انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

پایان نامه‏ کامپیوتر

انجام پایان نامه‏ ارشد کامپیوتر

ب: تعيين انتهاي خط:
انتهاي خط در فايل هاي متني توسط كليد RETURN مشخص ميشود ولي در فايل هاي باينري انتهاي خط نداريم. اطلاعات بصورت ركورد كنار هم قرار ميگرند تا فايل تمام شود.
ج: تعيين انتهاي فايل: در فايل هاي متني توسط دو حر ف TA (در مبناي 16 (دكمه هاي CTRL+Z) انتهاي فايل مشخص ميشود. در فايل هاي باينري تعداد ركورد (كه توسط سيستم نگهداري ميشود) انتهاي فايل مشخص ميشود.
باز كردن فايل
هر فايلي كه ميخواهيم مورد استفاده قرار دهيم ابتدا بايد آن را باز كرد. تابع fo pen  براي باز كردن فايل ميباشد.
بستن فايل:
بعد از اينكه برنامه كارش با فايل تمام شد فايل را بايد بست. تابع fclose() براي بستن فايل ميباشد.
نوشتن و خواندن فايل (يك كاراكتر)
- تابع pute () براي نوشتن يك كاراكر در فايل ميباشد.
تابع gete() براي خواندن يك كاراكر از فايل ميباشد.
خواندن و نوشتن رشته ها در فايل
- تابع fgets () براي خواندن رشته از فايل
- تابع puts() براي نوشتن رشته در فايل
حذف فايل براي حذف فايل از تابع remove () استفاده ميشود.
- توابع فوق در فايل سرآيند stdio.h قرار دارند.
سازمان فايل: نحوه ذخيره شدن اطلاعات در فايل بدو صورت كلي زير ؟؟ و بهمين صورت هم قابل دستيابي (بازيابي) هستند.
1- سازمان فايل ترتيبي (seqwen~Tiac)
2- سازمان فايل تصادفي (RANDOM)
- در سازمان ترتيبي: ركوردها به همان ترتيبي كه از ورودي خوانده ميشود در فايل قرار ميگرند و هنگام بازيابي، به همان ترتيبي كه در فايل ذخيره شده اند مورد بررسي قرار ميگرند.
- در سازمان فايل تصادفي: هر ركورد از طريق آدرس (محل قرار گرفتن در فايل) مستقيماً مورد دستيابي قرار ميگرند بدون اينكه ركوردهاي قبل از آن خوانده شوند.
موارد جزئي تر و مثال به كتاب مراجعه شود. (فصل هشتم)
متغيرهاي محلي و عمومي
- متغيرهائي كه در داخل هر تابعي تعريف شوند متغيرهاي محلي هاي تابع ناميده ميشوند و فقط هم در همان تابع معتبر و قابل استفاده هستند.
- متغيرهائيكه در خارج از توابع و در بالاي تابع main() تعريف شوند در تمام توابع موجود در برنامه قابل استفاده اند و معتبر هستند را متغيرهاي عمومي گويند.
توجه:
- تفاوت هاي متغيرهاي محلي و عمومي دراين است كه:
- متغيرهاي عمومي داراي مقدار اوليه صفر هستند.
توجه: اگر در تابعي متغير همنام با متغير عمومي تعريف شود. اين متغير عمومي در تابع قابل استفاده نيست (معتبر نيست) و همان مقدار محلي قابل استفاده و بهره برداري است.
مثال: براي متغيرهاي عمومي و محلي:
- برنامه اي بنويسيد كه 5 عدد صحيح را از ورودي خوانده (در يك تابع) و مجموع مربعات آنها را در تابعي ديگر محاسبه نموده و حاصل نهايتاً در برنامه اصل چاپ گردد.
دو تا تابع داريم
 
 
 
int  k,sq,sum. تعريف متغيرهاي عمومي در خارج از تابع اصلي main()
void input (void).
Void square (void).  الگوي توابع در خارج از تابع main
Int main(0
{
Int jg i=1.  متغيرهاي كلي
Printf (in ENTER RIVE NUMBER?)ز
Fon(j=o ز j<iزj++)
Input ()ز   صدا زده مي شود (فراخواني)input پنج بار تابع
Printf (In sum of SQARE is=:%d, sum)ز
Getch ()ز
returnQ ز
} انتهاي تابع اصلي برگشت
Void input (void)  شروع تابع
‍{
Scanf ( %d, &k)ز
sQuare () فراخواني ميشود sQuareتابع
sum+= sQز
انتشار تابع‌‌‌‌
input
void squahe (void)
{
Sq=k kز
انتهاي تابع:
Square
پس از كامبايل و اجرا
ENTER Five NUMBER 47  842
Sum of SQUARE K- 149
بارگشتي RECURSIVE
- بازگشتي يعني تابعي در حين اجرا خودش را فراخواني كند. توابع ميتوانند به طور مستقيم يا غير مستقيم خودشان را فراخواني كنند.
- در روش مستقيم يكي از دستورات تابع، فراخواني خودش است. در روش غير مستقيم تابعي مثل F1() تابع F2 () را فراخواني مي كند و تابع F2() نيز به نوبه خود تابع f1() را فراخواي مينمايد.
- توجه شود كه براي ايجاد بازگشتي- الگوريتمي كه توسط تابع پياده سازي ميشود بايد خصوصيت بازگشتي داشته باشد.
- هر فراخواني تابع سرانجام بايد به اتمام برسد و حالت توقف و ختم فراخواني بيش بيايد، از دستور if بصورت قابل استفاده ميشود (فرم كلي)
(به حال توقف و خاتمه رسيدي) if
مسئله هاي توقف را حل كن.
Else
تابع را بار ديگر فراخواني كن
مثال: در محاسبه فاكتوريل n داريم           اگر
  اگر
يعني n=o حالت توقف و n>o فراخواني تابع:
به جاي 3! توجه شود:
 
مكانيسم حل فاكتور ريل يك عدد مسئله بازگشتي را ايجاب مي كند.
 
 
 
بطور كلي: اگر تابعي داشته باشيم كه عددي مثل n را به عنوان آرگومال بپذيرد و فاكتوريل آن را برگرداند، اين تابع بايد خودش را آنقدر فراخواني كند تا به حالت توقف برسد. با رسيدن به حالت توقف به برنامه فراخواني بر ميگردد.
مثال: برنامه اي بنويسيد كه عدد n را از ورودي خوانده به كمك تابع بازگشتي، فاكتوريل آن را محاسبه به تابع فراخوان ارسال نمايد.
تست شد/cffacto
 
 
الگوي تابع ز Unsigned long foct (int)
Int main (0
ز{long int (m)
ز Clrscr ()
ز Printf (in ENTER A POSITIVE INTEGEN NUMBGN?)
ز Scan f (y.d , &n)
فراخواني تابع  ز M= fact (n)
ز Print f (in NUMBER =%d , FACTORIA=%ld , n,m)
ز Getch ()
ز  Returr
}
 
Unsigned long fact (int X)
{
تابع خودش را فراخواني كرده است  If
 
 
}
پس از ترجمه و اجرا مثلاً برابر عدد 5 خواهيم داشت.
ENTER APOSMIVE NUMBCOR?5
NUMBER =5 FACTOAIAL=120
روش فراخواني با ارجاع
در اين روش توابع ميتوانند بيش از يك مقدار به تابع فراخوان برگردانند.در اين حالت يعني فراخواني تابع با ارجاع به جاي مقدار آرگومان تابع اصلي آدرس آنها (محلي كه در حافظه قرار دارند) را در پارامتر قرار ميدهد. و از طريق آدرس اين متغيرها ميتوانيم محتويات آنها را پردازش كنيم.
 

 
اشاره گر يا آدرس
آدرس هر متغير در حافظه را، اشاره گر ميگويند.
- حافظه كامپيوتر، مجموعه اي از چندين بايت است. هر بايت داراي يك شماره رديف است، شماره رديف هر بايت از حافظه را آدرس آن محل از حافظه گويند.
- در ضمن متغيرها نامي براي محل هاي حافظه هستند و لذا بايت هائي از حافظه را اشغال ميكنند، آدرس اولين بايتي از حافظه كه به متغير اختصاص مييابد، آدرس آن متغير نام دارد.
متغيرها/اشاره گر
اشاره گر يا آدرس در يك متغيري ذخيره ميشود و آدرس هم يك عدد است پس از تعريف متغير، بايد نوع آن با نوع آدرس يكي باشد، اين متغيرها را متغيرهاي اشاره گر ميگويند و بصورت كلي زير تعريف ميشوند.
ز متغير *نوع
يعني متغير اشاره گري كه بخواهد آدرس متغيرهاي برنامه را نگهداري كند بايد در كنار متغير اشاره گر علامت ستاره (*) قرار داد. مثلاً
P2/P1 اشاره به محل هاي شكل ميكنند كه عدد صحيح در آنها است int * pl*p2
F1,f2 به محل هائي اشاره ميكنند كه مقادير آنها عدد بزرگ قرار دارد.
Char*ch
Ch به محلي اشاره مي كند كه در آن محل يك كاراكتر قرار دارد.
عملگرها. اشاره:
دو عملگر *,& در انجام عمليات با اشاره گرها مورد استفاده قرار ميگرند. عملگر & آدرس عملوند (مقدار) خودش را مشخص ميكند و عملگر * محتويات جائي را (آدرس را) مشخص ميكند كه عملوندش به آن اشاره ميكند.
مثال: برنامه اصلي و دو تابع بنويسيد كه طول و عرض مستطيل را در يك تابع بخواند و براي تابع اصلي بفرستد. سپس برنامه اصلي طول و عرض را به تابع ديگر ارسال و در تابع مساحت و محيط مستطيل محاسبه و نتيجه به برنامه اصلي باز گردانده شود و در آنجا چاپ نمايد. ص 151
توجه: چون در تابع ها، دو مقدار به برنامه اصلي ارسال ميشود پس آنها را از طريق فراخواني با ارجاع بايد ارسال كرد.








انجام پایان نامه

انجام پایان نامه کامپیوتر، انجام پایان نامه ارشد کامپیوتر، انجام پایان نامه، پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

  دانلود مقاله | انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه