انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

انجام پایان نامه|تاريخچه و مفاهيم كلي بهره وري 32 ص

سابقه و تاريخچه
شايد به طور رسمي و جدي، نخستين بار لعنت «بهره وري» در مقاله اي توسط فردي به نامه «كوئيزني» در سال 1766 ميلادي ظاهرشد. بعد از بيش از يك قرن يعني در سال 1883 – آن طور كه فرهنگ لغت شناسي لاروس بيان مي كند- فردي به اسم «ليتر» بهره وري را بدين گونه تعريف كرد:
«قدرت و توانائي توليد كردن«، كه در واقع در اين جا بهره وري اشتياق به توليد را بيان مي كند»
از اويل قرن بيستم  اين واژه مفهوم دقيق تري، به عنوان رابطه بازده (ستانده)،وعوامل و وسايل به كار رفته براي  توليد آن بازده (نهاده يا داده)، را به دست آورد. فردي به نام«ارلي» در سال 1900 بهره وري را ارتباط بين بازده و وسايل به كار رفته براي توليد اين بازده عنوان كرد.
در سال 1950 «سازمان همكاري اقتصادي اروپائي يا OEEC»، تعريف كاملتري از بهره وري به اين شرح ارائه  داد:
«بهره وري خارج از قسمت بازده به يكي از عوامل توليد است، بدين ترتيب مي توان از بهره وري سرمايه، بهره وري سرمايه گذاري، بهره وري موادخام، بسته به اين كه بازده در ارتباط با سرمايه گذاري يا موادخام  و غيره مورد بررسي قرار گيد، نام برد.»
تعاريف ديگري از دهه شصت به بعد ارائه شدند كه اهم آنها به شرح زير است:

1/2- تعاريف و مفاهيم اساسي بهره وري و شرح تاريخي برخي تعاريف مهم
قرن هيجدهم: كوئيزني  1766 ظهور وا‍‍‍‍ژه بهره وري براي نخستين بار در كتابها
قرن نوزدهم: ليتر  1883 توان تولدي كردن
قرن بيستم: ارلي 1900 ارتباط بين بازده و وسايل به كار رفته براي توليد اين مقدار بازده
سازمان همكاري اقتصادي اروپائي (OEEC) 1950 خارج ثيمت بازده (ميزان توليد يا خروجي) به يكي از عوامل توليد
ديويس 1955 تغييراتي كه در ميزان محصول بر اثر منابع به كار رفته ايجاد مي شود.
فابرينكت 1962 هميشه نسبت بين بازده و نهاده
كندريك و كريمر 1965 ارائه تعاريف فونكسينلف موضعي و وظيفه اي براي بهره وري عامل منحصر يا منفرد و بهره وري جمعي  و كلي عوامل
سيگل  1976 مجموعه نسبتهاي بازده به نهاده
سومانث 1979 بهره وري كلي عوامل- نسبت بازده ملموس به ناده هاي ملموس (خروجي هاي ملموس به طور كلي/ وروديهاي ملموس).

2/2- تعريف سازمان بين المللي كار(LLO ):
سازمان بين المللي كار بهره وري را اين طور بيان م يكند كه محصولات مختلف با ادغام چهار عامل اصلي توليد مي شوند. اين چهار عامل عبارتند از: زمين- سرمايه- كار و سازماندهي. نسبت تركيب اين عوامل بر محصولات، معياري براي سنجش بهره وري است.

3/2- تعريف آژانس بهره وري اروپا (EPA):
آژانس بهره وري اروپا، بهره وري را به طرق زير مطرح مي سازد:
1- بهره وري ، درجه ي استفاده ي مؤثر از هر يك از عوامل توليد است.
2- بهره وري در درجه اول، يك ديدگاه فكري است كه همواره سعي دارد آنچه را كه در حال حاضر موجود است بهبود بخشد. بهره وري مبتني بر اين عقيده است كه انسان مي تواند كارها و وظايفش را هر روز بهتر و يا اخذ نتايج برتر از روز پيش، به انجام رساند و علاوه بر آن بهره وري مستلزم آن است كه به طور پيوسته تلاشهايي در راه انطباق فعاليت هاي اقتصادي با شرايطي كه دائماً در حال تغيير است، و نيز تلاشهايي به منظور به كارگيري نظريه ها و شيوه هاي جديد، انجام پذيرد. در واقع، بهره وري ايمان راسخ به پيشرفت انسانهاست.
بدين ترتيب با بررسي تعاريف ياد شده، نهايتاً هدف از بهبود بهره وري، عبارت است از، استفاده بهينه از منابع مادي، نيروي انساني، تسهيلات و غيره به طريق علمي، كاهش هزينه هاي توليد، بازارها، افزايش اشتغال و كوشش براي افزايش دستمزدهاي واقعي و بهبود معيارهاي زندگي آن گونه كه به سودكارگر، مديريت و عموم مصرف كنندگان است. در نتيجه تعريف سومانث كه همانا مجموعه خروجيهاي جامع و ملموس به مجموعه وروديهاي جامع و ملموس است، در اين فضا و شرايط بهتر مي تواند موردتوجه قرار گيرد.

4/2- تعريف ايمگل از بهره وري
نسبت ميان بازده و مرتبط به عمليات توليدي شخص و معين است.

5/2- تعريف ماندلا از بهره وري
بهره وري به مفهوم نسبت بازده توليد به واحد منتبع معرف شده است كه با يك نسبت مشابه به دوره بايد مقايسه شده و به كار مي رود.
3- استعمال نادرست واژه
بهره وري در غالب موارد به نحوي گونه گون و غير از آنچه به واقع هست، مورد استفاده قرار مي گيرد و لازم است درباره ي مفاهيم آن توضيحي بيشتري داده شود تا بدين وسيله بازدودن زنگارها و تاريكيها، گام در مبهمات زده نشود.
واژه«بهره وري» عموماً با واژه «توليد» اشتباه و جا به جا به كار برده مي شود. بسياري افراد فكر مي كنند كه هرچه توليد بيشتر شود، لزوماً بهره وري نيز افزايش خواهد يافت. ين موضوع ضرورتاً صادق نيست. بدواً بهتر است مفاهيم توليد و بهره وري روشن و با هم مقايسه شوند.

1/3- توليد
«توليد» مربوط مي شود به عمليات و فعاليت هاي فيزيكي ساختن كالاها و ايجاد و ارائه خدمات، حال آن «بهره وري» مربوط مي شود به استفاده همراه با كارايي منابع (نهاده ها)براي توليد كالاها و ارائه خدمات (بازده).
اگر بخواهيم مطلب فوق را به صورت كمي بيان كنيم،»توليد« عبارت است از ميزان بازده(محصول)توليد شده؛ در حالي كه «بهره وري» حاكي است از نسبت ميان بازده (محصول) توليد شده، به منابع (نهاده هاي) به كار رفته.

1/1/3- مثال1
شركتي را در نظر بگيريد كه ماشين حساب توليد مي كند. اين شرك 10000 ماشين حساب را با 50 كارگر در 25 روز كار در ماه و 8 ساعت كتر در روز توليد مي كند رد اين حال 10000 ماشين حساب = ميزان توليد
يك ماشين حساب در هر ساعت =     10000 ماشين حساب     = بهره وري كار
                                               نفر ساعت
حتل تصور بفرماييد اين شركت، توليد را به 12000 ماشين حساب در ازاي به كارگيري 10 كارگر اضافي- با همان 25 رو زكاري و 8 ساعت كار در روز افزايش دهد. در اين صورت 12000 ماشين حساب= ميزان توليد
يك ماشين حساب در هر ساعت =     12000 ماشين حساب     = بهره وري كار
                                               نفر ساعت

اكنون به وضوح مشاهده مي شود كه ميزان توليد ماشين حساب 20 درصد بالا رفته است (از10000 عدد به 12000 عدد)، لكن در بهره وري كار تغييري حاصل نشده است.
با محاسبات به آساني مي توان ثابت كرد كه حتي با افزايش توليد، بهره وري كار ممكن است كاهش پيدا كند؛ يا برعكس بهره وري كار همراه با افزايش توليد بالا رود. به هر حال نكته مهم آن است كه «توليد اضافي الزاماً معناي افزايش بهره وري را نمي دهد و همراه با بالا رفتن قدرت توليدي نيست».
كاهش در ميزان«نفر ساعت مستقيم» نيز غالباً افزايش در بهره وري كار تلقي و تعبير مي شود. مثال زير اشتباه در تعبير لغت بهره وري را نشان مي دهد.

2/1/3- مثال 2-
فرض كنيد كه در شركتي ميزان نفر ساعت كار مستقيم از 1000 درماه گذشته به 800 دراين ماه كاهش مي يابدو شايد مديران اين شركت عجولانه و بذدون مطالعه نتيجه گيري، قضاوت و ادعا كنند كه اين كاهش در نتيجه 20 درصد افزايش در بهره وري بوده است در حالي كه پس از بررسي معلوم شود كه در حقيقت اين كاهش در نفر ساعت كار مستقيم، همراه با 20 درصد كاهش در توليدات رخ داده باشد. در واقع افزايش ميزان غيبت در اين ماه، باعث كاهش نفر ساعت كار مستقيم شده و مبين ضعف مديريت باشد، به حاي ادهاي غلط افزايش بهره وري. در اين صورت اين شكرت استنباط نادرستي از مفهوم بهره وري داشته است.
در غالب موارد، واژه هاي بهره وري، كاراييو اثر بخشي نيز به طور نابجا به كار گرفته شده يا با هم اشتباه مي شوند.

2/3- كارايي:
نسبت بازده واقعي به دست آمده به بازدهيي استاندارد و تعييم شده (مورد انتظار) كارايي يا راندمان است، يا در واقع نسبت مقدار ماري كه انجام مي شود به مقدار كاري به بايد انجام شود.
براي مثال، اگر ميزان بازده كارگري 120 قطعه در ساعت باشد و ميزان توليد تعيين شده- پس از بررسيهاي مهندسي روشها و كار سنجي- 180 قطعه در ساعت تعيين شده باشد، كارايي اين كارگر برابر  يا در واقع 67/66 % است.
نكته يشسار مهم آن است كه طبق قوانين فيزيكي در ماشين (سيستمهاي بسته و مكانيكي)، كارايي و راندمان كه خارج قسمت ظرفيت فعلي/ ظرفيت اسمي مي باشد، تقريباً هرگز به 1 نمي رسد و همواره كوچكتر از 1 است، لكن در مورد انسان (سيستم باز) بر اثر انگيزش و رهبري صحيح مي تواند از 1 بزرگتر شود.

3/3- اثر بخشي
اثر بخشي عبارت از درجه و ميزان نيل به اهداف تعيين شده است. به بيان ديگراثر بخشي نشان مي دهد كه تا چه ميزان از تلاشها انجام شده نتايج مورد نظر حاصل شده است. در حالي كه نحوه استفاده و بهره برداري از منابع براي نسل به نتايج، مربوط به كارايي شود. در واقع اثر بخشي مرتبط با عملكرد و فراهم آمدن رضايت انسان از تلاشهاي انجام شده، و كارايي مرتبط با بهره برداري صحيح از منابع است. ملاحظه مي شود كه كارايي جنبه كمي دارد، ولي اثر بخشي جنبه كيفي داراست.
 لازم است توجه شود كه كارايي و اثر بخشي لزوماً هم سود نيستند  پا به پاي هم حركت نمي كنند، زيرا كارايي دربرگيرنده سطح يا ميزاني از نتايج است كه لزوماً ممكن اس در مجموع مطلوب و ايده آل نباشند. به عنوان مثال حمل و تحول يك بسته پستي به فردي كه با ما 200 متر فاصله دارد با پاي پياده به جاي استفاده از اتومبيل يا هر وسيله حمل و نقل ديگري كه هزينه راننده، كرايه، استهلاك، و... دارد، ممكن است عملي توام با كارايي باشد؛ اما اگر بسته دير به دست فرد مورد نظر رسد و او محل مربوط را به خاطر فقط چند ثانيه دير رسيدن ما ترك گفته باشد، كار با اثر بخشي انجام نشده است. يا اگر يك بيمار حمله قلبي به سرعت تمام به بيمارستاني رسانيده شود و تمام امكانات انساني و مادي بيمارستان به بهترين شكل براي خدمت به او به كار گرفته شودف ولي بيمار فوت كند\ عمليات با كارايي كامل انجام شده لكن نتيجه اثر بخش از اقدامات مزبور حاصل نشده است.
مديري شكايت داشت كه مستخدم دفترش مرد بسيار خوبي است، لكن هر وقت ارباب رجوع مي آيد و او دستور جاي مي دهد، مستخدم وقتي چاي را مي آورد كه آنان ارباب رجوع كارش تمام شده و رفته است. آن وقت او ادعا مي كند كه مي خواسته است از چاي تازه دم از ميهمان محترم مديرش پذيرايي كند! در واقع اين مستخدم وظيفه خود را به نيت و نحو احسن انجام مي دهد (كارايي)، اما خدمتش به جا و مؤثر نمي باشد(اثر بخشي).
بدين ترتيب لازم است در كاربرد صحيح واژه هاي «بهره وري»، «كارايي» و «اثر بخشي» دقت شود.
با توضيحات فوق، بدين ترتيب مي توان گفت :
 

فصل دوم
روشهاي اندازه گيري بهره وري

1- عامل:
عامل مهمي كه بايد به آن توجه شود، استفاده از ارقام واقعي داده و ستانده به جاي مقادير اسمي آنها مي باشد. به سخن ديگر، وقتي مقادير داده وستانده به واحد پول كشور بيان مي وشند بايد به جاي قيمتهاي جاري بازار از قيمتهاي ثابت استفاده شود؛ زيرا در اين صورت وجود تورم، فروشها و هزينه ها افزايش مي يابند. براي ارائه تصويري واقعي تري، قيمتها در سالي مختلف بايد بر اساس ارزش واقعي آنها بيان شوند. اين كار با تبديل قيمتهاي سالهاي مختلف به قيمتهاي يك سال پايه انتخاب شده به وسيله شاخص قيمتها يا تعديل كننده ها صورت  مي گيرد. به هر  حال اندازه گيري بهره وري ابزاري سودمند براي تحليل تغييرات عملكرد بهره وري در طي زمان و علل آن است. يك توليد كننده با اندازه گيري بهره وري خواهد فهميد كه بهره وري كدام بخش يا قسمت، كاهنده يا افزاينده مي باشد، و يك كشور و بدينوسيله مي تواند تغييرات در بخشها و صنايع مختلف را با هم مقايسه كند. استفاده از بهره وري به عنوان يك استاندارد براي محاسبه كارايي مفيد مي باشد و مي تواند عمليات لازم را براي تخصيص بهينه و مطلوب منابع هدايت كند. بدين سان، بهره وري مي تواند به عنوان يك متغير در پيش بيني و برنامه ريزي عمل كند. به عنوان مثال كل ستانده را در آينده مي توان با طراحي رشد  نيروي كار و بهره وري نيروي كار پيش بيني كرد.

2- مقايسه بهره وري
گرچه محاسبه سطح و روند بهره وري يك سازمان يا يك كشور مفيد است، اما به هيچ وجه كفايت نمي كند و لازم است كه سطوح و روند بهره وري با ديگر سازمانها وكشورها مقايسه شود تا موقعيت آن شركت و كشور در بين آنها معلوم گردد. ممكن است سطح بهره وري يك كشور نسبت به كشور ديگر پايينتر باشد، اما اگر با نرخ بالاتري نسبت به آن كشورل رشد كند، در آينده ي نه چندان دور همسان با آن كشور خواهد شد و چه بسا از آن پيشي خواهد گرفت. ممكن است بهره وري يك شركت در سال گذشته بهبود نيافته باشد، اما اگر وضع رقباي شركت نيز چندان تعريفي نداشته باشد، در اين صورت محصولات شركت كماكان قابل رقابت خواهد بود.
البته برا يحفظ اين امتياز بايد گامهايي براي افزايش بهره وري برداشت. همچنين براي دستيابي به ابزار و روشهايي به منظوربهبود بهره وري، پي بردن به اين امر كه چرا ديگران داراي سطح و نرخ رشد بالاتري هستند، سودمند خواهد بود.
در نتيجه مقايسه بهره وري به كشورها و سازمانها كمك مي كند تا از تجارب ديگر كشورها و سازمانها استفاده كنند و به بهبود سطح بهره وري خود بپردازند. به علاوه آگاهي از بهره وري ساير كشورها و ساير كشورها و سازمانها، هم از جهت نسبت ستانده به داده و هم از جهت تغييرات حاصله در طي زمان، سودمند است. همچنين مقايسه يافته هاي حاصل از اندازه گيري بهره وري با يافته هاي سايرين، به منظور بهبود بهره وري حايز اهميت بسزايي است.
در محاسبه بهره وري در برخي موارد مي توان بهره وري را از مقايسه مقدار كار انجام شده با اهداف از قبل تعيين شده يا استاندارد در نظر گرفته شده به دست اورد. در آزمايشگاه هاي تحقيقاتي، صنعت ساختمان يا سازمانهايي كه بر مبناي طرح (پروژه) كار مي كنند، بهره وري كلي از طريق مقايسه ي طرحهاي تكميلي شده با طرحهاي برنامه ريزي شده، اندازه گيري مي شود. بدين ترتيب معمولاً استانداردها تعيين مي شوند و عملكرد سازمان با اين استانداردها مقايسه مي گردند.

3- سنجش ميزان داده ها‌(نهاده ها) و ستانده ها
به نظر" سالتر" اندازه كيري بهره وري به مفهوم ميزان توليد در ازاء يك واحد داده يا نهاده مورد نظر مي باشد. به اين ترتيب، به تعداد داده ها يا نهاده هايي كه قابل تشخيص است، مي توان مدلهاي اندازه گيري بهره وري نيز ارائه كرد. بنابراين در مدلهايي كه ارائه مي شود، ميزان توليد يا ستانده ها به ازاء هر يك ساعت " نفر– كار"، ميزان توليد به ازاء هر واحد انرژي مصروفه، ميزان توليد به ازاء هر واحد سرمايه گذاري شده و... مورد سنجش قرار خواهد گرفت. بنابراين در مسير تعريف و تشريح بهره وري، بسنده كرده به ارائه فرمول يا مدلي به صورت    (كه در آن P بهره وري، O مقدار توليد يا ستانده و I ميزان داده است). بيش از حد جلوه دادن قضيه است. زيرا به محض مواجهه با اين فرمول دو موضوع اساسي زير مطرح مي شود: اندازه گيري ميزان ستانده- اندازه گيري ميزان نهاده.

1/3- اندازه گيري ميزان ستانده
ميزان بازده يا توليد (اعم از كالا يا خدمت به عنوان ستانده سيستم يا O) را چگونه بايد اندازه گيري كرد؟ آيا رقم مورد نظر بايد به صورت حجم فيزيكي ذكر شود يا به گونه ي ارزش پولي يا به شكب شاخص ديگر؟

2/3- اندازه گيري ميزان نهاده
ميزان (I) را به چه ترتيب و چگونه بايد سنجيد؟ آيا به دنبال تركيبي از كليه ي  عوامل توليد يعني: كار، سرمايه، مواد و... رفت، يا آن كه بايد فقط يكي از عوامل تولدي را در مخرج كسر قرارداد؟ اگر به صورت نخست عمل شود؟ نتايج حاصله نمايشگر بهره وري بخشي يا جزئي يا قدرت توليد عامل منفرد خواهد بود. در هر دو مورد باز اين بحث مطرح است كه مقدار نهاده يا داده بايد به صورت حجم فيزيكي ذكر شود يا ارزش پولي، بايد به دنبال يافتم شاخص ديگري بود؟
براي نشان داده اهميت واقعي موضوع، اشاره به بخشي از متن آخر توصيه نامه دفتر مركزي سازمان بهره وري آسيائي، خطاب به مراكز ملي بهره وري كشورهاي عضو، مفيد بنظر مي رسد. در توصيه نامه مزبور كه در آوريل سال 1972 منتشر گرديد، عنوان شده است كه در انجام ماموريتي كه از طرف نمايندگان كشورهاي عضو در مورد يافتن يك مدل مشترك جهت اندازه گيري بهره وري به عهد دفتري مركزي واگذار شده بود، هياتي مركب از چند تن از كارشناسان امر با شركت " فابريكانت" (اقتصاددان آمريكائي) موضوع را مورد بحث و مداقه قرار دادند و سرانجام فرمول زير را براي اندازه گيري " بهره وري مجموع عوامل" در كشورهاي عضو سازمان بهره وري اسائي پيشنهاد كردند:  
در اين فرمول P بهره وري مجموع عوامل مورد سنجش،L ميزان نيروي انساني به كار گرفته شده، K ميزان سرمايه مورد استفاده و b و a به تريب يا ضريب L و K هستند.
در همين توصيه نامه ذكر شده است كه اصولاً مبادرت به اندازه گيري " بهره وري مجموع عوامل" در حال حاضر عملاً امكان پذير نمي باشد و هيات مامور بررسي هيچ يك از فرمولها و مدلهاي موجود را به عنوان مدلي كه بتواند مورد استفاده تمام كشورهاي عضو قرار كيرد، مناسب تشخيص نمي دهد. دفتر مركزي سازمان در همين توصيه نامه اطلاع  مي دهد كه اجراي مطالعات و تحقيقات و بررسيهاي مقدماتي براي يافتن مدلي كه قابل پياده كردن در كشورهاي عضو باشد، مستلزم صرف هزينه اي معادل يك ميليون دلار است.

3/3- مشكل نارسائي ارقام و آمار
مطالعه تاليفات گوناگون در زمينه سنجش  بهره وري نشان مي دهد كه تقريباً همه مؤلفان، صرفنظر از مليتشان، مورد عدم صحت و عدم كفايت آمار و ارقام موجود و عدم قابليت اعمال آنها اتفاق نظر دارند.
" دفتر بين المللي كار" نياز مبرم به ارقام و آمار به هنگام را قوياً مورد تاكيد قرار مي دهد و عنوان مي كند كه قسمت اعظم ارقام و آمار، هنگامي كه در دسترس قرار مي گيرند، ديگر كهنه شده اند و عملاً به كار انجام محاسبات بهره وري نمي آيند.
"فابريكانت" هنگام بحث درباره اندازه گيري بهره وري در ممالك متحده آمريكا، ناخرسندي خود را نسبت به آمار و ارقام در دسترس صريحاً ابراز مي دارد و مي نويسد: "علت اساسي وجود اختلافات فاحش در نتايج حاصل از اندازه گيري بهره وري آن است كه آمار مربوط به حجم و ارزش محصولات توليد شده و حجم و ارزش منابع مصروفه هم از نظر كمي و هم از نظر كيفي ناكافي و محدوداند."

4- مدلهاي سنجش بهره وري
گفته شد كه بهره وري به عنوان يك مفهوم قابل سنجش به صورت ميزان توليد يا ميزان محصول در ازاء هر واحد از داده يا نهاده تعريف شده است. همچنين ذكر شد كه اشكال اساسي مساله از آنجا ناشي مي شود كه در مورد تعيين ميزان ستانده و ميزان داده يا نهاده و به ويژه شيوه اي كه بايد در اندازه گيري اين دو كار رود، اختلاف نظر فاحش وجود دارد. مع ذالك همچنان كه اشاره رفت مولفان همه در اين باب متفقند كه در امر سنجش بهره وري از دو مفهوم اساسي مي توان سخن گفت: يكي بهره وري مجموع عوامل  و ديگري عامل منحصر به منفرد. اين دو مفهوم در زير مورد بحث قرار مي گيرند.

1/4- بهره وري مجموعه ي عوامل
"فابريكانت" بهره وري مجموعه عوامل را به اين نحو تعريف مي كند:
"هنگامي كه مجموعه محصول توليد شده را در مقابل مجموعه نهاده ها يا داده ها به سنجش مي گيريم- يعني محصول را با مجموعه منابعي كه درايجاد آن به كار گرفته و مصرف شده و به هر يك بر حسب مورد ضريب ويژه اي داده شده است مورد مقايسه قرار مي دهيم- بهره وري مجموعه عوامل حال مي شود."
توجه داريم كه مجموعه عوامل به كار گرفته شده د رتعريف فوق تنها شامل نيروي انساني نمي شود، بلكه علاوه بر آن سرمايه گذاري در كارگاه، تجهيزات، وسائل، ابزار و همچنين مصرف مواد اوليه، مصالح و ملزومات را نيز در بر مي يگرد. گاه عنوان مي شود كه مبالغي كه صرف آموزش كاركنان يك واحد توليدي به منظور پيشبرد ميزان مهارت و در نتيجه كيفيت كار آنان مي گردد نيز بايد تحت عنوان سرمايه گذاري غير ملموس در محاسبه كل نتابع مروفه منظور شود.
"فوراستيه" براي محاسبه بهره وري مجموعه عوامل، فرمول زير را ارئه ميدهد:
 
در فرمول P بهره وري مجموعه عوامل، O/Pحجم فيزيكي محصول، DL كار مستقيم، IL غير مستقيم، M مواد و مصالح مصروفه،E انرژي مصروفه، و O هزينه سرباري يا بالاسري مي باشد.
در نظر نخست، در مدلهاي ارائه شده براي اندازه گيري بهره وري عوامل، پيچيدگي و ابهام خاصي مشاهده نمي شود. اشكال واقعي هنگامي مطرح مي گردد كه بخواهيم عوامل مورد نظر در مخرج كسر را موزوم نمائيم و به هر يك ضريب ويژه اي انتساب دهيم. چرا كه روشهاي گوناگون موزوم كردن عوامل، نتايج حاصله را به نحو قابل ملاحظه اي دگرگون مي سازد؛ و هر قدرشيوه اندازه گيري پيچيده تر شود، احتمال خطا و سوء تعبير فزوني مي گيرد.
فرمول   كه قبلاً به عنوان مدلي براي اندازه گيري بهره وري مجموعه عوامل ارائه شد، فقط هنگامي در عمل قابل پياده شدن است كه مقادير ضرائب a و b‌ به دقت مشخص شود.






انجام پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

 


سفارش پایان نامه

نقشه