انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

پایان نامه‏ کامپیوتر

انجام پایان نامه‏ ارشد کامپیوتر

 مقدمه
جهاني سازي و تغييرات فناوري، فرايندهايي كه در پانزده سال اخير سرعت يافته اند، باعث ايجاد يك اقتصاد جديد جهاني شده اند كه با فناوري تقويت شده و  سوخت (انرژي) آن بوسيله اطلاعات تامين و با دانش رانده مي شود. ضرورت اين اقتصاد جهاني مستلزم نوع و هدف موسسات آموزشي است. از آنجاييكه روند كنوني به سوي كاهش  اطلاعات ناقص  و دسترسي به اطلاعات صحيح رو به رشد است، مدارس ديگر نمي توانند شاهد صرف زمان براي انتقال يك مجموعه اطلاعات تجويز شده از معلم به دانش آموز در طي يك مقطع ثابت زماني باشند، بلكه مدارس بايد فرهنگ "آموزش براي يادگيري" را ترويج دهند. بعنوان مثال فراگيري دانش و مهارتهايي كه آموزش مستمر را درطول حيات فرد ممكن مي سازند.طبق گفته آلوين تافلر بي سواد قرن 21،كساني نخواهند بود كه خواندن ونوشتن نمي دانند بلكه كساني هستند
كه نتوانند يادبگيرند يا ياد دهند.
نگراني در مورد كيفيت و  روش آموزشي با ضرورت توسعه فرصتهاي آموزشي آنهايي كه بيشترين آسيب پذيري را براثر جهاني سازي دارند همزيستي دارد. عموما“ تغييرات جهاني سازي دركشورهاي درحال توسعه،برروي گروههاي كم درآمد، دختران و زنان و خصوصا“ كارگران كم مهارت، همچنين همه گروهها براي كسب و بكارگيري مهارتهاي جديد فشار مي آورد. سازمان جهاني كار نيازهاي آموزشي وپرورشي در اقتصاد جديد جهاني را بعنوان "آموزش پايه براي همه "، "مهارتهاي كاري براي همه" و "آموزش مادام العمر براي همه " تعريف مي كند.
فناوري هاي اطلاعات و ارتباطات (ICT)  شامل، راديو وتلويزيون و همچنين فناوري هاي ديجيتال جديدتر مانند كامپيوتر واينترنت،  بعنوان ابزارهاي بالقوه نيرومند و فعال كننده  اصلاح و تغييرات آموزشي معرفي مي شوند.
ICT هاي مختلف وقتي بطور مناسب بكار برده مي شوند مي توانند به توسعه دسترسي به آموزش كمك كرده و رابطه بين آموزش و كارگاههاي روزافزون ديجيتالي را تحكيم كنند، همچنين كيفيت آموزش را با كمك ايجاد آموزش و يادگيري در يك پروسه فعال متصل به زندگي حقيقي بالا ببرند. بهرحال  تجربه مطرح شدن ICT هاي مختلف در كلاس درس و ديگر مكانهاي آموزشي درسراسر جهان در طي چند دهه گذشته بيانگر اينست كه تحقق كامل منافع بالقوه آموزشي ICT ها خودكار نيست. يكپارچه سازي موثر ICT ها در سيستم آموزشي يك فرايند پيچيده است كه نه تنها فناوري را درگير مي كند بلكه برنامه آموزشي و فن آموزش، آمادگي نهادي، شايستگي هاي  معلم و سرمايه گذاري دراز مدت را هم درگير مي كند. درحقيقت چنان اهميت حياتي به موضوع مي دهد كه بدست آوردن فناوري آسانترين قسمت آن است.
 
1-تشریح واژه ها
1-1 ICT ها و كاربرد انواع رايج آنها درتحصيلات و آموزش
ICT ها معرف فناوري هاي اطلاعات وارتباطات هستند و براي اين منظور، بعنوان يك مجموعه متفاوت از ابزارها و منابع فناوري، بكاررفته براي برقراري ارتباط ,‌ايجاد،انتشار، ذخيره كردن و مديريت اطلاعات تعريف شده اند. اين فناوري ها شامل ,‌ كامپيوتر، اينترت، فناوري هاي پخش برنامه ( راديو وتلويزيون) وتلفن است.
 درسالهاي اخير موج شديدي ازعلاقه عمومي درمورد اينكه چگونه كامپيوترها و اينترنت مي توانند بهتر تحت كنترل درآيند تا كارايي و تاثير آموزش را درهمه سطوح ودرهردو زمينه رسمي و غيررسمي پيشرفت دهند، آغاز شده است. اما ICT ها بيشتر از فقط يك فناوري هستند,‌  هرچند امروزه به فناوري هاي قديمي مانند تلفن، راديووتلويزيون، توجه كمتري مي شود ولي درگذشته بعنوان ابزارهاي آموزشي استفاده مي شدند . مثلا“ راديو  و تلويزيون براي بيش از چهل سال براي آموزش باز و از راه دور بكاررفته اند. دراين راستا هرچند چاپ گرانترين روش باقي مانده است ولي دردسترس ترين بوده و لذا دركشورهاي توسعه يافته ودرحال توسعه برجسته ترين مكانيسم ارايه است.
كاربرد كامپيوتر و اينترنت هنوز در كشورهاي درحال توسعه مراحل اوليه را مي گذراند و اگر بخواهند بكارگرفته شوند بعلت زيرساخت محدود، دسترسي به آنها گران تمام مي شود. بعلاوه فناوري هاي مختلف براي اينكه بعنوان يك مكانيسم منحصربفرد ارايه شوند، نوعا“ بصورت تركيبي استفاده شده اند. بعنوان مثال انجمن راديو اينترنتي   Kothmale، پخش اخبار راديويي و فناوري اينترنت و كامپيوتر را با هم بكارمي برد تا مردم به آساني بتوانند در اطلاعات و ايجاد فرصتهاي آموزشي در يك جامعه روستايي (سري لانكا) سهيم شوند.
 دانشگاه غيرحضوري انگلستان (UKOU)  در سال 1969 بعنوان اولين موسسه آموزشي در سراسر جهان به آموزش از راه دور اختصاص يافت و بندرت برموضوعات چاپي تكيه دارد. همچنين دانشگاه غير حضوري ايندراگاندي در هند كاربرد چاپ، نوارهاي صمعي وبصري، پخش راديويي و تلويزيوني و فناوري هاي كنفرانسي را با هم آميخته كرده است.

1-2 آموزش از راه دور
هرچند عرفا“ با تحصيلات بالاتر و آموزش واحدي آميخته شده، اما آموزش از راه دور شامل يادگيري در همه سطوح، چه رسمي و چه غيررسمي مي شود. آموزش از راه دور يك شبكه اطلاعاتي شامل، اينترنت،  يك اينترانت (LAN) يا (WAN)، را بطور كلي يا جزيي براي برقراري دوره ها، اثرات متقابل و يا تسهيل امور بكار مي برد. برخي آموزش ONLINE ي  را ترجيح مي دهند كه درآن، يادگيري برپايه وب بعنوان زيرمجموعه اي از آموزش از راه دور است كه به كاربرد يك جستجوگر اينترنتي ( مانند Internet explorer يا Netscape ) براي اين منظور اشاره دارد.
1-3 يادگيري مختلط
يك واژه ديگر كه امروزه درحال رواج يافتن است يادگيري مختلط است. و آن دربرگيرنده مدلهاي يادگيري است كه سيستم سنتي كلاس درس با شيوه هاي يادگيري از راه دور آميخته مي شود. مثلا“ دانش آموزان در يك كلاس سنتي مي توانند به هردو روش يعني استفاده از موضوعات چاپي يا موضوعات online رجوع كنند وبا معلم خود از طريق chat (گفتگو همزمان) ارتباط داشته باشند ويا از پست الكترونيكي استفاده كنند و يك دوره آموزشي برپايه وب هم مي تواند به دوره اضافه شود.   يادگيري مختلط بدينوسيله رواج يافت كه دريافت، آموزش كامل صرفا“ در يك محيط الكترونيكي حاصل نمي شود، بخصوص اينكه نقش معلم بكلي ناديده گرفته شود. درعوض بايد موضوعات آموزشي ونتايج آنها و اهميت فرد، ويژگيهاي دانش آموزان و زمينه آموزشي بمنظور رسيدن به يك تركيب مطلوب روشهاي آموزشي درنظر گرفته شود.

1-4 آموزش غير حضوري وباز
آموزش باز و از راه دور بوسيله جوامع مشترك المنافع آموزشي بعنوان " يك راه ايجاد فرصتهاي آموزشي كه با جداسازي معلم و دانش آموز از نظر زماني و مكاني يا هردو " مطرح شد، آموزشي كه از بعضي جهات بوسيله يك نهاد يا موسسه تصديق شده است. كاربرد يك دسته مختلف از وسايل ارتباطي مانند چاپ، الكترونيك، ارتباطات دوطرفه، كه به دانش آموزان و معلمان اجازه برقراري ارتباط متقابل را مي دهد و همچنين امكان ملاقاتهاي حضوري و يك تقسيم كار درتوليد وبرقراري دوره هاي آموزشي.
1-5 مفهوم محيط دانش آموز محور
شوراي ملي پژوهش ايالات متحده، محيطهاي دانش آموز محور را بعنوان "محيطهايي كه توجه خاص به دانشه، مهارتها ,‌رفتارها و باورهاي دانش آموزان دركلاس دارند" تعريف كرده است. مفهوم دانش آموز محوري از يك تئوري آموزشي بنام ساختارگرايي ناشي مي شود، كه آموزش را بعنوان يك پروسه كه درآن افراد "ساختن وايجاد كردن" را براساس دانش وتجربه قبلي خود معني مي كنند، نشان مي دهد. اين محيط، تجربه افراد را قادر مي سازد  كه مدلها يا الگوهاي فكري را بنا كنند تا براثر آن معني وسازماني براي تجربيات متعاقب ايجاد شود، لذا دانش "خارج ازآنج"، مستقل از دانش آموز و آنچه كه او بطور منفعل دريافت مي كند، نيست. بلكه دانش از طريق يك پروسه فعال كه درآن دانش آموز اطلاعات را انتقال مي دهد، فرضيه مي سازد ودرباره كاربرد مدلهاي ذهني خودش تصميم مي گيرد. يك شكل ديگر از ساختارگرايي بنام ساختارگرايي اجتماعي هم، بر نقش معلم، والدين، همسالان و ديگر اعضاي جامعه دركمك به دانش آموزان براي مفاهيم اصلي كه آنها با فكر خود بتنهايي قادر به درك آن نيستند تاكيد مي كند. براي ساختارگرايان اجتماعي، آموزش بايد فعال، داراي مفهوم واجتماعي باشد. اينكار در يك گروه كه يك معلم بعنوان تسهيل كننده يا راهنما دارد به بهترين وجه اجرا مي شود.
2 – وعده هاي ICT درآموزش
براي كشورهاي درحال توسعه ICT يك امكان بالقوه، براي افزايش دسترسي و پيشرفت ارتباط و كيفيت آموزش دارد. ICT بطور زيادي كسب دانش و جذب وفراگيري آنر، با ارايه بي سابقه فرصت به كشورهاي درحال توسعه براي افزودن و گسترش سيستمهاي آموزشي ,‌ارتقا فرمول بندي و اجراي سياستها وگسترش دامنه فرصتها براي كار و فقرا تسهيل مي بخشد. يكي از بزرگترين سختيها كه فقرا تحمل مي كنند همچنين افراد ديگري كه در فقيرترين كشورها زندگي مي كنند، حس انزوايي است. فناوري هاي ارتباطي تضمين كاهش چنين حسي هستند وهمچنين تسهيل دردسترسي به دانش از طريق راههايي كه قبلا“ غيرقابل تصور بوده است. هرچند، واقعيت تقسيم ديجيتال (شكاف بين آنهايي كه به كنترل فناوري دسترسي داشته و كساني كه دسترسي ندارند) به اين معني است كه معرفي و يكپارچه سازي ICT در سطوح مختلف و درانواع متنوع آموزش، پرچالش ترين تعهدات است. شكست در اين مبارزه به معني بيشتر شدن شكاف دانش و عميق شدن نابرابريهاي موجود اقتصادي و اجتماعي است.
 2-1 چگونهICT   مي تواند به توسعه دسترسي به آموزش كمك كنند؟
ICT يك ابزار بالقوه نيرومند براي توسعه فرصتهاي آموزشي، چه رسمي و چه غيررسمي است براي حوزه هاي قبلا“ ذكرشده (جمعيتهاي متفرق و روستايي) اقليتهاي قومي، زنان، دختران ، افراد ناتوان و پيران گروههاي بطور سنتي محروم از آموزش بعلت دلايل فرهنگي يا اجتماعي هستند، همچنين همه افرادي كه بدلايل مالي يا محدوديت زماني قادر به ثبت نام در مراكز آموزشي نيستند.
هر زمان، هرجا (خصيصه تعريف كننده ICT ) توانايي ICT در سبقت از زمان و مكان است. ICT، آموزش غير همزمان يا آموزش با مشخصه يك تاخير زماني بين ارايه آموزش و پذيرش آن توسط فراگيران را ممكن مي سازد.
براي مثال، مواد درسي دوره اي online ممكن است در سراسر روز يا هفته در دسترس باشند.
 ICT  الزام همه فراگيرن ومربيان نسبت به بودن در يك مكان فيزيكي را رفع مي كند. بعلاوه انواع معيني از ICT مانند تكنولوژي كنفرانس از راه دور اين امكان را مي دهد كه آموزش در يك زمان، بوسيله فراگيران متعدد و از نظر مكاني پراكنده،  مورد استفاده قرار گيرد.
 دسترسي به منابع آموزش از راه دور . معلمان و شاگردان ديگر مجبور نيستند فقط به كتابهاي چاپ شده و ديگر وسايل رسانه اي فيزيكي موجود دركتابخانه ها (كه به مقدار محدود دردسترس هستند) براي نيازهاي آموزشي خود متكي باشند. با اينترنت و شبكه جهاني وب، وسايل آموزشي زيادي تقريبا“ در همه موضوعات و با تنوع رسانه ها مي تواند از هرجا و درهرمدت از روز و توسط تعداد نا محدودي از مردم قابل دسترس باشد.
اين موضوع خصوصا“ در خيلي از مدارس كشورهاي درحال توسعه چشمگير است، همچنين حتي در بعضي از مدارس كشورهاي توسعه يافته كه منابع كتابخانه اي آنها محدود و منسوخ شده اند، اهميت دارد.

ICT همچنين دسترسي به افراد و مراجع (مربيان، خبرگان، پژوهشگران، متخصصان، رهبران و اشراف) را درهمه جهان تسهيل مي بخشد.
2-2 كاربرد ICT در آماده كردن افراد براي محيط هاي كاري
يكي از شايعترين دلايل ذكر شده براي بكارگيري ICT دركلاس، بهتر آماده كردن نسل فعلي دانش آموزان براي يك محيط كاري است،كه درآن ICT خصوصا“، كامپيوتره، اينترنت و فناوري هاي مرتبط، روز به روز بيشتر رواج مي يابند. لذا سواد تكنولوژيك يا توان بكارگيري موثر و بهينه ICT، بعنوان يك لبه رقابتي در يك بازار كار درحال جهاني شدن، بنظر مي آيد. التبه سواد تكنولوژيك فقط مهارت ارايه خوب كارها طبق خواست اقتصاد جديد جهاني نيست . آزمايشگاه آموزشي منطقه شمالي ايالات متحده آمريكا، آن چيزي كه مهارتهاي قرن 21 ناميده مي شود را چنين شناسايي كرده است: سواد قرن ديجيتال ( خود شامل سواد عملكردي، سواد بصري، سواد علمي، سواد تكنولوژيك، سواد اطلاعاتي، سواد فرهنگي و هشياري و آگاهي جهاني) تفكر اختراعي، تفكر در رسيدن به رتبه بالاتر، استدلال كامل، ارتباط موثر و بهره وري بالا . ( به جدول 1 براي توضيح بيشتر نگاه كنيد)



جدول 1 – مهارتهاي لازم در محيط كار آينده
سواد قرن ديجيتال
سواد عملكردي    توان رمزگشايي معني و شرح عقايد دريك سلسله از وسايل ارتباطي(رسانه): كه شامل بكارگيري تصاوير، گرافيكه، ويدئو، نمودارها و نقشه ها يا سواد بصري
سواد علمي    درك جنبه هاي تئوريك و عملي علم و رياضيات
سواد تكنولوژيك    صلاحيت و رقابت در كاربرد فناوريهاي ارتباطات و اطلاعات
سواد اطلاعاتي    توان يافتن ,‌ ارزيابي و بكاربردن اطلاعات از طريق ICT
سواد فرهنگي    فهم ارزش گوناگوني فرهنگها
آگاهي جهاني    فهم اينكه چگونه ملتها، بنگاهها و جوامع در سرتاسر جهان با هم در ارتباطند
تفكر اختراعي
قابليت اقتباس    توان اقتباس و مديريت دريك جهان پيچيده و وابسته بهم
فراست    ميل به دانستن
خلاقيت    توان بكارگيري تصورات براي خلق اشيا
ريسك پذيري    توان ريسك كردن و درنظر گرفتن احتمالات
تفكر درجه بالاتر (حل خلاقانه مسايل و تفكر منطقي كه براثر قضاوت صحيح حاصل مي شود)
ارتباط موثر
تيم بندي      توان كار در يك تيم
تشريك مساعي و ارتباط فردي واجتماعي با تاثير متقابل    توان تاثير متقابل و كار موثر با ديگران
مسئوليت پذير بودن     جوابگو بودن در مقابل روشي كه در كاربرد و فراگيري كاربرد ICT براي مصلحت عام بكار مي برند
ارتباط متقابل    رقابت و صلاحيت در انتقال، بيان، دستيابي و فهم اطلاعات
بهره وري بالا
توان اولويت بندي    برنامه ريزي و مديريت برنامه ها و پروژه ها براي كسب نتايج دلخواه جهت كاربرد آنچه دركلاسهاي درس ياد ميگيرند تا بتوانند در جهان واقعي، براي خلق و ايجاد فراورده ها ي مرتبط و با كيفيت،  به اجرا درآورند .
 
 پتانسيل ICT براي ترفيع در كسب اين مهارتها وابسته به كاربرد آن بعنوان يك ابزار براي بالابردن كيفيت آموزشي (شامل، ارتقا استعداد ها به يك محيط دانش آموز محور) است.
 
2-3 كاربرد ICT  در پيشرفت كيفيت آموزشي
پيشبرد كيفيت آموزش و پرورش يك نكته حساس است. ICT مي تواند كيفيت آموزش را از چندين راه تقويت كند: بوسيله افزايش انگيزه و ورود فراگيران به صحنه اشتغال، بوسيله تسهيل در كسب مهارتهاي پايه اي و ارتقا تربيت مربي. ICT همچنين ابزاري انتقال دهنده است كه وقتي بطور صحيح بكار برود، مي تواند ابتكار را در يك محيط دانش آموز محور ارتقا دهد.
انگيزه براي فراگيري – ICT هايي از قبيل ويدئو، تلويزيون و نرم افزارهاي چند رسانه اي كه متن، صدا و تصاوير متحرك را ادغام كرده اند، مي توانند براي ايجاد مضموني معتبر و مبارزه جو كه دانش آموز را در فرايند آموزش دخالت مي دهد، بكار بروند. همچنين امواج متقابل و ارتباطي راديويي، افكت هاي صوتي، ترانه ها، نمايشنامه ه، نمايش هاي كمدي و ديگر رسوم و سنتهاي اجرا، براي وادار كردن دانش آموزان به گوش دادن و درگير شدن آنها در ارايه دروس بكار مي روند.
 همينطور بهتر از هرنوع ICT ,‌ كامپيوترهاي شبكه اي با اتصال به اينترنت مي توانند انگيزه فراگيران را با ادغام توانگري رسانه ها و تعامل ديگر ICTها با ايجاد فرصت اتصال به جهان واقعي و مشاركت در وقايع جهان، افزايش دهند.
تسهيل فراگيري مهارتهاي پايه اي – انتقال مهارتهاي پايه اي و مفاهيمي كه زير بناي مهارتهاي فكري درجه بالاتر و خلاقيت هستند مي توانند بوسيله ICT بصورت شفاهي و عملي تسهيل شود . برنامه هاي آموزشي تلويزيون، ابزار تكرار و تقويت را براي تعليم الفبا، اعداد، رنگه، اشكال و ديگر مفاهيم پايه اي بكار مي برند. بيشتر كاربردهاي  اوليه رايانه، براي تعليم آموزش، مبتني بر تسلط مهارتها، تقويت و تكرار محتوي درسي بود.
ارتقا تربيت معلمان – ICT همچنين براي پيشبرد دسترسي به تربيت معلمان و كيفيت آن بكار رفته است. مثلا“ موسساتي مانند مركز تربيت معلم شبكه اي (CTTC) در كره جنوبي در حال بهره برداري از اينترنت براي ارايه فرصتهاي بهتر توسعه و پيشرفت تخصصي معلمان، به صورت ضمن خدمت است. اين مركز كه از طرف دولت تامين هزينه شده، درسال 1997 تاسيس شد. و دوره هاي آموزشي مبتني بر شبكه جهاني وب را براي معلمان مقاطع ابتدايي و راهنمايي ارايه مي كند. اين دوره ها شامل "كامپيوترها درجامع اطلاعاتي"، "اصلاح آموزشي" و "جامعه آينده و آموزش" هستند. دوره هاي اختصاصي online نيز همراه با بعضي از دوره هاي كنفرانسي رودرو برگزار مي كردد. در چين، آموزشهاي فراگير مبتني بر راديو وتلويزيون معلمان براي چندين سال است كه توسط دانشگاه مركزي راديو وتلويزيون هدايت مي شود. دانشگاه راديو وتلويزيون شانگهاي و خيلي دانشكده هاي راديو وتلويزيون ديگر اين كشور هم در اين كار سهيم هستند.  در دانشگاه آزاد ملي ايندرا گاندي هند سيستم كنفرانس يكطرفه ديداري و دوطرفه شنيداري مبتني بر ماهواره در سال 1996 بوجود آمد كه بوسيله مطالب چاپي و ويديوئي ضبط شده ارايه مي گردد و910 معلم مقطع ابتدايي و كمك مربي از 200 موسسه محلي تربيت معلم را در ايالت كارناتاكا تعليم مي دهد. معلمان توسط گفتگوهاي متقابل توسط تلفن و فاكس با هم در تعامل هستند.
دروس خصوصي الكترونيك براي ترفيع پايه فراگيران در Universitas Terbuka اندونزي – از زمان تاسيس در سال 1984 بعنوان اولين موسسه آموزشي آزاد از راه دور در اندونزي، دانشگاه Universitas Terbuka قدمهاي بزرگي در راه ايجاد آموزش هاي رده بالا براي اندونزيها برداشته و بيشتر از چهارصد هزار دانش آموز چهارده ساله را در سطح ملي پوشش داده است. رسالت اين دانشگاه نه تنها توسعه فرصتهاي آموزشي بلكه پيشبرد كيفيت آموزش و مرتبط كردن آن با نيازهاي توسعه ملي هم هست. در تلاش اين موسسه براي ايجاد پي آمدهاي كيفيت درآموزش، اخيرا“ كاربرد اينترنت و آميخته اي از فاكس و فناوري اينترنتي را براي دروس اختصاصي دانش آموزان در چهل دوره از بيش از 700 دوره ارايه شده، مرسوم كرده است. اين دروس الكترونيك به مدلهاي سنتي تر دروس دانشگاه شامل مدلهاي حضوري، ميل و راديو وتلويزيون ضميمه شده  كه هنوز هم بوسيله دانشگاه بكاربرده مي شوند.
دو مدل دروس الكترونيك بكار رفته شده درآن عبارتند: دروس از طريق ليستهاي پست الكترونيكي و دروس از طريق ادغام پيامهاي ايميل و فاكس. درمورد دوم، مربيان پيامهاي پست الكترونيكي را به يك ورودي فاكس ارسال مي كنند كه توسط دانش آموزان بعنوان پيامهاي فاكس دريافت مي شود و سپس دانش آموزان با پيامهاي پست الكترونيكي به مربيان پاسخ مي دهند. مدلهاي فاكس بيشتر از مدل پست الكترونيكي قابل دستيابي است چون خدمات فاكس در اندونزي ارزانتر از اينترنت است و استفاده از آن مستلزم مهارت در كامپيوتر و پست الكترونيك نيست.
اين دو مدل ابتدا“ بصورت يك مقطع دو ترمي آزمايش شد، و نتايج آن بيانگر,‌ سطح مشاركت پايين درميان دانش آموز ومربي بود. يكي از دلايل آن عدم آشنايي و راحتي كاربرد فناوري و دليل ديگرآن سردرگمي اساسي بيشتر در مورد هدف مربيان بوده است. همچنن مربيان ادعا كردند كه دسترسي محدود به كامپيوتر، فقدان وقت و كمي مشاركت دانش آموزان، علاقه اوليه آنها را درمورد دروس الترونيكي بشدت كم كرده است . لذا با اينكه اينترنت و فاكس يك پتانسيل و نيروي بالقوه براي ارتقا پايه آموزش در دانشگاه توربوكا محسوب مي شود، ولي بايد مراحل عملي براي پيشبرد نسبت مربي به كامپيوتر، بالا بردن مهارتهاي كامپيوتري و پست الكترونيكي در ميان اعضاي هيئت علمي و دانش آموزان، ارتقا تلاشگرانه تر مدل دروس الكترونيكي، يا حداقل تشريك مساعي با موسسات خارجي براي ايجاد نقاط دستيابي بيشتر اينترنتي در سراسر اندونزي، انحام شود.
2-4 نقش ICT در انتقال محيط آموزشي به يك محيط دانش آموز محور
تحقيق نشان داده كه كاربرد مناسب ICT مي تواند تغيير مكان را در مضمون و در فن آموزشي (پداگوژي) كه در قرن 21 در قلب اصلاحات آموزشي جاي دارند ,‌تسريع كند. آموزش پشتيباني شده ICT اگر بخوبي طراحي و اجرا شود مي تواند كسب دانش و مهارتهايي مورد نياز يادگيري مادام العمر  دانش آموزان را، ارتقا دهد. ICT (خصوصا“ كامپيوتر و فناوري اينترنت) اگر بطور مناسب بكاربروند، بجاي اينكه فقط به معلمان و دانش آموزان اجازه دهند كه آنچه قبلا“ انجام مي دادند را بطور بهتري اجرا كنند، راههاي جديد تعليم وتربيت را فراهم مي كنند.  اين راههاي جديد تعليم و تعلم بوسيله تئوري هاي آموزش تعليم گرايان و ايجاد يك انتقال از علم تربيت معلم محور به فن تربيت دانش آموز محور ايجاد شده است. (به جدول 2، براي تطبيق يك روش تربيتي سنتي و روش تربيتي درحال ظهور توسط ICT )
جدول 2 – بررسي روش تربيتي جامعه صنعتي در برابر جامعه اطلاعاتي
نمود    روش تربيتي سنتي براي جامعه اطلاعاتي (كمتر)    روش تربيتي درحال ظهور (بيشتر)
فعال    فعاليتها توسط معلم تجويز و تعيين مي شود
آموزش كليه كلاس
تنوع كم در فعاليتها
خط مشي با برنامه تعيين مي شود    فعاليتها توسط فراگيران تعيين مي شود
دسته بندي گروههاي كوچك
فعاليتهاي متنوع و خيلي متفاوت
خط مشي توسط فراگيران تعيين مي شود
مشاركت    فردي
گروههاي هم سنخ و هم جنس
هركس براي خودش كار مي كند    تيمي
گروههاي غير متجانس
افراد همديگر را پشتيباني مي كنند
خلاقيت    آموزش  مولد
ارايه راه حلهاي شناخته شده براي حل مسايل    آموزش پربار
يافتن راه حلهاي جديد براي مسايل
ائتلاف    هيچ پيوندي بين تئوري و عملي نيست
موضوعات جداي از همند
براساس نظم و انضباط است
تك تك معلمان    تئوري و عمل يكپارچه شده اند
بين موضوعات ارتباط هست
موضوعي است
تيمهاي معلمان
ارزشيابي    با راهبرد معلم
بصورت مجموعي    با راهبرد دانش آموز
تشخيصي
 
 يادگيري فعال – آموزش ارتقا يافته ICT ابزارها را براي آزمون,‌محاسبه و تحليل اطلاعات بسيج مي كند، لذا يك برنامه كاري براي رسيدگي، تحليل و آموزش اطلاعات جديد ارايه مي دهد، ‌از اينرو فراگيران همانطور كه كارمي كنند ياد ميگيرند وهروقت كه مناسب باشد روي مسايل دنياي واقعي در عمق كار مي كنند، و آموزش را كمتر خلاصه كرده وبيشتر به وضع زندگي فراگيران مرتبط مي سازند. در اين روش برخلاف آموزش حفظي يا تكراري، آموزش ارتقا يافته ICT، درگيري روز افزون فراگيران را در مسايل روز، ترفيع مي دهد. همچنين آموزشي "درست سروقت))‌ است كه درآن فراگيران مي توانند انتخاب كنند كه چه چيزي را ياد بگيرند.
يادگيري مشاركتي – آموزش مبتني بر ICT روابط متقابل و همكاري درميان دانش آموزان، معلمان و متخصصان را بدون توجه به مكان آنها تقويت مي كند. جداي از روابط متقابل ,‌آموزش مبتني بر ICT به فراگيران فرصتهايي براي كار با مردم از فرهنگهاي مختلف، ارايه مي كند و بدين وسيله به ارتقا تيم بندي فراگيران همچنين  مهارتهاي ارتباطي آنها (مانند آگاهي جهاني) كمك مي كند. آموزش برپايه ICT ,‌ آموزش انجام شده در سراسر زندگي فراگيران را باتوسعه فضاي آموزشي شكل مي دهد تانه تنها براي اشراف بلكه براي مربيان و متخصصان در زمينه هاي مختلف قابل استفاده باشد.
يادگيري خلاق – آموزش برپايه ICT بكاربردن اطلاعات موجود و ايجاد فرآورده هاي جهان واقعي را بيشتر از برگشت اطلاعات دريافتي ترويج مي دهد.
يادگيري ادغام كننده – يادگيري بوسيله ICT رويكرد تعليم وتعلم موضوعي و ادغام كننده را ترويج مي كند. اين رويكرد جدايي بين نظم و ترتيبهاي مختلف و بين تئوري و عملي را كه دركلاسهاي سنتي رواج داشت ,‌از بين مي برد.
يادگيري ارزشيابي كننده – اين يادگيري برخلاف تكنولوژي هاي آموزشي ايستا و مبتني بر چاپ يا متن، توسط دانش آموز جهت داده شده و تشخيصي است. آموزش آميخته با ICT وجود گذرگاههاي مختلف فراگيري و گونه هاي مختلف دانش را تصديق مي كند. ICT به فراگيرنده خيلي بيشتر از آنكه براستماع و يادگيري تكيه كند، اجازه مي دهد كه بگردد و پيدا كند.








انجام پایان نامه

انجام پایان نامه کامپیوتر، انجام پایان نامه ارشد کامپیوتر، انجام پایان نامه، پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

 دانلود مقاله | انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

نقشه