انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

پایان نامه

سفارش پایان نامه|تحقیق درباره مفهوم بحران



مقدمه
بحران
«مفهوم بحران درعصر حاضر گاهی باعث ایجاد سوالاتی دراذهان عمومی میگردد. چرا بحران تا این اندازه فکر بشررا مشغول کرده است. بحران درطول تاریخ مکتوب بشری همواره با انسان بوده و چه بسا که بیش از آن نیز موجود بوده باشد. نسل های بشر همواره مجبور به تحمل بحران ها و خسارت ها و صدمات ناشسی از آن بوده و پس از چندی نیزا مشقات آن رهایی یافته و بهبودی حاصل نموده اند و زندگی بشری هم چنان ادامه یافته است» با توجه به پیچیدگی ها و ابهامات این موضوع، تعاریف متعددی به دست آمده به دلیل این تنوع، رسیدن به یک تعریف همه جانبه و واحد دشوار است. که بعضی از این تعاریف به صورت زیر بیان شده اند:
«ریشه واژه ی «Crisis» از کلمه یونانی «krinein»به معنی نقطه عطف «Turning point»به خصوص درمورد بیماری است و همچنین به معنی بروز زمان خطر در مورد مسائل سیاسی – اقتصادی است، درعین حال، بحران به عنوان نقطه ی حساس «critical point» تلقی می شود که درنهایت ممکن است ناشی از یک تحول مناسب یا نامناسب باشد، مانند مرگ و زندگی – دشمنی و دوستی- تعادل یا ناپایداری درروابط بین کشورها و ...»
«حادثه ای که به طور طبیعی و یاتوسط بشر به طور ناگهانی و یا به صورت فزاینده به وجود آید و سختی و مشقتی را به جامعه ی انسانی تحمیل نماید»
«اصولاٌ بحران وضعتی است که طی آن روش های معمول و متداول مواجهه با مشکلات و مسائل فاقد کارآیی باشند.»
•    «ازدید سیستمیک یک بحران عبارتند از وضعیتی که نظم سیستم اصلی یا قسمت هایی از آن را که ما سیستم فرعی می نامیم مختل کرده و پایداری آنرا به هم می زند»
•    «واقعه پیش بینی نشده است که به دلیل اضطراب وفوریت باید موردتوجه فوری قرارگیرد، زیرا، عدم توجه ورسیدگی بلافاصله به آن، موجب وخیم تر شدن اوضاع می شود.»
•    «بحران را میتوان شرایطی غیرعادی دانست که درآن مشکلات ناگهانی و پیش بینی ناپذیر پدید می آیند و درچنین شرایطی ضوابط و هنجارها و قوانین مرسوم دیگر کارساز نیستند.»
1-1-1: انواع بحران
کارشناسان مدیریت بحران انواع بحران ها را به صورت های زیر دسته بندی و تعریف کرده اند: یکی از این دسته بندیها به صورت نموداری است که محور افقی آن، بحران های داخلی و خارجی را ازهم متمایز می سازد و محور عمودی، بحران ها را ازحیث ماهیت فنی بودن یا اقتصادی بودن دربرابر اجتماعی یا سازمانی بودن تفکیک میکند. به این ترتیب 4 وضعیت کلی در این نمودار دیده میشود که برای هر وضعیت کلی نمونه هایی ذکر شده اند:همانطور که درنمودار فوق دیده می شود، سوانح طبیعی ازجمله زمین لرزه در وضعیت بحران های فنی – اقتصادی خارجی قرار دارند. که این نوع بحران دراین تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است.
«دردسته بندی دیگری محققان چهار نوع بلایا را شناسایی نموده اند:»
الف) طبیعی : مانند زلزله – سیل –طوفان – آتشفشان – خشکسالی –موج های دریایی ناشی از زلزله – گردبادهایی استوایی-شکاف زمین – آتش سوزی طبیعی جنگل ها و بیشه ها
ب) انسانی: مانند جنگ-شورش های اجتماعی
ج)تکنولوژی : مانند انفجار نیروگاه های اتمی
د) اکولوژی : مانند آلودگی های وسیع کره زمین و آلودگی های جوی ومحیط زیست»
«با توجه به دسته بندی بالا، بلایای طبیعی همانند بحران هایی که توسط خود انسان ایجاد می شوند باعث ایجاد تلفات انسانی، خسارت های اقتصادی و اجتماعی میگردند و از این بابت صدمات قابل توجهی را –محیط زیست وارد می سازند. بشر درطول سالیان متمادی تا حدودی آموخته است که چگونه بابحران های طبیعی روبرو گردد، اماخطرات این گونه بحران ها همواره جوامع انسانی تهدید نموده و صدمات و خسارت های عمده ای را در مواقع بروز به این جوامع تحمیل می نمایند.»
+ منبع: . فریبرز ناطقی الهی: «مدیریت بحران زمین لرزه ابرشهرها با رویکرد به برنامه ی مدیریت بحران زمین لرزه شهر تهران»، تهران، پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله ، 1379،ص 10و 11
1-1-2: آثار وخصوصیات بحران
تجزیه و تحلیل اثرات ناشی از بحران های مختلف با توجه به شرایط محلی، دارای اهمیت بسیار زیادی برای مدیران مسئول بحران ها می باشد، زیرابا انجام چنین بررسی هایی می توان بسیاری از نیازهای لازم وضروری مطرح درمواقع بروز بحران را ازقبل مورد شناسایی قرارداده و تشریح نموده و این امر، به خصوص دررابطه با پیش بینی اقدامات اساسی مورد نیاز دربخش های «امدادرسانی» و «بهبودی» دارای اهمیت به سزایی می باشد.
«به طور کلی اثرات و خصوصیات بحران را میتوان درسه بخش زیر طبقه بندی نمود:
الف- سطح جهانی: تازمانی که پیش گیری های لازم و ضروری درموردبروز بحران ها و کاهش اثرات مخرب آن ها در سطح جهانی به حد متعادف و قابل قبولی نرسد، اثرات ناشی از بحران ها کماکان زندگی بشر و جوامع را تحت الشعاع قرار خواهد داد»
ب«سطح ملی: اثرات بحران دراین بخش – بصورت های زیر است:
-    ازدست رفتن دارایی های موجودملی به صورت های مختلف
-    تخصیص دادن منابع و عزم ملی جهت بهبودی و بازسازی اوضاع و شرایط پس از وقوع بحران به جای تخصیص دادن منابع ملی جهت توسعه ی اقتصاد ملی.
درواقع کشورها نیاز مبرمی جهت تهیه و تنظیم طرح های جامع مدیریت بحران درچارچوب کلی سیستم مدیریت بحران به منظور مقابله با هرگونه خطرات ناشی از بحران های مختلف را دارند»
ج- مدیریت عملی بحران : درمجموع به بررسی منابع موجود و نیازهای واقعی اجرایی مدیریت درشرایط بحرانی و در سطوح مختلف دولت پرداخته و با توجه به محدودیت منابع و همچنین به منظور جلوگیری از تشکیلات و سازماندهی اضافی، بهترین راه حل های ممکن را ارایه می نماید.»  
به طور ساده تر بحران ها اثرات عمومی خود را به صورت زیر نشان می دهند:
فوت، آسیب دیدگی ، خسارت وازدست دادن دارایی، خسارت و نابودی مواد و محصولات غذایی، قطع جریان تولید، قطع روند عادی زندگی، نابودی وضعیت معیشتی، قطع روند عادی ارایه ی سرویس های ضروری، خسارت دیدن تاسیسات زیربنایی و سیستم های دولتی، خسارت اقتصادی درسطح ملی، اثرات ثانویه ی روانی واجتماعی.
1-1-3:بحران زلزله
«فشارهای درونی زمین گاه با ایجاد نیروهای داخلی، با آزادسازی انرژی ناشی از فشار دو صفحه از پوسته همراه است که سبب بروز زلزله می شود.»
«زمین لرزه یک پدیده طبیعی است که به علت لرزش های شدید ناشی از حرکات صفحات تکنوتیکی رخ داده و در زمین ایجاد گسستگی و گسل می نماید»
زلزله هارا برحسب بزرگی  (M) و شدت  (I)آنها که دو معیار هستند، بیان می دارند. بزرگی زلزله معیاری است که قدرت یک زلزله یا انرژی یاانرژِی آزاد شده ناشی از آن راکه توسط دستگاههای لرزه نگاری اندازه گیری میشود نشان میدهد. شدت زلزله معیاری است جهت تعیین میزان یک زلزله بریک محل خاص که براساس تاثیرات مشهود زلزله برمردم، ساختمان ها و سطح زمین تعیین میگردد. معیار اخیر مبنای اصلی جهت برنامه ریزی وتصمیم گیری درامر مدیریت بحران به شمار می رود. زلزله به عنوان یک پدیده طبیعی به خودی خود نتایج نامطلوبی درپی ندارد، آنچه از این پدیده یک فاجعه می سازد، عدم پیش گیری از تاثیر آن وعدم آمادگی جهت مقابله با عواقب آن و مشخصات کالبدی و عملکردی سکونت گاه است که باعث ایجاد آسب پذیری و اثرات زیانبارشده و تاثیر سوانح و جامعه را تشدید می کند. به هرصورت مادامی که عدم خسارت زا و بحران ساز آن باشیم. چنین عواقبی براثر وجود آسب پذیری درابعاد مختلف مربوط به زندگی بشر  پدید می آیند که بررسی و شناسایی آن ها، مدیریت بحران را کاهش ابعاد خطر رهنمون خواهد ساخت. «اثرات ناشی از زمین لرزه خود را به صورت آسیب های جانی، مالی و اجتماعی نمایان کرده و آثار ناهنجار حاصله وعدم مقابله با آنها بحران زمین لرزه را ایجاد می کند.دراین راستا می توان به تاثیر آن برانسان ها، جامعه، برزیستگاه انسان ها وجوامع انسانی اشاره کرد»
اثرات آن برانسان و جامعه بصورت اضطراب از مرگ و تاثیر آن برروحیه کاری است که منجر به بروز واکنش های هیجانی شدید دربرابر حوادث عادی زندگی می شود. تاثیراصلی زلزله برزیستگاه انسان،شامل ابعاد فیزیکی می شود. بحران خود را به مشکل ازبین رفتن یا صدمه وارد آمدن بر تاسیسات زیر بنایی شامل گازرسانی، برق، آب، ارتباطات و حمل و نقل نشان می دهد و درنهایت اثر آن به جوامع انسانی فراتر رفته و در مشکل های مختلف عدم کارایی اقتصادی محل آسیب دیده، جابجا شدن جمعیت و افزایش مهاجرت ها وغیره ظاهر می شود.
1-1-3-1: ماهیت بحران زلزله
«به منظور شناخت ماهیت مطالعات واهداف برنامه ریزی مدیریت بحران ابتدا باید به بررسی اجمالی ماهیت بحران ناشی از وقوع زلزله و مجموعه عواملی که زلزله را ازیک لرزش طبیعی زمین به یک بحران فراگیرملی تبدیل می کند پرداخت، که بصورت مولفه هایی از زیر بیان می شود:
الف- غیر قابل پیش بینی بودن زمان وقوع و شدت زلزله ووقوع غافلگیرانه ی آن و عدم تطابق اورگانیک سازه های موجود جهت مقاومت دربرابر آن
ب- غیر مستمر بودن وقوع زلزله و عدم وجود دوره ی زمانی منظم برای وقوع آن
ج- وسعت منطقه ی آسیب پذیر و گسترش آن درفاصله زمانی بسیارکوتاه
د- تعداد و تنوع تظاهر طبیعی زلزله دراشکال مختلف: شکست زمین، لغزش زمین، سقوط سنگ درمناطق کوهستانی، آبگونی زمین و...
ه- تعداد و تنوع تظاهر بحران ناشی از وقوع زلزله به صورت های تخریب ابنیه و تاسیسات زیرساختی، آتش سوزی و انفجار، مشکلات بهداشتی، ناامنی اجتماعی و ...
و- گسترش زنجیره ای بحران از وضعیت ساده به پیچیده درتمامی عرصه های حیات اجتماعی جامعه»
1-2: مدیریت بحران
بشراز ابتدا به دلیل عدم آگاهی و دانش کافی وقوع پدیده های طبیعی و به دنبال آن به وجود آمدن بحران های ناشی از آن ها را جز سرنوشت وتقدیر خود می پنداشت و درنهایت مغلوب این بحران ها (بلایا) می شد. با گذشت زمان و پابرجا بودن بحران های طبیعی و افزایش خسارت های ناشی از آنها، با پیشرفت علم و دانش بحران های که به چاره جویی درجهت کم رنگ کردن و کاهش اثرات مخرب ناشی از این مشکل برآید. و به تدریج روش های کنترل، مهار و حتی پیش بینی آن برافق ذهن انسان پدیدار گشت. به گونه که رشته وعلم نوینی درمدیریت تحت عنوان مدیریت بحران برای توسعه ی ایمنی و آمادگی درمقابل سوانح مطرح شد. تعاریف متعددی از مفهوم مدیریت بحران موجود است که هم اکنون دراین تحقیق به ذکر نمونه هایی از آنها می پردازیم:
    «مدیریت بحراندروقاع عبارتندازایجاد آمادگی وفراهم نمودن تمهیدات و تدارکات لازم، سازماندهی برای رویارویی بابحران و یابه حداقل رساندن آثار تخریبی آن»
    «مدیریتی است که موضوع بحران را برنامه ریزی، سازماندهی و اداره نماید»
    «مدیریت بحران پیش بینی، تدارک آمادگی قبلی برای روبرویی و دفع رویدادهایی است که بقاء و حیات سازمان را مورد تهدید جدی قرار می دهند.»
    درتعریفی از وزارت کشور (1380) مدیریت بحران «تلاش سازمان یافته برای پیشگیری، آمادگی و مقابله در برابر بحران و بازسازی متعاقب آن» است.
    «نظام و حرفه کاربرد دانش، تکنولوژی، برنامه ریزی و مدیریت جهت مقابله باحوادث غیر مترقبه که می تواند تعداد بسیاری از انسان ها رابه قتل برساند یامجروح کند، خسارات وسیع به اموال برساند و زندگی جامعه را مختل نماید.»
    «فرایند استفاده از منابع یک سازمان جهت حصول اهدافی خاص از طریق برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری و کنترل»
امروزه درروش شناسی مدریت می توان از نظر تئوری دوحد نهایی برای مدیریت قائل شد:
مدیریت برمبنای هدف و نتیجه                        مدیریت بدون آینده نگری و برمبنای واکنش های آنی
دریک سوی این حد «مدیریت برمبنای واکنش های آنی» قرارداد. دراین مدیریت، برنامه ریزی، کمی قبل از شروع به اقدام و یا همزمان با اقدامات انجام می پذیرد یا اصولاٌ برنامه ای وجود نداشته واگر هم وجود داشته باشد حکم آزمایش و خطا رادارد. به عبارتی چنین سبکی از اثر بخشی و بهره وری ناچیزی برخوردار است. در سوی دیگر این حد، «مدیریت برمبنای هدف و نتیجه قراردارد که درآن، اهداف مطلوب تعیین و تعریف گردیده و طرح عملیاتی و وسایل نیل به آنها مشخص می شود. دراین نوع از مدیریت طرحی وجود دارد تابتوان برموانع و محدودیت های محیط غلبه نمود و درزمان بحران اولویت ها را مشخص ساخت. عملاٌ هیچ یک از این دو حد نهایی دردنیای واقعیت وجود ندارند. بنابراین هرچند نمی توان به مدیریت برمبنای هدف و نتیجه در نهایت خویش دست یافت ولی واضح است که هرگاه قسمت اعظم کوشش های مدیر معطوف به «مدیریت برمبنای هدف و نتیجه» باشد مدیریت موثر تر خواهد بود.
مدیریت بحران دربرگیرنده ی یک سری عملیات و اقدامات پیوسته و پویا بوده و به طور کلی براساس تابع کلاسیک مدیریت که شامل برنامه ریزی، سازماندهی، تشکیلات، رهبری و کنترل است. استوار میباشد. درواقع در مدیریت بحران معمولاٌ چندین سازمان مختلف دگیرانجام وظایفی می شوند که باید با هماهنگی کامل نسبت به پیشگیری ازبحران، کاهش اثرات آن و آمادگی لازم اقدام نمایند. هم چنین سازمان های مربوطه باید به نحود مطلوبی نسبت به انجام تمهیدات لازم وضروری و همچنین بهبود امور و اوضاع بعد از بروز بحران اقدام به عمل آورند. لذا تعریف جامعی از مدیریت بحران را به شرح زیر می تواند ارایه نمود:
«مدیریت بحران علمی کاربردی است که به وسیله ی مشاهد سیستماتیک بحران ها و تجزیه و تحلیل آنها درجستجوی یافتن ابزاری است که به وسیله ی آنها بتوان ازبروز بحران ها، پیشگیری نموده و یا درصورت بروز آن درخصوص کاهش اثرات آن، آمادگی لازم، امداد رسانی سریع و بهبودی و بازسازی اوضاع اقدام نمود.»
«مدیریت بحران به منزله ی یک رشته علمی، به طور کلی درحوزه مدیریت استراتژیک قرار میگیرد و به طور کلی خاص به مباحث کنترل استراتژیک مرتبط می شود»
«برنامه ریزی برای کنترل بحران ازچهار مرحله تشکیل می شود:
الف – نخست باید حوادث ناگوار پیش بینی شوند،
ب- پس باید برنامه های اقتضایی تنظیم گردند،
ج- پس ازآن باید گروه های مدیریت بحران آموزش داده شوند و سازماندهی گردند،
د- و سرانجام باید برای تکمیل برنامه ها، به صورت عملی تمرین شود.»
نگرش سنتی به مدیریت بحران نگرش منفی بوده، بطوری که درگذشته اکثر کشورهای دنیا توانایی ایجاد هماهنگی و توازن در میان مراحل مستمر و پی در پی مدیریت بحران و همچنین سازمان های مسئول را نداشتند بنابراین تمام توجه و کوشش آنهابر مراحل پس از وقوع بحران متمرکز میشد که این شرایط همانند فرونشاندن آتش بود. با این تصور نادرست آنهادرانتظار بروز حادثه و خراب شدن کارها می نشستند و پس از آن، مدیر بحران سعی در کاهش ضرر ناشی از آسیب ها می کرد. بنابراین دراین فرایند تمام انرژی و توان خود را درمراحل پس از بحران مصرف می کردند که این موضوع به کوتاهی دربرابر اقدامات قبل ازبحران همانند عدم جمع آوری اطلاعات و آماده و عدم شناخت دقیق از احتمال بروز بحران های مشابه درآینده می انجامید. به تازگی این واژه معنای مثبت و قابل فهم تری پیدا کرده است و توجه به مسائل پیش از بحران دغدغه ی دست اندرکاران شده است. با توجه به مفهوم و معنای جدید می بایست برنامه ریزی هایی به صورت مجموعه ای از طرح ها و برنامه های عملی برای مقابله با بحران های احتمالی آینده درسازمان های مرتبط انجام گیردو آمادگی برخورد با رخدادهای غیر مترقبه دراین سازمان شود. بنابراین مدیریت بحران، علاوه بر انجام و اصل امداد رسانی و بازسازی برضرورت پیش بینی منظم و کسب آمادگی را برخورد با بحران تاکید دارد.
«مدیریت بحران تنها یک مقوله ی مدیریتی نیست، بلکه به شدت تابع ویژگی های فیزیکی سکونت گاه هاست. برنامه ریزی برای مدیریت بحران نباید تنها یک اقدام تشکیلاتی –عملیاتی شود بلکه باید تاثیرطراحی و سازماندهی کالبدی و عملکردی سکونت گاه ها درکم و کیف آن توجه داشت.»
«مدیریت بحران ناشی از زلزله رامیتوان بسیج و سازماندهی کلیه امکانات وتوان مندی های کشور برای مقابله با بحران ناشی ازوقوع زلزله و تبدیل آن به شرایط عادی و فرصتی برای بازسازی مطلوب و مناسب شهرهای آسیب پذیر تعبیه نمود»  
درمبحث مدیریت بحران زلزله را برای مواجه شدن بایک بحران تدابیری باید اتخاذ گردد تا کمترین تلفات جانی وخسارات مالی رادربرمی گیرد که این تدابیر در سه دسته ی زیربیان شده اند:
الف- پیشگیری    ب-امداد و کمک رسانی و مقابله با اثرات حاصله از زلزله     
ج-برنامه ریزی جهت اسکان موقت و سایر برنامه ها جهت زدودن اثرات ناشی از زلزله دراذهان زلزله زدگان .
با توجه به تدابیرفوق برنامه های مدیریت بحران برای کاهش آسیب پذیری دربرابررویداد زلزله، اهداف زیر را دنبال می کند:
تخلیه و اسکان موقت درشرایط بحران
-    تدوین طرح تفصیلی مدیریت بحران وتنظیم برنامه های امداد، نجات، خدمات پزشکی و گروه های نجات محلی و ارائه طرح بهینه سازی شریای های حیاتی
-    بررسی قوانین موجود، وظایف سازمان های مرتبط ومنابع تامین بودجه و ارائه پیشنهاد برای ارتقاء آنها، برآورد هزینه های مورد نیاز و منابع مالی»
«مدریت بحران ناشی اززلزله به دلایلی نظیر: عدم قابلیت پیش بینی دقیق زمان، مکان و شدت وقوع، وسعت خرابیها وصدمات پدید آمده، ایجاد نیازشدید وناگهانی به عملیات نجات و امداد بخصوص امداد پزشکی، تخریب شبکه های ارتباطی و امکانات حمل و نقل، ویرانی تاسیسات زیرساختی، هزینه های بالای بازسازی، انهدام سرمایه ها و امکانات تولیدی فشارهای اجتماعی و سیاسی و ... ازپیچیدگی و گستردگی فراوانی برخوردار است که اتخاذ تدابیر ویژه ای را ایجاب می نماید.»
در هربحران، زمان نقش تعیین کننده ای دارد. به دلیل اثرات وبرخوردهای متفاوت هربحران درزمانبندی های مختلف فرایند برنامه ریزی مدیریت بحران از نظر زمانی و عملیاتی به صورت زیر تقسیم بندی می شود:
1-قبل از بحران 2-آغاز بحران (حین حادثه)  3-حین بحران 4-پس از بحران
1-2-1-1: قبل از بحران : «چنانچه تصمیم گیری هامنطقی باشد تقریباٌ درتمامی کارها به یک اصل درسیاست گذاری می رسیم، پیشگیری بهتراز درمان است. به انسان قدرت تفکر، خلاقیت و سازندگی داده شده تا محیط را متناسب با نیازهایش بسازد ویک جامعه ی شهری یااحتمال انبوه انسانی هم شامل این اصل می باشد. واضح است که محیط زیست و عدم تخریب آن ضرورتی به نام آلودگی محیط زیست و کاهش کیفیت زندگی را از انسان دورخواهد کرد، ولی درمقابل آن عدم آمادگی و توانایی وقایع دربرابر عوامل طبیعی نامطلوب که درحد ظرفیت تمامی موجودات دیگر نهفته، خطری است که دقیقاٌ متوجه کمیت زندگی و بودن یا نابودی آن می باشد.»
«امداد رسانی، آموزش، تجهیز و تهیه ی لوازم مورد نظر منجر به معظلاتی درسطح ملی و منطقه ای خواهد شد که تنها جای تاسف، پیشنهاد و مطالعه و عبرت دیگران را به جای می گذارد.چرا که هیچ چیز به جای اول خود باز نخواهد گشت»
هریک از اقدامات مدیریت بحران در مرحله ی قبل از بحران به شرح زیراست:
«الف-پیش بینی زمان، مکان وشدت وقوع زلزله؛ پیش بینی عواقب زلزله، آسیب پذیری، آسیب رسانی و خطرات ناشی از آن درکلیه ابعاد.
ب-پیش گیری:اقدامات علمی جهت رفع کامل خطرات ناشی از زلزله.
ج-کاهش آسیب پذیری آسیب پذیری انسان، زیستگاه و جامعه ی وی درمقابل خطرات غیر قابل اجتناب
د-کاهش آسیب رسانی : کاهش آسیب رسانی موضوعات بشر بر اثرزلزله.
ه-آمادگی: اتخاذ تدابیرلازم و انجام اقدامات عملی جهت ایجاد آمادگی رویارویی موثر و سریع با بحران ناشی از زلزله درمردم و مسئولین از طریق برنامه ریزی عملیاتی، سازماندهی،آموزش و آماده سازی امکانات فیزیکی و اطلاعات»
1-2-1-2: آغاز بحران (حین حادثه): مرحله دوم زمانی چهارگانه ی بحران بسیار کوتاه است که شاید ازچند دقیقه تجاوز ننماید. به همین علت اقدامات کمتری درآن انجام می شود که بهتر انجام شدن این اقدامات سرعت نسبتاٌ بالا و واکنش های فوری می طلبد. این مرحله زمینه را برای اقدامات مرحله ی بعدی فراهم می کند. زمان وقوع حادثه درنحوه ی عملکرد دراین مرحله بسیار تاثیر گذار است که به هنگام شب باشد یا روز و یا فصل گرمایا سرما که هرکدام از این حالت ها روش های برخورد متفاوت را می طلبد.
هریک از اقدامات مدیریت بحران درمرحله ی آغاز بحران به شرح زیر است:
«برنامه ریزی برای کنترل بحران ازچهار مرحله تشکیل می شود:
الف – نخست باید حوادث ناگوار پیش بینی شوند،
ب- پس باید برنامه های اقتضایی تنظیم گردند،
ج- پس ازآن باید گروه های مدیریت بحران آموزش داده شوند و سازماندهی گردند،
د- و سرانجام باید برای تکمیل برنامه ها، به صورت عملی تمرین شود.»
1-2-1-3: حین بحران: این بخش درواقع خود گویای زمان و مرحله ای است که بحران اتفاق می افتد. با توجه به اهمیت فوق العاده این مقطع زمانی، مراکزسازماندهی و تصمیم گیری برای دقیقه به دقیقه این مدت، باید برنامه ای هماهنگ و قابل اجرا (متناسب با وضع روحی و واکنش های مردم) داشته باشندو نه تنها از اتلاف وقت جلوگیری نمایند بلکه بهره برداری بهینه از امکانات و نیروها را جانشین رفتار خود سرانه ومستقل نمایند»

I) پیش از بحران :
1- پیش بینی: پیش بینی زمان، مکان و شدت وقوع زلزله؛ پیش بینی عواقب زلزله، آسیب پذیری، آسیب رسانی و خطرات ناشی از آن درکلیه ابعاد.
2- پیشگیری: اقدام عملی جهت رفع کامل خطرات ناشی از زلزله.
3- کاهش آسیب پذیری: کاهش آسیب پذیری انسان، زیستگاه وجامعه وی درمقابل خطرات غیر قابل اجتناب.
4- کاهش آسیب رسانی: کاهش آسیب رسانی مصنوعات بشر بر اثر زلزله.
5- آمادگی: اتخاذ تدابیر لازم و انجام اقدامات عملی جهت ایجاد آمادگی رویارویی موثر و سریع با بحران ناشی از زلزله درمردم و مسئولین از طریق برنامه ریزی عملیاتی، سازماندهی، آموزش و آماده شاطس امکانات فیزیکی و اطلاعات.
II) آغاز بحران :
«الف) مصونیت : به کارگیری راهکارهای عملی فرار از خطرات زلزله جهت کاهش آسیب پذیری و آسیب رسانی.
ب) هشدار : اعلام خطر ووضعیت غیر عادی به مردم و مسئولین جهت آغاز برنامه عملیاتی مقابله با بحران.
ج) آغاز بسیج: انتخاب نمونه بسیج نیروهای لازم جهت مقابله بابحران و آغاز شکل گیری سازمان مربوطه و ارتباطات لازم»
3.4) راهبردهای جامع پیشنهادی مدیریت بحران ناشی از زلزله
راهبردهای جامع پیشنهادی مدیریت بحران ناشی از زلزله که کلیه فعالیتهای مربوطه راجهت خواهندبخشید عبارتنداز:
    حداکثر تاکید وفعالیت درزمینه پیش بینی، پیشگیری، کاهش آسیب پذیری و آسیب رسانی و آمادگی
    پرهیز ازایجاد سازمانهای موازی و غیر ضرور
    تاکید برجامع نگری نسبت به سوانح
    ایجاد حداکثر همخوانی بین راهبردهای جامع مدیریت بحران ناشی از زلزله و راهبردهای توسعه
    حداکثر استفاده از تلاش و مشارکت مردم و سازمانهای محلی درحوزه بحران و تاکید برخود اتکایی جوامع
    حداکثر استفاده ازمنابع موجود درداخل کشور جهت امداد، جبران خسارات و بازگشت به وضعیت عادی.
3.5) فعالیتها و اقدامات مربوط به مدیریت و بحران ناشی از زلزله و خطمشیهای اجرایی.
به منظور تسهیل هرگونه اقدام درجهت مدیریت کارا و اثر بخش بحران ناشی از زلزله- ازجمله برنامه ریزی و سازماندهی- لازم است ریزفعالیتهای مربوطه وخط مشیهای اجرایی درچهارچوب زمانی وعملیاتی پیش گفته بررسی و تعیین گردند.
قالب کلی طرح فعالیتها و خط مشیهای اجرایی به صورت زیر خواهد بود:
... مرحله :...،
..عنوان اصلی؛...،
.فعالیت اصلی : (شماره فعالیت اصلی)...،
.ریزفعالیت ها:
شماره –شرح ،
خط مشیهای اجرایی:
شماره –شرح .
برخی فعالیتهای ذکر شده دراین بخش باید به صورت مجرد، برخی دیگر در
3.2.3) اثرات زلزله برجامعه انسانی  
1-    فلج شدن ناگهانی اقصاد محل آسیب دیده و مناطق مرتبط با آن،
2-    جابجا شدن جمعیت وافزایش مهاجرتها
3-    درهم ریختگی نظامهای اداری معمول درجامعه
4-    فلج شدن نظم معمول درجامعه
5-    پدید آمدن جوعزا و اندوه و پیامدهای ناشی از آن
6-    سردرگمی مردم و مسئولین جامعه درمقابل بحران
7-    ازبین رفتن یا کاهش درآمد عمومی جامعه
8-    ازبین رفتن یا کاهش توان تولیدجامعه
9-    ازبین رفتن یا کاهش ذخایر مواد اولیه، واسطه یا ساخته شده و مصرفی
10-    افزایش نیازمندیهای عمومی و سطح تقاضای تقریباٌ یک شکل
11-    ایجاد امکان شیوع بیماریهای واگیردار
12-    ازبین رفتن یا کاهش تامین اجتماعی
13-    افزایش بزههای اجتماعی بخصوص سرقت وفساد
14-    کاهش فعالیتهای اقتصادی مولد وافزایش بیکاری
15-    ایجاد کمبود کالا وافزایش تورم وقیمت کالاها
16-    ازبین رفتن یا محدود شدن بخشی از بازار مصرف برای برخی از کالاها و خدمات
17-    ایجاد اختلال درپیشرفت برنامه های توسعه منطقه ای و ملی
18-    خنثی شدن برنامه های توسعه اجراشده
19-    ایجاد نیاز به دریافت کمکهای فیزیکی و فکری وانسانی ازکشورهای خارجی
20-    ناکامی در نظارت برصحت هزینه نمودن وجوه مربوط به مقابله بابحران و توزیع امکانات و اعتبارات
21-    ایجاد اثرات زیانبار اجتماعی به دلیل تمرکز دهی ساکنان مناطق زلزله زده
22-    پدید آمدن آشوبهای محلی درمواردی که برخورد با بحران به صورت صحیح انجام نگردیده یا اطلاعات درست به مردم ارائه نشده است.
رفتار جمعی آسیب دیدگان و بازماندگان یک زلزله (یا سانحه بطور اعم) از مسائلی است که درآن اختلاف نظر وجود دارد. دراین میان جای یک تحقیق جامع با توجه به شرایط کشور ایران بسیار حالی می نمایدچرا که چگونگی رفتار جمعی آسیب دیدگان برنوع ساختار سازمانی و برنامه ریزی جهت مقابله با بحران ناشی از زلزله عمیقاٌ تاثیر میگذارد. به هر حال چند نمونه از نظرات ارائه شده دراین زمینه
2-ازبین رفتن یاکاهش سطح خدمات عمومی شامل :
-  تهیه و توزیع ملزومات دارویی و بهداشتی،
- خدمات حمل و نقل عمومی
- خدمات آتش نشانی
- خدمات آموزش و پرورش
- کلیه خدمات رفاهی دولتی
- کلیه خدمات رفاهی غیر دولتی
4-ایجاد آلودگی های شیمیایی براثر انتشار مواد آلوده کننده در آب ، خاک و هوا
6-درهم ریختن مجاری عادی فعالیتهای روزمره مردم درشهر (تهیه مایحتاج، حمل و نقل و ...)
د) کرختی روانی  
بازماندگان حوادث و سوانح همواره از ضعف و اختلال دراحساسهای خود رنج می برند. «بی احساسی عاطفی » انزوا و افسردگی دراین گونه افراد آشکار است. کرختی روانی احتمالاٌ مهمترین نشانه پس از حوادث است.
ه)روابط اجتماعی ناسالم وناتوانی درمهار خشم:
اغلب پس از یک حادثه افراد برای شکستن موازین اجتماعی و رفتارهای خشمگینانه و تجاوز کارانه آمادگی بسیاری می یابند.
و) جستجو برای درک معنا:
چنین به نظر می رسد که بازماندگان یک فاجعه خود را ناگزیر ازجستجوی معنای آن می بینند و به دنبال دلایلی برای وقوع آن واینکه چرا چنین فاجعه ای برای آنان رخ داده است می گردند؛
15- ازدیگر مسائل روانی که ممکن است برای بازماندگان زلزله پدید آید می توان به موارد زیر اشاره نمود:
الف) ترس از دست دادن مجدد دیگران موجب می شود که فرد عواطف مثبت خود را محدود و انکار کند واز این رو به تنهایی روی میبرد. بازماندگان زلزله بسیاری از اوقات امید خود را به آینده ازدست می دهند و قادر به پیگیری برنامه های پیشین خود یابرنامه ریزی برای آینده درمورد تحصیل، ازدواج و انتخاب شغل نیستند و زندگی را به دفع الوقت میگذرانند. خشم دائمی، بی خوابی، ناتوانی درتمرکز فکر، نگرانی و گوش به زنگ بودن دائمی و پریدن از جا بر اثر کوچکترین محرک، زندگی بازماندگان را دشوار می سازد. درصورتی که فرد، تنها بازمانده خانواده خود باشد، نشانه ها شدیدتر است و احساس گناه دراین مورد که او زنده مانده است درحالی که عزیزان او مرده اند ویااین فکر که میتوانسته برای آنان کاری کند اما نکرده است، مسئله را پیچیده تر می سازد.
ب)بازمانده فاجعه علاقه خود را به فعالیت ازدست میدهد. مجاری سازمان یافته فعالیت او درهم می ریزد. زلزله ویژگی های محیط مانوس فرد رادرهم می ریزدو دگرگون می سازداز این رو روشهای انطباقی گذشته که متناسب بامحیط مانوس بوده کفایت نمی کند. زلزله و مصائب ناشی از آن نظم و ترتیب زندگی عادی فرد را که متناسب با تحمل فیزیولوژیک اوست برهم می زند، فرد مصیبت دیده درمحیطی آشفته با خستگی، اضطراب و ملال دائمی زندگی می کند و ازروابط عادی انسانی و فرصت بر ای استراحت کامل محروم می ماند. دراین موارد آنچه فراوان دیده می شود پسرفت وسیر قهقرایی به دورانهای اولیه رشد روانی درزمان کودکی به صورت نیاز به وابستگی شدید، ناتوانی درصحبت کردن، ناهماهنگی دراعمال، تحریک پذیری و تمایل به پرخاشگری است.
ج) کودکان به این دلیل که هنوز روشهای دفاعی روانی شایسته درآنان رشد نیافته است ونیز سالمندان به این دلیل که روشهای انعطاف ناپذیر داشته و از نظر جسمی نیز ناتوان هستند، دربرابر سوانح طبیعی آسیب پذیرتر هستند.
د) ترس بیمارگونه ازتکرارفاجعه ممکن است سبب ناتوانی فرد درامور شغلی و اجتماعی شود.اعتیاد ازعوارض احتمالی وعمده این تجارب فاجعه آمیز است.
ه) کودکان بازمانده ازفاجعه ممکن است مهارتهای تازه آموخته شده خود همچون تکلم و کنترل ادرار و مدفوع را از دست بدهند.
به دلیل نحوه تفکر خاص درسنین پیش ازمدرسه، این کودکان گاهی خود را مسبب فاجعه مرگ پدر ومادریا فقدان آنهارا دلیل بر طرد خود و بی ارزشی خویشتن می پندارند.افسردگی آنان به صورت لجبازی، منفی کاری و پرخاشگری تظاهر می کند. کودکان درسنین مدرسه به علت عدم تمرکز فکری ممکن است دچار افت شدید تحصیلی شوند.
«مرحله ی سوم هرچه کوتاهتر باشد موفقتر خواهد بود و دربیشتر تجربیات گذشته بین تجربیات گذشته بین دو تا 3 هفته به طول انجامیده است.این مرحله پلی است بین ضربه ی ناشی از زلزله و آغاز مرحله ی چهارم که درحقیقت فرآیند سازمان یافته بازگشت به وضعیت عادی است.»
هر یک از اقدامات مدیریت بحران درمرحله حین بحران به شرح زیر است:
III)حین بحران :
«1- کنترل بحران وتحدید دامنه آن: اقدام سریع و موثر جهت نجات جان مصدومین و بازماندگان، جلوگیری از وقوع یا گسترش خطرات ثانویه زلزله نظیر آتش سوزی، سیل و ... تامین غذا، آب، پوشاک، سوخت، سرپناه اضطراری وسایل اولیه زندگی و بهداشت برای بازماندگان با استفاده از بهینه ازمنابع .
2- استقرار نظم درجامعه: ایجاد یک سیستم معمولی و منظم درزندگی مردم؛ راه اندازی فعالیتهای روزمره مردم نظیر پخت و پز، رفت و آمدو ...؛ تعیین شیوه کسب درآمد برای افرادی که شغل یا سرمایه خود را ازدست داده اند؛ راه اندازی واحیای تسهیلات و خدماتی که برای زندگی مردم وحیات اجتماعی از اهمیت بالایی برخوردار هستند.
3- ارزیابی دقیق دامنه بحران: ارزیابی دقیق میزان خسارات وارده براثر زلزله درکلیه ابعاد.
4- ارزیابی و بازنگری برنامه ها: ارزیابی کارایی، اثر بخشی، صحت و انطباق با واقعیت کلیه عملیات انجام شده درمرحله پیش از بحرانو عملیات جاری و انجام تغییرات لازم جهت به هنگام نمودن برنامه ها و اصلاح فرایند عملیات.
5- برنامه ریزی: برنامه ریزی بهسازی، بازسازی،توسعه وبازگشت به وضعیت عادی براساس  وضع موجود،موانع وکمکها.
6- مطالعه وتحقیق: انجام مطالعات وتحقیقات علمی درکلیه موارد مربوط به زلزله وبحران ناشی از آن و آزمون فرضیات تحقیقات دروضعیت واقعی.
د- ارزیابی و بازنگری برنامه ها: ارزیابی کارایی، اثر بخشی، صحت وانطباق با واقعیت کلیه عملیات انجام شده درمرحله پیش از بحران و عملیات جاری وانجام تغییرات لازم جهت به هنگام نمودن برنامه ها و اصلاح فرآیند عملیات.
ه – برنامه ریزی: برنامه ریزی بهسازی، بازسازی، توسعه و بازگشت به وضعیت عادی براساس وضع موجود، موانع و کمک ها.
و- مطالعه و تحقیق : انجام مطالعات و تحقیقات علمی درکلیه موارد به زلزله وبحران ناشی از آن و آزمون فرضیات تحقیقات دروضعیت واقعی
مسئله دیگری که امکان وقوع آن در این وجود دارد پس لرزه های شدید است که انجام اقدامات امدادی را دشوار و مشکلات آن ها را دو چندان می کند.
دو اشتباه مهم که معمولاٌ درهنگام مواجهه با بحران بروز می کنند وموجب افزایش خسارت های ناشی از بحران می شوند، عبارتند از:
الف- نادیده گرفتن نخستین علایم هشدار دهنده؛
ب- انکار وجود مساله هنگامی که حادثه ناگواری درحال رخ دادن است.
هریک از اقدامات مدیریت بحران درمرحله ی پس از بحران به شرح زیر است:
IV) پس از بحران
1-    تداوم برنامه های اضطراری لازم درمواردی که هنوز مشکلات به صورت کامل حل نشده اند.
2-    انتقال اختیارات ازمدیریت بحران به سازمانهای عادی در جامعه.
3-    بهسازی، بازسازی و توسعه: جبران خسارات ناشی از زلزله به صورتی که حتی المقدور از آسیب درزلزله های بعدی پیشگیری از محدودیتهای فعلی ازدیگاه توسعه پرهیز و پایه های پیشرفت بعدی تامین شود.
4-    استقرار وضعیت مادی: تامین پایه های لازم جهت استقرار وضعیت عادی از لحاظ زندگی فردی و اجتماعی خدمات دولتی و غیر دولتی وشرایط اقتصادی.
5-    ارزیابی و بازنگری برنامه ها: ارزابی کارایی، اثر بخشی، صحت و انطباق با شرایط واقعی کلیه عملیات انجام شده درمراحل پیش از بحران و حین بحران وعملیات جاری وانجام تغییرات لازم جهت به هنگام نمودن برنامه ها و اصلاح فرایند عملیات.
6-    مطالعه و تحقیق : انجامطالعات وتحقیقات علمی درکلیه موارد مربوط به زلزله و بحران ناشی از آن وآزمون فرضیات تحقیقات درشرایط واقعی.
«نیاز به آمار دقیق جهت برنامه ریزی صحیح درهر لحظه از ابتدای حادثه تاعملیات بازسازی از ضروریات بوده وبرای هر مرحله از این مقاطع زمانی روش های آمارگیری، برنامه ریزی شده و فرم مخصوص تهیه می گردد. » آخرین آمار موجود قبل از حادثه نقش مهمی در آمارگیری پس از وقوع بحران دارد و در هر منطقه ای باید اطلاعات به روز از نفرات، خانوار، مسکن و احشام و ... موجود باشد و درشناسنامه های مخصوص ثبت شودو به صورت ماهانه این آمار توسط ستادی در این مناطق کنترل شود.
آمارها درهر مرحله از مقاطع باید دقیق تر گردد تا درصد خطا به صفر برسد. چون کلیه برنامه ریزی ها از تقسیم ارزاق درروزهای اول تا بازسازی کامل بستگی به این آمار دارد.
«مراحل سوم و چهارم مدیریت بحران واقعاٌ مراحل جداگانه ای نیستند و دربرخی موارد همپوشانی دارند. درمورد مرحله چهارم واون نیز این مطلب صدق می کند چرا که پس از هر بحرانی، پیش از بحران بعدی نیز خواهد بود ولی چنین تفکیکی به اثر بخشی برنامه ها و مدیریت عملیات امداد وبازگشت به وضعیت عادی کمک زیادی می کند»
بدین ترتیب فرآیند مدیریت بحران به صورت چرخه ای خواهدبود که مراحل زمانی، عملیات مختلف آن به دنبال یکدیگر بااندکی همپوشانی وقاع خواهند شد. که درادامه به توضیح مبحث چرخه مدیریت بحران پرداخته می شود.
اهداف طرح جامع مدیریت بحران کشور جمهوری اسلامی ایران
الف- تهیه طرح اجرایی برای کاهش آسیب پذیری و کاهش اثرات بحران و بهبود اجرای آن (پیشگیری بحران)
ب-تهیه طرح اقدامات اجرائی هماهنگ و موثر درزمان وقوع بحران (کنترل مدیریت بحران)
انتقال منظم و موثر از حالت عادی به حالت اضطراری
تقسیم مسئولیت ها در هنگام وقوع حادثه
تخصیص مسئولیت ها درهنگام وقوع حادثه
تعویض مسئولیت به پرسنل کلیدی برای انجام فعالیت های طرح
هماهنگی عملیات برای مقابله با حادثه
برگشت تدریجی به حالت عادی
ج- تهیه طرح های کوتاه مدت و بلند مدت بازسازی مناطق آسیب دیده پس از وقوع بحران (بازسازی و ترمیم خسارات بحران)
1-2-2: چرخه مدیریت بحران

1-2-3: ماهیت بحران زلزله
با توجه به ویژگی هایی که برای ماهیت بحران گفته شد، برنامه ریزی مدیریت بحران نیز ویژگی های خاصی به شرح زیر می باشد:
الف- با توجه به غیر مستمر بودن وقوع زلزله و همچنین غیر ممکن بودن پیش بینی زمان و شدت وقوع آن تشکیلات مدیریت بحران ناشی از زلزله ازنظر نرم افزاری می تواند اختصاصی متمرکز باشد ولی از نظر سخت افزاری می باید با مدیریت مناسب بر توانمندی ها وامکانات متعارف موجود و با شرح وظایف مشخصی برای هر یک درهنگام وقوع بحران متکی باشد.
ب-با توجه به دوره ی زمانی نامنظم زلزله توان مندی های فوق نمی توانند دائماٌ دروضعیت قرمز باشند.
ج- با توجه به وقوع غافلگیرانه و آلی زمزمه تمامی امکانات فوق باید درکوتاهترین زمان ممکن باتمام توان به طور منظم و باشرح وظایف مشخصی برای هریک وارد عمل شوند.
د-تعدد تظاهر بحران درتمامی عرصه های حیات احتمالی جامعه واکنش سریع نهادهای ذیربط را الزامی می سازد.
راهبردهای جامع مدیریت بحران ناشی از زلزله :
-    حداکثر تاکید برفعالیت درزمینه پیش بینی، پیشگیری، کاهش آسیب پذیری و آسیب رسانی و آمادگی
-    پرهیز از ایجاد سازمان های موازی وغیر ضرور
-    تاکید برجامع نگری نسبت به سوانح
-    ایجاد حداکثر هم خوانی بین راهبردهای جامع مدیریت بحران ناشی از زلزله و راهبرد های توسعه
-    حداکثر استفاده از تلاش و مشارکت مردم وسازمان های محلی درحوزه بحرانو تاکید برخود اتکایی جوامع
-    حداکثر استفاده از منابع موجود درداخل کشور جهت امداد، جبران خسارت و بازگشت به وضعیت عادی.
1-2-2: چرخه مدیریت بحران
به دلیل اهمیتی که بخش های مختلف چرخه ی مدیریت بحران درسیاستگذاری ها و برنامه ریزی های مدیریت بحران دارد. شناخت وبررسی این بخش ها ضروریست. بخش های مختلف چرخه ی مدیریت بحران باتوجه به اولویت زمانی شامل: پیشگیری، کاهش اثرات، آمادگی پاسخگویی وامدادرسانی، بهبودی وتوسعه می باشد.
1-2-2-1:پیشگیری از بحران :همانطو که از مفهوم آن پیداست: دربرگیرنده اقداماتی است که باعث پیشگیری و جلوگیری از وقوع بحران و یا تشدید اثرات مخرب آن برجوامع میشود. و از بهترین بخش های چرخه ی مدیریت بحران محسوب می شود. به عنوان مثال برای مقابله با طغیان رودخانه ها احداث سد یک اقدام پیشگیری کننده است. دردیدگاه سنتی مدیریت بحران، پذیرش خطر ناشی ازبحران بسیار معمول بوده و هیچ گاه مردم و دولت ها به فکر انجام اقدامات پیشگیری کننده نبودند(نمی افتادند) یکی از مشکلات بخش پیشگیری هزینه های اجرای این اقدامات است که دربعضی موارد این طرح ها بدون انجام دقیق بررسی های اقتصادی کنار گذاشته می شوند. اجرای درست و دقیق اقدامات پیشگیری کننده نیازمند اجرای اقدامات مختلف و مرتبط است. سیاستگذاری ملی، قانون گذاری، ارزیابی و نظارت برنامه ریزی و سازماندهی، آگاهی های عمومی و آموزش از جمله نیازهای بخش پیشگیر ی درمدیریت بحران هستند.
سیاستگذاری ملی نیاز اصلی امور مختلف مدیریت بحران به خصوص پخش پیشگیری از بحران است و قانونگذاری نیز در مواقع ضروری جهت انجام اقدامات مربوطه بسیار موثر است. همچنین نظارت و ارزیابی خطرات و آسیب پذیری های ناشی از بحران نیز باید همواره صورت گیرد تا نیاز به اقدامات مربوط به پیشگیری به نحو مطلوب و دقیق مشخص و تعیین شوند. دراین رابطه تاسیس یک مرکز دائمی برای برنامه ریزی و سازماندهی برنامه ها و اقدامات مدیریت بحران نقش حیاتی ایفا می نماید و آگاهیهای عمومی و برنامه های آموزشی نیز باید به نحوی تنظیم شوند که عموم افراد که شناخت و دانش کافی را دررابطه با خطرات و آسیب های احتمالی بحران بدست آورند.
1-2-2-2: کاهش اثرات مخرب بحران : تعاریف مختلفی از کاهش اثرات بحران بیان شده است ولی تعریف جامعی از آن را میتوان بیان کرد.
«کلیه اقداماتی که به منظور کاهش اثرات بحران های طبیعی و یا ساخته ی دست بشر انجام میگیرد تا اثرات این گونه بحران ها برروی انسان ها و جوامع کاهش یابد. » از این تعریف میتوان نتیجه گرفت که اگر چه بخشی از اثرات مخرب کاهش می یابد ولی کاملاً واضح است که سایر اقدامات بحران به قوت خود باقی خواهند ماند. و دراین بخش به کاربردن اقداماتی جهت کاهش اثرات بحران ها به عنوان یک اصلی مد نظر قرارمیگیرد. و بخش عمده ای ازعواملی که درمرحله ی پیشگیری وجود دارند دراین مرحله نیز مورد استفاده قرار می گیرند. دراین بخش نیز همانند بخش پیشگیری ازبحران نیازهای اساسی جهت انجام اقدامات موثر و کارآمد وجود دارد که دراین میان وجود بخش یا مرکزی برای برنامه ریزی و سازماندهی اهمیت بسیار زیادی دارد.
زیربخش های عمده و یا خاص عملیاتی دربخش کاهش اثرات به دو صورت سازه ای وغیرسازه ای وجود دارند. که عوامل غیرسازه ای شامل چهار چوب قانونی- انگیزه ها-آموزش و کارورزی- آگاهی دادن به عموم افراد جامعه- ایجاد تشکیلات و نهادهای مناسب و سیستم های اخطار رسانی می شود و بخش سازه ای نیز شامل سازه های مهندسی معمار و ساختمان طراحی و احداث شده اند، و سازه های غیر مهندسی، که توسط افرادی که دارای آموزش رسمی نبوده اند احداث میگردند، می شود. اقدامات مربوط به این دو بخش باید تواماً به اجرا گذاشته شود.
1-2-2-3: آمادگی : این بخش نیز همانند بخش های دیگر چرخه ی مدیریت بحران تعاریف متعددی دارد، که یکی از تعاریف جامع آن به صورت زیر است:
«کلیه اقداماتی که دولت ها، سازمان ها، جوامع و افراد را قادر میسازد که به سرعت و به طور موثر در زمان بروز بحران های مختلف عکس العمل مناسبی ازخود نشان دهند را می توان به عنوان اقدامات مناسب به منظور پاسخگویی درمواقع بحرانی نامبرد.»
اقدامات آمادگی شامل تهیه و تنظیم برنامه های ضد بحران، پشتیانی ازمنابع و همچنین آموزش کارکنان می شود و باتوجه به تعریف ذکرشده می توان دریافت که بخش آمادگی ترکیبی از چندین بخش عمده ی دیگر مدیریت بحران است.
به دلیل کثرت سازه های درگیر که دربخش آمادگی مشارکت می نمایند. این بخش با مشکلات خاصی روبروست. یکی از این مشکلات برنامه ریزی و سازماندهی نامناسب و یا از رده خارج شده و قدیمی است که یکی از کمبودها و نواقص بعدی و متداول درامر مدیریت بحران به حساب می آید و همچنین اگرساختار تشکیلاتی مدیریت بحران به طور نامتناسب و ناقص ایجاد گردد، اقدامات مربوط به آماده سازی کارایی و اثر گذاری لازم را نخواهند داشت. از دیگر مشکلات این بخش عدم وجود همکاری بین سازمانهای مختلف است که اثرات بسیار نامطلوبی برعملیات مربوط به بخش آمادگی می گذارد.
برای انجام اصولی و کارآمد امور مربوط به بخش آمادگی نیاز به انجام اقدامات به صورت مستمر و مداوم است و درصورت انجام فعالیتها به صورت انفرادی و مجزا، مجموعه اقدامات بخش آمادگی انسجام لازم را نخواهند داشت.
سیاستگذاری درسطح ملی، قانونگذاری و جود ساختار تشکیلاتی و سازمانی وجود اداره ملی مدیریت بحران ازجمله مسائل مهم و ضروری دررابطه با این بخش هستند.
اقدامات بخش آمادگی جهت مقابله با خطرات ناشی از بحران ها شکل می یابند و این خطرات قبل از وقوع بحران باید به صورت دقیق برآورد شوند. دراین خصوص موارد زیر نیاز به بررسی دارند:
-    چهارچوب برنامه ریزی
-    کاربرد منابع
-    هماهنگی بین اقدامات مختلف
-    سیستم ها و امکانات عملیاتی
-    تجهیزات و موارد عرضه شدنی
-    کارآموزی و کارورزی
-    آگاهی رسانی عمومی و آموزش
-    اثرات ناشی ازبحران
-    پشتیبانی از سطح مطلوب اقدامات مربوط به بخش آمادگی
1-2-2-5: بهبودی و بازسازی: تعریف جامعی که از بخش بهبودی و بازسازی می توان کرد به شرح زیر است»
«بخش بهبودی و بازسازی دربرگیرنده کلیه اقداماتی است که پس از وقوع بحران و به منظور برقراری شرایط ووضعیت عادی زندگی به کشور و یاشهرها وروستاها به مورد اجراگذاشته میشود.»  
بنا بر تعریف بیان شده، مدت زمان انجام عملیات مربوط به این بخش ممکن است بسیار طولانی و درحدود 5 الی 10 سال به طور انجامد. درطولانی شدن این مدت زمان باعث افزایش درجه آسیب پذیری منطقه ی بحران زده نسبت به بحران های آتی می گردد.
یکی از عوامل مهم درعملیات مربوط به بخش بهبودی و بازسازی، تداوم عملیات بخش امداد رسانی است که از اهمیت ویژه ای برخوردار است و همچنین تهیه وجمع آوری اطلاعات لازم به طور دقیق یکی از نیازهای اولیه مربوط به عملیات این بخش است. جهت انجام کارآمد امور مربوط به بخش بهبودی و بازسازی (نیازهای عمده اساسی ) وجود دارد که یکی از موارد مشکل زا دراین بخش محدودیت های نشای ازعدم تامین منابع مالی مورد نیاز و یا عدم اطمینان ازمیزان کمک های مالی بین المللی است که برنامه های بهبودی وبازسازی را به تعویق خواهد انداخت. به دلیل نیازهای شدید مالی و اجرایی برنامه های این بخش، معمولاً محدودیت های اساسی درمورد انجام سایراقدامات مدیریتی بخش های «آمادگی» و«کاهش اثرات»به وجود میآید که این نیازها عبارتند از:
-    درک صحیح امور مربوط به بخش بهبودی و بازسازی که دارای اهمیت بسیار زیادی است.
-    ایجاد هماهنگی میان برنامه های بهبودی و بازسازی با برنامه های توسعه ی ملی
-    جمع آوری اطلاعاتی مربوط به برنامه های بهبودی و بازسازی
-    بررسی و برآورد وضعیت بعد از بحران
-    بررسی اطلاعات ناشی ازبحران های قبلی
1-2-2-6: توسعه ی عمرانی : توسعه فزاینده ی عمرانی و مدنیزه شدن جوامع رابطه ی مستقیمی بابحران و مدیریت آن دارد. زیرا بحران برنامههای توسعه ی ملی کشورها را تهدید می کند و همواره برروند توسعه ی کشورها تاثیر بازدارنده ای دارد و باعث می شود که کشورها بخش عمده ای ازامکانات و منابع خود را به برنامه های توسعه اختصاص ندهندو آنها رادرمسیر مقابله با بحرانها و آثار ناشی از آنها استفاده کنند. و همچنین «اجرای برنامه های بهبودی و بازسازی اغلب دارای تاثیرات مستقیم بر برنامه های توسعه ی ملی است» این بخش ازچرخه ی مدیریت بحران ارتباط بین فعالیت ها واقدامات مربوط به بحران با توسعه ی ملی را نشان می دهد. وجود این بخش درچرخه ی مدیریت بحران نشان دهنده ی تاثیر گذاری بحران برسیاستها و خط مشی های آینده توسعه ی ملی می باشد. که بعضی از این سیاستهای و یااقدامات به صورت زیر است:
-    معرفی سیستم های مدرن ساختمان و برنامه های مقاوم سازی ساختمان ها
-    استفاده ی بهینه و مطلوب ازکمک های بین المللی مربوط به بحران.
-    استفاده از تجربیات به دست آمده ازبحران دربرنامه های آتی توسعه وتحقیقات»
طرح جامع مدیریت بحران در صورتی بهینه و کارآمد خواهد بود که علاوه بر تعریف کلیه جوانب و موارد مربوط به چرخه ی مدیریت بحران،شامل نوعی هماهنگی و توازن دربین بخش های مختلف این چرخه نیز باشد.
1-2-4: منابع دولتی مدیریت بحران
بخش های گوناگونی دررابطه با مدیریت بحران درزمان حادثه صورت گرفته و سازمان های مختلف دراین رابطه شکل گرفته ومشغول به فعالیت هستند اما وجود ناهماهنگی میان سازمانها منجربه عدم استفاده از مدیریت بحران درکشورما شده است. دلیل این ناهماهنگی ساختار نادرست و ستنی در نظام مدیریت است که به صورت افقی، شکل گرفته است. که عملاً کارآیی خود رااز دست می دهد. درصورتی که با تغییر این وضعیت به یک ساختار عمودی وایجاد یک نهاد اجرایی مقتدر، خیلی کارآمدتر میتواند عمل کند.
ازویژگی های طرح جامع مدیریت بحران کشور جمهوری اسلامی ایران، ستاد مدیریت بحران است که زیر نظر وزارت کشور فعالیت های مربوط به مدیریت بحران شهرها را زیر نظر دارد. این ستاد مدیریت بحران کشور متشکل از نمایندگان ریاست جمهوری و وزیر کشور است و برعملیات اجرایی 18 گانه ی طرح مدیریت بحران درزمان وقوع بحران نظارت دارد«به عبارتی در طرح مدیریت بحران 18
گروه عملیاتی وجود دارند که وظیفه آنها قبل ازبروز بحران، برنامه ریزی وانجام مطالعات درخصوص چگونگی مقابله با بحران و برآورد امکانات و تجهیزات مورد لزوم درهر یک از شاخه های عملیاتی مقابله با بحران و تهیه ی شرح وظایف به منظور مقابله با بحران برای زمان وقوع بحران درهر یک از شهرهای بزرگ کشور می باشد.
گروه های عملیاتی عبارتند از:
الف – بخش خدمات امدادی و بهداشتی
-    گروه امداد خدمات سریع
-    گروه بهداشت
-    گروه ایجاد مراکز امدادی
-    گروه ایجاد مراکز درمانی انتقال مصدومین
-    گروه تشخیص هویت ذفن اجساد
-    گروه تامین مواد غذایی
-    گروه خدمات شهری
ب-بخش تاسیسات شهری
- گروه فنی آب



انجام پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

سفارش پایان نامه

نقشه