انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

پایان نامه‏ مدیریت

انجام پایان نامه‏ ارشد مدیریت





ساختار، زير ساخت و ملزومات توسعه فناوري در ايران

 
چكيده
بررسي‌هاي به عمل آمده از وضعيت علم و فناوري در كشور در اسناد برنامه‌هاي سوم و چهارم توسعه و ارزيابي انجام گرفته از چهار ساله اول برنامه سوم توسعه و نيز مطالعات تطبيقي نشان مي‌دهد كه متأسفانه ساختار مناسب علوم و فناوري در كشور بصورت فرابخشي بوجود نيامده و اكثر مطالعات آنرا به عنوان يك عامل بازدارنده مي‌دانند. بررسي تحليلي ساختار، زير ساخت و ملزومات توسعه فناوري در ايران نشان ميدهد که اين سه ستون اصلي متاسفانه در زواياي گوناگوني دچار اخلال و اشکال گرديده و با وضعيت موجود و تداوم آن انتظار هماهنگي اين زمينه توسعه با ساير زمينه هاي ديگر رشد وتوسعه به تحقق نخواهد پيوست. اين مقاله با نگاهي بنيادي و روشي تحليلي مبتني بر محتوا و با الگو گرفتن از مطالعات مروري در نظر دارد تا به گونه اي علمي ساختار، زير ساخت و ملزومات توسعه علمي و فناوري کشور را به نقد بکشد. در پايان اين مطالعه نيز براساس مطالب متن به هشت تاکيد در سياستگذاري و برنامه ريزي در راستاس تقويت نظام علمي و فناوري کشور بسنده شده است.


لغات كليدي: توسعه علمي/ فناوري/ساختار علمي/زيرساخت فناوري/ملزومات فناوري
 

1- مقدمه
جهان در نيم قرن اخير شاهد تحولات و دگرگونيهاي گسترده اي در عرصه علوم و فناوري و توسعه اقتصادي، اجتماعي كشورها بوده است. منشاء اين دگرگونيها سه نيروي متعامل: جهاني شدن اقتصاد و گسترش سريع موافقتنامه‌هاي تجاري بين كشورها، توسعه شتابان علوم و فناوري بطور عام و انقلاب در فناوري اطلاعات و تحول در مفاهيم دانش و انقلاب معرفت شناختي هستند. حاصل اين دگرگونيها ظهور فاز جديدي از توسعه را منجر گرديده كه اصطلاحاً اقتصاد مبتني بر دانش ناميده مي‌شود. تحولات جهاني و توسعه پايدار مبتني بر توسعه دانش و مديريت، فضاي رقابت را در عرصه جهاني به شدت گسترش داده و لزوم تغيير و تحولات در محيط منطقه‌اي و جهاني را پديد آورده است.

 
2- روند تحولات فناوري در جهان
از نظر عدة زيادي از دانشمندان جهان بدون كار، مقطع جديدي از تاريخ بشريت است كه هم اكنون آغاز شده است و بايد بررسي نمود كه برندگان و بازندگان اين مقطع از تاريخ چه كساني هستند. آيا انقلاب تكنولوژيك به تحقيق رؤياي آرمانشهر ديرپا مي‌انجامد كه ماشين‌آلات، جايگزين كار آدمي مي‌شود و در نهايت با آزادسازي انسان او را به دوران «پس بازار» هدايت مي‌كند؟ تحولاتي كه از نظر تاريخي در عرصة تكنولوژي صورت گرفته موجب دگرگونيهاي عميق اجتماعي و اقتصادي گرديده است. كشف نيروي بخار در ابتدا توانست دگرگوني عظيمي را در عرصة توليد پديد آورد و سپس با جايگزيني ذغال سنگ با نفت و كشف الكتريسيته توانستند بار عظيم كار را از دوش آدمي برداشته و بر دوش ماشين بگذارند و با پايان يافتن جنگ جهاني دوم، اختراع كامپيوتر و روباتها، توسط عده‌اي از دانشمندان به عنوان سومين رويداد بزرگ جهان شمرده شدند. بدون ترديد كامپيوترها قادر به اعمال پيچيده‌اي هستند كه بايد با برداشتي جديد با آنها برخورد نمود و هم اكنون عده‌اي معتقدند كه به زودي تواناييهاي رايانه مي‌تواند از هوش انسان پيشي گيرد.
هم اكنون دانشمندان معتقدند كه تا پايان نيمة اول قرن بيست و يكم اين امكان وجود خواهد داشت كه كامپيوترهاي انسان‌گونه با ايجاد تصاوير سه بعدي ليزري و زنده، قادر به ارتباط با انسان‌هاي واقعي در زمان و مكان واقعي شوند به نحوي كه حتي شايد از انسانهاي واقعي هم قابل تشخيص نباشند و اين موجودات جديد هوشمند سزاوار عزت و احترام خواهند بود.
بر اساس گزارش سازمان بين‌المللي كار، از سال 1974 تا 1989 در كشورهاي سازمان همكاري اقتصادي و توسعه (OECD) توليد فولاد شش درصد افت كرده و اين در حالي است كه بيش از پنجاه درصد از شاغلان بخش فولاد كار خود را از دست داده‌اند. در يك دورة 15 ساله بيش از يك ميليون شغل در صنعت فولاد در كشورهاي (OECD) حذف شده است كه علت عمدة آن بهبود در فناوري هاي ساخت و توليد و به تبع آن بهره‌وري ذكر شده است.  صنايع لاستيك، معدن و ... نيز روندي مشابه دارند. علاوه بر اين، رشته‌هاي علمي به تدريج به اشغال ماشينهاي هوشمند درمي‌آيند. عرصه‌هاي «آموزش، هنر و حتي نويسندگي تا حد زيادي به تسخير ماشينهاي هوشمند درآمده‌اند و حتي نوازندگان ناظر ظهور نسل جديدي از ماشين‌هاي هوشمند هستند كه به سرعت شيوة ساخت موسيقي را متحول مي كنند» (مضطرزاده،‌1382).

 
3- مروري برمطالعات رقابت پذيري و فناوري:  
هرچند اولين مباحث طرح شده در مورد عوامل مؤثر بر توسعه تکيه بر مزيتهاي نسبي و صرفه هاي اقتصادي ناشي از عملکرد جمعي را دارد، اما در اواخر قرن بيستم بسياري از محققان دانشگاهي ، دست اندرکاران سرمايه گذاري ، صاحبان صنايع و نيز مديران و سياستگذاران صنعتي و منطقه اي به باور مشترکي در خصوص توسعه رسيده بودند ، « رقابت پذيري » و مخصوصاٌ «رقابت پذيري بين المللي » کليد طلايي بود که مجموعه مطالعات قرن بيستم بدان دست يافته بودند ( 2000 Willoughby, ).
اين مفهوم پس از انتشار کتاب « مزيت رقابتي » ميشل پورتر در سال 1980 به سرعت بسط و توسعه يافت  . خود پورتر در سال هاي بعد اين مفهوم را به نحوه بهتري پرورش داد و معرفي  نمود . بيشتر محققيني که موضوع رقابت پذيري و ايجاد مزيت هاي رقابتي را مورد بررسي قرار داده اند به نوعي راه پورتر را ادامه داده و همگي آنان به يک پاسخ معني دار دست يافته اند و آن عامل « نوآوري هاي فناورانه » مي باشد که به عنوان محور اصلي قدرت رقابت پذيري بنگاه و به دنبال آن اقتصاد ملي است ( 1984 ، Dosi ) .از اين روي رقابت بين المللي در نوآوري فناورانه و نيز تجارت فناورانه ، هسته مرکزي مطالعات و سياست گذاري هاي بازارگرا گرديد ( 2000 ، Dodgson ).
موج اول اين مطالعات که در دهه 1980 ارائه گرديدند، مشاهدات  نوآوري هاي فناورانه را به عنوان عامل تعيين کننده عملکرد اقتصادي بنگاههاي صنعتي و بخش صنعت معرفي نمودند   (Freeman, 1987).  پس از اين دوره رقابت پذيري به عنوان عضو جدايي ناپذير مطالعات محققين به شمار آمد . افزايش رقابت بين المللي و وابستگي هاي دروني در تجارت ، اصلي ترين نکات مورد تأکيد براي دست يابي به نوآوري هاي فناورانه در سياستگذاري هاي اقتصادي محسوب گرديد و بنگاهها زير فشار گسترش يابنده نوآوري مي بايست در فضاي کسب و کار باقي بمانند (1988،Furino ).
بر اين اساس استراتژي «مديريت نوآوري فناورانه » مهمترين مولفه انگاشته شده بين ملتها ، شرکتهاي بزرگ و برنامه هاي ملي و منطقه اي(در کشور هاي توسعه يافته) گرديد و بسياري از کشورها براي دستيابي به سطح قابل اتکاي نوآوري فناورانه نهادها و دستگاههاي اداري در اين زمينه راه اندازي نمودند.
 توجه به نقش با اهميت فناوري ونوآوري هاي فناورانه در اين زمينه ضرورت بازنگري در ارتباط بين بخشهاي عمومي و خصوصي را در اقتصاد ايجاب مي نمود . اين باور در ميان اقتصادانان ، سياستگذاران و تصميم سازان بخش عمومي و محققين بخش تجاري که نوآوري هاي فناورانه کليد سلامتي اقتصاد و   رقابت پذيري در تجارت بين المللي است ، مهمترين يافته هاي پايان قرن بيستم بود که تحقيقات قرن بيست و يکم را با پايه اي مناسب از يافته هاي تحقيقاتي پشتيباني نمايند .

 
4-  مباني نظري توسعه فناوري از ديدگاه مكاتب
عوامل مؤثر در فرآيند توسعه فناوري، شامل كشش تقاضا و فشار عرضه است و تعامل بين محركه‌ها (انگيزش‌ها) توانمندي‌ها و نهادهاي مرتبط نيز به توسعة فناوري مي‌انجامد. مباني نظري فرآيند توسعه فناوري در مكاتب مختلف مورد توجه قرار گرفته و اقتصاددانان بعد از دوره كلاسيك نيز مفهوم و مصداق فناوري را مورد بحث و بررسي قرار داده‌اند. اين نظريه را از جنبه‌ فناوري، مي‌توان به نظريه‌هاي توليد نئوكلاسيك، نوآوري نئوكلاسيك و رشد درون‌زا تقسيم نمود. اقتصادداناني كه از نظريه انقلابي شومپيتر در زمينة توسعه اقتصادي و اجتماعي پيروي نمودند، نظريه‌اي را شكل دادند كه به آن نظريه اقتصاد تكاملي اطلاق مي‌گردد. نظريه فوق نيز به دو نظريه نهادگرا و طبيعت‌گرا قابل تقسيم است. شومپيتر دو نظريه مختلف را در رابطه با توسعه فناوري ارائه داده است. اين نظريه‌ها به الگوي تخريب خلاق و انباشت خلاق معروف هستند (حاجي حسين، 1383).

 
5-    سيستم ملي فناوري و نوآوري چيست؟
هر گونه تغييري در محدوده توليد محصولات و ارائه خدمات توسط بنگاهها  چه در بازار با موفقيت فروش مواجه گردد و چه مورد بي توجهي قرار گيرد " ابداع و نو آوري " ناميده ميشود(Kaufman & todtling, 2001 ). دوملاک براي سنجش نوآوري ميتوان ارائه داد و براين اساس مفاهيم محصولات و خدمات جديد به دو بخش " جديد براي بنگاه"(2) و " جديد براي بازار"(3) تقسيم ميشوند. اصطلاح "جديد براي بنگاه" محصولات و خدمات جديدي را در بر ميگيرد که نسبت به ساير کالاها و خدمات مشابه و جانشين خود داراي يک صفت متمايز کننده هستند و اين صفت قدرت انتخاب شوندگي بالاتري را هنگام انتخاب شدن توسط مصرف کننده به آنها ميدهد؛ در حالي که اصطلاح " جديد براي بازار" به محصولات يا خدمات جديدي اتلاق ميگردد که اغلب داراي جانشين و رقيب نبوده و به توليد کننده خود قدرت انحصاري بالايي اعطا ميکنند. يعني ابداعات و نوآوري هاي "جديد براي بازار" يا جانشين ندارند و يا جانشين هاي ضعيفي خواهند داشت(Dosi, 1988; Nelson & Winter, 1977 ).
با اين بيان هر چند نمي‌توان به صورت كامل نگاه سنتي شومپيتري كه نوآوري را فعاليتي دروني براي رسيدن بنگاه به شرايط انحصار خالص مي‌دانست(Schmpeter,1934)‏،پذيرفت؛ اما مي توان عنوان نمود كه در رشد و پيشرغت هميشگي و مستمر ، نوآوري و فناوري به عنوان يك ارزش شناخته شده، فرايندي پيچيده، غير خطي ، جذاب و خلاق را ميان بنگاه و محيط به نمايش مي گذارد(Malecki,1997، Kline& Rosebberg,1986،Dosi et al., 1988 (. مفهوم غير خطي يعني اينكه نوآوري و فناوري همزمان از بسياري متغيرهاي دروني و بروني بنگاه اثر مي پذيرد. اين فرايند نه تنها بوسيله كار دانشمندان و مهندسين در پروسه هاي R&D و يا مديران نوآور و كار آفرين شكل مي گيرد، بلكه از طريق تعامل و باز خوردبين تجربيات توليد، بازار و بازرگاني، مشتريان و نهاد هاي اجتماعي كه استواري چندبعدي يك اجتماع انساني را تضمين مي كنند ِهمچون نظام دولتي ِنظام آموزشي و آموزش عالي و نيز نظام توليدي و صنعتي تجسم ياته ِتغغر نموده و يا متحول مي گردد .
بررسي مطالعات انجام شده دو سطح مشخص ملي و منطقه‌اي را در سيستم فناوري نشان مي‌دهد. مفهوم سيستم نوآوري و فناوري كه ابتدا توسط لاندوال(5) در سال 1992 با تمركز بر ارتباطات و تعاريف گفته شده ارائه شد, در يك سطح ملي وارد مطالعات گرديد. مطالعات بعدي نشان دادند كه سيستم‌هاي فناوري در بين كشورهاي متفاوت و حتي در بين مناطق متفاوتي از يك كشور تفاوت معني داري دارند و اين تفاوت بستگي به عواملي چون ساختار اقتصادي, مباني نهادي و نهادهاي توليد دانش, نيز نهادهاي تخصصي اجتماعي دارد( 1993 , Nelson). سپس در مطالعات اخير تمركز زيادي روي سيستم نوآوري و فناوري در سطوح منطقه‌اي و محلي صورت گرفته و سطح بررسي‌ها در اين زمينه رشد مناسبي را يافت(1998 , Autio , 2000.Cook et al , 1998.Braczyk et al).
اهميت "سيستم فناوري منطقه‌اي" در اين است كه در محدوده‌اي مشخص و اختصاصي بين افرادي كه همواره در اين محدوده در تحرك بوده و به صورت چهره به چهره در ارتباط مستقيم با يكديگر هستند, عناصر ابداع و نوآوري توليد, دست به دست و اصلاح مي‌شود. در اين سطح بررسي سيستم فناوري به صورت يك مدل تقريباً ساده در نظر گرفته مي‌شود و تحت اين شرايط يك فرايند باز خورد تكرار شونده چرخه اي وجود دارد كه از بازار به واحدهاي R&D بنگاها و بعكس منتقل مي شود. خصوصيات, چگونگي كار كردن و استفاده از اين سيستم توسط تداخل سيستم‌هاي خارجي, نهادهاي بيروني و ساير عوامل مؤثر ياد گرفته شده و ياد داده مي‌شوند. بنابراين" سيستم فناوري  ملي" بدنه‌اي پازل گونه خواهد داشت كه قطعات پازل را زير سيستم‌ها و خرده سيستم‌هاي منطقه‌اي و ساير نهادهاي ملي تشكيل خواهند داد (دل انگيزان، دلالي و عماد زاده، 1383) .
 يك سيستم فناوري ملي در سطح كلان يك جامعه توسط عناصر متفاوت و ارتباطات چند‌گانه بين آنها ساخته مي‌شود. عناصر و ارتباطاتي كه بر توليد, عرضه, استفاده جديد,فايده اقتصادي و مجموعه دانش مؤثر بوده و از آنها اثر مي‌پذيرند. واكنش‌هاي بر روي هم و درهم مؤثر نهادها, از طريق يك مجموعه از نهادهاي متعامل در هم, سطح كاربردي شدن ابداعات را براي بنگاهها و دستگاهها تعيين مي‌كنند. از اين منظر اينگونه نيست كه حتماً لازم باشد تا يك مجموعه كاملاً سازگار و هم پوشان بهم پيوسته وجود داشته باشد, بلكه تنها كافي است اين مجموعه در هم تعامل و بر يكديگر كنش و واكنش داشته باشند(1997 , Edquist).
قابل ذكر است علاوه بر تفكيك سطوح بررسي سيستم فناوري ملي و منطقه‌اي كه از دهه 1990 وارد ادبيات اين موضوع گرديده,كارلسن با برداشت از توسعه در سوئد مفهوم" سيستم‌هاي تكنولوژيك" را عنوان نمود(Carlsson& Jacabssan,1997), و مالربا نيز با ارائه مفهوم " سيستم نوآوري بخشي" اين زمينه مطالعاتي را كامل‌تر نمود(Breschi & Malerba, 1999).








انجام پایان نامه

انجام پایان نامه مدیریت، انجام پایان نامه ارشد مدیریت، انجام پایان نامه، پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

 

سفارش پایان نامه

نقشه