انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

پایان نامه‏ حقوق

انجام پایان نامه‏ ارشد حقوق

فصل اول - مسووليت مدني

گفتاراول:کليات
حقوقدانان درپي آن هستندکه بگونه اي به تنظِم روابط اجتماعي بپردازندکه کسي درصدد ضررزدن به ديگري برنيايد وهرگاه فردي به ديگري ضرري رساندمکلف باشدکه آثارناشي ازعمل خودرابپذيردوجبران خسارت به فردمتضرربنمايدبه شکلي که وضعيت ايجادشده رابه حالتي که درسابق بوده اعاده دهد.حقوقدانان معتقدندبايدقواعدي وجودداشته باشدکه بواسطه وجود قواعد مربوطه ضرروخسارتي که به زيان ديده واردشده است جبران شودلذادرعرصه زندگي اجتماعي نبايدفردزيان ديده اي باشدکه زيان واردشده به اوجبران نشده باشد.عدالت نيزکه هدف حقوق مي باشد مويد اين امراست.چه اگردرجامعه اي فردي به ديگري زيان زند وآنگاه هيچ قاعده ونيرويي وي را ملزم به جبران زيان وارده نمايدويا قاعده اي باشدکه وي راملزم نمايدامااگراين قاعده ضمانت اجرايي نداشته باشدبنظرمي رسدحق وحقوق شوخي بيش نيست يامفهومي ذهني که عينيت نداردوتنهادرگوشه اي ازذهن دراميدحيات باقي مانده است پس هم بايدقاعده الزام آوروجودداشته باشدوهم ضمانت اجرايي که ازاين قاعده حمايت ژرف بکند.قاعده وضمانت اجرايي که حق رادرمقابل ديدگان همه به نمايش بگذاردوآن را ازمفهومي دورکه قابل دسترس به مفهومي نزديک وملموس مبدل کندوهمين جاست که حقوقدانان نهادي به عنوان مسووليت مدني تاسيس کرده اندتا به آنچه درفوق اشاره گرديدجامه عمل بپوشاند.










گفتاردوم:مسووليت مدني
بحث مسووليت مدني امروز چنان گسترش يافته است که دامنه آن ازحقوق خصوصي فرارفته است1. ومباحثي رادرحقوق مدني وبين الملل نيزبه خوداختصاص داده است.چيزي که ديروزدرجامعه مرکزهمه روابط بشمارميرفت مراحل قراردادهابودامروزه اگرنتوايم بگويم مرکزوکانون روابط اجتماعي مسووليت مدني است حداقل مي توان گفت که يک رقيب سرسخت براي اصل قراردادها قراردادهابوجودآمده است،حقوقدانان امروزي معتقدندمرکزحقوق،مسووليت مدني است.
الف)تعريف مسووليت مدني:
ازسوي حقوقدانان تعاريف متعددي درموردمسووليت مدني به شرح زيرشده است2:
دکترعبدالمجيداميري قائم مقامي مي گويد«درزبان حقوقي جز در موارد استثنائي منظور ازمسووليت مدني تعهد جبران خسارت است »دکترحسينقلي حسيني نژاد مي گويد:«الزام به ترميم نتايج وارده مسووليت مدني است»
1-يزدانيان،عليرضا،حقوق مدني قلمرومسووليت مدني،1381،ص42
2- منبع همان ، ص26 و 27
.دکترکاتوزيان ميگويد: «درهرموردکه شخص ناگريزازجبران خسارت ديگري باشدمي گوينددربرابراومسووليت مدني دارد»،ودکترحسن امامي نيزمي گويد:«ملزم بودن شخص به جبران خسارتي که به ديگري واردآورده مسووليت مدني زماني بوجودمي آيدکه کسي بدون مجوزقانوني به حق ديگري لطمه زندودراثرآن زياني به واردآورد».به نظرمي رسدمي توان مسووليت مدني راچنين معرفي نمودکه هرگاه شخصي متعهدبه جبران خسارت وارده به ديگري باشدکه اين خسارت عرفاًمنسوب به وي باشدوشخص هيچ حق ومشروعي دراضراربه غيرنداشته باشدمسووليت مدني درجبران خسارت خواهدداشت وبازدکترکاتوزيان براي تبيين همين امرمي گويد«هرکس به ديگري ضرربزندبايدآن راجبران
کند،مگردرمواردي که اضرار به غيربه حکم قانون باشدياضرري که به شخص واردآمده است نارواونامتعارف جلوه نکند1».

ب)انواع مسووليت وارتباط آن بامسووليت مدني:
1-مسووليت مدني ومسووليت اخلاقي:براي توضيح مسووليت اخلاقي درابتدابه تعريف اخلاق مي پردازيم«اخلاق اصول وقواعدمشترک انساني است که بشررابه کمال مطلوب مي رساندولازمه ي نيکوکاري
است»براين اساس حقوق واخلاق نقاط مشترک بسياري دارندبسياري ازقواعدحقوقي رنگ اخلاقي

1--کاتوزیان.دکترناصر.وقایع حقوقی.ص13
مسووليت باراخلاقي دارد.درموردارتباط اين دو نهادمي توان گفت که آنگاه که مي گويم«هرکس به ديگري زيان زدبايدزيان وارده راجبران کندواساساًنبايدزياني جبران نشده باقي بماند»درپي بيان يک قاعده اخلاقي هستيم.دراين ميان نمي توان گفت که حقوق اخلاق به گونه اي باهم منطبق هستندکه تفاوتي بايکديگرندارند.دکترکاتوزيان سه تفاوت بنيادي رادرموردمسووليت مدني ومسووليت اخلاقي بيان مي کند،ايشان معتقدندرکن اساسي تحقق مسووليت مدني ضرراست درحالي که درمسووليت اخلاقي به صرف آنکه وجدان شخصي متاثرونادم گشت مسووليت اخلاقي آن فردمحرزاست.يعني هرگاه شخصي کردارياگفتاري بکندکه مغايرباقواعداخلاقي باشدمسوول است هرچندکه عمل وي باعث تحقق هيچ امري درخارج نشده باشد1.1
ديگرآنکه مسووليت اخلاقي جنبه شخصي دارددرحالي که مسووليت مدني جنبه نوعي داردبامعيارهاي کلي.ازلحاظ ضمانت اجرانيزمتفاوت هستند:مسووليت اخلاقي قابل مطالبه ازدادگاه نيست امامسووليت مدني،سبب ايجاددين ميباشدوزيان ديده مي تواندازدادگاه بخواهدفردمرتکب رااجبارکندکه وضع وي رابه حالت اعاده سابق دهد.
فردي که مسووليت اخلاقي دارددرمقابل خدامسوول است اماکسي که مسووليت مدني دارددرمقابل انسان ديگري مسوول است وهمان طورکه دربالانيزگفته شدباتحقق مسووليت اخلاقي لزوماًضرر وجودنداردامامسووليت مدني وقتي محقق مي شودکه ضرري به انسان ديگري واردآمده باشد.
1-یزدانیان،علیرضا،حقوق ومسوولیت مدنی ص30
2- مسووليت مدني وکيفري:
زماني فردي مسووليت کيفري داردکه مرتکب يکي ازجرايمي که درقانون بدان تصريح شده است بشودوفردمسوول مکلف است پاسخگوبه تمامي آثارونتايج ناشي ازعمل مجرمانه خودباشد.درواقع واکنشي که اجتماع نسبت به مجرم يا همان فردي داراي مسووليت کيفري است انجام ميدهد مجازات نام دارد.درموردارتباط اين دونهادبايدگفت درگذشته باهم مختلط بودندودرحال حاضرازهم تفکيک شده اندوبه سبب همين تفکيک تفاوت هايي باهم دارند:درمسوليت مدني هدف جبران خسارت وارده واعاده وضع متضرربه حالت سابق است يعني حفظ حقوق خصوصي افراد،امادرمسووليت کيفري هدف حفظ حقوق عمومي است.براين اساس که مجرم مجازات مي گرددمجازات به عنوان يک واکنش عمومي نسبت به فعل ياترک فعل مجرم.ديگراينکه به گفته دکترکاتوزيان قلمرواين دونوع مسووليت متفاوت است که بگونه اي که پاره اي ازجرايم هستندکه زياني به منافع خصوصي افراد نمي زننديعني جرم واقع شده وخسارت ناشي ازآن همراه بامسووليت مدني نيست مانندجرم  ولگردي ونظايرآن  و برعکس  تعداد  بسياري از مسووليت هاي  مدني نيز وجود  دارند که جرم محسوب نمي گرددمانندمالکي که درملک خودخارج ازحدودمتعارف تصرف کندوازاين امرزياني متوجه همسايه گرددهرچندازلحاظ مدني مسوول است اما ازلحاظ کيفري مجرم نمي باشدوهمچنين ممکن است  تقصيري،هم جرم باشدوهم مسووليت مدني برآن بارشودمانندکلاهبرداري.
موردديگراين است که مسووليت مدني قابل عفونيست مگرازسوي متضرر لذامقامات قضايي نمي توانندجريان دادرسي رامتوقف سازنددرحاليکه درمسووليت کيفري،فردمسوول باوجودشرايطي قابل عفواست وهمچنين جريان دادرسي نيزقابل توقيف ازسوي مقامات قضايي است.مسووليت مدني في الواقع ضمانت اجراي تجاوزبه حقوق ونظم عمومي است وشدت اين مسووليت بستگي داردبه ميزان اختلالي که فردمسوول درجامعه ايجادکرده است اما درمسووليت مدني فقط خسارت جبران مي گرددالبته درهردونوع مسووليت رکن ضرروجوددارددرمسووليت مدني متضررشخص خاص است ودرمسووليت کيفري متضررجامعه مي باشد.منبع مسووليت کيفري قانون است يعني تنهاآنچه که درقانون بعنوان جرم شناخته شده وقابل مجازات است موجب مسووليت کيفري مي شودامادرمسووليت مدني معيارداوري عرف است ولزومي نداردمسوول شناختن کسي درقانون آمده باشد.پس درمسووليت کيفري نيازبه نص خاص قانوني است امادرمسووليت مدني اينگونه نيست وبنابه قاعده کلي که دکتر کاتوزيان مي گويد:«که براخلاق حق ودراثربي مبالاتي وبي احتياطي به ديگري خسارتي واردمي آوردبايدآن راجبران کند».

3-مسووليت قراردادي ومسووليت غيرقراردادي ياقهري:
هرگاه فردي به مسووليت ناشي ازقراردادخودعمل نکندونقض تعهدکندبه حکم قانون مکلف به جبران خسارت عدم انجام تعهداست ومسووليت وي مسووليت قراردادي است وامامسووليت غيرقرادادي که باعنوان ضمان قهري نيزمصطلح است ريشه درتخلف ازتکاليف قانوني دارد.يعني فردتعهدهاي عمومي وقانوني خودرانقص کرده وبه ديگري ضررزده است.


ج)مباني مسووليت مدني:
مبناي مسووليت مدني درطول سالهادچارتحولاتي گرديده است.مانندآنکه سابقاً تکيه برجبران ضرربوده وصرف وجودرابطه بين فعل شخصي وضررکافي بودامابعدهااين مبناموردشک وترديدقرارگرفت وگفتندمسووليت چهره اخلاقي داردودرمسووليت مدني نيزخطاوتقصيربايدوجودداشته باشدبنابراين صرف عمل مادي موجب مسووليت مدني نمي شودبلکه بايدعنصرخطاوتقصيرنيزوجوداشته باشد.اين نظريه درقرن18تاانتهاي قرن19حقوق کشورهايي نظير فرانسه راتحت تاثيرقرارداد.اما پس ازاين تاريخ نظريه خطر شروع به رشدکرده وقاعده فقهي«من له الغنم فعليهالغرم» نيزواردبحث مسووليت مدني شدوبه شرحي که خواهدآمداين نظريه،نظريه تقصيرراازبين نبردبلکه هردونظريه تاحدي تعديل شدند.دراين بخش به تبيين نظريه هايي که مبناي مسووليت مدني راتعيين مي کردمي پردازيم:



1)-نظريه تقصير:
به موجب اين نظريه خسارت تنهادرصورتي مسوول جبران خسارت مي باشدکه مرتکب تقصيري شده باشدوخسارت ايجادشده نيزدرنتيجه همين تقصير بوجودآمده باشديعني بايدبين تقصيرمرتکب وزيان وارده رابطه عليت وسببيت برقرارباشد،تابتوان مرتکب رامسوول جبران خسارت دانست.
برخي حقوقدانان به نظريه مبتني برتقصيرنظريه درون ذاتي نيزمي گويند.امااينکه چه تعبيري ازتقصير مي شدجاي بحث دارد،يعني اينکه اساسا ًملاک ياذابطه تعيين تقصيرچيست؟آيابراي اينکه تشخيص داده شودفردي مرتکب تقصيرشده،تقصيررابايدبامفهوم ومعياري اخلاقي بسنجيم،بدين معني که هرکس کاري کندکه خلاف اخلاق وخارج ازدايره اخلاقيات است مرتکب تقصيرشده ويانه فردي مرتکب تقصيرشده است که رفتارش بارفتارفردي متعارف مغايرباشد؟نکته اينجاست که مفهوم تقصيرنيزدستخوش تحولاتي درطول دوقرن18و19گرديده است.تولدنظريه تقصيرهمراه بااين بودکه ملاک تقصير،سنجش رفتارانسان بامعياراخلاق مي باشدکه اگراخلاق عمل کسي راقابل سرزنش بداندآنفردمسوول است وباوجودرابطه سببيت ميان فعل زيان زننده مقصرباخسارت به بارآمده وي مکلف به جبران خسارت است؛يعني هرکس مسوول خطاهاي خويش است،پس مسووليت مفهومي اخلاقي است.اماامرحائزاهميت دراينکه ما مبناي مسووليت مدني رانظريه تقصيربدانيم دراين است که درزمان قهري يامسووليت قهري تقصيرهميشه برخلاف اصل است وزيان ديده اي که مدعي تقصيرازناحيه زيان زننده است بايدادعاي خودراثابت کند،تازيان دهنده ملزم به جبران خسارت گرددوتاريخ گواه استکه همين مسئله باعث گرديدکه اعتقادات عمومي نسبت به اين نظريه مبنايي سست گردد.درعصري که اين نظريه،مبنناي مسووليت مدني تشکيل مي دادطبقه کارگرومصرف کننده نمي توانست دردعواي جبران خسارت تقصيرکارفرماوتوليد کننده رااثبات کندوانگهي حوادثي رخ مي دادکه درزمره حوادث پيش بيني نشده ي جهان صنعت بود،هيچ کسي تقصيري نداشت وخسارات رادرواقع شيوه نوزندگي بوجود مي آورد.بدين ترتيب جمعي درپناه قانون وازراه مشروع سودهاي سرشارمي بردندوزياني هم نمي پرداختند.اين عيب دردوموردمحسوس تربود:
1.    درموردروابط کارگروکارفرما
2.    درحوادث رانندگي وحمل ونقل
درموردنخست عموماًکارفرماتقصيري نداشت وکارگکردراثربي احتياطي خودياديگران هنگام کار آسيب مي ديد،ولي درمورددوم اثبات تقصيردشواربودوگاه نيزمقصرتوانايي جبران خسارت رانداشت1.  







انجام پایان نامه

، انجام پایان نامه ارشد، انجام پایان نامه، پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

 

سفارش پایان نامه

نقشه