انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

انجام پایان نامه| «بررسي وضعيت بازار سرمايه در برخي از كشورهاي منتخب 41 ص

«بررسي وضعيت بازار سرمايه در برخي از كشورهاي منتخب»
 
1ـ3 ويژگي الگوهاي مالي در كشورهاي در حال توسعه
1ـ1ـ3 منابع اطلاعاتي و اطلاعات كلان مالي
منبع اطلاعات مورد استفاده در اين بخش مؤسسه مالي بين‌الملل (IFC)  اطلاعات اين مؤسسه شامل خلاصة ترازنامه و صورت سود و زيان شركتهاي بزرگ هر كشور بين سالهاي 1990 تا 2003 است كه البته اطلاعات كامل براي همة كشورها در طول دوره در دسترس نبود. در انتخاب كشورها ويژگي‌هايي مورد توجه قرار گرفته است كه عبارتند از حجم بالاي اطلاعات مربوط به شركتهاي بزرگ كشورها طب دورة ذكر شده و موقعيت جغرافيايي آنها از نظر قرار داشتن در قاره‌هاي مختلف IFC صورت‌هاي مالي سالانه و در برخي موارد اطلاعات مربوط به قيمت سهام براي 100 شركت سهامي بزرگ در هر كشور كه اطلاعات مربوط به دورة نمونه آنها در دسترسي بوده را جمع‌آوري كرده است. دليل انتخاب شركتهاي سهامي بزرگ از سوي IFC اين بود كه صورت‌هاي مالي چنين شركتهايي از نظر كيفيت ارائه در بالاترين درجه قرار دارند. در مورد كشورهاي كوچك‌تري كه تعداد شركت‌هاي بزرگ مورد معامله آنها كمتر از 100 بوده يا اطلاعات كامل آنها براي دورة موردنظر در دسترس نبوده، نمونه‌هاي كوچك‌تر انتخاب شده است. در مورد برخي كشورها اطلاعات جامعي براي سال‌هاي اوليه دورة موردنظر در دسترس نبوده است. شروع دوره براي چنين كشورهايي از سالهاي پس از 1980 درنظر گرفته شده است. پايگاه اطلاعاتي IFC شامل اطلاعات مربوط به قيمت سهام براي 8 كشور از 10 كشور منتخب است. متأسفانه اطلاعات مربوط به قيمت سهام براي هيچ يك از شركتها در كشورهاي برزيل و مكزيك در دسترس نبوده و در مورد ساير كشورها اطلاعات محدود به برخي شركتها و برخي سالها مي‌شد.
به رغم اين ضعف‌ها، اطلاعات گردآوري شده از سوي IFC هنوز هم جامع‌ترين مجموعه از اطلاعات مربوط به بافت سرمايه در كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه محسوب مي‌شود و جامعيت آن بيش از آن كه از لحاظ مجموعه اطلاعات لازم در رقابتهاي تجاري باشد به تعداد شركتهاي تحت پوشش برمي‌گردد.
2ـ1ـ3 نسبتهاي بدهي‌ها
در اين قسمت نسبت بدهي دفتري شركت از طريق تقسيم كل تعهدات بر مجموع تعهدات و ارزش ويژه محاسبه شده است اين نسبت مشكلاتي دارد اما تنها نسبتي است كه براي هر 10 كشور قابل اندازه‌گيري است از آن جا كه هيچ اطلاعاتي در مورد بدهي‌هاي شركتهاي جاري تايلندي در دسترس نيست، در مورد 9 كشور باقيمانده نيز بدهي‌هاي بلندمدت بر مجموع بدهي‌هاي بلندمدت و ارزش ويژه تقسيم شده است. در مورد هفت كشور با جايگزيني ميانگين ارزش بازار سهام به جاي ارزش خالص نسبت بدهي بلندمدت بازار به دست مي‌آيد. اين دو نسبت بايد در تجزيه و تحليل اعتبار تجربي مدل بافت سرمايه به ما كمك كند.
جدول 1ـ نسبتهاي بدهي‌ها
نام مشاركت    تعداد شركتها جديد الورود    دوره زماني    نسبت بدهي كل
برزيل    149    1990-2003    3/30
مكزيك    299    1990-2003    7/34
هند    310    1990-2003    1/67
كره جنوبي    314    1990-2003    4/73
اردن    238    1990-2003    47
مالزي    296    1990-2003    8/41
پاكستان    180    1990-2003    6/65
تايلند    228    1990-2003    4/49
تركيه    145    1990-2003    1/59
زيمباوه    120    1990-2003    5/41

در جدول مذكور نسبت كل بدهي برابر است با كل بدهي‌ها تقسيم بر مجموع بدهي‌ها و ارزش ويژه نسبت جدول (1) اطلاعات مختصري در مورد توزيع نسبتهاي سه نوع بافت سرمايه در 10 كشور در حال توسعه ارائه مي‌دهد. به منظور فراهم آوردن امكان مقايسه، اين جدول شامل گزارشهاي اقتصادي كشورهاي گروه هفت كه توسط راجان و زينكاس (2001) تهيه شده نيز مي‌شود. در مورد كشورهاي در حال توسعه، ميانگين‌ها براساس اطلاعات كل دوره براي شركتهاي هر كشور كه اطلاعاتشان در دسترس است محاسبه مي‌شود.
براين اساس كه منظور از كل بدهي، مجموع بدهي‌هاست، نسبت بدهي كل از پايين‌ترين حد به ميزان 3/30 درصد در برزيل تا بالاترين حد به ميزان 4/73 درصد در كرة جنوبي متفاوت است. به نظر مي‌رسد كه كشورهاي برزيل، مكزيك، مالزي، زيمباره در گروه كشورهاي با حجم بدهي پايين و كشورهاي كره جنوبي، هند، پاكستان در گروه كشورهاي با حجم بدهي بالا و اردن، تركيه و تايلند از نظر بدهي در حد متوسط قرار دارند.
شركتهاي زيمباره‌اي (و تا حد كمتري شركتهاي اردني) تنها موردي هستند كه براساس نسبتهاي بدهي بازار گروه كشورهاي پربدهي قرار مي‌گيرند. رويهم رفته به جز كره جنوبي تقريبا همه كشورهاي در حال توسعه يافته از لحاظ بدهي از سطح خاصي برخوردارند كه كمتر از ميانگين كشورهاي گروه هفت مي‌باشد.
براساس يافته‌هاي دميركوگ و ماكسيمويج  (2001) تفاوت عده ميان كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه اين است كه كشورهاي در حال توسعه اصولاً ميزان بدهي بلندمدت كمتري دارند. تئوري‌هاي بافت سرمايه تا حدود زيادي بافت سرماية شركتها در كشورهاي توسعه يافته را توضيح مي‌دهد.
براساس آمار موجود در جدول (1) مي‌توان دريافت كه وجود تفاوتها بين بدهي كشورها ممكن است بخاطر تفاوت دوره‌هاي زماني باشد. يعني تفاوتها ممكن است ناشي از تاثير چرخة تجاري در برآورد بدهي باشد. ولي نتيجه كلي اين است كه موضوع تفاوت دوره‌اي و زماني در كشورها تأثيري بر تفاوتهاي مربوط ندارد.
3ـ1ـ3 عوامل تعيين‌كنندة بافت سرمايه
جدول (2) شامل بخش عظيمي از شركتهاي پذيرفته شده در همة كشورها به جز برزيل و هند است. هم‌چنين جدول ياد شده درصد سرماية بازار سهام را در بازارهاي بورس در حال توسعه (IFC) نشان مي‌دهد. به اين ترتيب مي‌توان دريافت كه در سال 1990 بازارهاي بورس در حال توسعه IFC نسبت بزرگي از كل ارزش بازار سهام در اقتصاد اين كشورها را به خود اختصاص مي‌دهند كه از كم‌ترين حد با 9/28 درصد در برزيل آغاز و به بالاترين حد با 8/63 درصد در مالزي مي‌رسد. نسبت ارزش بازار سهام در نمونه‌ها بايستي حتي‌الامكان بيشتر باشد چرا كه براي هر كشور شركتهاي بيشتري، در مقايسه با آنچه كه بازارهاي سهام در حال توسعه IFC ارائه مي‌دهد، در نظر گرفته شده است و اطلاعات مربوط به بزرگترين شركتها در هر كشور است. از اين رو هم از نظر تعداد شركتها و هم از نظر ارزش بازار سهام، نمونه‌ها شامل نسبت قابل توجهي از شركتهاي پذيرفته شده در اين كشورها مي‌باشد.
از آنجا كه روشن نيست كه هميشه تفاوت در نسبتهاي بدهي در كشورهاي مختلف نشان‌دهندة تفاوت در سياسهاي بافت بهينه سرمايه است يا تفاوت در روشهاي حسابداري، در نمونه موردنظر همه كشورها به‌جز كره و تايلند از روش حسابداري منطبق با اصول حسابداري پذيرفته شده در آمريكاي شمالي (GAAP)  استفاده مي‌كنند. اين اصول برگرفته از بازار سرمايه در آنگلو ـ ساكسون است كه بر
جدول (2). بافت سرمايه در كشورهاي در حال توسعه
عنوان    سال    برزيل    مكزيك    هند    كره جنوبي    اردن    مالزي    پاكستان    تايلند    تركيه    زيمباوه
تعداد شركتهاي پذيرفته شده    2003    1900    510    8100    1230    320    610    1100    842    430    221
ارزش بازاري سهام (ميليون دلار)    2003    32458    64853    77141    221314    4021    98512    5312    47241    40610    4910
ارزش بازار سهام GDP    2003    2/12    3/6    8/7    2/31    4/63    7/72    9/7    4/13    -    5/10
نرخ تورم    2003    27    20    3/9    4/15    3/8    9/5    4/10    3/14    7/40    2/4
ماليات عايدات سرمايه    2003    300/0    203/0    340/0    794/0    380/0    083/0-    610/0    110/0-    360/0-    125/0
مأخذ:International Financial statistics
اطلاعات مورد نياز وام‌دهندگان خارجي تأكيد بيشتري دارد. برعكس، كره و تايلند از سيستمهاي حسابداري مشابه با آنچه كه در آلمان و ژاپن به كار گرفته مي‌شود، استفاده مي‌كنند كه نشان‌دهندة آشنايي با بانكداري است. تفاوت بين دو سيستم آن است كه GAAP آمريكاي شمالي مبتني بر ارزشيابي عادلانه بازار است در حاليكه سيستم‌هاي ژاپني و آلماني مبتني بر حسابداري بهاي تمام شده تاريخي است.
جدول (2) آمار به دست آمده از سالنماي بورس  را در برخي از كشورهاي در حال توسعه و ايالات متحده در خصوص كيفيت بعضي از شاخصها نشان مي‌دهد. جدول مذكور هم‌چنين اطلاعات مهمي در مورد متغيرهاي كلان اقتصادي ارائه مي‌دهد. چند كشور از جمله اردن، برزيل و مكزيك رشد اقتصادي واقعي نسبتاً ضعيفي داشته‌اند. ساير كشورها مثل تايلند و كرة جنوبي طي دورة مورد نظر از نرخ رشد واقعي بالايي برخوردار بوده‌اند. اگرچه همة كشورها نرخ تورم نسبتاً بالايي دارند، برزيل و مكزيك از نظر نرخ تورم در بالاترين حد قرار داشته‌اند البته تركيب‌هاي منحصر به فردي نيز وجود دارد. مثلاً اردن با تورم پايين و رشد اقتصادي پايين، مالزي با تورم پايين و رشد اقتصادي بالا و كره جنوبي با تورم بالا و رشد اقتصادي بالا چنين محيطهاي اقتصادي متفاوتي آزمونهاي دقيقي براي كلية مدول‌ها مطرح مي‌سازد، هر چند متغيرهاي كلان اقتصادي نقش چنداني در بسياري از مدلهاي بافت سرمايه ندارند. اين عوامل به طور قطع اثري در تصميم‌گيري افراد يا شركتها در خصوص اهرم مالي كه در كانون چارچوب نظري بافت سرماية موديلياني و ميلسر  (1958) مي‌باشد، ندارند.
جدول (2) نشان مي‌دهد كه تفاوت‌هاي زيادي در مؤسسات بازار مالي در ميان كشورهاي نمونة ما در مقايسه با كشورهاي گروه هفت كه راجان و زينكالس (1999) بررسي كرده‌اند وجود دارد. براي مثال، نسبت ارزش بازار سهام به توليد ناخالص داخلي معيار تقريبي خوبي براي نشان دادن اهميت بازار سرمايه است. اين نسبت از پايين‌ترين حد با 3/6 درصد در مكزيك شروع مي‌شود و به بالاترين حد با 7/72 درصد در مالزي مي‌رسد. در بيشتر كشورها نسبت ارزش بازار سهام به توليد ناخالص داخلي با گذشت زمان افزايش مي‌يابد اما براي برخي كشورها اين روند افزايشي محسوسي نيست. چنانچه ملاحظه مي‌شود دو كشور كره جنوبي و تايلند با بيشترين رشد توليد ناخالص داخلي بالاترين ميزان كاهش در ارزش بازار سهام را داشته‌اند به طوري كه ارزش بازار سهام اين كشورها به ترتيب از 6/10 درصد و 9/3 درصد توليد ناخالص داخلي بازار سهام در كشور اردن با رشد منفي از 3/66 درصد به 4/63 درصد توليد ناخالص داخلي رسيده است.






انجام پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

 


سفارش پایان نامه

نقشه