انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

نوشته شده توسط moshaveranetehran.net   
دسته: انجام پایان نامه | مقالات
نمایش از شنبه, 12 تیر 1395 07:28
بازدید: 207

مقدمه

اگر چه موضوع مدیریت همزاد زندگی انسان بوده و از آغاز پیدایش با او بوده است اما در جهان امروز به علت گسترش سازمانها و افزایش ، پیچیدگی ، تراکم تکنولوژی و نیازها مورد توجه خاص قرار گرفته است. مدیریت در قرن حاضر به عنوان یک علم از جمله علوم کاربردی است و با عنایت به اهمیت این علم در اداره و رهبری سازمانها ، میتواند نقش اساسی را در بهبود و موفقیت سازمان ها بر عهده داشته باشد .

امروزه ، سرعت ، قدرت عمل و تنوع فرآورده های انسانی و صنعتی نیاز به نیروی هماهنگ کننده و مدبری بنام مدیر دارد، تا بتواند با برنامه ریزی کوتاه مدت و بلند مدت ، بین همه اجزاء امکانات موجود و نیروهای سازمان هماهنگی و وحدت ایجاد کند.                 ( میر کمالی – سال 1373ص 15 )

آموزش و پرورش از یک سو به عنوان یک نهاد اجتماعی جلب و از سوی دیگر با مطرح شدن نظریه 3 مایه انسانی و ارزش اقتصادی آموزش و پرورش تعلیمات رسمی هر جامعه نوعی سرمایه گذاری تلقی می گردد، که بازدهی آن با نحوه آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت ارتباط کامل دارد.

آموزش و پرورش در جوامع مختلف میتواند با اتخاذ تدابیر و سیاستهای مناسب ضمن تحکیم و گسترش ارزشهای آن با ایجاد تغییرات رفتاری ، نوسازی ارزشهای حاکم بر جامعه را نیز ترویج نماید.

امروزه نقش مدرسه که یکی از اصول بخش های آموزش و پرورش است با اهداف دوره های گذشته اختلاف زیادی دارد، زیرا اجتماع امروز از مدرسه به عنوان یک موسسه تربیتی انتظار دارد که ضمن ایجاد تربیت اجتماعی دانش آموزش ، بتواند در پرورش افراد سازنده جهت رفع نیازهای جامعه نیز همت گمارد . بنابراین مدیریت بر حسن اجرای برنامه های آموزشی و پرورشی و ارزیابی عوامل مربوط از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و لازم است که مدیران مدارس از اصول و فنون تعلیم و تربیت از یک طرف ، و از اصول و فنون مدیریت از طرف دیگر اطلاعات کافی داشته باشد. همین امر باعث شده است که صاحب نظران مدیریت آموزشی در نوشته ها و گفته های خود ، مدیریت آموزشی را به عنوان پر اهمیت ترین مدیریت ها معرفی نماید.

آنچه که مطرح شد اهمیت ویژه مدیریت در آموزش و پرورش و نقش برجسته مدیر در مدرسه را روشن میسازد . لذا افردای باید در راس موسسات آموزشی قرار گیرند که دارای آگاهی ها و مهارتهای لازم در زمینه مدیریت باشند.

در بین علمای مدیریت وجود حداقل سه مهارت در فرا گرد مدیریت تشخیص داده شده است. رابرت کاتز این سه مهارت را با عنوان های مهارت فنی ، مهارت انسانی و مهارت ادراکی تعریف نموده و ارزش نسبی هر کدام را بر شمرده است.

بنابراین تعریف سرپرستان در سطوح پایین تر به مهارت فنی قابل ملاحظه ای نیاز دارند، ولی مدیران در سطح بالا به مهارت ادراکی بیشتری نیازمندند. در حالیکه در شاخص مشترکی که در همه سطوح مدیریت اهمیت دارد و در واقع فصل مشترک هر نوع مهارتی است، مهارت انسانی است. ( علاقه بند 1373 – ص 101 )

در مهارت فنی دانستن و توانستن مطرح است. علم ، دانستن است و هنر استفاده از آن ، توانستن ، علم موقعی مفید خواهد بود که کاملاً منطبق بر ارزش های حاکم بر فرهنگ یک جامعه باشد.

بنابراین مدیر خوب باید معتقد و مدبر بوده و آموزش های حرفه ای لازم را دیده باشد در مهارت انسانی حمایت ، مساعدت و تقویت در اجرای امور  و همکاری کردن برای نیل به هدف مطرح است ، نه دستور دادن و ریاست کردن ، در مهارت ادراکی برنامه ریزی و خلاقیت مطرح است و هنر مدیر شناخت این توانائیهاست .

مدیران باید به دانش تخصصی مجهز باشند و دانش تخصصی عبارت است از دانشی که فرد را در یک رشته یا تخصصی کار بخصوصی آگاه و توانمند سازد . توان و آگاهی تخصصی سبب تقسیم کار و تخصصی شدن امور می شود . ( میر کمالی، 1374ص202)

بنابراین ضروریت دارد ویژگیها و نقاط قوت و ضعف مدیران واحدهای آموزشی مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد و جهت باروری و اثر بخشی آنان تلاش های لازم صورت پذیرد . این تحقیق به دنبال پاسخ این سوال است که مدیران دبیرستان های منطقه مرند تا چه حد از توانائیها و ویژگیهای کیفی مورد نظر برخوردار هستند.

فصل اول

 در این پژوهش سعی می شود نقاط قوت و ضعف مدیران دبیرستان ها مشخص شود و با توجه به یافته‌های تحقیق راه حل های مناسب ، جهت بکار گیری مدیران از مهارتها و همچنین پیشنهاداتی جهت انتصاف آنان ارائه نمود .

 موضوع تحقیق

مقایسه میزان توانمندی ، فنی ، ادراکی ، انسانی، مدیران زن و مرد مقطع متوسطه شهرستان مرند

بیان مسئله

در واقع به دلیل اهمیت زیادی که مدیریت آموزشی در نظام آموزشی و پرورشی دارد و نقش مهمی در اداره کردن یک سازمان یا نهاد و هدایت کردن افراد آن سازمان برای رسیدن به هدف مورد نظر را ایفا می کند . بنابراین آیا مدیران آشنایی لازم و کافی با مهارت های انسانی ، ادراکی و فنی را دارند. و بین توانمندی های فنی ، انسانی ، ادراکی زن و مرد چه تفاوتی وجود دارد.

مسئله کلی این است که

1- مدیران آموزشی مقطع متوسطه تا چه اندازه مطابق با آیین نامه ها و دستور العمل ها و بخش نامه ها در اداره امور مدرسه عمل میکنند ( مقایسه میزان توانمندی مدیران در انجام مهارت فنی )

2- میزان توانمندی مدیران دبیرستان ها در ایجاد روابط صحیح با کارکنان مدرسه خود تا چه اندازه است (مقایسه میزان توانمندی مدیران در انجام مهارت انسانی )

3- میزان درک و فهم صحیح مدیران دبیرستان ها از آموزش و پرورش مدرسه خود تا چه اندازه است؟( مقایسه میزان توانمندی مدیران در انجام مهارت ادراکی)

 اهمیت و ضرورت تحقیق

مدیریت جهت رسیدن به اهداف سازمانی در همۀ نهادها و سازمان ها بویژه در آموزش و پرورش نقش اساسی را باز ی می کند. بدون شک نظام آموزش و پرورش یکی از بزرگترین و مهم ترین نهادهای اجتماعی و پیچیده ترین ابداعات بشری محسوب میشود و با عنایت به سرمایه گذاری های کلان دولت در امر آموزش و پرورش جهت رسیدن به اهداف علمی، فرهنگی ، آموزشی و اجتماعی داشتن مدیر لایق و قوی و دارای دانش فنی و مهارت های لازم جهت حصول اهداف آموزش و پرورش در مدرسه که عمدتاً با انسانها سر و کار دارد. ضرورتی انکار ناپذیر است. بنابراین دانش فنی، مهارت و قدرت ایجاد ارتباط با نیروی انسانی به کارگیری صحیح اصول علمی در اداره آموزشگاهها از ویژگی های عمده مدیران موفق محسوب می شود.

 اهداف تحقیق

اهمیت نیروی انسانی شاغل در آموزش و پرورش و تربیت آنها متناسب با نیازهای آموزشی و پرورشی و نقشی که این نیروی انسانی تربیت یافته در توسعه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی جامعه دارد، ضروریت بکارگیری مدیران لایق و کار آمد و دارای تخصص ، مهارت ، خلاقیت جامعیت فکر و ذهنیت فلسفی را بوضوح آشکار میسازد . امروزه افرادی که در راس موسسات آموزشی قرار میگیرند جهت حصول اهداف آموزشی و پرورش باید مجهز به مهارت های ادراکی ، انسانی و فنی باشند. برای اینکه مدیران مدارس به مهارت های ادراکی مجهز شوند باید تفکر سیستمی داشته و به ذهنیت فلسفی مجهز شوند. در زمینه مهارت های انسانی باید به موارد زیر آشنایی داشته باشند.

1- از نظر جسمی دانش آموزان را بشناسند و نیازهای آنان را تشخیص داده و ضمن سازگاری با خصوصیات سنی هر دوره تحصیلی در جهت رفع نیازها تلاش نمایند.

2- از نظر اجتماعی و ذهنی و روانی دانش آموزان را شناخته و با آنان برخورد مناسب داشته باشند.

در زمینه مهارت های حرفه ای و فنی مدیران باید:

1- با فلسفه آموزش وپرورش ، اصول یادگیری ، روشهای تدریس ، نظارت و راهنمائیهای

تعلیماتی جامعه شناسی آموزش و پرورش آشنایی داشته باشند.

2- دارای مهارتهای لازم جهت1- سازماندهی2- هماهنگی3- هدایت4-کنترل 5- برنامه ریزی باشند.

در این تحقیق هدف کلی پاسخ به این سوال است که :

آیا مدیران آموزشی دبیرستان های منطقه مرند دارای مهارت های مورد نیاز مدیران ( فنی، انسانی، ادراکی) هستند؟

 فرضیه های تحقیق

1- بین توانمندی فنی مدیران زن و مرد در مدیریت مدرسه تفاوت وجود دارد .

2- بین توانمندی انسانی مدیران زن و مرد در مدیریت مدرسه تفاوت وجود دارد.

3- بین توانمندی ادراکی مدیران زن و مرد در مدیریت مدرسه تفاوت وجود دارد.

جامعه آماری

کلیه دبیرستان های منطقه مرند اعم از مدارس شهری و روستایی ، جامعه آماری این تحقیق را تشکیل می دهد. شهرستان مرند دارای 71 دبیرستان میباشد که تعداد 36 دبیرستان در شهر و تعداد 35 دبیرستان در روستا مشغول فعالیت هستند.

همچنین تعداد 32 دبیرستان دخترانه و تعداد 39 دبیرستان پسرانه می باشد.

نمونه آماری تحقیق و روش نمونه گیری

از مدیران دبیرستان ها یک نمونه (50نفری) انتخاب میشود که 32 مدیر زن و 39 مدیر مرد را شامل می شود.

روش انتخاب به صورت تصادفی است و دو نمونه به یک اندازه و یک کیفیت که معرف جامعه نیز باشد به صورت کاملاً تصادفی انتخاب میشود. و هر کدام از مدیران حداقل دارای 3 سال سابقه کار می باشند.

 تعاریف عملیاتی

مفاهیم و اصطلاحاتی که در طی تحقیق از آنها استفاده می شود بشرح زیر تعریف میشوند.  

الف) مدیران آموزشی :

معلمان یا دبیرانی که طبق ضوابطی وزارت آموزش و پرورش با ابلاغ رسمی از طرف اداره آموزش و پرورش منطقه یا ناحیه تابعه مسئولیت اداره آموزشگاه را بر عهده میگیرند و در مقابل باید اقداماتی را جهت تسهیل و برقراری امور آموزشی در آموزشگاه به وجود آورند و بر کار کلیه کارکنان مدرسه نظارت داشته باشند.

 ب) توانمندی : 

یعنی داشتن قدرت و توانایی فکری و عملی برای انجام دادن کاری یا استفاده کردن از نیروی جسمی و تفکر برای به وجود آوردن موقعیت های مورد نیاز و خلاقیت در انجام کارهای مربوط به خود و سازمان.

ج) مهارت های مورد نیاز مدیران :

رابرت کاتز (1995) مهارت های مورد نیاز مدیران را به صورت (فنی ، انسانی و ادراکی) طبقه بندی کرده است.

1- مهارت : توانایی بکاربردن موثر دانش و تجربه شخصی است. ضابطه اصلی مهارت، داشتن اقدام و عمل موثر در شرایط متغییر است. (علاقه بند ، 1373- ص 183)

2- مهارت فنی : مهارت فنی دانایی و توانایی در انجام دادن وظایف خاصی است که لازمه آن ، ورزیدگی در کاربرد فنون و ابزارهای ویژه و شایستگی عملی در رفتار و فعالیت است.

مهارت های فنی از طریق کارورزی و تجربه حاصل می شود . معمولاً مدیران این مهارت ها را طی دوره های آموزشی یا کار آموزی فرا می گیرند . نظیر دانش، فنون و روشهای برنامه ریزی ، بودجه بندی ، کنترل ، حسابداری ، امور مالی ، کارگزینی ، کارپردازی و غیره.....

ویژگی بارز مهارت فنی آن است که میتوان به بالاترین درجه شایستگی و خبرگی آن دست یافت، زیرا این نوع مهارت ، دقیق ، مشخص ، دارای ضوابط عینی و قابل اندازه گیری است:(علاقه بند ، 1373 ص7)

توانایی پاسخگویی به سوالات از 1تا 10 پرسشنامه مدیران این پژوهش نشان دهنده توانمندی مدیر در مهارت فنی است.

2- مهارت انسانی : توانمندی مدیر به عنوان عضوی از گروه که در کار کردن موثر و ایجاد کوششهای دسته جمعی در درون گروهی که وی آن را رهبری یا اداره می کند ، مهارت انسانی نامیده می شود. (ترجمه خداد بخشی ، تألیف گریفت ص 18)

در مهارت انسانی برقراری روابط انسانی جایگاه خاصی دارد و بنابر باور «فالت» روابط انسانی عبارت است از توان برقراری ارتباط انسانی با معلمان و دانش آموزان از طریق پذیرفتن وجود، شخصیت ، ویژگی های فردی و همه تفاوت هایی که آنان با شخص مدیر دارند.

آنچه که در مهارت انسانی قابل تعمق است و در تعریف « فالت» نیز تأکید زیادی بر آن شده پذیرش افراد با تمام وجود است.

مقدمه این پذیرش شناخت است. مدیر مدرسه با معلمان کمی سرو کار دارد که هر یک ویژگی های خاصی دارند و برخورد با آنان ، به طریقی امکانپذیر است.

ولی در مدرسه خیل عظیمی از دانش آموزان وجود دارند که مدیر مدرسه مستقیم ، غیر مستقیم با آنان سر و کار دارد.

توانایی پاسخگویی به سوالات از 11 تا 20 پرسشنامه این تحقیق نشان دهنده توانمندی مدیر در مهارت انسانی است.

4- مهارت ادراکی :

مهارت ادراکی توانایی درک و تشخیص این است که کارکردهای گوناگون سازمان به یکدیگر وابسته‌اند و تغییر در هر یک از بخشها الزاما بخشهای دیگر را تحت تأثیر قرار می دهد.(علاقه بند، 1371 صفحه 185)

مهارت‌های ادراکی سبب می شود که مدیران مدرسه در تصمیم گیری های مربوط به مولف های آموزشی کمترین خطا را مرتکب شوند، ظرافت ها و پیچ و خمهای مدیریت را بهتر درک کنند و ترکیب مناسب و معقولی بین عوامل آموزشی برقرار سازند مهارت ادراکی را نمی توان با طی کردن یک دوره آموزشی کسب کرد.

زیرا فکر مدیران باید تغییر کند و در واقع ، ادراکی فکر کردن به ادراکی عمل کردن تبدیل شود. برای اینکه مدیران مدارس به مهارت های ادراکی مجهز شوند لازم است در دو زمینه فکری کار کنند:

تفکر سیستمی داشته باشند و به ذهنیت فلسفی مجهز شوند.

توانایی پاسخ دادن به سوالات 21 تا 30 پرسشنامه این تحقیق مبین توانمندی مدیران در داشتن مهارت ادراکی است.

  فصل دوم

 الف) ادبیات تحقیق

تعریف مدیریت

از مدیریت به اندازه تعداد صاحب نظران آن تعریف به عمل آمده است برخی از این تعریف ها عبارتند از :

- مدیریت عبارت از کار کردن با و بوسیله ی افراد و گروه ها جهت اهداف سازمان .( ترجمه علاقه بند، سال 1370،ص5 ) 

- مدیریت عبارت است از هنر انجام دادن کار بوسیله دیگران . ( فالت 1924 ، علاقه بند، علی 1371 ص 13 )

مدیریت در لغت به معنی اداره کردن یک موسسه است. ولی امروزه با پیشرفت های سریع سازمانهای انسانی که در اثر گسترش تمدن و آشکار شدن نیازها به وجود آمده است، مدیریت غیر از معنای لغوی، به مفهوم هدایت کردن یا به کار گیری مجموعه ای از آگاهی های شکل یافته است که بدین وسیله، فرد با ایجاد هماهنگی در سازمان، بازده آن را افزایش می دهد(frederickw.taylor )

- مدیریت از نظر لغت یعنی اداره کردن و مدیر اسم فاعل از مصدر اداره به معنی اداره کننده است.

اداره از ماده دور گرفته شده که مصدر آن دوران به معنی گردیدن است پس مدیر یعنی گرداننده و مدیریت یعنی گرداندن یک سازمان در جهت هدف خاص خودش. ( اختری اسلام 1369 ص 32)

- مدیریت عبارت است از ایجاد محیطی مؤثر برای افرادی که در گروههای رسمی سازمان فعالیت می کنند.( علاقه بند 1370، ص 21)

- مدیریت عبارت است از هماهنگ سازی منابع انسانی و مادی در جهت تحقیق هدف ها (علاقه بند 1370، ص21)

- مدیریت عبارت است از فراگرد هماهنگ سازی فعالیت فردی و گروهی در جهت هدفهای گروهی «دانلی و همکاران 1971»(علاقه بند ،سال 1370 ص 21)

- مدیریت عبارت است از فرا گرد تبدیل اطلاعات به عمل – این فراگرد تغییر و تبدیل را تصمیم گیری می نامیم. (علاقه بند 1370 ص21)

در تعریف مفاهیمی نظیر مدیریت ، توسل به تعاریف لغت نامه ای کافی و سودمند نیست، همانطور که برای تعریف سازمان به ویژگی های مشترک سازمان ها اشاره می کند، برای تعریف نیز باید به ویژگی های آن اشاره کرد.

تعریف عملی مدیریت ، مفهوم مدیریت را به رعایت ملاک های عینی منوط میسازد از این رو اگر در موقعیتی ملاک های زیر برقرار باشند میتوان گفت در آن موقعیت مدیریت اعمال میشود (علاقه بند ، سال 1370، ص21)

1) فعالیت منظم و سازمان یافته:

مدیریت مجموعه فعالیت منظم و پیوسته ای است که با گروهها و افرادی که در جهت هدف مشترکی کار می کنند ارتباط دارد.

2- هدف ها :

ملاک دوم مدیریت آن است که هدفی وجود دارد که فعالیت منظم گروهی در جهت تحقیق آن هدایت میشود . هدف ممکن است صریح و روشن یا غیر صریح و منحنی باشد.

3- روابط میان منابع:

سومین ملاک آن است که فعالیت منظم در جهت هدف از طریق روابط معینی که میان منابع موجود برقرار است صورت می گیرد .

4- انجام دادن کار بوسیله دیگران:

چهارمین ملاک مدیریت آن است که تحقیق هدف ها از طریق انجام دادن کار با و بوسیله افراد دیگر صورت می گیرد .

5- تصمیم گیری

 آخرین ملاک مهم مدیریت ، شرکت فعال در تصمیم گیری است. یعنی ارزشیابی و گزینش راه حلها در موقعیت های پیچیده ای که غالباً با ریسک و عدم اطمینان توام است.

اگر در موقعیتی ملاحظه کنیم که عوامل فوق صادق است. میتوانیم بگوییم در آن موقعیت ، «مدیریت» اعمال میشود . پس به موجب ملاک های فوق .

مدیریت ، فعالیتی است منظم در جهت تحقق هدف های معین که از طریق ایجاد روابط میان منابع موجود ، انجام دادن کار با مشارکت افراد دیگر ، و شرکت فعال در تصمیم گیری صورت میگیرد.

فراگرد مدیریت:

چه نوع فعالیت هایی کار مدیر را مشخص می کند؟ آیا مدیریت فراگرد عمومی است که لازمه هر کار و فعالیت سازمان یافته است؟

برای پاسخگویی به این قبیل پرسشها، کوششهای فراوانی شده است. در گذشته مراد از مدیریت فعالیت های نظیر اداره امور کارکنان و اداره امور مالی بود. تلقی مدیریت به عنوان فرا گرد (Process) نسبتاً تازگی دارد. واژه فراگرد، بر شیوه منظم انجام دادن کارها دلالت دارد و اشاره می کند به توالی گام ها و یا عناصری که به هدف یا نتیجه خاصی منجر میشود.

مدیریت را فراگرد تلقی میکنند زیرا که همه مدیران ، صرف نظر از قابلیت ها یا مهارت های خاص خود، به فعالیت های پیوسته و منظمی می پردازند تا به هدف های معینی نایل شوند.

نخستین بار سقراط از مدیریت به عنوان فرارگرد اجتماعی یاد کرد، فراگردی که متضمن یک سلسله وظایف ، فعالیت ها و روابط متقابل است و مناسبات و روابط متقابل افراد در آن نقش اساسی دارد.

اندیشه های جدید در این زمینه از نهضتی که کاربرد روشهای علمی را در مدیریت رایج ساخت. سرچشمه می گیرد . در اوایل قرن بیستم ، ضرورت کاربرد روشهای علمی به جای اصول و قواعد کلی ، در حل مسائل مدیریت تولید و صنعت متداول گردید. بنابراین مطالعه مدیریت به عنوان یک زمینۀ علمی مستقل ، امر نسبتاً تازه ای است. مفاهیم کلاسیک مدیریت که اصول مأخوذ از فعالیت های عمومی سازمان ها را مورد تأکید قرار می دهند و مدیریت را به عنوان فراگرد تلقی می کنند ، با انتشار کتاب هنری فایول مطرح شدند. فایول معتقد بود که در همه سازمان ها تعدادی وظایف یا کارکرد های مشترک متداول است.

تجزیه فراگرد مدیریت:

یکی از طریق تشخیص عناصر تشکیل دهنده فراگرد مدیریت ، یافتن پاسخ به سوالاتی است که در انواع مختلف سازمان ها و موسسات برای مدیران مطرح میشود این سوالات که پاسخ بدانها ماهیت مدیریت را آشکار می سازد عبارتند از:

1- چه باید کرد؟

 پاسخ این پرسش ، هدف های کلی ، مقاصد ویژه و برنامه کار مدیریت را روشن میسازد. (تعیین هدف و برنامه)

2- کار چگونه انجام داده خواهد شد؟

پاسخ این سوال خط مشی ها و رویه های حاکم بر عملیات را آشکار می سازد و روشها و فنون انجام دادن کار را نشان می دهد. (تعیین خط مشی و رویه ها و روشها )

3- کار چگونه تقسیم خواهد شد؟

پاسخ این سوال شیوه استفاده از منابع نیروی انسانی و نیروهای مادی ، تکلیف مسئولیت و اختیار را مشخص میکند،این اموردرسازماندهی یک موسسه ضرورت تام دارد(سازماندهی کار )

4- چه کسانی کار را انجام خواهند داد؟

پاسخ این سوال ، وظایف و تکالیف کارکنان ، شرایط استخدام ، تربیت و آماده سازی آنان و شیوه استفاده از آنان را مشخص می کند . (کارگزینی و کارگماری)

5- کار با چه وسایلی انجام داده خواهد شد؟

تسهیلات و تجهیزات ، سرمایه یا بودجه و موارد مورد نیاز برای انجام دادن کار پاسخ این سوال وسایل لازم برای انجام دادن کاررا مشخص می سازد.(تعیین وسایل انجام دادن کار)

6- کار با چه وقت و در چه مدتی انجام داده خواهد شد؟

پاسخ این سوال (زمانبندی کار) را مشخص می کند.

7- کار با چه کیفیتی باید انجام داده شود؟

8- کار با چه کیفیتی عملا انجام داده میشود؟

دو سوال 7و8 ارزشیابی کار را مطرح می کنند . پاسخ سوال7 ملاک های ارزشیابی و پاسخ سوال 8 عمل ارزشیابی را معین می کند. (کنترل و ارزشیابی کار)

در هر سازمانی ، وظایف کلی مدیران با جستجو و ارائه حل و پاسخ به مسائل فوق آشکار و از وظایف دیگر متمایز میشوند. مثلاً در موسسات آموزشی ، وظایف آموزشی از وظایف مدیریت متمایز است. معلمان از مواد آموزشی استفاده میکنند. درس تهیه می کنند. تدریس می کنند امتحان می گیرند. ورقه تصحیح می کنند و به سایر فعالیت های مربوط به آموزش و یاد گیری میپردازند . از طریق فراگرد آموزش،نتایجی با ارزشتر و با اهمیت تر از مواد و وسایلی که مورد استفاده قرار گرفته اند . حاصل میشود . اهمیت و تأثیر کاغذ مدیر آموزشی از این قبیل وظایف آموزشی فراتر می رود . او باید نسبت به تحقق هدف های آموزشی اهتمام ورزد. منابع و وسایل آموزشی لازم برای نیل به هدف های آموزشی را در اختیار معلمان قرار دهد، آنان را به انجام وظیفه اثر بخش و تدریس کیفی تشویق کند. برای مقابله با مشکلاتی که امور آموزشی را از هدفها منحرف  می سازند، چاره بیندیشد و تغییرات مطلوب ایجاد نماید و به موقع فعالیت های آموزشی را در مورد ارزشیابی قرار دهد و از کیفیت و کمیت تحقق هدف‌های آموزشی آگاه شود.

 کارکرد های مدیریت:

فراگرد مدیریت را غالبا به کارکردها یا وظایف مدیریت تجزیه و تفکیک میکنند.

کار کرد اشاره می کند به فعالیتی مهم و اساسی که نیل به هدف ضرورت تام دارد. در اینکه کدام کارکرد مدیریت مهم است . میان صاحبنظران اختلاف نظر است. به عبارت دیگر طبقه بندی هایی که به منظور تجزیه فراگرد مدیریت صورت میگیرد متفاوت است . این تفاوت بیشتر ناشی از درجه اهمیتی است که به هر یک از کارکردها قائل میشوند یا غالباً ناشی از اصطلاحات مختلفی است که برای تعریف این کارکرد ها بکار می برند.

هنری فایول اولین کسی بود که فراگرد مدیریت را به وظایف یا کارکردها تقسیم و تعریف کرد. او پنج وظیفه اساسی در مدیریت تشخیص داد.(علاقه بند ، سال1370 ص27)

 1) برنامه ریزی یعنی پیش نگری و تدارک وسایل برای عملیات آینده.

2) سازماندهی یعنی ترکیب و تخصیص افراد و منابع دیگر برای انجام دادن کار .

3) فرماندهی یعنی هدایت و جهت دهی افراد در انجام دادن کار.

4) هماهنگی یعنی به هم پیوستن و وحدت بخشیدن همه کوشش ها و فعالیت ها.

5) کنترل یعنی رسیدگی به اینکه آیا کلبه امور طبق مقررات و دستورات صورت می گیرد یا نه . بعد از فایول ، صاحب نظران دیگر همان وظایف را ، با مختصری تغییر، با اصطلاحات دیگر تعریف کرده اند مثلاً لونرگیولیگ (1967)، فراگرد مدیریت با اصطلاح ساختگی (Posdcorb)  توصیف کرده است.

این اصطلاح که معرف وظایف مدیریت است از ترکیب حرف اول معادل های انگلیسی کلمات برنامه ریزی ، سازماندهی ، کارگزینی ، فرماندهی ، هماهنگی ارتباط یا گزارش دهی ، و بودجه بندی ساخته است.

کارکرد ها، در اغلب کتب مدیریت ، چهار چوب نظری مباحث و اصول سازمان و مدیریت قرار گرفته اند، در طبقه بندی های رایج که امروزه در کتاب ها موجود مورد توجه است .

کارکرد های مدیریت عبارتنداز:

برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت (فرماندهی ) و کنترل .

صاحبنظران اخیر هماهنگی را جزو لاینفک همه مراحل مدیریت دانسته و از تفکیک آن به عنوان کارکردی مجزا خوددار می کنند.

به علاوه در بعضی از طبقه بندیها، ارتباط و تصمیم گیری نیز به عنوان کارکردهای مدیریت توصیف میشوند. شاید انتزاعی ترین طبقه بندی وظایف مدیریت ، تلقی آن بصورت دو فعالیت عمده تصمیم گیری و اجرای تصمیم است.

رابطه طبقه بندی رایج و طبقه بندی اخیر را میتوان به شکل زیر نشان داد:

تصمیم گیری                    برنامه ریزی

                                                                             - سازماندهی

اجرای تصمیم (عمل کردن)            - هدایت                       

                                                                             - کنترل

    پیشینه تفکر درباره مدیریت

 عمل مدیریت به قدمت تاریخ بشری است. اداره و هماهنگ سازی منابع انسانی ومادی تقریبا از ابتدای تاریخ مورد توجه انسان بوده است . انسانها ، برای تحقق هدف های مشترک ، ابتدا در خانواده ها ،سپس در قبایل و سایر واحدهای اجتماعی و سیاسی به یکدیگر پیوستند . بنابراین از زمانیکه انسان به اهمیت همکاری پی برد و برای نیل به هدف های مشترک با دیگران به اشتراک مساعی پرداخت تا زمانیکه مدیریت به عنوان وسیله نیل به این هدف ها شناخته شد. مدت زمان درازی طول کشید . ولی وقتی که نیاز به مدیریت محسوس شد، مدیریت به سرعت رونق و توسعه یافت . معهذا ، مدیریت به عنوان رشته علمی، تاریخ نسبتاً کوتاهی دارد. تقریباً از اوایل قرن بیستم بتدریج ، مدیریت به عنوان یک رشته دانشگاهی در آمده است. بسیاری  از  مفاهیمی  که  امروزه در مدیریت  رایج  است حاصل  کوششهای اخیر است .

 مردم باستان ، اهرم، معابد و کشتیها ساختند. آنها نظام های حکومتی بنیاد نهادند . کشاورزی و تجارت را توسعه دادند به امور جنگ و دفاع پرداختند. در تمام این زمینه ها، موقعیت ها و پیشرفت های اجتماعی از طریق استفاده از فنون مدیریت حاصل آمد . میان سومریها مصریان ، چینیها و ایرانیان باستان، مدیریت رایج بوده است و آثار کتبی باقیمانده به مفاهیم مدیریت از قبیل برنامه ریزی ، تقسیم کار، کنترل و رهبری اشاره می کنند، ولی این جوامع  هیچ کوششی برای جمع آوری و ترکیب دانش علمی مدیریت بعمل نیاوردند . دانش علمی از نسلی به نسل دیگر منتقل می گردید یا ضمن تجربه آموخته می شد.

شواهد موجود نشان می دهد که مصریان دو هزار سال قبل از میلاد مسیح ، عدم تمرکز را بکار می بستند و از ستاد مشورتی استفاده می کردند. وجود اهرام دلالت می کند که در احداث آنها از برنامه های رسمی، سازماندهی، رهبری و سیستمهای کنترل استفاده کرده اند بدون تردید . ساختن اهرامی با آن عظمت بدون کار بست اصول و شیوه های مدیریت امکانپذیر نبود . اداره کردن چنان کار عظیمی تقریباً معادل اداره کردن سازمانهایی به اندازه سه برابر عظیم ترین شرکت های کنونی در سطح جهانی است.

همچنین شواهد موجود نشان می دهد که چینها حدود هزار سال قبل از میلاد نیاز به برنامه ریزی ، سازماندهی، رهبری و کنترل را تشخیص می دادند.

تا پیش از میلاد مسیح ، طبق شواهد تاریخی وحدت فرمان ، تعویض اختیار به زیر دستان مرسوم بوده است. در کتاب عهد عتیق از سازماندهی و تقسیم کار با تمام جزئیات آن یاد شده است.

سازمان های نظامی و ارتشها نیز به پیشرفت مدیریت کمک فراوان کرده اند بسیاری از اصول و اقدامات مدیریت از سازمانهای نظامی سرچشمه گرفته اند . هیچ موسسه ای به جز سازمان های دینی و مذهبی به اندازه موسسات نظامی با گروه های بزرگ انسانی سرو کار نداشته است. استفاده از ستاد مشورتی، روشها ی عملیاتی دقیق و انضباط از دستاوردهای ارتشها به شمار می روند.

اقدامات  نسبتاً  پیشرفته  مدیریت  در  دوره  امپراطوریهای  یونان  و  روم  پدید  آمدند  آنها  ، سازمانهایی برای رتق و فتق امور سیاسی، بازرگانی، و نظامی تأسیس کردند.

یونانیان به رابطه میان کارایی و حرکات دقیق در کارهای دستی توجه داشتند .

در نوشته های فلاسفه یونان از جمله افلاطون ، ارسطو و گزنفون نکاتی درباره مدیریت میتوان یافت . آنها اصول منطق ، اقتصاد، حکومت و علم را پایه گذاری کردند. اداره امپراتوریهای روم و ایران مستلزم کاربرد مفاهیم مدیریت بودند.

موفقیت آنها در اداره قلمرو وسیع امپراطوریهای خود حاکی از نبوغ آنها در سازماندهی است. نظام های فئودالی که  در قرون وسطی بوجود آمدند سازمانهای غیر متمرکز حکومتی را پدید آوردند که در مقایسه با نظام های متمرکز روم و یونان تجربه ای جدید بودند. مسائل مربوط به مدیریت سازمانهای غیر متمرکز از جمله تفویض اختیار، تصمیم گیری و پاسخ گویی و مسئولیت در این نظام ها رخ نمودند.

با افوال نظام های فئودالی ، تمرکز مجدد از طریق نظام های سوداگری احیا شد و بالاخره انقلاب صنعتی فرا رسید. با پیدایی نظام کارخانه ای و تولید انبوه ، نیاز به عقلایی کردن امر مدیریت پدید آمد. پیامدهای انقلاب صنعتی یعنی رونق اقتصادی و پیشرفت های صنعتی و فنی و تحولات سیاسی، ارزیابی مدیریت انواع موسسات و ضرورت کاربرد تفکر علمی در حل مسائل آن ها را مطرح ساخت.

بنابراین ، استفاده علمی از مدیریت هر چند در سراسر تاریخ وجود داشته ولی مطالعات و تألیفات مربوط به آن به سختی دویست سال سابقه دارد که مهمترین بخش آن در هشتاد سال اخیر پدید آمده است.

 پیدایش تئوریهای مدیریت

دانشمندان علم مدیریت فردریک تیلور بنیان گذار نهضت علمی مدیریت که به پدر مدیریت علمی ملقب گردیده را میتوان نام برد. تیلور تئوری مدیریت کلاسیک را بنیاد نهاد . مهمترین انگیزه ابداع تئوری کلاسیک همان انگیزه صنعتی شدن جوامع بشری بود. اساس و پایه تئوری کلاسیک در حداکثر استفاده از ماشین و انسان بعنوان دو عامل تولید جهت افزایش سود با حداقل هزینه و صرف حداقل زمان استوار بود. همچنین دانشمندان علوم اجتماعی و روان شناسی به چاره اندیشی پرداختند و با توجه به مسائل و مشکلات و در نظر گرفتن شخصیت فرد در جامعه ، تئوری جدیدی را عرضه داشتند. که همانا ( تئوری نئوکلاسیک یا روابط انسانی) می باشد.

فلسفه تئوری نئوکلاسیک از جانب دانشمندانی چون « التون میو» و همکارانش به دنیای مدیریت عرضه گردید که همگی بر روی سازمان غیر رسمی تکیه داشتند و معتقد به

افزایش کارایی سازمان از طریق اعمال روابط انسانی به طبقات کارگر و کارفرما بوده است.

پیدایش تئوری نئوکلاسیک و تضاد سرسختانه اصول و مفاهیم آن با تئوری کلاسیک مسئله بود که خود بانی تعارض در سازمانهای مختلف به لحاظ برخورد افکار و سلیقه شد. تضاد این تئوری و همچنین کافی نبودن دلایل هر یک در برطرف نمودن مشکلات سازمانی، پزوهشگران را وا داشت که بر روی سازش و ساخت دو تئوری تحقیقاتی را انجام دهند و تئوری جدید را عرضه دارند.

تئوری جدید به نام ساخت گرایان بوجود آمد . که اساس معتقدات ساخت گرایان بر پایه مذهب اصالت ساخت و سازش بین طبقه کارگر و کارفرما و به عبارت دیگر بین سازمان رسمی و غیر رسمی استوار گردید .

آخرین پدیده ای که در قلمرو تئوریهای مدیریت عرضه شده تئوری بروکراسی و یا دیوان سالاری است. بنیان گذار این تئوری « دماکس وبر» بود.

همه اصول و مفاهیم عرضه شده در این تئوری همگی جهت کنترل اقتدار و اختیارات سازمانی بوده و بر پایه قانونی بودن نوع عقلانی و منطقی بنا شده اند.

 مکا تب کلاسیک مدیریت

مکتب مدیریت علمی :

نهضتی که در تاریخ تحول اندیشه های مدیریت به « مدیریت علمی» معروف است در اوایل قرن  بیستم  پدید  آمد . بنیاد گذاران  آن  کارورزان  یا  دانشمندان  یا  مهندسانی  بودند  که  در موسسات صنعتی و دولتی کار می کردند و مهمترین مسئله مورد توجه آنان در مدیریت ، کارایی بود. یعنی بالا بردن سطح تولید و بیشینه سازی بازده از این رو کوشش آنان بر این بود که مسائل سطح کار و تولید را با توسل به روشهای منظم علمی حل کنند.

در نتیجه، در زمینه های طراحی ماشین آلات ، روشهای انجام کار، گردش کار و نظایر آن، دانش و فنون مدیریت را توسعه دادند. بنیانگذاراین نهضت« فردریک تیلور » ابتدا کارگر ساده کارخانه بود که ضمن کار را از راه تجربه مهندسی آموخت و به سرعت ترقی کرد و به سر مهندسی کارخانه رسید او مجموعه عقاید خود درباره مدیریت را در کتاب اصول مدیریت علمی ( 1911 ) منتشر کرد.

ویزگی بارز مدیریت علمی تأکید بر مدیریت در سطح عملیاتی ، مطالعه علمی عملیات به منظور تشخیص عوامل موثر بر آن و کشف موثرترین روش انجام کار است. منظور تیلور اصول علمی میتواند فعالیت های تولیدی را تحت نظم درآورد و کارایی را افزایش دهد. به این منظور او اصول مهندسی انسانی را که شامل مطالعه زمان، حرکت روش و سایر فنون و ابزار مدیریت علمی است. مورد استفاده قرار داد و با حذف کلیه عوامل اضافی و نامربوط کار، وظیفه اصلی و حداکثر تخصص در آن مورد تأکید قرار داد.

اصول او برای حل مشکلات مدیریت در سطح عملیاتی از علم و روش علمی، مشاهده و ارزشیابی منظم است. او معتقد بود که به مدد اصول علمی میتوان فعالیت های تولیدی را تحت نظم در آورد و کارایی را افزایش دهد. او اصول مهندسی انسانی را که شامل مطالعه زمان، حرکت، روش و سایر فنون و ابزار مدیریت علمی است. مورد استفاده قرار داد . و با حذف کلیه عوامل اضافی و نامربوط کار و وظیفه اصلی و حداکثر تخصص در آن را مورد تأکید قرار داد. اصولی که او برای حل مشکلات مدیریت در سطح عملیاتی پیشنهاد کرد عبارتند از :

1- گسترش علم آگاهی از کار

2- انتخاب کارکنان بر مبنای علمی و افزایش مداوم مهارت آنها.

3- هماهنگ کردن علم کار با کارکنان که بر مبنای علمی انتخاب شده آموزش دیده اند .

4- تقسیم منطقی کار و مسئولیت آن میان کارکنان و مدیران که در آن مسئولیت برنامه ریزی و سازمان دهی کار بر عهده مدیران است.

مسئله مهم دیگری که تیلور به آن توجه داشت انگیزه های افراد انسانی در محیط کار است به نظر او، انگیزه کار در درجه اول ناشی از شوق به در آمد اقتصادی است. از این رو سیستمی برای پرداخت دستمزد و پیشنهاد کرد که در آن ، فرد مستقیماً با کمیت تولید رابطه دارد . هر چند منظور تیلور عمدتاً تاکید بر استفاده از این روش ها در سطح وظایف عملیاتی است.   

معهذا بر اثر رواج اندیشه او ، این روشها در همه فعالیت های سازمانی کاربرد پیدا کرد. مدیریت علمی غالباً به دلیل نادیده گرفتن جوانب انسانی کار مورد انتقاد قرار گرفته است.

مدیریت اداری « نظریه کلاسیک سازمان»

همزمان با تیلور ، کسان دیگری که از تجربه مدیریت در سازمان های بزرگ برخوردار بودند. در یافتند که اداره کردن سازمان ها با مدیریت سطح عملیاتی کاملاً متفاوت است آنها مدیریت را فرا گرد هماهنگ سازی تلاش گروهی در جهت هدف های گروهی تعریف کرده در صد توضیح مدیریت بر حسب وظایف یا کارکردهای مدیران در سطوح مختلف سازمان بر آمدند . سرشناس ترین این افراد که غالباً او را بنیان گذار مدیریت جدید می دانند « هنری فایول» فرانسوی است. او مهندس معدن بود و قسمت عمده عمر خود را به فعالیت در یک شرکت معدنی و مدیریت آن صرف کرد. و عقاید خود را دربارۀ مدیریت در رساله ای کوچک تحت عنوان «مدیریت صنعتی و عمومی »منتشر کرد.

او در این رساله کوشش کرده است فعالیت های سازمان ها را به مقولات مختلف طبقه بندی کند این طبقه بندی الگوی مطالعات و عملیات مدیریت قرار گرفته است . وی در سازمانهای صنعتی شش گروه فعالیت تشخیص داد:(علاقه بند 1370، صفحه167)

1- فنی (تولید ، ساخت و تغییر شکل کالاها )

2- بازرگانی (خرید ، فروش و معارضه)

3- مالی (تهیه سرمایه و استفاده مطلوب از آن )

4- ایمنی (حفاظت اموال و افراد)

5- حسابداری (انبارداری ، تهیه ترازنامه محاسبه قیمت و تهیه آمار )

6- مدیریت (برنامه ریزی ، سازماندهی ، فرماندهی ، هماهنگ سازی ، کنترل)

پنج فعالیت اول به اعتقاد فایول ، کما بیش در همه سازمانها مورد توجه قرار می گیرند ولی فعالیت ششم (مدیریت )مستلزم تحقیق و مطالعات قابل ملاحظه است در نتیجه ، او بیشترین کار خود را به مدیریت اختصاص داد.

فعالیت های مدیریت از لحاظ فایول عبارتند از:

کارکرد های برنامه ریزی ، سازماندهی ، فرماندهی، هماهنگی و کنترل

فایول ، علاوه برتعریف مدیریت برحسب کارکرد های پنج گانه و نظریات خود را در اصول کلی مدیریت جمع بندی کرده است . این اصول که فایول آنها را بر اساس تجربیات طولانی خود در مدیریت وضع کرد، رهنمودهایی برای حل مسائل عملی مدیران است. او ادعا نمی کرد که این اصول همیشه و در همه حال پا بر جاست بلکه معتقد بود که کاربرد آنها به تجربه و مهارت مدیران و شرایط و موقعیت کار آنان بستگی دارد.

اصول چهارده گانه وی عبارتند از :

1- تقسیم کار                                                   8- تمرکز

2- اختیار و مسئولیت                                        9- سلسله مراتب

3- انضباط                                                      10- نظم

4- وحدت دستور (فرماندهی)                          11- انصاف

5- وحدت هدایت                                          12- ثبات شغلی و استخدامی

6- تقدم منافع عمومی بر منابع خصوصی          13- ابتکار

7- حق الزحمه کارکنان                                  14- روحیه گروهی

 

مکتب بوروکراسی

اوایل قرن بیستم ، دنیای صنعتی شاهد پیدائی و توسعه سازمانها و موسسات بزرگ و پیچیده بود. به موازات رشد سازمانهای صنعتی ، موسسات دولتی و بازرگانی نیز روز به روز بزرگتر و پیچیده تر می شدند. نظام اداری بر خواسته از این توسعه و تحول ، نظامی است که به «بروکراسی» معروف است و ماکس و بر، جامعه شناس آلمانی سهم عمده ای در تحلیل آن داشته و آثار سودمندی در این زمینه از خود بر جای گذاشته است. بروکراسی را به فارسی «دیوان سالاری »ترجمه کرده اند.

مهمترین کمک ماکس و بر به مدیریت ، نظریه اقتدار (اختیار) و توصیف سازمانها بر مبنای ماهیت روابط ناشی از اقتدار در سازمانها ست.

سازمان ها روابطی از اختیار به وجود می آورند که اجازه می دهد بعضی افراد برای دیگران ، دستور صادر کنند و این به آن معناست که دسته اول صاحبان اقتدار هستند. آنچه وبر بدان توجه دارد اصولی است که بر اساس آن اختیار ایجاد و برقرار میشود . چرا افرادی که نقش زیر دست دارند اعمال قدرت از سوی افراد ما فوق را مشروع و قانونی می دانند و از آن اطاعت می کند؟( علی علاقه بند ، 1370 صفحه 167) در تحلیل وبر اقتدار به سه طریق صورت مشروع یا قانونی پیدا می کند

1- اقتدار فرمند یا شخصیتی:

منشاء آن جاذبه یا امتیاز شخصیتی فرد است که او را از افراد عادی متمایز ساخته در مقام رهبری قرار می دهد.

2- اقتدار سنتی

منشاء آن رسوم و سنتها و عرف و عادات است.

3- اقتدار عقلائی – قانونی

منشاء آن قوانین و مقررات عقلائی است که برای نظم احتماعی وضع و تدوین میشوند.

 آموزش و پرورش و اهمیت آن :

 آموزش و پرورش جریان جامعه پذیری یا اجتماعی کردن(Socialization) اعضای جدید جامعه است. جریانی که طی آن مجموعه اعتقادات ، رسوم و اخلاق ، هنجارها، ارزشها ، رفتارها ، دانشها، مهارت ها و فنون جامعه به نسلهای جدید منتقل میشود. منظور از این تعریف ، آموزش و پرورش به معنای اعم است اما آموزش و پرورش به معنای اخص به هر نوع آموزش و پرورش که به شیوهای منظم و مبتنی بر هدف و برنامه صورت میگیرد . اطلاق میشود. این نوع آموزش وپرورش رسمی بوده و از ورود به مدرسه آغاز میشود و طی سطوح و مراحل مختلف آن ادامه می یابد.

آموزش و پرورش رسمی از لحاظ اهمیت دارد. از یک سو با پرورش قابلیت ها و توانائیهای افراد جامعه به رشد و شکوفایی آنها کمک می کند و از سوی دیگر در خدمت اهداف گوناکون نظام اجتماعی است.

آموزش و پرورش رسمی ، ضمن انتقال میراث فرهنگی و اجتماعی ، تسهیل و تدارک وسایل رشد و پرورش همه جامعه فردی و ایجاد یگانگی و انسجام اجتماعی به ترتیب نیروی انسانی ما هر در زمینه های مختلف تخصصی می پردازد و موجبات جذب و اشتغال افراد را در سازمانها و موسسات اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی فراهم میسازد . الگوی کلی نهادها ، موسسات و سازمانهای رسمی جامعه که بواسطه آن انتقال میراث فرهنگی ، آموزش علوم و فنون و رشد و پرورش فردی و اجتماعی میسر میگردد. اصطلاحا نظام آموزش و پرورش نامیده میشود.(علاقه بند1371 صفحه 192)

با تحولات سیاسی ، اجتماعی، اقتصادی نیاز به باسواد کردن مردم تشدید شد و تا اواخر قرن نوزدهم در بعضی کشورها قوانین آموزش اجباری در حد ابتدایی به تصویب رسید. الگوهای نظام آموزشی دولتی و غیر دولتی به مرور شکل گرفتند.

و با استقلال رسیدن اغلب کشورهای غیر اروپایی در قرن حاضر ، نظام های آموزشی و مدارس عمومی تحت کنترل دولت، در این کشورها نیز به وجود آمدند.

امروزه در اغلب کشورها آموزش و پرورش عمومی به عنوان « صنعت رشد» قلمداد میشود و پس از امور دفاعی بیشترین بودجه های دولتی را به خود اختصاص میدهد . منزلت اجتماعی آموزش و پرورش روز به روز افزایش یافته ، عده کثیری از مردم را به آموزش فراتر جلب میکند. از این رو کوششهای پیگیری برای ریشه کن کردن بیسوادی به عمل می آید. نظام های آموزشی گسترده تر و پیچیده تر می شوند و نظر یه های تربیتی و روشهای آموزشی و تدریس دستخوش تغییر و دگرگونی میشوند بنابراین پذیرفتنی است که در جوامع امروز آموزش و پرورش نقش و مسئولیت خطیری برعهده دارد.

شواهد بسیاری دال بر آن است که این مسئولیت رفته رفته دشوارتر و با اهمیت تر میشود.

رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی و افزایش جمعیت ، افزایش موسسات آموزشی و ارائه خدمات آموزشی را می طلبد از این رو سرمایه و بودجه هفتگی به تأمین و توسعه منابع انسانی، مالی و مادی اختصاص می یابد. از سوی دیگر وظیفه و مسئولیت آموزشی و پرورش با اهمیت تر میشود زیرا که انتظام اجتماعی و وفاق اخلاقی ، رفاه اجتماعی و اقتصادی ، تامین امکانات کافی برای ارضای نیازهای معنوی و مادی افراد جامعه مستلزم آن است که اولاً افراد جامعه از لحاظ اخلاقی و اجتماعی تربیت شوند . ثانیاً افراد زبده و مستعد با توجه به قابلیت و توانایی در زمینه های نو آوری ، تخصص و رهبری پرورش یابند و بالاخره اقشار مردم از امکانات بالقوه هشیار سازی و آزاده پروری جریان آموزش و پرورش عملا برخوردار شوند تا بتوانند آگاهانه و فعالانه در سازماندهی  و اداره جامعه خویش مشارکت کنند. آرمانها و اهداف آموزش و پرورش تحت تأثیر و بر مبنای اصول و اعتقاداتی که از جامعه ای به جامعه ای متفاوت است معین میشوند. به علاوه این اصول و اعتقادات در شکل گیری و تحول نظام آموزشی سازمان دهی و مدیریت آن ، تدوین خط مشی ها، رویه ها و روشهای اجرایی آموزش و پرورش نیز نقش موثری ایفا می کنند.

 مدیریت آموزشی:

مدیریت در لغت به معنی اداره کردن یک موسسه است. ولی امروزه با پیشرفت های سریع سازمانهای انسانی که در اثر گسترش تمدن و آشکار شدن نیازها به وجود آمده است مدیریت غیر از معنای لغوی ، به مفهوم هدایت کردن یا بکار گیری مجموعه ای از آگاهیهای شکل یافته است که بدین وسیله فرد با ایجاد هماهنگی در سازمان بازده آن را افزایش می دهد.

فرد در یک تیلور که از او به عنوان پدر مدیریت علمی یاد میکنند روش علمی تجربه و تحلیل مطالب را به عرصه مدیریت عرضه داشت و مطالب او را سایر دانشمندان تکمیل کردند.

«کرتید» در کتاب خود تحت عنوان« مدیریت فرآیندی برای مسائل » مدیریت را چنین تعریف کرده است : مدیریت عبارت است از فرآیندی برای حل مسائل مربوط به تأمین هدف های سازمانی به نحو مطلوب از طریق استفاده موثر و کارآمد از منابع کمیاب در یک محیط در حال تغییر ، بنابراین مدیریت عبارت است از علم و هنر یافتن و بکار گماردن شایسته ترین افراد، تلفیق مساعی فکری و هماهنگ کردن این مساعی در جهت هدف یا هدف های مورد نظر یک سازمان .

مدیریت آموزشی ، گاهی مترادف مدیریت به معنای اعم تعریف میشود در این صورت مدیریت آموزشی عبارت است از برنامه ریزی ، سازماندهی ، هدایت و کنترل کلیه امور و فعالیت های مربوط آموزش و پرورش . اما مدیریت آموزشی به معنای اخص عبارت است از مدیریت آموزشی یعنی مهارت در استفاده از روابط انسانی:

یکی از وظایف مدیریت و رهبری آموزشی به وجود آوردن محیطی سالم و مطلوب در مدرسه  است اساسی ترین طریق برای ایجاد محیط مناسب و مطلوب در مدرسه این است که مدیر یا رهبر آموزشی نسبت به افرادی که با او در تماس هستند احترام لازم بعمل آورد.    

مدیریت آموزشی یعنی مهارت در برقراری روابط گروهی:

مدیر یا رهبر آموزشی باید قادر به ایجاد شرایطی باشد که در آن افراد با همکاری یکدیگر امور محول را انجام دهند.

مدیریت آموزشی یعنی مهارت در امور استخدامی :

مدیر مدرسه وظیفه دارد که در انتخاب کارکنان جدید آموزشی برای مدرسه وظیفه رهبری را ایفا نماید.

مدیریت آموزشی یعنی مهارت در ارزشیابی:

کوشش فردی برای بهبود کار، خود بهترین نوع ارزشیابی است فلذا مدیر مدرسه باید معلمان را در ارزشیابی از کار جمعی و در اتخاذ تصمیم های لازم برای بهبود روابط گروهی یاری نماید.

مدیران آموزشی علاوه بر دانش و معلومات در زمینه آموزش و پرورش و روانشناسی و تسلط بر روشها و مهارت های علمی تدریس باید به اندازه کافی سابقه آموزشی داشته باشند. تا بتوانند مأموریت اصلی و مسائل و مشکلات کار خود را به درستی درک کنند. به علاوه از نظر شخصیتی مستعد و پایبند اصول و موازین اخلاقی باشند تا بتوانند از کج روی ها و انحرافات در محیط آموزشی جلوگیری نمایند و با رفتار و کردار خود نمونه و سرمشق دانش آموزان قرار گیرند.

 ضرورت و اهمیت مدیریت آموزشی:

رشد و توسعه نظامهای آموزشی یکی از وجوه مشخص عصر ماست . این امر بویژه در چند دهه اخیر در کشورهای جهان سوم به مسئله ای مهم مبدل شده است.

از سوی ، تقاضا برای آموزش و پرورش ، رشد بی سابقه ای پیدا کرده است. بطوریکه با افزایش ، تعداد دانش آموزان در سطوح مختلف آموزشی ، تأسیس مدارس و مراکز آموزشی  آموزشی جدید، استخدام معلمان بیشتر و سرمایه گذاری افزونتر ضرورت یافته است. از سویی دیگر ، ضرورت تغییر در تصمیم گیری و سیاستگذاری ، بهبود کیفی و ایجاد فرصت های برابر آموزشی برای همگان نقش خطیر مدیریت نظام آموزشی را به وظیفه ای سنگین و پر مسئولیت مبدل ساخته است. پیامد پاسخ گویی به تقاضای روز افزون آموزش و پرورش ، گسترش نظام آموزشی به صورت سازمانی عظیم و گسترده است که با تعداد کثیری دانش آموز سر و کار دارد. وظایف متعدد و متنوعی را انجام می دهد . کارکنان فراوان با دانش و مهارت های گوناگون را به خدمت می گیرد ، منابع مادی و مالی عظیمی را مصرف می کند و روی هم رفته اثرات و نتایج دامنه داری به بار میاورد. گردش کار و فعالیت های چنین تشکیلاتی بدون تردید به برنامه ریزی آگاهانه و سازماندهی هوشمندانه نیازمند است و نتیجه بخشی خدمات حساس و خطیر آن مستلزم رهبری و مدیریت اثر بخش است.

فرا گرد آموزش و پرورش با انسان سرو کار دارد و چون انسان موجودی پیچیده است از این رو ، نظام آموزشی و کارورزان آن به ایفای دشوارترین و پر مسئولیت ترین وظایف اجتماعی اشتغال دارند. در یک نظام آموزشی سنجیده و عقلانی که مبتنی بر اهداف روشن و برنامه مشخص عمل میکند ، ایفای وظایف و فعالیت های آموزشی و رهبری آنها باید به افراد شایسته و صاحب صلاحیت سپرده شود. تعجب آور نیست که در چند دهه اخیر بر اثر ضرورت توجه به جوانب کیفی آموزش و پرورش مسائل برنامه ریزی و مدیریت آموزشی که بیشتر از آن مسائلی پیش پا افتاده تلقی می شدند به موضوعات مهم و قابل اعتنا تغییر یافته اند . در نتیجه ، نیاز به تربیت مدیران شایسته و اثر بخش در سطوح مختلف آموزشی مورد تأکید روز افزون قرار می گیرد. (علاقه بند ، 1370صفحه 16) مدیران همواره با شرایط و مواردی مواجه میشوند که مستلزم اخذ تصمیم است و کیفیت و چگونگی این تصمیمات ، میزان توفیق و تحقق اهداف سازمان را تعیین می کند.

گریفیث تصمیم گیری را قلب سازمان و مدیریت تلقی می کند و عقیده دارد که تمام کارکرد های مدیریت و ابعاد سازمان را میتوان بر حسب فرا گرد تصمیم گیری توضیح داد. در واقع تصمیم گیری به منزله کلید فهم پیچیدگی های سازمان و عملکرد های مدیریت است. (علاقه بند ، 1370 صفحه 52)

تصمیم گیری در سازمان های آموزشی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. زیرا در چنین سازمانهایی با انسان سرو کار داریم و تصمیماتی در مورد آموزش و پرورش انسانها اتخاذ میشود و چنانچه این تصمیمات اتخاذ نگردد زیانهای جبران ناپذیری برای افراد جامعه به بار میاورد.

تصمیم گیری چیست؟

در تعریفی بسیار ساده ، تصمیم گیری عبارت است از انتخاب راهی از میان راههای متفاوت . از این تعریف مفهوم انتخاب بر می خیزد و انتخاب زمانی بکار میرود که راههای متعدد وجود داشته باشد و انسان بخواهد مورد یا مواردی را برگزیند. پس تصمیم گیری انتخاب راه حلی از میان دو یا چند راه حل برای انجام دادن عمل است.(ترجمه علا1368ص29)

به عبارت دیگر، برای حل یک مشکل راههای گوناگونی وجود دارد و تصمیم گیری انتخاب یکی از راههاست که اصلح است و به دلایلی نسبت به بقیه ارجحیت دارد. اگر مدیر بتواند این انتخاب را به نحو درست و مطلوب انجام دهد تصمیم او موثر و سازنده خواهد بود در غیر اینصورت چه بسا که تصمیمی نادرست و نسنجیده ، ضایعات جبران ناپذیری به سازمان وارد سازد . بدین منظور تصمیم گیرنده باید قادر باشد مسئله و مشکل را به درستی تعریف کند، عواملی را که باعث پیدایی و به وجود آمدن آن شده اند تشخیص دهد و سرانجام ، اثر این عوامل را تجزیه و تحلیل و ارزشیابی کند تا بتواند به طور عقلانی و منطقی راه حل های گوناگون کشف و نسبت به انتخاب بهترین راه حل یا بهترین شق از شقوق ممکن اقدام کند.

بنابراین تصمیم گیری فرایندی عقلائی است و به قدرت تجزیه و تحلیل و برخورداری از دانش و بینش کافی نیاز دارد .

بطور کلی، فرایند تصمیم گیری شامل مراحلی به شرح زیر است:

1- تشخیص و تعریف مسئله یا مشکل.

معمولا اولین قدم برای اتخاذ تصمیم، تشخیص و تعریف مسئله است.

تشخیص و شناسایی مسئله یا مشکل کار چندان ساده ای نیست و در موقعیت های پیچیده مسائل مبهم و نامفهوم از دیده ها پنهان می ماند و ممکن است مدیران به جای اصل مسئله ، بیشتر بر شناسایی آثار و علائم آن تأکید کنند و این امر باعث شود که مسئله را خود به طور مجدد نمایان سازد. بهر حال ، تشخیص ، تعریف و تحدید مسئله ای که باید حل شود اولین و شاید مهمترین گام در فرایند تصمیم گیری است . برای آگاهی از مسئله (مسئله یابی ) از روشهای رسمی و غیر رسمی استفاده میشود. (رضائیان، 1371 صفحه 57)

در مسئله یابی رسمی، یک رویه مستقیم و سه رویه غیر مستقیم وجود دارد.

در رویه مستقیم، مدیر از وضعیت های ایجاد شده زیر بوجود مسئله پی میبرد.

1- انحراف از تجربیات گذشته

2- انحراف از برنامه های تعیین شده

3- پیشی گرفتن رقبا

سه رویه غیر مستقیم مسئله یابی عبارتند از

1- از طریق کارکنان

2- از طریق مافوق ها

3- از طریق ارباب رجوع

مسئله یابی غیر رسمی از طریق ارتباطات غیر رسمی و بینشی فراهم میشود بنابراین مسئله یابی غیر رسمی امری بینشی است و از مجاری ارتباطاتی غیر رسمی بوجود مسئله پی برده میشود(رضائیان ، 1371 صفحه 57)

2- تعیین راه حلهای گوناگون برای حل مشکل:

گام دوم از فرایند تصمیم گیری، تدارک و تهیه صورت مفصلی از راههای مربوط به انجام دادن عمل است که به نظر میرسد بتوان برای مسئله مورد نظر از آنها استفاده کرد. بعبارت دیگر، در این مرحله راه حل های گوناگون برای حل مسئله تهیه و فهرست میشود. برای اینکه راه حل ها معنی دار تر و مفید تر باشد باید فقط راه حل های بادوام و ماندنی و واقع بینانه را شامل گردد.            

احصای راه حل ها با توجه به تجربه های علمی و عملی مدیر و اطلاعات و آمار در دسترس او انجام می گیرد. هر چه راه حلهای بیشتری برای حل مشکل پیدا شود. انتخاب بهتری صورت خواهد گرفت در برخی موارد انتخاب راه حل ممکن آسان است. ولی در موارد دیگر انتخاب راه حل مطلوب کار ساده ای نیست و متضمن خلاقیت، تفکر و بحث است برای انتخاب راه حل به دو عامل مهم اشاره شده است.

الف) خلاقیت :

خلاق بودن یا نبودن سازمان تا اندازه زیادی منوط به افرادی است که به استخدام سازمان در می آیند اما بدیهی است که تنها استخدام افراد خلاق ، متضمن وجود خلاقیت نیست بلکه مدیر باید فضا و جوی در سازمان ایجاد نماید که بروز خلاقیت را امکانپذیر سازد.

ب) استفاده از گروهها برای ارائه راه حل ها

3) تعیین معیار برای ارزشیابی و تجزیه و تحلیل راه حل ها.

مرحله سوم ، انتخاب معیار برای سنجش و ارزشیابی راه حل های ارائه شده است. برای آنکه راه حل ها با هم سنجیده شوند، لازم است آنها را از طریق معیارهایی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهیم.

4) تجزیه و تحلیل و ارزشیابی راه حل ها:

ارزشیابی  و تجزیه و تحلیل راه حل ها، از طریق بررسی نتایج حاصل از آنها صورت می گیرد. هر راه حل با توجه به نتایجی که از آن نصیب سازمان میشود، با سایر راه حل ها مقایسه میگردد و اولویت راه حل ها تعیین میشود.

5) انتخاب راه حل اصطلاح (اتخاذ تصمیم):

مرحله نهایی در فرآیند تصمیم گیری ، انتخاب راهی از میان راههای گوناگون و ارائه بیانیه تصمیم است. این مرحله در انتهای مرحله ارزشیابی و تعیین اولویت های خود بخود تحقق می یابد و راه حلی که نتیجه بهتری بدهد و بالاترین درجه اولویت را احراز کند راه حل انتخابی است. اما اینجا مقصود بیان راه حل بصورت تصمیم متخذه از جانب مدیر است که مستقل در فرآیند تصمیم گیری بشمار می آید.

این مرحله پایان زنجیره پیچیده ای از فعالیت های منظم و آگاهانه را نشان میدهد.(الوانی، 1371صفحه 179)

همچنین راه حل انتخاب شده ، به این مفهوم است که تصمیم گیرنده عاقلانه عمل کرده است و راه حل برای رسیدن به هدف رساناست. بنابراین عقلانیت یا عمل مبتنی به انتخاب راه حل منتهی میشود که در رسیدن به هدف تعیین شده یا حل مسئله مشخص موثر واقع خواهد شد.(علاء 1368صفحه 36)

2) برنامه ریزی:

برنامه ریزی عبارت است از فراگرد تعیین و تعریف اهداف سازمان و تدارک دقیق و پیشاپیش اقدامات و وسایلی که تحقق اهداف را میسر می سازند. برنامه ریزی به کار مدیران و غیر مدیران جهت میدهد و توجه آنان را بر اهداف سازمان متمرکز میسازد. وقتی همه بدانند کجا میروند و برای رسیدن به مقصد هر یک چه کمکی باید بکنند هماهنگی و همکاری جمعی بیشتری بوجود میاید.(علاقه بند،1373 صفحه 55)

برنامه ریزی آموزشی:

شامل پیش بینی های کلی است که کل نظام آموزش و پرورش را در بر می گیرد.

برنامه ریزی آموزشی جزئی از برنامه توسعه جامعه است که می خواهد با توجه به آینده های دورتر و به طور جامع نیازهای اساسی جامعه را برآورده سازد (دکتر میر کمالی، 1374 صفحه168)

فلیپ کوفر در کتاب برنامه ریزی آموزشی چیست؟ مسائل برنامه ریزی آموزشی را به پنج قسمت تقسیم می کند.

1- اهداف و وظایف نظام آموزشی چیست؟

2- تعیین راه حل های ممکن

3- تعیین منابع مورد نیاز

4- تعیین کسانی که باید هزینه های آموزش و پرورش را بپردازند.

5- منابع چکونه باید تخصیص داده شود.

برنامه ریزی درسی: مرحله عملی و عینی برنامه ریزی آموزشی است . هر برنامه آموزشی  باید در پایان کار به آموزش و یادگیری منتهی گردد. مدرسه ،کلاس درس، آزمایشگاه، کارگاه، کتابخانه، زمین بازی و نظایر آن صحنه عمل برنامه ریزی آموزشی یا بعبارت دیگری حوزه برنامه ریزی درسی هستند.

«برمن» برای برنامه ریزی درسی سه عنصر اساسی را مطرح می کند.

 

 

عامل اول :

آموزشهای مدرسه ای(Schooling)  است که به تمام فعالیت ها و تجربیاتی که دانش آموز در مدرسه دست می زند اطلاق میگردد.

عامل دوم:

آموزش (teaching) نام دارد که توسط معلم طراحی و اجرا میشود و دانش آموز را به اهداف آموزشی از پیش تعیین شده میرساند.

عامل سوم:

تدریس(instrution) نامیده شده است که بیشتر به روشها و قالب های خاص ارائه آنچه باید آموزش داده می پردازد. (دکتر میر کمالی، سال1374 ص 172)

3- سازماندهی

فراگرد سازماندهی یعنی جریان نظم و ترتیب دادن بکار و فعالیت و تقسیم و تکلیف آن به افراد به منظور انجام دادن کار و تحقق هدف های معین

نتیجه سازماندهی ایجاد ساختار سازمان است، از طریق سازماندهی افراد بصورت گروهی در ساختار و روابط متشکلی قرار می گیرند تا با توانائیهای لازم و کافی کار موثری را برای رسیدن به هدف های معین انجام دهند. در سازماندهی از قابلیت ها و توانایی های افراد بطور مناسب و شایسته استفاده میشود(علاقه بند، سال1374 ص76)

4- هماهنگی

فرآیندی است که از طریق آن هدف ها و فعالیت های واحدهای مختلف یک سازمان همسو و هم جهت میشود و وحدت می یابد تا هدف های کلی سازمان به نحو مطلوب تأمین شوند . یکی از جنبه های مهم سازماندهی ایجاد نوعی تناسب و هماهنگی بین نیروهای انسانی و منابع مادی یا تکنولوزیک است. چنانچه معلمین ما با احساس نیاز و داشتن توانمندی استفاده از تکنولوزی ، منابع و امکانات لازم را در اختیار نداشته باشند اثر بخشی آنها و میزان یادگیری دانش آموزان کمتر خواهد بود. نقطه مقابل آن نیز داشتن تکنولوزی پیشرفته و نداشتن شناخت و توانمندی بکارگیری است. صادق می باشد. مواد، امکانات و وسایل آموزشی باید در حد نیاز و توان کارکنان در دسترس آنها قرار گیرد تا اثر بخشی سازمانی بیشتر شود.(دکتر میر کمالی، سال1374 ص203)

 

وظایف مدیران آموزش و پرورش

1- طرح و برنامه ریزی های آموزش و پرورش

2- سازماندهی

3- پیش بینی

4- هدایت و رهبری

5- ایجاد روحیه

6- اجرای صحیح مقررات

7- رعایت مقررات انظباطی کارکنان

8- تشکیل جلسه و همکاری

قلمرو  وظایف مدیریت آموزشی

1- نظارت و راهنمایی معلمان

2- برنامه ریزی آموزشی و درسی

3- روابط اجتماعی و فرهنگی در مناسبات انسانی

4- ایجاد و استقرار تغییر

5- ارزشیابی

6- اجرا

7- میانجی و یاور در حل مشکلات ، بحران ها و تعارضات

8- حسابرسی و کنترل امور مالی و بودجه و پشتیبانی تدارکاتی ، گرد آوری و تنظیم اطلاعات و آمار

9- مشاوره راهنمایی تحصیلی ، شغلی، روحی و روانی دانش آموزان

10- رشد سازمان و امور کارکنان (بهرنگی)

 

مهارت های مورد نیاز مدیران مدارس

1- مهارت های ادراکی

مهارت ادراکی ، سبب می شود که مدیران مدارس در تصمیم گیری های مربوط به مولف های آموزشی کمترین خطا را مرتکب شوند، ظرافت ها و پیچ و خم های مدیریت را بهتر درک کنند و ترکیب مناسب و معقولی بین عوامل آموزش برقرار سازند. مهارت ادراکی توانایی درک و تشخیص این است که کارکرد های گوناگون سازمان به یکدیگر وابسته اند و تغییر در هر یک از بخش ها الزاما بخش های دیگر را تحت تأثیر قرار می دهد.(علاقه بند سال 1371 ص185 )

مهارت ادراکی را نمی توان با طی کردن یک دوره آموزشی کسب کرد زیرا فکر مدیران باید تغییر کند و در واقع ادراکی فکر کردن به ادراکی عمل کردن تبدیل شود. برای اینکه مدیران مدارس به مهارت های ادراکی مجهز شوند لازم است در دو زمینه فکری کار کنند:

تفکر سیستمی داشته باشند و به ذهنیت فلسفی مجهز شوند

2- مهارت های انسانی :

دومین مقوله از مهارت هایی که مدیر مدرسه باید کسب کند، مهارت برخورد با انسانهاست اهمیت مهارت انسانی در کار مدرسه در آن است که دانش آموزان مدرسه در حال شکل گیری هستند و برخورد با آنان به ظرافت و تخصص نیاز دارد. توانایی مدیر بعنوان عضوی از گروه که در کار کردن موثر و ایجاد کوششهای دسته جمعی در درون گروهی که وی آن را رهبری یا اداره می کند، مهارت انسانی نامیده می شود.(ترجمه حداد بخشی ، تألیف دانیل گریفث 1374 ص 18)

در مهارت انسانی برقراری روابط انسانی جایگاه خاصی دارد و بنابر باور فالت روابط انسانی عبارت است از توان برقراری ارتباط انسانی با معلمان و دانش آموزان از طریق پذیرفتن وجود، شخصیت، ویزگی های فردی و همه تفاوت هایی که آنان با شخص مدیر دارند.(میر کمالی فصل نامه سال دوم شماره 3 صفحه8)

مدیران مدارس باید ویژگی های دانش آموزان در دوره های متفاوت را بشناسند آنان باید:

1- از نظر جسمی

2- از نظر اجتماعی

3- از نظر روانی

دانش آموزان خود را شناخته و به طریق صحیح با آنان رفتار نمایند.

3- مهارت فنی:

دسته دیگری از مهارت ها که تضمین کننده موفقیت مدیران مدارس می باشد مهارت فنی است مهارت فنی دانایی و توانایی در انجام دادن وظایف خاصی است که لازمه آن ورزیدگی در کاربرد فنون و ابزارهای ویژه و شایستگی عملی در رفتار و فعالیت است.

بطور کلی بعضی مهارت های فنی که یک مدیر مدرسه نیاز دارد عبارت است از:

الف) مهارت های مورد نیاز در زمینه پرسنل آموزشی .

1- مهارت در بیان نیازهای معلمان

2- مهارت در مصاحبه و تغییر توصیه نامه های شغلی

3- مهارت در سازماندهی گروهی

4- مهارت در تحلیل داده های پرسنل آموزشی

ب) مهارت های مورد نیاز پرسنل دانش آموزی

1- مهارت در حضور و غیاب دانش آموزان

2- مهارت در تحلیل نمره های دانش آموزان

3- مهارت در تطبیق برنامه های آموزشی با تغییرات جامعه

ج) مهارت های مورد نیاز در زمینه ساختمان مدرسه

1- مهارت در توسعه و استفاده از معیارهای مناسب برای انتخاب سرایدار

2- مهارت در سرپرستی از طرح های نگهداری متعلقات مدرسه

3- مهارت در هماهنگی بین یک طرح فضای آموزشی پیشنهادی و ساختمان مورد نیاز

4- مهارت در سازماندهی به فضای آموزشی

د) مهارت های مورد نیاز در زمینه سازمان و ساختار

1- مهارت در تفویض اختیار

2- مهارت در پیش بینی وقایع یاری دهند و اخلال گر در برنامه ریزی

3- مهارت در تغییر نیازهای آموزشی

4- مهارت در تطبیق برنامه های آموزشی در تسهیلات سازمان

ج) مهارت در مدیریت مالی – اداری مدرسه:

1- مهارت در بودجه بندی

2- مهارت در معامله و خرید

3- مهارت در سرمایه گذاری و کسب درآمد برای مدرسه

کاربرد مهارت در مدیریت

همه مشاغل مدیریت مستلزم کاربرد مهارت هاست گرچه در انجام دادن بعضی از وظایف مهارت های سه گانه ، لازم و ملزوم یکدیگر به نظر می رسند با وجود این ارزش نسبی آنها در سطوح و رده های مختلف مدیریت فرق می کند . مدیران رده های سرپرستی به مهارت های فنی قابل ملاحظه ای نیاز دارند زیرا که آنها غالبا ایجاب می کند که زیر دستان خود را راهنمایی کنند یا آموزش دهند. (علاقه بند 1370 ص 185)

مهارت فنی ویژگی کار کرد شغلی در رده عملیات است ولی در حالیکه کارکنان به مسئولیت های رهبری دست می یابند مهارت های فنی آنان به نسبت اهمیت کمتری پیدا می کند آنان بگونه ای بیش از پیش بر مهارت های زیر دستان خود تکیه می کنند و در برخی از حالت ها هرگز بخشی از مهارت های فنی را که سرپرستی میکنند، خود انجام نداده اند (ایران نژاد ساسان گوهر سال 1373 ص 347 و ص 248)

مدیران رده بالای سازمان ها چندان نیازی به مهارت های فنی ندارند بلکه وظایف تصمیم گیری، برنامه ریزی و سازماندهی ایجاب می کند که مهارت ادراکی قابل ملاحظه ای مجهز باشند.

مهارت های انسانی تقریبا لازم انجام دادن همه وظایف در همه سطوح مدیریت است. زیرا که مدیران ، صرف نظر از نوع فعالیت یا سطح مسئولیت و مقام با افراد انسان سر و کار داشته ، برای جلب همکاری و اثر گذاری بر رفتار آنها باید از مهارت های انسانی برخوردار باشند. از این رو امروزه در مدیریت سازمانها تأکید بر مهارت انسانی اولویت ویژه ای پیدا کرده است. 

باز کاویدن مهارت های رهبری آشکار میسازد چرا رئیسان برجسته بخش ها گاهی در جایگاه معاون رئیس شرکت ، ناتوان میشوند. آنان شاید آن ترکیب متناسب و برازنده، مهارت ها را برای شغل بالاتر بویژه مهارت ادراکی ندارند.

 

پیشینه تحقیق

براساس تحقیقی که انجام گرفته و موضوع آن – مقایسه نظر کارکنان صف و ستاد آموزش و پرورش در مورد مهارت های فنی ، ادراکی و انسانی مدیر فوق بوده است. فرضیه ها و نتایج آن بشرح زیر عنوان گردیده است.

 

فرضیه تحقیق

بین کارکنان صف و ستاد آموزش و پرورش در مورد مهارت های فنی ، ادراکی، انسانی مدیر موفق اختلاف نظر وجود ندارد.

 

نتیجه گیری تحقیق

1- یکی از ناتوانائیهای مدیران مدارس که خود موجب بسیاری از نارسائیهای دیگر گردیده است در برقراری ارتباط درست، منطقی و انسانی با سایر اعضای مدرسه رخ می نماید.

2- وجود مشکلاتی ناشی از اختلاف سلیقه های بین دانش آموزان ، معلمین و کادر مدیریت مدارس است که در اغلب موارد مسائل اصلی مربوط به امور آموزشی را تحت الشعاع قرار می دهد. و سبب فراموش شدن وظایف اصلی مدیران می شود.

3- کاغذ بازی و ارتباط خشک و رسمی ادارات آموزش و پرورش .

4-نقص اطلاعات و معلومات مدیران مدارس از مبانی مدیریت مراکز آموزشی و ناتوانی آنان در بکارگیری مهارت ها و فنون مدیریت.

طبق تحقیقی که در سال 67-66 به منظور شناخت کامل خصوصیات مدیران و آگاهی از مشکلات و تنگناهای مدیریت در دفتر آموزش متوسطه صورت گرفته است . اطلاعات نسبتاً جامعی از وضعیت مدیران متوسطه نظری ارائه گردیده است.

 

پاره ای از نتایج حاصله به اختصار به شرح زیر است.

1- نداشتن آگاهی کافی از قوانین ، آئئن نامه ها و دستورالعمل های وزارتی

2- آشنا نبودن به وظایف ، بویژه در مورد مدیران کم تجربه

3- ناتوانی در حل مسائل جدیدی که در محیط کار به وجود می آید.

4- نداشتن توانایی کافی برای پیش بینی و آینده نگری در مورد مسائل آموزشی واحدهای خود.

تحقیق دیگری در رابطه با موضوع : خصوصیات و ویژگی های یک مدیر خوب (موفق) از نظر مدیران و دبیران شهرستان تهران انجام یافته است که توسط آقای عبدالرسول طالع در سال 66 و در دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران ارائه گردیده است.

 

نتایج تحقیق

وی خصوصیات یک مدیر موفق را چنین نتیجه گیری می کند.

1- در عملکرد خود برنامه ها و هدف های مدرسه را کاملاً مشخص و تعیین نماید (اصل برنامه ریزی)

2- نسبت به نیازها و هدف های شخصی کارکنان و همچنین نیازها و اهداف سازمان توجه خاص مبذول دارد. (اصل سازماندهی) 

3- حداقل دارای مدرک تحصیلی لیسانس باشد و آموزشهای تخصصی مدیریت را گذرانیده باشد.

4- در ایجاد روحیه گروهی بین کارکنان خود تلاش نماید و برای این منظور اقدام به تشکیل شورا در جهت جلب همکاری کارکنان مدرسه بنماید.

5- از فعالیت های کارکنان خویش به طور صحیح و طبق ضوابط و مقررات تعیین شده ارزشیابی کند.

6- عدالت و انصاف را بین کلیه کارکنان مدرسه و دانش آموزان اعمال نماید.

تحقیق دیگری که مربوط به موضوع : بررسی عملکرد مدیران مقاطع آموزشی ، آموزش و پرورش استان همدان و مقایسه با شرح وظایف آنان میباشد توسط آقای کاووس عالمیر انجام یافته است.

هدف تحقیق

آگاهی از عملکرد مدیران به طوریکه تا چه میزانی به شرح وظایف سازمانی تدوین شده وزارت آموزش و پرورش آگاهی دارند و به آن عمل می کنند.

فرضیه های تحقیق

1- ارزشیابی از عملکرد کارکنان رابطه مثبتی با بالا رفتن کیفیت آموزشی دارد.

2- مدیران به برقراری نظم در مدرسه بیشتر از امور تفریحی دانش آموزان توجه میکنند.

3- مدیران مدارس به وظایف ادراری و مالی خود بیشتر از وظایف آموزشی و تربیتی عمل می کنند.

4- مدیران جهت بالا رفتن کیفیت آموزشی مدرسه ، در کارکنان ایجاد انگیزه نمی کنند.

 فصل سوم

نوع تحقيق:

از نظر هدف كاربردي و از نظر روش توصيفي است كه به شيوه پيمايشي انجام مي شود.

 جامعه آماری

کلیه دبیرستانهای منطقه مرند اعم از مدارس شهری و روستایی جامعه آماری این تحقیق را تشکیل می دهد

شهرستان مرند دارای هفتاد و یک دبیرستان می باشد که تعداد 36 دبیرستان در شهر و تعداد 35 دبیرستان در روستا مشغول فعالیت هستند و همچنین تعداد 32 دبیرستان دخترانه و تعداد 39 دبیرستان پسرانه می باشد.

 حجم نمونه

مدیران تعداد 13 دبیرستان پسرانه و تعداد 12 دبیرستان دخترانه از روستا و به تعداد 12 دبیرستان پسرانه و تعداد 13 دبیرستان دخترانه از شهر انتخاب گردید که مجموعاً نمونه انتخاب شده مدیران 50 می باشد.

 روش نمونه گیری

بهترین روش اتنخاب نمونه روش تصادفی می باشد دو نمونه معرف جامعه آماری بوده و به یک اندازه (داشتن حداقل 3 سال سابقه کار) انتخاب گردیده است.

 ابزار اندازه گیری

ابزار اندازه گیری این تحقیق پرسشنامه بوده که دارای 30سوال و مربوط به چهار فرضیه تحقیق

سوالات از شماره 1 تا 10 مربوط به فرضیه های شماره 1« شناخت و توانمندی مدیران در مهارت فنی»

سوالات از شماره 11 تا 20 مربوط به فرضیه شماره 2 «شناخت توانمندی مدیران در مهارت انسانی »

سوالات از شماره 21 تا 30 مربوط به فرضیه شماره 3 «شناخت توانمندی مدیران در مهارت ادراکی »

طرح گردید که این سوالات با مقیاس 5 درجه ای همیشه ، اغلب گاهی ، بندرت ، هرگز مورد ارزیابی قرار گرفتند.

برای آزمونی فرضیه چهارم با استفاده از آزمون T و اطلاعات و داده های حاصل از پاسخگویی به سوالات پرسشنامه ها، تجزیه و تحلیل خواهد شد.

این پرسشنامه در اختیار 50 نفر از مدیران که شامل 25 مدیر زن و 25 مدیر مرد می شود قرار گرفت .

 

روش های جمع آوری اطلاعات و داده های تحقیق   

پس از جمع آوری پرسشنامه برای ثبت داده ها و پاسخ های هر سوال در هر یک از مهارت های مدیریتی به تفکیک مدیران زن ومرد جداولی تهیه شده و در مقابل هر سوال پاسخ مربوط  به هر یک از گزینه ها ثبت شد.

و نتیجه پاسخ های هر کدام از دو گروه مدیر زن و مرد مشخص گردید.

روش تجزیه و تحلیل آماری

پس از جمع آوری اطلاعات و داده ها از شاخص های آمار توصیفی ، درصد گیری و از آزمون T استفاده شده است .

 طرح تحقیق

1- مدیران زن دبیرستانهای شهرستان مرند در سال 86-85

2- مدیران مرد دبیرستانهای شهرستان مرند در سال 86-85

پایان نامه,انجام پایان نامه,مقایسه میزان توانمندی فنی ،ادراکی ،انسانی مدیران زن و مرد

سفارش پایان نامه