انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

پایان نامه‏ مدیریت

انجام پایان نامه‏ ارشد مدیریت

مقدمه

            در سالهاي آغازين هزاره سوم كشورهاي جهان سعي دارند كه سهم بيشتري از تجارت جهاني را به خود اختصاص دهند. براي نيل به اين هدف بايد بتوانند توان رقابت پذيري خود را افزايش دهند و اين امر جز از طريق ارتقاي بهره وري امكان پذير نخواهد بود. بررسي سهم رشد بهره وري كل عوامل توليد در رشد اقتصادي در كشورهاي     توسعه يافته يا در حال گذار بيانگر اين واقعيت است كه در دو دهه گذشته در اين كشورها سعي شده سهم عمده اي از رشد اقتصادي از طريق رشد شاخص هاي بهره وري كل عوامل تامين شود. در صورتيكه كشور ايران بخواهد سطح توسعه يافتگي خود را به سطح كشورهاي فوق برساند بجز ارتقاي بهره وري سازو كار ديگري دراختيار ندارد.
-2تاريخچه بهره وري
    به طور رسمي و براي نخستين بار لغت بهره وري توسط فردي به نام  كنه در سال 1376 ميلادي در مقاله اي به كار برده شد. بيش از يك قرن بعد يعني در سال 1883 ميلادي شخص ديگري به نام ليتر بهر وري را قدرت و توانايي توليد كردن تعريف كرد و در واقع اشتياق به توليد كردن را همان بهره وري دانست. از اوايل قرن بيستم اين لغت داراي مفهوم دقيق تري شد و براي اولين بار در تعريف آن ارتباط بين ستانده و داده مطرح شد. در سال 1900 ميلادي ارلي بهره وري را ارتباط بين بازده  و وسايل كار به كار رفته براي توليد بازده تعريف كرد. و بالاخره شخصيت هاي حقيقي و حقوقي تعاريف ديگري از بهره وري به شرح زير مطرح ساختند:
 سازمان همكاري اقتصادي اروپا:  در سال 1950  تعريف كامل تري از بهره وري به شرح زير مطرح ساخت:
بهره وري خارج قسمت بازده به يكي از عوامل توليد است به دين ترتيب مي توان از بهره وري سرمايه ، بهره وري مواد و ... نام برد.
استر فيلد:  بهره وري را نسبت بازده سيستم توليدي به مقدار يك يا چند عامل توليد استفاده شده تعريف كرد.
اشتاينر: از بهره وري به عنوان معيار عملكرد يا توانايي موجود براي توليد كالا يا خدمت  يادكرد  . سيگل: بهره وري را نسبت ميان ستانده و نهاده مرتبط با عمليات توليدي مشخص و معيين تعريف مي كند.
سازمان بين المللي كار : در توليد محصولات مختلف ادغام چهار عامل زمين ، سرمايه ،كار و سازماندهي را ضروري مي داند. گفته مي شود كه نسبت تركيب اين عوامل به محصولات معياري براي سنجش بهره وري است.   
   آژانس بهره وري اروپا:  بهره وري را درجه استفاده مناسب و موثر از هر يك از عوامل توليد  معرفي مي كند. اين آژانس در تعريف ديگري كه ارايه مي دهد بهره وري يك بنگاه را ديدگاه فكري آن در بهبود بخشيدن به وضعيت موجود مي داند. براساس نظرات اين سازمان انسان مي تواندكارهايش را هر روز بهتر از پيش انجام داده و نتايج بهتري به دست آورد.
كندريك و كريمر:  از جمله صاحب نظران مقوله بهره وري بودند كه در تعاريف خود از عبارات بهره وري جزيي و بهره وري كلي استفاده كردند.
سومانت: در سال 1979 ميلادي بهره وري كل عوامل را مطرح ساخت كه تحولي در تعاريف ارايه شده براي      بهره وري بود وي در تعريف خود نسبت بازده ملموس به نهاده ملموس را  عنوان كرد.
-3تعريف بهره وري
پرسشي كه در وهله نخست به ذهن هر خواننده اي متبادر مي شود اين است كه بهره وري چيست؟ براي پاسخ به اين پرسش از طرف صاحب نظران علم بهره وري تعاريف گوناگوني ارائه شده كه مجموعه آن را مي توان در يك كتاب جمع آوري كرد. يكي از بهترين تعاريفي كه تاكنون براي بهره وري ارائه شده تعريف زير مي باشد:
بهره وري يعني : درست انجام دادن كار درست
در تعريف فوق درست انجام دادن كار را كارائي نيز مي گويند يعني اينكه از حداقل مواد ، حداكثر محصول برداشت شود يا از مقدار معيني مواد محصولي با كيفيتي بالاتر توليد شود. اگر به تعريف ارائه شده براي     بهره وري توجه شود جزء ديگر آن كار درست انجام دادن است كه اصطلاحا به آن اثربخشي مي گويند. مثلا ممكن است با مصرف كمتر مواد،محصول بيشتري توليد كرد وليكن اين محصول كيفيت مطلوب مورد نظر مشتري را نداشته باشد. در اين حالت كارائي واقع شده است وليكن چون محصول فاقد كيفيت لازم است از اين رو اثر بخش نبوده و نمي تواند رضايت مصرف كننده را جلب كند. بنابراين ملاحظه مي شود كه تحقق كارائي و يا اثربخشي به تنهايي موجب افزايش بهره وري نخواهد شد. به عبارت ديگر در مقوله بهره وري بايد اولا كاري كه انجام مي شود كار درستي
 (يعني مفيدي) باشد و ثانيا اين كار به بهترين نحو انجام شود. با تحقق اين دو شرط مي توان اطمينان حاصل كرد كه بهره وري محقق شده است.
    از طرف ديگر بهره وري عبارت از ارتباط فيزيكي ميان مقدار توليد ايجاد شده (ستانده ) و مقدار منابع به كار رفته (نهاده) درآن در دوره توليد است.
                                               (Input) نهاده/ (Output) ستانده =Productivity) ) بهره وري                                                     
در اين رابطه ستانده به كل توليد اشاره دارد حال آن كه مراد از نهاده نيروي كار، زمين ، سرمايه ، مديريت و... مي باشد. در واقع  كارايي (Efficiency ) بازده نظام توليد را اندازه گيري مي كند. به صورت روشن تر مي توان گفت راندماني كه طي آن منابع به محصول تبديل مي شود به صورت اشتباه مصطلح به آن بهره وري مي گويند حال آن كه بايد كارايي ناميده مي شد. پس بهره وري بالاتر به مفهوم توليد بيشتر از مقدار معيني از نهاده يا توليد مقدار مشخصي از محصول با استفاده از مقدار كمتري نهاده است. در  سطح يك كارخانه يا فعاليت ، بهره وري نسبت ستانده به نهاده مي باشد اما در سطح كلان نشانده عملكرد اقتصاد يك كشور است.



4-تفاوت بهره وري با توليد  
    به طور كلي  بهره وري(Productivity ) از توليد (Production ) متفاوت است. بهره وري يك نسبت ميان ستانده و نهاده اي است كه در ايجاد آن ستانده به كار گرفته شده است.از طرف ديگر توليد حجم ستانده را نشان مي دهد و يك مفهوم مطلق مي باشد. در يك موسسه اقتصادي مقدار توليد ممكن است داراي افزايش باشد اما همزمان به خاطر استفاده نا مطلوب از منابع ، بهره وري مي تواند كاهش داشته باشد. از طرف ديگر استفاده كارا از منابع توليد ممكن است موجب افزايش بهره وري شود در حالي كه مقدار توليد كاهش داشته باشد. در ضمن بايد توجه داشت كه بهره وري با سود دهي تفاوت دارد.
5-اهميت بهره وري
در جهان امروز بهره وري تقريبا مترادف با پيشرفت مي باشد. استاندارد زندگي در يك جامعه به درجه اي از  تامين حداقل نياز هاي جامعه بستگي دارد. به عبارت ديگر مقدار و كيفيت غذا ، پوشاك ، مسكن ، آموزش و امنيت اجتماعي  ،استاندارد زندگي را تعيين مي كند. براي ارتقاي استاندارد زندگي بايد غذا ، پوشاك ، مسكن و ... بيشتر توليد شود. افزايش مقدار توليد كالاها و خدمات مي تواند از طريق افزايش نهاده هاي نيروي كار وسرمايه صورت پذيرد و يا اينكه از منابع موجود به صورت كاراتر استفاده به عمل آيد. منابع يك كشور عموما محدود مي باشد بنا بر اين بهره وري بيشتر يك ضرورت براي ارتقاي استاندارد زندگي يك ملت مي باشد. بهره وري بيشتر موجب رشد اقتصادي و توسعه اجتماعي مي شود. با بهبود بهره وري شاغلان به دستمزد بيشتر و شرايط كاري مناسب تر دست خواهند يافت درعين حال فرصت هاي شغلي بيشتري توليد خواهد شد. بهره وري بالاتر از يك سو موجب كاهش قيمت ها شده و از سوي ديگر سود سهامداران را افزايش مي دهد. بهر حال در يك كشور در حال توسعه اي مانند ايران بدون ارتقاي بهره وري نمي توان مشكل بيكاري را بر طرف نمود. ،
 براي بهره وري بالاتر بايد ضايعات به هر  شكلي كه وجود دارد از قبيل ضايعات در مواد ، ماشين آلات ، زمان ، نيروي انساني ، فضا و ديگر اشكال آن شناسايي و حذف شود. فرآيند هايي كه موجب ايجاد ارزش افزوده نمي شوند بايد شناسايي و ازچرخه توليد كنار گذارده شوند.
6- سطوح بهره وري
بهره وري در سطوح مختلف مورد بررسي قرار مي گيرد. بسته به نوع تحليل و اهداف مورد انتظار يك تحقيق ، سطح مورد نظر انتخاب و مطالعات انجام مي شود. بالاترين سطح بررسي سطح بين المللي و كوچكترين سطح آن كه در نظام اجتماعي مورد بررسي قرار مي گيرد بهره وري فردي مي باشد.
الف -بهره وري در سطح بين المللي
بررسي بهره وري در سطح جهاني مقوله اي است كه از دير باز مورد توجه دانشمندان بوده است. امروزه علاوه بر بهره وري نيروي كار ، شاخص هاي ديگري در باره بهره وري انرژي ، تكنولوژي مديريت ، و ... در سطح بين المللي مورد توجه قرار گرفته است. اقتصاد دانان در توسعه و اندازه گيري بهره وري درسطح بين المللي و مقايسه كشور ها با يكديگر بيشترين سهم را داشته اند. هم اكنون دو موسسه معتبر تحقيقاتي جهاني به نام هاي موسسه بين المللي توسعه مديريت (International Institute for Management Development ) و موسسه بازار جهان اقتصاد (World Economic Forum ) كه در كشور سويس مستقر مي باشند تعداد قابل ملاحظه اي ملاك را جهت مقايسه رقابت پذيري برخي از كشور هاي جهان كه سهمي از تجارت جهاني را در اختيار دارند اندازه گيري كرده و با محاسبه يك شاخص تركيبي به نام رقابت پذيري ، توان رقابتي كشور هاي جامعه مورد مطالعه را محاسبه و آن ها را از اين منظر رتبه بندي مي كنند. در سال هاي اخير نيز سازمان بهره وري آسيايي (Asian Productivity Organization ) در اين ارتباط پروژه اي را تعريف و در سطح كشور هاي عضو به مرحله اجرا در آورده است.
 

ب-بهره وري در سطح ملي
    
    بررسي بهره وري در سطح كلان پيش زمينه آسيب شناسي اجتماعي و نيز راه آساني براي اتخاذ سياست هاي صحيح است. عموما بررسي بهره وري در سطح كلان داراي دوجنبه است. اول آنكه شاخص هاي بهره وري در سطح كل اقتصاد مانند بهره وري نيروي كار و سرمايه و ... اين امكان را فراهم مي آورد تا سطح ويا ميزان رشد آن با ساير كشور ها مورد بررسي تطبيقي قرار گيرد و جايگاه كشور در سطح منطقه و جهان مشخص شود. دوم آنكه تحليل بهره وري يك تحليل دروني است و سعي مي شود با استفاده از شاخص هاي بهره وري محاسبه شده وضع موجود تبيين و با توجه به اهداف از پيش تعيين شده استراتژي حركت جهت تحقق اهداف مشخص شود.
ج- بهره وري در سطح بخش
    بررسي بهره وري در سطح بخش هاي مختلف امري اصولي است. تفكيك اقتصاد ملي به بخش هاي مختلف توليد مانند كشاورزي ، معدن ، صنعت ، نفت و خدمات و هم چنين به سه بخش عمده دولتي ، خصوصي و تعاوني مبناي بررسي هاي گوناگون در زمينه بهره وري مي باشد. تحقيقات قابل توجهي در خصوص بهره وري نيروي كار و تا حدودي بهره وري سرمايه و بهره وري كل عوامل در سطح بخش هاي اقتصادي صورت كرفته است. شايان توجه است مقايسه بهره وري بين بخش هاي مختلف اقتصادي تنها براي عواملي از توليد امكان پذير است كه به طور مشترك مورد استفاده قرار مي گيرد مانند بررسي بهره وري نيروي كار در بخش هاي دولتي و خصوصي.
د-بهره وري در سطح سازمان و شركت
    بهره وري در سطح سازمان برابر است با نسبت كار انجام شده سازمان براي توليد كالاها يا ارايه خدمات در طول يك زمان معيين به منابع مصرف شده كه در توليد نقش داشته اند. بنا براين براي محاسبه بهره وري در سطح سازمان نسبت به بخش اقتصادي از عوامل ملموس تري استفاده مي شود.  سازمان متشكل از شركت هايي است كه خود توليد كننده نوع خاصي از كالاهاي نهايي هستند. لذا مفهوم سازمان نبايد با مفهوم شركت اشتباه گرفته شود و سازمان مي تواند از جمع جند شركت به وجود آمده باشد. شركت مكان ثابتي است كه در آن مجموعه اي از عوامل توليد تحت مديريت و حسابداري واحد جهت توليدكالا و خدمت به كار افتاده باشد.
ه- بهره وري در سطح واحد توليدي
    واحد توليدي در واقع قسمتي از شركت است كه به تكميل محصول نهايي ، توليد قطعه يا ارايه  خدمت خاصي مي پردازد. اين سطح از توليد  مي تواند جزو واحد ، گروه توليدي ، خط توليد و سالن توليد لحاظ شود. بررسي بهره وري در اين سطح علاوه بر عوامل نيروي كار ، سرمايه ، انرژي ، عوامل خاص و فني چون ماشين آلات و حتي يك ماشين خاص را نيز مي تواند شامل شود. بررسي بهره وري يك خط توليد و بررسي بهره وري زمان  همواره با مطالعات كنترل كيفيت همراه است كه در حوزه مطالعات عمومي مهندسي صنايع قرار مي گيرد.
و- بهره وري فرد شاغل   
    ميزان بهره فردي شاغلين تحت تاثير عوامل ملموس و غير ملموس نظير اندازه تجهيزات ، شرايط كار ، فرآيندها ، آگاهي و انگيزش قراردارد. اگرچه همه عواملي كه به آن اشاره شد در جاي خود اهميت بسزايي دارند ، ولي به جرات مي توان انگيزش را به عنوان مهمترين عامل ارتقاي بهره وري مطرح كرد. با توجه به مفهوم بهره وري ، اعتقاد بر اين است كه رشد بهره وري در سطح هر شاغل موجب رشد بهره وري در سطح شركت مي شود و اين افزايش موجب افزايش بهره وري در سطح بخش اقتصادي و در نهايت رشد بهره وري ملي مي شود. به عبارت ديگر رشد بهره وري در سطح ملي بستگي به رشد بهره وري تك تك شاغلين دارد. با پذيرش اين واقعيت كه انسان تنها عاملي است كه مي تواند خود را تغيير دهد و در محيط خود تغيير به وجود آورد ، نقش كليدي شاغلين به طور اخص و انسان به صورت اعم در فرآيند بهره وري آشكار مي شود.

7-چرخه مديريت بهبود بهره وري

پس از آشنايي با تعريف بهره وري بايد ديد چگونه از آن استفاده مي شود؟ همانگونه كه فوقا اشاره رفت با ارتقاي بهره وري مي توان سطح رقابت پذيري را افزايش داد و از اين طريق به بازارهاي جهاني راه يافت. براي برنامه ريزي در زمينه ارتقاي بهره وري بايد بدانيم كه از منظر سطح بهره وري در كجا قرار داريم و به كجا مي خواهيم برويم و براي رسيدن به مقصد چه راهكارهايي مناسب تر است. صاحب نظران علم بهره وري اين مقولات را در چارچوب چرخه مديريت بهبود بهره وري مطرح مي كنند كه به آن PDCA نيز مي گويند. در كلمات اختصاري به كار رفته براي چرخه مديريت بهبود بهره وري P حرف نخست كلمه Plan ، D حرف اول كلمه Do ،C  حرف اول كلمه Check و بالاخره  A حرف آغازين كلمه  Affirm مي باشد. صاحب نظران علم بهره وري علاوه از چرخه فوق از چرخه ديگري نيز استفاده مي كنند كه به آن MEPI مي گويند. در اين چرخه M حرف اول كلمه Measuring ، E حرف نخست كلمه Evaluation ،   P حرف اول كلمه Planning   و I حرف نخست كلمه Implementation مي باشد








انجام پایان نامه

انجام پایان نامه مدیریت، انجام پایان نامه ارشد مدیریت، انجام پایان نامه، پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

 

سفارش پایان نامه