انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

انجام پایان نامه|تحقیق درباره داروهاي ضد درد مخدر

داروهاي ضد درد مخدر را مي‌توان به چندين گروه به صورت زير تقسيم كرد:
آلكالوئيدهايي كه به طور طبيعي موجودند و تركيبات ترياكي نيمه صناعي
1-    مرفين
2-    كدئين (متيل مرفين)
3-    اكسي مورفون
4-    متيل دي هيدروموفينون (متوپون)
5-    هيدروكودون (دي كوديد)
6-    هروئين (دي استيل مرفين)
مپريدين و فنيل پيپريدين‌هاي مشابه
1-    مپريدين (دمرول)
2-    آلفا پرودين (ني‌ز نتيل)
3-    آنيلردين (لريتين)
4-    پيمي نودين (آلوودين)
5-    دي فنوكسي لات (در لوموتيل)
متادون و داروهاي مشابه
1-    متادون
2-    پروپوكسي فن (دارون)
بنزومورفان ها (آگونيست‌ها و آنتاگونيست‌هاي نسبي)
1-    فنازوسين (پيري نادول)
2-    پنتازوسين (تالوين)
مشتفات مورفينان
1-    لورفانون (لو- دروموران)
2-    دكسترومتورفان
3-    بوتورفانول
آنتاگونيست‌هاي ناركوتيك (تركيبات استخلافي آليلي)
1-    نالورفين (نالين)
2-    لوالورفان (لورفان)
3-    نالوكسون (ناركان)
مطالعات فارماكولوژيك، يك شباهت اساسي را در بين ضد دردهاي اعتيادآور نشان مي‌دهند همة آنها در مقابله با درد شديد نيرومند هستند، همه مي‌توانند در شخص معتاد به جاي يكديگر به كار روند (اگر چه نسبت به همة آنها تحمل زيادي ايجاد خواهد شد)، و اثر همة آنها توسط داروهايي از قبيل نالورفين يا لوالورفان خنثي مي‌گردد. با درنظر گرفتن حقايق فوق مي‌توان انتظار داشت كه مقداري شباهت شيميايي اساسي در اين گروه‌ها موجود باشد و در حقيقت بررسي فرمول همة‌اين داروها وجود يك نيمه فرمول مشترك، گاما- فنيل - ا ن- متيل- پي پريدين را نشان مي‌دهد. شكل صندلي ماند پي‌پريدين حدساً نمونه واقعي آن است، كه دراي خطوط سنگين نشانه بيرون نشانه بيرون آمدگي از صفحه كاغذ مي‌باشد. راديكال  غالباً خيلي حجيم است.
تركيبات ترياكي طبيعي و مشتقات نيمه صناعي
مرفين
مرفين، كه سالهاست به طرز وسيعي مصرف شده است، همچنان مهمترين داروي ضددرد مخدر (ناروكوتيك) است فارماكولوژي آن قدري مفصل مورد بحث قرار خواهند گرفت، و به عنوان معيار جهت مقايسة ساير داروهاي مخدر در نظر گرفته‌ مي‎شود.
شيمي
مرفين آلكالوئدي است كه از ترياك به دست مي‌آيد، و خود ترياك از شيرة خشك شده گياه خشخاش پاپاورسومنيفروم به دست مي‌آيد. در ترياك آلكالوئيدهاي گوناگون بسياري وجود دارد كه به دو طبقه تقسيم مي‌شوند: آلكالوئيدهاي فنانترن و تركيبات بنزيل ايزوكينولين. از گروه دومتنها پاپاورين و نوس كاپين است كه داراي اهميت طبي به عنوان ضد اسپاسم و گشاد كنندة عروقي است. اين دوماده، داراي اثر ضد درد نيست. نوس كاپين در سرفه مصرف مي‌شود.
مرفين و كدئين تنها مخدر مهم هستند كه از گروه فنانترني آلكالوئيدهاي ترياك به دست مي‌آيند. ترياك حاوي 10 درصد مرفين و 5/0 دصد كدئين است. كدئين در طب از مرفين به روش تجاري ساخته مي‌شود.
مرفين، آلكالوئيد اصلي ترياك، درسال 1803 توسط سرتورنر جدا شد ولي تا سال 1952 به طور كامل سنتز نشده بود. سنتز آن ساختمان پيشنهاد شده، توسط گولند و روبينسون در 1925 را ثابت كرد.
دو گروه هيدروكسيلي يكي فنولي و ديگري الكي، اهميت زيادي دارند، زيرا بعضي مشتقات طبيعي مرفين توسط تغييرات سادة يكي يا هر دوي اين گونه‌ها به دست مي‌آيند. مثلاً، كدئين، متيل مرفين است كه استخلاف در گروههاي هيدروكسيل تهيه مي‌شوند، تركيب متصاد (آنتي دوتي) ثعني نالورفين توسط جانشين نمودن ريشة آلين به جاي گروه متيل روي نيتروژن به دست مي‌آيد.
سولفات مرفين متداولترين ملح آن است كه به كار مي‌رود. به صورت آمپول‌هاي 1 ميلي ليتر يا به صورت قرصهايي با اندازه‌هاي متفاوت جهت تهيه محلول قابل تزريقي موجود است. همچنين به صورت آمپول‌هايي با اندازه‌هاي بزرگتر نيز عرضه مي‌شود. يك آمپول يك دوز نيست مقدار مصرف (دوزاژ) زير جلدي از 8 تا 15 ميلي‌گرم است.
اثر ضد درد و ساير اثرات آن بر دستگاه عصبي مركزي
هنگامي كه مرفين، از راه زيرجلدي بر يك شخص طبيعي، به مقدار 10 تا 15  ميلي‌گرم به كار مي‌رود. موجب خواب ‌آلودگي، آفوري (حالت سرخوشي) در بعضي و اضطراب و تهوع در سايرين مي‌‌شود.
شخص ممكن است به خواب رود، تنفس كند شود، و مردمكها تنگ شوند. در بيماران دچار درد كمتر، ديسفوري مشاهده مي‌‌شود. حداقل دو عامل در تسكين درد، توسط مرفين دخالت دارند. دارو آستانه دارد را بالا مي‌برد و واكنش شخص نسبت به تجربة دردناك را تغيير مي‌دهد.
مقدار اپتيمال مرفين در شخص بالغ متوسط 8  تا 15 ميل‌گرم است. اين مقدار، آستانه را براي درك درد 60 تا 70 درصد بالا مي‌برد. نشان داده شده است كه 10 ميل‌گرم مرفين، در حداقل 90 درصد بيماران داراي درد متوسط پس از عمل، موجب تسكين مي‌گردد. در موارد شديد پس از عمل اين ميزان به 70 درصد تنزل مي‌يابد. يك دوز 15 ميلي‌گرم ممكن است آن را به 80 درصد افزايش دهد. جالب توجه اينكه تجويز پلاسبو موجب تسكين 30 درصد بيماران مي‌شود و مرفين از طريق خوراكي فقط در 40 درصد بيماران مؤثر است.
تنفس
مركز تنقس توسط مرفين به طور قابل ملاحظه‌اي تضعيف مي‌گردد و در مسموميت با مرفين، علت مرگ، توقف تنقس است. مقادير درماني مرفين موجب مقداري كاهش در حجم دقيقه‌اي تنقس و كاهش پاسخ به استنشاق دي‌اكسيد كربن مي‌گردد بدون اينكه تغييري در تعداد دفعات تنقس در دقيقه ايجاد كند. مقادير زياد، دفعات تنفس در دقيقه را نيز كاهش مي‌دهد و احتباس دي‌اكسيد شديد مي‌شود. زمان شروع تضعيف تنفس به دنبال تزريق مرفين بستگي به روش مصرف دارد. حداكثر تضعيف تنفس، ظرف 5 دققه پس از تزريق داخل وريدي رخ مي‌دهد، در حالي كه اگر دارو از راه عضلاني به كار رود، 60 دقيقه يا بيشتر وقت لازم است. همان طوري كه نسبت به اثراث ضد دردي و سرخوشي آور مرفين تحمل ايجاد مي‌شود، مركز تنفس هم در مقابل آن تحمل پيدا مي‌كند. اين امر نشان مي‌دهد كه چرا شخص معتاد، نسبت به مقادير كشندة مرفين، مقاومت نشان مي‌دهد.
احتباس دي‌اكسيد كربن، علت احتمالي گشادي عروق مغزي و افزايش فشار داخل جمجمه به دنبال مصرف مرفين است.
مرفين ممكن استرفلكس‌هاي يك سيناپسي (مونوسيپناپتيك) را تشديد كند، در حالي كه رفلكس‌هاي چند نروني را تضعيف مي‌كند. توسط ويكلر نشان داده شده كه تكانهاي زانو و قوزك پا در گربه‌اي كه قطع عرضي نخاع شده، تشديد شدند يا تغييري نكردند، در حالي كه رفلكس‌هاي فلكسور (تا كننده) و باز كنندة  متقاطع تضعيف شدند.
تحريك (اكسيتاسيون)
مرفين ممكن است، در واقع، در بعضي افراد و انواع حيوانات محرك باشد. بعضي بيماران به دنبال تزبق مرفين ممكن است به حالت تهوع و استفراغ دچار شوند و ممكن است حتي به حالت دليريوم دچار شوند. همين طور گربه‌‌ها و اسبها توسط مرفين تحريك مي‌شوند.
تحريك شديد گربه‌ها توسط مرفين پس از برداشتن قشر مغز هنوز وجود دارد و براي جلوگيري از آن نياز به ايجاد ضايعات در هيپوتالاموس است.
استفراغ
اثر استفراغ‌آور مرفين ممكن است ناشي از اثر دارو برگيرنده‌هاي شيميايي موجود در منطقة ماشه‌اي (تريگرزون) بصل النخاع باشد. جالب توجه اينكه، آپومرفين، كه از تغيير شيميايي عميق مرفين به دست مي‌آيد، قويترين محرك گيرندة شيميايي منطقة ماشه‌اي در بعضي از انواع مسموميت‌ها است.
اثرات متفرقه
ساير اثرات مرفين عبارتنداز: اثرات آن روي مردمك، و اثرات گوارشي، صفراوي، قلبي- عروقي، برنشي، ضدادراري (آنتي ديورتيك) و متابوليك.
اثر برمردمكها
مردمكها توسط مرفين تنگ مي‌شوند. آتروپين با اين عمل مقابله مي‌نمايد. تنگي مردمك نتيجة عمل دارو بر دستگاه عصبي مركزي است. معتادين نسبت به عمل تنگ كنندة مردمكي مرقين تحمل پيدا نمي‌كنند و در طول قطع مرفين، مردمكشان بسيار گشاد مي‌شود. حيواناتي كه توسط مرفين تحريك مي‌شوند، گشادي مردمك را نشان مي‌دهند.
اثر گوارشي
مرفين اثر پيوست‌زاي زيادي دارد و تركيبات ترياكي در رفع اسهال داروهاي سريع الاثري هستند.
به طور كلي، مرفين تمايل به افزايش تونوس عضلات صاف روده‌اي دارد و حركات پيش‌برنده را كاهش مي‌دهد. مرفين موجب تأخير تخليه‌ معدي مي‌شود و اين عمل را از طريق كاهش حركت معده و انقباض پيلور و شايد دوازده انجام مي‌دهد. آتروپين به طور نسبي با اين اثر اسپاسم دهندة (اسپاسموژنيك) مرفين مقابله مي‌كند.
اثر پيوست‌زاي مرفين ممكن است ناشي از عوامل چندي باشد. مهمترين عوامل عبارتند از:
1-    افزايش تونوس و كاهش فعاليت پيش برندة سرتاسر لولة گوارش
2-    نارسايي در دريافت تحريكات حسي لازم جهت تحريكات رفلكس اجابت مزاج. ظاهراً اثر ضد اسهال مرفين مربوط به گيرنده هاي ترياك- مانند رد سيستم عصبي روده است.
اثر بر راههاي صفراوي
مرفين فشار داخل مجاري صفراوي را در نتيجة  انقباض عضلات صاف راههاي صفراوي، افزايش مي‌دهد. اثر تسكيني آن در چنين شرايطي بايد ناشي از اثر ضد درد مركزي آن باشد. آتروپين ممكن است در رفع اسپام شديد راههاي صفراوي ناشي از مرفين، مؤثر نباشد.
اثرات قلبي - عروقي
مرفين مقاومت شرياني و تونوس وريدي را كاهش مي‌دهد. اين اثرات در كم كردن كار بطني، احتقان ريوي و ادم سودمند هستند. اثرات هموديناميك ممكن است بيش از حد باشد، به طوري كه منجر به كمي فشار خون قابل ملاحظه‌اي كه وضعيتي است، گردد، اثر پايين آورندة فشارخون، ناشي از تزريق داخل وريدي مرفين. توسط آتروپين كاهش مي‌يابد ولي به كلي از بين نمي‌رود.
در بعضي از انواع حيواني، آزاد شدن هيستامين به دنبال مصرف مرفين وريدي نشان داده شده است. هيستامين ممكن است به واكنشهاي هيپوتانسيو شديد كمك نمايد. در شوك هموراژيك اثرات هموديناميك مرفين نامطلوب است.
اثر برعضلات صاف برنش
عضلة صاف برنشي توسط مرفين منقبض مي‌شود. چون به دنبال تزريق مرفين در بيماران آسمي مرگ رخ داده است، بسيار از محققين، اين اثر نامطلوب را به اثر تنگ‌كنندة برونشي مرفين نسبت مي‌دهند. به هر حال ، كاملاً امكان دارد اين واكنش بيمار آسمي مربوط به عمل مضعف مرفين بر پاسخ مركز تنفسي به دي‌اكسيد كربن باشد. بر اساس اين نظر ممكن است علت مرگ، ناركوز دي اكسيد كربن باشد نه تنگ شدن برنش. به هر حال اين مسئله هنوز حل نشده است.
اثر بر دستگاه ادراري - تناسلي
عضلة صاف راههاي ادراري تناسلي تحت تأثير مرفين قرار مي‌گيرند. داروي مخدر تمايل دارد جالب و عضلة عانه‌اي - مثانه‌اي را منقبض كند و موجب افزايش تونوس اسفنكتر مثانه گردد.‌ آتروپين تمايل دارد اسپاسم جالب ناشي از مرفين را رفع نمايد. مرفين، علي‌رغم اثرش بر عضلة صاف، اغلب براي تسكين كوليك جالبي مصرف مي‌گردد، كه تأثير آن بايد نتيجة عمل ضد درد آن باشد.
احتباس ادرار، به دنبال مصرف مرفين، ناشي از اشكال در عمل ادرار كردن و كاهش دريافت تحريك، جهت رفلكس ادرار كردن است. مرفين همچنين يك داروي ضد ادرار است كه موجب آزادشدن هورمون آنتي ديورتيك مي‎شود و اثرات هموديناميك آن نيز به اين ضد ادراريش كمك مي‌كند.
انقباض رحمي در حين زايمان، با مقدار درماني مرفين، تغيير قابل توجهي نمي‌كند، گر چه ممكن است تا حدي آهسته شود.
اثر متابوليك
يك اثر متابوليك مرفين، مقداري كاهش در مصرف اكسيژن كل است، كه احتمالاً ناشي از كاهش فعاليت و تونوس عضلاني است. افزايش قند خون با شدتهاي متفاوت پس از تزريق مرفين مشاهده شده است. عموماً معتقدند كه اين امر نتيجة افزايش فعاليت سمپاتيك است، زيرا قطع كامل سمپاتيك از افزايش قند خون جلوگيري مي‌كند.
متابوليسم
مرفين به راحتي از محل تزريق زيرجلدي يا عضلاني جذب مي‌گردد. تخمين زده شده است كه 60 درصد مرفين زيرحجلدي در 30 دقيقة اول جذب مي‌شود. جذب به شدت، تحت تأثير گردش خون زير جلدي است. به هر حال جذب آن از لولة گوارش كند است و دارو از اين راه تجويز نمي‌گردد (زيرا در اولين مرحله عبور از كبد بمقدار زيادي متابوليزه مي‌شود و لذا تجويز غيرخوراكي آن  ارحج است. مرفين از خون به تمام بافت‌ها منتقل مي‌شود. نيمه عمر آن 3 ساعت است  و زمان بي‌دردري مؤثر 5-4 ساعت است).
در حدود 90 درصد از مقدار مصرف شده به صورت كنژوگه در ادرار ظاهر مي‌شود و در صد كمي هم در مدفوع يافت مي‌شود. دفع صفراوي ممكن است علت وجود مرفين باشد. نشان داده شده است كه يك آنزيم ميكرورومي در كبد مي‌تواند مرفين را گلوكورونيده كند. درصد كمي از از مرفين تجويز شده در كبد، ا‌ندمتيله مي‌شود و به نور مرفين تبديل مي‌شود.
تحمل
يك خصوصيت چشمگير فارماكولوژي مرفين و داروهاي مشابه آن ايجاد تحمل تدريجي نسبت به بعضي اثرات آن است.
اگر به بيماري كه مبتلا به بيمار مزمني است 10 تا15 ميلي‌گرم مرفين سولفات، از راه زيرجلدي دو بار در روز، داده شود، اغلب مشاهده مي‌شود كه پس از يك هفته يا كمتر يا بيشتر ديگر آنقدر كه در آغاز از درد تسكين  مي‌يافت. تسكين  نخواهد يافت. مقدار دارو بايد به تدريج افزايش يابد. اين تحمل نه تنها نسبت به اثرات منقبض كنندة مردمكي و گوارشي مرفين يا نسبت به اثرات مضعف تنفي مرفين هم صورت مي‌پذيرد. از سوي ديگر نسبت به اثرات منقبض كنندة مردمكي و گوارشي مرفين يا نسبت به اثرات تحريك كنندة دارو هيچ تحملي ايجاد نمي‌شود. تحمل به اثرات ضد درد آن ممكن است سريع‌تر از تحمل به اثرات دپرسيون تنفسي ظاهر شود. لذا در مصرف مرفين در دردهاي مزمن ايجاد تولرانس يك فاكتور محدود كننده مي‌باشد.
 اگر مصرف مرفين طولاني گردد، شخص طبيعي و معتاد هر دو به طور فزاينده‌اي به مقادير بيشتري مرفين جهت كسب همان اثرات ذهني نياز دارند. تحمل ممكن است به نسبتهاي تقريباً شگفت انگيز و باور نكردني برسد. معتاديني شناخته شده‌اند كه تا مقدار 4 گرم در 24 ساعت مصرف مي‌كنند. اين مقدار خيلي زيادتر از مقدار كشنده در شخص بدون تحمل است.  دورة تحمل 1 تا 2 هفته است، و به دنبال اين مدت پرهيز، شخص مجدداً به مقدار جزئي دارو پاسخ مي‌دهد. معتادين ممكن است در نتيجة مصرف مقادير زياد معمول قبلي خودشان از مرفين پس از يك دوره پرهيز، كه در طول آن تحمل خود را از دست داده‌اند، فوت كنند.
مسئله 2-1
آيا تحمل (تولرانس) نسبت به مرفين مي‌تواند نتيجة تغيير جذب، افزايش سرعت منتابوليسم، و دفع باشد، روش است كه اين طور نيست، زيرا شخص معتاد مي‌تواند مقاديري از مرفين از طريق وريدي مصرف كند كه مركز تنفسي شخص غيرمعتاد را به طور  دائمي تضعيف مي‌كند. بايد يك تحمل سلولي واقعي در بعضي عناصر عصبي وجود داشته باشد. در موافقت با اين  امر، مطالعات آزمايشگاهي نتوانستند تفاوت متابوليسم مرفين را در سگهاي معتاد و غيرمعتاد نشان دهند.
بسياري از عوامل در ايجاد تحمل تأثير مي‌گذارند. مصرف مكرر و منظم دارو احتمال ايحاد تحمل را نسبت به موقعي كه تجويز با فواصل زياد و روشهاي نامنظم صورت گيرد. زيادتر مي‌كند. مصرف متضادهاي ناروكوتيكي نظير نالورفين يا نالوكسون موجب تظاهر علائم حاد ناشي از قطع دارو در افرادي مي‌گردد كه به مقاير زياد مرفن تحمل يافته‌اند.
مكانيسم تحمل مي‌تواند در نتيجة كشف  ا‌ن‌كفالين‌ها قابل فهم شود. اگر ا‌ن كفالين‌ها انتقال دهنده‌هاي عصبي يا متعادل كننده هستند، حضور مداوم مرفين برگيرنده ترياكي مي‌توذاند توليد و آزاد شدن آنها را از بين ببرد به طوري كه نياز به مقادير زيادتر مرفين جهت ايجاد اثر ضد درد در صورت كاهش مداوم پپتيد موجود الزامي مي‌شود. اگر مصرف مرفين به ناگهاني قطع كنند، غلظت‌هاي ناكافي تركيبات ضددرد (آندوژن و اگزوژن) ممكن است علائم سندروم پرهيز ايجاد نمايد.
مسموميت با مرفين
در مسموميت حاد با مرفين، شخص درحال اغما و كمبود است، تنفس كند است و مردمكها به اندازة ‌ته سنجاق  مي‌شوند.
درمان بيماري كه دچار مسموميت حاد مرفين شده است كاملاً  با درمان بيمار مبتلا به مسموميت باربيتورات فرق مي‌كند. اول، داورهاي محرك مركزي نظير پيكروتوكسين يا پنتيلن تترازول (مترازول) نبايد مصرف شود، زيرا شواهد آزمايشگاهي نشان مي‌دهند اين داروها ارزش آنتي دوتي ندارند. مرفين، برخلاف باربيتورات‌ها، اثرات تحريكي بسياري دارد و ممكن است با داورهاي تشنج‌زا، سينرژيك (هم‌ساز) باشد.
پيشرفت مهم در درمان مسموميت حاد با مرفين، كشف آنتي دولت‌هاي اختصاصي بوده است. آنتاگونيست انتخابي نالوكسون مي‌باشد، زيرا تقريباً  اثرات مضر چنداني ندارد. تزريق وريدي نالوكسون يا نالورفين باعث بهبود تنفس و گردش خون در افراد مبتلا به مسموميت حاد مي گردد. در هنگام صرف دوزهاي بيش از حد مجاز باربيتورات‌ها يا بيهوشي دهنده‌هاي عمومي، آنتاگونيست‌هاي بي‌‏فايده است. نالوكسون به حدي اختصاصي است كه اگر يك دوره در درمان با آن وقفه تنفسي را بهبود نبخشد، بايستي به تشخيص اوليه مشكوك شد. در افراد وابسته به مخدرها خواه بيماران مبتلا به دردهاي مزمن و خواه  كساني كه بطور نابجا از آن استفاده مي‌كنند، مصرف نالوكسون باعث شهور وتشديد يك سندرم پرهيز شديد مي‌شود.
كدئين
كدئين، يا متيل مرقين داروي ضد درد و ضد سرفة بسيار مهمي است. با مقادير درماني‌ اين دارو، كمتر از مرفين اثر مسكن (سداتيو) و ضد درد دارد. ولي تحمل نسبت به دارو پاكندي بيشتري صورت مي‌گيرد و كدئين كمتر از مرفين اعتياد‌آور است. بر دستگاه گوارشي و ادراري و  بر مردمك كمتر مؤثر است و كمتر از مرفين مجب تهوع و يبوست مي‌گردد كدئين غالباً تجويز مي‌شود.
كدئين اگر ازراه خوراكي تجويز گردد از نظر اثر ضد درد به اندازة كدئين زير جلدي مؤثر نيست. در معالعه‌اي كه در بيماران پس از عمل جراحي انجام شد، 60 ميلي‌گرم كدئين از راه خوراكي تجويز شد كه موجب تسكين 40 درصد بيماران گرديد، در حالي كه پلاسبو در 33 درصد موارد مؤثر بود. از طرف ديگر هنگامي كه دا رو زيرجلدي تجويز شد، در 60 درصد بيماران مؤثر بود در حالي كه 10 ميلي‌گرم مرفين موجب تسكين 71 درصد بيماران گرديد.
كدوين گر چه مؤثر است ولي اثر ضد درد آن اساساً به اندازة مرفين نيست، حتي هنگامي كه مقدار مصرفي آن شش برابر مقدار مصرفي مرفين باشد.
كدئين فسفات به مقادير خوراكي 15-64 ميل‌گرم جهت درد نسبتاً شديد، در مواردي كه ثابت شود ضد دردهاي غيراعتيادآور بي‌اثرند، بطور متداولي مصرف مي‌گردد. در مورد دردهاي شديد از راه زير جلدي تجويز مي‌گردد.
كدئين در بدن، قسمتي دمتيله مي‌‌شود و به مرفين تبديل مي‌گردد و قسمتي به نور كدئين تغيير مي‌يابد . اشكال كنژوگه اين تركيبات در ادرار موجود است.
مشتقات نيمه صناعي
اكسي مورفون (نومورفان)
يك ضددرد قويتر از مرفين است ولي اثرات جانبي زيادتري دارد.
هيدرومورفون (ديلاديد)
از نظر اثر ضد درد، ده برابر قويتر از مرفين است. اثر مضعف تنفسي آن به همان نسبت زيادتر است، گرچه ممكن است كمتر موجب تهوع و پيوست گردد. مقدار آن جهت تزريق زيرجلدي در حدود يك دهم مقدار مرفين يا 1 تا 2 ميلي‌گرم  است. ممكن است نسبت به مرفين اثر آن سريع‌تر آغاز شود و مدت اثر آن كوتاه‌تر باشد.
هيدروكودون (دي كوديد)
مشابه كدئين است اما ممكن است اثر ضد سرفة آن بيشتر باشد و همچنين اعتيادآورتر است. مقدار خوراكي توصيه شده براي بالغان 5 تا 15 ميلي‌گرم است، كه مي‌توان 3 تا 4 بار در روز تجويز گردد.
متيل دي هيدرومورفينون
يا متوپون قويتر از مفين است، اما مزاياي قابل ملاحظه‌اي بر آن ندارد، به جز اينكه از راه خوراكي مؤثر است.
هروئين
 يا، دي‌استيل مرفين يك داروي شديداً سرخوشي‌زا و ضد درد است. شخص معتاد آن را ترجيح مي‌دهد و آن را از راه وريدي مصرف مي‌كند تا يك حس لذت خاص كسب كند. به خاطر اثر اعتيادآور شديدش، هرئوين از نظر قانوني در ايالات متحده نه ساخته مي‌شود و نه وارد مي‌گردد، هر چند كه ممكن است در جاهاي ديگر بخاطر خواص ضددرش مصرف باليني داشته باشد، ظاهراً مقدار زيادي هروئين در اولين گردش خون به مغز مي‌رسد.
پانتوپيوم (پانتوپون)
حاوي آلكالوئيدهاي ترياك به همان نسبتي است كه به طور طبيعي وجود دارد. چون حاوي تقريباً 50 درصد مرفين است، مقدار مصرفي آن به همين نسبت زيادتر است. هيچ مزيت قابل ‌ملاحظه‌اي بر مرفين ندارد.
موارد ممنوعة مصرف مرفين و ساير داروهاي مشابه
حالات طبيعي زير عموماً موارد ممنوعة مصرف مرفين و داروهاي مشابه به حساب مي‌آيند.
1-    صدمات سروپس از كرانيوتومي
2-    آسم برنش
3-    الكليسم حاد
4-    اختلاف تشنجي
5-    شكم‌هاي حاد  تشخيص داده نشده
فارماكولوژي باليني داروهاي ضد سرفه
سرفه نوعي دفاع براي پاك كدرن مجراي تنفسي است، اما بعضي سرفه‌ها نشانه تنگ نفس قلبي، پلورزي، هرني ديافراگمي، و يا ساير شرائطي هستند كه مستقيماً به تحريك تراشه و برونش ارتباط ندارند، مي‌ باشد. اكثراً نبايد حلوي سرفه را گرفت چون ممكن است به پنوموني و يا ساير عفونت‌ها منجر گردد. اگر سرفه بيفايده باشد و مزاحم خواب و ساير فعاليت‌هاي طبيعي باشد بايد آنرا تسكين داد.
از نقطه نظر فارماكولوژي، سرفه را مي‌توان با اثر روي قسمت عصبي رفلكس سرفه يا با اقداماتي كه بر مقدار يا ويكوزيته مايع دستگاه تنفسي تأثير مي‌كنند، كاهش داد. داروهايي كه بر قست عصبي اثر مي‌كنند ممكن است بر دستگاه عصبي مركزي يا بر انتهاهاي حسي موجود در غشاهاي مخاطي جهاز تنفسي تأثير گذارند.
تعيين تأثير اختصاصي داروهاي ضد سرفه مشكل است زيرا تسكين غير اختصاصي و پلاسبوها نيز مي‌توانند سودمند واقع شوند. به علاوه در بسياري از مخلوطهايي كه براي سرفه مصرف مي‌شود، اثرات تسكين دهندة مواد حمل ممكن است نقش مهمي در اثرات مورد ادعا داشته باشند.
شكي نيست كه مرفين و داروهاي صناعي ترياكي- مانند، مضعفهاي قوي سرفه هستند. به هر حال به علت اثر اعتيادآورشان به ندرت به اين منظور مصرف مي‌شوند. كدئين يك مضعف سرفه رايج سنتي است و تمام ضد سرفه‌هاي غيراعتياد‌آور در مطالعات باليني كنترل شده بايد با كدئين مقايسه گردند. ادعاهايي كه در مورد تأثيرشان مي‌شود اغلب بر اساس مطالعات باليني كنترل نشده و مطالعات آزمايشگاهي است كه ممكن است نامربوط باشد.
كدئين(2)
داروي ضد سرفه استاندارد است، بسيار مؤثر است، و اثر اعتيادآورش به اندازة مخدرهاي قوي نيست. تهوع يبوست، خواب‌آلودگي از اثرات جانبي شايع كدئين هستند. برخلاف مرفين، مقادير بيش از حد كدئين ممكن است موجب تشنجاتي شود. اين تشنجات را به تأثير كدئين بر نخاع شوكي نسبت مي‌دهند. مقدار مصرفي فسفات كدئين (يو- اس- پي) براي بالغان 8 تا 15 ميلي‌گرم سه يا چهار بار در روز است.
نوزكاپين (نكتادون)
آلكالوئيد ايزوكينولئين ناركوتين است كه در ترياك يافت مي‌شود. اين دارو اعتياد آور نيست و اثر ضد دردي اندكي دارد، اما ادعا مي‌شود كه ضدسرفه است. مقدار آن 15 تا 30 ميلي‌گرم از راه دهان سه بار در روز است.

تركيبات شيميائي
ترياك داراي تركيب شيميائي در هم و مواد مختلفي است كه بعضي از آنها با روش تهيه آن در نواحي مختلف بستگي دارد. ترياك علاوه بر الكالوئيدهاي مؤثر، شامل موادي نظير موسيلاژ، پكتين، مواد آلبومينوئدي، موم، كائوچوك، رزين، املاح معدني (كلسيم، منيزيم و پتاسيم به حالت سولفات‌ها، فسفات‌ها، استانها و غيره) و مواد قندي است. بعلاوه داراي اسيدمكونيك (املاح فريك را به رنگ قرمز ارغواني در مي‌آورد) و اسيد لاكتيك، مواد خنثي: مكونين، پروفيزوزين و غيره است.

 





انجام پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

سفارش پایان نامه