انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

مشاور پایان نامه|پایان نامه درباره معجزه (اعجاز)
 
مقدمه
هر علمي براي اينكه خوب توضيح و تفسير شود و نكات ناشناخته آن روشن شود ، احتياج به مقدمات و لوازمي دارد .
قرآن نيز همانند يك اقيانوس بي كران ، ژرف و مواج است كه پر از حقايق كشف نشده و دره هاي كمياب است . براي رسيدن به اين حقايق و تفسير آنها احتياج به لوازم و مقدماتي است كه اين مقدمات در علم قرآن ، علوم قرآني ناميده مي شدند .
يكي از موضوعاتي كه در زمينه علوم قرآني بسيار مؤثر مي باشد ، بررسي موضوع نبوت و رسالت انبياء است ، كه به نظر محقق بررسي و تطبيق اين موضوع در كتابهاي مختلف مي تواند زمينه را براي درك مفاهيم و علومي مانند اعجاز و معجزات انبياء كه از قرآن كريم ، استخراج    نموده اند را فراهم آورد .
براي درك اين علوم ناچار بايد به كتابهاي علوم قرآني مراجعه كرد ، در اين ميان برخي از كتب علوم قرآني از آوازه و شهرت بيشتري برخوردار مي باشند و بيشتر مورد استفاده ي دانش پژوهان قرار مي گيرند ، از بين اين كتابها مي توان ، به كتاب معجزه ي دكتر شفاهي و تاريخ انبياء ( از آدم تا  خاتم ) جناب عمار زاده اشاره كرد .
 
کلــیات
اهميت موضوع :
چنانكه ذكر خواهد شد مسئله  اصلي و مهمي كه در انجام اين تحقيق مورد بررسي است چيزي نيست جز آشنايي بيشتر با مسئله ي نبوت و رسالت و همچنين بررسي موردي معجزات انبياء . اهميت اين مسائل مي تواند شبهاتي را كه در مورد اعجاز قرآن و معجزات انبياء در ذهن اقوام گذشته بود روشن سازد .
 پيشينه ي موضوع : مباحثي هم چون ، معجزات انبياء و اعجاز قرآن را در بر گرفته و سهل شدن راه درك و فهم و شناخت آنها را بيان نموده كه مي تواند مورد توجه علاقه مندان علوم قرآني قرار    گيرد .
سؤالات تحقيق :
سؤال اصلي : انبياء به چه شيوه هايي تمسك جسته اند ؟
سؤالات فرعي : معجزات انبياء بيشتر در چه زمينه اي بوده است ؟
2 -  چه موقع پيامبران از معجزه استفاده مي كردند ؟
3 -  معجزه تا چه حد در ايمان آوردن مردم مؤثر بود ؟
فرضيه : معجزه سلاح تدافعي انبياست .
تعريف موضوع : مباحث اصلي اين موضوع بررسي موردي معجزات انبياء و تأثير معجزه بروي افكار بشر در زمانهاي مختلف بوده كه بنده آنها را از كتابهاي مختلف مورد بررسي قرار دادم .
روش تحقيق : از آنجا كه اين تحقيق در نظر دارد به بررسي موضوعاتي از قبيل ، معجزات انبياء و تأثير معجزه و … بپردازد ، روش تحقيق بنده به صورت مطالعه ي كتابخانه اي بوده و با استفاده از فيش برداري ، از كتب كتابخانه تهيه شده سپس اين مطالب در متن اصلي تحقيق مورد بررسي قرار گرفته است .


















چكيده :
يكي از موضوعات مهمي كه در زمينه ي علوم قرآني مورد بحث قرار گرفته است فعاليت و بررسي در زمينه ي آشنايي با معجزات پيامبران را اعجاز قرآن مي باشد .
تحقيق بنده شامل چهارفصل مي باشد كه در فصل اول ، بحث لغوي و اصطلاحي و گفتار علماي غرب راجع به معجزه – اعجاز و ماهيت آن ، معجزه چيست و چگونه ممكن است ؟ شرايط معجزه … را از منابعي از جمله : مرزهاي اعجاز سيد ابوالقاسم خويي ، معجزه ي دكتر محسن شفاهي ، اعجاز قرآن در نظر اهل بيت (ع) دكتر سيد رضا مؤدب مورد بررسي قرار    داده ام .
در فصل دوم نيز معجزات نه گانه حضرت موسي (ع) از جمله : عصا، يد بيضا ، شكا فتن دريا و … را از طريق آيات قرآن ، تفاسير و كتب مختلف ، از جمله : قاوس قرآن علي اكبر قرشي ، تاريخ انبياء  ( از آدم تا خاتم ) مرحوم حسين عمارزاده و همينطور تفسير نمونه ، الميزان - مجمع البيان – جامع البيان و تفسير نور – و همچنين تأثير معجزات حضرت موسي (ع) را بر روي قوم بني اسرائيل مورد بحث و بررسي قرار داده ام .
در فصل سوم ابتدا به نبوت حضرت عيسي (ع) اشاره شده و بعد انواع معجزات آن حضرت را از طريق آيات قرآن ، تفاسير و كتب مختلف از جمله تفسير الميزان ، نمونه ، مجمع البيان و همچنين كتاب مسيحيت شناسي مقايسه اي ، و عيسي (ع) از ديدگاه قرآن مورد بررسي قرار داده ايم . فصل چهارم نيز مشتمل بر انواع معجزات پيامبر (ص) از جمله : قرآن ، شق القمر ، حركت درخت ، حنانه و ...  مي باشد كه آنها را نيز از تفاسير و كتب مختلف مورد بحث و بررسي قرار داده ايم . پايان اين پروژه نتيجه مباحث گذشته است كه شامل آثار معجزه انبياء ، اهداف معجزه (اصول اعتقادي ) مي باشد .


فصل اول
1- بحث لغوی اعجاز
2- معجزه در لغت
3- ماهیت معجزه



1-  معجزه چيست ؟
بعضي مي پندارند معجزه مسئله اي نيست ، بلكه مسئله مهم قبول و يا عدم قبول خداوند است . يعني مي گويند ما اگر خدا را قبول كرديم ديگر راجع به معجزه بحثي نداريم ، زيرا خداي مورد قبول ما قادر مطلق است و به حكم « ان الله علي كل شي ء قدير » او قدرت دارد مرده را زنده كند و از چوبي اژدها بسازد و رسول الله (ص) را در ظرف لحظه اي از مسجد الحرام به مسجد الاقصي ببرد و بلكه به همه آسمانها سير دهد ولي برخلاف اين پندار مسئله بر اين سادگي ها نيست كه اگر خدا را قبول كرديم مشكلات همه حل شده باشد .
توضيح اينكه : 1-  بعضي ممكن است معجزه را اينطور تعريف كنند كه : معجزه يعني آنچه كه بدون علت روي مي دهد ولي اين تعريف بسيار نادرست است و شايد مادي مسلكان و آنان كه            مي خواهند معجزه را نفي كنند اين نغمه را آغاز كرده اند وسپس كم و بيش به سرزبانها ا فتاده   است . زيرا كساني طرفدار معجزه هستند مي خواهند آن را دليل بر چيزي بدانند و حال اينكه اگر معجزه بدون علت رخ داده باشد ؛ دليل بر هيچ امري نخواهد بود !!
حال اگر به فرض محال يك چيزي بدون علت پيدا شود ديگر هيچ چيز را در عالم نمي شود اثبات  كرد ، نه اصلي از اصول علمي و طبيعي برجاي مي ماند و نه از اصول فلسفي و كلامي ، و حتي  اثبات خدا هم متزلزل مي گردد . چرا ؟ زيرا ما خدا را به دليل اينكه علت عالم است   مي شناسيم و اگر فرض كنيم كه در هستي نظامي وجود ندارد بلكه ممكن است چيزي بدون علت پديد آيد ، اين احتمال را كه عالم بدون علت پديد آمده است نمي توانيم رد كنيم . پس اين تعريف براي معجزه بسيار نادرست است .
2 - ممكن است گروهي ديگر بگويند معجزه پيدايش چيزي بدون علت نيست ، استثناء در قانون عليت نيست بلكه به اين معناست كه به جاي علت واقعي يك شيئي ، علت ديگري جانشين آن مي گردد ، و بالاخره معجزه يعني جانشين شدن علتي به جاي علت ديگر .
مثلاً علت واقعي و حقيقي پيدايش انسان آميزش دو انسان است حالا اگر اين علت حقيقي كنار رود و جايش را به علت ديگري بدهد و انساني از غير طريق آميزش دو انسان پديد آيد ، آن معجزه است .
3 - در مقابل اين دو تعريف ؛ تعريف سومي براي معجزه هست كه اشكالات عقلي فوق به هيچ وجه بر آن وارد نمي گردد. و آن اين است كه معجزه نه نفي قانون عليت است و نه نقض و استثناء آن ، بلكه خرق ناموس طبيعت است . فرق است ميان خرق قانون عليت و خوق ناموس طبيعت . معجزه نه آن است كه چيزي از غير راه علت اصلي پديد آمده باشد بلكه آنچه از غير مسير و جريان عادي و طبيعي بوجود آمده است ، معجزه نام دارد .
به بيان بهتر : معجزه خارج شدن امري است از جريان عادي به نحوي كه دخالت ماوراء الطبيعه در آن آشكار باشد . با اين بيان در پيدايش معجزه علتي به جاي علت ديگر نمي نشيند بلكه اين مطلب كه بين علت و معلول يك نوع رابطه حقيقي و تخلف ناپذير برقرار است پذيرفته شده ؛ ولي معجزه بدين گونه توجيه مي گردد كه : علل واقعي اشياء براي بشر كه      مي خواهد با علم و تجربه به آنها برسد همواره مجهول است و تنها خداوند آگاه بر علتهاي واقعي اشياء است و بشر بوسيله تجربه و آزمايش فقط به يك سلسله تقارنات و ارتباطات دسترسي پيدا مي كند و بيجا آن را رابطه عليت مي پندارد .
روي اين حساب معجزه امري است كه از غير مسير عادي كه بشر تنها مسير پيدايش آن امر پنداشته است پديد آيد .
2- آيا معجزه ممكن است ؟
جواب اين سؤال تا حدودي در بخش قبل روشن شد يعني اينكه معجزه ممكن است ، يا محال ، بستگي به تعريف معجزه دارد و اينكه ما آنرا چگونه توجيه نمائيم .
اگر بگوييم معجزه يعني آنچه كه بدون علت پديد مي آيد بديهي است كه محال است . و نيز اگر بگوييم معجزه نقض قانون عليت است يعني همانكه علتي به جاي علت حقيقي و واقعي امر بنشيند ، باز هم ممكن نيست اما اگر به معناي سوم گرفتيم يعني خارج شدن طبيعت از جريان عادي   خودش ، در اين صورت معجزه ممكن است نه محال و در اينجا ما ناچاريم توضيح بيشتري بدهيم .
« هگل » فيلسوف معروف اروپايي كلامي دارد كه براساس آن در فلسفه خود مسائل زيادي بنيان است . او مي گويد : يك سلسله مسائل است كه از ضرورت هاي عقل محسوب گرديده و اجازه خلاف آنرا هيچ گاه نمي دهد يعني اصلاً خلاف آن امكان ندارد .
مثل قضايايي كه در رياضيات به كار مي رود و او نامش را « قضاياي تحليلي » مي گذارد . شما در رياضي مي گوئيد مجموع زواياي يك مثلث 180 درجه است و يا مساوي با دو زاويه قائمه است . اين حكم ضرورت عقل است ؛ يعني اگر عقل مثلث را درك بكند كه مثلث يعني چه ؟ بلافاصله حكم مي كند كه ضرورت ايجاب مي كند و غير آن محال است كه بايد مجموع زواياي مثلث 180 درجه باشد و حتي نيم درجه كم و زياد نمي تواند باشد .
ولي يك سلسله مسائلي داريم كه مسائل تجربي است ، يعني آنهايي كه ما عقلاً هيچ گونه ضرورتي در آن درك نكرده ايم بلكه به حكم آنكه دريافته ايم مي گوييم آنطور است . مثالي كه هگل براي اين نوع مسائل ذكر مي كند اين است كه : ما تا به حال هرچه در عالم تجربه كرده ايم اينطور يافته ايم كه آب در اثر حرارت صد درجه مثلاً بخار مي شود ، اسم آنرا مي گذاريم « عليت » و مي گوييم حرارت علت بخار شدن آب است و يا اگر آب را مي بينيم در سرماي زير صفر منجمد مي گردد سرما علت انجماد است .
ولي مي گويد .براي عقل انساني هيچ كدام ضرورت ندارد ، ما چون اينطور ديده ايم اينگونه حكم كرده ايم . در حالي كه اگر از اول كه متولد شده بوديم خلافش را مشا هده كرده بوديم ، يعني حرارت را موجب انجماد و سرما را با عث بخار شدن آب مي يافتيم ، از نظر عقل ما هيچ تفاوتي نمي كرد ، يعني انجماد در اثر برودت و تبخير در اثر حرارت را ضرورت عقلي ايجاب    نمي كند ، بلكه صر فا يك قضيه وجوديه است .
در عالم تا به حال اينطور بوده بدون آنكه خلاف آنهم ضرورت داشته باشد . اين كلام تا اينجا كلام بسيار درستي است و حتي امثال بو علي هم كه گويا به همين مطلب پي برده بودند در كلما تشان مطرح شده كه براي همه كه هميشه بر تجربه استوار است و تجربه هم ضرورت بدست نمي دهد چه فكري بايد كرد ؟ با توجه به اين نكته علوم و قوانين طبيعي چه نمره ي اعتباري مي تواند داشته باشد ؟ آيا مي توان قوانين تجربي را تحت ضابطه عليت فلسفي در آورد ؟
در اين زمينه مي گويند در مواري كه تجربه را بطه اي را نشان مي دهد مثل اينكه حرارت موجب تبخير و برودت انجماد مي آورد . در اينگونه موارد در واقع يك عليتي وجود دارد و بدون عليت   نمي تواند باشد و آن علت واقعي محال است جاي خود را به ديگري بدهد .
ولي اينكه آن علت همين باشد كه ما آن با حواس خودمان بوسيله تجربه و آزمايش كشف    كرده ايم مشكوك است . و لذا علوم تجربي روز بروز تغيير مي كند . يك قانونش نسخ مي شود و قانون ديگري جا يگزين قانون قبلي مي گردد .
مثلا يك روز وقتي مي ديدند سنگ را كه از بالا رها مي كنيم به زمين مي افتد ، مي گفتند كشش در خود سنگ وجود دارد كه مايل است خود را به مركز زمين بر ساند . و اين حكمي كه بر اثر تجربيات مكرر همه بر آن متفق بو دند ولي پس از آمدن نيوتن مطلب عوض شد و گفتند :   خير ، اين سنگ نيست كه ميل به پايين آمدن دارد بلكه جاذبه در زمين است كه سنگ را       مي كشد .
3 - آيا معجزه واقع شده است ؟
پاسخ اين سؤال بسيار سهل و ساده است زيرا وقتي معلوم شد كه معجزه خرق قانون عليت نيست ؛ كارهاي خلاف جريان طبيعي و عادي بسيار در جهان اتفاق افتاده و مي افتد . از بوعلي نقل مي كند كه گفته است ؛ اگر شنيدي كه فردي عارف يك ماه چيزي نخورده و نمرده است ؛ تعجب نكن زيرا اين عمل بر خلاف قانون طبيعت است نه بر خلاف قانون كلي هستي .
زيرا اينكه افرادي معمولي اگر مثلاً چهل و هشت ساعت غذا نخورند مي ميرند به خاطر آنست كه بدن آنها از نظر جريان معمولي به غذا نيازمند است كه در ظرف اين مدت غذا به آن برسد . ولي يك انسان مي تواند با تقويت اراده ، بدن خويش را به گونه اي مسخر كند كه حتي حركت قلبش در اختيار او باشد ، جريان تنفس با اراده و اختيار او انجام گيرد .
نمونه اين افراد در ميان مرتاض ها بسيار ديده شده است مرتاضهايي كه مي توانستند براي مدتهاي طولاني تنفس خود را كنترل كنند و نفس نكشند در حاليكه افراد معمولي يك دقيقه هم شايد نتوانند . اين نتيجه تقويت روح است ، يعني روح بطوري تقويت شده كه بر بدن حاكم گرديده است .
نقل مي كنند سالي كه سران شوروي به هندوستان رفته بودند مشاهده ي اين موضوع آنان را حيرت انداخته بود و آن چنان براي آنان شگفت انگيز بود كه وقتي برگشتند گفتند بايستي اين گونه اعمال در دانشكده ها مورد مطالعه قرار گيرد ، گويا اين هم خودش علمي است !
آنان ديده بودند كه مردمي در تابوتي دربسته قرار گرفته و در قبري مدفون گشته بود بدون آنكه منفذي براي تنفس او قرار دهند پس از مدتي كه او را بيرون آوردند شروع به تنفس كرد ، و چنان پيدا بودكه پس از قرارگرفتن در زير خاك به اختيار خويش تنفس خود را متوقف ساخته و اينك آغاز نموده است .
در هر حال وقوع اينگونه اعمال نمونه هاي زيادي دارد و تقويت اراده بوسيله تمرين اگرچه تمرينهاي غير شرعي باشد توجيه كننده تمام اعمال مزبور است . بنابراين معجره كه گفتيم كاري است كه تنها برخلاف نواميس طبيعت انجام مي گيرد ، با توجه به اينكه پيامبران با عنايت پروردگار نمونه كامل انسانها بوده و قويترين روحها و محكم ترين اراده ها در آنها يافت       مي گردد وقوعش بسيار سهل و آسان توجيه خواهد شد .
4- معجزه چگونه دلالت بر صدق ادعاي آورنده آن دارد ؟
منطقين مي گويند ما سه گونه دلالت داريم 1 – دلالت قراردادي 2 – دلالت طبيعي 3 – دلالت عقلي . دلالت قراردادي يعني آنكه چيزي را نشانه چيزي قرار بدهند به طوري كه اگر قرارداد خلافش مي بود برخلاف دلالت مي كرد .
مثل دلالت الفاظ بر معاني « نان » بحسب قرارداد اين موجود خوردني است و آب اسم آن آشاميدني در حاليكه اگر عكس قرار داده بودند يعني آب را به جاي نان و نان را به جاي آب وضع نموده بودند همانطور دلالت مي كرد و هيچ اشكالي بوجود نمي آمد يعني بين لفظ آب و آن مايع و بين نان و آن ماده خوردني هيچ رابطه ي ذاتي نيست .
و نيز مثل دلالت علائم راهنمايي ؛ مثلاً دلالت فلش  سبز بر عبور آزاد يك دلالت قراردادي است و اگر آنرا دلالت  ايست نهاده بودند همانطور دلالت مي كرد .
آيا دلالت معجزه بر صدق نبوت بدينگونه است ؟ يعني خدا با مردم قبلاً قراردادي بسته است كه هر وقت اين اعمال را از كسي ديدند بدانند او از طرف من آمده است و هرچه مي گويند راست است ؟ اينطور است ، زيرا خداوند هرچه بخواهد به مردم برساند از طريق انبياء مي رساند و ما اينك در مقام اثبات خود انبياء هستيم .
دلالت طبيعي : يعني دلالت تجربي مثل دلالت سرفه در درد سينه و يا حركت سريع نبض بر تب . اينها علائم طبيعي و تجربي است يعني علائمي است كه در اثر تجربه بدست آمده است . دلالت معجزه از اين نوع مسلماً نيست چون جزء مسائل تجربي بشر نيست .
دلالت عقلي : يعني دلالتهاي استدلالي مثل دلالت معلول بر علت .
شرايط معجزه :
عمل خارق العاده را در صورتي معجزه مي نامند كه شرايط ذيل را دارا باشند :
1-  كسي كه از ناحيه خدا منصبي براي خود ادعا مي كند آن عمل را در مقام گواه بر صدق گفتار و ادعايش انجام دهد .
2-  مقامي كه اين شخص ادعا مي كند بايد از نظر عقل براي بشر امكان پذير باشد . و اگر مقامي را ادعا كند كه به گواه عقل كذب و دروغ وي در اين ادعا ثابت و مسلم گردد در اين صورت هر عملي براي اثبات گفتارش انجام دهد ، نه گواه بر صدق گفتار او خواهد بود و نه آن را مي توان معجزه ناميده گرچه ديگران از انجام چنين عملي عاجز و ناتوان باشند .
3 -  مقامي كه اين شخص ادعا مي كند بايد از نظر شرع نيز قابل قبول باشد . اگر مقامي را ادعا كند كه به نقل صحيح و مسلم مذهبي كذب وي در ادعاي چنين مقامي ثابت و مسلم گردد ، در اين صورت عمل خارق العاده اي كه انجام مي دهد دليل بر صدق ادعاي وي نبوده و معجزه نيز ناميده نمي شود .
4 -  شرط ديگر اعجاز اين است كه : عمل خارق العاده گواه بر صدق مدعي باشد نه گواه بر كذب او ، و اگر كسي منصبي از ناحيه خداوند ادعا كند و سپس عملي انجام دهد كه ديگران از انجام دادن آن عاجز و ناتوان باشند در صورتي كه اين شاهد و دليل بر كذب و دروغ وي گردد معجزه ناميده نمي شود .
5-  پنجمين شرط اعجاز اين است كه بايد به هيچ يك از علوم ، فنون و هنرهاي دقيق نظري متكي نبوده و قابل تعليم و تعلم نباشد . و اگر كسي عملي انجام دهد كه به يكي از علوم و فنون متكي گردد نتوان آنرا معجزه ناميد گرچه ديگران از انجام آن عاجز و ناتوان بوده و شرايط ديگر اعجاز را دارا باشد . 1
چگونه معجزه گواه بر صدق ادعاي پيامبران مي باشد ؟
اعجاز ، گواه بر صدق گفتار مدعي است :
پاسخ اين سؤال روشن است ؛ زيرا انجام عملي برخلاف قوانين طبيعي بدون عنايت و اذن پروردگار جهان ، امكان پذير نيست ، پس ناچار ، خداوند اين قدرت و توانايي را در اختيار او گذارده است اگر آورنده در ادعاي خويش دروغگو باشد توانا ساختن يك فرد دروغگو بر چنين كار ، موجب گمراه ساختن مردم و ترويج باطل است ، و چنين كاري بر خداوند محال مي باشد پس هرگاه معجزه اي را در دست مدعي ديديم بايد آنرا گواه بر راستگويي وي ، و كاشف از رضايت خدا نسبت به ادعاي او بدانيم. دلالت معجزه بر صدق گفتار مدعي نبوت مبني بر اين اساس است كه داوري عقل را در حسن و قبح امور بپذيريم اما فرقه  « اشاعره » كه اصل مزبور را انكار مي نمايند و عقل را از درك حسن و قبح امور عاجز و ناتوان مي دانند طبعاً باب لزوم تصديق پيامبران را به روي خود از نتايج غير صحيح انكار اين اصل است . زيرا معجزه در صورتي دليل بر صدق ادعاي آورنده آن مي شود كه داوري عقل را در اينجا قبيح است خداوند معجزه را در اختيار دروغگو بگذارد  بپذيريم ولي اگر فرض شود كه عقل از درك قبح اين مطلب عاجز و ناتوان است ديگر كسي نمي تواند راستگو را از دروغگو تشخيص     دهد .  
ابتدا دو بحث اعجاز و معجزه را از نظر لغوي با توجه به منابع و نظريه هاي مختلف مورد بررسي قرار مي دهيم :
اعجاز : اعجاز به قاعده لفظي مصدر باب افعال و مصدر مجرد آن عجز و عجزانا و مصدر ميمي آن معجز و ضد و بردباري است و مفرد آن عجز به معني ناتوان شدن از عمل و كردار و فكر و به معني بيچارگي نيز مي آيد اين فعل لازم است و چون به باب افعال برده شود متعدي خواهد شد .
و عرب مي گويد : « عجز فلان من العمل و لا يستطيعه » يعني از انجام عمل ناتوان شد و قادر به انجام آن نگرديد و اسم فاعل « عجز » در مذكر « عاجز » و در مؤنث « عاجزه » مي شود و جمع عاجز « عاجزون » و جمع الجمع آن « عواجز » است و عاجزه زن ناتوان و عجوز پيرزن سالمند از كار افتاده است .
اعجاز از نظر لغوي به چند معني آمده است :
الف : فوت و از دست رفتن .
ب : عاجز و ناتوان ساختن .
ج : عاجز و ناتوان يافتن .
معجزه از « اعجاز » ريشه گرفته و « اعجاز » در لغت به چند معني آمده است :
الف : از دست رفتن چيزي ، مثلاً گفته مي شود « اعجزه الامر الفلاني » يعني فلان چيز از دست در رفت .
ب : احساس عجز و ناتواني در ديگري ، مثلاً گفته مي شود « اعجزت زيداً » او را عاجز و ناتوان يافتم .
ج : ايجاد عجز و درماندگي در طرف مقابل ، و در اين صورت اعجاز به معناي « تعجيز » مي باشد ، مانند ( عجزت زيداً ) يعني او را عاجز و ناتوان نمودم .
اعجاز ، در لغت معاني مختلف و گوناگوني دارد مانند : از دست دادن چيزي ، احساس ناتواني در ديگري ناتوان ساختن مرادف مقابل ، طرف لفظ « تعجيز »
اعجاز در لغت به معناي « ناتوان ساختن » يا « اظهار ناتواني است »
اعجاز در لغت مصدر باب افعال از ريشه عجز است ، به معني ضعف و ناتواني ديگري را ثابت كردن و يا ديگري را به عجز واداشتن.
جناب سياح در ترجمه المنجد اعجاز را به معني ناتوان كردن و ناتوان ساختن بيان          فرموده اند .
عجز :
1 - عَجَز ، يَعْجِزُ ، عَجْزاً ، عَجزانا و مَعْجِزَه : ضعيف و ناتوان شدن ، درماندن ، سالخورد شدن  (زن) ، كاهلي كردن .
ابن فارس گفتند اين ماده داراي دو اصل صحيح است اول به معني ضعف و ديگر به معني آخر و دنباله چيزي .
2 – اَعْجز ، يَعجز ، اعجازا : عاجز و درمانده و ناتوان ساختن .
3 – مُعجز : ناتوان كننده ، درمانده سازنده .
4 : عجوز : سال خورده ، كلان سال ، پير فرتوت ، جمع آن عَجُز و عجائز .
5 – اعجاز ( جمع عَجُز ) : تنه ها ، و دنباله هاي چيزي .
عجز : ناتواني
عجز المطلق : ناتواني كامل
عَجَزَ و عَجَزَت : ناتوان شد .

معجزه در لغت :
قبل از تعريف لغوي معجزه بايد بدانيم معجزه در قرآن به چه معناست ؟ و چه چيز حقيقت آن را تفسير مي كند.
هيچ شبه اي نيست در اينكه قرآن دلالت دارد بر وجود آيتي كه معجزه باشد ، يعني خارق عادت باشد و دلالت كند به اينكه عاملي غيرطبيعي و از ماوراء طبيعت و بيرون از نشئه ي ماده در آن دست داشته باشد . البته معجزه به اين معنا را قرآن قبول دارد ، نه به معناي امري كه ضرورت عقل را باطل سازد .
معجزه از ماده « عجز » است . عجز يعني ناتواني و معجزه : يعني كاري كه ديگران در مقابل آن ناتوانند و كسي ديگر قادر به انجام آن نيست . گاهي به جاي معجزه كلمه « خرق عادت » استعمال مي شود ولي اين همان برداشتي است كه اشاعره از معناي معجزه داشتند و معناي خوبي هم نيست .
اصولاً در قرآن نه كلمه معجزه استعمال شده و نه خرق عادت و هر دو از اصطلاحات علماي اسلامي است.
معجزه در لغت ، از ريشه « عجز » كه به معني بن و پايان شي ء است .   همانطور كه به معني لغوي در قرآن آمده است : « انا ارسلنا عليهم ريحاً صرصراً في يوم نحس مستمر ، تنزع الناس كأنهم اعجاز نخلٍ منعقر . »
علامه طبرسي در ذيل آيه شريفه مي فرمايد : اسافل نخل ، يعني تنه و پايان درخت نخل ، انسان ناتوان نيز چون همواره در پايان و انتهاي قافله ، وامانده است ، او را عاجز ناميده اند . از اين رو از مفهوم عجز ، ضعف و ناتواني ، فهميده شده ، گرچه ضعف و ناتواني ، جز معني عجز نبوده است . بدين جهت اعجاز در لغت به معني به عجز درآوردن و ايجاد عجز و درماندگي در طرف مقابل نمودن است و معجزه ، آن فعلي است كه ديگران از آوردن آن عاجز و ناتوان هستند .
گفتار علماي غرب راجع به معجزه
معجزه كاري است كه از قدرت هر عامل آفريده شده بيرون است و بنابراين كار خداوند متعال   است . « سوث»
من معجزه را عمل محسوسي مي دانم كه چون از قوه فهم بيننده بيرون است ، و به اعتقاد او با قواعد استقرار يافته طبيعت مخالف است آن را كار خدا مي دانم . « لاك »
هر مؤمن معجزه اي از خداست . « بايلي »
دوره معجزه به پايان رسيده است ، و بنابراين بهتر است در انديشه ي آن باشيم كه چگونه چيزها به كمال مي رسد.    « شكسپير »
معجزه در اصطلاح :
هر پيامبري كه از جانب خدا مبعوث مي شود از قدرت و نيروي خارق العاده برخوردار است و با آن قدرت خارق العاده يك يا چند اثر مافوق قدرت بشر ابراز مي دارد كه نشان دهنده  بهره مندي او از آن نيروي خارق العاده الهي است و گواه راستين بودن او و آسماني بودن سخن او است .
قرآن كريم آثار خارق العاده اي را كه پيامبران به اذن خدا براي گواهي بر صدق گفتار خود ارائه   مي كرده اند« آيت » يعني نشانه و علامت نبوت مي خواند و متكلمين اسلامي از آن نظر كه اين علامتها عجز و ناتواني ساير افراد را آشكار مي سازد « معجزه » مي نامند . 1
معجزه : امري است خارق العاده كه از جانب خداوند و به دستور پيامبر (ص) صورت         مي پذيرد ، در حالي كه با ادعاي پيامبري و تحدي همراه است و با مدعاي پيامبر (ص) مطابقت دارد و قابل تعليم و تربيت نيست و ديگران ، از انجام آن ناتوانند . 2
معجزه : در اصطلاح مباحث كلامي و بويژه در بحث نبوت بدان معني است كه خداوند براي اثبات حقانيت و صدق دعوت و گفتار فرستادگان خوش ، آنان را از قدرتي برخوردار سازد تا بواسطه آن ، افعالي خارق عادت و خارج از مسير طبيعي انجام دهند كه ديگر مردم از انجام آنها عاجز و ناتوان باشند . 3
در تعريف معجزه گفته اند : امري است عقلاً ممكن و خارق العاده كه خداوند به هر يك از پيامبرانش كه بخواهد مي دهد تا با آن صدق و صحت رسالت خويش را به اثبات برساند و مردم مانند آن را نمي توانند بياورند  . 4
معجزه : عبارت است از 


انجام پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

سفارش پایان نامه