انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

پایان نامه‏ کامپیوتر

انجام پایان نامه‏ ارشد کامپیوتر

مقدمه
IT براي اداره كردن تبادلات،  اطلاعات و دانش مورد نياز براي شروع و ادامه فعاليتهاي اجتماعي و اقتصادي لازم و ضروري است. اين فعاليتها تمامي نهادهايي كه بطور يكپارچه با يكديگر فعاليت مي‌كنند را در بر مي‌گيرد براي اينكه موفق باشند. در بسياري از سازمانها، IT براي پشتيباني، حفظ و نگهداري و رشد تجارت، اساسي است.
زمانيكه بسياري از سازمانها تشخيص دادند و درك كردند مزاياي بالقوه‌اي را كه تكنولوژي مي‌تواند داشته باشد، يكي از سازمانهاي موفق، ريسك‌هاي موبوط به اجراي تكنولوژي‌هاي جديد را شناسايي و مديريت كرد. در اين ميان چالشهاي سازمان عبارتند از :
تطابق استراتژي IT با استراتژي تجارت.
تنظيم و ايجاد استراتژي و اهداف در داخل سازمان
ايجاد ساختارهاي سازماني كه اجرا و پياده سازي اهداف و استراتژي را تسهيل مي‌كند.
تكيه بر يك چارچوب كنترل IT براي ارزيابي عملكرد IT تاييد و بكار برده شود.
وجود معيارهاي اندازه‌گيري به موقع و موثر نشان مي‌دهد كه بدليل وجود نگرانيهاي مديريت ارشد، لايه‌هاي نظارت و مديرت يك سازمان لازم است توسعه داده نشود. بنابراين، هيئت مديره و مديريت اجرايي بايد مديرت را كه قبلا در سراسر سازمان براي IT از طريق يك چارچوب مديريتي موثر IT اجرا نشده، توسعه دهند كه اين چارچوب، تعيين استراتژي سازمان ارزيابي عملكرد، مديريت ريسك، انتقال ارزش
(كسب اعتبار سازمان از طريق اجرا و مديريت IT) و مديريت منابع را در برمي‌گيرد. مديريت IT و بكارگيري موثر يك چارچوب مديريت IT، مسئوليت هيئت‌مديره و مديران اجرايي مي‌باشد. مديريت IT يك پخش جدايي ناپذير مديريت سازمان است و شامل ساختارهاي سازماني و رهبري و فرايندها مي‌باشد براي اينكه اطمينان حاصل نمايد از اينكه IT سازمان استراتژي‌‌هاي و اهداف سازمان را پشتيباني مي‌كند و توسعه مي‌دهد. يك چارچوب مديريت IT مثل COBIT مي‌تواند عنصر مهمي براي اطمينان يافتن از مديريت و كنترل مناسب تمامي اطلاعات و سيستم‌هايي كه اطلاعات را ايجاد، ذخيره، كنترل و بازيابي مي‌كند.
اهداف مديريت IT
اهداف كلي فعاليتهاي مديريت IT درك مباحث IT و اهميت استراتژيك IT براي اطمينان يافتن از اينكه سازمان مي‌تواند عملياتش را حفظ كند و ادامه دهد و مي‌تواند استراتژي‌هاي مورد نياز براي توسعه فعاليت‌‌‌‌‌‌‌هايش درآينده را اجرا نمايد. فعاليتهاي مديريت IT در جهت اطمينان يافتن از اينكه به انتظارات و پيش‌بيني هاي در نظر گرفته شده براي IT نائل شده است، عملكرد IT ارزيابي شده است، منابع آن مديريت شده است و ريسك‌هاي آن كاهش يافته است، انجام مي‌گيرد.
چه كساني در مديريت IT درگير هستند؟
مديريت IT در لايه‌هاي مختلفي اتفاق مي‌افتد. سرپرستان تيم گزارشاتي را به مديران مي‌دهند و دستورالعمل‌هايي از آنها دريافت مي‌كنند، مديران گزارشات را به مديران اجرايي مي‌دهند و مديران اجرايي گزارشات لازمه را به هيئت‌مديره مي‌دهند. گزارش دهي شامل توصيف تمام فعاليت‌هايي است كه علائمي از انحراف از اهداف مشخص شده را نشان مي‌دهد. هر سطحي، وقتيكه اين انحراف را گزارش مي‌دهد اين گزارشات مي‌بايست شامل پيشنهاداتي براي اقدام براي رفع انحرافات نيز باشد.كه مي‌بايست اين پيشنهادات توسط بالايي مديريتي تاييد گردد. اثر بخشي اين شيوه لايه‌اي به تنظيم و ايجاد موفق اهداف و استراتژي در سازمان وابسته است.
ذي‌نفعان، همچنين نقشي را در مديريت IT بازي مي‌كنند. در قلب مسئوليتهاي مديريت شامل تنظيم استراتژي- اداره كردن ريسك‌ها، تخصيص منابع، انتقال ارزش و ارزيابي عملكرد، ذي‌نفعان ارزشمند هستند كه سازمان و استراتژي IT را حركت و انتقال دهند. حفظ تجارت رايج و رشد مدلهاي تجاري جديد از انتظارات ذي‌نفعان مي‌باشد كه با مديريت كافي زيرساخت‌هاي IT  سازمان مي‌توانند بدست آيد.
فرآيند مديريت IT
فرايند مديريت IT با تنظيم اهداف براي IT سازمان و ايجاد مسير اوليه آغاز مي‌گردد. سپس يك حلقه پيوسته ايجاد شده است. عملكرد ارزيابي نشده و با اهداف مقايسه شده است، در نتيجه تعيين مجدد فعاليتها در جائيكه لازم باشد و تغيير اهداف در جائيكه مناسب باشد، انجام مي‌گردد. از آنجاييكه تعيين اهداف اصولاً مسئوليت هيئت‌‌مديره است و عملكرد توسط مديريت ارزيابي مي‌گردد، بديهي است كه عملكرد مي‌بايست هماهنگ با اهدافي كه قابل دستيابي هستند توسعه داده شود و اين عملكرد ارزيابي گردد براي اينكه اهداف را به درستي ارائه نمايد.
برا اساس دستورالعمل دريافت شده، فعاليت IT نياز دارد كه روي تحقق بخشيدن مزايا، با افزايش اتوماسيون و اثر بخش‌تر شدن سازمان و كاهش هزينه‌ها و كارامدتر شدن سازمان و كنترل ريسك‌ها (امنيت، قابليت اطمينان و مطلوبيت)، تمركز كند. چاچوب مديريت IT بصورت زير مي‌تواند كامل شود.
هدف از ايجاد مديريت IT
هدف از ايجاد مديريت IT هدايت تلاشهاي IT است براي اطمينان يافتن از اينكه عملكرد IT مي‌تواند به اهداف زير دست يابد:
IT هماهنگ با سازمان باشد و مزاياي وعده داده شده تحقق يابد.
IT سازمان را براي استفاده كردن از فرصت‌ها و حداكثر نمودن مزايا، توانا سازد.
منابع IT به طور مناسب بكار گرفته شود.
ريسك‌هاي مرتبط با IT بطور مناسب كنترل شود.
مطالب فوق مروري بر مديريت IT بود كه براي آشنايي خواننده با موضوع طرح شده است. در اين پروژه ابتدا وضعيت سازمانهاي IT را بررسي مي‌كنيم و سپس بطور عميق‌تر مفاهيم مديريت IT مطرح شده است. در فصل بعد مطالب مطالعات موردي در اين زمينه براي درك بهتر مطالب ذكر شده و بعد نحوه اجرا و پياده سازي مديريت IT توضيح داده شده است و در آخر هم چگونگي مميزي مديريت IT به تفصيل بيان شده است.
وضعيت سازمان IT در قرن 21
«حركت به سمت فرايندگرايي»
وقتيكه ما حركت مي‌كنيم به سمت هزار سال بعد، ديد مديريت شركت روي فرايندها و قابليت‌هاي اصلي شركت متمركز مي‌شود. فناوري اطلاعات يك عامل توانايي مهم براي اين ابتكارات مي‌باشد. براي مثال، محرك رايج اجرا و پياده‌سازي راه‌حل‌هاي ERP معمولاً تمايل به استاندارد كردن و يكپارچه سازي فرايندهاي سازماني مي‌باشد.
دانش و آموزش سازماني معمولاً در ابتكارات جديد شامل IT جديد در شكل‌گيري اينترنت، ابزار گروهي، ابزارهاي داده كاوي و سيستم‌هاي پشتيباني عملكرد، سهيم هستند. و تجارت الكترونيك نمونه‌اي بر مبناي IT مي‌باشد كه الگوهاي تجاري جديدي را ايجاد مي‌كند. [1]
سازمانهايي كه مي‌كوشند كه تمركز روي مشتري داشته باشند بيشتر فرايندگرا هستند آن‌ها ممكن است شكل‌هاي ساختاري مختلف مثل عملياتي، ماتريسي و يكپارچه را در نظر بگيرند و ممكن است كه به مكانيزم‌هاي مختلف مديريتي براي انجام دادن فعاليت‌ها به خاطر پاسخگويي سريعتر به خواسته‌هاي مشتري، تكيه كنند. اطلاعات و فناوري اطلاعات، براي توانمند كردن فرايندهاي بين بخشي، اهميت دارد، اما نقش واحد IT در پشتيباني شركت‌هاي فرايند گرا واضح نيست. ما مي‌دانيم كه سازمان‌هاي IT فعلي شكل‌هاي مختلف ساختاري‌شان را شامل متمركز، غير متمركز، فدرال (متحد) و مركب نشان داده‌اند. ما همچنين مي‌دانيم مديران IT مكانيزم‌هايي را براي ايجاد سرمايه‌هاي و داراش استراتژيك IT و قابليت‌هاي اصلي IT با ما سهيم شدند در مورد اينكه چطور آنها در حال تغيير و رشد سازمان‌هايشان هستند به روشهايي كه به آنها اجازه مي‌دهد ياد بگيرند كه چگونه شركت‌هاي فرايند‌گرا را پشتيباني نمايند.
در اين گزارش تحقيقاتي ما يك ديد كلي در مورد اينكه سازمان IT فردا چگونه خواهد بود، را بر اساس چشم انداز و ديدگاه 12 نفر از خبررسانانمان ارائه نموده‌ايم. ما با شرح تعدادي از انحرافات مهم سازماني شروع كرده‌ايم و سپس چهار فرايند اصلي IT و شش اصول IT را كه براي نقش جديد IT لازم و ضروري است را نشان داده‌ايم.
1 – 1 شركا و روش‌ها
ما مطالعاتمان را با تهيه ليست كوتاهي از شركت‌هايي شروع كرديم كه مديران ارشد آنها را مي‌شناختيم كه در حال تلاش براي توسعه يك سازمان فرايند گراتر بودند. در بين تمامي آن شركت‌ها فقط يكي از آنها سيستم ERP را اجرا كرده بود و بقيه در جريان فرايند پياده سازي سيستم ERP بودند. تمام 12 شركت دراري سهم يكساني هستند شعبه اصلي شركت‌هاي توليدي در آمريكا مي‌باشد. در صنايع زير در حال رقابت هستند:
مصرف كننده و مراتب بهداشتي     4
فرايند شيميايي            4
تكنولوژي                 4
ساير موارد                 1
9 نفر از خبررسانمان CIO هاي شركت بودند و سه نفر از آنها كساني بودند كه گزارشات CIOهاي شركت مي‌كردند، دوتا از مصاحبه‌ها بوسيله دو نفر از بازرسان از طريق سايت انتقال داده شد و ده‌تاي ديگر از طريق تلفن توسط دو تن از محققين انتقال داده شد. يك صفحه شامل سوالاتي عمومي از علايق هر شريك مبتلا تهيه شده بود. اين برگه الگوي ثابتي از سوالات را براي تمامي شركا ايجاد مي‌كند. هر مصاحبه تقريباً به مدت يك ساعت طول كشيد.
 گزارشات تهيه شده بصورت زير سازماندهي شده‌اند. اول سه تا از الزامات سازماني براي نقش جديد IT در سازمان‌هاي فرايندگرا در نمونه‌مان، بطور خلاصه شرح داده‌ايم. سپس ما يافته‌هاي جمع‌آوري شده براي فرايندهاي اصلي IT و اصول IT را ارائه كرده‌ايم كه ما فكر مي‌كنيم تشكيلات و ساختار IT در شركت‌هاي فرايندگرا مشخص خواهد شد. سپس ما در مورد برخي چالش‌ها براي تغيير و تكامل در اين نوع جديد سازمان IT همراه با برخي اقدامات براي دست يافتن به آنها، بحث مي‌كنيم ما برداشت‌هايمان را به آنچه كه در مورد سازمان IT فردا آموخته‌ايم نزديك مي‌كنيم.
2 – 1 الزامات سازماني براي نقش جديد IT
همانطوركه انتظار مي‌رفت، 12 شركت فرايند گرا در مطالعاتمان همگي با محيط‌هاي تجاري رقابتي و ديناميك مواجه شدند، با تعمدات تجاري براي افزايش ميزان پاسخگويي به مشتري همزمان با دستيافتن به وضعيتي كه از نظر هزينه‌اي كارامدتر باشد. آنچه كه مورد توجه قرار گرفت فشاري بود كه براي ايجاد راه‌حل‌هاي بهبود وجود داشت كه محصولاتي از واحدهاي تجاري چندگانه و وجود شكل پايداري براي مشترياآن‌ها در منجر مي‌شود. سه‌تا از الزامات سازماني براي ثبت محرك‌هاي مهم‌تر براي نقش جديد IT به شرح زير مي‌باشد.
I1. افزايش يكپارچگي و استاندارد كردن فرايندها:
يكپارچه سازي موثر فرايند بين بخشي، براي كاهش مدت زمان انجام فرايند و افزايش ميزان پاسخگويي به مشتريان بسيار مورد توجه قرار گرفته است. تمامي شركت‌ها در نمونه‌مان روي مجموعه كوچكي از فرايندهاي بين بخشي تمركز داشتند. اگر چه اين فرايندها در بين شركت‌ها متفاوت بودند، برخي از انواع اين فرايند عبارتند از: (a در دست گرفتن بازار (b خدمت دهي به مشتري (c مديريت مواد اوليه (d توسعه محصول (e تامين تقاضاي مشتري و (f مديريت درآمد. بسياري از شركت‌ها در نمونه‌مان اختلافات و تمايزات جغرافيايي و عملياتي را تاييد نكردند كه بخشي از تاريخچه ساختاري‌شان بودند براي تمركز روي آنچه كه يك شركت ميان كرده «فقط يك نفر با مشتري روبرو مي‌شود و فقط يك نگره به مشتري وجود دارد.» انجام سفارش و جستجوي منابع مواد اوليه متداول‌ترين فرايندهاي بخشي بودند. اهميت استراتژيك اين فرايندها، اهميت IT را به عنوان يك عامل توانمند سار يكپارچه افزايش داده بود. بطور متداول، فرايندهاي استاندارد انتظار مي‌رفت كه بازسازيهاي سريعتر تجاري را قادر سازد.
I2. افزايش جهاني شدن (عموميت):
اگر چه تمام 12 شركت حضور جهاني در بسياري ارسال‌ها داشتند، آن‌ها مي‌كوشيدند كه در فرايندهايشان جهاني عام‌تر باشند. آن فرايندهايي كه آن‌ها مي‌خواستند انجام دهند تا جهاني عام كنند، تا حدودي مدل فرايند جهاني و عامي بود، كه شركت آن را دنبال مي‌كرد و تا حدودي هم بهبودهاي منطقه‌اي بود كه در سراسر نمونه متحمل تغييراتي شد. براي مثال انجام سفارش يك فرايند جهاني و عام در نظر گرفته شد در حاليكه شركت‌هاي مصرف كننده و برخي ديگر جايگاه محلي خود را براي فعاليت‌هاي بازاريابي و فروش‌شان حفظ كردند.
T3. بازسازي و تغييرات كلي تجارت:
بهم پيوستن چند شركت و فراگيري مي‌تواند تغييرات چشمگيري را به مدل تجاري شركت تحميل كند و حداقل نيمي از نمونه‌هاي ما اخيرا اين ضربات ناگهاني را تجربه كردند. بسياري از شركت‌ها اهداف رشد و تكامل داشتند كه تنها با تركيب و فراگيري فعاليت‌ها مي‌توانست بدست‌ آيد. در شركت‌هاي ديگر، تغيير شرايط بازار و فرصت‌هاي IT جديد منجر هماهنگ سازي مجدد سازماني شده بود. كليه 12 شركت روشهايي را براي سازگاري پيدا كردن سريع با تغييرات تجاري‌شان جستجو مي‌كردند.








انجام پایان نامه

انجام پایان نامه کامپیوتر، انجام پایان نامه ارشد کامپیوتر، انجام پایان نامه، پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

 دانلود مقاله | انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه