انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

پایان نامه‏ مدیریت

انجام پایان نامه‏ ارشد مدیریت

تعریف مدیریت
مدیریت فرایند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی وانسانی در برنامه ریزی سازماندهی بسیج منابع وامکانات هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد.
مدیریت امور اداری
مديريت اداري پشتيباني  کننده واحد در زمينه هاي اداري خدمات و تدارکات است که در زمينه هاي زير فعاليت دارد
1-    کارگزيني کارکنان :
اين بخش کليه اقدامات مديريت منابع انساني شامل تامين و سازماندهي و انتصاب نيروي انساني , آموزش و پرورش نيروي انساني , ترفيعات , جابجاييها, مرخصي , ماموريت , برکناري از خدمات , بازنشستگي , برقراري حقوق و مزاياي کارکنان  غير هيئت علمي , بايگاني اسناد و مدارک را انجام ميدهد.
2-    تدارکات واحد :  کليه اقدامات مربوط به تهيه نيازمنديها  اعم از کالا و خدمات نگهداري و مديريت انبارها و واگذري اجناس مورد نياز به بخش هاي مختلف دانشگاه را زير نظر مدير اداري و با هماهنگي مدير مالي به انجام ميرساند
3-    بخش خدمات : اين بخش کليه کارهاي خدماتي واحد از قبيل انتظامات , نگهداري فضاي سبز , ترابري افراد/اشياء , نظارت محوطه و ساختمانها را زير نظر مدير اداري به انجام مي رساند.
در هر اداره و سازمان انجام امور و ارائه خدمات عمومی ضروری است زیرا بدون فعالیت این بخش فعالیت سایر بخش ها غیر ممکن خواهد بود
اهم وظايف و اختيارات
1- تهيه و تدوين بودجه ساليانه و پيشنهاد آن به رئيس واحد
2- اظهار نظر در مورد سازمان و تشکيلات واحد و بر آورد نيروي انساني مورد نياز واحد
3- اجراي عمليات مالي واحد و مراقبت در رعايت مقررات مالي
4- تهيه و اجراي طرحهاي رفاهي کارکنان با توجه به امکانات واحد
5- تهيه و تدارک نيازمنديهاي واحد برابر ضوابط مربوط
6- نظارت دقيق بر کميسيون معاملات واحد
7- انجام کليه امور حقوقي واحد و استفاده از نظرات متخصصين و دفتر حقوقي سازمان مرکزي  در مواقع لزوم
8- همکاري با رئيس واحد براي اجراي هر چه بهتر وظائف مربوط به بخشهاي ستاد واحد
مديريت و موفقيت
با نگاهی گذرا به گردونه عالم هستی،  اين مسئله روشن مي‌گردد كه ساختمان وجود هر انسانی،  دارای يك نظام تشكيلاتی فوق العاده ظريف و پيچيده است. اداره اين نظام تشكيلاتی،  با مديريت صحيح، توانا، بصير و بی نهايت آگاه ميسر است. انسان نيز به عنوان يك موجود اجتماعی كه ناگزير است تمام نيازهای خود را در پناه زندگی جمعی تأمين نمايد، ناگزير است در زندگی جمعی خود برای جلوگيری از هرج و مرج و هدر رفتن نيروها و استعداد بالقوه و تبديل آن به فعاليت، دارای يك تشكيلات و سازماندهی و مديريت منظم باشد.
از طرف ديگر، اين مسئله نيز حائز اهميت است كه به موازات رشد و تحول و پيشرفت جوامع در زوايای گوناگون، به‌ويژه در مباحث صنعتی و انفور ماتيك، امروزه هر كسی در زندگی فردی و اجتماعی خود به نحوی با مسئله مديريت در سطوح بالا يا پايين درگير است، و در نتيجه، مديريت علمی است كه تار و پود زندگی ما را دربرمي‌گيرد.
حضرت امير المؤمنين علي(ع) در باره اهميت نقش مدير در تشكيلات و حركت به سمت موفقيت مي‌فرمايند:
«اَنَّ مَحَلّی مِنها مَحَلُّ القُطب منَ الرَحلَي»، و از آن فهميده مي‌شود كه مدير مانند گرانيگاه وسط آسياب عمل می كند. باز مي‌فرمايند: «موقعيت مدير و رهبر، همانند نقش نخ تسبيح است كه دانه‌ها را به هم پيوند مي‌دهد، و وقتی رشته پاره شد، دانه‌ها پراكنده مي‌شوند و بدون نتيجه خواهند ماند، و هيچ گاه در كنار يكديگر جمع نخواهند شد.»
اگر يك سازمان را به مثابه پيكر و بدن انسان تصور كنيم، مدير سازمان، مانند مغز آن است، و بدون مغز، انسان تنها دارای زندگی خطی و روزمرّه است.
عوامل موفقيت در مديريت
تئوری انگيزه موفقيت را ديويدمك كلند ارائه كرد. از ديدگاه اين روان‌شناس، نياز به موفقيت، بر پايه برتری طلبی،  رقابت، اهداف چالشی، ‌اصرار بر انجام دادن كار و فائق‌آمدن بر مشكلات بنا گرديده است.
شخصی كه انگيزه توفيق طلبی و كمال طلبی زيادی دارد، همواره برتری در عملكرد را جست‌وجو مي‌كند؛ از اهداف چالشی لذت مي‌برد و دارای پشتكار و روحيه رقابتی در فعاليتهای كاری است.
پرسشهايی كه نياز توفيق طلبی را مورد سؤال قرار مي‌دهند، عبارت‌اند از:
1.‌ آيا شما از فعاليتهای كاری چالشی و مشكل لذت مي‌بريد؟
2. آيا شما مي‌كوشيد كه عملكردتان از اهداف تعيين‌شده فراتر برود؟
3. آيا شما روشهای جديد برای فائق آمدن بر مشكلات را مي‌جوييد؟
مطالعاتی كه مك كلند انجام داده است، نشان دهنده آن است كه افراد با نياز توفيق طلبی بالا، نسبت به كسانی كه نياز به موفقيت در آنان متوسط يا پايين است. از عملكرد بالاتری برخوردار مي‌باشند.
اين مسئله نشانه اين است كه مديران موفق، به زمينه يا موقعيت خاصی منحصر نيستند، بلكه اين مديران دارای زمينه و موقعيت متنوعی هستند و به همان اندازه نيز از تنوع رفتاری و مهارتی برخورداند. به نظر رابرت كريتنر، حداقل سه عامل مهم برای موفقيت مدير وجود دارد كه او آنها را در قالب يك فرمول ارائه مي‌كند.
اين عوامل عبارت‌اند از:
فرصت O  × انگيزه مديريت M× تواناييA  = موفقيت S  
Opporfunity×Motiuation to manage ×Success=Ability
به نظر وی،  توانايی و انگيزه موفقيت و فرصت، عواملی هستند كه اگر در هم ضرب شوند، يك فرمول اصولی برای توفيق مديريت فراهم مي‌شود. وی در ادامه متذكر مي‌شود كه موفقيت مدير، به تركيب متناسب توانايی و انگيزه مديريت و فرصت بستگی دارد. نبود يك عامل، منجر به ضايع‌شدن ساير عوامل مي‌گردد. به همين علت، از «ضرب» به جای «جمع» استفاده شده است.
عوامل تعيين‌كننده موفقيت
مطالعات گوناگونی در باره تعيين عوامل موفقيت در مديريت انجام گرفته، كه يكی از مهم‌ترين آنها، به دست جان آپلين تحقق يافته است. وی پژوهش خود را به صوت متمركز بر روی بيش از ده هزار كارمند، در دفاتر مركزی پانصد شركت بزرگ امريكا انجام داده است، در مدل آپلين، سه مجموعه عامل فردی و محيطی و تصادفی،  سطح موفقيت مدير را تعيين مي‌كند. اين مجموعه عوامل كه جان آپلين يادآور می‌شود، عبارت‌اند از:
1.‌ عوامل فردی (درونی)
يك. صفات و مهارتهای شخصی
أ.‌ زمينه‌های تحصيلاتی،  آمادگی فنی،  دانش بازرگانی
ب. توانايی هوشمندی،  مهارتهای تحصيلي/ تفكر سيستمی
ج. توانايی انطباق، توانايی واكنش به موقعيت
دو. تصور مثبت از خود
أ. اعتماد به نفس زياد
ب. احساس امنيت خاطر
سه. الگوهای رفتاری
أ.‌ مهارتهای متقابل شخصی
همدردی كردن با ديگران
برقراری و تماس نزديك
خبر رسانی
حمايتی/ معتمد
ب. سطح انگيزش
بسيار جدي
محشور با سازمان
خودكار و مستقل  
2.‌ عوامل محيطی (بيروني)
يك. سبك مديريت سرپرستان مستقيم
أ.‌ وظيفه‌گرايي
توجه به نتايج
تعيين اهداف ويژه
هدايت پروژه‌ها
ارائه پاداش
ب. مهارتهای متقابل تخصصي
حمايتي/ تماس نزديك با ديگران
توجه به مسير ترقی كاركنان
مربيگری برای افراد
دو. تخصيص شغل
أ. پروژه‌گرايي
محصول نهايی تعريف‌شده
حوزه‌های تركيبي
وظيفه غير مستمر
نياز به تلاش افراد
ب. چالش عمده/ مسئوليت‌پذيري
تأثيرگذاری بر روی سازمان
نياز به تمام مهارتهای فردي
بهره‌برداری از شايستگی فني

برای موفقيت، فرد بايستی صفات و مهارتهای فردی مختلفی را دارا باشد و حتی اگر تمام شرايط و عوامل فردی مساعد باشد، موفقيت حاصل نخواهد شد؛ مگر آنكه عوامل محيطی به شكل مطلوبی فراهم گردد. در كنار اين عوامل، فاكتورهای تصادفی نيز نقش مهمی را ايفا مي‌كنند كه مديريت، كنترل كمی بر روی آنها دارد.

 
3. عوامل تصادفی(تعديل كننده)
أ. نشان دادن خود (فرصت بروز مهارتها و قابليتهای خود به مديران عالي)
ب. شانس (فرصت قابل دسترس در زمان داده‌شده، رقابت برای پستها، استراتژيها و برنامه‌های سازمان)
تسهيل دستاوردهای يك مديريت
مهم‌ترين خصوصيات مشترك در تسهيل دستاوردهای يك مديريت موفق بدين قرار است:
1.‌ بهبود عملكرد: يكی از اهداف تمام طرحهای تسهيم دستارودها، بهبود عملكرد است.
اين عملكرد كه ممكن است به سختی اندازه‌گيری شود، با استفاده از كل زمان واقعی،  در مقابل زمان استاندارد يا اندازه‌گيری فيزيكی ميزان ستاده، در مقابل ميزان داده‌ها به دست مي‌آيد و با روشهای محاسباتی گسترده و بر اساس بهبود سيستم، صورت مي‌گيرد.
2. دستيابی به چيزی: در اين رويه، مدير همواره بايد سعی كند كه به سمت ارتقای خود و سازمان و نيروها حركت كند. اين مهم، بيانگر اين مسئله است كه سازمان نه فقط در چرخش باشد، بلكه بايد به گردش درآيد و به روزمرگی نيفتند.
حضرت امير المؤمنين علی (ع) مي‌فرمايد: كسی كه دو روزش مساوی و شبيه هم باشد، ضرر كرده است.
3. تسهيم همه يا بيشتر كاركنان: در گذشته و حتی در مديريت كلاسيك، طرح تسهيم دستارودها، گروه انتخاب شده‌ای از كاركنان، مانند كاركنان ساعتی يا كاركنان رسمی سازمان، را شامل مي‌شد؛ اما امروزه برای بالا بردن موفقيت سازمان و ضريب رضايت شغلی و رضايت حرفه‌ای،  جهت اصلی به سوی شامل نمودن تقريباً تمام افراد است.
4. مشاركت كاركنان: بسياری از برنامه‌ها با مشاركت به موفقيت نزديك‌تر است.
امروزه حركت سازمانها به گونه‌ای است كه در بخشهای دولتی و خصوصی،  مشاركت قابل ملاحظه كاركنان را مي‌طلبد و توسعه بهتر، همكاری،  ارتباطات، كار و دستيابی به هدفها مورد تأكيد قرار مي‌گيرد. امروز در بحث موفقيت مديران، مفهوم كار هوشمندانه‌تر مطرح است، كه به طور معمول، نيازمند اشكالی از توانمندسازی و مشاركت كاركنان است.
5. جهتگيری دراز مدت: زمان، عامل مهمی در امر مديريت  است و جهتگيريهای يك مدير بايستی در ظرف زمان تعريف شود و عمده فعاليتها نيز در دراز مدت ترسيم گردد. متأسفانه غالب سازمانهايی كه به آنترويی مثبت(استهلاك تدريجي) دچار مي‌شوند و كمتر به سمت آنترويی منفی (بازيافت مجدد و مهندسی مجدد) روی مي‌آورند، به خاطر برنامه‌ها و دستارودهای كوتاه مدت است؛ و اين مسئله، سبب ايجاد مشكلاتی در به كارگيری مشاركت كاركنان می گردد.
6. عدم جهت‌گيری انفرادی: از آنجايی كه تسهيم دستارودها، يك جهت‌گيری گروهی است، ظاهراً جهتگيری انفرادی يا گروههای كوچك، نمی‌توانند شامل يك سيستم گردند و لازم است كه قبل از اجرا، اكثر شركتها و جهت‌گيريهای انفرادی را حذف نمايند.
7. اداره كردن افراد در محيط كار: يكی از رمزهای موفقيت يك مدير كارآمد، كار كردن با گروههای به عنوان رهبر يك گروه يا مدير چند گروه مجاز است كه بخش مهمی از وظايف او را در بر مي‌گيرد. تمايل به انجام دادن كارهای گروهی،  به دليل پيدايی روشهای كاری چند مهارتی و جايگزين شدن ساختارهای غير سلسله مراتبی به جای ساختارهای سنتی سازمانی،  روز به روز افزايش مي‌يابد.
مدير موفق در ايجاد يك گروه كاری موفق، نقش تعيين كننده‌ای دارد، و يك گروه كاری خوب، محصول فرماندهی يك مدير است. يك گروه كاری خوب، نيرويی است زنده، در حال تغيير و پويا كه در آن تعدادی از افراد به منظور همكاری با يكديگر، دورهم جمع شده‌اند و به ارزيابی ديدگاههای مختلف مي‌پردازند و با كمك همديگر در جهت رسيدن به اهداف خود تلاش مي‌كنند.
رابرت هيلر مي‌نويسد: همه گروههای موفق از يك سری خصوصيات مشترك در همه سازمانها و در سراسر دنيا بهره مي‌برند اولين و مهم‌ترين و سنگ بنای همه اين خصوصيات، رهبری قدرتمند و اثر بخش است. و در ادامه مي‌نويسد: تعداد اعضای گروه در موفقيت يك سازمان، نقش تعيين كننده ندارد. يك گروه كاری موفق، ممكن است بين  2  تا  25  عضو داشته باشد. و مهم‌تر از مسئله تعداد اعضا، مديريت خلاق و اثر بخش است.
اين مديريت خلاق و اثر بخش، برای اينكه بتواند گروه موفق را به سمت اهداف خود پيش ببرد، بايد توانايی ايجاد مؤلفه‌های زير را داشته باشد:
1.‌ تعيين اهداف
2. حمايت از گروه
3. تزريق انگيزش
4. ايجاد اعتماد
5. تفويض اختيار
6. تقسيم وظايف و تعيين مسئوليتها
7. تشويق افراد به ارائه ايده‌های تازه
8. بهسازی عملكرد
9.‌ تسهيم در مسئوليتها
10. ايجاد خودگردانی خود كنترلي
11. بالابردن كارايي
12. ايجاد روحيه كار تيمي
13. انطباق نقش
14. ارتباط مؤثر و دائم اثر بخش
15. اطلاع رسانی دقيق، به موقع و متناسب با نيازها
16. جلوگيری از دوباره‌كاري
17. راه اندازی تفكر خلاق
18. حل تعارضها
19. آموزش مداوم گروهها
20. ارتقای استاندارها در گروه
21. تشويق و پاداش
22. سازگاری با تغييرات.
23. مشاوره اثر بخش
از آنجايی كه دنيای امروز را دنيای سازمانها مي‌دانند و متوليان اين سازمانها انسانها هستند، فلسفه وجودی سازمانها، متكی به حيات انسان است. انسانها در كالبد سازمانها روح مي‌دمند و آنها را به حركت در مي‌آورند و اداره مي‌كنند. موارد فوق، مهم‌ترين مؤلفه‌های انسانی سازمانهاست.
سازمانها بدون وجود انسان، نه تنها مفهوم نخواهند داشت، بلكه اداره آنها نيز ميسر نخواهد بود و حتی با وجود فن‌آور شدن سازمانها و تبديل آنها به توده‌ای از سخت‌افزار، در آينده باز نقش انسان به عنوان عامل حياتی و استراتژيك در بقای سازمان، چون گذشته باقی خواهد ماند.








انجام پایان نامه

انجام پایان نامه مدیریت، انجام پایان نامه ارشد مدیریت، انجام پایان نامه، پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

 

سفارش پایان نامه