انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

انجام پایان نامه| نيازها و ياداشهاي اساسي انسان 73 ص

نيازها و ياداشهاي اساسي انسان
اضافه پرداخت و اضافه كار:مديران آمريكايي
مديران ناچار هستند و اين موضوع شركتهايشان را دچار ركود مي كند و در صورتي كه به آنان حقوق بيشتري پرداخت نشود،مسئله حل نمي شود. چكار مي توان كرد؟
اگر در ایران با وجود اينكه بسياري از شركتها در لايه و قشرهاي بروكرالسي شركت پراكنده شده اند ساعت هاي طولاني را فعاليت ميكند مديران مجبور شده اند تا اختيار و قدرت خود را به تيمهاي نيمه مختار واگذار كنند.شركت ها همچنين به فعاليت هاي خارج از برنامه روي آورده اند كه مديران از آن به مثابه بخشي از فعاليتهاي مجزا ياد ميكنند.وضعيتهاي رو به رشد،نشاط آور نظير اتاق نهارخوري،نشيمنهاي مديران ،مدتي است كه ناپديد شده است.اكنون برخي از شركتها انتظار دارند ،مديرانشان همواره بر روي يك مسير باشند و آنها را وادار به نشستن بر پشت ميز (پشت ميز نشيني)و تقسيم دفاتر ميكنند.
بايستي ساختار مديريت متملق تشكر و قدرداني شود و آن نردبان معروف قديمي پيشرفتهاي حرفه ای به فراموشي سپرده شده و علاوه بر تمامي موارد فوق خطراز دست دادن شغل هم برآن افزوده مي شود.
ديگر با پرداخت حقوق مديران را در جايگاه بالا قرار نمي دهند ،بعبارتي دوموردي كه مديران ارشد غالباً ازآن ياد ميكنند زماني است كه بحث ازوفاداري به ميان مي آيدكه جزوافتخاروغرورشركت به حساب مي آيد(من درشركت ABC هستم) وهمچنين اعتمادبه توانايي مديران اجرايي براي اتخاذ تصميم گيريهاي مهم .چگونه شما رفتار ميكنيد و مؤلفه اي كه بسيار مورد اقبال است،پرداخت حقوق و دستمزد مي باشد كه در جايگاه سوم قرار مي گيرد تا جايكه حقوق خارج از مسير اداري خود توهين آميز تلقي نشود،ساير موارد در ايجاد مديران لايق اهميت بيشتري دارد.
طبيعتاً بهترين پاسخ آن است كه به مردم حقوق خوبي دهيم و آنان را كنترل كنيم.در صورتي كه استطاعت آن را داشته باشيد.
تد،يكي از اعضاي گروه فعال دانشجويان مي باشد كه در تمامي مباحث حضور دارد،منتهي به ناچار در طول مباحث ساكت مينشيند.گرچه مرتبه و درجه وي تا حدي به نقشي كه به وي در حل مسائل ايفا مي كند بستگي داردواوبه طور شفاف و خواندني ضروري انجام داده است.)به اجبار خواندن رادرپيش گرفته است) واو را نمي توان به صحبت كردن اغواء يا وادار كرد.اوبه تمامي سئوالات پاسخ دادبه قصد اينكه او را با پاسخهاي بله يا خير به صحبت ترغيب كند و زمانيكه بر سر يك عقيده پافشاري مي كند . Ted نجواهایي اينچنيني رازمزمه مي كند نظير اينكه من باEllen  موافقم شماچه برنامه وبرخوردي بارفتارش داريد.
Goe werlerيك مكانيك 40 ساله است كه درمورد كارمورد انتقاد حملات شديدي قرارگرفته و وي در كارفعلي اش مجددأ دچار زحمات و گرفتاري شده و او همچنين يادداشتهايي به هيئت تحريريه فروشگاه پست مي كندوشركت وشيوه هاي مديريتي آنراموردنقدوانتقاد قرارمي دهد واشعاري رانقل وقول مي كند و معماهاي شطرنج رابازگو می كند تاازاين طريق سطح ويادخودرادرميان كاركنان همكارخودبسط وتوسعه دهدوبه عنوان يكي ازقهرمانان شطرنج شهر، كاملأباهوش مي باشدوشاهدآن است كه اعمالش رئيسش رابه خشم درآوردچرا؟براي كاهش وجلوگيري ازدريافت اسكناس ازدرخواستهاي رئيس سرپيچي مي كند.
درطول زندگي شمابانمونه افرادي برمي خوريدكه به شيوه هايي رفتارمي كنندكه هيچ مفهمومي براي شما ندارد و اشتباه ،احمقانه ،تحقيرانه يا در كل غير قابل درك بنظر         مي رسد گاهي اوقات شانه هايتان رابالا مي اندازيدودرخيابان قدم مي زنيد،منتهي بعنوان يكي ازاعضاء سازماني ،مخصوصأ فرديكه مسئوليتهاي مديريتي دارد،نمي توانيدبه رفتاردشواراوتوجهي نكنيد يا نپردازيد.از پرداختن ومبادرت به رفتار دشوار بپرهيزيد.علاوه بر اين،بي ترديد اوقاتي را به ياد مي آوريد كه به شيوه اي رفتار مي كنيد كه بنظر شما كاملأ واضح و منطقي مي باشد،منتهي دركل ازسوي والدين،رئيس يا دوستان بايد تعبير شود.چطور بايستي متوجه شد آنچه كه در درون شما يا فرد ديگري روي مي دهد يكي ازچالش برانگيزترين توانايي هاي مهمي است كه مي توان بدان دست يافت.
دراين فصل ما كانون توجه خود را بر تمايلات خود افراد قرارمي دهيم.صرف نظراينكه ازسوي كل سازمان ياگروههاي كارمجزاچه چيزناميده مي شود.يكي ازمحوطه هاي اصلي ساختمان مختص افرادمي باشدوزندگي سازماني بسياري ازافرادمستلزم برقراري تعادل نيازهاي شخصي واهداف وآرزوهاي سازماني افراداست.گاهي اوقات مي توان افرادوسازمان راباهمان اقدام راضي وخشنودكرد.گاهي اوقات نمي توان نيازهاي هردورابرآورده كردوغالبأدرحين كاربايستي شيوه هايي رابيابيم كه درحين اينكه مطالبات سازماني ياگروه راتأمين مي كنيم براي خودافراد قابليت اجرايي داشته باشد.
همانطوركه پيش ازاين خاطرنشان كرديم ؛رفتاري كه درموقعيتي مورد تأييد قرارمي گيرد ممكن است موردناراحتي ديگري شود.
آنچه راكه هم اكنون علاقمندبه طرح آن هستيم چگونگي پاسخگويي فردبه شيوه خاص خودمي باشدكه باهنجارهاي خارجي سيستم وارزش هامواجه مي باشد.بعنوان مثال چگونگي رسيدگي گروه به رفتارTed به هنجارهاوارزش هاي وي بستگي دارد.گروهي كه پاداش بالايي راصرف مشاركت فعال مي كندبه احتمال زيادTed آنراواداربه پيشروي           مي كند و اين Ted چگونه ازپس چنين مسئوليتي برآيدبستگي به قدرت خواسته اي داردكه مطرح مي كند.همچنين goe wexler به فشارهاي وارده تن درمي دهدياازآنچه كه باعث تغييررفتارش مي شودسرپيچي مي كندكه بستگي به آنچه داردكه بخاطرش تلاش مي كند.
چگونه فردانتخاب مي كندكه آيادرراستاي گروه ياسازمان پيش رودياحتي بافردديگري مشاركت كند.چه نوع انگيزه هايي رافردي با طيب خاطرمي پذيرد،برخي ازاعضاء گروه تقريبأبراي حل مسائل گروهي كاري ازپيش نمي برنددرحاليكه سايرين به همان مسئله درمواجه باكاركنان واكنش نشان مي دهندمنتهي ديگري درخلوت ازكوره درمي رودوبه گروه لبخندمي زندكه چطورمي توان شباهتهاوتفاوتهاي فردي رادرك كردوباكداميك ازدونقل وقول ذيل موافقيد .آنچه كه شخصي تراست عمومي ترنيزمي باشد.
رفتاربواسطه شيوه رفتاري وشخصي تعيين مي شودكه باهريك ازشيوه هاي رفتاري ديگريكسان نيست .
مافرض رابر اين مي گيريم كه هردواظهارمتناقض فوق صحيح مي باشد.دربرخي شيوه ها،همه راهمكارهايكسان مي باشدومي توان پي به رفتارهاي ويژه ازطريق انگيزه هاواحساسات بردودرروشهاي ديگر، هريك ازما،مجموعه يكساني از اعضاء رانشان         مي دهيم كه به زندگي تنوع مي بخشدمنتهي پيش بيني رفتاررابسيارپيچيده ترمي كند.
مديركه درحكم يك هنرپيشه فعال بشمارمي آيدشكل ومسئله دستيابي به مفاهيم بسيارمهم وسودمندي است تامردم رابسوي كلي گويي سوق دهيم.ازمفاهيم ديگربراي درك همساني هرفردكمك مي گيريم وازبرخي دستوالعملهابراي شناخت اينكه ازكداميك ازمفاهيم بهره ببريم استفاده مي شودورويه حاضركارآساني نيست.فرضيه هاي گوناگوني راجع به انگيزه هاوجود داردوبراي طبقه بندي رفتارازطرحهاي بسياري استفاده مي شود.برخي گيرا و به يادماندني منتهي كم مایه و سطحي نگر مي باشدوسايرگنگ وپيچيده منتهي بقدري پيچيده كه گيج كننده بنظرمي آيد تااينكه شفاف و واضح باشد.
امروزه با تأكيد روزافزوني كه برفعال شودمخصوصأ در شركتهايي كه گروههاي خودمختارتشكيل مي شود،براي مديران مخصوصأدرك اينكه چه مواردي افرادرابرمي انگيزاندحائزاهميت است وچگونه بخشي ازفعاليت گروه مي تواندآن دسته ازنيازها راتأمين مي كند،معمولأ موفقيت نهايي يك تيم ،بيشتر به اعضائي بستگي داردكه تفاوتهاي فردي رادرك مي كنند و بدان احترام مي گذارندكمااينكه هدفهاي معمول مشتركي رادرپي           مي گيرند .
 درطي دورانيكه شركت نيروي كارخودرابازسازي ياكوچك سازي مي كندكارمندان معمولأ به آسايش و رفاه خودبيشتر مي پردازند ورسيدگي مي كندتامنافع تيمي خوديادركل ،شركت رامورد توجه قراردهند.امروزه سازمانهايي پي گيري انگيزش كارمندان رابطورفزاينده اي دشوار مي يابندآن هم درجهت ترغيب به سطح بالاي عملكرد،زمانيكه هم فرصتهاي جديدكاري وهم عدم اطمينان به امنيت شغلي محیط  كاري رابرهم مي زند،درفصل هشت مابه بسط وتوسعه اين مسئله در شرايط بررسي فشاربركارمي پردازيم.
فصل 7و8 : ازكل به جزءدرفصل حاضرماتئوريهايي رابطوركلي راجع به نيازهاي انسان معرفي مي كنيم.روانشناسان به روشهاي بسياري به طبقه بندي نيازهاي انسان مي پردازند.مابرآن دسته ازنيازهاي بسيار سودمندازرفتارافراددرحال كارتأكيدمي ورزيم.هرچندچنين تئوريهايي به نظرنسبتأ گسترده مي باشدشامل تغييروتحولات گسترده رفتاري مي شود.بعنوان مثال به نيازشناسايي رسميت به عنوان مفهوم درك برخي ازجنبه هاي رفتاري رجوع مي كنيم.درحاليكه چنين تصويري (تصوري) امكان شناسايي فردي نظير قهرمان شطرنج goeeler رافراهم مي آورد، قادرنخواهد بود كه به شيوه خاص تأمين نيازهادست پيداكندوبراي اينكه به نمونه بعدي دست يايدبه چهارچوبهاي مرجع ديگري نيازداردكه دنياي خودراتحت تأثيرقرارمي دهد.فصل هشت به مفهومي اختصاص داردكه به جهت درك رفتارفردي به سودمندي آن پي برديم.سيستم شخصي وتصورمي شودكه سنگ بناء دنياي فرد ديگربشمارمي آيدومكانيسم اصلي كه نيازهاراتغييرو رفتارشخصي راايجادمي كند(به نمودار1-7 مراجعه كنيد) ازاين طريق مي توان به درك كاملي ازاقدامات ونگرشهاي افراداطراف خوددست يابيم.




نيازهاي اساسي انسان :
پيچده ترين رفتار در نوزادها يافت ميشود،زمانيكه آنان گرسنه، تشنه يا ناراحت             مي باشند ، گريه مي كنند و زمانيكه خوشحال مي باشندمي خندندياريسه مي روندوزمانيكه خواب آلودهستند، مي خوابندوچقدرراحت مجموعه اي ازقوانين رابراي پيشبيني رفتاردرنظرميگيرند،روانشناسان ازطريق مشاهده و مطالعه نوزادان،بخش اعظمي از نيروهاي جهاني كه رفتاررادربرميگيرند فرامي گيرند وزندگي نوزاد نسبت به بزرگسالان چندان پيچيده نمي باشد.
عشق طاقت فرسا
Kepler برخي از علايم اساسي (كه مربي)هکند،كنترل كننده رافرامي خواند.در شركت پيشرفته لوازم الكترونيكي كه kepler هم اكنون كارگردان پيشرفت فن آوري است او به هنگام كاربا بخش خود با بزرگ منشي رفتار ميكندمنتهي زماني كه به بررسي ساير گروها مي پردازد بر اساس منطقه عمل ميكند او هيچ عقيده ايي ندارد مبني بر اينكه رفتار بي احساسش افراد را ارعاب و تهديد ميكند.holand مي گویند او غالباً در برابر چهار نوع شخصيت ديگر دومين نظر ميباشد كه در حاليكه دست وپا ميزند خسارت كلي به بار مي آورد.مرعوب كننده مانع از خلاقيت كارمندانش ميشود و ارتباطات ميان بخشها را قطع ميكند‌ و پيشگامان خود را از كار سخت و طاقت فرسا ميترساند. Withholder  اطلاعات ضروري را حذف ميكند و مردم را از گردهمايي و فعاليت گروهي دور ميكند و هر گز سيستمي را ايجاد نميكندوstrressor مانع از اقدامات ميشود سرزنشها را به دوش ديگري مي اندازد و وقت را تلف ميكند.Techno-bound منحصرأ برموضوعات فني تأكيد         مي كند و مسائل به دردنخور رامردم غيرمنطقي و وقت تلف كردن مي داند.
بسياري ازبزرگسالان زمانيكه گرسنه ياتشنه مي باشندگريه نمي كنند؛خواه ياناخواه آنان به هنگام دردگريه مي كنندكه بستگي به آموزه هايي داردكه درحين كودكي فراگرفته اند.منتهي حداقل مردم زمانيكه خوشحال هستندمي خنددولبخندمي زنندوحتي برخي ازمردم زمانيكه خواب آلود مي باشندبه خواب مي روند.اگرچه مردم مايلندشيوه هاي تأمين خواسته هاي اساسي خودراپيچيده يادكنندبااين وجودخواسته هابايستي تأمين شودوبقاء بدان بستگي دارد.
براي بقاء بايستي بقدركافي استنشاق كردوآب وغذانوشيدوخوردوازخطرات فيزيكي درامان بمانيم والی آخر.كودك كاملأ به سايرين وابسته مي باشدتانيازهاي بقاء وتداوم حيات راتآمين كنند و بهترين كاري كه مي توان كردآن است كه علائم گرسنگي،تشنگي ياناراحتي مخابره كند.
خوشبختانه همانطوركه پيش ازاين ذكرشد دامنه واكنش هاي بزرگسالان نسبت به علائم كودكان باتوجه به يكساني كودكان (نوزادان)به تفكری چندنياز دارد.نيازهاي بقاء رامي توان به شيوه هاي نسبتأجهاني تأمين كرد.گرچه آنهارشدمي كنندوبه بلوغ مي رسند.
مردم شيوه هاي نسبتأ مشابهي از تأمين اينگونه نيازهاراتوسعه بخشيده،علايق واولويتها توسعه مي يابند.منتهي اجزاء تشكيل دهنده بقاء كم وبيش عمومي مي باشد.
ازمشخصه ديگرنيازهاي بقاءآن است كه آنهاخوشحالي وخرسندي نسبتأفوري رامطالبه مي كنند. ارگانيسم بدن انسان محدوديت ازخواسته هاي اساسي رابمدت بسيارطولاني تحمل نخواهدكرد وبدون اينكه تجربه اي ازتهديدراديده باشد.درحين اينكه شخصأنمي توانيد دوره طولاني ای گرسنگي يا تشنگي ياناراحتي جسماني راتحمل كنيد.آيامي توانيدمشاهده كنيدكه ترس ازمحدوديت وتجربه كردن آن مي توان بعنوان يك انگيزش قوي عمل كند.
مردم به يك دليل كارمي كنندواحتمالأ عمومي ترين (فراگيرترين) دليل،حفظ بقاء است، يعني اينكه خودراباتمامي شيوه هاي ضروري جهت تضمين تغذيه كافي ومصونيت ازضرروزيان تطبيق دهندومديران سازمان باعلم به اين موضوع ازمردم انتظار دارندبه جهت كمك به ادامه حيات مبادرت به تغيير درفعاليتهاي كاري خودكنند.درحاليكه انگيزه انسان براي كارقطعأمنحصربه نيازهاي حيات وبقاء نمي باشدوبنظرمي رسدانگيزه انان جهت كاربه حدي است كه موفقيت حاصل ازانگيزه هاي دستمزد،حاشيه مزاياي،طرحهاي بازنشستگي،مزاياي تندرستي وهزاران برنامه معمولي كه درصنعت مدرن يافت مي شود،مي گيرند.
افزايش رقابت،اعمال فشار در قطع هزينه ها،درخواست كارآيي بيشتردربهره گيري ازمنابع انساني وتمامي دستاوردهاي فني تهديدي براي بقاء كارمندان بشمارمي آيد.کوچک سازي فراگير مي باشدوازآن مي توان به منزله مشخصه اي ازيك زندگي سازماني بمدت چندصباحي بهره برد،افراديكه شغل خودراازدست داده اندياانتظارمي رودكه كارخودراازدست بدهند به شغل خودبرحسب بقاء ودوام مي نگرندودانشجويانيكه بازارمحدودكاري رادرشرايط بسياررقابتي ومتناسب باهم ترازان خود مي بينندواحتمالأ ازنخستين فرصتي كه پديدمي آيد بهره مي برند. بطورخلاصه ديدگاه شماازاينكه چگونه روشهاي خودراارزيابي كنيد بطوربلاواسطه اي به سطح نيازهايي كه درهمان به هرزماني كاربردداردمربوط مي شود.نيازهاي تداوم حيات نيازهاي بقاء حتي دريك كشورثروتمندبسيارتأثيرگذارمي باشد.آن دسته ازافرادي كه بي ترديدمي بايستي فعاليت كنندبه يادمي آورندكه بررسي وكنترل پرداخت ازديدگاه شماتاچه اندازه اهميت دارد.افرادي كه نسبت به حفظ بقاء وتداوم حيات خود دچارتهديدمي شودتقريبأباهرگونه شرايط كاري كنار مي آيندتااينكه پول كافي براي خوراك وپناهگاه كسب كنندبااين وجودمي توانيدخودتان راتصوركنيد كه تمامي عمرخودراصرف كاري مي كنيد كه صرفأنيازهاي اساسي شماراتأمين مي كندكه اكثرمردم درصددچيزي بيش ازفعاليت وكارخودمي باشند.منابع ديگرانگيزشي چيست؟
نيازهاي اجتماعي
 ديگرباربه چنددليل ونشانه چشم به يك نوزاددرحال رشد دوخته ايم.اینکه تازمانيكه كودكي زنده بماند،به اوبقدركافي خوراك وپوشاك داده مي شودوازاومخافظت مي شود،كافي نيست.پيش ازاين انسان به منزله يك موجوداجتماعي سخن به ميان آورديم:نوزادان ازحداقل سطح اساسي تعاملات انساني محروم مانده اندبه شيوه هاي سالمي رشدنمي كنند.معمولأخانواده نخستين شرايط تأمين نيازهاي اجتماعي نوزادرافراهم مي آوردازجمله نيازهاي ارتباطي وعاطفي انساني.




انجام پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

 


سفارش پایان نامه

نقشه