

7 – ملاك پذيرش عملكرد انسان نزد خدا ”انما يتقبل الله من المتقين “  [71]

8 – ملاك پذيرش عملكرد شايسته است براي رسيدن به مقام محسنين كه محبوب خدا هستند. [72]

9 – تقوا با نيكوكاري ملازمه دارد [73]   يعني هر انسان با تقوايي نيكوكار هم هست .

10 – تقوا با صداقت و راستگويي نيز ملازمه دارد  وآن كس از بندگان كه وعده صدق بر او آمده و او آنرا تصديق كرد آنها به حقيقت اهل تقوي هستند .

"  نهج البلاغه تقوا را بعنوان يك نيروي معنوي و روحي كه بر اثر ممارست و تمرين پديد مي آيد و به نوبه خود آثار و لوازم و نتايجي دارد و از آن جمله پرهيز از گناه را سهل و آسان مي نمايد , طرح كرده است"[74].

امير المومنين علي (ع) در تبيين مفهوم تقوا مي فرمايد : « الا و ان التقوي مطايا ذلل حمل عليها اهلها و اعطو ازمتها فاورد تهم الجنه ›› ( مثل تقوا مثل مركبهاي رهوار و رام است كه مهارشان در دست سوار است و آن مركبها با آرامش سوارهاي خود را به سوي بهشت مي برند .) “[75]

بنابراين ” لازمه تقوا قدرت اراده و شخصيت معنوي داشتن و مالك حوزه وجود خود بودن است , مانند سوار ماهري كه بر اسب تربيت شده اي سوار است و با قدرت و تسلط كامل آن را در جهتي كه خود انتخاب كرده مي راند و لازمه بي تقوايي , مطيع هواي نفس بودن , ضعف و زبوني در برابر محركات شهواني و هواهاي نفساني است و انسان در آن حالت مانند سوار زبوني است كه از خود اراده و اختياري ندارد و اين مركب است كه هر جا كه دلخواهش هست مي رود .“ [76]

همانگونه كه از نظر قرآن كريم تقوا بهترين لباس براي پوشاندن عيوب و صيانت انسان بيان شده , در نهج البلاغه نيز به اين مفهوم تاكيد شده كه تقوا حفاظ و پناهگاه است .

"  فان التقوي اليوم الحرز و الجنه و في غد الطريق الي الجنه "  [77]

"  اعملوا عباد الله ان التقوي دار حصن عزيز , و الفجور دار حصن ذليل , لا يمنع اهله و لا يحرز من لجا اليه . الا و بالتقوي تقطع حمه الخطايا "  [78]

همانا تقوا در امروز دنيا براي انسان به منزله يك حصار و سپر است و در فرداي آخرت راه به سوي بهشت است , بندگان خدا بدانيد كه تقوا حصار و بارويي بلند و غير قابل تسلط است و بي تقوايي حصاريست كه مانع و حافظ ساكنان خود نيست و آن كس را كه به آن پناه ببرد حفظ نمي كند . همانا با نيروي تقوا نيش گزنده خطاكاريها بريده مي شود .

از ديد نهج البلاغه تقوا ضامن مصونيت انسان در برابر گناه و لغزش است اما در عين حال انسان نبايد نسبت به اين تضمين مغرور شود و از مراقبت نفس غفلت ورزد . چون اين نگهباني و مراقبت متقابل است بدين معني كه تقوا نگهبان انسان و انسان نگهبان تقواست .

امام علي (ع) در اين باره مي فرمايند : " الا فصونوها و تصونوا بها "  [79] , همانا تقوا را صيانت كنيد و خود را در صيانت تقوا قرار دهيد , و همچنين امام از تقوا به حق متقابل خدا و بندگان تعبير مي فرمايد : "  اوصيكم عباد الله , بتقوي الله فانها حق الله عليكم و الموجبه علي الله حقكم و ان تستعينوا عليها بالله و تستعينوا بها علي الله "  [80]

بندگان خدا , شما را سفارش مي كنم به تقوا , همانا تقوا حق الهي است برعهده شما و موجب حق شماست بر خدا . با مدد از خدا به تقوا نايل شويد و به مدد تقوا به خدا برسيد .

قرآن كريم متقين را چنين تعريف مي كند : "  متقين كساني هستند كه به جهان غيب ايمان آورده , نماز بپاي دارند و از آنچه روزيشان داديم انفاق مي كنند و به آنچه خدا به تو (رسول خدا ) و پيامبران قبل از تو فرستاد ايمان آورند و به عالم آخرت يقين دارند . " [81]

بنابر آنچه كه در توصيف و تبيين معني و مفهوم تقوا از آيات قرآن و نهج البلاغه ذكر شده , مي توان گفت اين معيار نقش مهمي در تضمين مصونيت انسان از لغزشهايي كه در مسير حركت او بسوي كمال ايفا مي كند , و جايگاه ارزشي انسان مومن را چنان ارتقايي مي دهد كه خداوند هدايت آنان را تا مرحله رستگاري در عالم برعهده مي گيرد.” واولئك علي هدي من ربهم“ [82] و تاكيد قرآن به محبوبيت متقين در نزد خدا در اثبات ارزشمند بودن ملاك تقواست . [83]

  مبحث سوم- معيارعدالت :

عدل در فرهنگ لغت به معني مساوات رفتاركردن و ضد ظلم و ستم به كار مي رود، عدل: سوابينهما.[84] عدالت يعني ميانه روي در كارها، العدل: القصد في الامور. [85] العادل: الواضع كل شيءٍ موضعه.[86]

از نظر قران عدالت با مساوات فرق دارد در برخي آيات تساوي ها را با ديدة نفي مطرح مي كند ” ولا تستوي الحسنه و لا السيئه ادفع بالتي هي احسن ”.[87] يعني هرگز نيكي ونيكوكاري با بدي يكسان نيست، هميشه بدي را با نيكي بر طرف كن.

- قل هل يستوي الذين يعملون و الذين لا يعلمون انما يتذكر اولوالالبا ب [88] بگو آيا كساني كه مي دانند با كساني كه نمي دانند يكسانند ؟ فقط خردمندان متذكر مي شوند.و لا تستوي الحسنته و لا السيئه ، ادفع بالتي هي احسن فاذا الذي بينك و بينه عداوه كانه ولي حميم [89]   هرگز نيكي و بدي يكسان نيست ، بدي را با نيكي دفع كن ، ناگاه (خواهي ديد) همان كسي كه ميان تو و او دشمني است گويي دوستي گرم و صميمي است .

- لا يستوي اصحاب النار و اصحاب الجنه . اصحاب الجنه هم الفائزون [90]اهل آتش و اهل بهشت يکسان نيستند و اصحاب بهشت رستگار و پيروزند.

- لا يستوي منکم من انفق من قبل الفتح و قاتل اولئک اعظم درجه من الذين انفقوا من بعد و قاتلوا [91] کساني كه قبل از پيروزي انفاق کردند و جنگيدند با کساني که بعد از پيروزي انفاق کردند و جنگيدند يکي نيستند گروه اول درجه بزرگتري دارند.

” و هوالذي جعلكم خلائف الارض و رفع بعضكم فوق بعض درجات ليبلوكم في ما اتيكم”.[92]

و او خدايست كه شما را جانشين گذشتگان اهل زمين قرار دادو رتبة بعضي از شما را بالاتر از ديگري گردانيد تا شما را در اين تفاوت رتبه ها بيازمايد. در تفسر اين آيه آمده است”وجود اختلاف از نظر   استعداد و هوش و انواع ذوق ها با اصل عدالت مخالفتي ندارد. عدالت به معني واقعي يعني هر چيز را به جاي خود قرار دادن. عدالت ايجاب مي كند كه همه يكسان نباشند،زيرا اگر همة افراد جامعه مانند پارچه يا ظروف يك شكل و يكنواخت با استعداد مساوي و همانند بودند جامعة انساني يك جامعة مرده و بي روح و خالي از تحرك و فاقد تكامل خواهد بود.[93]

عدالت در طول تاريخ معرفت بشري بعنوان يك ارزش مطلوب وآرزوي ديرينه انسانهاي حق جو وعدالت خواه بوده و در عين حال يكي از پيچيده ترين مفاهيم نظري در حوزه روابط انساني است . توسعه و تنوع فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي انسان در جامعه بشري امروز , مفاهيم متعددي از عدالت را مطرح نموده است كه ارائه تعريف جامع و مورد اتفاق را تقريبا غير ممكن مي سازد .

اما به نظر برخي از نويسندگان , ” بر مبناي ايده برابري شايد بتوان تعريف بسيار مشهور ارسطويي از برابري را بعنوان مقبولترين مولفه مفهوم اجمالي عدالت دانست . بنابراين مفهوم عدالت عبارتست از : رفتار برابر با برابرها و رفتار نابرابر با نابرابرها درارتباط با ميزان تفاوتهاي نسبي آنها“ [94]

”آنچه مسلم است عدالت يك مفهوم ارزشي در اديان الهي است  مقام قداست عدالت تا آنجا بالا رفته كه پيامبران الهي به خاطر آن مبعوث شده اند و برقراري  عدالت به عنوان هدف بعثت همه انبيا ء معرفي شده است . “ [95]

قرآن كريم در اين باره مي فرمايد : ” همانا ما پيامبران خويش را با دلايل روشن فرستاديم و با آنان كتاب و ترازو فرودآورديم كه ميان مردم به عدالت قيام كنند “  [96]

در آيه ديگري مي فرمايد : "  ان الله يامر بالعدل و الاحسان ...يعظكم لعلكم تذكرون " [97]

همانا خدا امر مي كند به عدالت و احسان و شما را پند مي دهد تا شايد متذكر شويد . در اين آيه خداوند متعال عدل را بعنوان يك اصل از اصول و مباني كلي اسلام معرفي نموده است .

معني عدالت چيست؟ آيا هر نوع تفاوت كه در جامعه بين افراد باشد مخالف عدالت است ؟ آيا عدالت مستلزم مساوات مطلق است ؟ يا اينكه گاهي عدالت ايجاب مي كند كه تفاوت و امتياز باشد . ”معني عدالت اين نيست كه همه مردم از هر نظر در يك حد و يك مرتبه باشند بلكه مقتضاي عدالت اين است كه تفاوتهايي كه خواه نا خواه دراجتماع هست تابع استعدادها ولياقتها باشد . “[98]

امام علي (ع ) در پاسخ به اين سئوال كه آيا عدل افضل است يا جود (بخشش ) ؟ فرمود :  ” العدل يضع الامور مواضعها و الجود يخرجها من جهتها , العدل سائس عام و الجود عارض خاص , فالعدل اشرفهما و افضلهما “

”عدل جريان امور را در مجراي طبيعي خود قرار مي دهد اما جود جريان امور را از مجراي طبيعي خود خارج مي كند , عدالت قانوني است عام ( كه همه اجتماع را در بر مي گيرد ) اما جود و بخشش يك حالت خاص و استثنايي است ( شامل يك فرد يا عده خاص مي شود ) پس عدل اشرف و افضل است . “ [99]

امام علي(ع) درخطبه ديگري مفهوم عدالت را چنين بيان فرموده : " فان في العدل سعه و من ضاق عليه العدل فالجور عليه اضيق “

همانا در عدالت گنجايش خاصي است , عدالت مي تواند همه را در بر گيرد و در خود جاي مي دهد و آن كس كه بيمار است اندامش آماس كرده در عدالت نمي گنجد بايد بداند كه جايگاه ظلم وجود تنگتر است . " [100] 

”از نظر علي (ع) , آن اصلي كه مي تواند تعادل اجتماع را حفظ كند و همه را راضي نگه مي دارد , به پيكر اجتماع سلامت و به روح اجتماع آرامش بدهد عدالت است . “ [101]

همچنين امام در توصيف نقش عدالت در حكومت مي فرمايد : " ان افضل قره عين الولاه استقامه العدل في البلاد و ظهور موده الرعيه و انه لا تظهر مودتهم الا بسلامه صدورهم " [102]

همانا بهترين روشنايي ديده واليان و حكمرانان گسترش عدالت در سطح بلاد و جذب قلوب ملت است و اين حاصل نمي شود جز با آرامش و سلامت دلهاي آنان .

خداوند در آيات متعددي مومنين را به قيام براي اجراي عدالت دعوت نموده و توصيه فرموده ” مبادا عداوت و دشمني قومي شما را از اجراي عدالت بازدارد , چون عدالت به تقوا نزديك تر است “ [103]

” در سيره رسول اكرم و ائمه  اطهار عليهم السلام , تفاوتهاي بي جا راه نداشت. روايت است كه رسول خدا در يكي از مسافرتها , در حالي كه اصحابش همراه بودند قرار شد براي تهيه غذا گوسفندي ذبح  و ناهار درست كنند : كارها بين اصحاب تقسيم شد و رسول خدا هيزم جمع كردن را بعهده گرفت و فرمود : ان الله يكره من عبده ان يراه متميزا بين اصحابه , يعني خداوند خوش ندارد از بنده اش كه او را در حالي ببيند كه در ميان يارانش براي خود امتيازي نسبت به ديگري قايل شده است .“ [104]

از ديدگاه اسلام عدالت شرط اصلي قضاوت است و مطابق آيه شريفه : ” ....و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل” [105] , رعايت عدالت در امر قضاوت ميان مردم واجب و يك تكليف الهي است .” امير المومنين علي (ع) , عدالت را يك تكليف و وظيفه الهي بلكه يك ناموس الهي مي داند , هرگز روا نمي شمارد كه يك مسلمان آگاه به تعليمات اسلامي تماشاچي تبعيض و بي عدالتي باشد .” [106]

آنچه از آيات و روايات تا به اينجا مطرح شد بيانگر معني مفهوم عدالت و جايگاه خطير آن در عرصه هاي مختلف سياسي , اجتماعي و اقتصادي از ديدگاه اسلام بود اما آنچه مهم است نقش عدالت بعنوان يك اصل و مبناي پذيرفته شده در نظام تصميم گيري , بويژه در امر قانون گذاري , قضاوت و توزيع امكانات است لذا سئوال اين است كه اسلام نقش عدالت را بعنوان معيار اجراي حق چگونه ارزيابي مي كند ؟ مصاديق و نمونه هايي از اعمال عدالت در قرآن و نهج البلاغه وجود دارد كه مي تواند, الگوي مناسبي براي طراحي يك نظام پرداخت عادلانه مبتني برشايستگيها وهمچنين تدوين نظام ارزشيابي اثر بخش مبتني برعدالت و بدون تبعيض باشد .

 

قرآن كريم درآيات متعددي اجراي عدالت در نظام پاداش را تضمين نموده است :

1 – " وعده الله حقا اله يبدوا الخلق ثم يهديه ليجزي الذين آمنوا و عملو الصالحات بالقسط و الذين كفروا لهم شراب من جحيم و عذاب اليم بما كانوا يكفرون  " [107] , وعده خداوند حق است , هم اوست كه آفرينش را آغاز مي كند سپس آن را باز مي گرداند تا كساني را كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام داده اند به عدالت پاداش دهد و كساني كه كفر ورزيده اند به سزاي كفرشان شربتي از آب جوشان و عذابي دردناك خواهند داشت .

2 – همچنين در بيان پاداش متقين مي فرمايد : " جزا ء من ربك عطا ء حسابا " [108] , پاداش است از پروردگار تو , عطايي از روي حساب” يعني حتي پاداش كه براي اهل تقوا در نظر گرفته است بي حساب و كتاب نخواهد بود بلكه عادلانه و با محاسبه دقيق است. ”

3 – حضرت شعيب (ع) خطاب به قوم خود گفت : اي قوم من پيمانه و ترازو را به عدل و عدالت تمام دهيد و حقوق مردم را كم مدهيد و در زمين به فساد سربر مداريد . [109]

4 – قرآن مي فرمايد : خداوند آسمان را برافراشت و ترازو را گذاشت  ،[110] تا مبادا از اندازه درگذريد“ [111] و وزن را به انصاف برپا داريد و در سنجش مكاهيد .“ [112]

5 – خداوند در مقام بيان ضرورت سنجش و ارزيابي دقيق و عادلانه تاكيد فرموده : و چون پيمانه مي كنيد , پيمانه را تمام دهيد و با ترازوي درست بسنجيد كه اين بهتر و خوش فرجام تر است . [113]

6 – اي كساني كه ايمان آورده ايد هرگاه به وامي تا سررسيدي معين با يكديگر معامله اي كرديد آن را بنويسيد و يا يك نويسنده اي را بر اساس عدالت ميان شما بنويسيد . [114]

7 – خدا مثلي مي زند : دو مردي كه يكي از آنها لال است و هيچ كاري از او بر نمي آيد و او سربار خداوند و مولايش است هر كجا كه او را مي فرستد خيري به همراه نمي آورد.

آيا او با كسي به عدالت فرمان مي دهد و خود بر راه راست مي باشد , يكسان است ؟ [115] اين آيه اشاره به افراد ناكارآمد و فاقد كارايي دارد كه هميشه بعلت عدم توانايي لازم سربار كارفرماي خود بوده و هزينه هاي اضافي به سازمان تحميل مي كند آيا چنين فردي در مقايسه با فرد ديگري كه داراي شايستگي لازم بوده و با رعايت قوانين و مقررات و اصول انضباطي وظايف و ماموريتهاي محول را بخوبي انجام مي دهد از نظر اجر و پاداش يكسان خواهد بود ؟ واضح است پاسخ منفي است بلكه عدالت حكم مي كند كه بين اين دو نفر تفاوت منطقي در سهم و امتيازات متعلقه قايل شوند .

8 – در آيات ديگري با عبارتهاي "  لا نضييع اجر المسلمين  [116] و لا نضييع اجرالمحسنين [117] انا لا تضييع اجر من احسن عملا [118] "

به اقتضاي عدالت خود تاكيد مي ورزد كه ما اجر و پاداش اصلاحگران و نيكو كاران و كساني كه عمل احسن و شايسته تري دارند ضايع نمي كنيم , بلكه موكد اعلام مي دارد خدا هم وزن ذره اي ستم نمي كند و اگر آن ذره نيكي باشد دوچندان مي كند و از نزد خويش پاداشي بزرگ مي بخشد [119] , و به هر كسي (پاداش) آنچه به دست آورده , تمام داده شود و آنان مورد ستم قرار نمي گيرند [120] روز قيامت كسي حتي به اندازه نخ روي هسته خرما [121] و يا به قدر گودي پشت هسته خرما [122] مورد ستم قرار نمي گيرد .

امام شيعيان علي (ع) در باب رعايت عدالت در پرداخت پاداش مي فرمايد :

(وهمواره درنظرداركه هريك درچه كاري تحمل رنجي كرده اند،تارنجي راكه يكي تحمل كرده به حساب ديگري نگذاري وكمترازرنج ومحنتي كه تحمل كده،پاداشش مده، بزرگي كسي تو را واندارد كه رنج اندكش را بزرگ شماري و فرودستي كسي تو را وادار نسازد كه رنج بزرگش را كوچك به حساب آوري.) [123]

9-- اجعلتم سقايه الحاج و عماره المسجد الحرام کمن آمن بالله و اليوم الاخر و جاهد في سبيل الله لا يستون عندالله [124] آيا سيراب کردن حجاج و آباد ساختن مسجد الحرام را همانند عمل کسي قرار داديد که به خدا و روز قيامت ايمان آورده و در راه او جهاد کرده است ؟ اين دو نزد خدا يكسان نيستند.

علامه طباطبايي در شان نزول اين آيه مي نويسد :"  روايت دارد که اين آيه درباره عباس عموي پيامبر ، شيبه و علي (ع) نازل شده است.عباس به سقايت حاج افتخار مي کرد، شيبه به تعمير مسجد الحرام و علي (ع) به ايمان و جهاد در راه خدا . آيه مذکور اين معنا رامي رساند که وزن و ارزش عمل به زنده بودن آن و داشتن روح ايمان است و اما عمل بي ايمان که لاشه اي بي روح است از نظر دين وزن و ارزشي ندارد. "[125]

10-- لا يستوي القاعدون من المؤمنين غير اولي الضرر و المجاهدين في سبيل الله باموالهم و انفسهم ... و فضل الله المجاهدين علي القاعدين اجرا عظيما [126]

 مبحث چهارم: روشهاي ارزشيابي د رقرآن

خداوند متعال متناسب با معيارها يي كه براي ارزيابي وتعيين شايستگي انسانها ارائه نموده است . روش سنجش و محاسبه اعمال و كردار آنان را نيز بيان فرموده است امروزه روشهاي متعددي از ارزشيابي عملكرد كاركنان بكار گرفته مي شود ولي مد يران موفق سعي مي كنند از شيوه هايي استفاده كنند كه با دقت و سرعت بيشتري به اهداف خود برسند.

اغلب صاحب نظران علوم انساني و مديريت معتقدند عوامل ارزيابي عملكرد افراد نبايد بطور ذهني و هاله اي  باشند بلكه بايد سعي شود از شاخصهاي كمي و قابل سنجش و اندازه گيري استفاده گردد و از معيارهاي كيفي وذهني پرهيز شود. [127]

يقينا خداوند متعال براي ارزيابي و تعيين شايستگي مخلوقات خود كاملا بي نياز است و نسبت به باطن و نيات بلكه همه فعل و انفعالات انسانها آگاه و داناتر است اما از آنجا كه او حكيم و عادل است بنابراين حكمت و عدالت ايجاب مي نمايد كه انسانها از نحوه ارزيابي و سنجش در نظام آفرينش آشنا شده و مورد راهنمايي و هدايت قرار گيرند با بررسي آيات قرآن,  شيوه هاي مختلفي براي ارزشيابي عملكرد انسان مطرح شده و مادر اينجا دو روش مهم را كه بيشتر ازهمه  با تكرار آيات مورد تاكيد قرار گرفته مورد بررسي قرار مي دهيم :

1 - روش مقياسي :

 قرآن كريم در اين روش كميت و مقدار اعمال وميزان و زن و اندازه عمل انجام شده را مورد توجه قرار داده و بيان مي دارد : " و الوزن يومئذ الحق فمن ثقلت موازينه فاولئك هم المفلهون ومن خفت موازينه فاولئك الذين خسرواانفسهم بما كانوا با يا تنا يظلمون "[128]

روز محشر حقا روز سنجيدن اعمال است پس آنان كه در آن ميزان حق وزين بودند البته رستگار خواهند بود و آنان كه در آن ميزان سبك وزن بودند آنان كساني هستند كه چون به آيات خدا ستم كرده اند در حقيقت برخود شان زيان رسانيده اند .

درآيه فوق عبارتهاي"  ثقلت موازينه"  و" خفت موازينه"  به معني سنگين ترين وسبكترين وزن اعمال به بيان امروزي در واقع تعيين حداكثر و حداقل امتيازات عملكردي افرادانساني است كه روش مقياسي سنجش و ارزيابي را ارائه مي دهد . خداوند متعال د رتعيين معيار سنجش كمي اعمال انسان ها به كوچكترين و احد كيلي و اندازه گيري تصريح نموده و مي فرمايد:

فمن يعمل مثقال ذره خيرا يره و من يعمل مثقال ذره شرا يره " [129] "

پس هر كس به قدر ذره اي كار نيك كرده ( پاداش ) آن را  خواهد ديد و هر كس به قدر ذره اي كار شري مرتكب شد نتيجه آن را خواهد ديد .

و نضع الموازين القسط ليوم القيمه فلا تظلم نفس شيئا و ان كان مثقال حبه من خردل اتينابها كفي بنا حاسبين[130]  وترازوهاي عدل را براي روز قيامت خواهيم نهاد و ستمي به هيچ نفسي نخواهد شد واگر عملي به قدر دانه خردلي باشد در حساب آوريم و تنها علم ما از همه حسابگران كفايت خواهد كرد.

يا بني انها ان تك مثقال حبه من خردل فتكن في صخره او في السموات او في الارض يات بهاالله   [131]

لقمان حكيم خطاب به فرزندش  : ”اي فرزندم بدان كه خدا اعمال بد ونيك خلق را گرچه به مقدار خردلي باشد در ميان سنگي يا درطبقات آسمانها يا زمين پنهان باشد همه را در محاسبه مي آورد“ .

2– روش مقايسه اي زوجي : در اين روش عملكرد دو فرد يا دو گروه از افراد انساني باهم مقايسه مي شوند در نتيجه عملكرد يكي نسبت به ديگري بهتر يا بدتر خواهد بود . پس از اين تمام اعضاي سازمان يا گروه دو به دو با هم مقايسه مي شوند و هر يك نمره اي مي گيرد كه نشان دهنده نقاط قوت و ضعف آنهاست . ”مي توان روشهاي مبتني بر مقايسه افراد با يكديگررا  با روشهاي ديگر تركيب نموده ومجموعه اي از بهترين روشهاي نسبي ومطلق را بدست آورد.“[132]

در قرآن دو گروه از انسانها و نيز دو نوع عملكرد كاملا متضاد با هم مقايسه شده اند , افمن کان مومنا کمن فاسقا لا يستون[133]  مؤمن با فاسق يکسان نيست .

- ام نجعل الذين آمنو و عملو الصالحات کالمفسدين في الارض ام نجعل المتقين کافجار [134] آيا کساني را که ايمان آورده و کارهاي نيک انجام داده اند همچون مفسدان در زمين قرار مي دهيم ، آيا پرهيزکاران را مانند فاجران قرار مي دهيم ؟

- و ما يستوي الاعمي و البصير و الذين آمنوا و عملو الصالحات و لاالمسي [135] هرگز نابينا و بينا يکسان نيستند ، همچنين کساني که ايمان آورده و اعمال شايسته اي انجام داده اند با بدکاران و  گنه کاران يکسان نخواهند بود.

هرگز افراد با ايماني که بدون بيماري از جهاد بازگشتند با مجاهداني که در راه خدا با جان و مال خود جهاد کردند يکسان نيستند و خداوند مجاهدان را بر قاعدان به  پاداش عظيمي برتري بخشيده است.

- قل لا يستوي الخبيث و الطبيب ولواعجبک کثره الخبيث [136] بگو ناپاک و پاک مساوي نيستند هرچند فزوني ناپاکها تو را به تعجب وا دارد.

- هل تستوي الظلمات و النور.....[137].  آيا تاريکي و نور برابر هستند ؟

- و ما يستوي البحران ، هذا عذب فرات سائغ شرابه و هذا ملح اجاج و من کل تاکلون لحما طريا.....[138] 

 دو دريا يکسان نيستند : اين يکي آبش گوارا و شيرين و نوشيدني و آن يکي شور وتلخ و گلوگير است اما از هر دو گوشت تازه مي خوريد....

ما يستوي الاحياء و لا الاموات ان الله يسمع من يشاء و ما انت يسمع من في القبور[139] و هرگز مردگان و زندگان يكسان نيستند ، خداوندپيام خود را به گوش هر كس بخواهد مي رساند و تو نمي تواني سخن خود را به گوش آنان در قبرها برساني .

- و لا الظل و لا الحرور [140] سايه و گرماي آفتاب يكسان نيستند.

3-روش ثبت وقايع:خداوند متعال براي ثبت اعمال ورفتار انسان، اعم ازخيروشرماموراني رامقرر داشته است ”وان عليكم لحافظين .كراماً كاتبين“[141] والبته نگهبانهابرمراقبت احوال و اعمال شمامامورند،كه آنهانويسندگان اعمال شماوفرشته مقرب خداوندند.”مايلفظ من قول الالديه رقيب عتيد“[142] سخني ازخيروشربرزبان نياورده جزآنكه هماندم رقيب وعتيد برنوشتن آن آماده اند.وهمچنين درجاي ديگر مي فرمايد:” انانحن نحي الموتي ونكتب ماقدمواوآثارهم...“مامردگان راباز زنده گردانيديم وكردارگذشته وآثاروجودي آينده شان همه رادرنامه اعمال آنهاثبت گردانيم.“[143]

قرآن كريم درباره ثبت وضبط اعمال صالح وشايسته مؤمنين مي گويد:فمن يعمل من الصالحات وهو مؤمن فلاكفران لسعيه واناله كاتبون[144].(پس هركس اعمال نيكووداراي ايمان است سعيش درراه دين ضايع نخواهدشدكه ماآن راكاملاً مي نويسيم.)

بخش سوم انگيزش ، جبران خدمات ونظام پرداخت در اسلام :

مبحث اول- نظريه انگيزش در اسلام :

قرآن كريم درباره انگيزش مومنان مي فرمايد : " اي مومنان آيا شما را به تجارتي پر سود دلالت كنم كه شما را از عذاب دردناك رهايي بخشد , ايمان به خدا و رسول او بياوريد و در  راه او با اموال و جانتان جهاد كنيد اين براي شما بهتر است . اگر بدانيد گناهان شما را مي بخشد و شما را در باغهايي از بهشت وارد مي كند كه نهرها از زير در ختانش جاري است و مسكن هاي پاكيزه اي از بهشت جاويدان در اختيار شما

مي گذارد . اين فوز عظيمي است و نعمت ديگري نصيب شما مي كند كه ياري خداوند و پيروزي نزديك است و به همه مومنان بشارت ده . [145]

انگيزش عامل دروني و موتور محركه اي است كه انسان را در جهت رسيدن به هدف يا اهداف خاص وادار به حركت و تلاش مي نمايد . امير المومنين علي (ع) در باب ترغيب و ايجاد انگيزه افراد تحت امر به مالك اشتر چنين توصيه مي فرمايند :" فافسح في آمالهم و اصل في حسن الثناء عليهم و تعديد ما ابلي ذوالبلاء منهم فان كثره الذكر لحسن افعالهم تهز الشجاع و تحرض الناكل " [146]

پس آرزوهاي ايشان (افراد تحت امر ) را برآور و آنها را به نيكويي ياد كن و كساني را كه آزمايش شده و رنجي برده اند , همتشان رابه زبان آور , زيرا يادكردن نيكوكاران دلير را به هيجان آورده و به حركت وا مي دارد و نشسته (وامانده ) را ترغيب مي نمايد .

امام علي (ع) درباره آثار اصلاح گرانه انگيزش و ترغيب نيكوكاران مي فرمايد :  " ازجر المسي بثواب المحسن "  [147] , بدين معني كه زجر و مجازات گناهكار متخلف، تشويق و پاداش نيكوكار است .  آراء و ديدگاههاي علما و انديشمندان اسلامي در رابطه با ماهيت و انواع انگيزش در افراد متفاوت است اما وجه مشترك نظريات علماي اسلامي در زمينه انگيزش , توجه بيشتر به عامل معنوي بعنوان يك اصل فهم براي موفقيت در مديريت مي باشد . [148]مجموعه ديدگاهها در دو گروه متقدمين و علماي معاصر اسلامي مورد بررسي قرار مي گيرد .

الف ديدگاه متقدمين علماي اسلامي :

1 ابن سينا :  از ديدگاه ابن سينا , نيازها در افراد مختلف شدت و ضعف دارد . وقتي نيازي ارضاء شد قدرت انگيزش خود را از دست مي دهد . اما يكي از شعبه هاي نيروي شوك را نيروي غضب دانسته و قوه شهواني را آن  نيرويي مي داند كه در پي امر لذيذ و متخيل نافع مي رود كه به خود جلب كند و به اين ترتيب وهم و خيال درباره نيازها موجب برانگيختن قواي شهواني و غضب مي گردد و از هر يك از آنها قصد و تصميم حاصل شده , موجب رفتار خاص مي گردد. [149]

2 ابونصر فارابي : فارابي قوه برانگيزاننده را قوه اي مي داند كه بواسطه  آن اشتياق به چيزي يا تنفر و اكراه از چيزي حاصل مي شود اين قوه , قوه اصلي است و داراي قواي فرعي مي باشد كه اراده ما وابسته آن است . [150]

3 شيخ شهاب الدين سهروردي :

 سهروردي بالاترين مرحله اشتياق و انگيزش را عشق مي داند عشق عبارتست از محبتي كه از حد بيرون رفته باشد وعشق با يافتن مراد نماند و انگيزه را درآنچه كه نايافته است مي داند . [151]

4 ملا هادي سبزواري ( ملاصدرا ) :

ملاصدرا مي گويد : نفس حيواني پس از بدست آوردن نيروهاي نباتي به دو قوه تقسيم مي شود ( قوه مدركه و قوه محركه ) آن را قوه فاعله  نامند . ادراكات خيال يا عقل عملي بوسيله اين دو موجب انگيزش طلب مي گردد.[152]

5– امام محمد غزالي : از ديدگاه غزالي , شدت و نيروي محرك ها و انگيزه هاي دروني با فرايند ظهور آنها و بروز آنها ارتباط دارد . او تمامي قوه ها را ناشي از نياز فيزيكي تغذيه مي داند . امام غزالي لذت علم و معرفت را در افراد كامل و عاقل قوي ترين لذات و انگيزه ها دانسته ومي گويد هركه عاقل تر باشد لذت قوت هاي باطن وي مستولي تر است . مراحل پيدايش اراده از نظر غزالي عبارتند از : توجه به هدف يا انگيزه , عزم و تصميم , تامل و ارزيابي و تفكر در مطلب , اجرا و عمل . [153]

 ب ديدگاه علماي معاصر اسلامي :

1 علامه طباطبايي

از نظر علامه آنچه انسان را به انجام فعلي بر مي انگيزد يا انجام ندادن فعلي را موجب مي شود صرف تمايلات گوناگون نيس ت , بلكه اين حسن و قبح است كه موجب انگيزش مي شود . حسن عبارت است از چيزي كه ملايم طبع باشد و قبح عدم موافقت باطني است .

علامه طباطبايي اين حسن و قبح را امري نسبي مي داند كه بستگي به طبايع افراد دارد . [154]

2– شهيد مرتضي مطهري:

از نظر شهيد مطهري فعاليتهاي انسان دوگونه است : التذاذي و تدبيري . فعاليتهاي التذاذي فعاليت ساده اي است كه انسان تحت غريزه طبيعت , عادت و فطرت انجام مي دهد كه براي رسيدن به يك لذت برانگيزاننده ميل است . فعاليتهاي تدبيري , فعاليتهايي هستند كه انگيزه و علت نيروي محرك آنها لذت نمي باشد بلكه مصلحت است كه توسط عقل تعيين مي گردد و مصلحت برانگيزاننده اراده است و مي توان نوع سومي نيز قائل شد و آن عبارتست از فعاليت تكميلي ( تدبيري – التذاذي ) , فعاليتهايي است كه انسان از طريق تدبيرو تعقل با توجه به فطرت و نيازهاي فطري انتخاب نموده و ضمن مصلحت بودن موجبات لذت و رضايت وي فراهم مي گردد كه منشاء اين فعاليتها ايمان مي باشد . [155]

3 علامه محمد تقي جعفري

علامه جعفري معتقد است هر گاه  كاري آگاهانه از يك انسان صادر گردد نيازمند اشتياق جدي براي وصول به هدفي است كه براي انسان داراي انگيزش مي باشد , وي ملاك ضرورت و ارزش انگيزه ها را نيازهاي اساسي انسان مبتني بر صيانت ذات در بعد رواني و حيات طبيعي و بعد رواني و شخصيتي و بعد تكاملي شخصيت مي داند . علامه انواع انگيزش را به دو دسته كلي تقسيم مي كند :

الف – انگيزه هاي برون ذاتي ناشي از عوامل محيطي اجتماعي هستند مانند رنگها , اشكال , صداها , آب و هوا و....

ب – انگيزه هاي درون ذاتي شامل هفت نوع انگيزه عبارتند از احساس برتري خود بر ديگران , انگيزش ناشي از خودخواهي و خود نمايي , انگيزش ناشي از منفعت خواهي , انگيزه علاقه ذاتي به مديريت انگيزش ناشي از تخصص و تجربه , انگيزش مربوط به احساس تكليف الهي . [156]

 4   آيت الله مكارم شيرازي :

”آقاي مكارم معتقد است : اصولا ايجاد انگيزه از سنگين ترين و ظريف ترين وظايف مدير است , انگيزه نيروي محرك و موتور دستگاه مديريت را تشكيل مي دهد و پيروزي مديران در اهداف خود تا حد زيادي به موفقيت آنان در ايجاد انگيزه بستگي دارد . وي انگيزه را به سه نوع انگيزه تقسيم مي كند : انگيزه هاي پنداري , انگيزه هاي مادي و انگيزه هاي معنوي .انگيزه  معنوي  مهمترين و نيرومند ترين انگيزه هاست خواه در شكل ارزشهاي والاي انساني و مردمي باشد و خواه در قالب انگيزه هاي الهي كه پشتوانه آن عشق به الله و سعادت و جاويدان و آرامش عميق روح و وجدان است .

از نظر آقاي مكارم شيرازي اصولا انگيزه هايي كارساز است كه داراي سه ويژگي زير باشند :

1 – قدرت زياد بگونه اي كه بتواند با مهمترين موانع مبارزه كند و در برابر آنها بايستد .

2- تداوم , بصورتي كه در دارز مدت سستي نگيرد و در برابر مشكلات طولاني زانو نزند .

3 – روح انسان را به هنگام كمبودها و ناكاميها سيراب كند و خلاء رواني را پر كند و به فعاليت مجدد بازگرداند . در مديريت اسلامي هرگز انگيزه هاي مادي ناديده گرفته نشده و نخواهد شد ولي تكيه گاه اصلي, انگيزه هاي معنوي است . [157]

5   فواد عبدالله عمر :آقاي فواد عبدالله از انديشمندان معاصر معتقد است ”در اسلام نظريه ويژه اي در مورد انگيزش نيامده ولي در اين باره كوششهاي بسياري بعمل آمده و راهنمايي ها و ارشادات كلي در شناخت اصول و مباني انگيزش در قرآن كريم و سنت نبوي آمده است كه در زيرخلاصه مي شود : “[158]

1 – انگيزش در اسلام بر سه اصل ثواب , عقاب و محبت مستند است .

2 – محدوده انگيزش ها در اسلام تنها شامل حقوق و كمك هاي مالي يا تعقيب كيفري در زندگي دنيا نيست بلكه شامل ثواب و عقاب و زندگي دنيا , آخرت نيز خواهد بود .

3 – پرداخت حقوق و مواردي در اسلام بايستي مطابق با اصول معنوي باشد .

4 – در اسلام حقوق و مستمري و دستمزد و پاداش بلافاصله و همزمان با انجام كار پرداخت مي شود .

– برخي از پژوهشگران نيز براين عقيده اند كه در اسلام انگيزه كار بيشتر ناشي از وجدان الهي هر انسان

مسئول است . [159]

 مبحث دوم- پاداش وامتيازات از ديدگاه قرآن:

در اسلام مبناي اصلي جبران خدمات افراد، سعي وتلاش آنها ست.قرآن كريم در تبيين اين اصل كلي مي گويد:” ليس للانسان الاماسعي“ يعني بدون سعي وتلاش هيچ اجر ومزدي به انسان تعلق نمي گيرد.[160]

علامه درتفسيراين آيه مي گويد:”هيچ انساني هيچ چيزي رابه ملكيت واقعي مالك نيست تا اثرآن ملكيت كه ياخير است يا شر،يا نفع است ياضرر،عايدش شود،مگر آن عملي را كه انجام داده وجدوجهدي كه نموده ،تنها آن را داراست واما آنچه ديگران كرده اند اثر خير يا شرش عايدانسان نمي شود.“ [161]

در آيه ديگري مي فرمايد: ”وان سعيه سوف يري“[162]سعي وتلاش او(انسان) بزودي ديده ميشود. منظور از سعي آن عملي است كه در انجامش جدوجهدي كرده ومنظور از رؤيت مشاهده وظرف اين مشاهده ،روز قيامت است.[163] خداوند متعال در تضمين پاداش سعي وتلاش انسان مؤمن ميفرمايد: ومن ارادالاخره وسعي لها سعيها وهو مؤمن فاولئك كان سعيهم مشكورا“[164]  يعني كسي كه سراي آخرت را بطلبد وبراي آن سعي وتلاش نمايد در حالي كه ايمان داشته باشد از تلاش او تشكر وقدرداني خواهد شد.  

در آيات فوق سه نكته اساسي مورد توجه است ومفسرين بعنوان سه اصل مسلم اسلامي اشاره كرده اند:[165]

” نكته اول اينكه هر كس مسؤل عمل  خويش است.

 نكته دوم اينكه بهره هركس در آخرت همان سعي وكوشش اوست.

 نكته سوم اينكه خداوند به هر كس در برابر عملش جزاي كامل مي دهد.

مجموعه آياتي كه بعنوان اجروپاداش وامتيازات در مقابل سعي وتلاش انسانهاي مؤمن بيان شده است مي توان گفت نظام پاداش و جبران خدمات ازنظرقرآن در سه سطح پيش بيني شده است : 

الف) در بخشي از آيات جبران خدمات رابه شكل امتيازوانگيزش معنوي صرف مقررداشته است كه مصاديق اين امتيازات عبارتند از:

1- هدايت الهي ”اولئك علي هدي من ربهم “  [166]”يهديهم ربهم“ [167]

2-سعادت وحسن عاقبت ”طوبي لهم وحسن ماب“[168]

3-امتياز خلافت در زمين ”ليستخلفنهم في الارض...“ [169]

4-تبديل خوف به امنيت به عبارت ديگر تامين امنيت ”و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا “ [170]

5-پوشاندن وبخشش گناهان ”لنكفرن عنهم سيئاتهم “ [171]

6- ورود به رحمت الهي وپيروزي آشكار”فيدخلهم ربهم في رحمه ذلك هوالفوزالمبين “ [172]

7- ورود به گروه صالحين وشايستگان ”لندخلهم في الصالحين “ [173]

8- محبوبيت (خداوند رحمان مهر ومحبت دردل آنان قرار مي دهد)”سيجعل لهم الرحمن ودا“ [174]

9-معرفي بعنوان بهترين مخلوقات ”اولئك هم خيرالبريه “ [175]

 ب) اجر وپاداش مادي ومعنوي :

1-اعطاي درجات عالي و برتر ”لهم الدرجات العلي “[176]

 آيات مشروحة زير در رابطه با نظام ترفيع و اعطاي درجه به مؤمنين نازل شده است:

- رفع بعضكم فوق بعض درجات ليبلوكم في ما اتيكم.[177]

رتبة بعضي از شما را بالاتر از ديگري گردانيد تا شما را در اين تفاوت رتبه ها بيازمايد.امام جعفر صادق( ع) در تفسير اي آيه فرمود نگويد يك درجه واحد زيرا خداوند متعال مي فرمايند درجات و مراتب مختلفي است كه بعضي بر بعضي ديگر كسب مي كنند همانا تفاوت و اختلاف درجات مردمان تنها به اعمال و كارهايي است كه انجام مي دهند.[178]

- ولكل درجات مما عملوا و ما ربك بغافل عما يعملون.[179] وهر كس از انسانها در مقابل عملي كه انجام داده است رتبه و مقام دريافت خواهد كرد و خداوند متعال از عمل و كردار هيچكس غافل نخواهد بود.

- ولكل درجات عما عملوا و يوفيهم اعمالهم و هم لا يظلمون.[180] و براي تمام مردم به مقتضاي اعمالشان درجات معيني است و همگي كاملاً در حد كمال به پاداش و كيفر كارهايشان مي رسند و هيچ ظلم و ستمي به آنان نخواهد شد.

2-جنات نعيم و باغهاي بهشتي ابدي با ميوه هاي گونگون كه زير درختانش نهرها جاري است [181]

 3-اجربدون ترس واندوه وافزايش پاداش.”فيوفيهم اجورهم ويزيدهم من فضله “[182]

4- مغفرت واجروپاداش بزرگ”مغفره واجرعظيم“[183]”مغفره واجر كبير “[184]”مغفره ورزق كريم“[185]

5- پاداش نيكو وبهتر”اجرا حسنا“[186]”فله جزاءالحسني“ [187]

6- پاداش مستمر ودائمي ”لهم اجرغير ممنون “ [188]

7- پاداش بهتر ازعمل انجام شده ”من جاء بالحسنه فله خير منها “ [189]

 مبحث سوم- نظام پرداخت كارگزاران از ديدگاه اسلام:

1- مفهوم پرداخت در قرآن:

در قرآن كلمة اجر و مشتقات آن حدود 110مرتبه تكرار شده است، در فرهنگ لغت قرآن اجر اينگونه تعريف شده است ” الاجر والاجرة : ما يعود من ثواب العمل دنيوياً كان او اخروياً. ” [190] اجر عبارتست از مزد و پاداشي كه به كار تعلق مي گيرد اعم از دنيوي و اخروي.

درآيات متعددي كلمة اجر به مفهوم مزد وپاداش در دنيا اطلاق شده است  كه نمونه هايي در ذيل ذكر مي شود:

الف- ما به ابراهيم ( ع) ، اسحاق و يعقوب را عطا كرديم و در خاندانش مقام نبوت و كتاب آسماني برقرار نموديم و در دنيا هم اجر و مزد و پاداش او را داديم و در آخرت نيز وي را از صالحين قرار مي دهيم.[191]

ب- هر آينه ما در دنيا به ايشان جايگاهي نيكو دهيم و اجر و پاداشي كه در آخرت به آنها دهيم بزرگتر و نيكو تر است.[192]

ج- در داستان حضرت موسي (ع) و خضر از كلمة اجر به مفهوم مزد در برابر انجام كار دنيوي تعبير شده است ” موسي به خضر گفت روا بود جايي اين تعمير را مي كردي ( تعميركردن ديوار) كه اجر و مزد دريافت مي نمودي.”[193]

د- هنگامي كه موسي براي دختران شعيب جهت سيراب كردن گوسفندانشان آب كشيد، ” يكي از دختران شعيب گفت پدرم از تو دعوت مي كند كه در عوض سقايت و سيراب كردن گوسفندان ما به تو مزد و پاداشي دهد. ” [194]

2- ضوابط پرداخت حقوق ودستمزد از ديدگاه اسلام:

” نظام اقتصادي اسلام در طراحي حداقل حقوق و دستمزد، تأمين رفاه و معيشت كارگزاران را ازقبيل خوراك ، پوشاك ، مسكن و مركب ، اصل و مبنا قرار مي دهد و معتقد است اين حداقل بايد رفاه اجتماعي وي را در زمينة تفريحات سالم و برخورداري از امكانات اجتماعي فراهم آورد بنابراين معيشت عبارتست از نياز انسان در سطح متعارف جامعة اسلامي.” [195]

 الف- تأمين حداقل معيشت و نيازهاي اساسي:

از رسول اكرم (ص) حديثي دربارة ضرورت تأمين معيشت و نيازهاي اساسي كارگزاران دولت اسلامي نقل شده است كه فرمود ” من ولي لنا عملاً و ليس له منزل فليتخذ منزلا او ليست له زوجه فليتخذ زوجه او ليس له خادمُ فليتخذ خادماً او ليست له دابه فليتخذ داب‍ه.” [196]

هر كس از طرف ما عهده دار انجام كاري شود و محل سكونت و منزل نداشته باشد بايد براي اومنزل فراهم كرد و اگر زن نداشته باشد بايد وسيلة ازدواج اوفراهم شود و اگر پيش خدمت نياز دارد خدمت كاري براي او تهيه گردد و اگر مركب در اختيار ندارد بايد براي او مركبي مهيا گردد.

* اميرالمؤمنين علي عليه السلام نسبت به افزايش حقوق ومواجب كار گزاران حكومت ضمن  توصيه به مالك اشتر دلايل آن رانيز بيان مي فرمايد: ”ثم اسبغ عليهم الارزاق ، فان ذلك قوه لهم علي استصلاح انفسهم وغنيً لهم عن تناول ماتحت  ايديهم،وحجه عليهم ان خالفوا امرك ،اوثلموا امانتك ثم تفقداعمالهم وابعث عيون من اهل الصدق والوفاء عليهم.“ [197]

در ارزاقشان بيفزاي ،زيرا فراواني ارزاق آنان را براصلاح خود نيرو دهدوازدست اندازي به مالي كه درتصرف دارندبازمي دارد .ونيز براي آنها حجت است اگرفرمانت رامخالفت كننديادرامانت خللي پديدآورند ،پس دركارهايشان تحقيق وبررسي كن وعيوني ازاهل صداقت و وفاداري برآنان بگمار.

* سعيدبن غزوان ازامام صادق (ع) سؤال كرد:چقدر به يك فرد ازبابت زكات مي توان پرداخت كرد؟ حضرت فرمود:  ” اعطه من الزكاه حتي تغنيه “ از زكات اعطاكن تا آن اندازه كه بي نيازگردد.

ب- پرداخت به موقع حقوق:

پيامبر اكرم (ص) در باب پرداخت به موقع حق و حقوق مي فرمايد: ” اعطو الاجير اجره قبل ان يجف عرقه و اعلمه اجره و هو في عمله.”[198]

حقوق و دستمزد اجير ( كارگر) را قبل از اينكه عرقش خشك شود بپردازيد و در حالي كه او مشغول كار است مزد و اجرتش را به او اعلام و يادآوري نماييد.

در كلمات قصار اميرالمؤمنين علي(ع) آمده است: ” ابدء السائل بالنوال قبل السوال فانك ان احوجته الي سؤالك اخذت من حروجهه افضل مما اعطيته”[199] 

پيش ازآنكه نيازمندي ازتوسؤال كند به اوبده(نيازاورا رفع كن)زيرا اگراورابه درخواست محتاج گرداني ،بيشترازآنچه به ميدهي ازآبرو وحيثيت اوبرگرفته اي.

 

ج- ضريب حقوق و پاداش:

1-پاداش دوبرابر براي كساني كه مطيع فرمان خدا ورسول خداونيكوكاران ومقربين ”نؤتها اجرهامرتين“[200]”لهم جاءالضعف“[201]”يؤتون اجرهم مرتين “[202]

2- پاداش ده برابر به كسي كه عمل نيك خود را به آخرت ببرد ”من جاء بالحسنه فهو عشرامثالها “[203]

3- پاداش چندين برابر به كساني كه بخاطر خدا زكات مي دهند” وما اتيتم من زكاه تريدون وجه الله فاولئك هم المضعفون “[204]

4- پاداش مضاعف وچندين برابر به كساني كه براي خدا قرض الحسنه مي دهند”من ذالذي يقرض الله قرضا حسنا فيضاعفه له اضعافا كثيره “[205]”من ذالذي يقرض الله قرضا حسنا فيضاعفه له وله اجر كريم“[206]”....واقرضواالله قرضا حسنا وماتقدموالانفسكم من خيرتجدوه عندالله هو خير واعظم اجرا“ [207]

5- ضريب هفتصد برابر براي كسي كه در راه خدا انفاق مي كند ”مثل الذين ينفقون اموالهم في سبيل الله كمثل حبه انبتت سبع سنابل في كل سنبله مائه حبه والله يضاعف لمن يشاء والله واسع عليم “[208] ”ومثل الذين ينفقون اموالهم ابتغاء مرضات الله وتثبيتا من انفسهم كمثل جنه بربوه اصابها وابل فاتت اكلها ضعفين “ [209]

6- پاداش بدون حساب براي صابران ”انما يوفي الصابرون اجرهم بغير حساب “1/ 209

رسول اكرم (ص)‌ در رابطه با ارزش و اهميت كارهاي شايسته حديثي فرموده اند كه در واقع ضريب اجرت و پاداش در نظام پرداخت اسلامي را نشان مي دهد” الصدقه بعشره و القرض بثمانيه عشر وصله الا خوان بعشرين و صله الرحم باربعه و عشرين.”[210] پاداش و اجر الهي در مقابل صدقه دادن 10 برابر و در مقابل قرض الحسنه 18 برابر، در مقابل بخشش به برادران 20 برابر و صلة ارحام 24 برابر است.

 د- تأمين اجتماعي و حقوق مستمري:

محمدبن ابي حمزه از اميرالمؤمنين حضرت علي(ع) حديثي نقل مي كند كه امام علي پير مرد كور و فقيري را ديدند كه گدايي مي كند، حضرت پرسيد اين كيست ؟ گفتند يا مولاي اين مرد نصراني است، حضرت فرمود تا زماني كه جوان بود و مي توانست كار كند از او كار گرفتيد و اكنون كه پير و ناتوان شده است او را محروم ساخته ايد؟ مخارج او را از بيت المال تأمين كنيد.[211]

ه- تأمين معاش خانواده ( حق عائله مندي):

رسول خدا(ص)درباب ضرورت تأمين معاش خانواده مي فرمايد”ملعون من يضيع من يعول ” [212] مورد لعنت حق تعالي قرار گرفته كسي كه حقوق و نيازهاي عائله و افراد تحت تكفلش را ضايع سازد.

*امام علي عليه السلام درفرمان معروف خود به مالك اشتر در خصوص تأمين معيشت افراد سپاه و خانواده آنان چنين توصيه فرمود:

” وليكن آثر رؤس جندك عندك من واساهم في معونته ، وافضل عليهم من جدته بما يسعهم ويسع من وراءهم من خلوف اهلهم ، حتي يكون همهم واحدا في جهادالعدو... “ (نامه 53 نهج البلاغه)

” بايد برگزيده ترين سران سپاه نزد توكسي باشد كه در بخشش به افراد سپاه قصورنورزد وبه آنان ياري رساند وچنان بهره مندشان سازدكه هزينه خودوخانواده شان راكه برجاي نهاده اندكفايت كند ،تايكدل ويك رأي روي به جهاد با دشمن آورند.“ [213]

نتايج بررسيهاي بعمل آمده ازمجموع آيات وروايات ونظريات مطرح شده دراين فصل ملاحظه مي شود كه نظام ارزشيابي دراسلام ازجايگاه ويژه اي برخورداراست ،بطوري كه قرآن كريم درآيات متعددي باتبيين فلسفه خلقت وهدف آفرينش ،ارزيابي اعمال ورفتارانسانها را امري ضروري واجتناب ناپذير شمرده وچنين استدلال ميكند: ماآسمانها وزمين  وآنچه دربين آنهاست باطل وبيهوده نيافريده ايم ،بلكه خلق آسمان وزمين وحيات وممات براي اين بوده است كه شما(انسانها)رابيازماييم تاكداميك بهترعمل مي كنيد.

 درنظام ارزيابي اسلام،معيارهاي مشخصي ازقبيل ايمان توام باعمل صالح،تقواوعدالت ملاك سنجش عملكرد انسانها ميباشد وهمچنين روشهاي ارزيابي دقيق وقابل فهم ارائه شده است كه مي تواندالگوي مناسبي براي طراحي واجراي نظام ارزشيابي عادلانه واثربخش دردستگاههاي دولتي وحتي بخش خصوصي باشد.نقش ارزيابي عملكرد درنظام پرداخت موردنظراسلام قابل توجه ومهم است. بطوري كه بدون سعي وتلاش ،هيچ كس استحقاق اجر ومزد ندارد وآيه شريفه(ليس للانسان الاماسعي)درهمين باب است.

 15- ماخلقنا السماء و الارض و ما بينهما باطلا(آيه 27 سوره ص ) ماخلقنا السموات و الارض و مابينهما لاعبين (آيه 38 سوره الدخان)

16- هو الذي خلق اسموات و الارض في سته ايام ...ليبلونكم ايكم احسن عملا(سوره هود آيه 9)

17- موسوي همداني سيدمحمدباقر. ترجمه تفسير الميزان – جلد 19 صفحه 585 و 583 – دفترانتشارات اسلامي. تهران1382 

18- موسوي همداني .سيد محمدباقر. همان منبع .صفحه 595

19 - همان منبع به نقل از مجمع البيان

20- آيه 2 سوره ملك

21 - جمعي ازاساتيد زيرنظرمكارم شيرازي .تفسير نمونه جلد24 صفحه 316 دارالكتاب.قم1369

22– آيه 2 سوره عنکبوت 

23- موسوي همداني، .سيد محمدباقر،.منبع پيشين، جلد 16 ، صفحه 161

24-- جمعي ازاساتيد زينظرمكارم شيرازي ، .منبع پيشين، جلد 16 ، صفحه 206

25- موسوي همداني، .سيد محمدباقر، منبع پيشين،ص162

26-آيه 3سوره عنكبوت

27- جمعي ازاساتيد زينظرمكارم شيرازي ،ناصر، منبع پيشين، جلد 24، صفه 216.

[28]  - آيه  155 سوره بقره

[29]  -  آيه 186 سوره آل عمران

[30]  -  آيه 35 سوره انبياء

[31]  -  آيه 94 سوره مائده

[32]  - مطهري ، مرتضي ، بيست گفتار، صفحه 209 ،انتشارات صدرا ، قم 1369

[33]  - كليني،محمدبن يعقوب ،اصول كافي، جلد 2 ، صفحه 253 ،دارالكتب الاسلاميه، تهران.1365   .

[34]  --  آيتي،عبدالحميد ترجمه نهج البلاغه، خطبه 234، ص576 تا579،دفترنشرفرهنگ اسلامي،.تهران 1379

[35]  - آيه 70 سوره اسراء

[36]  - آيه 33 سوره آل عمران

[37]  - آيه 30 سوره بقره

[38]  -  آيه 3 سوره انسان

[39]  - آيه 34 سوره بقره و 11 اعراف

[40]  - آيه 179 سوره اعراف

[41]  - آيه 72 سوره احزاب

[42]  - آيه 6 سوره والعاديات

[43]  - آيه 6 سوره علق

[44]  - آيه 11 سوره اسراء

[45]  - آيه 19 سوره معارج

[46]  - آيه 28 سوره نساء

[47]  - آيه 2 سوره العصر

[48]  - مطهري . مرتضي . كتاب انسان در قرآن. صفحه 14 . انتشارات صدرا قم 1377

[49]  - آيه 11 سوره رعد

[50]  - طبيبان .سيد محمد. فرهنگ لاروس جلد اول ص 406. انتشارات امير كبير.تهران 1373

 51– آيه 9 سوره مائده

52- موسوي همداني.سيدمحمدباقر.منبع پيشين. جلد 9 . صفحه 270

[53]  - آيه 82 سوره طه

[54]  - آيه 222 سوره بقره

[55]  - آيه 70 سوره فرقان

[56]  - آيه 67 سوره قصص

[57]  - آيات 2 تا 9 سوره مؤمنون

[58]  - آيه 2 سوره كهف

[59]  - يه 62 سوره نور

[60]  - آيه 15 سوره حجرات

[61]  - آيه 3 سوره انفال

 - 62 دهخدا، علي اكبر، لغت نامه،جلد چهارم، چاپ اول از دورة جديد، ص 6034،دانشگاه تهران 1373

[63]  - ان اكرمكم عند الله اتقئكم آيه 13 سوره حجرات .

[64]  -  آيه 3 سوره حجرات

[65]  -  آيه 26 سوره اعراف و ترجمه تفسير الميزان جلد 8 صفحه 86

[66]  -  آيه 102 و 130 سوره آل عمران و 57 مائده

[67]  - آيات 120 و 125 آل عمران

[68]  - آيه 186 سوره آل عمران

[69]  - آيه 8  سوره مائده

[70]  - آيه 27 سوره مائده

[71] - آيه 93 سوره مائده – ان الله يحب المحسنين در قرآن 5 بار تكرار شده است

[72]  - آيه 2 سوره مائده : تعاونوا علي البر و التقوي .

[73]  - آيه 33 زمر

[74]  - مطهري . مرتضي . سيري در نهج البلاغه. صفحه 215  . انتشارات صدرا .قم 1379 .

[75]  -  آيتي.عبدالحميد.منبع پيشين.. خطبه 16 ص60

[76]  - مطهري . مرتضي . منبع پيشين صفحه 217

[77]  - آيتي. عبدالمحمد منبع پيشين. خطبه 233ص560 

[78]  -- همان منبع. خطبه 156 ص360

[79]  - - آيتي. عبدالحميد. .منبع پيشين. خطبه 233ص562.

[80]  -- آيتي. عبدالمحمد.منبع پيشين.ص560

[81]  - آيات 2 تا 4 سوره بقره

[82]  - آيه 5 سوره بقره

[83]  - آيه 76 سوره آل عمران و آيات 4 و 7 سوره توبه (( ان الله يحب المتقين ))

  -   [84] معلوف اليسوعي.لوئيس. المنجد في اللغة و الاعلام، ص 49.نشراسلام-تهران1379

سعيد. اقرب الموارد، جلد 2، ص 153.نشراسوه.سازمان حج اوقاف وامورخيريه.تهران1377 شرتوني. -  [85]

مجمع البحرين. طريحي، جلد 5، ص 421. الطريحي.فخرالدين متوفي 1085هجري قمري- -  [86]

 آية 34 سورة فصلت.   -  [87]

[88]  - آيه 9 سوره زمر

[89]  - آيه 34 سوره فصلت

90- آيه 20 سوره حشر

 91  - آيه 10 سوره حديد

   آيه 165، سورة انعام.  -  [92]

جمعي از اساتيد زيرنظرمكارم شيرازي.ناصر. .منبع پيشين. جلد 6، ص 70.-   [93]

[94]  - قاري سيد فاطمي، سيد محمد ، حقوق بشر در جهان معاصر، دفتر اول ، 82 ص 56 ،دانشگاه شهيد بهشتي،تهران1382

[95]  - مطهري ، مرتضي ، سيري در نهج البلاغه ، صفحه 118، انتشارات صدرا ، قم 1379 . 

[96]  - لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط – حديد آيه 25

[97]  - آيه 90 سوره نحل

[98]  - مطهري ، مرتضي ، بيست گفتار ، ص 128 و 129، انتشارات صدرا ، قم1369

[99]  - آيتي. عبدالحميد.منبع پيشين... حكمت شماره 429.ص1016

[100] - آيتي، عبدالحميد، .منبع پيشين،خطبه 15، ص60 .

[101]-  مطهري ، مرتضي ، .منبع پيشين، صفحه 128 .

[102]  - آيتي. عبدالمحمد. منبع پيشين.  .نامه53 ص730و731

[103]  -  آيه 135 سوره نساء  و آيه 8 سوره مائده .

[104]  -  مطهري،. مرتضي.منبع پيشين، صفحه 143 به نقل از محدث قمي، كحل البصر، ص 68

[105]  -  آيه 58 سوره نساء

[106]  - مطهري ، مرتضي ، .منبع پيشين،صفحه 130.

[107]  - آيه 4 سوره يونس

[108] - آيه 36 سوره نباء

[109]  - آيه 85 سوره هود

[110]  - آيه 7 سوره الرحمان

[111]  - آيه 8 سوره الرحمان

[112]  - آيه 9 سوره الرحمان

[113]  - آيه 35 سوره اسراء و آيه 182 سوره شعراء

[114]  - آيه 282 سوره بقره

[115]  - آيه 76 سوره نحل

[116]  - آيه 170 سوره اعراف

[117]  - آيه 56 سوره يوسف

[118]  - آيه 30 سوره كهف

[119]  - آيه 40 سوره نساء

[120]  - آيه 281 سوره بقره و آيات 25 و 161 سوره آل عمران

[121]  - آيه 49 و 124 سوره نساء

[122]  - آيه 49 و 124 سوره نساء

[123]  - آيتي، عبدالحميد، .منبع پيشين، نامه 53 ، ص731

124  - آيه 19 سوره توبه

125 – موسوي همداني،.سيدمحمدباقر،.منبع پيشين، جلد 9 ، صفحه 270

126 - آيه 95 سوره نساء

[127]  - رزقي رستمي.عليرضا، مقاله نظام ترفيعات و ارزشيابي عملكرد كاركنان ، نشريه تدبير، شماره 114مرداد1380 ،صفحه 29

[128]  - ـآيات 9و 8 سوره اعراف

[129]  - آيات 7 و 8 سوره زلزله

[130]  - آيه 47 سوره انبياء

[131]  - آيه 16 سوره لقمان

– 132 رزقي رستمي .منبع پيشين.عليرضا. صفحه 28

133 - آيه 18 سوره سجده

134 - يه 28 سوره ص

135 - آيه 58 سوره غافر

136 - آيه 100 سوره مائده

137 - آيه 16 سوره رعد

138 - آيه 12 سوره فاطر

[139]  - آيه 22 سوره فاطر

[140]  - آيه 21 سوره فاطر

[141] - آيات 10و11 سوره انفطار

[142] -آيه 18 سوره ق

[143] - آيه 12 سوره يس

[144] - آيه 94 سوره انبياء

[145]  - آيه 112 سوره هود

[146]  -  فيض الاسلام .علينقي، ترجمه نهج البلاغه ، نامه 53 ، صفحه 1006 ،.نشرفقيه، تهران 1370

[147]  --  فيض الاسلام ،علينقي،منبع پيشين، حكمت 161 ، صفحه   1170

[148]  - داناسرشت ، اكبر ، ترجمه كتاب روانشناسي شفا ، انتشارات امير كبير ، صفحه  201 ،تهران1363

[149]  - جاسبي ، عبدالله ، مقاله انگيزش در مديريت اسلامي ، مجموعه مقالات مديريت اسلامي جلد چهارم، موسسه آموزشي و تحقيقات صنايع دفاعي 1376صفحه  418.

[150]  - سجادي، سيد جعفر، فرهنگ معارف اسلامي ، شركت مولفات و مترجمان ايران جلد سوم ، ص  550 تهران1373

[151]  -  ابراهيمي ديناني ، ملامحسن ، فلسفه سهروردي ، انتشارات حكمت ، صفحات 604 تا 613 ، تهران1373

[152]  -  جاسبي ، عبدالله منبع پيشين، ص 421 ، نقل از.صدرالدين شيرازي، محمدبن ابراهيم، الشواهد الربوبيه في منافع السلوكيه ، صفحات 188و189 ،نشرسروش،.تهران1375

[153]  -- جاسبي ، عبدالله منبع پيشين ص.421،نقل از امام محمد غزالي ، كيمياي سعادت . تصحيح احمد آرام ، صفحات 23 و 452.نشرطلوع.تهران1361

[154]  - جعفري ، محمد تقي ، نقل ازعلامه طباطبايي،كتاب جبر و اختيار ،انتسارات ولي عصر ، صفحات 13 و 18تهران1379

[155]  - مطهري، مرتضي ، انسان و ايمان ، مقاله مكتب , ايدئولوژي ، انتشارات صدرا ، صفحات 64 تا 68

[156]  - جعفري، محمد تقي، بحث بنيادين در ريشه هاي انگيزش ... مجله علمي كاربردي مديريت دولتي – دوره جديد – شماره 19زمستان1371

[157]  - مكارم شيرازي ،ناصر-ويژگيهاي مديريت اسلامي

. مجله مديريت دولتي ،دوره جديد شماره 18 – پاييز 1371 – صفحه 30 و 37

[158]  - فواد عبدالله عمر . مقاله انگيزش از ديدگاه اسلام و فقه، مجموعه مقالات ، چهارمين سمينار بين المللي مديريت دولتي از ديدگاه اسلامي . مركز آموزش مديريت دولتي ، مرداد 1371 ، صفحات 195 و 177

[159]  - افجه اي ،انگيزه كاربيشتروجدان الهي هرانسان است، ضميمه اقتصادي روزنامه اطلاعات ، مورخ 21/1/62 ، صفحه 6

آيه 39 سوره نجم  -[160]

منبع پيشين ،جلد 19 صفحه 75 ، موسوي همداني ، سيدمحمدباقر، - [161]  

[162] - آيه 40 سوره نجم ،

  - [163] موسوي همداني ،سيدمحمدباقر، منبع پيشين،صفحه 76

[164] -   آيه 19 سوره اسراء.

[165] -   تفسير نمونه ،جلد 22 ،صفحه 552.

[166] -   آيه 5 سوره بقره

[167] -   آيه 9 سوره يونس.

[168] -   آيه 29 سوره رعد.

[169]  -  آيه 55 سوره نور.

[170] -   آية 7 سورة عنكبوت و آية 2 سورة محمد.

[171] -   آيه 30 سوره جاثيه.

[172] -   آية 9 سورة عنكبوت.

[173] -   آيه 96 سوره مريم.

[174] -   آيه 96 سوره مريم

[175] -   آيه 7سوره بينه .

[176] -   ايه 75 سوره طه

 آية 165، سورة انعام. - [177]

طباطبايي.سيدمحمدحسين. تفسير الميزان، ، جلد 7، ص 396.دارالكتاب .قم 1369 - [178]

آيه 132، سورة انعام. - [179]

آية 19 ، سورة احقاف. - [180]

[181] -   آيه 56 حج-8لقمان-15روم-25و82بقره وآيات57،122،124 نساء-42 اعراف-19سجده

[182] -   آيه 277بقره-57آل عمران-173نساء

[183] -   آيه 9مائده-29 فتح-11هود-9اسراء-7فاطر

[184] -   آيه 9مائده-29 فتح-11هود-9اسراء-7فاطر

[185] -   آيه 4 سوره سباء

[186] -   آيات 2 و 88 سوره كهف

[187] -   آيات 2 و 88 سوره كهف

[188] -   آيه 8 فصلت-25 انشقاق-آيه 6 تين

[189] -   آيه 89 نمل-آيه 84قصص     

-[190] راغب اصفهاني.ابي القاسم الحسين.متوفي 502 هجري قمري.  مفردات الفاظ قرآن، ص 10.نشرمرتضوي.تهران 1375

  آية 27 سورة عنكبوت. - [191]

آية 41 سورة نحل.[192]

آية 77 سورة كهف.  - [193]

 آية 25 سورة قصاص. - [194]

 -[195]  نظام پرداخت كارگزاران از ديدگاه مباني ارزشي اسلام، مركز مطالعات و پژوهشهاي اداري سازمان امور اداري و استخدامي كشور، نشرية شمارة 77، مهرماه 1368 ، ص 125.

منبع پيشين..نقل از نظام الحكم و الاداره في الاسلام، ص 308، به نقل از سنن ابوداوود سجستاني، جزء سوم كتاب الخراج و العماره ،ص 185.  - [196]

[197] - شريف. سيدرضي .نهج البلاغه نامه 53.ص427 انتشارات دارالهجره.قم

 

      198 - متقي هندي، كنزالعمال، جلد3، ص 907، حديث شمارة 9126- ومحدث نوري.ميرزاحسين. مستدرك الوسايل ، جلد 2، كتاب الاجاره، ص 508، حديث 1.مؤسسه آل البيت .قم.1408 هجري قمري

كليني.محمدبن يعقوب .اصول كافي، جلد 3، كتاب الايمان و الكفر، ص 283، حديث 5.دارالكتب الاسلاميه تهران.1365  - [199]

[200] -   آيه 31 سوره احزاب

[201] -   آيه 37 سوره سباء

[202] -   آيه 54 سوره قصص

[203] -   آيه 160 سوره انعام

[204] -   آيه 39 سوره روم

[205] -   آيه 245 بقره وآيات11و18حديد وآيه 17 تغابن

[206] -   آيه 245 بقره وآيات11و18حديد وآيه 17 تغابن، 

[207] - آيه 20سوره مزمل

208-  آيه 261 سوره بقره

209-  آيه 265 سوره بقره  ، 209،آيه 10 سوره زمر

مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار ، جلد 74، باب 20، ص 311، حديث 65، كتابفروشي اسلاميه ،تهران 1365 - [210]

211-حر عاملي،محمدبن حسن، وسايل الشيعه، جلد 11، باب 19، ص 49، حديث شمارة 1،مؤسسه آل البيت ،قم1408هجري قمري

حرعاملي، منبع پيشين، جلد 12 – كتاب التجاره. باب 23، ص 43. - [212]

[213] - آيتي،عبدالحميد، منبع پيشين،ص 730

پایان نامه,انجام پایان نامه,نقش ارزشيابي در نظام پرداخت كاركنان دولت

سفارش پایان نامه