انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

پایان نامه‏ مدیریت

انجام پایان نامه‏ ارشد مدیریت

قبل از ورود به بحث سود و زيان شركت سهامي عام تعاريف كلي و عام سود وزيان را ارئه مي نمايم :
در فرهنگ فارسي عميد سود مساوي با بهره ، نفع ، ضد زيان و فايده  معني شده و زيان معادل نقصان ، خسارت ، ضرر و ضد سود
در فرهنگ علوم اقتصادي  Prfit) ) را عبارت از سود، نفع و منفعت مي داند و چنين ادامه مي دهد در اصطلاح علم اقتصاد نظري بخش باقيمانده عوايد يك تصدي است پس از وضع پرداخت به عوامل سرمايه بهره زمين ( اجاره ) و كار و مديريت ( مزد و حقوق ) كه بدان اصطلاح سود خالص يا نفع خالص PureProfit داده اند.
در اصطلاح حسابداري سود افزايش در ثروت است در نتيجه فعاليت يك تصدي اقتصادي
نفع خالص معمولا عبارتست از تفاوت ميان قيمت فروش و قيمت مايه هرگاه مخارج فروش و مخارج اداري از نقع كل ( ناخالص ) كسر شود سود خالص يا عايدي خالص بدست مي آيد .
سود و زيان از نظر افتصادانان :
اقتصادانان هر كدام بسته به مورد در كتابهاي خود مباحثي را به موضوع سود يا زيان ( سرمايه ) اختصاص داده اند ذيلا به اختصار قسمتي از نطربات بعضي از معروف ترين اقتصاددانان جهان را در خصوص موضوع ارائه مي گردد .
نظريه آدام اسميت : آدام اسميت اقتصادان شهير انگليسي و پدر علم اقتصاد سود را چنين تعريف كرده است : هر كس از پول خود درآمدي بدست مي اورد بايد يا از كار خودش يا از سرمايه خود يا از زمين خودش آن درامد را به دست آورده باشد ... درآمدي كه ناشي از سرمايه است به وسيله شخصي كه آن سرمايه را به كار انداخته يا مديريت كرده سود ناميده مي شود .
درمورد علل افزايش يا كاهش سود اسميت معتقد است :(( بالا رفتن و پايين آمدن سود سرمايه بستگي به همان عللي دارد كه باعث بالا رفتن و سقوط مزد كارگر مي شود يعني افزايش ويا كاهش موقعيت ثروت جامعه ولي اثر همين علل روي اين هر دو به يكسان نيست .
افزايش ثروت كه باعث بالارفتن مزدهاست باعث كاهش سود مي گردد وقتي سرمايه بسياري از بازرگانان ثروتمند به يك نوع دادوستد سوق داده شود رقابت طبيعي آنان خواه ناخواه باعث پايين آمدن سود مي گردد هنگامي كه درتمامي دادوسندهاي مختلف انجام شده در جامعه افزايش مشابه اي در سرمايه به وجود ايد همان رفابت اثر مشابه اي را در همه آنها پديد مي آورد .
اسميت نه فقط كاهش سود را موجب زوال تجارت و عدم ترقي اقتصادي كشور نميداند بلكه بر اين باور است كه وقتيكه سود كاهش مي يابد بازرگانان شكايت برمي دارند كه تجارت رو به تنزل است گو اينكه تنزل سود اثر طبيعي و قهري ترقي روز افزون است و يا اينكه نشانه آن است كه سرمايه اي بيشتر از گذشته به كار افتاده است .
صنايع مادر با بالا رفتن قيمت هميشه شكايت از آثار بد مترتب بر مزدهاي زياد دارند و مي گويند اين امر باعث كاهش فروش كالاهايشان در داخل و خارج كشور شده است ولي چيزي راجع به آثار بد سودهاي كلان خود بر زبان نمي اورند اين بازرگانان درباره آثار زيان آور و مخرب سودهاي خود سكوت مي كنند وفقط درباره اثرات بد ناشي از كار ساير مردم شكايت دارند .
نظريه ديويد ريكاردو : اقتصادان انگليسي مسئله ارزش را به حق از جمله مسائل بسيار مهم علم اقتصاد دانسته است و دلايلي كه در توجيه اين نكته ارائه كرده است كه ملاك رشد اقتصادي تجمع سرمايه است و تجمع سرمايه منوط است به اهميت سود سرمايه و اضافه مي كند كه اگر بهره مالكانه را كنار بگذاريم سود عبارتست از حاصل تفريق ببن قيمت فروش و قيمت تمام شده كالا و به مقياس كل جامعه قيمت تمام شده و توليد خالص عبارت خواهد بود از حاصل جمع مزدهاي پرداختي .
اگر مزدها براساس بعضي قوانين طبيعي تعيين مي شوند سود از نظر ريكاردو پس مانده درآمدي است كه پس از توزيع مزد و رانت عايد سرمايه دار مي گردد و در اين صورت لزومي نمي بيند كه در جستجوي قانون يا قوانين تعيين كننده ميزان سود باشد زيرا رانت همان طور كه قبلا ديديم براساس قانون خاص تعيين مي شود و تمايل به افزايش حتمي آن است پس سود سرمايه دار به نسبتي كه مزدها كمتر پرداخت شود بيشتر خواهد شد .
ريكاردو سود كافي را شرط لازم و كافي براي رشد اقتصادي مي داند و مي گويد اگر درآمد حاصل از بكار انداختن سرمايه كافي باشد حجم پس انداز افزايش خواهد يافت و توسعه اقتصادي از طريق افزايش اشتغال و بهبود وضع تكنيك تضمين خواهد شد و تا زماني كه سرمايه سود آور است حدي براي تقاضا و حدي براي بكارگرفتن سرمايه نيست بدين ترتيب آهنگ رشد اقتصادي تحت سيطره نرخ سود قرار مي گيرد و تا زماني كه نزخ سود كافي و رضايت بخش است توسعه اقتصادي تامين خواهد بود و سير تكامل نرخ سود به سير تكاملي سهم كاپيتاليست از درآمد ملي بستگي دارد كه خود تابع سهم تحصيل شده مزد بگيران و رانت خواران است .
از نظر ريكاردو هيچ گونه تهديدي از جانب مزدبگيران براي سود بران وجود ندارد زيرا مزدها اگر تمايل به پايين آمدن نداشته باشند اقلا در سطح حداقل معيشت تثبيت خواهند شد ولي تهديد بيشتر از جانب رانت است و چون رانت طيق قانون مستقل متمايل به افزايش است سود تقليل مي يابد با اين ترتيب تمايل نرخ سود رو به تنزل است و اين قانوني است اساسي در سير تكامل اقتصاد و براساس اين قانون رشد اقتصادي مورد تهديد قرار مي گيرد .
همان گونه كه كارگر بدون مزد نمي تواند ادامه حيات دهد وجود صاحب صنعت و كشاورز مستاجر به وجود سود وابسته است وچون ثروت بدون هدف انباشته نميشود لذا هدفي كه سرمايه دار را وادار به انباشتن سرمايه ميكند با هر تخفيف نوع سود تخفيف ميابد تا بالاخره بقدري ناچيز شود كه سود حاصله جبران اجر وريسك به كار بردن سرمايه را نكند.    
كارل ماكس اقتصادان آ لماني نيز سود را تعريف كرد اين تعريف مبتني بر مقدماتي است كه عيناذكر ميگردد او ابتدا سرمايه را به دو بخش تقسيم مي كند : (( بنابراين آن جزء از سرمايه كه به وسايل توليد يعني مواد خام ، مواد كمكي و وسايل كار تبديل مي شود مقدار ارزشي خود را در پروسه توليد تغيير نمي دهد از اين جهت من انرا بخش ثابت سرمايه يا به اختصار سرمايه ثابت مي نامم .
اما بعكس آن قسمت سرمايه كه به نيروي كار تبديل شده است ارزش خود را در پروسه توليد تغيير مي دهد اين جزء از سرمايه هم معادل خود مجددا توليد مي كند و هم چيزي اضافه بر آن يعني اضافه ارزش كه خود تغيير    ومي تواند بزرگتر يا كوچكتر باشد . اين بخش از سرمايه از مقدار ثابتي كه هست دايما به مقدار متغيري تبديل مي شود بدين سبب من آن را بخش متغير سرمايه يا بطور اختصار سرمايه متغير مي نامم پس ارزش اضافي را كه يكي از مباني بنيادي اقتصاد ماركسيستي است توضيح مي دهد و نسبت اضافه ارزش به سرمايه متغير مانند نسبت اضافه كار است بر كار لازم بنابراين نرخ اضافه ارزش بيان دقيقي براي تعيين درجه بهره كشي از نيروي كار بوسيله سرمايه يا از كارگر بوسيله سرمايه دار .
وبلاخره سود را چنين تعريف مي نمايد :(( در بادي امر سود براي ما جيزي جز نام ديگر يا مقوله ديگري براي اضافه ارزش نيست نظر به اينكه در شكل دستمزد مجموع كار مانند كار پرداخت شده جلوه مي كند ، ضرورتا چنين بنظر مي ايد كه قسمت پرداخت نشده اين كار، نه از كار بلكه از سرمايه ناشي شده است آن هم نه از بخش متغير آن بلكه از مجموع سرمايه از آنجا است كه اضافه ارزش شكل سود به خود مي گيرد ، بدون آنكه از لحاظ كمي بين آنها فرق گذارده شود .
ودر ادامه به تعريف خود از سود وضوح بيشتري مي دهد :(( پس حصه اي از سرمايه مصرف شده در توليد كالا ( سرمايه پيش ريخته براي توليد كالا سرمايه ثابت ومتغير منهاي قسمتي از سرمايه استوار كه مورد استفاده قرار گرفته ولي مصرف نشده است ) ماننند قيمت تمام شده كالا جلوه مي كند زيرا براي سرمايه دار آن قسمت از ارزش كالا كه براي وي مستلزم مخارج بوده است قيمت تمام شده او را تشكيل مي دهد و بعكس .
كار پرداخت نشده وارد در كالا، از نقطه نظر سرمايه دار در قيمت تمام شده اش وارد نمي گردد .
اكنون اضافه ارزش = ( مساوي است ) با سود ، ماننند مازاد قيمت فروش بر قيمت تمام شده اش جلوه گر مي شود .








انجام پایان نامه

انجام پایان نامه مدیریت، انجام پایان نامه ارشد مدیریت، انجام پایان نامه، پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

 

سفارش پایان نامه