انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

پایان نامه‏ ادبیات

انجام پایان نامه‏ ارشد ادبیات

مختصري در احوال  وآثار نظامي
داستان سراي بزرگ زبان  فارسي ، نظامي گنجه اي در قرن ششم و در شهر گنجه پاي به عرصه وجود گذاشت. نام او الياس، كنيه او ابومحمد و لقب او به گفته برخي نظام الدين و يا جمال الدين ذكر شده است. عوفي در لباب الالاب او را ‹‹ الحكيم الكامل نظامي الگنجه ››  نوشته است. او خود را آيينه غيب مي نامد و داراي دم و ذكر مسيح مي داند.
            در سحر سخن چنان تمامم          كايينه غيب گشت نامم
           شمشير زبانم از فصيحي             دارد دم معجزه مسيحي   
مولد شاعر را تمام تذكره نويسان گنجه دانسته اند و او خود نيز در اشعارش نسبت خود را به گنجه تصريح نموده است.
          نظامي زگنجينه بگشاي گنج           گرفتاري گنجه تا چند چند  
          نظامي كه در گنجه شد شهر بند     مباد از سلام تو نابهره مند
در مورد تاريخ ولادت و وفات او اختلاف نظر بسيار است، اما با استند به اشعار و آثار وي، ولادت او را سال 530 و تاريخ وفاتش را 614 ذكر كرده اند. نظامي در سن 84 سالگي و در شهر گنجه چشم از جهان فرو بسته و در همان مكان به خاك سپرده شده است .به گفته دكتر ذبيح الله صفا در تاريخ ادبيات در ايران، مدفن وي تا اواسط عهد قاجار باقي بوده و بعد از آن روي به ويراني نهاده است كه پس از مدتي بوسيله دولت محلي آذربايجان شوروي مرمت گرديده است.
آنچه نظامي را در تاريخ شعر و ادب فارسي ، شهره عام و خاص ساخته  است، آفريدن خمسه و به تعبيري پنج گنج اوست. وي در نظم داستانهاي مختلف بر بسيارس از شاعران ايران و هندوستان كه از وي و پيروي نموده اند، برتري مسلم دارد و گوي سبقت را از همگان ربوده است. ‹‹نظامي گنجوي علاوه بر اينكه شاعري  زبردست و تواناست، وطن پرستي نام آور نيز به شمار مي رود. اشعاري را كه پيرامون نام مقدس وطن (ايران) سروده، در آثار ارزنده و  فنا ناپذيروي، همچون گوهرهاي درخشان است.
مثنوي اول او مخزن الاسرار نام دارد كه شامل 2260 بيت و در بحر سريع سروده شده و شاعر آنرا بنام فخرالدين بهرامشاه بن داود، پادشاه ارزنگان كه از متابعان قلبح ارسلان، پادشاه سلجوقي آسياي صغير بوده و سال 622 در گذشته است، ناميده، اين منظومه اندكي قبل از 40 سالگي نظامي در سال 570 سروده شده است . و از امهات مثنويهاي زبان فارسي و شامل بيست مقاله در موعظه و حكمت است .
مثنوي دوم وي، خسرو و شيرين نام دارد كه نظامي آنرا در سال 576 به پايان برده و شامل 6500 بيت در بحر مفرح مسدس متصور است و به اتابك شمس الدين محمد، جهان پهلوان بن ايلدگز تقديم شده است.
مثنوي سوم، منظومه ليلي و مجنون است كه نظامي آنرا در سال 584 در 4700 بيت و بنام شروانشاهد ابوالمظفر اختان بن منوچهر ساخته است.
مثنوي ديگر بهرامنامه يا هفت گنبد است كه شاعر در سال 593 بنام علاء الدين كرپ ارسلان، پادشاه مراغه در 5136 بيت ساخته و در خصوص داستان بهرام گور كه از قصه هاي معروف دوره ساساني است ، سروده شده است.
آخرين مثنوي از خمسه نظامي، اسكندرنامه است كه ا ز دو بخش شرفنامه و اقبالنامه تشكيل شده و در 10500 بيت و بنام اتابك اعظم نصره الدين ابوبكر بن محمد جهان پهلوان قلم خورده است. نظامي در نظم اين داستان قصه تقليد از فردوسي را داشت، اما با وجود همه استادي و توانائي خويش، نتوانست با آن شاعر چيره دست برابري كند.
وي علاوه بر خمسه ، ديواني حدود 20 هزار بيت سروده است كه در حال حاضر، تنها مقداري از آن در دست مي باشد. نظامي در خانواده اي مرفه بدنيا آمده و از بررسي آثار و انديشه هاي او معلوم مي شود كه دوران نوجواني را به آموختن قرآنو علوم ديني سپري كرده و به دانش هاي عقلي و نقلي زمان خود دست يافته است. وي در علوم زمان  خود مطالعه داشته و به بسياري از دانشهاي روز خود مسلط بوده و همين تسلط و وسعت معلومات وي سبب آن گرديده تا نام حكيم نظامي را بر وي نهند. ‹‹ باري نظامي تركيبي است از بنوغي عالي، شخصيتي معصوم، مايل به حكمت نظريو عملي و با معلومات فراوان و تفاهم اجتماعي با بيان قوي و تصاوير شعري بديع.››  
 اين داستان سراي پارسي گوي داراي خلق و خويي ويژه است كه او را از ديگر شاعران معاصرش و حتي شاعران قبل و بعد از خودش ممتاز مي سازد او مردي گوشه گير و خلوت نشين است كه از نشست و برخاست با همگان پرهيز داشته و از حضور در مجلس وزيران و اميران سرباز مي زند. اما اين گوشه نشيني بدان معني نيست كه ديگران او را نمي پذيرند و خاطر او را گرامي نمي دارند، بلكه از آن جهت است كه روح و جانش پذيراي اين نوع زندگي نيست.
              توانم در زهد بردوختن                     به بزم آمدن مجلس افروختن
             وليكن درخت من از گوشه رست       زجا گر بجنبد وشد بيخ سست
            چهله چهل گشت و خلوت هزار           به بزم آمدن دور باشد زكار  
‹‹ زبان شعر و سبك سخن سرايي نظامي ››
از مهمترين ويژگي در زبان و سبك شعر نظامي ، ابتكار و نوآوري وي مي باشد سرودن پنج مثنوي در پنج بحر مختلف باعث آن گرديد تا شاعران بزرگ از او تقليد نموده و به خمسه سرايي بپردازند. سبك شعر نظامي و معاصران او را حد فاصل دو سبك خراساني و عراقي دانسته اند ‹‹ اگر تقسيم شعر فارسي را به سه سبك يا مكتب (خراساني،عراقي،هندي) بپذيريم، مي توان گفت كه مشخصات مكتب عراقي در شعر او بارزتر است.››  
نظامي از جمله شاعراني است كه در اشعار خود، زندگي عامه مردم را به تصوير كشيده و آيينه تمام نماي اخلاق و عادات مردم زمان خود شده است. شعر وي نشان دهنده طبقات مختلف اجتماع است و آميخته اي است از خوبي و بدي، زشتي و زيبايي. او در خلق تصاوير خود سعي نموده است با بياني ساده و عادي و قابل فهم براي عموم به ذكر حوادث و عادات اجتماعي و نيز كاستي ها و نازيباييهاي رايج عصر خود بپرازد.
در طبقه بندي شاعران مي توان به دو گروه اشاره نمود: الف) پيروان اصالت هنر 2) پيروان اصالت انديشه گروه نخست براي بيان حرف دل خود به صورتي جدي كوشيده اند ، هر پيامي را در پرده شكلهاي خيالي بپوشانند و حتي الامكان شكل و رنگ تازه اي به نقش خود بدهند و در اين ابداع و حتي آفرينش، نظري عميق و سنجيده به موازين منطقي بيان قرآن داشته اند. از سرآمدن اين گروه مي توان امثال انوري، نظامي گنجه اي ،خاقاني، حافظ و صائب را نام برد و گروه ديگر يعني پيروان اصالت انديشه در قيد و بند جدي مسائل نبوده اند و بيان انديشه براي ايشان برتر ازشكل خيالي و در مرحله نخستين اهميت بوده است. باالطبع اكثر ايشان از ابواب بيان آگاه بوده اند از ايشان هستند امثال مولانا، فردوسي،سعدي و ...  
پيروان اصالت هنر مي كوشند تا هر كلمه و كلامي و حادثه اي را در جامعه هنر عرضه دارند و نظامي گنجه اي در هر پنج گنج مي كوشد تا به زبان هنر سخن بگويد.از وي به عنوان يكي از پيشروان اصالت هنر ياد شده و نظامي سخن خود را عراقي مي خواند و از سحر سخن خويش آگاه است. او توانسته  است با تصوير سازي هاي بي نظير و با در هم آميختن عرفان و حكمت و شرع، 5 منظومه جاوداني از خود بر جاي گذارد. شعر نظامي و خاقاني را از لحاظ بكارگيري تركيبات نو و بديع و لغات عربي فراوان و نيز افكار بسيار دقيق و باريك و اصرار در آوردن مضامين جديد و نو در يك طراز دانسته اند. ‹‹ ايرادي كه بعضي از ناقدان بر كلام خاقاني يا نظامي وارد مي كنند و برخي از تركيبات و يا تعبيرات آنانرا غلط يا نارسا مي پندارند به كلي باطل است، زيرا آنان كه با  لهجه دري آشنايي يافته اند. مي خواهند شعر شعراي آذربايجان را كه با لهجه آذري خو گرف ته و طبعا هنگام شاعري مغلوب عادت خود بوده اند، از ديده يك تن از ايرانيان خراسان يا ماوراء النهر ببيند و تحليل و تجزيه كنند و حال آنكه براي فهميدن فكر و سخن نظامي و خاقاني اول بايد لهجه آذري قديم و محيط معنوي آذربايجان آن روز را شناخت و آنگاه درباره اشعار اين دو استاد بزرگ اظهار عقيده كرد.››  
نظامي در رعايت مناسبت هاي لفظي و معنوي، گاه چنان چيره دستي از خود نشان مي دهد كه خواننده را به حيرت وا مي دارد. در آثار او معاني بلند به بيان هنري در مي آيند و اين بيان گاه به واسطه تزاحم و تراكم صور خيال و نيز ايجاز و معلومات فراوان به دشواري و پيچيدگي مي انجامد بيان مضامين و افكار در آثار و سروده هاي نظامي يكدست نيست و به راحتي مي توان با مقايسه مخزن الاسرار و اسكندرنامه، به اين تفاوت پي برد قوه ايجاد و ابتكار نظامي و هم چنين نيروي تخيل او شگفت انگيز و به درجه اي است كه در جاي جاي آثار ، خود را به صورت محسوس آشكار مي نمايد.
نظامي در انتخاب الفاظ و كلمات مناسب و ايجاد تركيبات خاص تازه و ابداع و اختراع معاني و مضامين نو و دلپسند، در هر مورد و تصوير جزئيات و نيروي تخيل و دقت در وصف و ايجاتد مناظر بديع و توصيف طبيعت و اشخاص،در شمار كساني است كه بعد از خود نظيري نيافته است. وي انديشه و خيال را در سايه فضيلت و تقوي با خوش ذوقي مي آميزد و سخني وضيع و بليغ ارائه مي دهد كه سرشار از لطف و تازگي است اين شاعر بنا به اقتضاي زمان خود از علوم واطلاعات مختلف در اشعار خود استفاده كرده كه گاه اين اصطلاحات علمي آنچنان باعث پيچيدگي و دشواري در اشعار وي شده كه جز با شرح و توضيح نمي توان به معني آن  دست پيدا نمود .
‹‹ ليكن حق در آن است كه بگوييم اين شاع سليم الفطره، دقيق النظر دار عين مبالغه در استفاده از اطلاعات ادبي و علمي خود و يا  افراط در تخيل و مبادله در ايجاد تركيبات نو، ملاحتي در سخن و لطافتي در بيان و علوي در معاني دارد كه اين  نقص و نقائصي از آن قبيل را به كلي از نظر خواننده پنهان مي سازد.››  
بعضي از تصاوير بصورت يك الگوي تكرار از نظر لفظ و معني در اشعار استفاده ميشود كه نشان دهنده كشش جبري و دروني شاعر به آن است و ممكن است علت آن سهل الوصول بودن و يا سهولت دسترسي شاعر به آن باشد. از جمله اين موارد بسيار در اشعار وي بكار رفته كه پس از بحث و بررسي هر موضوع كه در ادامه رساله ذكر مي گردد تكرار آنها به صورت آشكار ديده ميشود مانند تكرار تشبيه قهرمان به حيواناتي نظير شير و پيل و جانوراني اسطوره اي نظير اژدها.
بعضي ديگر از تصاوير معني يكسان داشته و براي نشان دادن يك مفهوم، تصاوير متعددي ارائه شده است. و بعضي ديگر از تعبيرات، تجانس صوتي داشته كه  اين باعث ايجاد يك نوع تداعي شنونده شده و برخي از تصاوير متناسب را ايجاد مي كند. مثل روان به معني جاري و روان به معني جان.
از ديگر خصوصيات شعري آثار نظامي،تعدد تصاوير و نيز تضاعف تصاوير است منظور از تعدد تصاوير، آوردن چند تشبيه يا استعاره است كه مربوط به شخص يا شي واحد نباشد. ولي بيت يا مصرع را انباشته از تصوير كند. مراد از تضاعف تصاوير نيز آن است كه شاعر در يك بيت يا مصرع به خلق و استعمال چند تشبيه و استعاره، حتي اسطوره و سمبل براي يك امر يا شخص معين بپردازد در اشعار او، گاهي اوصاف و تصاوير متعدد در هم مي آميزند و گاه نيز برخي مجازها يا اوصاف و تصاوير از نظر معني تاكيد قسمت قبلي هستند.
اسكندر نامه، اثري حماسي است اما به دليل اينكه نظامي توجه بسياري به استعارات و تشبيهات معطوف داشته، از عنصر مبالغه كه نيرومندترين عنصر خيال شاعرانه است، به دور مانده و كارش ارزش حماسي چنداني در برابر اثر گرانمايه و ماندگار فر دوسي ندارد.
نظامي از آن دسته از شاعراني است كه بايد او را در شمار اركان شعر فارسي و از استادان مسلم اين زبان دانست و از آن سخنگوياني است كه مانند فردوسي و سعدي توانست به ايجاد يا تكميل سبك خاصي دست پيدا نمايد.
اسكندر و سابقه تاريخي اسكندر نامه ها
اسكندر كبير از جهانگيران مشهور عالم است كه به علت پيروزي هايي كه ضمن لشكر كشي هايش به مشرق و مغرب نصيب او مي شود، داستانهايي همراه با دلاوري ها و خوارق عاداتي را از خود باقي مي گذارد و قدرت  خيال قصه پردازان نيز بتدريج از او چهره اي اسطوره اي حماسي پديد مي آورد. مسئله اي كه اذهان مورخان و ادبيان را به خود مشغول كرده، اين است كه آيا تناسبي بين اسكندر و ذوالقزنين وجود دارد. قصه ذوالقرنين در قرآن كريم در سوره مباركه كهف آمده است. او در قرآن به كرامت ‹‹ قلنا يا ذا القرنين››  مكرم گشته و همانگونه كه رسم قرآن مجيد است، از نام و نسب و تاريخ ولادت و زندگي او در قرآن كريم مطرح نيست. اما اينگونه استنباط مي شود كه او فردي متدين و خداپرست بوده و خدا.وند دانشهاي زيادي به او اعطا نموده است.
‹‹ وي سه سفر مهم به انجام رسانده است: به مغرب رفته و جايگاه غروب خورشيد را ديده است، به مشرق رفته و جايگاه بر آمدن خورشيد را مشاهده كرده و به محل ديگر رفته و در ميان دو كوه، بنا به درخواست جماعتي و براي پيشگيري از حمله و هجوم جماعتي ديگر (ياجوج و ماجوج) سدي ساخته و آرا رحمت رب اعلام داشته است.››  
بر اساس آيات قرآن كريم، نفسيرهاي ناهماهنگ بسياري از مفسران بر مشكل شناسائي ذوالقرنين افزوده است در تفاسير الكشاف عن حقايق التنزيل جارالله زمحشري ، مجمع فضل بن حسن طبرسي،  تفسير كبير امام فخررازي  و الميزان في تفسير القرآن علامه طباطبائي  از او به فرشته و موجودي آسماني كه خداوند او را به زمين فرستاده اسشت ياد شده و زماني نيز مقام پيامبري دارد. در تفسير كشف الاسرار  اثر ميبدي از قول جماعتي گفته شده ‹‹ پيامبر بود اما نه مرسل و اين قول به صحت و وثواب نزديك است›› پاره اي از تفاسير پس از مطابقت ذوالقرنين با  اسكندر مقدوني به شرح جنگهاي او اب دارا وكيدهندي و فورهندي نيز پرداخته اند و بالاتفاق به ساختن سد ياجوج و ماجوج و رفتن او به سوي آب حيات به  همراه حضرت خضر اشاره دارند.  
اسكندر در آثار مورخان اسلامي، تلفيقي از نظر مفسران قرآن و تاريخ داستاني ايران رايج آن زمان بوده و اسكندر رومي، اسكندر بن قيصر، اسكندر ذوالقرنين و اسكندر بن فيلفوس نام گرفته است.
‹ نام اصلي اين پادشاه، الكساندر  و به ترتيب تاريخي در ميان پادشاهان مقدونيه اسكندر سوم است.  پدرش فيليپ دوم، پادشاه مقدونيه و مادرش المپياس وتولدش در شهر پلا در ماه ژوئيه به سال 356 ق . م بود››
فيلپ دوم، پدر اسكندر توجه مخصوصي به تربيت فرزندش داشت، لذا ارسطو، فيلسوف معروف يونان را به معلمي او گماشت و علاقه استاد و شاگرد تا جايي ادامه يافت كه اسكندر پس از اينكه براريكه سلطنت نشست، او را به وزارت خود برگزيد. اسكندر در سن بيست سالگي در مقدونيه به سلطنت رسيد و پيروزي ها و فتوحات او در ايران بزرگ و انقراض امپراتوري عظيم هخامنشي و نيز غلبه او بر كشورهاي ديگر و جهانگشايي او، اسكندر را بيش از پيش به اوج شهرت رسانيد‹‹ وي خود را از نژاد ژوپيتر، خداي بزرگ يونان و روم مي دانست و ميل داشت ، او را مافوق بشر و زاده خدا بدانند››  و از زماني كه از جانب كاهن معبد آمون به عنوان پسر خدا خطاب شد بر عقيده خود راسختر گرديد و تصميم بر آن گرفت تا وي را بپرستند.‹ بعضي ها او را اصلا ايراني دانستند و فرزند صحيح النسب كيخسرو هخامنشي و فرزند حقيقي داراي دارايان، نه پسر فليپ››  
دكتر حسين الهي در كتاب ‹اسكندر مقدوني ،بچه تباه تاريخ› زندگي نامه كامل اسكندر و القاب و عناوين او را بطور مشروح بيان كرده و با ذكر جنايات وحشيانه اسكندر، از روي چهره حقيقي او پرده برداشته و مي گويد : ‹ در حالي كه اسكندر در اثر غرور ناشي از فتوحات درخشان و پيروزي بر اقوامي كه از حيث عدد، بي نهايت بر قواي او برتري داشتند، مقياس درست را براي سنجيدن و تحميل جنبشها و اتفاقاتي كه در كشورش روي مي داد، از دست داده بود و به اين جنايت ها دست مي زد و خوي وحشيانه مادر كه در نهادش نهفته بود، زبانه مي كشيد وتزويز چند رنگي پدر در او خودي نشان مي داد وتعليم معلم او را به قهري  و سروري استثنائي هدايت مي كرد،با وجود اين برخي سخت كوشيده اند، او را همچون مظهر آزادي و دموكراسي يونان در برابر بيدادگري و خود كامكي مشرق به حساب آوردند و پايگاه او را بر افراشته اند ،اكنون در مقابل اين ميل جنايات و تبهكاريهاي او چه مي توانند بگويند و چگونه آنها را توجيه نمايند.››  
داستان اسكندر ،از ديرباز با آنكه اساس تاريخي معيني دارد ،با خرافات و افسانه هاي عجيبي همراه گرديده است. علاقه عمومي ايرانيان به اين داستان تا حدي بود كه حتي فردوسي در نظم شاهنامه خود نتوانست از آن چشم پوشي كند و تعدادي از افسانه هاي رايج را درون داستان خود جاي داد. داستان اسكندر در شاهنامه فردوسي به چگونگي تولد اسكندر و پادشاهي و جانشيني او بجاي فيلتوس و نيز اختلاف او بادار او جنگها كشور گشايي هاي او اشاره دارد، اما بعد از لشگر كشي به هند، داستان از نظر آوردن مناطق جغرافيايي هماهنگ و پريشان ميشود، چرا كه فردوسي، اينگونه به ادامه داستان مي پردازد كه : اسكندر پس از تسخير هند به بيت الله الحرام آمد و قبيله خزاعه را تار و مار كرد و حكومت آن ناحيه را به اولاد اسماعيل (ع) داد و پس از زيارت حرم به جده شتافت و از طريق جده روي به مصر آورده و به اندلس و سپس به حبشه رفت و بعد از آن به مغرب لشگر كشيد و به سوي چشمه آب حيوان رفت و دوباره به چين برگشت و آنگاه قصد روم كرد و در راه بابل بيمار شد و درگذشت و او را به آيين در تابوت نهادند و به سوي اسكندريه بردند .
پس از فردوسي نظامي گنجه اي مثنوي پنجم خود را با نام اسكندرنامه كه در حقيقت ، در ادامه كار فردوسي سروده شده است به رشته نظم درآورد. اين كتاب از دو قسمت شرفنامه و اقبالنامه تشكيل شده و بنام ممدوح معاصر شاعر، اتابك اعظم، نصره الدين ابوبكر بن محمد جهان پهلوان از اتابكان آذربايجان قلم خورده است.








انجام پایان نامه

، انجام پایان نامه ارشد، انجام پایان نامه، پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

 دانلود مقاله | انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه