انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

سفارش پایان نامه|بررسی عوامل موثر بر شکل گیری هویت اجتماعی دانش آموزان متوسطه شهر نیشابور   
         

چکیده
این تحقیق با هدف بررسی عوامل موثر بر شکل گیری هویت اجتماعی دانش آموزان متوسطه شهر نیشابور از سه بعد دینی ، خانوادگی و ملی شکل گرفته است. فرضیات اصلی این تحقیق عبارتند از : جنس، پایگاه اقتصادی – اجتماعی ، میزان رضایت از خود ، درونی شدن ارزشها ، هماهنگی ارزشهای گروهی ، تایید دیگران که بر هویت اجتماعی دانش آموزان موثر می باشند .
این تحقیق به شیوه پیمایشی انجام شده و از تکنیک پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده شده است . جامعه آماری تمام دانش آموزان پایه اول و دوم و سوم متوسطه نیشابور (15336 نفر) می باشند . حجم نمونه 375 نفر شد که 190 نفر دانش آموز پسر و 185 نفر دانش آموز دختر را در بر می گیرد . شیوه نمونه گیری قشر بندی است که نمونه ها از رشته های عمومی ، انسانی ، تجربی ، ریاضی ، فنی و حرفه ای و کار و دانش به تفکیک جنس و پایه تحصیلی به صورت تصادفی انتخاب شده است . تجزیه و تحلیل داده ها با   استفاده از t-test و ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل چند متغیری (رگرسیون چندگانه) و تحلیل مسیر صورت گرفته است .
 نتایج تحقیق نشان داد که بین متغیرهای مستقل (میزان رضایت از خود ، درونی شدن ارزشها، هماهنگی ارزشهای گروهی و تایید دیگران ) با متغیر وابسته هویت اجتماعی و سه بعد آن (ملی ، دینی، خانوادگی) رابطه معنا دار مثبت وجود داشت . یعنی با افزایش متغیرهای مستقل متغیر وابسته هم افزایش می یابد .  و بین متغیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی با هویت اجتماعی رابطه معناداری وجود نداشت . ولی با بعد ملی رابطه معنا دار و معکوس و با بعد خانوادگی رابطه معنادار و مثبت وجود داشت . یعنی هر چه پایگاه اقتصادی – اجتماعی والدین بالاتر باشد ، هویت ملی آنان ضعیف تر و هویت خانوادگی آنها ، قوی تر می شود . بین متغیر جنس با هویت اجتماعی رابطه معنادار وجود نداشت ولی با بعد دینی رابطه معنا دار وجود داشت . بدین معنا که : دختران هویت دینی قوی تری نسبت به پسران داشتند  .

کلید واژه ها : جنس ، پایگاه اقتصادی – اجتماعی ، درونی شدن ارزشها ، هماهنگی ارزشهای گروهی ، تایید دیگران ، رضایت از خود ، هویت اجتماعی ، هویت دینی ، هویت خانوادگی ، هویت ملی


1ـ1 مقدمه
آنچه موجب شد تا پژوهش فعلي با اين عنوان در خصوص دانش آموزان متوسطه انجام شود، به دليل اشتغال به تدریس (نگارنده) در مقطع متوسطه شهرستان نيشابور است که مدام شاهد نگراني هاي همكاران فرهنگي و همچنين مراجعات مكرر اوليا و اظهار نگراني از وضعيت تحصيلي و اخلاقي فرزندانشان ، بودم و با توجه با اينكه همگي دبيران و اوليا به اتفاق معتقد بودند  كه نسل فعلي با نسلهاي قبلي بسیار متفاوت مي باشد و يك شكاف نسلي عميق احساس مي كردند  و از طرفي مشاهده برخي از رفتارها و حركات و گرايشات در كلاس هاي درس ، مرا بر آن داشت تا در زمينه هويت اجتماعي آنان و مسائل تأثير گذار بر آن به صورت جدي به مطالعه بپردازم و بدین صورت  زمينه تحقيق حاضر  فراهم شد.
در اين فصل مسأله تحقيق مطرح و اهميت و ضرورت آن بيان مي شود و سپس اهداف تحقيق، محدوده زماني و مكاني و پيشينه تحقيق عنوان مي شود، و در نهايت به موانع و تنگناهاي تحقيق پرداخته مي شود.
1ـ2 عنوان تحقيق:
بررسي عوامل موثر بر شكل گيري هويت اجتماعي دانش آموزان متوسطه شهر نيشابور در سال تحصيلي
86 ـ 85

1ـ3 بيان مسأله
در طي مطالعات مقدماتي و مصاحبه هاي اكتشافي با مسئولين آموزش و پرورش، اوليا ، مربيان، دبيران و دانش آموزان، نتايج بدست آمده نشان داد که ، برخي از دانش آموزان ارتباط چنداني با خانواده هايشان نداشتند ، نسبت به انجام فرايض ديني توجه جدي از خودشان نشان نمي دادند و برخی به آئین مسیحیت گرایش داشتند ، به آداب و رسوم ملي اهميت نمي دادند و حتي زندگي در كشورهاي ديگر را ترجيح مي دادند  كه اينها خود نشان از ضعف هويت خانوادگي، ديني و ملي آنان بود . انجام برخي از حركات و نوع آرايشها در هر دو جنس مسئله هويت جنسي آنان را هم خدشه دار نموده است. عدم رضايت از خود، خانواده‌، كشور، دين و ... باعث سست شدن هويت اجتماعي برخي از دانش آموزان شده است که نتايج اين ضعف هويتي عبارتند از: بي انگيزگي نسبت به مسائل آموزشي، گستردگي ناهنجاري هاي اخلاقي، بي نظمي و بي انضباطي، نگراني ، نا اميدي و.... حال براي محقق اين سئوالات و يافتن جوابي براي اينها مطرح است :
1ـ چه عواملي بر شكل گيري هويت اجتماعي دانش آموزان مؤثر است؟
2ـ آيا ميزان رضايت از خود بر هويت اجتماعي دانش آموزان تأثير دارد؟
3ـ آيا پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي والدین  بر هويت اجتماعي دانش آموزان مؤثر است؟
4ـ آيا جنس دانش آموزان با هويت اجتماعي آنان رابطه دارد؟
5ـ آيا میزان دروني شدن ارزشها در دانش آموزان با هويت اجتماعي آنان  مرتبط است؟
6ـ آيا هماهنگي ارزش هاي گروهي بر هويت اجتماعي دانش آموزان تأثير مي گذارد؟
7ـ آيا مورد تأييد ديگران بودن با هويت اجتماعي دانش آموزان  ارتباطي دارد؟
1ـ4 اهميت و ضرورت تحقيق
از آن جا كه بحران هويت از سالهاي نوجواني آغاز مي شود و بخش عظيمي از دانش آموزان دبيرستاني، در اين سنين قرار گرفته اند و با توجه به نگراني هايي كه در زمينه علايق و گرايشات و رفتار هاي دانش آموزان مشاهده مي شود و از آن جا كه بخش مهمي از وجود دانش آموزان را هويت آنان تشكيل مي دهد و زندگي فردي و اجتماعي آنها نیز متأثر از اين مسئله است ، آنان در جستجوي هويت مي باشند و موقعيت مبهم دانش آموزان دبيرستاني،در فرهنگ و جامعه معاصر، اين نتيجه را براي آنها در بر دارد كه فرصتي را به منظور آزمودن شيوه هاي مختلف زندگي به آنها مي دهد، تا آنها تصميم بگيرند كه چه الگو هاي رفتاري، ارزشي و نگرشي بهتر مي تواند نياز هاي آنها را تأمين نمايد. در برخورد با دانش آموزان در كلاس هاي درسي يا مشاوره هاي فردي با دانش آموزان ، دریافتم که گرايش به آئين مسيحيت و زندگي در كشورهاي ديگر را صرفاً به خاطر احساس آزادي بيشتر براي رفع نياز هايشان ابراز مي كنند. همچنين مصرف مشروبات الكلي، قليان و سيگار، ارتباطات جنسي و ... را صرفاً در راستاي رفع نياز هایشان ارزيابي مي کردند و اين مسئله هويت ديني، ملي و خانوادگي آنان را خدشه دار نموده است و بخش عظيمي از جمعيت انساني كه بايد در جهت آبادانی و حفظ آرمانها و ارزشهاي كشور، آموزشهاي لازم را ببينند  و در آينده به خدمت گرفته شوند، به نحو احسن و شايسته مورد استفاده قرار نمي گيرند.
 در جهان امروز ((وضعیت و جایگاه هر کشوری با توجه به ساختار ، روند ، ماهیت و عملکرد دو عامل زیر مشخص می شود : 1- ماهیت ساختاری و عملکرد ارکان و عناصر اصلی و تشکیل دهنده ی نظام اجتماعی آن کشور 2- شرایط و موقیت منطقه و جهان در ارتباط با آن کشور . در ارتباط با عامل اول باید گفت که عناصر و ارکان اصلی جامعه ی ما به خاطر ناهمگونی ساختاری آنها ، زمینه های نامطلوبی را برای تحول ، توسعه و تکامل اجتماعی فراهم کرده است . این واقعیت  زمینه ی  مناسب را برای شکل گیری روابط اجتماعی عادلانه ، تقسیم کار اجتماعی عادلانه ، توزیع امکانات و امتیازات اجتماعی بر پایه ضوابط و قوانین مدون و انسانی فراهم ننموده است )) ( سیف اللهی ، 1381 : 167) بنابراین زمینه برای ظهور و بروز بحران های گوناگون در جامعه فراهم می باشد .
لذا ضرورت بررسي عوامل مؤثر بر شكل گيري هويت اجتماعي دانش آموزان به شدت احساس مي شود كه در اين تحقيق به آن پرداخته مي شود.
5ـ1 اهداف تحقيق
اهداف تحقيق حاضر عبارتند از:
ـ شناسایی  عوامل موثر بر شكل گيري هويت اجتماعي دانش آموزان متوسطه شهر نیشابور
ـ بررسي میزان همبستگی عوامل موثر بر شکل گیری هويت اجتماعي از ابعاد : ملی ، دینی و خانوادگی
- یافتن و ارائه  راه حل برای بهبود هویت اجتماعی دانش آموزان متوسطه شهر نیشابور
6ـ1 محدوده زماني و مكاني تحقيق
تحقيق حاضر در محدوده مكاني شهر نيشابور انجام شده است و از نظر زماني ،  سال تحصيلي 86 ـ 85  را مد نظر دارد .
7ـ1 مروري بر مطالعات پيشين
در اين قسمت مروري داريم بر تحقيقاتي كه در زمينه هويت اجتماعي در داخل و خارج ايران صورت گرفته اند.
1ـ7ـ1 تحقيقات انجام شده داخلي
ـ عبدالرسول كريمي در سال 1375 در تحقيقي با عنوان «بررسي رابطه بين عزت نفس و هويت يابي در نوجوانان 18ـ15 ساله در شهر تهران» با استفاده از روش پيمايشي، از بين كليه دانش آموزان مقطع متوسطه شهر تهران كه در سال تحصيلي 75ـ74 به تحصيل اشتغال داشتند، از طريق نمونه گيري خوشه اي 200 نفر از دانش آموزان دختر و پسر از نواحي 18،7،4،2 را به طور تصادفي انتخاب نمود.
ابزار تحقيق دو فرم پرسشنامه هويت شخصي و پرسشنامه عزت نفس كوپر اسميت بود كه به آزمودني ها داده شد تا با توجه به شرايط خود، آزمون ها را تكميل نمايند. نتايج نشان داد كه ميان توزيع آزمودني هاي دختر و پسر از نظر اهميت هويت جنسي با توجه به عزت نفس شان تفاوت وجوددارد.
ميان توزيع آزمودني هاي دختر و پسر از نظر توجه و عمل به ارزش هاي اخلاقي تفاوت وجود نداشت. دانش آموزان دختر و پسر با عزت نفس بالا و پايين از نظر هويت مذهبي تفاوت نداشتند و بين توزيع آزمودني هاي دختر و پسر از نظر ايجاد ارتباط با همسالان و طرز ديد نسبت به خود و عزت نفس آنها تفاوت وجود داشت .
ـ پور جبلي در تحقيقي تحت عنوان « بررسي عوامل موثر بر شكل گيري هويت اجتماعي و فرهنگي نوجوانان اروميه» در سال 1379 با استفاده از روش پيمايش و با انتخاب يك نمونه 383 نفري از نوجوانان شهر اروميه كه در گروه سني 18ـ 12 ساله قرار داشتند، با رويكرد تئوري پيتر بورك به بررسي 4 عامل خانواده، مدرسه، گروه دوستان و رسانه هاي تصويري به بررسي هويت اجتماعي و فرهنگي نوجونان پرداخت. وي در تحقيق خود به اين نتيجه رسيد كه بين عوامل خانواده، مدرسه، دوستان و رسانه هاي تصويري با شكل گيري هويت اجتماعي و فرهنگي نوجوانان رابطه مثبت و معنا دار وجود دارد.
ـ فاطمه رئيسي در سال 1376 در تحقيقي با عنوان «بررسي تأثير مشاوره گروهي بر كاهش بحران هويت نوجوانان دختر مقطع متوسطه شهر اصفهان» با استفاده از روش نيمه آزمايشي و استفاده از طرح گروه كنترل نا برابر به اين موضوع مي پردازد. وي با روش خوشه اي چند مرحله اي از بين نواحي آموزش و پرورش اصفهان، نواحي 3و4 را انتخاب و سپس از بين مدارس اين دو ناحيه، دو مدرسه را به صورت تصادفي انتخاب مي كند. نمونه آماري اين تحقيق را 40 نفر از دانش آموزان دختر تشكيل مي دهند و سپس از اعضاي داوطلب جهت شركت در مشاوره گروهي ثبت نام به عمل مي آورد و سپس دانش آموزان به صورت تصادفي به دو گروه گواه و آزمايش تقسيم می شوند . ابزار جمع آوري اطلاعات در اين پژوهش تست هاي هويت شخصي است . نتايج تحقيق نشان مي دهد كه مشاوره گروهي در كاهش بحران هويت نوجوانان دختر شهر اصفهان مؤثر بوده است.
ـ محمد باقر آخوندي در سال 1377 در مطالعه اي با عنوان «بررسي هويت ملي و مذهبي جوانان مشهدي و تأثير روابط اجتماعي بر آن» با استفاده از روش تحقيق پيمايش و تكنيك جمع آوري اطلاعات از طريق مصاحبه هاي عميق و پرسشنامه از بين جوانان 24ـ 18 ساله ساكن مشهد، اين تحقيق را انجام داده است . وي با انتخاب يك نمونه 464 نفري از سطح مناطق ده گانه شهر، به نتايج زير دست يافت:
الف) 52 درصد كل پاسخ گويان بيش از 60 درصد با تيپ ايده ال هويت ملي هماهنگي دارند. همچنين پايبندي نظري به مذهب و مليت بيش از پايبندي عملي به آن هاست.
ب) پس از انجام تحليل  رگرسيون و تحليل مسير داده ها، روشن شد كه حركت جوانان و اعضای خانواده هايشان در مراسم ملي مذهبي، گفتگو پيرامون مذهب و تأييد مستمر آن در خانواده، اهميت دادن به نظرات خانواده و دوستان، مشورت با خانواده و تماشاي برنامه هاي ايراني تلويزيوني، بر هويت ملي مذهبي تأثير مستقيم دارد . همچنين وضعيت اقتصادي جوانان، تماشاي فيلم و سريال هاي خارجي تلويزيون و تماشاي فيلم هاي سينمايي از طريق ويدئو و ... بر هويت ملي و مذهبي تأثير معكوس داشتند .
- مريم سروش در سال 1380 در تحقيقي با عنوان «بررسي عواملي فرهنگي، اجتماعي مؤثر بر هويت مذهبي جوانان شهر شيراز» با استفاده از روش پيمايش و انتخاب يك نمونه 400 نفري از جوانان 35ـ 19 ساله شهر شيراز به نتايح زير دست يافت:
ميزان مذهبي بودن والدين و دوستان، ميزان دنيا گرايي و جنسيت مهمترين متغير هايي بوده اند كه بصورت مستقيم بر هويت مذهبي تأثير داشته اند. بقيه متغير ها از جمله ميزان رضايت مندي سياسي، ميزان جهاني شدن و وضعيت تأهل بصورت غير مستقيم مؤثر بوده اند.
نتايج تحليل چند متغيره و تحليل مسير نشان مي دهد كه اثرات مستقيم بر هويت مذهبي در مجموع تعيين كننده تر از اثرات غير مستقيم است و جوانان بيشترين تأثير را از گروههاي دوستي و والدين خود دريافت مي كنند. ميزان دنيا گرايي به صورت منفي بر متغير وابسته تأثير داشته است. يعني هر چه ميزان دنيا گرايي فرد بيشتر باشد، هويت مذهبي او ضعيف تر است. از طرف ديگر عامل جنسي نيز در اين امر دخيل بوده يعني زنان مذهبي تر از مردان بوده اند اما اين متغير اثر زيادي نداشته است.
تحقيقات داخلي ديگري در زمينه هويت اجتماعي انجام گرديده است كه از ذکر بعضي به دليل مشابه بودن نتايج منصرف شدیم و برخي را هم به دليل مرتبط نبودن با تحقيق حاضر نیاوردیم و در این جا به برخي از عناوين آنها اشاره مي کنیم :
1ـ آلمال، 1375، عوامل موثر بر شكل گيري هويت فرهنگي دانش آموزان سال سوم دبيرستان منطقه 5 شهر تهران
2ـ سكينه طالبي، 1378، تحول هويت ملي دانش آموزان دختر دوره تحصيلي ابتدايي، راهنمايي و متوسطه شهر تهران.
3ـ طاهره كيذقان، 1380، بررسي عوامل مؤثر بر هويت اجتماعي زنان شهر شيراز.
4ـ جواد اسماعيلي، 1376، مقايسه بحران هويت در دانش آموزان تيز هوش و عادي پايه سوم راهنمايي و اول دبيرستان منطقه 12 تهران.
5ـ محمد رضا ارشد خرگردي، 1381، عوامل موثر بر بحران هويت در بين دانشجويان كارشناسي دانشگاه  تبريز.
6ـ عبد اللهي، 1375، بررسي هويت جمعي موجود در بين جمعيت شهری، روستايي و ايلي ايران.
7ـ محمدي روزبهاني، 1377، بررسي روابط نظام ارزشي و رشد اخلاقي با هويت يابي در دانشجويان دانشگاه شهيد چمران اهواز.
8ـ راستگو مقدم، 1376، بررسي تحول هويت شغلي از نوجواني تا جواني و ارتباط آن با پيشرفت تحصيلي.
9ـ فيض درگاه، 1374، بررسي هويت دختران نوجوان با تأكيد بر هويت شغلي در اواخر نوجواني.
10ـ دارابي، 1376، هويت يابي دانش آموزان فاقد و داراي پدر در بين دانش آموزان دبيرستاني تهران.
2ـ7ـ1 تحقيقات انجام شده خارجي
مطالعه فيليپ ميلمان  در سال 1979 روي پسران، قبل از رفتن به دانشگاه در سن 18ـ 12 و مردان جوان در سن 24ـ 21 ساله نشان داد كه اغلب نوجوانان 15ـ 12 ساله يا هويت شان شكل گرفته و گسترش يافته و يا خاتمه يافته بود. در اين سن بسياري از نوجوانان تمايلي نداشتند كه فكر كنند چه كسي هستند؟ يا ايده اي نداشته و يا مي دانستند كه هر ايده اي كه دارند احتمالاً تغيير مي كند. ديگر نوجوانان ممكن است چيزي را كه دوست دارند بگويند. مثلاً من مي خواهم مانند پدرم يك پزشك بشوم. به هر حال روشن است كه آنها هر گز رفتاري از خودشان نداشته اند، بلكه هويتي را كه دارند توسط والدين يا مردم براي آنها حدس زده شده است و دچار حالتهاي پيش ساخته كه شامل يك تعهد بودن است، شده اند. پيشرفت به طرف هويت از 18 سالگي شروع مي شود. اين قانوني شدن در افراد يك بحران آزمايشي جاري يا فعاليت جستجوي هويت است و احتمالاًٌ داخل شدن در حالتهاي قانوني يك نشانه خوب براي فرد است. اگر فرد بتواند پاسخ به سوالات بر انگيخته را پيدا كند، به حالتهاي وصول هويت حركت مي كند. در مطالعه ميلمان تنها 20% افراد 18 ساله و 40 درصد دانشجويان و فقط بيش از نيمي از افراد 24 ساله به حالت هاي وصول هويت رسيده اند.
ـ اليزابت هيلمن  در تحقيقي با عنوان «ستيز براي خود، قدرت و هويت در دختران نوجوان» با استفاده از روش ميداني و مطالعه كيفي و بر اساس مشاهده عميق و مستقيم رفتار هاي نوجوانان در فضاي مدرسه به بررسي مسائل شكل گيري هويت در ميان دختران نوجوان دبيرستاني در منطقه اي فقير نشين در انگلستان پرداخته  است البته رويكرد اين پژوهش به مسأله هويت فردي اريكسون و نيز نظرات فمنيستي بوده است. در اين پژوهش به بررسي مشكلات ويژه دختران نوجوان براي شكل دادن به هويتشان بصورتي محكم و قدرتمند براي بزرگسالي پرداخته شده است. در اين راستا تأييد هويتي كه از طريق شكل ظاهري تعريف مي شود، تأثيرات رسانه اي داخلي و تأئيد كم خانواده و اجتماع بر شكل گيري هويت، مورد بحث قرارگرفته است. نويسنده بر اين تصور است كه الگوهايي كه رسانه ها و نيز اجتماع به اين دختران براي شكل دادن به هويتشان ارائه مي دهند، بسيار سطحي و بي محتوا است نه الگويي محكم و قدرتمند براي داشتن هويتي كارا و مفيد در بزرگسالي و در اين ميان نقش خانواده دراين شكل گيري ، كم رنگ و ضعيف مي باشد. او با تشريح اين مسائل در نهايت اين موضوع را مطرح مي كند كه در قبال تأثير زياد و همه گير الگو هاي پست مدرني كه اجتماع و رسانه ها براي دختران عرضه مي كنند، مدرسه و معلمان مي توانند نقش مؤثري در تشويق اين دختران نوجوان براي دستيابي به هويتي قوي، محكم، فعال و كار آمد داشته باشد.
ـ يانگ هنگ  در تحقيقي با عنوان «مقايسه در جريان انتقال سياسي؛ تعامل عقايد ترقي خواه و هويتهاي اجتماعي» در سال 1997 با استفاده از روش پيمايش و جمع آوري اطلاعات از طريق پرسشنامه با انتخاب 242 دانش آموز در هنگ كنگ به بررسي روابط بين ادراك گروهي و نظريه هاي ضمني افراد راجع به سازگاري منش يا خصوصيات انسان مي پردازد. نظريه هاي ضمني، هويتهاي اجتماعي و مقوله بندي گروهي ارزيابي شد و نتايج زير بدست آمد:
1ـ افرادی كه معتقد بودند خصوصيات انسان كامل است (نظريه پردازان ضمني) ممكن است گروه را بعنوان يك ماهيت ببينند و بنابراين به مقايسه اجتماعي بپردازند، تا تمايز بين گروه ها را دريابند.
ـ در مقابل افرادي كه معتقدند انسان از خصيصه سازگاري برخوردار است (نظريه پردازان ترقي خواه) بر جنبه هاي پويايي گروه هاي اجتماعي تأكيد داشتند (مانند اهداف گروه) و از اين رو احتمالاً كمتر به مقايسه اجتماعي توجه دارند.
ـ بر اساس تحقيقات اسكو  كه تكوين هويت در جوانان نروژي را با جوانان ديگر اروپا و آمريكاي شمالي مورد مطالعه و مقايسه قرار داده است، نتايج زير بدست آمده است.
ـ نقل داستانها در تكوين هويت اخلاقي نقش مهمي را ايفا مي كند و نقل داستانها توسط مادر از نقل داستانها توسط پدر مؤثر تر است. در ارتباط با نداي اخلاقي، آنها دو ندا را از هم تفكيك مي كنند كه يكي را نداي عدالت؛ و ديگري را نداي مراقبت؛ مي نامند و معتقدند كه در پايان جواني اين دو ندا با هم تركيب مي شوند و هويت اخلاقي را مي سازند. وي در مورد تأثير رفتارهاي والدين در تكوين هويت به اين نتيجه رسيد، كه رفتارهاي تسهيل گرانه و محبت آميز، توأم با بحث و مبارزه طلبي بيش از رفتار هاي تسلط جويانه و همچنين اغماض گرانه در تكوين هويت مؤثرند.
در ارتباط با دو جنس در تكوين هويت و مقابله با استرس، آنها به اين نتيجه رسيده اند كه تركيب مادرسخت گير وپدرسهل گيرمناسبترين شرايط را براي تكوين خود در دختران فراهم مي كند. در مقابله با استرس، پسران بيشتر از روش هاي فعالانه بر طرف كردن عامل استرس يا انكار آن و دختران بيشتر از روشهاي منفعلانه و عاطفي و كمك گرفتن از ديگران استفاده مي كنند.
به علاوه دختران بيشتر تحت تأثير استرس قرار مي گيرند و آنرا بزرگتر ارزيابي مي كنند.
برخي از تحقيقات خارجي كه در زمينه هويت اجتماعي انجام شده است و به دليل مرتبط نبودن با تحقيق حاضر به ذكر نام آنها بسنده مي كنيم:
ـ آنتوني رودريگر     1997    گفتمانهاي فرهنگي و حفظ هويت هنديها در معبد هايندو
ـ نينگ يانگ         1997    بحران فرهنگي و ساخت هويت
ـ لوتاتن         1998    بررسي جنبه هاي هويت اجتماعي در زنان و مردان آلمان
ـ ماياسكوسكي         1997    پيش بيني كنندگان هويت اجتماعي فمنيسيم
چريل اسنفورت          1998    تأثير متغيرهاي خانواده وقوميت بر توسعه هويت
3ـ7ـ1 نتيجه گيري از تحقيقات انجام شده داخلي و خارجي:
آن چه كه از مطالعه تحقيقات انجام شده در تحقيق حاضر استفاده شده است عبارتند از:
ـ نقش خانواده، مدرسه، دوستان و رسانه هاي تصويري در بررسي هويت اجتماعي دانش آموزان
ـ نقش پايگاه اقتصادي - اجتماعي نوجوانان در شكل گيري هويت اجتماعي
آن چه تحقيق حاضر را از ساير تحقيقات متمايز مي كند به شرح ذيل مي باشد:
اولاً اين تحقيق براي اولين بار در شهر نيشابور و بويژه در خصوص هويت اجتماعي دانش آموزان متوسطه انجام مي شود.
ثانياً دراين تحقيق از متغير هايي مثل: دروني شدن ارزشها، هماهنگي ارزشهاي گروهي، ميزان رضايت و تأييد ديگران به منظور سنجش عوامل مؤثر بر شكل گيري هويت اجتماعي دانش آموزان در غالب نظريه پردازان كنش متقابل نمادي بويژه نظرات ميد وكولي و نظریات پارسونز و پیتربورک مورد بررسي قرار مي گيرد.
8ـ1 تعاريف مفهوم هويت
بديهي است كه بايد كار را از بنيادي ترين پرسش ها آغاز كنيم. هويت چيست و هويت اجتماعي كدام است؟ هويت اجتماعي خصيصه همه انسانها به عنوان موجوداتي اجتماعي است. واژه هويت، جهاني از موجودات، اشياء و مواد را در بر مي گيرد كه از مقوله محدود بشريت گسترده تر است. به همين لحاظ، معاني عمومي واژه هويت ارزش آن را دارند كه به آنها توجه كوتاهي بشود و به اين ترتيب مبنايي براي بررسي مشخص ما از هويت اجتماعي بدست بدهند.
در فرهنگ معین هویت اینگونه تعریف شده است : هویت یعنی 1 – ذات باری تعالی 2- هستی ، وجود 3- آنچه موجب شناسایی شخص باشد 4- ((حقیقت جزئیه )) یعنی هرگاه ماهیت با تشخص لحاظ و اعتبار شود هویت گویند.و گاه هویت به معنی وجود خارجی است و مواد تشخص است .
 با رجوع به فرهنگ لغات انگليسي اكسفورد در مي يابيم كه واژه هويت يا Identity ريشه در زبان لاتين دارد. (identities كه از idem يعني «مشابه ويكسان» ريشه مي گيرد) و دو معناي اصلي دارد. اولين معناي آن بيانگر مفهوم تشابه مطلق است: (اين با آن مشابه است). معناي دوم آن به مفهوم تمايز است كه با مرور زمان سازگاري و تداوم را فرض مي گيرد.
مفهوم هويت به طور همزمان ميان افراد يا اشياء دو نسبت محتمل برقرار مي سازد، از يك طرف مشابهت و از طرف ديگر تفاوت. فعل شناسايي به ضرورت ، لازمه هويت است. هويت به خودي خود «دم دست» نيست، بلكه همواره بايد تثبيت شود. اين به فهرست ما دو معني ديگر اضافه مي كند. طبقه بندي كردن اشياء و افراد و مرتبط ساختن خود با چيزي يا كسي ديگر. به طور مثال يك دوست، يك قهرمان، يك حزب و... . هريك از اين معاني جايگاه هويت را در افت و خيز عمل و فرآيند ، معين مي كند. همه افراد هر دو كار را انجام مي دهند. علاوه بر آن، معني دوم در بافت روابط اجتماعي بر درجه اي از بازتابي بودن دلالت دارد. در واقع هويت را صرفاً مي توان همچون يك فرآيند فهم كرد. هويت اجتماعي شخص، هيچ گاه يك موضوع تمام و حل شده نيست. حتي با مرگ انسان تصويري از او باقي مي ماند، همواره اين امكان وجود دارد كه پس از مرگ نيز هويت شخص مورد بازنگري قرار بگيرد. (برخي هويت ها براي مثال هويت يك شهيد، تنها پس از مرگ دست يافتني است).
((از جهت تعریف عملیاتی هویت می توان چنین گفت : اگر آدمی برای پرسش های زیر پاسخ های مطمئن و متقاعد کننده ای بیابد ، در حقیقت ، هویت خویش را بازیافته است : بداند جایگاه ، منزلت و مرتبت او دقیقا چیست ؟ و چه تعریفی دارد ؟ آگاه باشد که چه پیوندها ، رشته ها و ارتباطهایی او را به خود و جهان خارج از خود متعلق می سازد ؟ درک کند که چه نقش ها ، وظایف و مسئولیت هایی در قبال خود و دیگران به عهده دارد ؟ شناخت واقع بینانه ای از توقعاتش نسبت به خود و دیگران به دست آورد . (شرفی ، 1381 : 9)
چگونه مي توان هويت اجتماعي را تعريف كرد؟
هويت اجتماعي به شيوه هايي كه به واسطه آن ها جماعت در روابط اجتماعي خود ازافراد جماعت هاي ديگر متمايز مي شوند، اشاره دارد و برقراري و متمايز ساختن نظام مند نسبت هاي شباهت و تفاوت ميان افراد و جماعت هاست. شباهت ها و تفاوت ها با هم اصول پويايي هويت و كنه زندگي اجتماعي هستند.
«ارج و قرب عملي انسان ها براي يكديگر به واسطه شباهت ها و تفاوت هاي ميان آنها تعيين     مي گردد.در واقع تاريخ فرهنگي نوع بشر را مي توان به منزله تاريخ مخاصمه ها و كوشش هاي مسالمت جويانه ميان اين دو مفهوم دانست.)) (زيمل، 1950: 30). جنكيز در كتاب هويت اجتماعي خود معتقد است:
((هويت اجتماعي يك بازي است كه در آن «رو در رو بازي مي شود» هويت اجتماعي، درك ما از اين مطلب است كه چه كسي هستيم و ديگران كيستند و از آن طرف، درك ديگران از خودشان و افراد ديگر چيست. ازاين رو هويت اجتماعي محصول توافق و عدم توافق است و مي توان در باب آن نيز به چون و چرا پرداخت. ))(جنكيز، 1381: 8)
علاقه عمومي نسبت به هويت ممكن است به طور عمده، بازتابي از بلا تكليفي ناشي از دگرگوني هاي سريع و تماس هاي فرهنگي باشد. با كساني روبرو مي شويم كه هويت و سرشت آن ها بر ما معلوم نيست. با اين حال دگرگوني ها مانند رويارويي زبان، مواجه ی سنت ها و شيوه هاي زندگي، تغيير شكل تقسيم كار، جريان جمعيت، فاجعه و مصيبت به هيچ رو مدرن نيستند. خود آگاهي درباره هويت اجتماعي ؛ يعني انسان بودن چيست، معناي انسان از نوع خاصي بودن چيست، آيا آدميان همان هستند كه جلوه مي كنند.
«گيدنز استدلال مي كند كه خود ـ شناسايي به طور مشخص يك طرح مدرن است كه در چارچوب آن افراد قادر مي شوند، به طور بازتابي يك روايت شخصي بسازند كه به آنها اجازه مي دهد، خودشان را چنان كه مسلط بر زندگي و آتيه خود باشند فهم كنند. در بسياري از فرهنگ هاي پيش مدرن... سرو لباس در درجه اول هويت اجتماعي و نه هويت فردي را مشخص مي ساخت. امروزه نيز به طور يقين لباس و هويت اجتماعي كاملاً با هم بي ارتباط نيستند و لباس همچنان يك تمهيد دلالت گرانه كه جنسيت، موقعيت طبقاتي و منزلت حرفه اي را نشان مي دهد». (گيدنز، 1991: 99)
« به طور كلي در باره نسبت ميان ذهن فردي و هويت اجتماعي تحقيق اندكي شده است... شيوه اي كه به واسطه آن هويت فرهنگي تركيب مي يابند، به شيوه اي كه از طريق آن خويشتن فردي ساخته مي شود بستگي دارد».( فريدمن: 1994: 23)
((تخيل جامعه شناختي كسي را كه صاحب آن است قادر مي كند كه صحنه عظيم تر تاريخي را به گونه اي كه براي حيات دروني و حرفه اي بيروني افراد گوناگون معنا مي يابد، ادراك كند... تاريخ و شرح حال و نسبت ميان آن دو را در چار چوب جامعه فهم كند ... شايد پر ثمر ترين تمايزي كه تخيل جامعه شناسي با آن مشغول است، تمايز ميان «مشكلات شخصي محيط» و «مسائل عمومي ساخت اجتماعي» است.)) (ميلز، 1995: 8.)
 بنا به فهم ميلز، امر اجتماعي جايي است كه در آن امر فردي و امر جمعي با يكديگر مواجه و در هم آميخته مي شوند و ديدگاه وي پايه اي است براي فهم هويت اجتماعي. شايد بارزترين فرق ميان هويت فردي و هويت جمعي در اين باشد كه هويت فردي بر تفاوت و هويت جمعي بر شباهت تأكيد دارد.
اگر هويت ، شرط ضروري براي حيات اجتماعي است، عكس آن نيز صادق است. هويت فردي جدا از سپهر اجتماعي ديگران معنا دار نيست. افراد يگانه متفاوت هستند، اما خويشتني، به طور كامل در اجتماع ساخته مي شوند.ميد ميان «من» فاعلي (عامل جاري فرديت يگانه) و «من» مفعولي (رويكرد هاي دروني شده ديگران داراي اهميت) فرق قايل است. اگر چه اين فرمول بندي محتاج به تعديل هاي قابل توجهي است، مضمون كلي آن نيازي به تعديل ندارد. ميد مي گويد كه ما نمي توانيم خود را ببينيم مگر آن كه خود را همان گونه كه ديگران ما را مي بينند مشاهده كنيم . به تعبيري جامعه چيزي بيش از بسط قضيه شناسايي نيست. تن آدمي نشانه اي از تداوم فرديت است، و در عين حال نمايه اي از شباهت و تفاوت جمعي است و نيز لوحي است كه شناسايي مي تواند بر آن رسم شود. شكل گيري هويت فردي در فرآيند هاي اجتماعي شدن ريشه دارد.
با رجوع به ديالكتيك دروني و بروني ( IوM) در مي يابيم، آن چه مردم درباره ما مي انديشند، از آن چه ما در باره خودمان مي انديشيم اهميت كمتري ندارد. اين كه شخص بر هويت خود تأكيد كند كافي نيست. اشخاصي كه با آنها سرو كار داريم نيز بايد آن هويت را معتبر بدانند. هويت اجتماعي هرگز امري يك جانبه نيست. گافمن معتقد است افراد به طور آگاهانه اهداف خود را دنبال مي كنند. آنها در صدد آن هستند كه چيزي يا كسي باشند، يا آن كه آن طور به نظر برسند، تابتوانند با موفقيت، هويت اجتماعي خاصي را بدست بياورند.
بورديو از «ملكه ذهن» يعني قلمرو عادات سخن مي گويد كه در عرضه «خود» نه آگاهانه كار مي كند و نه ناآگاهانه، نه تعمدي است نه خود كار، ملكه ذهن هم جمعي است و هم فردي. بي گمان، ما نه فقط خود را مي شناسيم، بلكه با ديالكتيك دروني ـ بروني ميان خود انگاره ها و تصوير عمومي، ديگران را نيز مي شناسيم و توسط آن ها شناخته مي شويم.
نهاد ها از جمله حيطه هاي مهمتري هستند كه در چار چوب آنها تعيين هويت داراي اهميت مي شود. نهاد ها الگو هاي جا افتاده عمل هستند و بازيگران آنها را به همين معنا پذيرفته اند. نهاد ها نيرو هايي دارند كه «به شيوه انجام كارها» تعبير مي شود. هويت هاي نهادينه شده به دليل آنكه تركيب خاصي از امري فردي و جمعي هستند متمايز مي شوند. در اين جا آن دسته از نهاد ها كه در آثار جامعه شناختي به آن سازمان مي گويند، به طور خاصي مورد توجه هستند. سازمان ها جماعت هاي سازمان يافته و جهت يافته به سوي وظيفه هستند. به سخن ديگر سازمان ها نوعي گروه هستند.آن ها به عنوان شبكه هايي از مراتب تفكيك يافته عضويت، تركيب مي يابند كه مقامات مسئول هويت هاي فردي مشخص تخصيص مي دهند. علاوه بر آن هويت با رده بندي اجتماعي مربوط مي شود. با اين حال براي رده بندي اشخاص لازم است كه يك مرجع رده بندي وجود داشته باشند. براي مثال، مراتب و طبقات از آن جا كه سازمان هاـ خواه رسمي يا غير رسمي علاوه بر چيزهاي ديگر از مراتب و آيين هاي عضو گيري تركيب مي يابند، به همين لحاظ در رده بندي اجتماعي داراي اهميت هستند.
به طور خلاصه
1ـ در هويت هاي اجتماعي امر فردي و جمعي در يك قالب جاي مي گيرند.
2ـ اگر هويت اجتماعي را به عنوان يك فرآيند به تصور در آوريم ممكن است بتوانيم از تمايز آشكار ميان ساخت و عمل اجتناب كنيم.
3ـ اگر اين فرآيند ها به عنوان ديالكتيك ماندگار دو عامل متمايز دروني و بروني به تصور در آيد. پس مي توان از تعارض ميان امر ذهني و امر عيني دوري كرد.
4ـ نظم نهاد ها يا لااقل بخشي از آن، شبكه اي از هويت ها و روش هاي روزمره براي تخصيص مراتب به افراد است.
5ـ ميان توزيع منابع و عقوبت ها در جامعه و هويت اجتماعي رابطه مستقيمي وجود دارد. هويت ملاكي براي توزيع است و طبق الگو هاي توزيع تركيب مي يابد.
6ـ با شناختن عامل دروني و بروني شناسايي، ارتباطي ضروري ميان سلطه و مقاومت و فرآيند تعيين هويت اجتماعي بر قرار مي شود .
9ـ1 موانع و تنگناهاي تحقيق
در مراحل اوليه تحقيق كمبود منابع خارجي به شدت احساس مي شود. از طرفي تحقيقات انجام شده داخلي هم بيشتر به بحث بحران هويت پرداخته اند و كمتر به عوامل مؤثر بر شكل گيري هويت اجتماعي توجه شده است و بويژه اين امر در خصوص دانش آموزان جدی تر بروز می کند . و در مراحل بعدي تحقيق با توجه به اينكه از روش پيمايش وتكميل پرسشنامه جهت جمع آوري اطلاعات استفاده شد و با توجه به اينكه بحث هاي نظري تحقيق تا اواسط خرداد ماه به طول انجاميد لذا دسترسي به دانش آموزان آن هم درايام امتحانات قدري كار را جهت انتخاب تصادفي دانش آموزان مشكل نمود و از طرفي با توجه به فرهنگ جامعه ما و ملاحظه برخي جوانب خانوادگي، اخلاقي، ديني و ... همچنين داشتن روحيه محافظه كاري، در چگونگي پرسشنامه، دقت و حساسيت خاصي را مي طلبد كه در صورت عدم توجه به آن نتايج تحقيق را خدشه دار خواهد ساخت.

1-2 مقدمه : در اين فصل ابتدا مروري بر نظريات مرتبط  با تحقيق مطرح خواهد شد و سپس با انتخاب چند نظريه تلفيقي ، چار چوب نظري مناسب  با اين تحقيق مطرح مي شود و پس از بيان مدل تحليلي تحقيق به بيان فرضيات تحقيق خواهیم پرداخت .
2-2 مباحث نظري
در اين فصل عمدتا نظريات تعدادي ازجامعه شناسان كه به موضوع هويت اجتماعي پرداخته اند و با اهداف اين تحقيق مرتبط مي باشد ، مطرح مي شود .                       
1-2-2 اميل دوركيم  
يكي از مفاهيم كليدي دوركيم ، مفهوم وجدان جمعي است كه عبارت است از " مجموعه باورها . احساسات مشترك در بين حد وسط اعضای يك جامعه " سايه گسترده وجدان جمعي  بر سر تمام افراد افكنده شده است و از فرهنگي به فرهنگ ديگر تفاوت نمي كند ، به عبارت ديگر ، تغيير فرهنگ و يا نو شدن نسلها ، تغييري در وجدان جمعي به وجود نمي آورد و همچنان ثابت باقي مي ماند . تنها تفاوتي كه ممكن است بوجود آورد در شدت و ضعف وجدان عمومي است . دوركيم براي نشان دادن چگونگي تحول وجدان جمعي و شدت و ضعف آن ، مفاهيم همبستگي مكانيكي و ارگانيكي را كه نشان دهنده ی دو سازمان اجتماعي متفاوتند به كار برده است : به عقيده وي هر چه همبستگي مكانيكي بيشتر  باشد به علت شباهت افراد و مشتركات فراوان ، وجدان جمعي نيز قوي تر خواهد بود .
((با افزايش تعداد جمعيت و گسترش ارتباطات اخلاقي و حجم اجتماعي در اين جامعه همبستگي مكانيكي كم كم تبديل  به همبستگي ارگانيكي مي شود . در اين جامعه به علت متمايز بودن افراد از يكديگر وجدان جمعي تضعيف مي شود ، آزادي هاي فردي گسترش مي يابد و هر كس مختار است كه طبق ميل خود عمل كند)) (آرون  :1377 : 366- 364 )
نفوذ نظارت كننده در جامعه بر گرایشهاي فردي ، ديگر كارايي اش  را از دست داده و افراد جامعه  به حال خودشان واگذار خواهند شد . دور كيم اين وضعيت را در جوامع جديد آنومي  يا بي هنجاري ناميده  است. و به دنبال راه حلهايي براي رهايي از وضعيت بحراني مي گردد . بديهي است  راه حل او تقويت وجدان جمعي است كه از طريق عضويت در گروههاي صنفي ايجاد مي شود .
((به عقيده دوركيم يكي از عوامل موثر بر هويت مذهبي انسانها ، شركت در مناسك مذهبي است . بر گزاري مناسك مذهبي ، تجمع مردمي  را در پي دارد كه داراي ارزشها و  باورهاي مشتركي هستند . اين تجمع ، تقويت روح جمعي ، انسجام و اتحاد مومنين به آن مذهب را به ارمغان مي آورد . اين تجمع كه با احساسات مشترك شارکین همراه است ، آنها را از حوزه ی ماديات به حوزه معنويات منتقل مي كند . وي معتقد است كه همه ی فرقه هاي سياسي ، اقتصادي  يا اعتقادي مواظب اند كه همايش هاي دوره اي داشته باشند ،  تا اعضايشان بتوانند ، با به نمايش در آوردن ايمان مشترك خود در بين جمع به آن جاني تازه ببخشند .)) ( تيرياكيان ، 1373 : 159 )
علاوه بر كاركرد اصلي تجمع مردم در برگزاري مراسم مذهبي ، شادي و تفريح مردم نيز با  برگزاري مراسم مذهبي تامين مي گردد . بدين جهت است كه از نظر دوركيم ، پيوندي نزديك و ناگفتني بين روزه و مهماني ، ايام مقدس و تعطيلات ، تعطيلات و شادي برقرار است . بدين خاطر گسترش و ارج نهادن به ايام مقدس و مناسك مذهبي سبب ايجاد همبستگي و انسجام مذهبي مي شود .
2-2-2  تالكوت پارسونز   
((پارسونز دنياي اجتماعي را از زاويه افكار مردم  به خصوص ارزشها و هنجارها مشاهده مي كند . به اعتقاد پارسونز كنشگر انساني در چارچوب نظام اجتماعي عمل مي كند ولي عمل او جنبه ارادي و اخلاقي دارد و داراي خلاقيت ، اختيار ، و نيروي ارزش يابي است )). ( توسلي ، 1373 : 240 )
وي مدل سيبر نتيكي را ارائه مي كند كه در آن چهار خرده نظام فرهنگي ، اجنماعي ، شخصيت و ارگانيسم رفتاري وجود دارد . ((اولين خرده نظام ، نظام فرهنگي است كه مركب از ايده ها ، انديشه ها ، آرزوها ، اعتقادات ، باورهاي جمعي و آداب و رسوم اجتماعي است كه فرد از جامعه حال و گذشته اش فرا گرفته است . )) (تنهایی ، 1383 : 183) نظام فرهنگي به افراد مي گويد چه كاري انجام بدهند ، چه كاري انجام ندهند . چه چيزي درست است و چه چيزي نادرست است . فرهنگ ميانجي كنش متقابل ميان افراد است و شخصيت و نظام اجتماعي  را با هم پيوند مي دهد . به عبارتي ((فرهنگ در نظام اجتماعي به صورت هنجارها و ارزشها تجسم مي يا بد و در نظام شخصيت ملكه ذهن كنشگران مي شود .)) (ريتزر ، 1374 : 139 )
 دومين خرده نظام ، نظام اجتماعي است كه ((شرایط کارکردی ساخت جامعه را بر عناصر موجود نهادهای اجتماعی تحمیل می کند . )) ( تنهائي ، 1383 : 183 ) اهميت نظام اجتماعي براي پارسونز به خاطر فرايند اجتماعي شدن و دروني شدن در نظام مذكور است .  به وسيله آنها ارزش و هنجارها به افراد منتقل مي شود .(( اجتماعي شدن و كنترل اجتماعي مكانيسم هاي اصلي اند كه نظام از طريق آنها توازن خود را حفظ مي كند . )) ( ريتزر ، 1374 : 137 )
سومين خرده نظام، ((نظام شخصيتي است كه بر چگونگي انتخاب راه ها  و نحوه رسيدن به اهداف از طريق قالبهاي دو وجهي حق انتخاب ارزشها ، تاثير مي گذارد .)) ( تنهائي ، 1383 : 183 ) . از نظر پارسونز و شيلر تمايلات نيازي مهمترين واحد هاي انگيزش كنش هستند كه با زمينه اجتماعي شكل مي گيرند . به طور كلي نقش خاص شخصيت آنست كه منابع نيرو بخش را كه ارگانيسم رفتاري فراهم كرده است بسيج كند و آنها را  به سوي هدفهاي تعيين شده هدايت نماید . شخصيت  در  ایجاد رابطه اش با نظام اجتماعي نيازمند حمايت است و نظام اجتماعي نيز در شخصيت بايد تائيد و تصويب شود .(( شخصيت از راه نقش اجتماعي در نظام اجتماعي حضور پيدا مي كند و آن بعدي از شخصيت را مي سازد كه مي توان هويت اجتماعي ناميد . )) ( روشه ، 1376 : 162 ) .
پارسونز در تحليل خرده نظام شخصيتي خود نيم نگاهي به مفاهيم« نهاد ، خود و فرا خود» فرويد در تحليل شخصيت دارد و برآنست كه شخصيت از طريق نهاد با ارگانيسم زيستي در ارتباط است . به همين دليل براي نهاد ، كاركردي شبيه سازگاري قائل است. ((خود)) كاركرد بسيج و هدايت منابع شخصيت  را بر عهده دارد و از اين لحاظ كاركردش مشابه كاركرد دستيابي به هدف است .((فرا خود )) كاركرد هماهنگي هاي نهاد و خود  را بر عهده دارد كه اين امر از طريق دروني كردن نقشهاي اجتماعي امكان پذير است . به عبارت ديگر فراخود ، كاركرد يگانگي را در نظام  شخصيت ايفا مي كند و از گذر آن نظارت هايي كه هنجارهاي نظام اجتماعي اعمال مي كنند ، تحقق مي يابد . او معتقد است كه علاوه بر اين  سه نوع نظام فرعي ، نظام چهارمي نيز وجود دارد كه فرويد آن را پيش بيني نكرده است . اين بعد شخصيت همان كاركرد حفظ الگو هاي فرهنگي است كه از  راه شخصيت با جهان فرهنگي ارزشها ، ايدئولوژي ها و نهادها ارتباط پيدا مي كند . پارسونز اين کاركرد چهارم نظام شخصيت  را هويت مي نامد كه كنشگر عامل ، با دروني كردن نهادها ، ارزشها و ايدئولوژي هايي كه نظام فرهنگي جامعه عرضه مي كند به كنش خود جهتي       مي دهد كه هم براي خودش و هم براي ديگران معنادار است  .(( به موجب نظريه عمومي كنش پارسنز ، نظام فرعي هويت اساس پايدار شخصيت  را مي سازد و مي تواند بر  ساير نظامهاي فرعي شخصيت و بر روابط مياني شان نظارت كند زيرا تامين كننده عناصر يگانگي و هماهنگي ميان نظام هاي فرعي شخصيت است)) ( روشه ، 1376 :  165-164 )
 چهارمين خرده نظام در نظريه پارسونز ،(( ارگانيسم رفتاري است كه از تاثير محيط مادي و نيروهاي حيات بخش مادي بر ديگر اجزا سخن مي گويد )) (  تنهائي ، 1383 : 183 ) به طور خلاصه رابطه چهار خرده نظام را مي توان به صورت زير نمايش داد . ارتباط سيبرنتيك خرده نظام هاي كنش در مدل زير نشان داده شده است .

1-2 نمودار رابطه چهار خرده نظام پارسونز
 
 انرژی -             نظام فرهنگ           اطلاعات  +

                  نظام اجتماعي

                 نظام شخصيت

انرژی  +            نظام ارگانيسم               اطلاعات  -        

((در نظام فرهنگي اطلاعات بدون انرژي و در نظام ارگانيسم انرژي بدون اطلاعات موجود است . مدل سيبر نتيك بر اساس ارتباط دوسويه اطلاعات و انرژي از بالا به پائين و از پائين به  بالا بين خرده نظام هاي چهار گانه قابل طرح است . اختلال و ناهماهنگي پايدار بين اطلاعات و انرژي و بين فرهنگ و شرايط ارگانيسمي منشا مشكل اجتماعي است .)) ( اورعي ، 1374: 42 )
3-2-2ماكس وبر   
ماكس وبر در كتاب " سرمايه داري و اخلاق پروتستان " در جستجوي پاسخ به اين سوال است كه: چه عاملي  باعث به وجود آمدن سرمايه داري در غرب شده كه در  ساير نقاط دنيا وجود ندارد ؟ وبر  به ساخت ذهني انسان رجوع مي كند و معتقد است كه ذهنيت و طرز تفكر غربيها كه ناشي از فرهنگشان است  سبب به وجود آمدن سرمايه داري در غرب گرديد . به اعتقاد او هدايت و تعيين جهت رفتار انسان بر عهده فرهنگي است كه آن شخص در آن زندگي مي كند . از نظر او، مذهب يكي از اجزای فرهنگ جامعه است و قادر است به تناسب موقعيتش در آن فرهنگ ، جهت دهنده رفتارهاي انسان باشد . بايد به خاطر داشت كه خصلت جهت دهي فرهنگ ، بدون شكل گيري منسجم آن ، در ذهنيت انسان امكان پذير نيست . به عبارت ديگر از طريق فرايند جامعه پذيري ، فرهنگ دروني مي شود و به عقيده وبر ، جهان بيني افراد شكل مي گيرد . اين جهان بيني شكل گرفته در ذهنيت انسانهاست كه هدايت وكنترل رفتارهاي انسان را عهده دار است (( فرمان اختيار و اغراض ما در دست جهان بيني ماست )) ( آرون ، 1377 : 613 )
رفتار اقتصادي پروتستانها و در نتيجه سرمايه داري غرب ، بر اساس جهان بيني شكل گرفته در ذهنيت پروتستانها که نتيجه فرهنگ خاص مذهبي آنها بود ، شكل گرفته است . جهان بيني پروتستاني باعث شد ، پروتستانها به شيوه خاصي زندگي كنند و به كار و كوشش بپردازند . (( پيوند ميان روح سرمايه داري و اخلاق پروتستاني نشان ميدهد كه چگونه يك طرز تفكر معين درباره جهان مي تواند جهت گيري كنشها را تعيين كند )) ( همان : 614 )
فرهنگ                         جهان بيني ( ساخت ذهني )                         عمل  
مدل فوق گرچه نشان مي دهد كه كنشگران اجتماعي تحت تاثير فرهنگ مي باشند ولي وبر معتقد است كه كنشگران از اختيار در كنش خويش برخوردارند . از نظر وبر (( عليت جامعه شناختي)) عليتي احتمالي است . تعيين جبري گذشته و آينده به يك اندازه امكان ناپذير است . بنابر اين (( درست است كه در هر لحظه گرايشهايي بنيادي وجود دارد ، اما حدي از آزادي عمل هميشه براي آدميان محفوظ است . اين طرز تصور از تحول تاريخي به وبر امكان مي داد كه حس درك عظمت مرد عمل را از دست ندهد .)) (همان :583 )
(( به اعتقاد وبر ، تعارض نظام ارزشي ( فرهنگ ) با نظام اقتصادي ، سبب تغيير فرهنگ مي شود و تغيير فرهنگ سبب تغيير جهان بيني ( ساخت ذهني ) انسان خواهد شد .  به نظر وي تعارض بين دانش اثباتي و داناي ديني در دنياي معاصر مصداق بارز تعارض نظام ارزشي و نظام اقتصادي است .)) ( همان : 623)  
((گسترش اين تعارض در دنياي معاصر سبب كنار زده شدن مذهب و گسترش عقلانيت ابزاري شده است.)) ( كوزر ، 77: 317 )
 مدل تغيير فرهنگ از ديد گاه وبر :
تعارض نظام ارزشي و نظام اقتصادي               تغيير فرهنگ             تغيير جهان بيني ( ساخت ذهني )
وبر جامعه سنتي ما قبل سرمايه داري را با جامعه سرمايه داري مقايسه مي كند و سپس به رشد عقلانيت ابزاري و كنش هاي عقلاني مبتني به ضوابط عام و اعتلاي سطح هويت هاي جمعي اشاره مي كند. ( عبداللهي ، 1375 :134)
4-2-2  كنش متقابل نمادي :
 اين ديدگاه به عنوان يكي از ديدگاههاي مسلط روانشناسي اجتماعي و مورد توجه جامعه شناسان در تلاش است تا بنيانهاي نظري هويت   را در قالب سا زه هاي اجتماعي مطرح نمايد . سنت جامعه شناختي نظريه هويت ، بيش از همه به كنش متقابل نمادي پيوند خورده است . قضيه اساسي در كنش متقابل نمادي آنست كه افراد معاني نمادين  را  به اشياء ، رفتارها ، خودشان و ديگران پيوند مي دهند و اين معا ني را طي تعامل منتقل مي نمايند و بسط مي دهند . از اينرو معاني و در نتيجه هويت ها طي تعامل است كه شكل مي گيرند و بسط مي يابند . بنابر اين ويژگي مشترك در ديدگاه كنش متقابل نمادين ، اهميتي است كه براي محيط اجتماعي در شكل گيري خود قائلند . ليكن رويكردهاي تعامل گرا به هويت ، در تاكيدشان بر ساخت اجتماعي و هويت از سويي و فرايند ها و تعاملهايي كه طي آنها هويت ها ساخته مي شوند ، از سويي ديگر تفاوت مي كنند و به دو دسته تقسيم مي شوند : 1- تعامل گرايان ساختي   2- تعامل گرايان فرايندي  
چهره شاخص تعامل گرايان ساختي «منفوردكان» ، پايه گذار «مكتب آيوا» است . وي در سال 1950 آزمون 20 جمله اي ( يا آزمون من كيستم ) معروف خود را به عنوان يك ابز ار پژوهش عرضه داشت . به نظر‹‹ كان ››  ((خود))  كه در كانون نظريه هاي جامعه شناختي قرار دارد ، در تعامل اجتماعي و با دروني شدن ايستارهاي ديگران نسبت به خود شكل مي گيرد . وي پاسخ به پرسشهاي من كيستم را به دو گروه اجماعي  و نيمه اجماعي تقسيم مي كند . ((پاسخ هاي اجماعي ، پاسخ هايي را در خصوص تشخيص هويت در بر مي گيرد كه براي ديگران آشكار است يا مي تواند آشكار  باشد . مانند تعلق مذهبي ، جنسيت ،تعلق طبقاتي ، اما پاسخ هاي نيمه اجماعي  شامل آن دسته از پاسخ هايي در خصوص تشخيص هويت مي گردد كه خصوصي تر تلقي مي شوند . مانند خوشحالي يا غمناكي ، بدبيني يا خوش بيني و ........ من مفعولي كه عبارت است از ايستارهاي دروني شدن ديگران ، ايستارهاي اجتماعي افراد را بوجود مي آورد و در تشخيص هويت آنها نقش برجسته اي دارد . )) ( دوران و محسني ، 1382 :47-49 )
هربرت بلومر  از جامعه شناسان مكتب شيكاگو  شخصيت بر جسته تعامل گرايان فرايندي محسوب مي شود . وي به كان انتقاد مي كند كه با 20 جمله نمي توان هويت فرد را شناخت . روش مطالعه اين مكتب مشاهده مشاركتي  است . از اينرو تعامل گرايان فرايندي بر فرايندهاي مذاكره تاكيد دارند . مذاكره درباره اينكه افراد چه كساني هستند ، زمينه ارائه ((خود)) يا مديريت بيان را مهيا مي سازد .  در نتيجه هويت ها سازه هاي اجتماعي استراتژيكي هستند كه طي تعامل ، ايجاد شده و داراي پيامدهاي مادي و اجتماعي اند .(( زبان از ديگر موضوعات مورد علاقه رويكرد فرايندي است . در واقع از آنجا كه معناي تعامل ساخته و پرداخته مي شود زبان در اين ميان نقش اساسي بازي مي كند . چه به طور مستقيم و در تعامل و چه به طور غير مستقيم و از طريق انواع رسانه ها)) ( همان : 50-49 )  
5-2-2    چارلز هارتون كولي
به اعتقاد كولي خود احساسي است مبني بر اينكه فرد كليتي متمايز است . در عين حال بايد توجه نمود كه خود و ديگري دو روي يك سكه اند . در نتيجه خود  فقط بر اساس شباهت و تفاوت نسبي با ديگران است كه تعريف مي شود .(( كولي به وجود خود  گروهي يا ((ما)) علاوه بر خود شخصي يا من فاعلي معترف است و بر آنست كه خود گروهي يا ((ما)) شامل اشخاص ديگر مي شود . شخص خودش را با گروه معرفي مي كند . لذا از آمال، افكار ، خدمات مشترك و يا در يك كلمه از ما سخن مي گويد .)) (دوران و محسني ، 1382 : 46 )
كولي چنين استدلال مي كرد كه خود يك شخص از رهگذر تبادل او با ديگران رشد مي يابد . ((آگاهي يك شخص از خودش بازتاب افكار ديگران درباره خودش است . پس به هيچ روي نمي توان از خودهاي جداگانه سخن به ميان آورد)) ( كوزر ، 70 : 410 ) ((مكانيسم اين عمل عبارتست از نگاه كردن خود در آينه ديگران . به عبارت ديگر انسان در اين روند سعي دارد . خود  را از ديد ديگران ارزيابي كند .)) ( تنهايي، 1383 : 410 )
((كولي در نظريه خود آئينه سان مي گويد : يك تصور درباره خود از قرار معلوم سه عنصر اصلي دارد : تصور ظاهري ما در نزد ديگري ، تصور قضاوت او درباره ظاهرمان  و يك نوع احساس درباره خودمان ، از قبيل غرور  يا شرمساري . چيزي كه غرور يا شرمساري را در ما بر مي انگيزد ... تصور تاثير اين فكر بر ذهن ديگري است . ))(جنكينز ، 1381 : 70 )
(( كولي معتقد است جامعه همان همبافتگي  و تاثير متقابل خودهاي ذهني است . من ذهن شما را در بر مي گيرم و بويژه توجه مي كنم كه ذهن شما درباره ذهن من چه مي انديشد و ذهن شما درباره آن چه  كه ذهن من در مورد ذهن شما مي انديشد چه نظري دارد . من ذهن خودم را در برابر ذهن شما مي آرايم و از شما نيز چشم دارم كه ذهن خودتان را در برابر ذهن من بيارائيد . هر كس نتواند يا نخواهد اين كار را انجام دهد كاملا به بازي گرفته نمي شود )) ( كوزر ، 1373: 298 )
كولي (( خود )) را يك پديده اجتماعي مي داند كه در ارتباط با گروههاي نخستين و ثانويه شكل مي گيرد .(( گروههاي نخستين نظير خانواده و گروه همبازي ، روابط صميمانه در آنها جاري است و گروههاي ثانويه با روابط رسميت يافته و غير چهره  به چهره مشخص مي شوند . به عقيده او گروه نخستين داراي نقشهاي رسميت يافته نيست و فرد در آن احساسات ، حركات و عقايدي نظير همنوعان خويش دارد.)) (توسلي ، 1373 : 298 )
گروه نخستين بيشتر بر همبستگي عام اعضايش وابسته است تا بر مبادله خدمات يا منافع خاص . وانگهي گروه نخستين بسته به پرورش محبت و همدردي انساني است و با حالات بي تفاوتي و غير شخصي و غير عاطفي انواع ديگر روابط اجتماعي تضاد دارد .(( در  انديشه كولي خود آينه سان و گروه نخستين در همبافته اند . حساسيت نسبت به انديشه ديگران ، حساسيت در برابر رويكردها ، ارزش و داوريهاي ديگران كه به نظر كولي شاخص يك فرد بالغ است را تنها مي توان در كنش هاي متقابل و نزديك و صميمانه گروههاي نخستين پرورش داد . از اين رو گروه نخستين بستر رشد احساسات و عواطف انساني است ))( كوزر ، 1373: 413-414 )
 6-2-2  جورج هربرت ميد   
ميد علاقه مند به فرايندهاي اجتماعي بود . به عنوان يك فيلسوف ، اشتغال ذهني به مسائلي مانند مساله ذهن ، جسم ، واقعيت ، آگاهي ، بنيان توانائيهاي عقلاني انسان و تفسير چيستي انسان داشت .(( بينش او اساسا پراگماتيستي بود و تحت تاثير كارهاي فيلسوفانه جميز و ديويي بود . اما پيرو بي قيد و شرط هيچيك از آنان نبود . سه جنبه اصلي كار ميد ، تحقيق درباره ذهن ، خود    و جامعه است .)) (اسكيد مور، 1372 :240 ) (( قضيه اساسي ميد آنست كه جامعه انساني نمي تواند بدون ذهن ها و خود ها وجود داشته باشد))(توسلي ، 1373 : 173 ) (( براي هر فرد ذهن ، نوعي پاسخ رفتاريست كه از كنش  با ديگران در زمينه اجتماعي ايجاد مي شود . بدون كنش متقابل نمي تواند ذهن وجود داشته باشد)) ( ترنر ، 1371 : 533
قبل از ميد ، تقسيم بندي جيمز از خود ( من فاعلي و من مفعولي ) تاثير زيادي بر مطالعات مربوط به هويت گذاشت و ميد هم عميقا به اين مساله توجه نمود . به نظر ميد خود دو سويه است : من فاعلي   از يك سو و من مفعولي  از سوي ديگر . ((يعني انسان از يك سو رفتاري اجتماعي دارد و خودش را با جامعه وفق مي دهد و از سوي ديگر رفتاري ارادي دارد كه گاه گاه ظاهر مي شود و در جمع  تجلي مي يابد و در واقع شخصيت فردي اوست كه در جمع موثر مي افتد. )) (توسلي، 1379 : 47 ).

انجام پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

سفارش پایان نامه

نقشه