انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

سفارش پایان نامه|پایان نامه مقایسه خود پنداره نوجوان بزهکار با نوجوانان غیربزهکار
         


خود پنداره نوجوان بزهکار
با نوجوانان غیربزهکار
فصل اول :
        طرح تحقيق

-    مقدمه
-     انگيزه تحقيق
-     فايده و اهميت تحقيق
-     اهداف تحقيق
-     بيان مسئله
-     بيان موضوع
-     فرضيه هاي تحقيق
-     تعريف عملياتي مفاهيم ، اصطلاحات و متغيرهاي تحقيق







مقدمه
از زمانيكه انسان پا به عرصه وجود گذاشت ، تنوع در رفتار ، افكار ، احساسات و نگرشهاي او چيزي بود كه همواره جلب توجه كرده است . تنوع در ويژگي هاي شخصيتي موجب گرديده است كه هر يك از افراد بشر شخصيت منحصر به فردي داشته باشند حتي در بين دوقلوهاي همزاد كه ظاهرا شبيه به هم هستند ، اين تفاوت  و افتراق در ويژگي هاي شخصيتي  آنها كاملاً آشكار است  از آنجا ئي كه دوران نوجواني يكي از مهمترين مراحل زندگي بشري است با اين وجود، مرحله اي پر كشمكش و گاه دشواري در زندگي است چرا چنين است؟ اولين و آشكار ترين پاسخ اين است كه نوجواني و بخصوص سالهاي اول نوجواني قبل از هر چيز ، دوران تغييرات جسماني ، رواني و شناختي و نيز تغيير در الزامات اجتماعي است اين نا عادلانه است كه درست زماني كه نوجوان با سرعت بي سابقه اي بلوغ جسماني را مي گذراند ، اجتماع از او مي خواهد در مستقل باشد ، روابطش را با همسالان و بزرگسالان تغيير دهد و سازگاري جنسي و آمادگي شغلي داشته باشد.( رشد و شخصیت کودک، مترجم، شهید یاسایی، سال 1370، صفحه531)  نوجوان علاوه بر كنار آمدن با همه اين تغييرات رشدي بايد بكوشند تا هويتي  براي خود كسب كنند . پاسخي براي اين سوال بيابند كه من كيستم ؟ (رشد شخصيت كودك،مترجم ، مهشيد ياسايي، سال 1370 ، صفحه 531)
مردم غالباً در دوران هاي تغييرات اجتماعي، شناختي دچار اختلالات رواني  و فيزيولوژيكي مي شوند  كه موقتاً تعادل آنان را بر هم مي زند. دوران اوليه نوجواني زماني براي تغيير سريع و نيز اختلالات رواني و رواني ـ فيزيولوژيكي است كه اين تغييرات و اختلالات در تعدادي از نوجوانان  به درجات مختلفي بروز مي كند . اين اختلالات ممكن است براي گروهي از نوجوانان نسبتاً كم يا گذرا  باشد ، در مورد بعضي ديگر ممكن است شديد و درمان آن مشكل باشد و از جمله اضطراب و افسردگي و… و يا داشتن شخصيت ضد اجتماعي و بزهكاري و اعمالي مانند دزدي ، حمله شديد ، تجاوز ، آدمكشي يا استفاده از مواد مخدر و يا نقض مقررات رفت و آمد در اماكن يا  اوقات خاص، فرار از مدرسه ، تكرار جرم ، را پيش از سن مشخصه و يا صفات منقوش در شخصيت وي مي باشد .(آلپورت و گوردون، رشد شخصیتی ، سال 1356، صفحه 92)
از رفتارهاي سطحي شخصي و عادات مصلحتي او گرفته تا عميق ترين و درونی ترین ارزشهايي كه جهت او در زندگي را مشخص مي كند .( الیوت وگوردون ، رشد شخصيتي ، سال 1356،صفحه 92) پس بايد دانست چه عواملي باعث مي شوند که نوجوانان در آن مرحلة بحراني اعمالي را بطور عمد يا غير عمد مرتكب شوند . از جمله بزهكاري كه پاشيده شدن نظام خانواده ، فقرمالي ، عدم نظارت صحيح بر رفتارهاي نوجوانان ، نداشتن وسايل تفريح سالم ، پرخاشجويي يكي از والدين و عدم تحمل رفتار آنها بوسيله نوجوانان عواملي هستند كه دختران و پسران را به فرار از خانواده ، شركت در باند نوجوانان بزهكار ، پناه بردن به اعتياد ، دزدي و يا فحشا وا مي دارند. ( بهرامي هادي ، روان شناسي نوجواني ، سال 1358 ، صفحه 107)
 
انگيزه تحقيق :
از آنجايي كه مطالعات اجتماعي نشان مي دهد كه بيشترين بزهكاران آسيب ديدگان بهنجار يك جامعة‌ نابهنجارند يعني افرادي كه از نظر رواني ، طبيعي و بهنجارند ولي بعلت شرايط جامعه نا بهنجار دست به بزهكاري مي زنند و نيز جمعيت كثيري از افراد كشورمان را نوجوان تشكيل مي دهند كه آينده سازان جامعه محسوب مي گردند.
بنابراين رسيدگي به امور و مسايل آن بايد از اولويت خاصي برخوردار باشد . با توجه به اينكه عده كثيري از نوجوانان جامعه كه در آيندة‌ نه چندان دور بايد از نيروي آنها جهت سازندگي كشور استفاده شود تحت عنوان افراد مجرم و بزهكار در كانونهاي اصلاح و تربيت بسر می برند. بنابراين مطالب فوق محقق را بر آن داشت تا بررسي و مقايسه بين ويژگي هاي شخصيتي نوجوانان بزهكار پسر با نوجوانان عادي انجام دهد تا با شناسايي بهتر ويژگي هاي شخصيتي اين گروه بتوان خدمات راهنمايي مشاوره اي بيشتر و مطلوب تري به آنان ارائه دادواين قشر آسيب پذير را با ذكر علل و عوامل بزهكاري ياري نمود .( قائمی، علی، شناخت و هدایت و تربیت نوجوانان و جوانان، سال 1364،ص 85)
 
فايده و اهميت تحقيق :
1-    دروه نوجواني به دليل تحولات بلوغ و ارزشها و بحران هويت ، مرحله است كه در آن احتمال بروز رفتارهاي بزهكارانه بمراتب بيشتر از ساير دوره هاي زندگي است و لزوم توجه هر چه بيشتر به بزهكاري هاي سنين نوجواني از اين جهت است كه نوجوانان نيروي فوق العاده اي دارند كه مي تواند باعث ايجاد مشكلات جدي براي خود ، خانواده و اجتماع شوند.(احدی و بنی جمالی،1370)
نيز شخصيت موضوعي بحث برانگيز ، جذاب ، پيچيده و مهم مي باشد كه در دانش روان شناسي ازاهميت زيادي برخوردار است و همه روانشناساني كه امروزه در ابعاد گسترده دست به پژوهش مي زنند و در نهايت مي كوشند تا مقوله شخصيت را كه قرنهاست توجه انسانهاي كنجكاو را به خود معطوف داشته است ، پرده بردارند .( احدي و بني جمالي ،1370)
اهميت و ضرورت اساسي اين پژوهش در آن است كه با اجراي اين پژوهش و بر اساس آزمون خود پنداره بك  اطلاعاتی را ارائه مي دهد که بتوان تا حدود زيادي ويژگي هاي شخصيتي نوجوانان بزهكار و نوجوانان عادي را شناسايي و آنها را از اين نظر با هم مقايسه كرد و در صورت تاييد زمينه هاي پژوهش بتوان احتمال ارتكاب اعمال بزهكارانه را در افراد تا حدودي پيش بيني و اقدامات پيشگيري كننده لازم را اجرا كرد.
 
اهداف تحقيق :
هدف از پژوهش حاضر ، بررسي شخصيت نوجوانان بزهكار بوسيله آزمون خود پنداره بك است و اينكه از طريق مقايسه نتايج نوجوانان بزهكار با نوجوانان عادي از نظر توانايي ذهني ـ جذابيت فيزيكي و مسائل اخلاقي ، برون گرايي ، كفايت كاري و روابط اجتماعي است را شناسایی کنیم.
محقق در نظر دارد كه وجوه تمايز بين اين دوگروه را بر مبناي اين پرسشنامه بدست آورد .
بيان مسئله :
در زمينه بزهكاري نظريه هاي گوناگوني وجود دارد كه هر كدام با جلوه هاي خاص در تلاش هستند تا علت بزهكار را منعكس كنند . چنانكه ، دوركيم بزهكاري را يك پديده اجتماعي مي داند و نرم هاي معيوب را به عنوان علت بزهكاري محسوب مي كند و يا لمبروزو بزهكاري را با عوامل زيستي مربوط دانسته و ادعا مي كند كه با شناسايي وضعيت ظاهري و  خصوصيات ارگانيك خواهيم توانست افراد بزهكار را از غير بزهكار متفاوت كنيم .
در زمينه روان شناختي نيز تحقيقات فراواني براي تبيين بزهكاري صورت گرفته است .  عده اي آن را ناشي از گرايش هاي اجتماع ستيزي مي دانند و مرحل رشد شخصيت را از ديدگاه رواني ـ جنسي تحت عنوان رويكرد روان كاوي بررسي مي كنند .
برخي ديگر محيط و عوامل يادگيري را در اين زمينه مؤثر مي دانند وبرخي ديگر  همانند موري و شوارتز انگيزه ها و نيازها را به عنوان مهمترين عامل بروز  بزهكاري در نظر مي گيرند .
در اين تحقيق می خواهیم دریابیم آیا بين خود پنداره افراد بزهكار و افراد عادي تفاوت موجود است يا نه و اينكه آيا نگرش آنها نسبت به خود متفاوت است يا نه ؟
موضوع تحقيق :
مقايسه خود پنداره نوجوانان بزهكار با نوجوانان غير بزهكار
فرضيه تحقيق :
بين خود پنداره نوجوان بزهكار با غير بزهكار تفاوت وجود دارد.
 
تعريف عملياتي مفاهيم :
بزه :
عبارت است از اقدام به عملي كه بر خلاف موازين ، مقررات و قوانين و معيارهاي ارزشي و فرهنگي هر جامعه است .
نوجواني :
به دوره اي از زندگي فرد حد فاصل پايان دوره كودكي و آغاز دوره بزرگسالي گفته مي شود همراه با تغييرات بيولوژيكي در دختران و پسران است .
نوجوان بزهكار:
كسي است كه متهم به ارتكارب رفتار ضد اخلاقي و قانون شكني است ولي به علت آن كه به سن (معمولاً 18سالگي )قانوني نرسيده است مانند يك مجرم بزرگسال مجازات نمي شود لازم به ذكر است كه اين نوجوانان در كانون اصلاح و تربيت نگهداري مي شوند.
خود پنداره :
منظور از خود پنداره يا خويشتن پنداري ، مجموعه افكار ، احساسات و نگرشهايي است كه هر كس درباره خود پرورش مي دهد . خويشتن پنداري يعني آگاهي هر شخصي از خود ، به عنوان موجودي متمايز ، قادر براي فكر كردن و كاري انجام دادن (رون شناسي رشد ، گنجي ، حمزه ،ص171)
 
فصل دوم

ادبيات (پيشينه ) تحقيق

-    تاريخچه نظري ( تعاريف ومعاني ، سابقه تاريخي ، انواع نظريات ، عوامل موثر ، نتايج و پيامدها راههاي كنترل و درمان و ….)
-     پيشينه عملي تحقيق ( خلاصه گزارش تحقيق هاي انجام شده در اين زمينه در ايران و در خارج از ايران و نقد و بررسي نتايج اين تحقيق ها )
 
تاريخچه مختصري از روان شناسي نوجواني :
منظور از روان شناسي نوجواني مطالعه علمي متحولات رواني انسان بين سالهاي 12 تا 20 سالگي است . افلاطون شايد اولين فردي باشد كه به ارزش نوجوانان آن طور كه بايد وشايد پي برده است و به اين مسائل تربيتي و مشكلات آنان توجه نموده است .
او در اغلب كتاب هايي كه به مكالمات سقراط با نوجوانان اختصاص داده است دوران بلوغ به يك نوع “ شراب زدگي روان “ تشبيه كرده است كه در آن احساسات و عواطف به رفتار و انديشه چيره مي گردند .
ارسطو بر عكس افلاطون تغييرات جسمي و جنسي دوران بلوغ را مورد توجه قرار مي دهد . (بهرامی، 1371،ص2)
بعد از ارسطو از ژان ژاك روسو مي توان نام برد . كتاب اميل او اولين رساله اي است به طور جدي به بررسي رفتار دوران نوجواني پرداخته است  و راههاي تربيتي متناسب به رشد را نشان داده است . روسو براي دوران بلوغ اهميت بسياري قائل است و آن را بر خلاف گذشتگان كه جزئي  از روان شناسي كودك مي دانستند “ تولد ثانوي” مي نامد.
   در سالهاي بين 1800 و 1850 كه موضوع تحولات جسمي و جنسي دوران بلوغ مورد توجه خاص پزشكان قرار گرفت روش مطالعه به طور محسوسي تغيير يافت . در اين زمان روش باليني جانشين روش درونگري و عيني گرديد .(بهرامی، 1371،ص13)
در سال 1891 برنهايم نتايج تحقيقات خود را در مقاله يي تحت عنوان “ مطالعه در باره نوجوانان ” اهميت و دقت سرآغاز روان شناسي بلوغ دانست .
  در سال 1940 استانلي هال كتاب خود را در مورد نوجواناني كه نتيجه 22 سال تحقيق و مطالعه او بر روي هزاران نوجوان آمريكايي بود منتشر ساخت . بعد از استانلي هال روانشناسان  ديگري از قبيل لانكاستر ، استرن ، اسپرانژه ، ماندوس ، تحقيقات او را در كشورهاي ديگر دنبال كردند . با اين وصف بايد اعتراف كرد كه هنوز مسائل و مخاطب ناشناخته بي شماري در اين علم باقي است .
موريس دبس ، در كتاب “ چگونه نوجوانان را مطالعه كنيم ” مي نويسد:
در هيچ يك از علوم انساني ، انسان به اندازه روان شناسي نوجواني كاغذ سياه نكرده است و با اين وصف در هيچ  يك از آنها معلومات انسان تا اين حد ناقص نيست .
 بايد افزود كه علت اين امر البته غلط بودن روش مطالعه نيست بلكه متنوع بودن موضوع مطالعه يعني روحيه نوجوانان است كه طبقه بندي آنها را مشكل و شايد محال مي سازد .( بهرامي ،1371 ، ص 13 )
 ارسطو  ، تغييرات مربوط به بلوغ جنسي ، تاريخ تقريبي آن را در دختران و پسران يوناني ، حدود چهارده سالگي تعيين كرده است . او اين تغييرات جسماني پسران را معلول فعاليت غده هاي جنسي مي دانست و در خصوص تغييرات رواني همزمان باتغييرات جسماني ، ارسطو معتقد بود مي بايست از دختران به علت فعاليت شديد جنسي ، حفاظت و حراست بيشتري شود .
ارسطو معتقد بود صفات و خصوصياتي كه نوجوانان را از بزرگسالان متمايز مي سازد اگر چه همزمان با بلوغ هستند ولي ارتباط مستقيمي به آن ندارد و ناشي از كمبود تجربه در نوجوانان اند تا ساختمان بدين و فيزيولوژيك آنها . تقريبا تا قرن نوزدهم تعريفي بهتر از تعريف ارسطو در مورد نوجواني ديده نمي شود.
براي اولين بار استانلي هال نوجواني را به حيطه روان شناسي جديد وارد كرد و نظريه وي يك نظريه تكويني است . بررسي هاي انگيزه اي رشد براي شاگردان او به خصوص شاگردان وي از  روش هاي جالبي براي پژوهش استفاده مي كردند مانند : پرسشنامه و استفاده از شرح تجربيات شخص.
مكتب فكري ديگر ديدگاهي است كه بلوغ را امري اجتماعي مي داند و تمام نمودها و ويژگي اي نوجواني را مولود شرايط اجتماعي دانسته ، از همين رو بلوغ را واقعيتي اجتماعي بشمار مي آورد .(احدي ، محسني ، 1369 ، ص 12)
  به طور خلاصه از مطالب بالا چنين نتيجه گرفته مي شود كه در ابتدا تغييرات فيزيولوژيك و جسماني مورد توجه بوده است و بلوغ را پديده اي منحصراً فيزيولوژيكي و جسماني دانستند ، اما به تدريج مسائل رواني و اجتماعي نيز مد نظر قرار گرفته اند .
تعاريف نوجواني :
نوجواني واژه وسيعي است كه دوران مهمي از زندگي انسان را شامل مي شود و به دو مرحله پيش از بلوغ و بعد از بلوغ جنسي تقسيم مي شود . در بين روان شناسان چنين معمول است كه سنين پيش از بلوغ جنسي را  مرحله نگراني هاي بلوغ و سال هاي بعد از بلوغ جنسي را مرحله وجد و شور شباب بنامند .(بهرامی، 1371،ص 6)
مدت زمان نگراني هاي بلوغ از 12-13 تا 14-16 سالگي (به ترتيب در دختران و پسران ) است و مدت زمان مرحله وجد و شور و شباب از 14-16 سالگي تا 18-20 سالگي مي باشد .( بهرامي ، 1371 ، ص 6)
 به نظر استانلي هال ، مرحله نوجواني دوره اي است كه در آن فرد ، داراي جنبه هاي افراطي و اغراق آميز در سلوك و رفتار خود مي باشد و از مشخصات آن طوفان و فشارهاي هيجاني است . ( احمدي ، 1370 ، مقدمه )
پسران و دختراني كه بين كودكي و بزرگسالي قرار گرفته اند دوره نوجواني را مي گذرانند . در زندگي هر فرد زماني فرا مي رسد كه بدنش از حالت كودكي به بزرگسالي تغيير شكل مي يابد . اختلاف آشكار اين دگرگوني ها با دوران كودكي از لحاظ وضع ظاهر ، رفتار و حالت هاي رواني كاملاً محسوس است . با توجه به تفاوت هاي فردي ممكن نيست براي آغاز و پايان نوجواني زماني مشخص را بيان كرد . نوجواني با رشد بدني و رشد اجتماعي ارتباط دارد ، زيرا الگوهاي رفتاري براي افراد آدمي در خانواده ها و جامعه هاي مختلف تفاوت دارند .
گروهي از روان شناسان معتقدند كه نوجواني از هنگام ظهور بلوغ جنسي آغاز مي شود و با خاتمه نگراني ها و ناراحتي هاي آن به پايان مي رسد . گروهي ديگر ، نوجواني را برزخي ميان نياز و وابستگي به بزرگسالان و بي نيازي و وابستگي به خويشتن تعريف كرده اند . بعضي از روان شناسان ، نوجواني را از ديدگاه عقلي و هوشي بررسي كرده اند و آن را دروه پيدايش ادراك مفاهيم و افكار انتزاعي دانسته اند . در ايران و بيشتر كشورهاي اروپائي و آمريكائي معمولاً نوجواني از 12-13 سالگي آغاز مي گردد و در 18-19 سالگي پايان مي پذيرد .(پارسا،1368 ، ص 214)
نوجواني كه حدود فاصله سني 12 تا 17 و 18 سالگي است دوره حساسي است و انسان به شكنندگي هاي متعددي روبروست و دوره اي است كه در آن روابط پدر و مادر با نوجوان آسيب مي بيند . تعداد قابل توجهي از افراد هر جامعه در آن دوره پرورشي به سر مي برند كه ما آن را دوره نوجواني مي ناميم . البته نسبت مشخص اين افراد در جامعه  هاي مختلف با فرهنگ هاي مختلف فرق مي كند . نوجواني دوره اي است در زندگي هر فرد كه بين خاتمه دوران كودكي و شروع دوران نوجواني قرار گرفته است . اين دوران ممكن است هم طولاني باشد و هم كوتاه  طول اين دوره بستگي به مناسبات اجتماعي ـ اقتصادي و عوامل فرهنگي در هر جامعه بستگي دارد (كلن مايرز ، استيوارت جونز ، 1984 ، ص 5)
تعریف دیگری نیز از نوجوانی به عنوان یک دوره بحرانی معمول شده که حاصل پژوهشهای «استرن» و سایر روان شناسان آلمانی است . به نظر آنان، نوجوانی زمان کشف ها به عبارت بهتر، اگاهی از ارزش های فرهنگی و معنوی است به دلیل عدم تکامل شخصیتی و شکل نگرفتن نگرش شخص نوجوان نسبت به زندگی، کشمکش ها و تعارض های ناشی از این آگاهی، دوره حالتی منقلب و بحرانی را برای نوجوانان بوجود می آورد (احدی،1369، ص 15).
نوجوانی به طور کلی در یک جمله دوره ای است که نوجوان در آن دوره از وابستگی و هدایت بزرگسال به خود رهبری انتقال می یابد ( لستر،آلیس، کسرو، 1954،ص 4).
بنابراین، شناسایی دوران نوجوانی می تواند زمینه ای برای سبب شناسی بیماری های روانی فراهم کند زرا که در دوران نوجوانی منابع سازگاری و بخصوص اضطراب و فشار روانی افزایش می یابد. افزایش میزان اضطراب در نوجوانان با عامل جنسیت نیز در ارتباط است.

دنياي تازه افكار نوجواني :
نوجواني توانائيهاي نا شناخته تفكر را آشكار مي كند . افكار نو ، ديدگاههاي تازه ، افق هاي جديد و مشغوليت هاي ذهني نوجوان تغيير شكل مي يابد و پيچيده مي شود . افكار او به دنياي خالي راه مي يابد و به او اجازه مي دهد كه مهارتهاي شناختي تازه خودرا در خيال پردازي ها نيز مثل دنياي واقعي بكار ببرد .
معمولاً نوجواني را بين 18-11 سالگي به حساب مي آوردند . مسلماً تغيير شكلهاي جنسي يكي از ويژگي هايي است كه كودك را به بزرگسالان ، مرد يا زن تبديل مي كند اما تغيير شكل ها فرايند هاي ذهني خود نير جايي دارد .كودك استدلال پذير به نوجوان استدلال كننده تبديل مي شود . نوجوان كه هر استدلال كردن را تكميل مي كند و همه چيز را دوباره زير سوال مي بد تحول استدلال نه تنها او را در جهت كشف افكار كلي بلكه در جهت كش روبط منطقي سوق مي دهد . كشف اخير موجب مي شود كه او به افكار خود وحدت بدهد . اين تغييرات شناختي نشانه عبور از تفكر عيني به تفكر انتزاعي است .
توانائي هاي كه از استدلال منطقي در نوجواني بوجود مي آيد در مورد افراد ؟ نيز كاربرد پيدا مي كند . نوجوان به كلمات انتزاعي و با سوالات فلسفي بازي مي كند . درباره معاني زندگي، عشق و مرگ مي انديشد و از خوب و بد براي فرد تعاريفي فراهم مي آورد . او بتدريج درباره نزديكان و اجتماع قضاوت مي كند و از خيال پردازي درباره رويدادهاي آينده و موقعيت هاي فرضي احساس شعف مي كند .( چرا نوجوانان بزهکار می شوند ، همشهری ، شماره 1758)
تحول جديد در تفكر به نوجوان اجازه مي دهد كه خود ، ديگران و موقعيت ها را بر اساس دور نمای متفاوت درك كند .
پياژه ، معتقد بود كه در نوجواني دشد شناختي فرد و مرحله عمليات سوري مي رسد . رسيدن به اين مرحله موجب مي شود كه نوجون مهارت هاي شناخته تازه اي نشان دهد.
نوجوان از نظر ادراكي كه از خود دارند تغييرات زيادي پيدا مي كند اما هيچ دليلي نداريم كه فرض كنيم نوجواني به عنوان مرحله اي از رشد نسبت به ديگر تنشهاي زيادي دارد اين نتيجه گيري از تحقيق بر روي شش هزار نوجوان در ده كشور بدست آورده است .طبق مطالعه طولي دو هزار و دويست و سيزده نوجوان از نظر نگرش ها ، تغيرات مهم به همراه نمي آورد . آرزوها ، خويشتن پنداري ، عقايد سياسي ، معمولاً در شانزده سالگي مستقر مي شود . نوجواني كه در آغاز تحصيلات دبيرستاني خود آرزوهاي بزرگ و هويت مثبت دارد آنها را دست كم تا پنج سال پس از تحصيلات دبيرستاني حفظ مي كنند. ( چرا نوجوانان  بزهكار مي شوند  ، همشهري ، شماره 1758)
طبقه بندي مشكلات جوان و نوجوان :
بر اساس مطالعه و تحقيقي كه درباره 10000 دانش آموز دبيرستاني بعمل آمده وجود مسائل مشترك زير در ايشان كشف كرده اند :
1- مسائل مربوط به عوامل بهداشتي و رشد فرد . 2-  مسائل مربوط به شخصيت و سازگاري  3- مسائل خانوادگي  4- مسائل مربوط به وضعيت و موقعيت اجتماعي
 5- مسائل جنسي و روابط جنسي با جنس مخالف 6-  مسائل ديني و اخلاقي 7-  مسائل مربوط به مدرسه و مطالعه 8-  مسائل مربوط به انتخاب شغل  
دكتر صاحب الزماني مسائل جوانان ايراني را در 16مساله خلاصه كرده است كه به قرار زير است :
مسئله كار ـ تحصيل ـ مطالعه آزاد ـ تفريح ـ مقبوليت و خود نمايي ـ جنسي ـ همسر گزيني و اخلاق ـ جنگ نسل ها ـ همزيستي بودن تفهم ـ تضاد ارزش ها ـ ناهماهنگي خانه و مدرسه ـ عدم استقلال يا استقلال زياد ـ هراس از رقيب ـ فقر آرمان اجتماعي ـ مقبوليت و خودنمائي ـ نداشتن قانون هاي رهنمون و رهبري .
براي مقابله با بزهكاري در سطح اجتماعي طرح هايي به اجرا در آمده و نتايج خوبي حاصل شده است .
1-    آموزش خانواده هاي بزهكاران و كمك همه جانبه به آنان .
2-     ايجاد شبه خانواده ها :گاهي والدين توان برخورد با نوجوان بزهكار را ندارند پيش بيني مراكزي كه بتوان نوجوان بزهكار را به آنجا ارجاع داد ودر آنجا تحت آموزش و پرورش قرار گيرد ضرورت دارد تا از گرايش نوجوان به سمت دوستان نا باب يا بزهكار حرفه اي جلو گيري شود .
3-     خانواده هاي پرورشي : برخي از خانواده هاي خير خواه و انسان دوست در سطح جامعه پيدا مي شوند كه واجد شرايط اخلاقي و انساني وعلمي براي اصلاح رفتار بزهكارانه  هستند و حاضر به پذيرش و تغيير رفتار اين قبيل مهجوران اجتماعي و اخلاقي مي باشند .
4-    موسسات تربيتي : گاهي عادت بر بزهكاري آنچنان رسوخ يافته كه خانواده ها از اصلاح و تغيير آن عاجزند و در چنين وضعيتي مي بايد موسسات تربيتي براي كنترل و تغيير رفتار اين افراد وجود داشته باشد مانند كانون اصلاح و تربيت .
گاهي تمامي بزهكاران در زندان با يكديگر  آن را در كار خود مجرب تر مي سازد و از جانيان بالقوه بزهكاران بالفعل مي سازد كه عملاً اين تناسب بااستعدادها و علايق را براي بزهكاران در نظر گرفته و آنان رابه كار مي گمارند . بيكاري براي بزهكاران وسيله اي مي شود تا وقت اضافي داشته باشند ومجدداً دست به بزهكاري بزنند . از نظر اجتماعي بزهكاري رابه 3 دسته تقسيم كرده اند :
1-    بزهكاري بر عليه اشخاص عادي جامعه مانند ضرب و جرح ، تجاوز به عنف ، گسستن عمد يا غير عمد .
2-     بزهكاري بر عليه دارائي و مالكيت ديگران مانند دزدي و جعل اسناد.
3-     بزهكاري بر عليه نظم عمومي مانند فحشا و خريد و فروش مواد مخدر .
بزهكاران از نظر وضعيت بروز جرم به دودسته 1- اتفاقي 2- حرفه اي ، تقسيم
مي شوند.
مجرمين اتفاقي فقط وقتي كه فرصت باشد مرتكب جرم مي شوند وسعي مي كنند با پنهان كاري اعمالشان را از نظر عمومي و حقوقي مخفي نگه دارند . مجرمين حرفه اي بر اثر  تكرار بزه وضع مشايعتي پيدا كرده اند و خلاف فرهنگ و ضد اجتماع عمل مي كنند و بين خود و مردم پيوندي احساس نمي كنند. (صدقی، ذبیح الله عوامل موثر در انحرافات اجتماعی با تکیه بر عوامل خانوادگی، فرهنگی، اجتماعی موثر در بزهکاری نوجوانان)
از مطالعات موجود در زمينه عامل ارثي در بزهكاري ها نمي توان استنباط كرد كه عامل ارثي تعيين كننده باشد و شايد تنها بتوان گفت كه در برخي افراد آمادگي ارثي وجود دارد و اين آمادگي ممكن است در خانواده هاي معمولي هم وجود داشته باشد . برخي از كودكان زود برانگيخته مي شوند ، قدرت عكس العمل سريع دارند و نمي توان همه را يكسان تلقي كرد . وقتي علت ژنتيك در توجيه بزهكاري ها نا كافي به نظر آمد مي توان علت بزهكاري ها را يادگيري دانست ، بلرو جونز با صداقت گفته اند كه بزهكاري يك رفتار آموخته است . فرد بزهكار از مهر و محبت محروم بوده و جاي انسي در اين جهان وجود ندارد . در اجتماع نيز داري مقام و ارزشي نيست و هيچ نوع احساس ارزشي نمي كند . وقتي بزهكاري رفتار ياد گرفته شده باشد تحت تأثير شرايط و عوامل خانوادگي واجتماعي ياد گرفته شده باشد و فرد بزهكار با ارتكاب با آن رفتار و نتايج مورد نظر خود رسيده و به تخليه هيجاني يا رفع محروميت خود ، جامه عمل پوشيده واحساس قدرت و ارزش كرده و به نوعي خود را در جمع نشان داده و مورد قبول دوستان قرار گرفته است .( صدقي ، ذبيح ا… ، عوامل مؤثر در انحرافات اجتماعي با تكيه بر عوامل خانوادگي فرهنگي ، اجتماعي مؤثر در بزهكاري نوجوانان )
چرا همه افراد هنجارها  را نمي شكنند و فقط برخي هنجار شكني مي كنند ؟
كجروي راهي كوتاه براي وصول به برخي اهداف است و چرا برخي افراد راه  كوتاه تر و سهل الوصل تري را براي رسيدن به اهداف خود انتخاب مي كنند ؟ در پاسخ به اين پرسش دو دليل مطرح است : اول انتقال ارزشهاي اجتماعي كه در قالب هنجار مطرح مي شود كه از كودكي آعاز شده و تا بزرگسالي ادامه پيدا مي كند . دليل دوم ، دروني شدن اين هنجار هاست . اما بايد ياد آور شد كه دروني شدن هنجارها شريط كافي براي جلوگيري از هنجار شكني نيست بلكه پيوند هاي اجتماعي نيز بايد با آن همراه باشد .
اين پيوند ها به فرد اجازه نمي دهد كه راه هاي سهل و كوتاهي را در كسب كجروي مي شود ، انتخاب كند . ويژگي فردي مانند : تفاوت در برابر ناكامي اخير و لذات آني و آتي ، تصوير مطلوب از خودداشتن و دروني شدن هنجارها، ويژگي هاي مثبت هستند اما پرسش جامعه شناسان اين است كه مشخصات فردي تا كجا و تا چه حد مي تواند بازدارنده رفتار خاص باشند ؟ يافته ها نشان مي دهدكه تا آنجا كه ساخت اجتماعي ، امتحان ارتقاء كسب پاداش را فراهم كند يا به عبارت ديگر آنجايي كه هنجارها كاركرد مثبت داشته باشند ميل به ادامه و تقويت آنها بيشتر است آنچه نوجوان و جوانان را از كجروي و انحراف باز مي دارد ، شرايط اجتماعي مناسبي است كه در خانواده ها به منظور دروني شدن هنجارها بايد فراهم شود .
مساله ديگر تقويت هنجارها توسط ساخت اجتماع است ، در خانواده ها به منظور دروني شدن هنجاها بايد فراهم شود كه هنجارها دروني شود ، پس از دروني شدن جامعه بايد امكان تحقق رعايت هنجارها را براي جوانان فراهم كند در اين صورت اجراي اين هنجارها براي جوان و جامعه سودمند خواهد شد.
 
بزهكاري :
برخي جنايات قابيل كه برادر كوچك خود يعني هابيل را كشت ، اولين جنايت بشر دانسته اند وبا توجه به اين مطلب مشخص مي گردد كه مسئله بزه و بزهكاري سابقه اي بس طولاني دارد و حتي زمان وقوع آن به زمان پيدايش انسان در جوامع انساني باز مي گردد . از زمان شروع  فكر در باب فلسفه و زندگي اجتماعي انسان ، بشر به اين موضوع نيز انديشيده و به طور پراكنده و نا منظم اشاراتي داشته است  اما تفكر و مطالعه علمي در اين باب مانند اكثر مطالب ديگر علمي و اجتماعي احتمالاً پس از دوران تنوير افكار در اروپا يعني پس از اتمام دوران قرون وسطي و شروع دوره رنسانس و انقلابهاي بزرگ و بالاخص انقلاب صنعتي با نتايج خاص خود در زمينه امور اجتماعي و پيشرفت هاي تكنيكي مي رسد . بررسي علمي در مورد بزهكاري جوانان براي هر كشوري ؟ است و پيشگيري و درمان آن تنها در سايه پژوهش هاي روان شناسي ،  اقتصاد اجتماعي ،در موسسات تحقيقي بدرستي مي توان شكل گيرد و راه نجات هزاران نوجوان بزهكار كه اصلاح پذير و شايسته سازگار شدن مجدد با فرهنگ و نورمهاي جامعه و ادامه كوشش هاي مشروع اجتماعي شود .
جنايتكاري و بزهكاري از نظر حقوقي داراي مفاهيم روش و معيني هستند و در واقع قوانين آن ها را دقيقاً تعريف مي كنند و به همين دليل است كه آدلر در سال 1933 اعلام داشت كه قانون جزايي علت صوري جنايت است و اگر قوانين وجود ندارند جنايت نيز خود به خود از بين مي رفت .
رابين نيز در سال 1949 نوشته است كه بزهكاري آن چيزي است كه قانون مي گويد چيست . از طرفي ديگر بين جنايتكاري و بزهكاري از لحاظ معني و مفهوم تفاوتي نيست ، فقط تفاوت در اين استكه بزهكاري ب ارتكاب جرمهايي اطلاق مي گردد كه كمتر از سن معيني به وقوع مي پيوندد . تعيين ميزان اين سه بدست قانون است و بر حسب جوامع مختلف متفاوت در اين شرايط نخستين وظيفه ما پافشاري دوباره اين نكته است كه هيچ مفهوم رواني بي ابهام و مشخص با مفهوم حقوقي بزهكاري تطبيق نمي كند . بيماري رواني شخصي به نام بزهكاري و يا ريخت رواني معيني كه  معرف تمام بزهكاران و يا خاص بزهكاران باشد وجود ندارد و معذالك به نظر مي رسد بسياري از پزشكان و روان شناسان و حقوقدانان و مربيان با وسوسه به يك نوع وجه اختصاصي زيستي ـ رواني بزهكاري هم آغوشند .( محمد مهدی حسینی، پایان نامه 56، 1355)


انجام پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

سفارش پایان نامه