انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

پایان نامه

سفارش پایان نامه|پايان نامه مشاوره بررسی تأثیر مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر سازگاری دانش آموزان دختر مقطع متوسطه  100 ص


مقدمه
توان سازگاري  در انسان از جمله خصيصه‌هايي تلقي مي‌شود كه نقش اساسي در تأمين بهداشت رواني و جسماني او دارد، زيرا مجموعه‌اي از كنش‌ها و رفتارها شرايط و موقعيت‌هاي جديد فراهم مي‌آورد كه آدمي قادر مي‌شود با ارائه پاسخ‌هاي مناسب راه كمال را طي كند و اين پيشرفت در مقوله رواني و جسماني قابل مشاهده است، زيرا كاركرد مؤثر در نقش‌ها و تكاليفي كه فرد براي آنها اجتماعي شده را به همراه مي‌آورد (نوربان و محمديان شعرباف، 1376).
به تدريج كه انسان رشد مي‌كند به طور پيوسته بايد ساختارهاي رواني خود را از نو سازمان بدهد تا بتواند به گونه‌اي مؤثر با محيط خود برخورد نمايد. به عبارت ديگر، قدرت سازگاري خود را بالا ببرد تا بتواند با محيط هماهنگ باشد. سازگاري مستلزم تعاملي است كه در آن شخص به گونه‌اي نيازهاي شخصي خود را در ارتباط عملي با انتظارات محيط هماهنگ مي‌كند. پياژه  معتقد است كه اين فرايند از طريق درونسازي يا جذب و برون‌سازي يا انطباق انجام مي‌گيرد (وظيفه‌شناس، 1380).
 سازگاري متشكل از دو فرايند است: منطبق كردن خود با شرايط مشخص و تغيير شرايط براي منطبق كردن آن با نيازهاي خود.
منظور از سازگاري مؤثر فقدان بحران نيست، بلكه وضعيتياست كه در آن به طور معمول انتظار مي‌رود كه استرسهاي زندگي مديريت شده باشد (فنوي، 1380). مك دانلد   (1985) مي‌گويد: «وقتي مي‌گوئيم فردي سازگار است كه پاسخهايي كه او را به تعامل با محيطش قادر مي‌كند، آموخته باشد و از نظر عاطفي نيز بتواند با آن تعامل نمايد.» (فنوني، 1380).
بنابراين طبق نظريات فوق سازگاري براي انسان يك ضرورت و امر حياتي به شمار مي‌آيد از آنجا كه انسان در گروه متولد مي‌شود و در گروه زندگي مي‌كند و اجتماعي مي‌شود و در گروه كار مي‌كند و حتي در گروه توان سازگاري خود را از دست مي‌دهد و ناسازگار مي‌شود، اين سؤال پيش مي‌آيد كه چرا در گروه اين كاركرد را دوباره به دست نياورد و درمان نشود. بر اين اساس و به لحاظ اهميت مشاوره و روان درماني گروهي كه نقش اساسي در جلوگيري از اتلاف وقت و هزينه به همراه دارد. در اين پژوهش سعي بر آن است كه تأثير مشاورة گروهي با رويكرد تحليل رفتار متقابل  (TA) بر سازگاري اجتماعي ، عاطفي  و آموزشي  دانش‌آموزان مورد بررسي قرار گيرد.

بيان مسئله
سازگاري در فرهنگ روان‌شناسي، عبارت است از رابطه‌اي كه هر ارگانسيم با محيط خود برقرار مي‌كند. اين اصطلاح معمولاً به سازگاري روان‌شناختي يا اجتماعي با توجه به معناي ضمني مثبت آن اشاره دارد. يعني فرد خوب سازگار يافته و اين اصطلاح وقتي به كار برده مي‌شود كه فرد در يك فرايند جاري و غني از رشد بالقوه خودش، درگير است و به تغييرات محيطي به طرز مؤثري واكنش نشان مي‌دهد. اين واژه از طرفي اشاره به يك حالت تعادل كامل بين ارگانيسم و محيط دارد. حالتي كه در آن همه نيازها ارضاء شده‌اند و عملكردهاي ارگانيسمي به آساني تحقق بخشيده مي‌شوند (عيديان، 1385).
سازگاري به فرايندهاي روان‌شناسي كه مردم را با تغييرات روزمره هماهنگ مي‌كند، اشاره دارد (وايتن وليوييد  به نقل از شهسواري، 1382) به زعم سينها وسينگ  (1993) سازگاري عبارت است از ثبات عاطفي و جسارت در روابط اجتماعي و نيز علاقه به تحصيل و مدرسه در فرد كه به صورت سازگاري عاطفي، سازگاري اجتماعي و سازگاري آموزشي نيز بيان شده است (سينها وسينگ، ترجمه كرمي، 1377) منظور از سازگاري اجتماعي داشتن رابطه صحيح و مطلوب با ديگران و سازگاري شخص با محيط خود مي‌باشد كه با تغيير دادن خود و يا محيط به دست مي‌آيد (پورافكاري، 1373) و به مكانيسم‌هايي كه بوسيله آنها يك فرد ثبات عاطفي پيدا مي‌كند سازگاري عاطفي اطلاق مي‌گردد و سازگاري تحصيلي را به عنوان داشتن نگرشهاي مثبت نسبت به اهداف تحصيلي وضع شده، كامل كردن شروط تحصيلي و اعتقاد فرد به مؤثر بودن تلاش براي رسيدن به درجات علمي بالاتر تعريف كرده‌اند (پور دهقان اردكاني، 1383).
عوامل زيادي با سازگاري كه يك ضرورت حياتي براي انسان محسوب مي‌شود در ارتباطند كه مهمترين آنها «نحوة برقرار كردن ارتباط و تعامل با ديگران»  مي‌باشد. به عبارت ديگر، ارتباط و تعامل ناموفق باعث بوجود آمدن ناسازگاري در فرد خصوصاً در نوجوانان و جوانان كه داشتن تعاملات اجتماعي به ارتباط با ديگران بويژه همسالان نقش مهمي در سلامت رواني آنها دارد، مي‌شود (احمدي، 1375).
از ديدگاه روانشناسي ارتباطات، كوچكترين واحد ارتباطي در اجتماع رابطه بين دو شخصيت است. برن ، معتقد است كه شخصيت هر انساني از سه بخش كه در ارتباط با يكديگر هستند تشكيل مي‌شود. كودك،‌ والد و بالغ.بنابراين وقتي انسان مي‌خواهد در جامعه سازگار باشد، بايد ابتدا خصوصيات شخصيتي سه‌بعدي خود را بشناسد و سپس وارد اجتماع شود. آنگاه خصوصيات سه‌بعدي طرف مقابل را نيز به طور نسبي بشناسد تا بهتر بتواند با او ارتباط برقرار كند. چه اگر ندانيم چگونه و با كدام بعد و در چه موقعيتي رابطه انساني برقرار كنيم ، دچار شكست در تعامل اجتماعي شده و حالت سرخوردگي و ناكامي پيدا مي‌كنيم و در نهايت با محيط انساني خود ناسازگار مي‌شويم (شفيع‌آبادي و ناصري، 1380).
در همين رابطه در پژوهشي حاجي نصير (1384) با عنوان «تأثير مشاوره گروهي با رويكرد تحليل رفتار متقابل برخود پنداره  و منبع كنترل  دانشجويان دختر دانشگاههاي تهران به اين نتيجه دست يافت كه مشاورة گروهي با رويكرد تحليل رفتار متقابل با اطمينان 99% بر تغيير خود پنداره و منبع كنترل دانشجويان مؤثر بوده است.
با توجه به تحقيقات صورت گرفته اينكه نظرية تحليل رفتار متقابل نظريه قابل فهم و پيشرفته روانشناسي دربارة تفكرات،  احساسات و ارتباطات افراد است و درك آن براي سنين نوجواني راحت‌تر است و از طرفي رويكردي است كه مفاهيم و متون آن براي گروههاي درماني طراحي شده (كرسني ، به نقل از شفيع‌آبادي، 1380) و نوجوانان گرايش شديدي به شركت در گروه دارند، در اين پژوهش سعي شده است كه تأثير مشاوره گروهي با رويكرد تحليل رفتار متقابل بر سازگاري اجتماعي، عاطفي و آموزشي دانش‌آموزان سنجيده و مورد بررسي قرار گيرد.

اهميت و ضرورت پژوهش
انسان احتياجاتي دارد و همه روزه اكثر اوقات خود را صرف برطرف كردن آن احتياجات مي‌نمايد. بطور مثال هنگام گرسنگي تعادل بين نيازهاي بدني و انرژي موجود به هم مي‌خورد و تلاش انسان براي برقرار كردن تعادل از دست رفته باعث جريان زندگي روزمره مي‌شود.
به همين مناسبت زندگي را مي‌توان عبارت از سلسله جرياناتي دانست كه در طي آنها تعادل انسان به هم خورده و سپس برقرار مي‌گردد. اين جريانات را كه با بوجود آمدن احتياجي شروع شده و انسان پس از انجام فعاليت‌هايي به برطرف كردن آنها اقدام مي‌كند، سازگاري مي‌نامند. البته نيازهاي انسان در همه موارد، به آساني برطرف نمي‌گردد و در اكثر مواقع بايد انسان نحوة‌ فعاليت‌هاي خود را تغيير دهد تا بتواند خود را با محيط تطبيق دهد، جريان سازگاري نيز كاملاً شبيه جريان فوق است و هركس احتياجاتي را كه دارد بايد برطرف نمايد تا تعادل رواني و جسماني برقرار شود(شافر ، ترجمه پور مقدس، 1367).
سازگاري براي انسان يك ضرورت بسيار مهم و حياتي به شمار مي‌رود. گاهي اين ويژگي تحت تأثير فشارهاي رواني منجر به ناسازگاري مي‌شود و در واقع با اجراي پژوهش علمي است كه نشان مي دهد چه عواملي در سازگاري و افزايش آن مؤثرند و چه عواملي باعث ناسازگاري مي‌شوند.
برخی ویژگی های روانی هستند که اگر در نوجوان ویا جوان ظهور نماید باعث به هم خوردن سازمان روانی وی شده و در صورت وجود شرایط دیگر رفتار ناسازگار را در او شعله ور می کند. عوامل تقویت کننده در کلاس از جمله تشویق و تحریک دانش آموزان دیگر و عدم درک صحیح وی توسط معلمین و مسئولین مدرسه باعث تقویت ناسازگاری می شود . بیشتر از نیمی از نوجوانان واقع در سنین بلوغ ودر حال تحصیل به خاطر وجود عواملی نظیر افت تحصیلی  ، احساس حقارت  ، احساس گناه  ، نگرانی  ، خصومت  وپرخاشگری  و ارتباط ناموفق با دیگران دچار ناسازگاری در مدرسه و محیط خانواده می گردند ( احمدی ، 1375 ) با توجه به اهمیت موضوع در این پژوهش سعی بر آن است که با تحقیق علمی تاثیر مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر سازگاری نوجوانان مورد برسی قرار گیرد .

اهداف پژوهش
هدف اصلي
هدف اصلي اين پژوهش «تعيين ميزان تأثير مشاوره گروهي با رويكرد تحليل رفتار متقابل بر سازگاري دانش‌آموزان دختر شهرستان رباط‌كريم در سال تحصيلي 86-85 است.


اهداف فرعي
1-    تعيين ميزان تأثير مشاوره گروهي با روش تحليل رفتار متقابل بر افزايش سازگاري عاطفي دانش‌آموزان.
2-    تعيين ميزان تأثير مشاوره گروهي با روش تحليل رفتار متقابل بر افزايش سازگاري اجتماعي دانش‌آموزان.
3-    تعيين ميزان تأثير مشاوره گروهي با روش تحليل رفتار متقابل بر افزايش سازگاري آموزشي دانش‌آموزان.
4-    تعيين تفاوت سازگاري دانش‌آموزان پايه‌هاي مختلف تحصيلي.
فرضيه هاي پژوهش
فرضيه اصلي
مشاوره گروهي با رويكرد تحليل رفتار متقابل بر سازگاري كل دانش‌آموزان دختر دبيرستاني تأثير معنادار دارد.
فرضيه‌هاي فرعي
1-    مشاوره گروهي با رويكرد تحليل رفتار متقابل بر سازگاري عاطفي دانش‌آموزان دختر دبيرستاني تأثير معنادار دارد.
2-    مشاوره گروهي با رويكرد تحليل رفتار متقابل بر سازگاري اجتماعي دانش‌آموزان دختر دبيرستاني تأثير معنادار دارد.
3-    مشاوره گروهي با رويكرد تحليل رفتار متقابل بر سازگاري آموزشي دانش‌آموزان دختر دبيرستاني تأثير معنادار دارد.
4-    بين ميزان سازگاري دانش آموزان پايه‌هاي مختلف آموزشي تفاوت معنادار وجود دارد.

متغيرهاي پژوهشي
در اين پژوهش منظور از متغير مستقل «مشاوره گروهي با رويكرد تحليل رفتار متقابل» است و منظور از متغير وابسته «سازگاري كل، اجتماعي، عاطفي و آموزشي» است. سن و جنسيت نيز به عنوان متغيرهاي تعديل كننده در نظر گرفته شده است.

تعريف متغيرها
تعريف نظري مشاوره گروهي با رويكرد تحليل رفتار متقابل
مشاوره گروهي رشد كانال ارتباطي ميان فردي است. يك كانال ارتباطي هست كه در آن جو و محيط مناسبي براي فرايند ياورانه ايجاد مي‌شود.
TA  براي گروه‌ها يك رويكرد عالي و مناسب مي‌باشد. برن معتقد است كه درمان گروهي اطلاعات بيشتر و سريعتري را درباره برنامه‌هاي شخصي زندگي فرد در  مقايسه با درمان‌هاي فردي ارائه مي‌دهد.
گروه درماني با رويكرد تحليل رفتار متقابل در يك بافت گروهي كه در آن افراد مي‌توانند طرح و برنامه زندگي خود را كه از خاطرات اوليه‌شان نشأت گرفته، در تعامل با يكديگر تجربه كنند، بهترين انتخاب درماني براي گروه هست (گولدينگ ، 1987). راه‌هاي زيادي براي خودشناسي از طريق تحليل تبادل درون گروهي وجود دارد، چنانچه در كاركرد گروه‌هاي گشتالتي در اينجا و اكنون مشاهده مي‌شود.
گروه‌هاي TA مسائل گذشته را به زمان حال مي‌آورند و اعضاء گروه با معرفي اعضاء خانواده خود در گذشته و حال اين فرايند را تسهيل مي‌كنند. در نتيجه تعامل‌هاي درون گروهي اعضاء فرصت‌هاي بسياري خواهند داشت تا تصميمات گذشته خود را مرور كنند و به چالش بكشند و تصميمات جديد را به تجربه بگذارند.
به نظر گولدينگ يكي از استدلالات قوي در TA آن است كه گروه تجربه زنده‌اي را فراهم مي‌كند كه اعضاء آن را با خود به خانواده، دوستان و جامعه‌اي كه در آن زندگي مي‌كنند انتقال دهند (كري ،   ).

تعريف عملياتي:
در پژوهش حاضر منظور اجراي اصول تحليل رفتار متقابل در قالب 10 جلسه يك ساعت ونيم هفتگي كه به صورت جلسات مشاوره گروهي آموزش داده مي‌شود كه اصول اساسي آن عبارتند از آشنایی با نظریه و آموزش (من کودکی ) و (من والدین ) و (من بالغ ) و کارکردها و نحوه  برخورد با آنها  و حالتهای آسیب زا از قبیل طرد  و آلودگی  و همچنین مجری گری حالتهای من و وضعیت های زندگی و روابط مکمل و متقاطع و روابط سالم انسانی آموزش داده مي‌شود. اين نظريه براي به كارگيري در مشاوره گروهي و گروه درماني  رويكردي عالي و مناسب است (كري،       ).

سازگاري
تعریف نظری :
سازگاري از نظر سينها و سينگ عبارت است از ثبات عاطفي و جسارت در روابط اجتماعي و نيز علاقه به تحصيل و مدرسه در فرد، كه به صورت سازگاري عاطفي، سازگاري اجتماعي و سازگاري آموزشي ديده مي‌شود. همچنين سينها و سينگ (1993) سازگاري تحصيلي يا آموزشي را به عنوان داشتن نگرش‌هاي مثبت نسبت به اهداف تحصيلي وضع شده، مؤثر بودن تلاش براي رسيدن به اهداف تحصيلي و نگرش مثبت به محيط تحصيلي تعريف كرده‌اند و سازگاري اجتماعي را به صورت مكانيسم‌هايي كه با آنها يك فرد توانايي تعلق به گروه را پيدا مي‌كند و سازگاري عاطفي را مكانيسم كه بوسيله آنها يك فرد ثبات عاطفي پيدا مي‌كند، بيان نموده‌اند (سينها و سينگ، 1993؛ ترجمه كرمي، 1377).

تعریف عملیاتي :
در این پژوهش سازگاری نمره ای است که فرد از طریق پرسشنامه سازگاری ( برای دانش آموزان دبیرستان ) اثر سینها و سينگ ( 1993 ) بدست می آورد این پرسشنامه شامل 60 سوال است که ارزش هر سوال بین صفر و یک است و نمره صفر نشان دهنده سازگاری خیلی خوب و نمره 60 نشان دهنده سازگاری خیلی ضعیف می باشد . این پرسشنامه درصدد آن است تا دانش آموزان دبیرستانی با سازگاری خوب را از دانش آموزان با سازگاری ضعیف در سه حوزه سازگاری عاطفی ، اجتماعی و آموزشی جدا سازد . در این آزمون دانش آموزاني نمره 30 و بالاتر کسب میکنند بعنوان ناسازگار تلقی می گردند .

مقدمه
در اين فصل ابتدا مواضع نظريه پردازان در رابطه با موضوع مورد پژوهش (مشاورة‌گروهي با رويكرد تحليل رفتار متقابل و سازگاري اجتماعي، عاطفي و آموزشي) مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد و سپس تحقيقات عملي انجام شده در ارتباط با موضوعات مورد نظر، بيان مي‌گردد.

الف) زمينه نظري پژوهش
سازگاري
1- تعريف سازگاري
واژه سازگاري در لغت‌نامه دهخدا به معناي موفقيت در كار، حسن سلوك و  .. به كار رفته است. مفهوم سازگاري از واژة انطباق در زيست‌شناسي گرفته شده است كه يكي از پايه‌هاي نظريه تكامل داروين  (1895) است و به ساختارهاي بيولوژيكي و فرايندهايي كه زنده ماندن انواع موجودات را تسهيل مي‌كند، اشاره دارد. (به نقل از لازاروس ، 1974).
بنابه تعريف، سازگاري يك ساختار فيزيولوژيكي يا كالبد شناختي، يك فرايند زيست‌شناختي، يا يك الگوي رفتاري است كه در طول تاريخ به بقا و توليد مثل كمك كرده است (ويلسون ، 1975) سازگاري از راه انتخاب طبيعي به وجود مي‌آيد و بايد قابل انتقال از راه توارث باشد (هرگنهان و السون ، ترجمه سيف، 1383).
سازگاري در قاموس روان‌شناسي عبارت است از رابطه‌اي كه هر ارگانيسم با توجه به  شرايط پيرامون محيطش، با محيط برقرار مي‌كند. اين اصطلاح معمولاً به سازگاري روان‌شناختي يا اجتماعي اشاره دارد و با اشاره به معناي ضمني مثبت آن وقتي به كار گرفته مي‌شود كه فرد در يك فرايند مستمر و پرمايه براي ابراز استعدادهاي خود و واكنش نسبت به محيط و در عين حال در جهت تغيير آن به گونه‌اي مؤثر و سالم، درگير است (ربر ، 1995، به نقل از فرقداني، 1383).
مك دانلد(1985) مي‌گويد:‌ «وقتي مي ‌گوئيم فردي سازگار است كه پاسخهايي كه او را به تعامل با محيطش قادر مي‌كند، آموخته باشد و به طريق قابل قبول اعضاي جامعه خود رفتار كند تا نيازهاي او ارضا شوند. يك فرد در يك موقعيت اجتماعي خاص مي‌تواند خود را به راههاي گوناگون با آن موقعيت تطبيق دهد يا سازگار كند»( فنوني، 1380).
سازگاري فرايندي است در حال رشد شامل توازن بين آنچه افراد مي‌خواهند و آنچه جامعه‌شان مي‌پذيرد. يا به عبارت ديگر سازگاري يك فرايند دو سويه است. از يك طرف فرد به صورت مؤثر با اجتماع تماس برقرار مي‌كند و از طرف ديگر اجتماع نيز ابزارهايي را تدارك مي‌بيند كه فرد از طريق آنها توانايي‌هاي بالقوه خويش را واقعيت مي‌بخشد (نيوكا و كپل ، 1991، به نقل از فرقداني، 1383).
سازگاري به فرايندهاي روان‌شناسي كه مردم را با تغييرات روزمره هماهنگ مي‌كند، اشاره دارد و آنها را مورد بررسي قرار مي‌دهد (وايتن و ليوييد، 1997 به نقل از شهسواري، 1382). سينهاوسينگ در سال 1993 از سازگاري تعريفي ارائه كرده‌اند: سازگاري عبارت است از ثبات عاطفي و جسارت در روابط اجتماعي و نيز علاقه به تحصيل و مدرسه در فرد، كه به صورت سازگاري عاطفي، سازگاري اجتماعي و سازگاري آموزشي ديده مي‌شود (سينهاوسينگ، 1993، ترجمه كرمي ، 1377).

2- عوامل مؤثر بر سازگاري
سه كانون اصلي سازگاري، خانواده، مدرسه، و دوستان است.

 
الف) خانواده
خانواده به ويژه مادر نخستين و مهمترين نقش را در رشد شخصيت، فرايند اجتماعي شدن و سازگاري فرد بر عهده دارد، زيرا محيط خانواده، نخستين محيطي است كه در آن كودك،‌از كيفيت تعاملات انساني آگاهي مي‌يابد. پژوهش‌هاي انجام شده نشان مي‌دهد كه عوامل و روابط خانوادگي از جمله ارتباطات عاطفي درون خانواده بر رشد شخصيت و سازگاري فرد تأثيري بسيار مهم و حياتي دارد (هك ، 2000؛ به نقل از درويزه، 1383).
همچنين پژوهشگران دريافته‌اند كودكاني كه در ساختارهاي خانوادگي غير سنتي زندگي مي‌كنند، سازگاري ضعيفي را به صورت رفتارهايي مانند پرخاشگري و رفتارهاي ضد اجتماعي، مشكلات ارتباطي، ميزان بالاي ترك تحصيل، مصرف مواد مخدر و الكل –  نشان مي‌دهند. مشابه همين نتايج در بررسي بر كودكان طلاق و فرزند خوانده‌ها و نيز كودكاني كه با يكي از والدين زندگي مي‌كنند، به دست آمده است. (البجيور  و همكاران، 2004).
با رضایت زناشويي برخورد و درگيري بسيار بالاي والدين دانش‌آموز و ارتباط و دلبستگي ضعيف بين دانش‌آموز و پدر و مادرش مي‌تواند بر سازگاري تحصيلي و شخصي و نيز سلامت روان‌شناختي او تأثير منفي داشته باشد (گردس ، 1994؛ به نقل از عيديان، 1385)
به طور كلي‌گويي محيط خانواده مهمترين عامل سازگاري كودك است. عواقب ناشي از تربيت توأم با خشونت و سردي در همان سالهاي اوليه زندگي ظاهر مي‌شود و دوران مدرسه و حتي نوجواني و بزرگسالي را تحت تأثير قرار مي‌دهد(كديور، 1382).

 

.

انجام پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

سفارش پایان نامه