انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

انجام پایان نامه ارشد|پايان نامه - جغرافي - برنامه ريزيبازتاب فضايي تحولات اقتصادي روستاهاي شهرستان رضوانشهر 230 ص

پایان نامه



چکيده : تحقيق حاضر با عنوان «بازتاب فضايي تحولات اقتصادي روستاهاي شهرستان رضوانشهر در دو دهه گذشته (83-63) در مورد دهستان مركزي از توابع بخش مركزي شهرستان رضوانشهر به انجام رسيده است.
با توجه به اينكه دهستان مورد مطالعه از يكسوي به لحاظ موقعيت و شرايط طبيعي، انساني و منابع آب و خاك از ويژگي‌هاي مطلوبي برخوردار است و از سوي ديگر، اطلاعات و آگاهي‌هاي فني و حمايتي دولتي و به اصطلاح عوامل بيروني در سال‌هاي اخير موجب شده‌اند تا اقتصاد روستايي در شهرستان رضوانشهر و دهستان مركزي متحول گردد. بازتاب فضايي اين تحولات را مي‌توان در ارتقاء فكري و عملكردهاي روستاييان بهره‌بردار در امور كشاورزي و فعاليتهاي روستايي مشاهده كرد. از عمده‌ترين بازتابها و تحولات اقتصادي مي‌توان به نوآوري‌ها، تنوعات توليدي و فعاليتهاي اقتصادي مانند پرورش موزهاي گلخانه‌اي، پرورش ماهي قزل‌آلا، پرورش نگهداري شترمرغ محلي و توليد محصولات جاليزي اشاره كرد. که در دو دهه گذشته اتفاق افتاده است و موجبات ارتقاء سطح درآمدهای اقتصادی و اجتماعی (فرهنگی) روستائیان شده است. این تحولات به خوبی در سطح شهرستان رضوانشهر مشهود است. و اینجانب در سطح دهستان مرکزی این شهرستان با کار میدانی خود به آن توجه داشته ام.
در بررسی مهمترین علل شکل گیری و امکان پذیرش دگرگونی در تحولات اقتصادی دهستان مرکزی مشخص گردید که نقش آموزش و ارتباطات، تبادلات و تنوعات فرهنگی و روستانشینی شهری، تأثیر عوامل فعال و مداخله گر درونی و برونی از جمله حمایتهای دولتی عمده ترین انگیزه ها در روند تحولات روستایی، تولیدات کشاورزی، اشتغالات در دهستان مرکزی شده است.
این پایان نامه، با هدف شناسایی و بررسی تحولات اقتصادی روستاهای شهرستان رضوانشهر طی سالهای82- 1362 با تمرکز مطالعه روی دهستان مرکزی در شش فصل تدوین گردیده است. فصل اول تا چهارم این پایان نامه کلیات و ویژگی های طبیعی و انسانی و مبانی نظری در منطقه را مورد بررسی قرار داده و در فصل پنجم به تحولات اقتصادی و علل این تحولات و تغییرات در سطح منطقه بین سالهای مورد نظر پرداخته و در فصل آخر (ششم) به تجزیه و تحلیل این تحولات، آزمون فرضیات و پیشنهادات مبادرت ورزیده است.

فصل اول: كليات تحقيق                                                          1
 
-1-1 مقدمه:    
                مطالعه تغيير ساختها و روابط عناصر اصلي تشكيل دهنده فضاهاي جغرافيايي در طي زمانها يكي از وظايف اصلي جغرافيدانان مي باشد . لذا با توجه به اين نگرش و رشته  جغرافيا كه همه ي مسايل زيست محيطي و غيره را مخصوصا" محيط زندگي انسان را  نيز در مطالعات خود در بر مي گيرد  به مسايل مهمتري مخصوصا" به قديمي ترين پايگاه زندگي انسان يعني روستا مي پردازد . به طور كلي روستا را مي توان قديمي ترين پايگاه استقرار و سكونت انسان دانست . امروزه اين سكونتگاهي زيستي به دليل شرايط خاص روستا و جوامع روستايي همواره جمعيت خود را به نفع شهر ها از دست مي دهند.
             امروزه با گوناگوني و تنوع در چشم اندازهاي فرهنگي و محيط جغرافيايي كه دايم بعلت تغيير و تحول و پيشرفت علم و تكنولوژي بر تنوع و پيچيدگي آن افزوده مي گردد جغرافيا نيز بنا بر ماهيت خود كه
بدنبال دستيابي به علل و عوامل اين تغييرات و دگرگوني ها از طريق مطالعه عوامل مهم تشكيل دهنده فضاي زندگي يعني محيط انسان و روابط بين آنها ست ، تغييرات ودگرگونيهايي را در ابعاد مختلف خود يعني ماهيت ، قلمرو ديدگاهها ، نظريه ها ، شيوه ها ، روش تحقيق و ابزار خود در طول زمان بوجود آورده است .
            در بررسي سير تحول و دگرگوني دانش جغرافيا و ماهيت آن مي توان از مفهوم اوليه اين علم كه خود آنرا در مشاهده و توصيف محيطهاي بشري و كشف سرزمينهاي جديد و اطلاع و آگاهي ازاحوال انسانها و جوامع ببان مي كرد به علت ساده بودن موضوع و محدود بودن جوامع مورد مطالعه ي خود نيز ازسادگي و محدوديت برخوردار بوده ولي امروزه جغرافيا با توجه به پيچيدگي و تنوع محيطهاي بشري و پيشرفت درجه دخالت انسان در محيط و تغييرات آن و افزايش ديدگاهها و نظريه ها در رابطه با چگونگي ساخت محيط زندگي دگرگوني علايق ، نيازها و تخصص هاي ديگران مفهوم ساده اوليه و محدود را ندارد بلكه جغرافياي امروزي با توجه به ويژگي هاي ساختاري – كاركردي محيط ها و درنظر گرفتن هر مكان به عنوان يك سيستم و نظام ، مطالعه روابط بين انسان و محيط را در درون سيستم ها بعهده دارد اين سيستم ها مي توانند مانند يك سيستم ساده مثل يك مزرعه تا نظامهاي بسيار پيچيده و متنوع مانند سيستم سرمايه داري جهان و تأثيرات آن برساختار فضائي را شامل مي گردند به طوريكه  ( هانس بوبك ) عنوان مي كند :
  جغرافياي امروزي عمدتا" به بررسي عرصه هاي ساختاري – كاركردي مي پردازد ، عرصه هايي كه نه تنها ازنظر مكاني ، بلكه از نظر ساختاري – كاركردي قابل تبيين و تشخيص هستند . در اين چارچوب ، يك عرصه
ساختاري ازطريق همنوايي پديده هاي گوناگون و يا هم سويي هدفهاي ناموزون و پراكنده و يك عرصه
كاركردي به واسطه تأثير همگاني نيروهاي ويژه موجود و مؤثر در آن تعريف و مشخص مي شود . ( سعيدي عباسي 1379 ص 10 )
 فصل اول  : كليات تحقيق                                                    2
       
            يكي از نظامها و سيستم هاي عرصه ساختاري – كاركردي علم جغرافيا ، روستا و عوامل ، عناصر ، اجزاء و عملكردهاي آن مي باشد ، كه به تناسب روند تكاملي مطالعات جغرافيايي و دگرگوني و تغييراتي كه درماهيت اين علم در طول زمان بوقوع پيوسته است ، نگرش و مطالعات جغرافيايي روستا رانيز متأثر كرده ، كه مطالعه اين روند درخور اهميت مي باشد . ( سعيدي عباسي 1379 ص 12 )
         بنابراين اقتصاد روستا هاي شهرستان رضوانشر ودهستان مركزي آن، درطول دو دهه بر اثر تاثير پذيري ازعوامل مداخله گر داخلي و خارجي، تحولا تي در ان بوجود آمده است كه بازتا بهاي بعمل آمده بر اثر اين تغييرات در اين تحقيق مورد بحث قرار مي گيرد.

 2-1-طرح مسأله :
       جوامع روستايي از دير باز قادر به توليد مازاد بوده اند و مبادله با محيط پيرامون و بويژه شهر ها نيز بر همين پايه شكل گرفته است . هرچند امر مبادله و ارتباطات بين جوامع ادامه داشت ليكن حيات هرگز به صورت پديده اي ايستا عمل نمي كند و هر روز به شكلي در مي آيد و از آنجا كه طي مجموعه پيوسته در حال تغيير وتحول است اگر بعضي از سكونتگاههاي روستايي نتوانند مناسب با تغييرات موردنياز دگرگون شوند به حاشيه اقتصادي و فرهنگي رانده مي شوند . بخصوص روستاهايي كه داراي اقتصاد كشاورزي صرفا" يك نوع محصول باشد كه يا مي توانند به مرور با استفاده از فن آوريهاي روز و حمايتهاي دولت تبديل به يك قطب قوي كشاورزي شوند و يا از دور رقابت كشاورزي و عرصه اقتصادي كنار گذاشته شوند . در اين ميان رو.ستاهايي كه در شمال كشور قرار دارند با استفاه از برخورداري از زمين و آب خوب توانسته اند علاوه بر برآوردن مايحتاج و نياز روستا ، مازاد بر توليدات خود را هم به خارج از منطقه صادر نمايند . لذا شهرستان رضوانشهر يكي ار مناطق  عمده كشاورزي و اقتصادي كشور در گيلان مي باشد كه با برنامه ريزي دقيق و كارآفريني مي تواند دست به توليدات با ارزشي زند.
           شهرستان رضوانشهر تا سال 1376 يكي از بخش هاي شهرستان طوالش بوده كه در حال حاضر به صورت يك شهرستان مستقل در آمده است . اين شهرستان يكي ازمستعدترين شهرستانهاي استان گيلان است كه داراي قابليت هاي فراوان شغلي و امكانات توليدي فراوان در روستا ها مي باشد .
            اين شهرستان با وسعت 804 كيلومترمربع  وجمعيتي در حد 66311 نفر باتراكم نسبي 72 نفردر سال 1383 محاسبه شده است. قسمت اعظم جمعيت  اين شهرستان در روستاها زندگي   مي كنند با نسبت 5/72% جمعيت روستايي در مقابل 5/27% جمعيت شهري. اين شهرستان مشتمل است بر 2 بخش، چهار دهستان، دو شهرمطرح(پره سر رضوانشهر)و102 روستاي مهم توليدي مي باشد.
 
 فصل اول  : كليات تحقيق                                                                                 3
 
             شهرستان رضوانشهر از لحاظ تنوع توليدات وفعاليت هاي شغلي  نسبت به ديگر شهرستانها ي استان تفاوت هاي چشمگيري دارد كه خود زمينه ساز توجه وتحقيق مستقل و بيشتر است.
             قبل از انقلاب،فعاليتهاي روستايي شهرستان رضوانشهر ومنابع توليدي روستائيان ونتيجتا" منابع درآمدو معيشت آنها درسطح  بسيار محدودي بود كه عمدتا" مبتني بر فعاليت هاي زراعي ودامي با درآمد هاي ناچيز و به دور از حمايت هاي دولت و سرمايه گذاريهاي خارج از منطقه استوار بود. سياست گزاريها در داخل وخارج از روستا هم در جهت  مطلوبي نبود . توليدات روستايي هم اغلب كارگر بر بوده تا سرمايه بر و دامداري روستايي همواره متكي بر كارگران روستايي بود.
             پس از سالهاي اوّل انقلاب اسلامي متاثر از تحولات اجتماعي – اقتصادي  مخصوصاً با توسعه ارتباطات بازاري، استفاده ازمكانيزاسيون ومدرنيزاسيون مانند بكارگيري كودهاي شيميايي و حاصلخيز ي خاك،تسطيح اراضي و ماشين هاي كشت وبرداشت محصول و بالاخره با تغيير روند توليد موجبات هر چه بيشترتوليدات و فعاليتهاي جديد فراهم گرديد.ازجمله بازتاب آن مي توان به افزايش درآمد روستاييان بعد از انقلاب  در شهرستان رضوانشهر اشا ره كرد:به استثناي فعاليتهاي مبتني بر كشت و توليد برنج كه از محصولات اصلي و منابع درآمدي روستاييان  شهرستان رضوانشهراز گذشته بوده و است ملاحظه گرديده كه در سال هاي اخير با آگاهي هاي ارائه شده در بخش روستايي، اين شهرستان به تنوع و تعدد فعاليتها و توليد محصولات ديگري مانند : پرورش موزهاي گلخانه اي، توليد محصولات جاليزي، پرورش ماهي قزل آلاي كوهستاني ،پرورش و نگهداري شتر مرغ محلي پرداخته است و گسترش صنايع دستي روستايي و مزارع پرورش ماهيان از جمله فعاليتهاي اصلي و توليد ي و منابع درآمدي جديدي در روستاها در آمده است كه باعث ارتقا سطح زندگي  روستائيان از لحاظ اقتصادي- فرهنگي شده است.بديهي است در روندتحولات اقتصادي روستاهاي شهرستان رضوانشهر در دو دهه گذشته(83-63) روستاييان با يك سلسله مسائل و بازتاب هايي مواجه بوده اند كه از آن جمله :
              يكي ورود شهريان و سرمايه گذاريها آنها در سطح روستا هاو تغيير كاربريها همراه  با ساخت و ساز ويلاهاي گران قيمت و بالاخره گران شدن اراضي كشاورزي است . دوم پديد آمدن و توسعه فعا ليتهاي جديد كه منجر به توليد و صدور توليدات روستايي مانند موز, گوشت شترمرغ غزل آلاي كوهستاني به خارج از شهرستان رضوانشهر عمدتا صدور به شهرستان هاي استان گيلان و تهران گرديد و  موجب افزايش درامد روستاييان شده است . سوم : ارتقا سطح فرهنگي و اقتصادي روستاييان و توسعه ارتباطات آنها با خارج از روستاهاي دهستان مركزي شهرستان رضوانشهر شده است.
             
 فصل اول  : كليات تحقيق                                                          4
 
           در طرح و تعريف مساله فوق، سوالاتي به شرح زير مطرح شده است كه پاسخ آنها در فرضيه پيش‌بيني شده است(ص5). يكي اينكه: آيا تغيير و دگرگوني فعاليتهاي روستايي شهرستان رضوانشهر از نياز بازار وتحولات بيروني منطقه ميباشد؟ وديگر اينكه: آيا سياستهاي حمايتي دولت در تحولات توليدي واقتصادي روستاهاي منطقه موثر بوده است ؟    

3-1- پيشينه تحقيق :
                    طالش به دليل موقعيت جغرافيايي خود ودور بودن از مسير اصلي جاده در استان گيلان كمتر مورد استقبال و مطالعه در ابعاد اجتماعي – اقتصادي قرارگرفته است مگربه وسيله خارجياني كه به دليل ويژگي هاي خاص سكونتي و شرايط فيزيكي آن ويا بدليل ويژگي هاي خاص مردمي وفرهنگ منطقه علاقه اي نشان داده باشند.
           در مطالعه طالش بيشتر مطالعات از سوي ادارات و سازمانهاي وابسته محلي واستاني مثل جهاد كشاورزي ،سازمان آمار منطقه اي،سازمان برنامه وامثالهم صورت گرفته يا اينكه در شكل مقاله هاي علمي و پايان نامه اي ملاحظه مي شود كه مطالعاات انجام پذيرفته.از جمله مطالعات محلي انتشار مقالات علمي كه توسط اقاي دكتر تقي رهنمايي آنهم به دليل  علاقه و  وابسستگي هاي آبا واجدادي خود به منطقه وعلايقي را كه داشته صورت داده مثل اننشار فصلنامه هاي تالش كه هرفصل منتشر مي شود اين فصلنامه از سال1380شروع به كار نموده وتا كنون  نزديك به 12شماره در ارتباط باموضوعات  اجتماعي – اقتصادي بحث مي نموده است.
          بارز ترين مورد مطالعات خارجيان تز دكتري آقاي مارسل بازن بنام طالش منطقه اي قومي درشمال ايران كه درسال 1351شروع و در سال1358 دردانشگاه سوربن پاريس دفاع شد ومو ضوع آن در مورد وضعيت  اقتصادي-اجتماعي  منطقه تالش ميباشد كه بعنوان اولين تحقيق خارجي درخور توجه است.
         هر چند در ديگر مناطق استان گيلان و مخصوصا بخش جلگه اي آن مطالعات تخصصي و تحقيقات علمي تري صورت گرفته كه از ان جمله كتاب پايان نامه دكتري متعلق به آقاي غلامحسن شيخ حسني است كه در رابطه با كاربري در اراضي كشاورزي استان گيلان(به  زبان انگليسي)با تكيه بر منطقه صومعه سراولاهيجان
 
 فصل اول  : كليات تحقيق                                                              5  
در سالهاي 1980 انجام داده است يا كتاب دكتري جغرافياي شهري آغاي عظيمي در باره شهرهاي استان گيلان(رشت ،انزلي)   اما در رابطه با تالش و تحولات كشاورزي آن تاكنون مطالعاتي انجام نگرفته  است.
        درخا تمه اذعان مي نمايم كه اگرچه پيششينه  مطالعات انجام شده در رابطه باكشاورزي منطقه تالش نسبتا قا بل ملا حظه مي باشداما در رابطه با تحولات كشاورزي درشهرستان رضوانشهر تا كنون هيچكس مطالعه اي انجام نداده است و اين تحقيق مي تواند اولين باشد و زمينه ساز مطالعات مهم بعدي گردد.  

4-1- فرضيات:
   فرضيه نوعي حكم اوليه است نسب به يك پديده عيني كه از طريق ارتباط علمي دو يا چند پديده همسو بيان مي شود و فرضيه فقط يك تصور مقدماتي و نوعي پيشنهاد و آزمايش است كه بايد امتحان شود.(جزوه  درسي كارشناسي ارشد. دكتر سعيدي. 1382).
بنابراين با آنچه را كه در طرح وتعريف مساله به صورت سوال  بيان گرديده مي‌توان پاسخ آن را در فرضيات زير جستجو كرد در پاسخ به سوال اول فرضيه زير مطرح است كه:تحول و تغييرعوامل مداخله گر داخلي و خارجي سبب فراواني اشتغالات و تنوع توليدات روستايي شده است .و در پاسخ سوال دوم هم مي‌توان بيان كرد:حمايت هاي دولتي عمده ترين انگيزه در روند تحولات روستايي توليدات كشاورزي  ،اشتغالات(فعاليت ها )بعد از انقلاب در دهستان مركزي شهرستان رضوانشهر بوده است .
       بديهي است كه در فصول مختلف روند اين تحولات وفعاليتهاي اقتصادي تشريح خواهد شد  كه در فصل آخرمنجر به اثبات فرضيه خواهد گرديد.(فصل ششم)

5-1- اهداف:
        بررسي و شناخت بازتاب روند تحولات و دگرگوني هايي كه در چشم اندازجغرافيايي منطقه،در 2 دهه اخير( 83-63 )به وجود آمده تبيين و علل و عوامل مختلف انساني و محيط طبيعي در شهرستان رضوانشهر بررسي مي گردد. بنابراين هدف از تحقيق شناخت اثرات تحولات دروني و بروني اقتصادي بر روي فعاليت هاي توسعه توليدي دهستان و گسترش كالبدي روستاهاي شهرستان رضوانشهر بالاخص دهستان مركزي مي باشد در اين خصوص بهينه سازي توليد در روستاهاي مورد نظر، ايجاد رابطه معقول با بازار هاي مصرف،شناخت امكانات توسعه معقول مكانيزاسيون ومدرنيزاسيون در عرصه توليد  وفعاليت در محدوده مورد مطالعه با توجه به شرايط فرهنگي و اجتماعي روستاييان شهرستان رضوانشهر به خصوص دهستان مركزي گيل دولاب مي باشد.

 
 فصل اول  : كليات تحقيق                                                          6

6-1- روش تحقيق و علت انتخاب:
         در اين تحقيق ابتدا از روش مطالعات كتابخانه اي استفاده شده وبه جمع آوري آمار وارقام و اطلاعات از منابع  مختلف دانشگاهي (شهيد بهشتي ،تهران ،تربيت مدرس) وغيردانشگاهي (وزارت جهاد كشاورزي وسازمان برنامه و بودجه) در تهران ومنطقه مورد مطالعه پرداخته ام و سپس با شناخت دقيقي كه  از منطقه داشتم با روش مشاهده مستقيم از روستاهاي دهستان و  مصاحبه وپر كردن پرسشنامه با بهره برداران كشاورزي و مجتمع هاي توليدي بصورت حضوري وتصادفي در اكثر روستاهاي مركزي به كار ميداني پرداختم .
         بديهي است در اين ميان از وسايل آموزشي نقشه وتصوير برداري نيز بهره گرفته ام. در مرحله سوم به تجزيه تحليل داده ها و يافته ها ونگارش پايان نامه پرداخته ام .از آنجاييكه محقق خود اهل تالش مي باشد، جمع آوري اطلاعات و انجام كار ميداني و ارتباط مستقيم با كشاورزان را آسان نموده  است .در انتخاب وانجام اين تحقيق كه با زمينه هاي قدرتمند ذهني وشناخت منطقه  اي همرا ه بوده سعي نموده ام تا با تحقيقات اجتماعي – اقتصادي (socio – economic)  كه انجام مي دهم نتايج دلخواه از اين تحقيق را بدست آورده وضمناً ازآنجا يي كه  شهرستان رضوانشهر زادگاه من مي باشد آشنايي ديرينه بااين منطقه دارم .لذا اميدوارم كه با اين تحقيق دين خود را به اين سرزمين پاك ادا نموده باشم.
 
7-1-  موانع مشكلات تحقيق:
          بطور كلي مطالعاتي از نوع اجتماعي و اقتصادي كه مستقيما با شرايط اجتماعي و اقتصادي خانواده‌ها و          بالاخص كشاورزان سرو كار دارد كار آساني نمي باشد، علي الخصوص اينكه آن مطالعات در مورد مناطق روستايي باشد آنهم  روستاهايي كه از محروميتها رنج مي برند . خوشبختانه با بومي بودن اينجانب بر اين مشكل غلبه پيدا كرده ام .از ديگر مشكلات اين پايان نامه همانا چگونگي  دسترسي به اطلاعات از سازمانها  وادارات است كه نهايت سعي به عمل آمده تا از همكاري‌هاي  آنها برخوردار باشم،  اطلاعات لازم را درباره منطقه مورد مطالعه بدست آورم .جدا از مسائل و مشكلات آ كادميكي وعلمي وتحقيقاتي كه مورد اشاره قرار گرفت مسائلي از نوع دوري و فاصله دانشگاه محل تحصيل  با محل تحقيق و مشكلات جاده اي كه مي بايستي ارتباط بر قرار شودو در اينجا قابل ذكر است. زيرا اين مشكل در روند حركت، سرعت و انجام اين پايان‌نامه تاثير گذار بوده است.
 




 فصل اول  : كليات تحقيق                                                          7

8-1- اصطلاحات ومفاهيم :
-  دهستان :از به هم پيوستن چند روستا ،مكان ،مزرعه همجوار در يك محدوده جغرافيا يي                                                                               معين تشكيل ميشود كه از لحاظ محيط طبيعي و انساني همگن بوده وامكان خدمات رساني و برنامه ريزي در سيستم وشبكه واحدي رافراهم نمايد.(رهنمايي،1369 ،ص50)    
- روستا: روستا مبدا تقسيمات  كشوري است كه از لحاظ زيستي  مركز بوده  وحوزه  وقلمرو معين ثبتي  يا عرفي  مستقل كه حد اقل  تعداد 20 خانوار يا صد نفر  اعم از متمركز يا پراكنده در آنجا سكونت داشته باشند بطور مستقيم و غير مستقيم به يكي از فعاليتهاي  كشاورزي ،دامداري  يا به اعم صنايع  روستائي  وصيد  يا تركيبي از فعاليتها اشتغال داشته باشند (رضواني ،روابط  شهر وروستا 1374 ص15 )
- توسعه روستائي:توسعه روستائي يعني بهبودتصاعدي سطح زندگي روستائيان از طريق نوسازي ، ساخت ، كشت به منظور تامين تقاضاي در حال افزايش براي مواد غذائي ايجاد يك نظام حمايتي موثر و تغيير محيط روستائي براي بهبود سطح زندگي و برنامه هاي توسعه روستائي جزئي از برنامه هاي توسعه كشور به شمار مي رود  كه براي دگرگون سازي ساخت اجتماعي – اقتصادي جامعه روستائي بكار مي رود . اين گونه برنامه ها را كه توسط دولتها و يا عاملين آنها در مناطق روستايي پياده مي شوند دگرگوني اجتماعي برنامه ريزي شده نيز مي گويند . ( از كيا ، توسعه روستايي 1376 ص 18 )
-    توسعه پايدار : منظور از توسعه پايدار تنها حفاظت از محيط زيست نيست بلكه مفهوم جديدي از رشد اقتصادي است . رشدي عدالت امكانات زندگي را براي تمامي مردم جهان اندكي افراد برگزيده است . در نهايت توسعه پايدار به معني عدم آسيب هاي اقتصادي – اجتماعي و يا زيست محيطي به نسلهاي آينده و جامعه است . ( ازكيا ، جامعه شناسي 1375 ص 23 )
-    برنامه ريزي : فرآيند تصميم گيري كه هدف آن تركيب بهينه فعاليتها در ناحيه اي مشخص است كه با توجه به هدفهاي تعيين شده و نظام و فشارهاي ناشي از منابع موجود ، استفاده از سياست به وسيله آن هماهنگ مي شود . ( هيل – رهنمودها ، 1372 ص 105)
- بنياد زراعي :سه عنصر مرفولوژي زراعي ،مجموعه مساكن ،شيوه كشت ،مبين شكل مشخص از نحوه اشغال زمين و درك سازمان قلمرو  زراعي  در پهنه زمين مي باشد و اصطلاح بنياد زراعي به اين مجموعه بستگي هاي پر دوام عميقي كه ميان انسان وزمين وجود داردو مناظر روستايي  بيانگر آن است اطلاق مي شود (لوبور ،1354 ص8 )
- بهره برداري كشاورزي: كليه فعاليت هاي كشاورزي كه تحت  اداره يك يا چند نفر قرار دارد يك واحد توليد كشاورزي است  كه آنرا بهره برداري كشاورزي مي نا ميم (مركز آمار1367 ص38  )
 فصل اول  : كليات تحقيق                                                 8               

-دگرگوني :منظور تغيير برخي از وجود  كار كردي  يا ساختاري  جامعه  در طي گذشت  زمان است (چيتتا بهر1372 ص7  )
-    روابط توليد: عبارتست از رابطه بين مردم در جريان توليد ، اين روابط همچنين رابطه مالكيت را كه عبارت است از رابطه افراد با يكديگر در ارتباط بايكديگر و در ارتباط با وسايل ومحصولات كار در برمي گيرد ( سوداگر ، م 1356 ص20 )
-    زمين زراعي :پهنه ايي از زمين را گويند كه با داشتن ويژ گيهاي چند ( نظير تو پو گرافي ، آب وهوا ،نوع خاك و… از نظر علم كشاورزي از ساير زمينها متمايز مي باشد  ( لوبور 1354 ص3 )
-    شيوه  توليد:  مناسبات ميان مردم كه در جريان توليد كالاهاي مادي پديد مي آيد و در مقاطع زماني معيني غالب مي شود ، ري هم رفته "شيوه توليد " خوانده مي شود ( استفن 1368 ص . 16 )
-     شيوه كشت : شيوه همكاشتي گياهاني را كه يك جامعه روستايي به منظور استفاده بيشتر از زمينهاي خود انتخاب مي كنند و نيز دوران كشتها فنوني را كه با كشت اين گياهان بستگي دارد "شيوه كشت " نامند . ( لوبور 1354 ص 6 )
  - كشت با محصولات ساليانه( annual crops) يعني محصولا تي در كشاورزي كه كاشت،داشت وبرداشت آن دريك سال زراعي انجام پذيرد مثل برنج.    (شيخ حسني-1384)
-    -كشت بامحصولا ت دائميpermanent) ) يعني محصولاتي دركشاورزي كه كشت آنها در يكسال زراعي انجام ميگيرد اما داشت و برداشت ان طولا ني و دائمي است مثل درختان ميوه و تركيبات(شيخ حسني1384

 فصل دوم  : ويژگي هاي طبيعي منطقه موردمطالعه                                              9
 
1-2-موقعيت جغرافيايي شهرستان رضوانشهر  , حدود و وسعت :
              شهرستان رضوانشهر در شمال غرب استان گيلان واقع شده و از نظر موقعيت جغرافيايي بين 23/37 تا 38/31 درجه عرض شمالي و 34/48 تا 11/49 درجه طول  شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است. اين شهرستان با 804كيلومتروسعت محدود است ، از طرف شمال به درياي خزر و شهرستان تالش و از طرف شرق به درياي خزر و از طرف جنوب به ماسال و جنوب غربي و غرب  به شهرستان خلخال واز طرف جنوب شرقي به بندر انزلي  محدود مي گردد .
             مركز آن شهر رضوانشهر است با 4/7 كيلومتر مربع مساحت . شهرستان رضوانشهر،از لحاظ  تقسيمات اداري و سياسي, داراي دو مركز شهري به نام هاي پره سر و رضوانشهراست همراه با دو بخش: مركزي و پره سر و چهاردهستان به نامهاي دهستان مركزي( گيل دولاب) ,خوشابر , ييلاق ارده و ديناچال مي باشد .(نقشه شماره 1)
            براساس مطالعات انجام شده در تقسيمات كشوري ملاحظه گرديده است كه شهرستان رضوانشهر تا سال 1376 جزو يكي از بخش هاي سه گانه شهرستان تالش منظور مي گرديده كه از اين سال به بعد به شهرستان تبديل گرديده. ديگر بخش هاي شهرستان تالش عبارتند از بخش هاي ماسال و شاندرمن در جنوب رضوانشهر و بخش مركزي تالش در شمال رضوانشهر كه آنها نيز در همين سال تبديل به شهرستان شده اند.           بنابراين مي توانيم امروزه شهرستان تالش در گذشته را به شكل سه شهرستان جديد به نام هاي تالش به مركزيت هشتپردرشمال ، رضوانشهر به مركزيت همان رضوانشهر، وشهرستان  ماسال به مركزيت ماسال در جنوب ملاحظه نمود( نقشه شماره 2 ) .
              شهرستان رضوانشهر كه قبلآ جزو يكي از بخشهاي شهرستان تالش محسوب مي شده به نام رضوانده معروف بوده كه از دو ناحيه جلگه اي (( گيل دولاب ) ) در جنوب شرقي وكوهستاني(( تالش دولاب )) در شمال غرب  تشكيل شده است كه در مجموع  نزديك به 62 در صد كوهستاني و 38 درصد  جلگه اي مي باشد. قبل از اصلاحات اراضي  نزديك به يك قرن اين دو ناحيه به گسگر معروف بوده است كه آبادي پونل مقر اقامت حاكم ((ارباب)) در آن تاريخ بوده است درواقع از اين آبادي بوده است  كه راه آهن كوچك دِكوويل ،  پونل را به سياوزان در فاصله 14 كيلومتري تالاب انزلي متصل مي نموده است و ازاين مسير كه اولين راه آهن شمال نيز بوده،چوب،سنگ تزئيني ومنسوجات حمل و صادر مي شده است. (مشاور شمال 1376 ص 25 ) .
       فصل دوم  : ويژگي هاي طبيعي منطقه موردمطالعه                                          12

              اين شهرستان كه داراي چهار دهستان :مركزي به مركزيت روستاي دار سرا با 23 آبادي , دهستان ديناچال به مركزيت بازارچه ديناچال با 18 آبادي , دهستان خوشابر به مركزيت شانكاور 30 آبادي و دهستان اَرده به مركزيت اَرده با 33 آبادي است . دهستان مركزي ( گيل دولاب)  كه در جنوب شرقي شهرستان رضوانشهر واقع شده است داراي 22 آبادي است كه به فاصله هاي مختلف از هم قرار گرفته اند ( جدول شماره-1-2 ) .( نقشه شماره3)
نام روستا    فاصله تا مركز بخش    فاصله تا مركز    فاصله تا نزديكترين
اله بخش محله
بالا محله سياه بلاش
بداغ محله
تازه آباد
چنگريان
خليل محله
خيمه سر
دارسرا
رودسر
ساسان سرا
سياه بيل
شاهكوه
شفارود
طارم سرا
كليمان
گيل چالان
لاكتاسرا
ميانرود
ديلج محله
كاظم محله
هاشم آباد
    300/6
2
300/5
200/6
100/3
6
800/8
5
200/4
500/2
100/6
300/10
600/9
500/8
200/11
800/3
200/2
400/3
100/6
600/10
200/7
100/1
    300/11
7
500/6
200/11
400/2
9/0
13800
-
200/9
500/2
300/7
300/15
600/14
500/13
200/16
100/2
200/7
400/8
600/1
600/15
200/2
900/3
    200/2
1
8/0
6/0
6/0
9/0
8/0
9/0
9/0
6/0
8/0
7/0
7/0
1
9/0
5/0
200/1
100/1
1
800/1
100/1
300/1

 
                                           جدول 1-2- فواصل روستاهاي واقع در دهستان مركزي 1380
ماخذ:مشاور شمال 1376 ص27.

 

         
 
فصل دوم  : ويژگي هاي طبيعي منطقه موردمطالعه                                                    14

  دهستان مركزي گيل دولاب از شمال و شمال شرقي به كرانه هاي درياي خزر و از جنوب و جنوب غربي به دهستان خوشابر , از شرق و جنوب شرقي به شهرستان بندر انزلي و از جانب شمال غرب به دهستان ديناچال محدود مي شود. مركز دهستان گيل دولاب روستاي دار سرا در فاصله تقريبي 9 كيلومتري جنوب شرقي رضوانشهر است و با يك جاده آسفالته با مركز بخش ارتباط دارد . اين دهستان كه از كنار دريا شروع شده است و تا كوه پايه هاي تالش ادامه مي يابد بين ارتفاع 28 – متر تا يك متر ختم مي شود مساحت مركز دهستان مركزي 21/55 كيلومتر مربع اعلام شده است .

2-2-ساختار زمين شناسي منطقه مورد مطالعه:
           ويژگي هاي طبيعي همانند شكل زمين ,زمين شناسي , زلزله خيزي , جهت گسل ها منابع كانساري ,خصوصيات آب وهوايي و  مجموعه هاي زيستي مجاور آن نه در شكل توضيحي كه در مجموعه اي آميخته و مرتيط با هم در محيطه عمل مطالعات جغرافيايي قرار مي گيرد آنچه در اين مطالعات از اهميت و يژه اي برخوردار است شناخت و برقراري رابطه اي معقول ومتناسب  ميان اجزاء تشكيل دهنده محيط است اين دقيقا همان كاري است كه جغرافيادر بعد كاربردي خود بر عهده دارد. (رهنمايي , محمد تقي 1369 ص 8 )
          دهستان مركزي سرزمين جلگه اي است كه در جنوب شرق رضوانشهر واقع شده است از لحاظ  زمين شناسي منطقه به اين گونه است كه از يك طرف تحت تاثير گسل آستارا تا تالش و از طرف ديگر تحت تاثير  زون  درياي خزر قرار گرفته است .
            نحوه بوجود آمدن و تاثير گذاري اين دو منطقه بر زمين شناسي محل از دوران اول زمين شناسي شكل گرفته است و پس از آن شاهد تحول دوران ديگر زمين شناسي هستيم كه ساختار زمين شناسي منطقه مورد مطالعه را شكل داده اند .پس از يك آرامش نسبي در اواخر حركت كاتانگايي در حدود 850 تا 570 ميليون سال قبل حداقل از آغاز دوران اول زمين شناسي فلات ايران هموار شده به تدريج فرو نشسته و درياهاي زمين  شناسي كم عمقي در سراسر ايران آنرا پوشانده اند. در اين چرخه رسوبي , رسوب گذاري بيشتر از انواع قاره اي و تقريبا يكسان بوده است . اين وضع تا اواخر كامبرين ادامه داشته كه رسوبهاي آن ، پوشش پلات فرم ناميده شده است .اين حركات اغلب به صورت خشكي زائي يعني به طور مثبت عمل كرده اند . آثار آن به صورت مختلف در زون تالش شناسائي شده است .



 
فصل دوم  : ويژگي هاي طبيعي منطقه موردمطالعه                                                 15

             مهمترين آنها به صورت فقدان رسوبهاي (لاكونا ) سيلورين فوقاني و دونين زيرين در كوهستانهاي تالش و البرز غربي مي باشد مفهوم اين مسئله آن است كه در دوره فوق در محل كنوني ، درياهاي زمين شناسي پس روي نموده و فرسايش بر اين سرزمين حاكم بوده است . يكي ديگر از نتايج آن فعاليتهاي ماگمائي و دگرگون شدن سنگها مي باشد .( اصلاح عرباني 1380 ص 63 )بطوري كه در دهستان مركزي گيل دولاب دره نهشت هايي دلتايي تفكيك نشده . عصر حاضر از دوران اول در اين منطقه در خود جاي داده است .
            دوران دوم يكي از دوره هاي پر تحرك زمين شناسي مي باشد.در آغاز ژوراسيك قسمت اعظم گيلان به صورت محيط مردابي , رودخانه اي در آمده و از جنگلهاي متراكمي پوشيده شده است. سپس پيشروي تدريجي درياهاي ژوراستيك و مدفون شدن بقاياي جنگلها ,پيدايش لايه هاي زغال سنگي را به دنبال داشته اند كه در البرز شناسائي و استخراج مي شود با توجه به كيفيت رسوبهاي ژوراستيك مياني و بالائي, مخصوصا در البرز , بر عمق درياهاي افزوده شده و نواحي وسيعي از گيلان مجددا" در زير اقيانوسها مدفون مي شود . در پايان ژوراسيك مجددا" حركات زمين ساخت وسيعي منطقه را تحت تأثير قرار داده كه اصطلاحا" كمبرين پسين" ( در حدود 136 ميليون سال قبل ) ناميده شده است . اين حركات جنوب ناحيه گيلان رااز آب خارج ساخته در حالي كه ناحيه تالش كماكان در زير آب قرار داشته است . همشيبي رسوبهاي ژوراسيك و كرتاسه در كوههاي تالش ،مبين اين مسئله مي باشد .( نقشه شماره 4)
            در اواخر دوران سوم حركات زمين ساخت مهمي به نام لارمين ( در حدود 65 ميليون سال قبل ) در سراسر ايران بوقوع پيوسته است . بر اثر اين حركات كوهستان هاي البرز و تالش كه در اواسط دوران دوم پي ريزي شده بود براي نخستين بار به صورت جزاير عظيمي از قيد درياهاي زمين شناسي آزاد شدند . بدين ترتيب ارتباط درياهاي فلات مركزي ايران با درياهاي شمالي كه درياي كنوني خزر باقيمانده آن محسوب مي شود قطع گرديده است.  دامنه هاي شمالي البرز و قسمتي از محل فعلي درياي خزر و قسمت مهمي از دامنه هاي شرقي تالش از آب خارج شده ، در حالي كه دامنه غربي تالش و شمال اين كوهستان ( از محدوده ي آستارا به سمت شمال ) كماكان در زير آب باقي مانده اند . ( عرباني 1380 ص 64 )
           در آغاز دوران سوم ، استان گيلان از دو بخش متمايز تشكيل مي شده است. نيمه شمالي البرز و دامنه هاي شرقي تالش ، خارج از آب قرار داشت ، در حالي كه نيمه جنوبي البرز و مغرب و شمال تالش را درياهاي زمين شناسي ، مي پوشانيده است در طي حركاتي كه به حركات پيرنه اي ( حدود 37 ميليون سال قبل ) مشهور است قسمت ديگري از استان گيلان از آب خارج شد و اسكلت كامل كوهستانهاي تالش و البرز شكل گرفته است . وجود افيوليت ملانژها در كوهستان تالش را نتيجه حركات پيرنه اي در اين محدوده مي داند .
 
فصل دوم  : ويژگي هاي طبيعي منطقه موردمطالعه                                                         17

          حركات زمين شناسي در منطقه به نام پاسادنين (در حدود 2 تا 3 ميليون سال قبل ) اتفاق افتاده و اسكلت ناهمواريهاي ايران و از جمله استان گيلان به صورت تقريبا" نهايي ، شكل گرفته اند درياهاي زمين شناسي به كلي از اين سرزمين ، عقب نشسته و درياي خزر در پاي كوهستانهاي تالش و البرز ختم مي شده است . گسلهاي قديمي فعال شده و گسلهاي جديدي نيز بوجود آمدند. ( اصلاح عرباني 1380 ص 64 ) .
             از نظر زمين شناسي شهرستان رضوانشهر از رسوبات عمر خاص تا دوره اول رادر خود جاي داده است به طوري كه در دهستان گيل دولاب دره نهشته هاي دلتايي تفكيك نشده عصر حاضر و در دهستان ديناچال نهشته هاي دريايي عصر حاضر پليوستوس و همچنين ماسه سنگ و شيل همراه با آهك دوران دوم و دوره ژوراسيك كرتاسه پاييني و در دهستان خوشابر رسوبات كرتاسه زيرين كه سنگ آهك لايه اي خاكستري و سنگ آهك رس دارد را مي توان مشاهده نمود و در دهستان ييلاقي ارده در قسمتهاي شمالي سنگهاي آتش فشاني بازي و سنگهاي آهكي وكنگولومر ايي   دوران اول را مي توان مشاهده نمود كه داراي شيب متوسط بوده است و داراي دو معدن سنگ لاشه نيز مي باشد. (مشاور شمال 1375 ص 154 ) (نقشه شماره 5 و 6 )
 
3-2-گسلهاي مهم در منطقه مورد مطالعه :
               اصولا"تالش كه در قلمرو چين خوردگي هاي آلپ –هيما ليا قرار دارد ،جزءقلمرو ناپايدار كره زمين محسوب مي شود و پوسته جامد در حوضه اين سيستم به تعادل قطعي دست نيافته است . آثار پيكر شناسي اين حركات ، به صورت دگر شيبيهاي زاويه دار يا فرسايشي ،مجاورتهاي غير عادي ،ايجاد پرتگاههاي متعدد  بويژه در سنگهاي مقاوم و سر انجام ايجاد بر افراشتگيها و پيدايش حوزه هاي پست و دره هاي گود ، تقريبا" همه جا مشهود است . امتداد اولين گسلهاي اصلي هميشه عمود بر امتداد نيروهاي مولد آن است . به همين جهت مسير چنين گسلهايي در البرز شرقي – غربي ويا بهتر شمال غربي به جنوب شرقي و در تالش بيشتر شمالي – جنوبي مي باشد. امتداد لبه خارجي (جنوبي وغربي )توده سخت درياي خزر ،در مسير اين گسلها و همچنين مسير سطح محور تغيير شكلهاي تالش و البرز ، دخالت مستقيم داشته و به عبارت ديگر در بسياري از موارد ، موازي آن مي باشد . توجيح انحراف محلي از اين مسير ها مر بوط به نحوه  انتقال ميزان نيرو و نسبت مقاومت سنگها ي مختلف در همان محلها  خواهد بود (عرباني 1380 ص70 ).
 بطور كلي از ميان گسلهاي مهم وموثر در ايجاد پستي وبلندي در شهرستان رضوانشهر كه بالطبع دهستان مركزي را هم تحت تا"ثيرقرار داده اند از آن جمله مي توان به 2گسل مهم اشاره كرد :

انجام پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

سفارش پایان نامه

نقشه