انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

مشاوره پایان نامه|پایان نامه معماری - مجتمع تجاري آرمان

عنوان پروژه : مجتمع تجاري آرمان
هدف:

•    علاقه و انگيزه
موضوع تجاري با توجه به قدرت بي بديل اقتصاد در عصر ما موضوعي ويژه در طراحي معماري به حساب مي آيد. در عصري كه توجه به هر مسئله به ميزان صرفه و بازده اقتصادي آن مي باشد پيداست كه امكان پرداختن به نگاه هاي خاص در معماري مجموعه هاي تجاري تقويت مي گردد به همين دليل انتخاب يك مجموعه تجاري براي طراحي معماري خود به خود جذاب تر از موضوعات ديگر مي باشد.
•    قابليت اجرا و توجيه اقتصادي
هر مجموعه تجاري كه نيازهاي ضروري زندگي بشر را عرضه كند خود به خود بخشي از توجيه اقتصادي است .براي افزايش موفقيت اقتصادي يك مجموعه بايد عواملي از قبيل شدت نياز جامعه
.فاصله سايت تا مجموعه هاي مشابه ونحوه دسترسي افراد به مجموعه توجه نمود .
قابليت اجرا از دو جنبه قابل بررسي است اول استان اجراي پروژهبا توجه به تكنولوژي بومي وشرايط جامعه .دوم سازگاري طرح و ساختار اجرايي آن بافدرت وموفقيت پروژه كه هر دو درمرحله طراحي مورد توجه قرارخواهد گرفت.

 
چکيده :
هدف از طراحي مجموعه‌هاي تجاري ايجاد محيطي خوشايند براي خريد کالا؛ دريافت خدمات و ارتباط انسانها با يکديگر است. براي رسيدن به اين هدف ابتدا نگاهي  گذرا به تاريخچه تجارت و ايران و تاريخچه ايجاد مجموعه‌هاي تجاري و اجتماعي در ايران ومشهد داريم و سير تکامل و ويژگيهاي اين مجموعه‌ها را مورد بررسي قرار ميدهيم. براي شناخت بيشتر نمونه‌هاي مشابهي را در نقاط مختلف جهان مورد بررسي قرار داده‌ايم. مطالعه شهر مشهد براي مکاتباتي صحيح مجموعه و رسيدن به هدف ابتدايي طراحي مجموعه (ايجاد محيطي خوشايند براي خريد کالا؛ دريافت خدمات و ارتباط انسانها با يکديگر) الزامي بوده است. به کمک تحليلهايي که از جهات مختلف بر روي سايت انجام شده؛ نحوه قرارگيري ساختمان در سايت؛ نحوه جهت‌گيري آن؛ امتدادهاي موثر بر ساختمان؛ وروديهاي آن و ... استخراج شده است. از آنجايي که سعي شده که ساختمان بيشترين هماهنگي را با محيط وتلفيقي ازمعماري مدرن وسنتي داشته باشد؛ آناليز سايت مهمترين ابزارهاي طراحي را در اختيار ما گذاشته است. برنامه‌ريزي کالبدي نيز فضاهاي مورد نياز و ميزان آنها را مشخص خواهد کرد. بديهي است که در روند طراحي؛ توجه خاص به ملاحظات ديد و منظر و طراحي احجام بر اساس ويژگيهاي سايت براي رسيدن به بهترين ديدها و مناسبترين احجام الزامي بوده است.






مقدمه
سيري در نظريه‌هاي تجارت:
تجارت پديده‌اي است فريبنده و خطرساز که وارد شدن در آن نياز به آگاهي دارد چه در غير آن صورت نتيجه آن شريک شدن در نارواييهاي بسيار در طول تاريخ است، زيرا کمتر پديد ه‌اي به اندازۀ تجارت مورد اتهام قرار گرفته است. آيا سخن را اين طور آغاز مي‌کنيم که دهنها را آشوب سازيم و چرا سرآغاز کار را بر صفحه‌هاي درخشاني که رسالت تاريخي تجارت بر آن نگاشته‌اند قرار نمي‌دهيم. خير اين طور نيست بلکه تنها دليل آن ـ ضمن اينکه به نقش سازنده تجارت در تسهيل زندگي انسان و انتقال ترقيات بشري اعتقاد داريم ـ آلودگي تجارت جهاني بالکه تنگي چون تجارت برده از آفريقا  و آسيا به زمين‌هاي راقيه استعمار ملتهاي عقب‌مانده از کاروان تمدن ـ توسط پيشتاز تمدن صنعتي نظير انگليس و فرانسه و ايتاليا و آلمان و بلژيک و ژاپن بوده است که بعد از جنگ جهاني دوم به صورت استعمار نو بروز کرده است.
از نيمه هزاره دوم ميلادي تا عصر کمال شرکت خود در عصر تجارت به انواع فضيلتها و رذيلتها در غلطيده است. آنجا که توانسته، در همان مواطن اصلي به بهره‌کشي از انسانها پرداخته‌اند. نوع ديگر تجارت که عموماً درصد رفع نيازهاي مصرفي بشري بوده و به کالا محدوده مي‌شده است نقش موثري در تاريخ بشر داشته و بيشتر سرافراز است تا سرافکنده، که اساسا رفع مشکل بوده و نه واضح مشکل ـ اين تجارت، چاي، سيلان و ادويه هندوستان را به ايران و بلاد ديگر بوده فيروزه و پارچه‌هاي گرانبهاي ايران را زينت بخش اندام خوزستان در اقصي نقاط جهان کرده است چرا که فيروزه ايران در سرزمين ديگر يافت ناشدني بود و پارچه‌هاي گرانبهاي زري وترمه را ملتها خريدار نمي‌توانستند بخرند.
دليل عمده اين تجارت محدوده بودند اينکه در جائي نياز و مصرف وجود داشته و توليد نبود و يا احياناً اگر بود خيلي کم بود ـ و در جاي ديگر بلعکس توليد بيش از بازار مصرف بود.
تجارت تا قبل از انقلاب صنعتي، به رغم توسعه بسياري که در عصر رنسانس و به ويژه پس از رواج کشتي بخار پيدا کرد.
انقلاب صنعتي افق تازه‌اي در تقسيم کار و تخصص به وجود آورد به طوري که مبادرت تجاري در چارچوب توليد از يک نقطه جغرافيايي به منظور جبران کمبود مصرف در نقطه جغرافيايي ديگر محدود نمايد. در منطق صنعتي، تجاري تقسيم کار بود و اينکه اگر کسي بهتر توليد مي‌ کند بيشتر توليد کند تا نياز ما را هم برطرف و ما هم صنعتي روي آوريم که در آن بهتر از آنها توانيم بود، و ديگر تجارت موکول نشد به اينکه ايران معدن فيروزه دارد، ديگران ندارند.
در گذشته تجارت محدود اما در عين حال لازم بود. رخنه‌اي به هوا و جهاني ديگر و ارتباط با انسانهايي ديگر بود. نشان از بي‌پاياني جهان خلقت داشت، به علاوه، تجارت وسيله‌اي براي مبادله فرهنگي  و غناي توليدات معنوي نيز بوده و در قافله تجارت بودند کساني که شعر و فلسله ايران را به هندوستان، چين و يونان و سرزمينهاي ديگر ببرند و حکمت و معماري آنان را به ايران بياورند.

نياز به مجموعه‌هاي تجاري
از دوران انقلاب صنعتي به بعد تجارت همواره اهميت روزافزوني يافته و بر نقش آن در توسعه و رشد اقتصادي افزوده شده است. تجارت داخلي باعث گسترش در تقسيم کار داخلي کشورهاي صنعتي شد که به سرعت آن کشورها از به يکديگر وابسته نمود و پيشاهنگان انقلاب صنعتي را به اين فکر واداشت که ادامه تکامل صنعتي و ادامه تقسيم کار و افزايش بهره‌وري توليد بدون توسل به تجارت بين‌المللي صرفنظر از توجيهي که بنا به پراکنده بودن منابع طبيعي و متفاوت بودن درجه تراکم عوامل توليد در مناطق مختلف جغرافيايي و بالاخره الزام به پاسخگويي به نيازهاي حياتي و ضروري مردم کشورها داشت به نياز مبرم براي ادامه پيشرفت و تکامل صنعتي تبديل شد. تحويل صنعتي مرزهاي ملي را پشت سر نهاده براي بقا و  تعالي خود تقسيم بين‌المللي کار را وجهه همت خود ساخته تا جايي که امروزه براي توليد يک فرآورده صنعتي ـ برخي اوقات ـ همکاري  واحدهاي مختلف توليد در کشورهاي متفاوت لازم است که هر يک بنا به جايگاه خود در تقسيم بين‌المللي کار مرحله‌اي توليد آن فرآورده‌ها و يا توليد قسمتي از آن را به عهده گرفته‌اند در کشورهاي رو به توسعه نيز تجارت ايفا کرده است. اين نقش که گاهي مخرب و گاه سازنده است عمدتاً از غارت استعمارگرانه، منابع و عوامل توليد آغاز مي‌شود و به نقش جدي تجارت بين المللي در توسعه اقتصادي و بويژه صنعتي اين کشورها خاتمه مي‌يابد. هر چند که اين خاتمه‌اي نيست و خود آغاز راهي به پايان است. حالا اينجا اين سوال مطرح مي‌شود که بايد امکان مناسبي براي انجام اين امر مهم در نظر گرفت.
با رشد و توسعه شهرها نداشتن زمان کافي براي رسيدگي به امور يکي از معضلات بزرگ اجتماعي است که گردآوري مجموعه‌هايي اعم از تجاري در يک بستر مي‌تواند به حل اين مسئله کمک کند.
هدف نهايي ما در ارائه اين مجموعه، طراحي مجموعه تجاري، واقع در شهر کرمان مي‌باشد و براي نيل به اين مقصود علاوه بر مطالعه در مورد فلسفه و علل بنيادي چنين مجموعه‌هايي در کشور به شناخت منطقه و عوامل موثر در طراحي پرداخت.
يکي از امور روزمره در زندگي خانواده‌ها در سراسر جهان خريد پاياپاي يا نقدي کالا و خدمات بوده و هست.
روشهاي خريد و عادات مربوطه به آن مختلف گاهي متضاد مي‌باشد، بسته به اينکه خريدار چه کسي و يا محل خريد کجاست. ليکن علي‌رغم اختلاف ظاهري، در مقايسه محوطه خارجي شنبه بازارهاي سرزمين اکوادور و يا بازارهاي سوراخ در ديوار بيت المقدس تا مراکز خريد معاصر مدرن و متعددي که در امريکاي شمالي و ديگر نقاط جهان مي‌بينيم، خواسته اصلي در تمام آن‌ها ايجاد محيطي خوشايند براي خريد کالا و دريافت خدمات و نيز برآورد يک نياز اجتماعي است.
انسان در جستجوي ارتباط با ديگران است. در بازارهاي ابتدايي  که براي رسيدن به آن مردم غالباً براي عرضه کالاهاي خود از مناطق دور افتاده کيلومترها راه مي‌پيمودند، شايد جنبه اجتماعي مهمترين قسمت از تجزيه شخص در بازار مي‌برد. در اينجا بازار به صورت جشنواره‌اي درآمده و نقش تجمع و تفريح آخر هفته را بازي مي‌کرد. اين جنبه اجتماعي و مهم بازار تدريجاً بر اثر روشهاي روستايي به پيچيدگي و تجربه مختص زندگي شهري نقش خود را از دست داد. در شهرهاي بزرگ، مراکز تجاري در مناطق مرکزي به وجود آمد. اينها در زندگي، تاسيسات تجاري و فراغت قرار گرفته، ديناميک روشهاي زندگي شهري را تشکيل مي‌دادند.














                                      فصل دوم
نگاهي به تاريخ تجارت ايران


 
نگاهي به تجارت ايران                                                                     
همزمان با شکل‌پذيري حکومت در ايران در کشور همجوار بابل حرف و صنايع از چهارچوب جوامع اشتراکي خارج شده و در شهرها پيشه وراني که از حرفه خود امرار معاش مي‌کردند. پديدار شدند. آنان در ميدان خريد و فروش شهر که معمولاً نزديک دروازه‌هاي شهر بود  که يا کارگاههاي کوچکي داشتند و سفارشات را پذيرفته و انجام مي‌دادند. قوانين همورابي سفالگران، سنگ تراشان ، خياطان، آهنگران، دباغان را در عدد صنعتگران ذکر کرده است و در اين دوره بازرگاين به نحو متسوسي توسعه و تکامل مي‌يابد. پادشاه و روحانيون توسط بازرگانان به تجارت عمده مي‌پرداختند و جهت ثبت معاملات از الواح گلي استفاده مي‌کردند. (مانند استاد بهادار امروزي )
پرهيز از دروغ ، رياکاري و رباخواري و سوداگران ايراني را از سودجوئي و بهره‌برداري ستمکارانه بازي مي‌داشته و شايد به همين دليل ايرانيان کهن چندان توجهي به سوداگري نداشته‌اند بازرگانان در اجتماع ايران باستان فروتر از ساير طبقات بوده است.
داريوش شاهنشاه بزرگ هخامنشي به منظور توسعه بازرگاني و نزديک ساختن روابط بين ايالات متحده و هدفهاي سوق الجشيي اقدام به ساختمان جاده‌هاي بزرگ نمود. اولين واحد پولي ايران را از طلا بنام در يک تحت قوانين خاص بوجود آورده قبايل پارس را که کار عمده آنها علاوه بر کشاورزي، دامپروري بود از ماليات معاف کرد.
اطلاعات تجاري و نظامي و وجود چند مرکز بزرگ اقتصادي مانند بابل، هگمتانه، شوش و پرسپوليس(تخت جمشيد ) موجب توسعه تجارت داخلي و خارجي با حق عبور ترانزيت در جاده‌هاي تجاري گرديد و در نتيجه بعدها بازار ايران با ويژگيهاي خاص خود در مسير جاده‌هاي تجاري شکل گرفت و زبانزد جهانيان گرديد و نام آن به همه زبانهاي جهان درآمد.
در سرزمين تازيان پيش از اسلام بازار به صورت ايراني وجود نداشت و اغلب بازارهايشان فصلي و متحرک بود. پس از اينکه ايرانيان به دين اسلام گرويدند در شهر مدينه مراکز خلافت، بازارهايي به سبک ايران و توسط ايرانيان برپا گشت که معروفترين آن‌ها بازار آهنگران و اسلحه سازان مدينه بود.
بعضي از ممالک مغرب زمين پيش از جنگهاي صليبي از طريق روم شرقي با مشرق زمين ارتباط برقرار کرده بودند پس از جنگهاي صليبي مجدداً مناسبات تجاري در ميان ممالک شرق و غرب (اروپا و آسيا ) برقرار گشت. اين تجارت فقط محدود به کالاهاي شام نبود بلکه بيشتر محصولات و مصنوعات چين، هندوستان و ايران در بازار عرضه مي‌گشت، در اين ايام (قرون وسطي ) بازار تجارت مابين شرقي و غربي چنان گرم گشت که کليه محصولات و مصنوعات شرقي در بازارهاي اروپاي غربي پيدا شد و شهرهاي دمشق، بغداد، همدان ، ري، هرات، سمرقند و بخارا از مراکز عمده بازرگاني شرق به شمار مي‌رفتند.
(شهرهاي واقع در مسير جاده ابريشم )

جاده ابريشم، شاهراه تجارت شرق :
راه تجاري معروف به راه ابريشم را مي‌توان تا سال 1700 ميلادي (پيش از گسترش تجارت دريايي ) يکي از مهمترين راههاي تجاري دنيا به شمار آورد.
جاده ابريشم از شهر چانگ آن (شيا امروزي ) واقع در شهر چين شروع مي‌شد، شاخه‌اي از آن به فلات پامير مي‌رسيد از آن جا به شهرهاي مرو، بلخ ، سمرقند و ماوراء النهر(آسياي مرکزي) رسيده وارد نيشابور مي‌شد. شهرهاي دامغان، گرگان، ري، قزوين و همدان را طي مي‌کرد و پس از گذشتن از سلوکيه و انطاکيه به سواحل دريايي مديترانه مي‌پيوست و سپس از طريق دريا به رم و ونيز ختم مي‌گشت. نقش اصلي آن رساندن ابريشم چين به ويزن بود، به علاوه کالاهاي ديگري نيز از طريق آن حمل و نقل مي‌شد.
شاخه ديگر اين جاده هندوستان به طوس در ايران وصل مي‌کرد. در مسير اين جاده کاروانسراهاي متعدد وجود داشت. هندوستان از طريق راه ابريشم پنبه ـ ادويه ـ دارو و سنگهاي قيمتي ـ آهن و فولاد به اروپا صار مي‌کرد. اين جاده 200 سال قبل از ميلاد احداث شده و تا 1700 ميلادي يعني به مدت 19 قرن، اصلي‌ترين راه تجاري دنيا محسوب گرديده و به تجارت جهاني کمک مي‌کرد و کليه شهرهاي واقع در مسير اين جاده از آبادترين شهرهاي آن زمان به شمار مي‌رفتند.

نقش ايران در احياي جاده ابريشم :
جمهوري اسلامي ايران پس از گذر موفقيت‌آميز برنامه پنج ساله اول توسعه و برپايي صنايع عظيم توليدي و گسترش همه جانبه سيستمهاي ارتباطي مدرن، يکي از توسعه يافته‌ترين کشورهاي خاورميانه در زمينه‌هاي اقتصادي، صنعتي و صادراتي شده است. اکنون ايران با برخورداري از منابع عظيم اوليه و توليدات روزافزون صنعتي در صدد بسط و گسترش روابط خود با کشورهاي منطقه است.
ايران علاوه بر توانمندي اقتصادي صنعتي چشمگير خود ، داراي جاذبه‌هاي متعدد توريستي و جهانگردي است که احياء و مرمت اين آثار باستاني و ميراث فرهنگي ما، بر جذابيت چهره کشور خواهد افزود. کشورهاي آسيايي ميانه که غالباً محصور در خشکي هستند به واسطه عبور از سرزمين ايران امکان دسترسي به آبهاي آزاد براي آنان فراهم خواهد گشت و اين گروه کشورها، نه تنها قادر به بهره‌گيري از بازار پررونق و محصولات صنعتي و کشاورزي با  کيفيت ايران هستند بلکه مي‌توانند به بازارهاي عمده جهاني نيز دست يابند.

 
 لزوم مراکز تجاري در يک شهر
لزوم فراهم نمودن انواع کالا در يک شهر، ورود کالا از شهرهاي ديگر و صدور کالا به ديگر شهرها را ايجاب مي‌نمايد. از طرف ديگر لزوم در سترس قرار دادن انواع کالا براي مردم، بطوري که بتوانند به سهولت کالاي مورد نياز خود را انتخاب و تهيه نمايند، لزوم ايجاد مراکز تجاري در شهرها را به وضوح نشان ميدهد. ايجاد مراکز تجاري، بناي فروشگاهها و مغازه‌ها مناسب براي عرضه هر کالا با مشخصات متفاوت که در عين حال هماهنگي لازم را داشته باشد، معماري ويژه و مجربي را طلب مي‌کند. هر مغازه يا فروشگاه بايد داراي ويژگي‌ و مشخصات معماري خاص و مناسب براي عرصه کالاي مورد نظر باشد.به طوريکه کالا را در شرايط مطلوب نگهداري نموده و به نحو چشمگيري به مشتريان مربوطه عرضه مي‌نمايد.
واضح است که با افزايش جمعيت شهرها،  بايد در شهر مراکز مختلف اجتماعي از قبيل سينما، تئاتر و  .. ايجاد گردد که در صورت ايجاد در رابطه با مراکز تجاري موجب رونق کار فروشگاهها مي‌گردد. بنابراين لازمست در شهرهاي بزرگ اينگونه مراکز تجاري به شکل گسترده‌اي احداث گردند.

تاريخچه مجموعه‌هاي تجاري و اجتماعي در ايران :
مقدمه ‌اي در شناخت مجموعه‌هاي تجاري گذشته :
قبل از شناخت بازار کرمان، لازم به نظر مي‌رسد، مقدمه‌اي در مورد خود بازار بيان گردد تا بتوان با شناخت و ديد بهتري موضوع را دنبال نمود.
اين مقدمه شامل سه قسمت مي‌باشد:
اول در مورد پيدايش بازار از نقطه نظر تاريخي و اجتماعي و دوم از نظر موقعيت بازار در شهرهاي ايران بازديد شهرسازي و سوم اينکه بازار به عنوان محلي که اجناس به طرز خاص به معرض فروش گذاشته مي‌شود و يا مجموعه‌اي که خصوصياتي استثنائي چه از نظر عرضه کالا و يا اهميت اقتصادي و يا جنبه‌هاي ديگر اجتماعي، مذهبي و يا سياسي را مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

چگونگي پيدايش مجموعه‌هاي تجاري از نقطه نظر تاريخي و اجتماعي :
قبل از بحث درباره تأثيرات بازار در شهر کرمان لازم به نظر مي‌رسد، بحث کوتاهي دربارۀ پيدايش بازار از نقطه نظر تاريخ اجتماعي به عمل آيد.
با نگرشي کوتاه به تاريخ تمدن در مي‌يابيم که پيدايش روابط اجتماعي از زماني شروع مي‌گردد که سيستم‌هاي اجتماعي براي اولين بار به مفصه ظهور رسيد، سالها پيش در زمانيکه انسانهاي اوليه مي‌زيسته‌اند، قبل از تشکيل قبيله‌ها و قبل از پيدايش تمدن، احتياجات هر فردي منحصر به چند عنصر اوليه زندگي بود، که هر انساني به تنهايي قادر به رفع احتياجات خود بود. با پيدايش تمدن و بسط روابط، نوع احتياجات تغيير و گسترش يافت. با سير تکامل تمدن نوع احتياجات هم تکامل پيدا کرده و به حالت کنوني رسيده است . پيشاپيش، سيستم اقتصادي تقسيم کار از طرفي باعث تسهيل در امر توليد و از طرفي باعث پيش کشيدن مسائل جديدي است از قبيل توزيع گرديد. به طور کلي در امر اقتصادي سه طبقه مشخص مي‌باشد:
1ـ توليد کنندگان 2ـ توزيع کنندگان 3ـ مصرف کنندگان
روابط بين اين سه نوع باعث ايجاد سيستمهاي مختلف اقتصادي و سياسي مي‌گرديد. همانطور که ذکر شد قبل از سيستم اقتصادي تقسيم کار، طبقه توزيع کننده وجود نداشته است.
بعدها در اثر بسط روابط اجتماعي و اقتصادي، اين طبقه جديد به وجود آمده است. توزيع کنندگان در حقيقت واسطه‌هايي بين توليد کنندگان و مصرف کنندگان هستند.
در ضمن بايد متذکر شد که در هر امر اجتماعي، عوامل فراواني وجود دارند که وابسته به يکديگرند و هر مبادله‌اي اقتصادي، مبادلات ديگري از قبيل سياسي و مذهبي و فرهنگي را نيز به همراه داشته است.
با توجه به مسير حرکت تمدن شرق از چين و عبور ان از اسياي مدينه و رسيدنش به اروپا بهتر متوجه اين حقيقت مي‌شويم. تجارت را شايد بتوان مهمترين مبادله اجتماعي بين افراد دانست.

سير تکاملي مجموعه‌هاي تجاري :
در ابتدا بازار مکاني بسيار ساده بوده است. و بنابر احتياجات زمان خود تغيير و تحول پيدا کرده است. همانطور که گفتيم بازار هميشه تابع زمان بوده است. قرنها پيش زماني که سيستم توليد فقط سيستم کشاورزي بود، شکل بازار هم بسيار ساده و  بسيار ارگانيک، در هر نقطه‌اي که احتياج به وجود آمده است، پيدا شده است.
با توجه به پلان شهرهاي قديمي مي‌شويم که بازار معمولاً در نقاطي به وجود آمده که در ارتباط با توليد کنندگان و مصرف کنندگان بوده است.
بازارها معمولاً در نزديکي قصر حکان و در رابطه با محيط خارج بو جود مي‌آمدند و بعدها طبقات عادي به دوراين مرکز قدرت سياسي ـ اقتصادي کشيده شده و شهرها به وجود آمدند.
بازارها چون يکي از مهمترين مکانهاي اجتماعي مي‌باشند در پلان شهري هميشه حالت مرکزيت داشتند، تا به سهولت در دسترس عموم قرار گيرند.
همانطور که مي‌دانيم، بازار خود پديده‌ي شهري و در عين حال عاملي است براي پيدايش شهرنشيني رابطه شکل  و فرم و فضاي بازار با مسائل اجتماعي و صنعتي ناگسستني است که پس از هر فرم تکنيکي و اجتماعي، فرم بازار تغيير کرده و فضاها عوض مي‌شوند. چنانچه مي‌بينيم ، بازارهاي قديمي امروز رونق خود را از دست داده و در عوض فروشگاهها و مغازه‌هاي لوکس آهسته و آهسته جانشين آنها مي‌گردد.
بازار هميشه به عنوان قلب اقتصادي هر شهر، مهمترين مکان را در امور تجاري و اقتصادي شهر بوده و فعاليت اشتغال داشته و ادارۀ امور شهري را در دست گرفته است.
زوايا و ديدهاي بازار در نماي کلي شهر هميشه به طور بارزي مشخص کننده اين قلب اقتصادي شهر بوده است. بازارهاي قديمي نمونه‌هاي بسيار جالبي چون بازار کرمان براي اداي اين مطلب مي‌باشند.
بستگي به امور تجاري با ساير امور اجتماعي طوري است که يک بازار مجموعه‌اي است اجتماعي و داراي تمام المانهاي اجتماعي عصر خود مي‌باشد.
به طور مثال مي‌بينيم در بازارهاي سرپوشيده قديم، مسجد ، مدرسه، حمام و ساير المانهاي اجتماعي قرار گرفته است. زيرا تمام المانهاي مورد نياز اهالي بازار و مراجعه کنندگان بوده است.
بازارهاي معمولاً علاوه بر فعاليت اقتصادي مکاني براي فعاليتهاي فرهنگي و سياسي و مذهبي بوده است زيرا برخورد در اين فضاها بسيار شديد و روابط بسيار خوب بوده است.
بدين ترتيب بازار با گسترش شهر، گسترش سياست و تمام ضروريات زندگي جمعي شهري را در داخل خود مي‌پذيرفت و به عنوان عامل مهم زندگي شهري در‌مي‌آمد.
هسته مرکزي شهر در طول زمان حرکت مي‌ کند و مسير توسعه شهر يا محتواي خطي بازار مي‌سازد.

بررسي بازارهاي ايران ـ تکامل بازار :
بازار که به عنوان متشکل کننده تمام عناصر شهري مي‌بود، در طول زمان توسعه و گسترش يافته، فرم پذيرفته و خود را با زيربناي توليدي جامعه منطبق مي‌نمود و در خدمت آن قرار مي‌گرفت، با پيگيري اين روند تکاملي به فرم امروز اين بازار مي‌رسيد که در ارتباط با مسائل مطرح شده در زمان حاضر قرار مي‌گيرد و تغيير مي‌يابد.
 
بررسي مجموعه‌هاي تجاري گذشته از نظر شهرسازي
يکي از مهمترين جنبه‌هاي بازار موقعيت و اهميت شهري آن است و در اکثر شهرهاي ايران مي‌توان از آن به عنوان قلب شهر و  يا به طور کلي بافت اصلي شهري نام برد. مخصوصاً در شهرهايي که در گذشته در مسير شاهراه کاروانها قرار  داشته‌اند. (جادۀ ابريشم)، اهميت آن بسيار بارزتر و نمايان‌تر است.
تقريباً تمام شهرها در اطراف کانالهاي بازار قرار داشته و در بعضي موارد با عبور از چند گذر تا حدودي ميتوان از محوطه بازار دور شد و به محلات اعيان نشين و باغهاي شهر رسيد و گرنه تمام مساجد بزرگ شهر مثل مسجد جامع و بقاياي بزرگ و آب انبارهاي اصلي شهر همگي در پيچ و خم کانالهاي بازار قرار دارد. اين گونه شهرها به مجرد اينکه تا حدودي از جنبه اقتصادي دچار وقفه شدند حالت سکوت عميق و مرگباري به خود گرفته و بتدريج تمام سکنه خود را از دست داده و به صورت مخروبه‌اي درآمده‌اند، مثل شهرهايي که در مسير جاده ابريشم قرار داشته و امروز حتي به ندرت نامي از آن‌ها برده مي‌شود. از نظر شهرسازي بازار مجموعه‌اي از مغازه‌ است را مي‌توان بدين ترتيب توجيه کرد که هر مغازه يک سلول است و مجموعه آنها يعني بازار، تشکيل بافت را مي‌دهد و اين بافت اصلي شهر است که بافتهاي ديگر شهري لقب به آن اهميت کمتري داشته و اکثراً منشعب از آن مي‌باشند.
اين بافت اصلي شهر در پيچ و خمهاي خود سکنه کارگر، دکاندار و يا اصولاً طبقه دو يا سه را جا مي‌دهد. چون در زمان قديم شهر دروازه‌ها داشته  و يکي از کارهاي دروازه‌ها ورود و خروج  کالاهاي تجارتي بوده است، بازار در نزديکي يا در مسير اصلي دروازه قرار داشته و در ضمن به واسطه کار خود، مرکز عبور و مرور اصلي شهر و در نتيجه سر و صداي زيادي داشته است.
معمولاً محلاتي که در نقاط خوش آب و هوا ومرتفع شهر به صورت باغ وجود داشته محل زندگي طبقات ممتاز و حاکمه و رجال بوده است و شايد هنوز نيز بقاياي اين پديده تا حدودي در شهرها به چشم مي‌خورد.
بررسي خصوصيات ويژه مجموعه‌هاي تجاري گذشته از نظر اقتصادي واجتماعي
حال که مسئله به قدري روشن شد و بازار از نظر شکل خارجي شناخته شد مي‌توانيم به خوبي به وظايف اجتماعي آن نيز پي ببريم. بنابراين براي اينکه نکات اساسي آن را شناخته و به طور اختصار بررسي نماييم، بهتر است باز به تقسيم بندي وظايف آن بپردازيم . بدين ترتيب که بازار در داخل و تقريباً معني تحت الفظي لغوي آن است، وظيفه اصلي آن ملاک زنديگ اجتماعي و يا رابطه زندگي شهري است که مهمتر از معني قبلي آن است که در قسمت شهرسازي بصورت کانون ارتباطات از آن نام برده مي‌شود.
حال مي‌پردازيم به جنبه ظاهري بازار تا در قسمت بعد بهتر به موقعيت حساس و حياتي آن در زندگي شهري پي مي‌بريم . بازار در وهله اول تشکيل شده از کانالهايي به طولهايي مختلف که شامل مغازه‌هاي زيادي بوده که در هر کانال يک نوع  کالا عرضه مي‌کند و به همين جهت نيز هر قسمت آن به نام خاصي ناميده مي‌شود. مثل بازار کفاشي‌ها ، طلا فروشيها و ... که هر کدام از اين اجناس در کانالهايي با طولهاي مختلف عرضه مي‌شود.
در محل برخورد اين کانالها با يکديگر معمولاً مساجد و يا تکايا و يا آب انبارها قرار داشته و در ضمن کوچه‌هايي نيز در اين نقاط بازار جدا شده و به خان ه‌هاي مسکوني منتهي مي‌گردد. البته اين کوچه‌ها غفلتا از کانالهاي سرپوشيده بريده جدا نشده بلکه معمولاً با چند طاق قوسي که در زير آن تعدادي مغازه براي تامين احتياجات محله مي‌باشد، صورت گرفته،  که اين مجموعه کوچک به نام«گذر» مشهور است .
حال که هر يک از اين کانالها مشخص شد ببنيم در داخل آن‌ها چه جرياني اتفاق مي‌افتد.
شخصي که براي خريداري مايحتاج خود مثلاً به بازار کفاشها قدم مي‌گذارد با تعدادي مغازه مواجه مي‌شود که همگي کالاي خود را به بهترني وجهي در معرض ديد و انتخاب او قرار داده‌اند و معمولاً مانعي براي ديدن کالاها وجود ندارد و شخص براحتي و بدون استعداد از صاحب مغازه مي‌تواند جنس مورد نظر را به دقت ديه و يا با ساير اجناس مشابه مقايسه نمايد و اين راحتي ديد و داشتن انتخاب زياد يکي از مهمترين و با ارزشترين مسائل در دنياي امروز است که در مراکز خريد و فروش خارج همواره براي تبلغ به اين نکته اشاره مي‌کنند که شما در مغازه و يا فروشگاه مورد نظر  انتخاب بيشتر و راحت‌تري خواهيد داشت.
يکي از موضوعات جال توجه در بازار فاصله تقريباً حساب شده‌اي است که بين دو رديف مکانهاي دو طرف وجود دارد. اين فاصله به لغوي است که براي رفت و امد و خريد و فروش خريداران و فروشندگان کفايت مي‌کند و ضمناً، ايجاد تفاهم به خصوصي بين دو رديف مغازه‌ها مي‌نمايد. دقيقاً معلوم نيست که قرار  د ادن دو رديف مغازه با اين فاصله از چه سابقه‌اي پيشي گرفته است. شايد سازندگان بازار به علت سرما و گرما و ايجاد کوران در تابستان به اين نتيجه شکلي رسيده‌اند. نکته مثبت ديگر در مورد اين فاصله کم بين دو رديف مغازه‌ها در بازار اين است که خريداران در موقع عبور مي‌توانند اجناس مغازه‌ ها را در دو طرف در يکبار عبور ببيند و احتياجي به برگشت مجدد و ديدن مغازه‌ها ديگر ندارد. اين مزيت ابداً در خيابانها ديده نمي‌شود، چون بسيار اتفاق مي‌افتد که خريدار براي يافتن يک جنس خوب چندين بار مجبور به گذشتن از عرض خيابان براي رسيدن به مغازه‌هاي سمت ديگر بوده و با در نظر گرفتن ترافيک ناصحيح در خيابان، اشکال عبور و در نتيجه وقفه‌اي در کار خريد و فروش ايجاد مي‌ گردد.
انتخاب بعد از ارتفاع معمولاً در رابطه با اشل بازار از نقطه نظر طول و عرض و در رابطه با ميزان گنجايش آن انتخاب شده است که اين ميزان ارتفاع به خاطر ديد بهتر در بازار انتخاب شده است.
سرمايه‌هاي عظيم که قبلاً در بازار توليد محصولات مشخصي به کار گرفته مي‌شدند به تدريج تا حدودي از بازار بيرون کشيده شده، در بانکها يا کارخانجات به کار افتاد‌اند. امروزه بازار به عنوان يک المان مهم در تاسيسات شهري مي‌باشد. که عامل مهم آن جنبه اقتصادي و سپس اجتماعي آن است که امروزه نوع عملکرد بازار در دنيا بصورت يک ديگري در آمده است. تکنيک و سرعت، فو نکيسون بازار و در نتيجه فرم آن را تغيير مي‌دهد و در عوض فرمي به وجود مي‌آيد که جوابگوي نيازها و خواسته‌هاي جديد، با در نظر گرفتن فاکتورهاي زمان، سرعت و تکنيک مي‌باشد . روي اين اصل بازارها، امروزه تا حدودي اهميت سابق خود را از دست داده و يا به صورت‌هاي ديگر درآمده است.
انواع مجموعه‌هاي تجاري و بخش‌ هاي تشکيل دهندۀ آن :
ـ بازارهاي موقت (زماني و مکاني )
ـ بازارهاي دا ئم (بازارهاي روز ـ بازارهاي کلي )
بازارهاي کلي خود شامل بخشهاي اداري، فروش و خدمات ميباشد که هر يک شامل المانهاي زير بوده و جداگانه مورد مطالعه قرار گرفته است.
1ـ بخش اداري: اين بخش شامل شرکتهاي و تجارتخانه‌ها بوده است که بصورت حجره و پخش در نقاط مختلف بازار قرار داشته است.
2ـ بخش فروش: اين بخش شامل چهار قسمت زير است که تقسيم بندي آن مناي نوع و مقدار فروش انجام پذيرفته است:
الف: فروش جزئي :
شامل دست فروشيها و مغازه‌ها عطاري و بقالي و غيره بوده است.
ب ـ فروش جزئي: (بيش از فروش کلي)
اين بخش شامل بازارهاي تخصصي مانند زرگرها، کفاشها و ... بوده است.
ج: فروش کلي: (بيش از فروش جزئي )
به صورت توده‌هاي همکار و يا معمولاً کارها را به اين صورت بعهده داشته است.
د: فروش کلي
در اين بخش ، فروش به وسيله سفارش و تحويل کالا، مستقيماً در انبارها انجام مي‌پذيرفت.


فصـل سوم
بررسي نمونه‌هاي مشابه

گذری بر مراکز خرید معروف دنیا


Mall یا Shopping mall گونه ای از معماری است که شامل  مجموعه ای از مغازه ها است به اضافه  پیاده روها  یا راههای دسترسی , برای تامین ارتباطات عمودی و افقی , در نقش ستون فقرات , که این مغازهها  را به هم متصل میکند .
این کلمه به طور کلی درآمریکای شمالی و استرالیا به محوطه های بزرگ خرید گفته میشود در حالی که واژه  Arcade اغلب در بریتانیا استفاده شده و به پیاده روهای باریک واغلب سرپوشیده یا به  فضای تجاری ایجاد شده بین دو توده ساختمانی گفته میشود چیزی که بیشتر در ایران رایج بوده و هست.
در بریتانیا و اروپا مفهوم دیگری به نام محدوده خرید یا محدوده پیاده رو مطرح است  که نمونه ای  بزرگتر از Arcadeاستو اغلب قسمتی از آنهاسرپوشیده است این محدودهها منحصرا محدوده هایی برای دادوستد هستند.
مراکز خرید در بریتانیا معمولا در مرکز شهر هستند و تعدادی از این مراکزنیز در دهه 80 و 1990 درحومه بعضی شهرهای بریتانیا  ساخته شدند.
امروزه مراکز بیرون شهر در جهان گسترش یافته اند و در حال حاضر بیشتر به گونه ای از پارکهای خرید توجه نشان داده میشود که شامل رسته ای مغازه ها با مشاغل مشابه اند و هر کدام هم ورودی جداگانه ای دارند.
مفهوم مراکز خرید هرچند در اروپا مفهومی زاییده صنعتی شدن وگونه ای معماری  قرن بیستمی به حساب میآید در این سوی جهان داستانی به بلندای یک تاریخ دارد تا آنجا که شهر اسلامی را نمیشود بدون بازار تصور کرد بدون مغازه ها تیمچه ها  چارسوها و....  بازارسرپوشیده  بزرگ اصفهان از آثار قرن دهم میلادی, بازار سر پوشیده بزرگ تهران با ده کیلومتر طول و نمونه دیگری از مراکز خرید اینچنینی است مثال دیگر بازار بزرگ استانبول است که در قرن 15میلادی ساخته شده است این بازار با 58 گذر و 4000 مغازه نمونه دیگری از این گونه معماری است .اولین نمونه های اروپایی تحت تاثیر این مفهوم و نیازدر قرنهای بعد به وجود آمد از این میان مارکت سرپوشیده آکسفورد , درآکسفورد انگلستان نمونه ای متاخر از این گونه معماری در اروپاست که  به طور رسمی در اول نوامبر 1774 افتتاح شده و هنوز زنده و پابرجاست با گذشت زمان این مفهوم نیز گسترش پیدا کرد و متکامل تر و شایع تر شد , از نمونه های بعدی  میتوان پاساژبارلینگتون درلندن را که  در سال 1819 افتتاح شد را نام برد این مفهوم به آمریکا سفر کرد و واولین نمونه آن در جزیره رود در 1828 متولد شد از نظر تاریخ نگاری معماری  این مرکز خرید در ترویج این گونه معماری واین مفهوم درآمریکا نقش بسزایی بازی کرد.
به دنبال مراکز ساخته شده در انگلستان و امریکا گالریا ویتوریو امانویل در میلان در دهه 60 قرن هجدهم ساخته شد که از نظر وسعت شبیه تر به مراکز بزرگ خرید در دوره مدرن بود و کم کم بیشتر شهرهای بزرگ در اواخر قرن 18 و اوائل قرن 19 شروع به ساختن پاساژها و مراکز خرید کردند در این میان پاساژ Cleveland GUM نیز در مسکو در 1890 ساخته شدند.

مراکز خرید اولیه که در تب و تاب صنعتی شدن و عصر ماشین طراحی میشدند مقیاس انسانی نداشتند و بیشتر شرایط عبورو مروراتومبیل ها  در طراحی آنها در نظر گرفته می شد.
در نیمه قرن بیستم به واسطه  حومه نشینی و فرهنگ اتومبیل درآمریکا سبک جدیدی ازمراکز خرید بزرگ در حومه شهرها به دور ازازدحام مراکزشهرها به وجود آمد.اولین مرکز خرید اینچنینی در امریکا Highland Park Village بود که در 1931 در دالاس تگزاس افتتاح شد.
در انگلستان این مفهوم به گونه ای دیگردرآمد Chrisp Street Market اولین پیاده رو به شکل یک منطقه تجاری بود که شامل مغازه ها و راههای جلوی آنها می شد.


در ادامه تکامل معماری مراکز خرید مفهوم مراکز خرید کاملا سر پوشیده به وسیله معمار اتریشی  Victor Gruen بسط و گسترش یافت تا جایی که او را پدر ماکز خرید مدرن در امریکا میدانند.


به تدریج این گونه جدید معماری تکامل پیدا کرد و Mall نامیده شد مثل  Northgate Mall که در شمال سیاتل واشنگتن در 1950و Northland Shopping Center نزدیک دیترویت در 1954ساخته شدند و همچنین Southdale Center که در  Twin Cities درحومه مینوستوتا در 1956ساخته شد.
 

از میان نمونه های غیر امریکاییWest Edmonton Mall درادمونتون کانادا که به  مدت 20سال بزرگترین مرکزخرید سرپوشیده در جهان بود را میشود نام برد. در اروپا نیز Dundrum Town Centre در دوبلین ایرلند از نظر اندازه قابل توجه

 

.

انجام پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

سفارش پایان نامه