انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

انجام پایان نامه ارشد|پایان نامه نبرد سلطان سنجر با ترکان غز 202 ص


چکيده
اغوزها از زمان ورود سلجوقیان به ایران عنصری پایدار در ترکیب جمعیتی جامعه خراسان شدند. و از نیمه دوم حکومت سنجر بر شمار قبایل غز به واسطه فشار ناشی ازجابجایی اقوام در دشت قبچاق و قدرت رو به رشد قراختاییان افزوده شد. از این رو برقراری نظارت بر اغوزها وتسلط بر آنان یکی از مهمترین مسائلی بود که سنجر با آن درگیر بود.
دستگاه اداری سلجوقیان و سنجر همواره می کوشید تا با گرفتن مالیات از احشام و یا چادرهای منفرد بر صحراگردانی که در درون امپراتوری به سر می بردند نظارت کرده وآنها را مطیع و فرمانبردار نگه دارد. با این وجود اغوزها در سال 548 ه.ق شورش نمودند و موجب سقوط حکومت سنجر شدند. شورش اغوزها به اسارت و حبس سلطان سنجر، استیلای صحراگردان بر شهرهای عمده خراسان و زوال قدرت سلجوقیان در شمال شرقی ایران انجامید.
محور پژوهش حاضر بررسی مناسبات و روابط قبایل ترک با حکومت سلجوقیان و به ویژه سلطان سنجر است که در نهایت به نبرد سنجر با غزان انجامید. این واقعه یکی از مهم ترین رویدادهای مربوط به حضور قبایل ترک در دوره سلجوقیان است که در اینجا به طور کامل به آن پرداخته می شود. مسأله اصلي پزوهش عبارت از اين است كه چرا با وجودي كه سلجوقيان خود از قبايل غز بودند و با اتکا بر آنان به قدرت رسيدند و در دوره طولاني حكومت سلاجقه بزرگ قبایل غز با ساختار سياسي- اجتماعي سلجوقيان همكاري داشتند، بين تركان غز و حكومت مركزي مشكلات و بحران تازه بروز كرد و موجب بحران بين تركان غز و حكومت مركزي شد و این بحران از نظر سیاسی و اجتماعی چه پیامدهایی در خراسان بوجود آورد.



براي بررسي اين مسأله سؤالات پژوهش به صورت زير مطرح مي شود:
1- وضعيت قبايل غز در دوره سلجوقيان و روابط آنها با سلجوقيان بزرگ چگونه بود؟
2- علل بروز و استمرار ستيز بين تركان غز و حكومت سنجر در خراسان چه بود؟
3- عملكرد غزان در دوره بروز بحران معطوف به چه اهداف و عواملي بود؟
4- نتايج سياسي- اجتماعي ناشي از تسلط غزان بر خراسان و بحران به وجود آمده  چه بود؟
براي سؤالات پژوهش، فرضياتي در نظر گرفته شده كه عبارتند از:
1- شمار اندکی از قبايل ترك كوچ رو در دوره سلجوقيان در ساختار اجتماعي ايران ادغام مي شدند، در حالی که به دليل ورود مستمر آنان به ايران شمار کثیری از آنان پيوسته در شرايط ناسازگاري و عدم انطباق با ساختاري متمركز اجتماعي ایران قرار داشتند.
2- در دوره حکومت سنجر ورود قبايل ترك به قلمرو سلجوقيان مشكلات دائمي اداره آنان توسط حكومت سنجر را آشكار ساخته و مسائل ادغام آنان در ساختارهاي اجتماعي موجب بروز مشكلات مي شود از سوي ديگر غزها يكی از منابع تامين درآمد حكومت سنجر محسوب مي شدند كه افزايش پرداخت مالي به نارضايتي و عدم تحمل آنان انجاميد.
3- بحران پس از شكست سنجر در خراسان بنا به فقدان رهبري واحد در نزد غزان، مبدل به بحراني فراگير در خراسان گرديد زیرا تركان غز بنا به تمايلات زندگي صحراگردي خود رفتارهاي در جهت تخريب ساختار سياسي اجتماعي خراسان در پبش گرفتند.


4- از نظر سياسي حذف حكومت سنجر با جايگزيني ساختار سياسي کارآمدی توسط غزان همراه نبود، از نظر اجتماعي نیز بيشتر شهرهای خراسان ويران شد و مردم زيادي به قتل رسيدند، که در نتیجه آن تسلط مناسبات کوچ روي بر روابط و مناسبات يكجانشيني شدت گرفت.

ترکان غز تا دوره سلجوقی

اوضاع جغرافيايي آسياي مركزي:
 
آسياي مركزي ناحيه وسيعي است كه از كوهها و صحراهای غرب چين تا درياي خزر كشيده شده است. حد جنوب آن دامنه هاي شمالي سلسله كوهستان هيماليا، تبت، افغانستان امروزي و منطقه هندوكش و حد شرقي آن را جنگل هاي جنوبي سيبري تشكيل مي دهد بيشتر خاك اين سرزمين را صحراها و كوههاي صعب العبور و ريگزار تشكيل   مي دهد. بدين جهت اين قسمت پهناور كره زمين جمعيت زيادي را در خود جاي نداده است. اين منطقه بوسيله دو رشته بزرگ از چين خوردگيها محصور شده است. در شمال چين خوردگي از تين شان تا آلتايي و در حاشيه آنها فلات و برجستگي « آنگارا» ی سیبریه جای دارد و از طرف جنوب رشته کوههای هیمالیا، با نیم دایره مخالف چین خوردگی های شمالی این منطقه را محصور و مهجور کرده است.
دوری از دریاها و وجود ارتفاعات بسیار باعث شده که این سرزمین دارای هوای قاره ای بسیار متغیر باشد یعنی در تابستان بسیار گرم و در زمستان بسیار سرد است. البته باستثنای ارتفاعات تبت و کوهستان آلتایی و تین شان که در نتیجه ارتفاع آب و هوای قطبی دارند.
پوشش گیاهی این منطقه نیز بنا بر درجه ارتفاع طبقه بندی شده است. دامنه کوهها پوشیده از جنگل است ولی در قلل کوهها و مناطق مرتفع، گیاهان نایاب و کمیاب هستند و مابقی آسیای مرکزی در طول جغرافیایی مستور از استپ ها و چمنزارها و مراتعی است که در زمستان وجود دارد و در تابستان خشک و نابود می شود. این چمنزارها در نواحی بارانی سرسبزتر و در نواحی مهجور و مرکزی خشک و بی رمق و در حال تبدیل شدن به صحرا و کویر است
در مرکز اقلیم پهناوری که از منچوری تا کریمه و از اورگا در مغولستان تا سرزمین های مرو و بلخ را فرا گرفته، سه منطقه خشک و بی آب و علف وجود دارد که مراکز توسعه صحرا می باشند و عبارتند از:
 1- صحرای قزل قوم در ماوراالنهر و قراقوم در مغرب جیحون 2- صحرای تکلاماکان در حوضه محدود شط تاریم 3- صحرای گوبی.
این نقاط مانند سه موضع سرطانی است که چمنزارها و مراتع را می خورند و سبزه را محو می کنند. وجود این صحراها بخصوص صحرای گوبی یکی از علل دایمی زوال امپراطوری های ترک و مغول می باشد. از لحاظ ارتباطی وجود تبت و سلسله جبال بزرگ هیمالیا، این منطقه را از تماس با تمدن هندی دور نگه داشته است. ولی وجود دو راه باریک به شکل دو نیم دایره در شمال و جنوب، باعث شده بود که دو دنیای شرق و غرب به یکدیگر متصل شوند. زیرا صحراها طولانی آسیای مرکزی دو دنیای جدا از هم به وجود آورده بود. ولی از طریق  همین راهها دو تمدن چین و ایران با هم ارتباط داشتند. و اگر در دو طرف این ناحیه کشورهای متمدن از جمله ایران و چین قرار نداشت، مسلم بود که این ناحیه هیچ وقت مقامی را که در قرون گذشته داشت را دارا نمی شد و از مردمی که در آنجا به صحرا گردی و چادر نشینی روزگارشان را می گذراندند هیچ وقت سخنی به میان     نمی آمد. با این وجود این منطقه در تاریخ نقش و اهمیت زیادی دارد و تقریباً از میلاد مسیح به بعد اقوام مختلفی از ترک و مغول از آن برخاسته اند و امپراطوری های بزرگی را تشکیل داده اند .











ساكنین آسياي مركزي:

ساكنان آسياي مركزي مانند مناطق جغرافيايي آن، مختلف و متعددند و در ادوار مختلف تاريخي به طوايفی گوناگون برخورد مي كنيم كه همه آنها در اين ناحيه سكونت داشته اند. بدين جهت كه هدف ما نگاهي اجمالي به اوضاع آسياي مركزي مي باشد و آنچه كه ما به دنبال روشن نمودن آن هستیم شاخه و يا طايفه اي خاص از ساكنان اين سرزمين پهناور مي باشد. لذا فهرست وار به ذكر اسامي اين طوايف اكتفا مي كنيم که عبارتند از : هون ها ، سین پی ها ، آوارها ، یاکوت و چواشی ،  بلغارها و ترکان.
. چنین به نظر می رسد که تا پیش از سده ششم میلادی، نژاد یا قبیله ای با عنوان ترک وجود نداشته است. ظاهراً برای اولین بار در نیمه اوّل قرن ششم میلادی، زمانی که گروهی از اقوام پس از مهاجرت توانستند با همکاری همسایگان خود امپراطوری عظیمی را در ناحیه مغولستان و دریای سیاه تشکیل دهند، عنوان ترک را برای خود برگزیدند که در زبان آنها به معنای «قوی» بود.
"اقوام متشکل این امپراطوری ترک در سال 528 میلادی به دو دسته ترکان غربی و شرقی تقسیم شدند. هر دو مملکت شرقی و غربی، برتری و سیادت فغفوران چین را پذیرفتند. اما با ظهور اقوام اویغور و تورگیش تغییرات و تحولات گسترده ای در منطقه سکونت ترکان ایجاد شد که در نتیجه همین تحولات، ترکان در مناطق اطراف منتشر شدند."
اکثریت جماعت ساکن در آسیای مرکزی با صحراگردان و بیابان نشینان بوده است و این مردم همیشه آرزو داشتند مکانی آباد و حاصلخیز بدست بیاورند تا بتوانند براحتی در آنجا زندگی کنند و هر وقت که بخواهند به دو کشور چین و ایران حمله ببرند. غیر از مناطق حوالی رودخانه ها و دره های جبال جنوبی تر که بواسطه اعتدال نسبی آب و هوا و نزدیکی به کشورهای متمدن مجاور، استعداد شهر شدن و سکونت مردم در آنجا فراهم می باشد، بقیه اراضی را مردمان صحراگرد تشکیل می دهند که اغلب اوقات در جستجوی علف و هوای ملایم در حرکت می باشند.  حرکت مداوم آنها از مسکن اوّلیه خود، آسیای مرکزی دلیل بر ازدیاد جمعیت، کمبود منابع اقتصادی و بدی آب و هوا بوده است.
تاریخ داخلی آسیای مرکزی عبارت است از یک رشته وقایع تاریخی بین قبایل و جنگ و جدال آنها برای تصرف بهترین چراگاه ها می باشد. هدف از این زد و خوردها و دوندگی ها این بود که بتوانند برای احشام و اغنام خودشان چراگاه و مرتعی بدست آورند. از این جابجا شدن و جوش و خروش های داخلی مورخین چیز زیادی برای ما ننوشته اند اما موضوع مهمی که در تاریخ بشریت اهمیت فراوانی دارد همان فشاری است که این صحرانوردان و بیابان گردان به امپراطوریهای متمدن وارد آورده اند که در مجاور قلمرو آنها وجود داشته اند و این فشارها چندین بار منتهی به تصرف آن امپراطوریها و تسخیر و تصرف آن ممالک شده است. سرازیر شدن این قبایل صحرانورد به طرف کشورهای متمدن مانند یک قانون فیزیکی و طبیعی به نظر می آید که شرایط زندگی صحرانوردی و بیابان گردی مسبب آن بوده است
قبایل ساکن دشت ها از برکت وجود اغنام و احشام و گله داری زندگی می کردند بنابراین مجبور به صحرانوردی بودند تا برای گله های خود مراتعی بیابند. لذا همراه و پا به پای گاو و گوسفند خود بیابان و صحراها را می نوردیدند. از این گذشته استپ وطن و زادگاه اسب است. از این رو اهالی این دشت ها سوارکاران ماهری بودند چنانکه گویی سوارکار به دنیا آمده اند. این سوارکاران که به حملات تند و سریع می پردازند با کمال مهارت از فاصله دور دشمن خود را هدف تیرهای مهلک خود قرار می دهند. آنها حتی در حالت فرار نیز تیراندازی را ادامه می دهند.
بیابان گردان بنا به غریزه طبیعی خود رغبت و اشتیاقی برای زراعت و کشتزار ندارند و هر جا را که تصرف می کنند، کشتزارها را بایر می گذارند و زمین زراعی را به مرتع تبدیل می کنند تا در آن چمن برای اسب و گوسفندانشان بروید. این صحرانوردان تا وقتی که صحرانوردی و خصایل مردم صحرانورد را در خود نگه داشته بودند، مردم مقیم و یکجانشین را مثل رعایای خود می پنداشتند و زارعین و کشاورزان را تا هر اندازه که می خواستند در فشار نیروی خودشان نگاه می داشتند. آنها در اطراف امپراطوریهای کهنه و فرتوت می گشتند و با زد و خوردهای ناگهانی و سریع هر چه می توانستند به غارت می بردند.
با همه اینها وقتی که آنان خانه را بر صحرا مرجح شمردند و در کاخها و قصرها ساکن شدند و آن خوی و خصلت بیابان گردی را از دست دادند، دچار انحطاط گشتند و جای خود را به خانهای دیگری که در دشت ها بودند، می دادند.
















منشاء نام غز:

"این اصطلاح در اوایل قرن هفتم میلادی در میان قبایل ترک شرقی که تی ئه- لو خوانده میشدند ،معروف بوده و به معنی نه طایفه هم پیمان یا توقوز- اغوز بکار می رفته است. پس از قرن دهم میلادی طوایفی از این جماعت به طرف مغر ب کوچ کردند و پیوند خود را با نظام هم پیمان نه گانه مزبور قطع کردند و به سرزمین های تازه ای روی آوردند اینان همان قبایلی هستند که بدون توجه به اتحادیه نه گانه قدیم ایشان ، نام آنان در کتب عربی و تواریخ اسلامی « غز» و در منابع رومی «اوزوئی »آمده است."   
اصطلاح تغز غز که در منابع اسلامی دیده می شود بیشتر مربوط به دوره دوم سلطنت اویغورها در تیان شان شرقی میباشد . در کتیبه های تاریخی اورخون که از خانهای ترک شرقی باقیمانده ،اصطلاح توقوز- اغوز مشاهده می شود که معادل کلمه ترک بکار رفته است. .
در خصوص معنای نام غز در منابع کهن اطلاعات مهمی  ارائه نمی شود ، امابرخی مولفین معاصر در این خصوص تحقیقاتی را انجام داده اند. از میان نظرات ارائه شده ، نظریه مورخ مجاری     « نمت »در مورد ریشه کلمه اغوز به حقیقت نزدیک تر است .به نظر ایشان کلمه اغوز از ترکیب «اوق+ز » تشکیل شده است که اوق به معنی قبیله و « ز » پسوند جمع است . منتقدین به این نظریه با این استدلال که واج «ق.K» چنانچه با پسوندی که با مصوت شروع شده باشد، جمع شود به واج «غ.g» تغییر شکل نمی دهد سعی در رد نظریه نمت را داشته اند.اما واج «ق.K» در ترکیب «اوق+زOk+Uz » به مرور زمان و در اثر کثرت استعمال  به واج «غ.g» تبدیل شده است.


اصل و منشاء اولیه ترکان غز:

پیش از وارد شدن به موضوع مورد بحث ، لازم است توضیح مختصری در خصوص ترکیب شماره با نام قوم ارائه شود. در سنگ نوشته های اورخون واژه « بودون»  برای رساندن مفهوم کلیه اجتماعات سیاسی و قومی به کار می رود. کاشغری ترجمه عربی کلمه بودون را قوم ثبت کرده است.  محققین اروپایی نیز بودون را مردم ترجمه کرده اند. بودون (قوم ها) به لحاظ قومی و سیاسی، اجتماعاتی متمایز از یکدیگر هستند و هر بودون دارای یک سرزمین مقدس و یک حکمران رهبری کننده بوده است. این بودون ها معمولاً از دو یا چند قبیله تشکیل می شدند و اینکه یک بودون از چند قبیله تشکیل می شد با شماره مشخص می گردید به عبارت بهتر تعداد قبایل تشکیل دهنده یک بودون را با افزودن شماره به اوّل نام آن قوم نشان می دادند به عنوان مثال اوچ قورلق یعنی قوم قارلوق مرکب از سه قبیله می باشد از این رو « توقوز اوغوز» یعنی قبایل نه گانه اوغوز و « اون اویغور» یعنی قبایل دهگانه اویغور می باشد.
غزان در ابتدا بصورت قبیله ای از نه قبیله تغزغز در تاریغ ظاهر می شوند که بخش مهمی از اتحادیه تیو- کیوی شرقی را تشکیل می دادند. در کتیبه های قرن هشتم اورخون ضمن ذکر اقوام ترک از آنان نیز نام برده شده است. اهمیت این گروه در داخل امپراطوری «تیو-کیو» در کتاب حدودالعالم به خوبی نشان داده شده است «ملوک همه ترکستان اندر قدیم از تغزغز بودندی».  
خواجه رشيد الدين فضل الله در جامع التواريخ در ذكر انساب ترك و مغول از دو اصطلاح تركي «توقوزاوغوز» و«اون اويغور» ياد كرده است وي مي نويسد: « چنان آورده اند كه در ولايت اويغورستان دو كوه به غايت بزرگ است وكوه قراقوروم در ميانه اين دو كوه افتاده است و در حوالی آن دو كوه, كوهي است كه قوت طاق خوانند و در حوالي آن كوهها، در موضعي ده رودخانه است و در موضعي نه رودخانه. و در قديم الايام مقام اويغور آنجا بوده. و آنچه در آن ده رودخانه بوده اند ايشان را «اون اويغور» خوانند و آنچه در نه رودخانه «توقوزاويغورو» و آن ده رودخانه را «ارقون» نيز خوانند.
سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است: آیا «توقوز غزان» همان «اویغوران» هستند؟ یا دو گروه مجزا از یکدیگر می باشند. این موضوع در بین دانشمندان بسیار مورد بحث است و نظرات آنها متفاوت می باشد. عده ای معتقدند که این هر دو  یک قبیله هستند. اما گروه دیگر  مخالف یکی بودن آنها با هم هستند و معتقدند که باید بین توقوز غوزهای اصلی و اویغورها فرق گذاشت  
از بررسی نظرات موافقان ومخالفان به نظر می رسد نظرات بارتولد و سومر مبنی بر متمایز بودن اوغوزها و اویغورها از هم صحیح تر باشند و شاید یکی بودن لفظ «اویغور، غور» و «اوغوز، غوز» باعث شده برخی آنها را با هم یکی بدانند.









مساکن غزان:

 قبل از آغاز این بحث لازم است یادآوری شود که غزان از آغاز در مناطقی که جغرافی دانان مسلمان به عنوان سرزمین های غزان یاد کرده اند ساکن نبوده اند آنها درطی قرن هشتم میلادی از سرزمین های اصلی خود به سرزمین های مجاور ماوراءالنهر و سپس به سیحون سفلی کوچ کردند. در خصوص مساکن غزها قبل از آمدن به ماوراالنهر اطلاعات زیادی در منابع به چشم نمی خورد. جغرافی دانان مسلمان ترکستان را مسکن اولیه آنان می دانند و ترکستان برای جغرافی دانان مسلمان قسمتی از شرق ماوراالنهر محسوب می گردید. بارتولد ترکستان را ناحیه وسیعی میان چین و ناحیه متمدن حوضه سیحون و جیحون می داند که قبایل متعدد ترک در آن سرگردان بودند.  به هر حال از مرز امپراطوری چین تا رودخانه سیحون منطقه وسیعی قرار داشت که قسمت اعظم آسیای مرکزی را شامل می گشت و اقوام ترک در آن به این سو وآن سو کوچ می کردند.
بنا به نوشته یاقوت حموی،در بین اقوام ترک وسیع ترین بلاد، سرزمین تغزغز است که حد شرقیشان چین و مرزشان با جهان مسلمین فاراب می باشد. مسکن ابتدایی آنها چین یا خطا بوده است و آنان از این مناطق به سوی ماوراءالنهر مهاجرت کردند.  
آن گونه که از منابع مستفاد می شود ترکان غز بنابر دلایل مختلفی از محل سکونت خود کوچ کردند و به سرزمین های تازه که در ناحیه ماوراءالنهر و حوضه سیحون قرار داشتند، وارد شدند. که در ادامه به شرح علل و عوامل این مهاجرت ، می پردازیم. غزان پس از مهاجرت از سرزمین های اصلی خود یعنی ترکستان و آمدن به ولایت ماوراءالنهر و حوضه سیحون در دیدرس نویسندگان مسلمان درآمدند و این در حدود پایان سده دوم هجری قمری/ هشتم میلادی می باشد. از این رو مراکزی که به عنوان سکونتگاه غزان در منابع اسلامی ذکر شده است به بعد از این تاریخ مربوط می شود.
از مجموع اشارات منابع چنین استنباط می شود  که در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری نزدیکترین طوایف ترک به سرحدات ممالک ایرانی، طوایف غز و خرلخ بوده اند و مساکن آنها ناحیه حد فاصل بین شرق دریاچه خزر تا دریاچه آرال (خوارزم) و همچنین نواحی اطراف دریاچه آرال، پس از مهاجرت از ترکستان بوده است. که این ناحیه عمدتاً شامل دشت قپچاق می شود که نام اصلی آن «دشت اغز» بوده است.  و همسایگان آنها در این زمان این گونه بود. در شمال سرزمین های آنان قوم کیماک و دسته از مردم قپچاق و در مشرق خرلج ها (قرلوق ها) و در مغرب پچنگ ها و بخصوص  دولت نیمه ترک خزر قرار داشتند و مرز جنوبی آنان بلاد اسلام و بلاد خوارزم و ماوراالنهر بود. 





انجام پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

سفارش پایان نامه