انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

سفارش پایان نامه|پایان نامه  رضی 
         

مقدمه:
موضوع: برای شناخت و شناساندن شخصیتهای برجسته علمی، یکی از بهترین روشها بررسی آثار مکتوب آنان است که بازتاب آرا و اندیشه ها و تجلیگاه علم و دانش آنهاست از آنجائیکه شناخت دقیق افکار و اندیشه های هر یک از بزرگان  می تواند چراغ روشنگری فراروی نسل جوان باشد ما را بر آن داشت تا برای تحقق این آرمان مقدس، دست به دامن آسمان پرستاره ی علم ادب ببریم تا چراغی برگیریم.
لذا در این کهکشان، ستاره ای را رصد کردیم که هرچند غبار غرض ورزی وجهل آمیخته با گذشت زمان، چهره ی عالمتاب او را تا حدودی پوشانده است و آنگونه که شایسته شخصیت او بوده برای جهان علم و ادب شناخته نشده است.
 وی شخصیت بی نظیری است که با داشتن مناصب فقاهت و زعامت و نقابت علویان و مناصب مختلف سیاسی، هیچگاه شیفته مظاهر و زخارف دنیوی نشد و لذا بواسطه ی اتصال به حقیقت هستی، اهل دل بود. عاطفه ی سرشار، روحیه ی حساس، وقریحه ی وقاد او باعث گردید که برای بیان حقایق و ثبت وقایع سلاح قدرتمند خود را بکار گیرد و در جهت تحقق اهداف و آرمانهایش گوش به ندای دل دهد که نتیجه آن اشعار نغز و دلنشین و سخنان زیبای اوست که دیوان شعری با چنین گلهایی فراهم آورد. با توجه به اینکه دیوان اشعار این نادره ی دوران بازتاب اندیشه های عمیق و آئینه ی تمام نمای سلوک عرفانی اوست ایجاب می کند که برای شناسایی اندیشمند فرزانه و شاعر گرانمایه، دیوان اشعار او را درکنار آثار گرانبها و ارزشمند فقهی و کلامی اش کاملاً مورد نقد و بررسی علمی و ادبی قرار گیرد.
 اهداف: لذا در این کار تحقیقی هدف ما بر آن بوده است که آرا  و اندیشه های یگانه ی دوران را از میان اثر ارزنده ی ادبی اش( دیوان اشعار) مورد ارزیابی و نقد بررسی قرار داد  تا از میان اشعار به بازخوانی نظریات و افکار عالمانه ی    « شاعر فقیه» بپردازیم. بنابراین در شناخت ابعاد شخصیتی این ادیب گرانقدر نیازمند آن هستیم که پاسخ های قانع کننده ای در قبال پرسش های زیر داشته باشیم:
1-    نحوه ی تجلی افکا رو اندیشه های رضی در دیوان چگونه بوده است؟
2-    تأثیر شریف رضی بر ادبای پس از خود و ادبیات عرب به چه میزان بوده است؟
3-    جلوه های انتساب به دودمان علوی و میزان تأثیر آن بر شخصیت وی چقدر می  باشد؟
4-    گردآورنده نهج البلاغه واقعاً کیست؟ و تأثیر آن بر ادبیات عرب چگونه و تا چه اندازه ای بوده است؟
فرضیه ها:
 با توجه به اینک رضی یک فقیه برجسته و آشنا به ظرایف علوم اسلامی است ولی اشعار خود را مرکب اندیشه های علمی و ادبی و مباحث فلسفی قرارداده و برای بیان مقاصد وتشریح مسائل علمی و عملی بهره های فراوان از آن برده است و در هر جائی که نیاز بوده  به طرح مباحث اخلاقی و مبانی فلسفی انسان شناسی و معادشناسی پرداخته است. سبک منحصربه فرد او در هجویات نمونه ی بازر اخلاق اسلامی است. و یا غزلهای عاری از وصف« می» و توصیف نوازندگان و خوانندگان زیباروی، حاکی از محتوای مکتب و تعالیم عرفانی وی است.
 وی با تأسیس اولین دانشگاه مدرن علوم اسلامی و تربیت شاگردان فاضل و فقهای نامداری چون شیخ  طوسی(ره) و نگارش و گردآوری کتاب گوهربار
« نهج البلاغه» تأثیر انکارناپذیری بر ادبیات جهان اسلام و عرب و ادبای پس از خود برجای گذاشت. لذا او با این اقدام خدمت ارزنده ای به جهان ادبیات و علم و اندیشه ی بشری نمود. ولی کار پرثمر او دچار تردید واقع شده و در برخی از محافل سخن از گردآورنده و یا نگارنده نهج البلاغه به میان می آید که او واقعاً کیست؟
 ما نیز د راین مجموعه با توجه به اسلوب نگارش نهج البلاغه و تطبیق آن با سبک نوشتاری رضی در کتابهای ماندگارش و با بیان دلایل وشواهد و قرائن ثابت نمودیم که افتخار گردآوری نهج البلاغه همچنان برای رضی بوده و خواهد بود.
 انتساب رضی به خاندان علوی وشرافت ذاتی این خاندان باعث گردید که نیروی عجیبی در رضی بوجود آید و چنان مقتدرانه پا به عرصه گذاشت ک در مطالبه ی علنی حقوق خانوادگی خویش در امر خلافت از هیچ مقامی و منصبی هراس به دل نداشت و لذا جسورانه خلیفه ی عباسی را مورد خطاب قرار می دهد و گاهی هم خواسته های قلبی خود را در قالب ستایش پدر به منصه ی ظهور می رساند.حتی برای ابراز انزجار از خلافت عباسی به خلیفه ی فاطمی که در جد و مرام تا اندازه ای با او مشترک بوده اظهار علاقه و محبت می کند.
مرثیه های رضی هم از این خواسته ی او خالی نیست و شاید اوج قدرت او در نکوهش خلافت اموی و عباسی باشد. وی در ضمن سوگنامه های حضرت سیدالشهداء(ع) با شیوه ای نو، به بیان وقایع تاریخی و ستم های قدرتمندان غاصب می پردازد.
 محتوا:
 پایان نامه ی حاضر در قالب دو باب تدوین شده است که در باب اول به بررسی اوضاع اجتماعی و ادبی قرن چهارم پرداخته که در این فصل علاوه بر بررسی اوضاع سیاسی و اجتماعی، به نقش آل بویه در حرکت فکری و فرهنگی قرن چهارم و مظاهر فرهنگی و ادبی این قرن در قالب محصولات فرهنگی نظیر: شعر، نثر، نقد و علم لغت می پردازد.
 در فصل دوم این باب به بررسی زندگی نامه ی سیدرضی از ولادت تا وفات می پرازد که در این میان به شجره نامه ی او ، پدر، مادر، و فرزندان بطور کامل توجه شده است و مطالب مفصلی را در باره مقام و منزلت پدرش سیدابواحمد موسوی و نقش اصلاح گرانه ی او در جامعه آن روز و وساطت میان خلفا و سلاطین و بزرگان آورده ایم  و در ضمن نکاتی هم درقالب همین بحث درباره ی خصوصیات اخلاقی او بیان کردیم.
 در ادامه ی سخن از اساتید و مشایخ رضی و تربیت یافتگان مکتب او و نقش مجتمع عظیم علمی، فرهنگی«دارالعلم» در نهضت فکری و تأسیس مجامع شبیه به آن بطور مفصل بحث شده است. رضی در کنار مناصب و مشاغل رسمی و اشتغال کامل، دست از تدریس و تألیف برنداشت و لذا علاوه بر بیان اسامی تألیفات و فعالیتهای علمی و بررسی شاگردان از اثربسیار ارزشمند او« نهج البلاغه» هم غافل نشده و لذا به بررسی نگاره ها و پژوهش های صورت گرفته در زمینه ی نهج البلاغه و پاسخ به شبهات مطرح شده درباره ی متن و گردآورنده آن نیز پرداخته ایم.
 در باب دوم که به موضوع اصلی تحقیق مرتبط می شود به بررسی ونقد دیوان اشعار رضی و نسخه های خطی کتابخانه  های ایران و جهان می پردازد و دیوان اشعار او را از جهت محتوایی با استفاده از مفاهیم و مضامین وموضوعات قصاید مورد نقد کامل قرار می دهد.
 این باب از شش فصل به ترتیب موضوعات شعری و حجم آنها تدوین یافته است که در هرکدام از این فصول،  با طرح مباحثی به بیان ابعاد و ویژگی ها و ساختار و موضوع و مضامین قصاید دیوان و قالبهای شعری پرداخته ایم که عبارتند از: مدایح، رثاء و سوگنامه ها، فخرو حماسه، غزلیات و حجازیات، هجویه ها و پند و اندرزهای حکیمانه.
 لازم به یادآوری است که در هر فصل به تناسب نیاز به شرح و ترجمه ی برخی قصاید و غزلیات نیز اهتمام تمام صورت گرفته است.
 رضی با سرودن ترانه های سرزمین یار(حجازیات) به همه ی دلسوختگان عاشق و عاشقان دلسوخته فهماند و نشان داد که می توان بی آنکه آلوده ی ناپاکی و فساد شوند در مسیر عشق الهی قدم بردارند؛ و در حقیقت از عشق زمینی راهی به وسعت هستی بسوی معشوق اصلی گشود. او ثابت کرد که می توان شب را درکنار محبوب بسر برد بی آنکه به گناه آلوده شد. رضی با طرحی ابتکاری در هجویات بی آنکه متعرض عیوبی شود که احساسات را جریحه دار می سازد، دست به روشی زد که در آن از روش هجویات برای اصلاح اخلاق ناپسند و رفتار زشت مخاطب استفاده نمود. وی عیبهای اشخاص را متذکر می شود نه اینکه متعرض آبروی او شود بلکه وضعیتی پیش آید که خود شخص به اصلاح خویش بپردازد.
 رضی که خود حکیم وارسته است لذا در انتظار فرصتهایی است که درهای حکمت را نثار افراد ومخاطب خویش کند. به حق باید گفت که رضی شایسته ی القابی چون« اشعر قریش» و« رائدالعفاف» است.
پیشینه ی بحث:
هر چند  که در زمینه ی آثار علمی و ادبی رضی تحقیقاتی صورت گرفته است ولی در مقایسه با شعرای همردیف و همطراز او بسیار اندک است. و شاید یکی از دلایل اصلی آن نبودن منابع کافی در زمینه ی نقد آثار ادبی وی و یا عدم دسترسی آسان به کتابهای اوست و شاید هم مفقود بودن خیلی از آثار وی باشد. ولی با وجود همه ی کمبودها، کارهای قابل توجهی انجام شده است که در جای خود قابل تقدیر و امتنان می باشد. از جمله ی کارهای صورت گرفته، پایان نامه های دانشگاهی است که با وجود همه مشکلات در راه شناخت و نقد زندگی سیدرضی، تلاشهای پسندیده ای کرده اند. ولی به تناسب موضوع تحقیق به بررسی بخشی از زوایای علمی و ادبی پرداخته شده و غالب تألیفات حوزوی نیز با بررسی محوریت نهج البلاغه موضوعات گوناگون با جنبه های فقهی و کلامی او را مورد توجه قرار داده اند.
 با سپاس از تلاش همه کسانی که در این راه زحتمهای فراوانی را متحمل شده اند، ما  نیز در حد توان وضرروت شناساندن این چهره برجسته اسلامی، به محافل علمی و ادبی و محققان و پژوهشگران فارسی زبان، برای تحقق این آرمان مقدس، در پرتو توجهات خداوند متعال  قلم فرسایی نمودیم باشد که مورد رضایت حق تعالی قرار گیرد.                                        و من ا... التوفیق
                                                                                  یحیی محمدی
                                                                                     آذر ماه 84



باب اول

اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ادبی
دوران سید رضی













فصل اول:





بخش اول : اوضاع سیاسی و اجتماعی و ادبی
شکوفایی ادب عربی در عصر و دوران حکومت چندین قرن عباسیان در تاریخ اسلام از جایگاه بسزایی برخوردار است ودستآوردهای این دوران بر هیچ صاحبنظر منصفی پنهان و ناشناخته نیست ولی امپراطوری عظیم عباسیان با تمام توان و قدرتی که داشت بالاخره دوران اقتدار و عظمتش به سرآمد و دستگاه عظیم خلافت با همه ی شکوه و جلال ظاهری اش دچار ضعف و ناتوانی شدید گردید و خلفا دیگر آن نفوذ و قدرت سابق را نداشتند. اختلافات داخلی در ارکان قدرت و نفوذ و فشار قدرتهای رقیب و خارجی چون ایرانیان، فاطمیان، و ... باعث ناتوانی خلفا و در نتیجه سلب اختیار از آنان شد. با پیروزی دیلمیان و نفوذ در بغداد، از خلیفه ی عباسی جز نام و تشریفات ظاهری و گاهی مذهبی چیزی باقی نمانده بود؛ و در حقیقت قدرت مطلقه در حوزه ی حکومت امپراطور عظیم عباسیان در دست سلاطین آل بویه که به میل خود و به تناسب شرایط خلیفه ای را عزل می کردند و خلیفه ی دلخواه خود را بجای او برمی گزینند. نیمه دوم  قرن چهارم شاهد وقایع بسیار بزرگی بود که در خلافت فرسوده ی عباسیان تأثیرات بسزایی داشت. این دوره که بنام« عصر دویلات» نیز معروف شده است، قدرت سیاسی عباسیان تقریباً به چند بخش تقسیم گردید که هر یک دولتهای کوچکی بودند که در حفظ حاکمیت خود همیشه با یکدیگر در ستیز و کشمکس بودند که مهمترین آنها عبارت است از: عباسیان در عراق، فاطمیان در شمال آفریقا، آل بویه در عراق و ایران، حمدانیان در حلب و موصل، امویان در اندلس، غزنویان در هند وافغانستان، سامانیان در بخارا، آل زیار در گرگان، عقیلی ها در موصل، و خاندان شاهین در بطائح و برخی از قبایل عرب نیز بر اطراف عراق و شام سلطه یافته بودند. علاوه بر آن تهاجم های رومیان بر مرزهای سرزمینهای اسلامی وزدوخوردهای قرمطیان عراق نیز وجود داشت.   
از وقایع مهم این قرن درواقع روی کارآمدن دولت آل بویه در عراق و ایران است که حتی به نام آنان سکه کردند.  
با سرکارآمدن دولتهای متعدد تحولات گسترده ای در سرزمینهای اسلامی بوجود آمد چنانچه اشاره کردیم دائماً بین این دولتهای کوچک اختلافات و کشمکش بود که نمود اصلی این اختلافات به جهت اختلاف مذهبی در ایام برگزاری حج ابراهیمی بود و گاهی منازعات چنان اوج می گرفت که باعث می شد برخی از کاروانهای وابسته به دیار مورد مناقشه آن سال به مراسم حج نبایند و عملاً مانع آنها می شدند و از طرفی اختلافات میان آنها موجب گردید که به علت عدم تسلط کافی به راهها، راهزنان و دزدان حرفه ای زیادی وجود آیند که راه کاروانیان را می بستند و تمامی دارائیهای آنان را به غارت می بردند.
 از میان همه دولتهای مذکور، تا اندازه ای دولت فاطمیان مصر د ر بلاد  مقدسه ی مکه ی مکرمه و مدینه ی منوره از قدرت نفوذ قابل توجهی برخوردار بودند و اکثراً به نام آنان خطبه خوانده می شد. حتی« القادر بالله عباسی برای فرستادن کاروان عراقی به مکه ی مکرمه در سال 396 هجری از ابوالفتح کاردار فاطمینان در مکه اجازه گرفت و او هم به شرط ایراد خطبه به نام فاطمیان به آنها اجازه داد و خلیفه ی عباسی نیز پذیرفت.»  
در ضعف خلافت و خلفای عباسی همین کافی است که آنها حتی اختیار انتخاب وزیر و وکیل را نیز برای خود نداشتند؛ این در شرایطی بود که سلاطین آل بویه هرکسی را که می خواستند عزل ونصب می نمودند.  ضعف خلفا در اصل از زمان المقتدر آغاز شد که در زمان خلافت بیش از سیزده سال نداشت، و آنچنان خلفا ناتوان شدند که خلیفه ای چون المستکفی و الطائع را از تخت پائین کشیدند و عمامه ی آنها را بر گردنشان پیچیدند و با وضعیت فضیحت بار و تحقیرآمیزی به زندان بردند. اما آل بویه خود نیز از آفت قدرت و ثروت در امان نماند و لذا پس از مدتی برای تصاحب قدرت یا افزایش قدرت و ثروت به جان هم افتادند. اولین طمع کار خاندان بویه عضد الدوله بود که برای افزایش سلطه و نفوذش به ملک پسر عمویش بختیار( عراق) حمله کرد و پس از پیروزی ابن بقیه وزیر بختیار را به پای فیل بستند و پس ازمرگش چندین روز به دار آویختند.
از میان خاندان آل بویه صمصام الدوله نیز چندان اقبال خوبی نداشت و مورد تهاجم سپاه ایرانی به فرماندهی برادرش شرف الد وله قرار گرفت که ناچار به واگذاری تخت و تاج به وی شد بعد از وفات شرف الدوله برادرش بهاءالدوله زمام حکومت را بدست گرفت و خانواده و بستگانش تلاش زیادی کردند، تا قدرت را از چنگ او خارج سازند، ولی موفقیتی به دست نیاوردند. بنابراین بهاءالدوله از سال 379 ه تا سال 403 هجری نزدیک به بیست وچهار سال سلطان بلامنازع عراق بود .
رضی از زمان عزالدوله بختیاربن معزالدوله که هشت سال بیشتر نداشت تا زمان سلطان الدوله یعنی سال 406 هجری در چنین اوضاع و احوال سیاسی بزرگ شد؛ و از زمان زندانی شدن پدرش وارد عرصه سیاست گردید و همین امر انگیزه ی او را در ایجاد ارتباط با خلفای عباسی وسلاطین آل بویه تقویت نمود و لذا طرح رابطه ی دوستی با خلفایی چون الطائع لله و القا در بالله پی ریزی کرد. آغاز رابطه اش با الطائع لله مقارن با دستگیری و زندانی شد. رضی برای شروع، اولین ستایش نامه ی خود را در ستایش الطائع با این قصیده و مطلع شروع نمود:
 أغارٌ عَلی ثََراکَ مِنََ الریاح         و أسألُ عَن غَدیرکَ و المِراحِ  
ستایش و مرایح الطائع همچنان ادامه یافت تا اینکه از خلافت برکنار شد و حتی غمنامه های ستایش آمیزی پس از برکناری نیز تا زمان مرگ الطائع ادامه داشت که همین کارباعث شد که القادر به اخلاص و وفاداری او پی برد و به دوستی و رابطه ی خالصانه ی او یقین پیدا کرد و لذا مقدمه ی روابط آنها گردید. دوره ی القادربالله تقریباً دوره ی فعالیتهای پرشتاب سیاسی رضی بحساب می آید. رضی در معادلات سیاسی این را بخوبی دریافته بود که خلفاء قدرت چندانی ندارند بلکه گردانندگان اصلی خلافت و مملکت پادشاهان و وزرای آل بویه است؛ بنابراین نوک پیکان روابط را متوجه دربار دیلمیان نمود. و حتی با اینکه ارتباطش با القادر در حد تعارف و تشریفات بود پس از قرابت و پیوند با بهاءالدوله روابط میان او والقادر نیز به شدت قوت گرفت.
 در همین زمان با مساعد شدن اوضاع به نفع رضی و علویان و قدرت گرفتن رضی و حمایت شدن از جانب دولت شیعه مذهب آل بویه، فرصت برای ابراز اهداف و آرمانهای درونی اش مناسب شد و لذا علناً و بدون واهمه خواسته ی دیرینه اش را در خطاب به القادر در قصیده ی:
        عطفاً امیرالمؤمنین فانّنا         فی دَوحَة العلیاء لانتفرّقُ  
صراحتاً بیان کرد که به دنبال آن و با سرودن بیت« إلا الخلافة....» القادر چنین گفت:« علی رغم انف الشریف» یعنی برخلاف میل رضی چنین نیست و اکنون خلیفه من هستم. لذا این مسئله نشان از تضاد و اختلاف آشکار آنها دارد که برگرفته از قدرت و نفوذ رضی در ارکان قدرت می باشد.
 در این زمینه یکی از کارهای بسیار حساس و آشوب برانگیز رضی اظهار علاقه و محبت به خلیفه ی فاطمی است که حتی چندین بار تصمیم به ترک بغداد گرفت تا به دیاری برود که« خلیفه علوی» در آنجا حکمرانی می کند خلیفه ای که با رضی هر دو از نژاد علی و پیامبر هستند.









بخش دوم:



ب: اوضاع اجتماعی
قرن چهارم، عصر طلایی و دوره ی شکوفایی علم و ادب، با وجود همه ی مظاهر فرهنگی، در بطن جامعه همچنان با بی فرهنگی و گاهی هم با امور ضدفرهنگی شدیدی مواجه بود. ظاهر جامعه ی پایتخت از دور همانند سطح آب همچنان آرام و بی حرکت به نظر می رسید ولی در درون آن زندگی با اشکال گوناگون و کاملاً متفاوت خود با سرعت تمام در جریان بود.
 اوضاع اجتماعی تحت تأثیر شرایط سیاسی دائماً در تغییر و دگرگونی بود و وضعیت سیاسی هم ثبات چندانی نداشت و هرچند مدت یکبار دچار دستخوش تغییر می شد که جامعه را دچار نابسامانی شدیدی می نمود.
 در شرح حال رأس هرم اجتماع همین بس که روزی خلیفه ای را با احترام و جلال و شکوه بر عرش خلافت می نشاندند و روزی دیگر با خفّت و ذلت او را از تخت خلافت پائین می کشیدند. ظاهر خلافت همچنان حفظ می شد ولی با نفوذ قدرت نظامیان آل بویه در دستگاه خلافت روزبه روز از قدرت آن         می کاست و حدود و اختیارات آن محدودتر می شد.
 روزگاری که مشروعیت سلاطین منوط به تأئید خلیفه بود اکنون سلاطین به دلخواه خود و با آزادی و قدرت تمام خلیفه ای را  عزل و دیگری را به جایش نصب می کردند.
 وضعیت سایر طبقات اجتماع هم تعریف چندانی نداشت، زیرا که عالمان و دانشمندان یا مشغول تدریس و گرم نگهداشتن حلقه های درسی خود بودند و یادلخوش برخی مناصب بودند که به آنها داده شده بود و لذا برای حفظ موقعیت یا اجتناب از خطر، سخن مخالف نمی گفتند و بیشتر در جهت تأمین نظر صاحبان قدرت امرارمعاش می کردند.
 ادبا و شعراء نیز بجای اصلاح جامعه با ابزار قدرتمند خود دائماً درمیان دربار و خانه های امرا و فرماندهان در تردّد بودند تا از این طریق هم امرار معاش کرده و هم موقعیتی بدست آورند و لذا هر آنچه که مایه ی دلخوشی و آرامش صاحبان قدرت بود همان می سرودند و در حقیقت بخش اعظمی از شعر در چنگال صاحبان قدرت بود. واگر شاعری هم با آنان درمی افتاد حتی ورمی افتاد.
 کمتر شاعری را در این دوره می توان یافت که از شدت فشار زندگی دچار ستایشگری کاذب نشده باشد.
در شهر هفتادودوملت بغداد هرگروهی در پی حفظ منافع خویش بود و هرجا که فرصتی پیش می آمد درنگ نمی کردند و از حداقل فرصتها نهایت استفاده را می کردند.
 در زمینه ی فرهنگ عمومی اجتماع باید گفت که خوشگذرانی امرا و فرماندهان با برپائی مجالس عیش و  نوش و جذب شاعران یاوه سرا و کنیزان آوازه خوان خود طبل بی عفتی را می نواخت. و لذا ثروتمندان و قدرتمندان در پی کامیابی و لذت و برخی فقرای بی عفت نیز در پی کسب مال ومنال دامن عفت عمومی جامعه را لکه دار می ساختند.
مجالس شعرا هم دست کمی از آن نداشت.
 از مظاهر فساد عمومی اجتماع، فعالیت قمارخانه های و می فروشیها و خانه های فساد بود. اشعار و غزلیات این دوره که بیشتر مسائل شهوانی و توصیف های ناهنجار اعضای بدن مربوط می شد که نشان دهنده دقیق اوضاع برهم ریخته ی فرهنگی اجتماع آن روز است.
 غزلهای این دوره کاملاً بوی« می» به خود گرفته اند و در حقیقت بیشتر به« نمایشگاه زنان عریان» می ماند که موجب طغیان شهوت عمومی جامعه گردیده است و لذا گرایش عامه ی مردم به این نوع اشعار و غزلیات بیش از سایر انواع ادب بوده است.
 در این دوران تاریک غزل سرایی است که ادیب عارف ما« کالای تازه و نو» به بازار عرضه می نماید. او برای نجات ادبیات و جامعه و تغییر نگرش و انتظار مردم به ادبیات از حس و خواسته های آنان استفاده کرده و مضامین الهی و مبانی عفت را در پرتو حکایتهای محسوس و عامه پسند ارائه می کند.
 حتی برای این هدف مقدس، اشعار شاعر محبوب این جامعه( ابن حَجّاج) را برای استفاده ی صحیح عمومی ویرایش کرده و بطور هدفمند در قالب کتابی به نام« الحَسَن من شعر الحُسَین» روانه ی جامعه می سازد.
















بخش سوم





 اوضاع فرهنگی و ادبی
برخلاف تحولات سیاسی و اجتماعی و پیدایش دولتهای کوچک محلی، قرن چهارم سرشار از حرکتهای بسیار سریع در زمینه های متعدد علمی و ادبی است.
 بارزترین ویژگی این دوره ظهور دانشمندان بزرگ در علم فقه و شاعران و ادیبان صاحب نامی است که رنگ و بوی خاصی به این دوره از تاریخ بخشیده اند که نظیر آن را در دوران گذشته و حتی دوره های بعدی کمتر می توان یافت.
دستآوردهای فکری و ادبی این دوره چنان زیاد و شگفت آور است که باعث حیرت و شگفتی محققان گردیده و آنها را مجذوب تحقیق و تفحص در این دوره نموده است و کمتر محقق و نویسنده ای را می توان پیدا کرد که درنوشته هایش اشاره ای به شکوه و عظمت علوم و فنون و مخصوصاً ادبیات این دوره نکرده باشد. در اهمیت این دورده همین کافی است که در میان دوره های مختلف تاریخی به« عصر نهضت» و جنبش علمی شهرت یافته است.
 در بوجود آمدن چنین شکوه وعظمتی نقش حساس و ارزنده خلفا و پادشاهان دانش دوست و برخی درباریان و امرای ادب پرور حائز اهمیت است؛ زیرا برخی از این افراد خود از نویسندگان و ادیبان و شاعران بسیار بزرگ و یا از دوستداران علم و ادب بوده اند . از جمله تأثیرات مهم این افراد ایجاد حسّ رقابت میان شعرا و ادبا است که با برگزاری محافل و مجالس ادبی در کاخ و منازل و دربارشان بموجب تقویت علم و ادب و شکوفایی آن گردیدند. از عوامل مهم دیگر نهضت علمی پیدایش دولتهای کوچک محلی است که بدنبال تقسیم دولت و قدرت عباسیان توسط پادشاهان آل بویه در گستره ی حکومت عباسیان بود که دربار ودر گاه هر یک از این امرا و بزرگان دولتهای کوچک محفل انسی برای شاعران و عالمان شد که خود از عوامل تشویق و تقویت علم و ادب بشمار می رود.
 در این بخش به مقتضای بحث به بررسی موارد ذیل خواهیم پرداخت:
 نقش ال بویه در حیات فکری این دوره و دستآوردهای فکری و فرهنگی قرن چهارم که شامل شهر و شاعران، نثر نقد و لغت و کلام می باشد. و همچنین سعی خواهیم کرد که در حد امکان اسامی مشایخ و اساتید مرحوم شریف رضی را بترتیب سال وفات ذکر کنیم و در ادامه اشاره ی مختصری به شاگردان و دانش آموختگان محضراو و به بررسی بزرگترین مرکز فرهنگی، علمی او   «دارالعلم» خواهیم پرداخت.
 الف) نقش آل بوبه در نهضت فکری و ادبی قرن چهارم:
نقش حکومت و رجال آل بویه در ایجاد نهضت و جنبش علمی، ادبی  قرن چهارم چنان برجسته و متمایز است که هیچ انسان منصفی نمی تواند از آن چشم پوشی کند. هر وزیری را که به مقام وزارت رسانده اند از میان دانشمندان یا شاعران و ادبیان بوده است.
 خود پادشاهان آل بویه د رگرایش و تمایل درونی به ادبیات و دانش مشهور ومعروف یوده اند که حتی عضدالدوله در برخی از متون ادبی دستی داشته و به این خاطر دانشمندان و ادبای زیادی را گرد خود جمع کرده و آنها را به تألیف و تصنیف کتاب تشویق می کرد.  بعنوان مثال ابواسحاق صابی کتابی را در اخبار واحوال آل بویه به نام( التاجی) تألیف کرد؛ دانشمند معروف نحوی ابوعلی فارسی کتاب( الایضاح) و( التکملة) را در علم نحو برای او تألیف کرد.  و بسیا ری از شاعران صاحب نامی چون متنبّی والاسّلامی در معیت او بودند و عزالدوله و تاج الدوله از شعرای آل بویه بوده اند.و به قول ثعالبی خود عضدالدوله نیز شعر می سرود.   
از جمله وزرای شاعری که در عصر آل بویه شهرت یافته اند ابن عمید وزیر رکن الدوله و صاحب بن عباد وزیر مؤیدالدوله و برادرش فخرالدوله بوده اند که آثار قلمی آنان همچون ستارگانی بر تارک این دوره می درخشند. و عبدالعزیز بن یوسف حکّار نیز کاتب دیوان انشا د ر دوره ی عضدالدوله و وزیر بهاءالدوله است که شاعری توانا و از دوستان شریف رضی است. ابوسعدعلی بن محمد بن خلف از جمله ی این شاعران است که کتاب             ( حماسه)ی ابوتمام را با نام( المنثور البهائی) برای بهاءالدوله به صورت نثر درآورده و از کاتبان صاحب نام دیوان آ ل بویه و از دوستان رضی است.
 شاعر و ادیب وسخن شناس توانای دیگری به نام شاپور اردشیر که درزمان شرف الدوله و برادرش  فخرالدوله به پست وزارت رسید.

 ب: مظاهر فرهنگی و ادبی قرن چهارم:
 وجه تمایز این قرن از میان قرون مختلف ادبی گذشته این است که خواستگاه جنبش عظیم فکری عربی و اسلامی است که بدنبال آن شعر و ادب نیز شاهد خیزش بسیار بلند و شکوفایی چشمگیری شده که بیشترین و معروفترین شاعران ادبیات عرب را به این دوره اختصاص داده است. در این دوره گروه جدیدی از نویسندگان و ترسّل نویسان بوجود آمدند و نقد و نقادی تحولی بنیادی یافت و کتابهای معروف و فراوانی در این زمینه نگاشته شد و فرهنگنامه های قطور مختلفی ظهور کرد. دستگاه خلافت و دربار شاهان ال بویه و حتی کاخهای وزرا و امرا نیز مملوّ از دانشمدان بود و جلسات بحث و مناظره رونق گرفت و دانش پژوهانی از اکثر نقاط به مرکز فرهنگی و علمی( بغداد) آمدند و  حلقه های تدریس و تدرّس را وسیع تر ساختند که حاصل آن تربیت دانشمندان زیادی در شاخه های مختلف علمی و ادبی است که کتابهای تألیف شده در این دوره و عمق آثار علمی و ادبی این دوره گواه براین حقیقت است.
 1- شعر
 شعر و شاعری نیز از این قافله عقب نماند، ابواب و اقسام شعر تنوع گسترده ای یافت و سبکهای شعری متعددی پدید آمد و لذا دیوان شعرا گونه های متنوع شعری را در خود جای داد که عبارتند از: اخوانیات، واسوخت، و سلطانیات، مقارضات، و مداعبات که حتی اشعاری چون ثلجیات(برف و باران) فیلیات و بر ذونیات  نیز جزء آنهاست.

انجام پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

سفارش پایان نامه