انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

پایان نامه‏ مدیریت

انجام پایان نامه‏ ارشد مدیریت

تعريف سيستم
«يك سيستم مجموعه منظمي از عناصر بهم وابسته است كه براي رسيدن به اهدافي مشترك با هم در تعادلند.»
رفتاي يك سيستم متأثر از وابستگي متقابل عناصر تشكيل دهنده آن مي باشد، بنابراين سيستمها رفتارگرا بوده و هدف ما از بررسي مفاهيم سيستمها، درك يا پيش بيني رفتار سيستم تحت مطالعه است.
اجزاي سيستم
اجزاي سيستم عواملي است كه موجوديت آن را تشكيل مي دهد و در رسيدن به اهداف سيستم، آن را ياري مي كند. اين اجزا عبارتند از:
-    درون داده ها، برون داده ها، پردازش (تبديل كنندگي)
-    كنترل و بازخور
-    محدوده و محيط سيستم
درون داده ها، برون داده ها و پردازش
درون داده هاي سيستم شامل عواملي است كه به صورتهاي مختلف مانند مواد خام، انرژي، داده هاي خام، و نيروي انساني وارد سيستم مي شود.
پردازش فرايند تبديل درون داده هاست، مانند توليد و انجام محاسبات.
برون داده ها حاصل و نتايج فرايند تبديل است،‌ مانند محصول تمام شده، خدمات انساني، اطلاعات مديريت و نظاير آن كه بايد به مقصد نهايي آن منتقل شود.
كنترل و بازخور
مفهوم سيستم با اضافه شدن دو جزء «بازخور» و «كنترل» كامل مي شود. چنين سيستمي را غالباً سيستم سايبرنتيكي مي نامند.
چنانچه اطلاعات نشان دهد كه نتايج عملكرد همسو و مطابق با استانداردهاست، در اين صورت بازخور، مثبت ناميده مي شود. برعكس، چنانچه اطلاعات بازخور حاكي از تفاوتها و انحرافاتي نسبت به استانداردها باشد، در اين صورت بازخور منفي است. بازخور و كنترل به قدري به هم وابسته است كه معمولاً بازخور، به عنوان بخشي از مفهوم كنترل تلقي مي شود.
كنترلِ بازخور مثبت، ادامة فعاليتهاي مؤسسه را به همان صورتي كه انجام مي شود ابقاء نموده يا تقويت مي كند. به عنوان مثال شما در پروژه اي، روشهاي ساخت يافته را براي تجزيه و تحليل و طراحي سيستم به كار مي بريد. پس از ارزيابي پروژه، پي مي بريد كه نتايج مورد انتظار از لحاظ كيفيت، مدت زمان پروژه و … را بدست آورده ايد، بنابر اين سعي مي كنيد كه در پروژه هاي ديگر نيز، به جاي روش سنتي از اين روش استفاده كنيد.
كنترل بازخور منفي، يعني نگهداشت عمليات مؤسسه در محدودة مشخص و پذيرفته شدة عملكرد (استاندارد).
مدار كنترل با بازخور منفي، خود سيستمي را تشكيل مي دهد كه از عناصر زير تشكيل شده است:
1-    معيارها و استانداردهاي مورد انتظار براي عمليات.
2-    خصوصيات يا شرايطي كه بايد كنترل شود (برون داده سيستم).
3-    يك واحد حس كننده كه خصوصيات يا شرايط فوق را دريافت و سنجش كند. اين گيرنده مي تواند انسان يا ماشين باشد.
4-    يك واحد كنترل كننده كه نتايج دريافتي را با استانداردها (عملكردهاي از پيش تعيين شده يا قابل قبول) مقايسه كند. (سنجشگر)
5-    يك واحد اقدام كننده كه اقدامات تصحيحي براي برطرف كردن انحرافها و تفاوتها (نسبت به استانداردها) به درون دادة سيستم ارسال كند (شكل 4-1).
محيط و محدوده سيستم
يك سيستم در خلاء زندگي نمي كند، بلكه در محيطي كه ساير سيستمها وجود دارد فعاليت مي كند. محيط سيستم عامل خارج از آن است كه بر رفتار سيستم اثر مي گذارد، و در واقع غالباً تعيين مي كند كه سيستم چگونه بايد انجام وظيفه كند. مثلاً محيط يك سيستم تجاري شامل رقبا، خريداران، فروشندگان، دولت، سهامداران … ، و غيره است كه با توجه به اين عوامل، سيستم بايد به فعاليتهاي خود ادامه دهد.
انواع سيستمها
سيستمها بر حسب مورد، به روشهاي مختلفي طبقه بندي شده است. كه از آن جمله مي توان سيستمهاي باز و بسته را نام برد.
سيستم بسته، همان طور كه از نام آن پيداست سيستمي است كه با محيطش هيچگونه ارتباطي به صورت مبادلة انرژي و اطلاعات نداشته باشد. انواع سيستمهاي فيزيكي و شيميايي از اين دسته اند. خصوصيت اين گونه سيستمها اين است كه تمايل فزاينده اي براي رسيدن به وضعيت تعادل ايستا (سكون)، و انتروپي (بي نظمي) دارند. انتروپي مبحثي در ترموديناميك است كه تشريح كنندة موقعيت سيستمهاي بسته است.
سيستم باز، سيستمي است كه به طور مستمر درون داده هايي از محيط دريافت مي كند و پس از تبديل به صورتي ديگر، آن را به محيط باز مي گرداند. سيستمهاي بيولوژيكي و اجتماعي از اين گونه است.
كل گرايي
كليت و يكپارچگي سيستم، نشان دهندة آن است كه عناصر تشكيل دهندة آن چگونه در هم گره خورده است، گرچه هر يك از بخشهاي سيستم، وظايف منحصر به فردي را انجام مي دهند، اما همه با هم كار مي كنند. در اين صورت براي مطالعة يك سيستم بايد كليت آن را مورد مطالعه قرار داد. مطالعة مجرد هر يك از عناصر تشكيل دهندة سيستم به تنهايي مفهومي ندارد، و فقط زماني داراي معنا و مفهوم خواهد بود كه در ارتباط با كل مورد بررسي قرار گيرد.
نظم
نظم حكايت از سازمان و ساختار دارد. اجزاي يك سيستم به گونه اي مرتبط سازماندهي شده است كه بتواند براساس يك برنامة از پيش تعيين شده (اعم از طبيعي يا تعيين شده توسط بشر)، با هم كار كنند. مثلاً هر يك از اعضاي بدن انسان (مثل دست يا سر) نقش خاصي را بر عهده دارد و همة آنها طوري با هم نظم يافته است كه در مجموع، سيستم بدن انسان را به حركت در مي آورد. سازمانها و مؤسسه ها كه سيستمهايي متشكل از انسان و ماشين هستند نيز، طبق ساختار و سازمان مشخصي شكل مي گيرند. اين ساختار كه معمولاً در نمودار سازماني يك مؤسسه متجلي مي شود، به صورت سلسله مراتبي از ارتباطات و مسئوليتها نشان داده مي شود و از مدير عامل و هيئت مديره در سطوح بالا، شروع مي شود و به تعداد زيادي از كاركنان عملياتي و خدماتي در سطوح پايين ختم مي شود.
وابستگي اجزاي سيستم
هر سيستم براي انجام وظيفه (رسيدن به اهداف) بايد از ساير سيستمها، درون داده هايي دريافت كند تا طبق هدف، آن را به برون داده هايي تبديل كند. اين برون داده ها به نوبة خود، درون دادة سيستم ديگري مي شود. مثلاً در يك واحد توليدي، سيستم خريد از سيستم توليد درخواستهايي براي خريد مواد دريافت مي كند (درون داده) كه براساس آن، سفارش خريد (برون داده) تهيه، و براي فروشندگان ارسال مي كند.
تعامل
مفهوم تعامل به ارتباط متقابل اجزاي يك سيستم با هم، اشاره مي كند (شكل 8-1). مثلاً در يك مؤسسه سيستم حقوق و دستمزد با سيستم پرسنلي، تبليغات با فروش، و خريد با توليد در تعامل است.
هدف
سيستمها داراي هدف (اهداف) و مقصودي هستند كه براي رسيدن به آن در تلاشند. هدف از سيستم حسابهاي دريافتني، جمع آوري مطالبات و رسيدگي به وضعيت حسابهاي آن در يك مؤسسه است، و هدف سيستم هواپيمايي، حمل مسافر و بار به مقصد است.
سيستم ممكن است خود داراي هدف (اهداف) باشد، مثل انسان يا اينكه هدف (اهداف) در آن تعبيه شده باشد، مثل يك ماشين كه به منظور انجام كار خاصي طراحي شده است.
سلسله مراتب سيستمها
در درون محدودة سيستم، خود سيستم قرار دارد. سيستم ممكن است از يك عنصر، يا چندين عنصر تشكيل شده باشد. هر گاه هر يك از اين عناصر، به نوبة خود سيستم ديگري باشد، يك زيرسيستم ناميده مي شود. هر يك از زيرسيستمها نيز ممكن است به زيرسيستمهاي ديگري تفكيك و تقسيم شود.
مكانيزم سازش
سيستمها بايد دو مكانيزم غالباً متضاد را در خود داشته باشند. از يك طرف براي ابقاي تعادل خود، بايد مكانيزمي داشته باشند كه بين محيط و وضعيت زيرسيستمهاي آن، حالت موازنه اي برقرار كند. به اين معنا كه از تغيير سريع زيرسيستمها در برابر تغييرات محيطي، به طوري كه وضعيت كل سيستم را به خطر اندازد، جلوگيري كند.
از طرف ديگر، چون سيستم در محيطي زندگي مي كند كه به طور مرتب در حال تغيير است، لذا بايد مكانيزمي داشته باشد كه تغييرات مذكور را شناسايي كرده و خود را با آن تطبيق دهد تا در رابطه با محيط، به تعادلي پويا دست يابد. چنين تعادلي معمولاً با يادگيري از طريق بازخور اطلاعاتي، پاره افزايي، و با تخصصي تر شدن واحدها و رشد زيرسيستمهاي دروني مؤسسه ها و سازمانها، حاصل مي شود.
همپاياني
مفهوم همپاياني اين است كه سيستم مي تواند با شرايط اوليه و درون داده هاي متفاوت، به نتايج نهايي يكساني دست يابد.
خصوصيت همپاياني كه خاص سيستمهاي باز است، حكم مي كند كه مؤسسه ها و سازمانها با استفاده از درون داده هاي متفاوت، و از راه حلهاي مختلف و به روشهاي گوناگون مي توانند به اهداف خود دست يابند شكل (10-1). اين بر خلاف نظرية روابط علت و معلولي ساده است كه از علوم فيزيك سرچشمه مي گيرد و معتقد است كه هميشه يك راه بهترين، براي رسيدن به اهداف وجود دارد.
سازمان و سيستمهاي اطلاعاتي سازمان به عنوان يك سيستم
سازمان يك سيستم باز هدف جو است كه در برگيرندة خصوصيات سستم باز است. مثلاً يك مؤسسه تجاري، در محيطي تجاري (سيستم فراگير) فعاليت مي كند كه ساير سيستمها مانند رقبا، دولت، جامعه، مشتريان، فروشندگان، سهامداران و مؤسسه هاي مالي، و … در آن فعاليت مي نمايند، يا بر آن احاطه دارند. چنين سيستمي از لحاظ ساختاري به زيرسيستمهاي مختلفي مانند واحدها، بخشها، قسمتها و، نظاير آن تفكيك مي شود. اين واحدها معمولاً در برگيرندة فعاليتها، عمليات و وظايف مختلف سازماني نظير بازاريابي، مالي، توليد، نيروي انساني، و … است. سازمان با دريافت درون داده هايي به صورت مواد، نيروي انساني، ماشين آلات، و اطلاعات؛ و از طريق وظايف فوق، آن را به محصولات، خدمات، اطلاعات، و … تبديل مي كند.
سازمان، سيستمي سازگار با محيط است كه ضمن يادگيري و تأثيرپذيري از محيط، وضعيت خود را در مقابل تغييرات آن، تنظيم مي كند.
سازمان و سيستمهاي اطلاعاتي
اطلاعات (پردازش شده و پردازش نشده) خوني است كه در رگهاي سازمان جاري است و سيستم اطلاعاتي، وسيله اي براي به جريان انداختن اين خون در رگهاي سازمان است.
سيستم اطلاعاتي در يك سازمان را مي توان از ابعاد مختلفي مورد بررسي قرار داد، كه اهم آنها عبارت است از:
•    سيستمهاي اطلاعاتي، براساس وظايف مختلف سازماني
•    سيستمهاي اطلاعاتي، براساس عمليات و ساختار مديريتي سازمان
•    سيستمهاي اطلاعاتي، براساس صورت فيزيكي آن
سيستمهاي اطلاعاتي براساس وظايف مختلف سازماني
گرچه ساختار سازماني مؤسسه ممكن است بر مبنايي غير از اين وظايف، مثلاً بر حسب نوع محصول يا پروژه شكل گرفته باشد، اما سيستمهاي اطلاعاتي به طور منطقي حول محور اين وظايف مي چرخد،‌ و در واقع تصويري از هر يك از اين وظايف است.
ممكن است داده ها و اطلاعات يكساني، مورد استفادة چند وظيفة سازماني قرار گيرد، اما اين وظايف از لحاظ فعاليتها، عمليات و مسئوليتهاي سازماني مجزا هستند. بنابراين براي هر يك از آنها، يك سيستم اطلاعاتي مختص همان وظيفه در سازمان وجود دارد.
سيستمهاي اطلاعاتي براساس عمليات و ساختار مديريتي سازمان
در جريان انجام عمليات و فعاليتهاي مربوط به هر يك از وظايف سازماني و تعامل و تقابل آنها با يكديگر، پيوسته اطلاعاتي (خام) وارد سازمان يا مؤسسه مي شود، يا در داده ها و اطلاعات موجود تغيير داده مي شود. جمع آوري، پردازش، نگهداري سوابق، به روزرساني، انجام تغييرات مورد لزوم در اين سوابق، تهيه نتايج عملكردهاي اين وظايف و توزيع آن بين استفاده كنندگان مختلف، بر عهدة سيستمهاي اطلاعاتي و عملياتي مؤسسه است.
سيستمهاي اطلاعاتي مديريت
براي مديريت سازمان به طور كلاسيك، وظايفي بر شمرده شده است كه اهم آن برنامه ريزي، كنترل، و اساساً تصميم گيري است.
همچنين مديريت سازمان براي انجام وظايف محوله، به صورت هرمي تشبيه مي شود كه از سه لاية عمدة مديريت سطوح بالا، سطوح مياني و سطوح پايين تشكيل شده است. بر حسب اين كه مديريت در كدام يك از لايه هاي مذكور قرار گرفته است برنامه ريزي، كنترل و تصميم گيري متفاوتي دارد. به طوري كه در سطوح بالا، برنامه ريزيها، استراتژيك و بلند مدت؛ در سطوح مياني، تاكتيكي و ميان مدت؛ و در سطوح پايين، كوتاه مدت و مربوط به فعاليتهاي جاري و روزمره است.
برعكس وظيفة كنترل در سطوح بالا، كلي و شامل عملكرد تمامي واحدها و وظايف مختلف سازماني به صورت كلي است؛ در سطوح مياني، شامل كنترل مديريت و عملكرد واحدهاي تحت مسئوليت هر مديريت است؛ و سرانجام در سطوح پايين، كنترلها تفصيلي و شامل عمليات روزمره و جاري تحت مسئوليت هر مدير است. شكل (3-2) ابعاد برنامه ريزي و كنترل را در سطوح مختلف نشان مي دهد.
تصميم گيري در سطوح پايين؛ مكرر، روزمره، و داراي ساختاري مشخص است كه از قبل قابل پيش بيني و برنامه ريزي است. اين گونه تصميمات بطور عمده بر اساس حقايق، داده ها و اطلاعات موجود در سازمان صورت مي گيرد؛ و كمتر به قضاوت شخصي نياز دارد، زيرا مسئله داراي پارامترها و راه حلهاي مشخص است.
با پيشرفت تكنولوژي اطلاعاتي، سيستمهاي اطلاعاتي مختلفي براي پاسخگويي و پشتيباني اين وظايف و تصميم گيريهاي مديريت، تكامل يافته است كه به نام سيستمهاي اطلاعاتي مديريت ناميده مي شود.
سيستمهاي اطلاعاتي مديريت انواع مختلفي دارد كه اهم آنها عبارت است از:
-    سيستم اطلاعاتي مديريت يا سيستم گزارشهاي مديريت
-    سيستم اطلاعاتي پشتيبان تصميم گيري
-    سيستم اطلاعاتي مديريت سطوح بالا
سيستم گزارشهاي مديريت سيستم گزارشهاي مديريت يا آنچه كه به طور كلاسيك به نام سيستمهاي اطلاعاتي مديريت ناميده مي شود، گزارشهاي چاپي يا تصويري را در اختيار مديريت قرار مي دهد كه نوع و فرمت آنها از قبل قابل پيش بيني است.
سيستم اطلاعاتي پشتيبان تصميم گيري، اين نوع سيستم كه ادامه يا مكمل سيستم اطلاعاتي مديريت است، از مدلهاي تصميم گيري و پايگاه داده هايي خاص، براي تهية اطلاعات در جهت پشتيباني از تصميمات نيمه ساخت يافته يا ساخت نيافته، استفاده مي كند.
سيستم اطلاعاتي مديريت سطوح بالا، چون مديريت سطوح بالا اطلاعاتي براي برنامه ريزي استراتژيك و كنترل كلي مؤسسه نياز دارد، اين سيستم طوري طراحي مي شود كه مديريت سازمان بتواند به سهولت و با سرعت به اطلاعات منتخب و مورد نياز در مورد عوامل كليدي سازمان، دست يابد.
سيستمهاي اطلاعاتي بر اساس صورت فيزيكي آن
يكي ديگر از راههاي بررسي و شناخت سيستمهاي اطلاعاتي، شناخت صورت فيزيكي آن است كه شامل اجزاي فيزيكي، و وظايف پردازشي آن است.
اجزاي فيزيكي سيستم
اجزاي فيزيكي سيستم اطلاعاتي، عبارت است از: سخت افزارها، نرم افزارها، رويه ها، دستورالعملها، و پرسنل اجرايي آن. جدول (1) به طور خلاصه، اجزاي فيزيكي يك سيستم اطلاعاتي كامپيوتري را تشريح مي كند.
وظايف پردازشي سيستم








انجام پایان نامه

انجام پایان نامه مدیریت، انجام پایان نامه ارشد مدیریت، انجام پایان نامه، پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

 

سفارش پایان نامه

نقشه