انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

مشاور پایان نامه|شناخت آتش و جشنهاي مربوط به آن  100 ص



عنوان تحقيق:
بررسي و شناخت چگونگي برگزاري جشن هاي آتش در ايران باستان

موضوع تحقيق:
شناخت آتش و جشن هاي مربوط به آن

 
طرح تحقيق
بيان مسئله
آتش و جشن هاي مربوط به آن داراي چه جايگاهي در ايران باستان بوده است؟ در نگاهي اجمالي و مختصر آتش از كلمه آتر گرفته شده كه در گذشته آتربان يا آذربان به كسي گفته مي شده كه پاسبان آتش يا آتر بوده است و در بياني ساده تر آتش از برخورد و سايش دو شيء و ايجاد جرقه بوجود مي آيد.
واژه جشن از كلمه اوستايي سينه Yasna آمده و اين كلمه از ريشه Yaz اوستايي مشتق شده كه معني ستايش كردن مي دهد. از اين رو واژه جشن به معني ستايش و پرستش مي باشد. كلمه ديگري كه از همين ريشه آمده و در بين زرتشتيان متداول مي باشد واژه جشن Jashen است كه معني بخصوصي به خودگرفته زرتشتيان واژه جشن را بطور كلي به مراسم عيد و ايام خوشي و سرور اطلاق مي كنند در حاليكه مراسم مذهبي و سرودن اوستا در آن ايام را جشن مي خوانند.
به نظر مي رسد كه يك سري علل و عواملي از قبيل فرهنگ، دين، تقدس آتش، قوميت، آداب و رسوم، جامعه آن زمان، نوع حكومت، نحوه برخوردها، و ... در بوجود آمدن اين امر دخيل مي باشند.
اميد است با انجام اين تحقيق و بررسي علل و عوامل ياد شده گامي در جهت شناخت اين سنت ديرينه برداشته شود.



دياگرام – نمودار متغيرهاي مستقل و وابسته
















تعاريف نظري:
فرهنگ: بعد معنوي جامعه مي باشد در مقابل تمدن كه بعد مادي است و مجموعه عواملي از قبيل: دين، اعتقادات، آداب و رسوم و ... در بوجود آوردن آن دخيل اند.
نحوه برخوردها:
نحوه: به معناي نوع – جور – گونه مي باشد.
برخورد: تماس – رويارويي – تعامل و درگيري متقابل و دو طرفه است.
نحوه برخوردها: گونه و نوع رويارويي و تعامل متقابل و دوطرفه مي باشد.
دين: به معناي آيين و مذهب و اعتقادات افراد يك جامعه يا يك قوم است.
نوع حكومت:
نوع: به معناي نحوه – جور و گونه مي باشد.
حكومت: از كلمه‌ي حاكم به معناي اداره كننده گرفته شده است.
نوع حكومت: نحوه‌ي اداره‌ي جامعه از سوي حكام وقت است.
تقدس آتش:
تقدس: به معناي مقدس، قابل احترام و امري ماوراي طبيعي و داراي قداست است.
آتش: از ريشه‌ي آتريا آذر به معناي نور، روشني و شعله مي باشد.
تقدس آتش: يعني قابل احترام و قداست بودن نور و روشنايي
آداب و رسوم: به معناي آيين و رسم ها و سنت ها و مسلك هاي يك قوم يا جامعه است.
قوميت: از كلمه‌ي قوم گرفته شده و به معناي وابستگي به يك قبيله يا قوم خاص مي باشد.
جامعه آن زمان:
جامعه: به مجموعه اي از افرادي كه در يك مكان و زمان به سر برده و داراي اشتراكي در امور اجتماعي – سياسي – عقيدتي و ... مي باشند اطلاق مي گردد.
جامعه آن زمان: به معناي جامعه‌ي وقت و در اين تحقيق جامعه ايران باستان است.
ضرورت و اهميت پژوهش:
با توجه به مسائل مشاهده شده و با شناخت عواملي كه روي برگزاري جشن هاي آتش در ايران باستان مؤثر است از جمله: جامعه، آداب و رسوم، نوع حكومت، فرهنگ، قوميت، نحوه برخوردها، دين و بسياري از علل و عوامل ديگر مي توان با انجام برنامه ريزي هاي صحيح در جهت شناساندن تاريخ كهن ايران كه جشن هاي آتش يكي از جنبه هاي آن مي‌باشد گامي اساسي در احياي تمدن كهن كشور و بالا بردن سطح معلومات تاريخ براي عبرت گيري و جلوگيري از فراموشي تاريخ تمدني عظيم كه زندگي كنوني ما را تا به امروز بدين مرحله رسانده و مقابله با تهاجم فرهنگ بيگانه كه تفكر ايراني به مرحله‌ي نابودي خواهند كشاند و فهماندن اين مطلب به عوام و خواص كه جامعه امروز ما به تاريخ و تمدني شگفت و عظيم بنا بوده و اكنون كه بدين مرحله رسيده مديون چنين تمدني گران مايه است. در كل با انجام اين تحقيق مي توان پله‌هاي ترقي را در راستاي شكوفايي انديشه هاي كهن و پرورش و بيداري انديشه هاي امروزه برداشته و مسائل مربوطه را شناسايي و حل نموده.
 
اهداف تحقيق:
اهداف كلي:
بررسي و شناخت چگونگي برگزاري جشن هاي آتش در ايران باستان
اهداف جزئي:
بررسي و شناخت رابطه عوامل اجتماعي مانند: جامعه، نوع حكومت با برگزاري جشن هاي آتش در ايران بررسي و شناخت رابطه عوامل اعتقادي مانند: دين، تقدس آتش، آداب و رسوم با برگزاري جشن هاي آتش در ايران باستان.
بررسي و شناخت رابطه‌ي عوامل فردمدار مانند: فرهنگ، قوميت، نحوه برخوردها با برگزاري جشن هاي آتش در ايران باستان.
 
مقدمه
ايرانيان باستان بگوهي نويسندگان، دانشمندان خويش و بيگانه مردمي بودند آزاده، نيرومند، راستگو و نيكوكار. در بين آنها تنبلي و بيكاري، رياضت و گوشه نشيني، درويشي و دريوزگي و تجرد و رهبانيت مفهوم خارجي نداشت. دنياي آنها دنياي كار و كوشش، دنياي علم و هنر بود.
پدران با فرهنگ ما در ايران باستان برابر تعليمات عاليه اي كه از پيامبر بزرگ فرا گرفته بودند. دنيا را ميدان مبارزه سپنتامينو برانگره مينوه يعني دو قوه نيك و بدي مي دانستند و از آنجايي كه به پيروزي نهايي سپنتامينو برانگره مينو ايمان داشتند همواره مانند يك سرباز فداكار و جدي بنفع نيكوكاران با بدكاران و بدانديشان مي جنگيدند تا بديها و آلودگي ها و ناداني‌ها و بي عدالتي‌ها از جهان رخت بربندد و در اثر كار و كوشش و سعس و عمل و راستي و درستي آنها سرانجام انگيره مينو با تمام دستيارانش از پهنه گيتي رانده شده و دنيا يك پارچه صلح و آرامش و صفا شده. لايق زيستن‌ و نشو و نماي راستان و نياكان گردد. ايرانيان باستان براي اينكه در اين كار مذهبي يعني كمك به پيشرفت و غلبه نهايي سپتامينو و نيكوكاران و برانگره مينو و بدكاران كامياب شوند به دو چيز احتياج مبرم داشتند كه يكي بدني سالم و نيرومند و ديگري روحي قوي و با ايمان بود. بدن سالم را در اثر تمرين بكار و ورزشهاي مدام بدست مي آوردند. ولي براي دست يافتن به قسمت دوم يعني روحيه قوي وسايل چندي داشتند كه يكي از آنها ترتيب دادن جشنهاي متعدد در ايران قديم بود. در اين جشنها همه افراد كشور از كوچك و بزرگ و زن و مرد و غني و فقير شركت مي كردند و بوسيله تفريحات سالم و عيش و سرور، دست افشاني و پايكوبي روح خودشان را قوي و خستگي هاي فكري و روحي را زدوده و براي كار سنگين روزهاي بعد از جشن آماده مي شدند.
اين موضوع يعني كار توأم با تفريح و سرور مورد توجه و تأييد دانشمندان امروز دنيا قرار گرفته و دولتهاي بزرگ اروپا و آمريكا روي همين اصل تعطيلي آخر هفته را براي كارمندان و كارگران دو روز قرار داده‌اند تا در اين دو روز آنها فرصت كافي براي تمدد اعصاب و رفع خستگي داشته، بتوانند خودشان را براي كارهاي سخت هفته آينده آماده نمايند.
شادي و تفريح و جشن بعلل خاص در يك يا چند روي معين ارسال، جزو آداب و رسوم كهن ملل مختلف خصوصاً ايرانيان بوده است كه مي توان عواملي را انگيزه برقراري آنها دانست اين عوامل كه برخي از آنها عبارتند از: اتفاقات جالب و بعيد از قبيل ظهور پيغمبران يا تولد اشخاص بزرگ و محبوب كه ممكن است در طول حيات يك قوم متوالي تكرار شوند. بطوريكه اگر قرار باشد از بدو تشكيل يك جامعه كهن، تمام اين اتفاقات فراموش نشده و براي هر يك از آنها جشن و سروري باقي بماند ما ايرانيان علاوه بر اينكه تمام 365 روز سال را جشن مي گرفتيم شايد مثل جامعه ايراني در اواخر دوره ساساني در هر روز عيدي چند مي داشتيم ولي چون بعضي از اين اعياد در دوره اي محدود رواج داشته كه با گذشت زمان يا انقلابات ديگر اگر بوسيله عاملي مثل دين زنده نگاهداشته نشوند از بين مي روند عموم جشن هاي ايران باستان باقيمانده آنهايي است كه بوسيله زرتشت جنبه ديني به آنها داده شده است و اين جشن ها بعد از متروك شدن به ديني مبدل به اعياد ملي براي ايرانيان گرديده است.
جشن كلمه تطور يافته يِسناي Yasnaa اوستايي كه در حالت ميانه بصورت يزشن Yazashan بوده و اكنون مبدل به جشن شده و معني آن اعمالي بوده است كه امروز آنها را نيايش و عبادت مي خوانيم بعضي از اين عبادات در زمان حيات بهديني توأم با حركات و تداركات فرح بخش و سرور انگيزي بوده. اكنون در بعضي موارد آنها را بعنوان جشن هاي ملي مي شناسيم.
امروزه اغلب جشن ها و برنامه هاي نمايشي مانند سينماها، تئاترها با سرود ملي آغاز مي شود. در عهد باستان نيز رسم بر اين بود كه كليه جشنها را با پرستش اهورامزدا و آخرين شاهنشه زمان افتتاح مي نمودند.
جشن ماهيانه
پدران نامدار ما در روزگاران بسيار دور در علم ستاره شناسي پيشرفت بسزائي نموده و از گردش زمين بدور خورشيد اطلاعاتي كامل بدست آورده بودند. آنها از نخستين مردماني بودند كه مبناي تقويم خود را بر حركت انتقالي زمين بنا نهادند و چون دريافته بودند كه مدت يك دور گردش زمين به دور خورشيد 365 روز، 5 ساعت و 48 دقيقه و 49 ثانيه است. بنابراين گاهنماي خود را از هزاران سال پيش با احتساب اين مدت بطوري تنظيم نموده بودند كه سال آنها هميشه در روز اول بهار آغاز و كليه جشنها نيز هميشه در فصل خود واقع مي شدند.
سال آنها 12 ماه داشت و هر ماه 30 روز بعلاوه 5 روز بنام پنجه بزرگ بپايان ماه دوازدهم مي افزودند كه 365 روز درست شود. ولي براي بشمار آوردن ساعت اضافي كه در حدود 6 ساعت در سال مي شود بدو طريق عمل مي نمودند به اين معني كه زماني هر چهار سال يكروز بپايان سال مي افزودند و آن سال را 366 روز بشمار مي آوردند و گاهي هم مانند دوره ساسانيان همه سالها را 365 روز مي گرفتند ولي در پايان هر 120 سال يك كاه بسال اضافه مي نمودند به اين معني كه در 120 سال اول فروردين ماه را دو بار بشمار مي آوردند و در 120 سال دوم ارديبهشت ماه را.
نام دوازده ماه
1) فروردين = فروهر نيروي پيشرفت
2) ارديبهشت = بالاترين راستي و پاكي
3) خورداد = رسائي و تندرستي
4) تير = ستاره باران
5) امرداد = بي‌مرگي و جاوداني
6) شهريور = پادشاهي آرزو شده، كشور خواسته شده
7) مهر = مهر و محبت، عهد و پيمان، فروغ خورشيد
8) آبان = آب
9) آذر = آتش
10) دي = دادار، آفريدگار
11) بهمن = انديشه نيك
12) اسفند = فروتني مقدس، مهر پاك
نام سي روز
1) اورمزد = اهورامزدا، خداوند يكتا
2) وهمن = انديشه نيك
3) ارديبهشت = بالاترين راستي و پاكي
4) شهريور = پادشاهي آرزو شده، كشور خواسته شده
5) سپندار مزد = فروتني مقدسي، مهر پاك
6) خرداد = تندرستي
7) امرداد = بي‌مرگي و جاوداني
8) ديبادر = دادار، آفريدگار
9) آذر = آذر، آتش
10) آبان = آب
11) خير = خورشيد
12) ماه = ماه
13) تير = ستاره باران
14) گوش = حيوانات هستي
15) ديبمهر = دادار، آفريدگار
16) مهر = مهر و محبت، عهد و پيمان و فروغ خورشيد
17) سروش = فرمانبرداري
18) رشن = دادگستري
19) فروردين = فروهر، نيروي پيشرفت
20) ورهرام = فيروزي
21) رام = رامش، شادي
22) باد = باد
23) ديبدين = دادار، آفريدگار
24) دين = دين و  جاودان
25) ارد = توانگري، خواسته
26) اشتاد = راستي
27) آسمان = آسمان
28) زمياد = زمين
29) مانتره سپند = كلام مقدس، گفتار آسماني
30) انارام = روشني بي پايان
جشن خوردادگان = این جشن بفرشته خورداد تعلق دارد. نیاکان ما در این روز سرچشمه ها یا کنار رودها و ساحل دریاها رفته و مراسمی برپا می داشتند.
جشن تیرگان = این جشن یکی از جشنهای بزرگ ایران باستان است. روش برگزاری این جشن بدین قرار است که روز قبل از عید تمام محوطه خانه از درون و برون آب و جارو گردگیری می شد و صبح روز جشن همه آب تنی نموده، لباس نو می پوشیدند و مخصوصاً تار نازکی که از ابریشم هفت رنگ و سیم نازک و ظریفی بهم تابیده بودند و به نام تیر و باد معروف بود را به مچ دست می بستند و در روز باد یعنی بعد از 10 روز از دست باز کرده به باد می دانند.
جشن امردادگان = این جشن در روز امرداد ماه برگزار می شد.
پدران ما در این روز بباغها و مزارع خرم و دلنشین دور از محوطه شهر می رفتند و طی مراسمی این جشن را با شادی و سرور در هوای صاف و در دامن طبیعت برگزار می کردند.
جشن شهریورگان = این امشاسپند در عالم روحانی مظهر قدرت و نیرو می باشد و در عالم جسمانی پاسبانی فلزات با اوست. متأسفانه اطلاعاتی از این جشن در دست نیست.

جشن مهرگان = این جشن در نیمه دوم سال هنگامی برگزار می شد که گرمای سوزان تابستان سپری شده و هوای معتدل پاییزی جای آنرا گرفته بوده. یکی از سنت های دیرین این جشن قربانی کردن گوسفندان بود که قسمتی از گوشت گوسفند قربانی را به بینوایان و مستحقین می دادند.
جشن آبانگان = این جشن را در روز آبان ماه برگزار می کردند و پدران ما به کنار جویبارها و رودخانه ها رفته و به شادی می پرداختند.
جشن آذرگان = آذر به معنی آتش است و نیاکان ما در این روز بآتشکده ها روی آورده و به پرستش اهورای یکتا می پرداختند.
جشن دیگان = در این روز عادت ایرانیان چنین بود که پادشاه از تخت پایین می آمد و جامه سفید می پوشید و هر کس که می خواست پادشاه را ببیند خواه دار یا نادار بدون هیچ حاجب و مانع بنزد شاه می رفت و با او گفتگو می کرد.
جشن بهمنگان = بهمن از واژه اوستایی و هومن است به معنای اندیشه نیک از این رو زرتشیان در این روز از کشتار حیوانات و خوردن گوشت آنها خودداری می کنند. ولی مرغ یا خروس پخته یا بریان شده باید در سر سفره حاضر باشد.
جشن
جشن اسفندارگان = اسفند به معنی عقل و حلم است و اسفندار مز فرشته پاسبان زمین است و حامی زنان درستکار و پارسا و شوهر دوست می باشد. در دوران گذشته این ماه بویژه این روز عید زنان بود و مردان به زنان بخشش می نمودند. در این جا به دلیل گستردگی مطالب در مورد جشن های سالیانه و متفرقه و کم اهمیت بود نشان نسبت به جشن های ماهیانه از ذکرشان خودداری کرده و تنها آنها را نام می برم.
جشنهای سالیانه: شش چهره گاهنبار، سلام شاهنشاهی
جشنهای متفرقه: نوروز جمشیدی، روز زایش اشو زرتشت، جشن سده
جشن آذرگان = نهم آذر که آذر روزنام دارد و بعنصر مقدس آتش و فرشته ارجمندآن آذر تعلق دارد و جشن آزادگان می باشد. ایرانیان قدیم در این روز بآتشکده ها می رفتند و آتش نیایش می خواندند و باید در این جشن آتش افروزی شود.
آتش بطور عموم: آتش یا آذر از روزگاران بسیار کهن تا با امروز توجه همه اقوام روی زمین را بخود جلب کرده و هر کس بشکلی آنرا ستوده و عزیز می دارد ترقیات دنیا از پرتو این عنصر است. ایجاد کننده و محرک بخار الکتریک و گاز و کشتی و راه آهن و کارخانه و کلیه صنایع است. در ادیان آریایی مثل زرتشتی و برهمنی و بودائی و در مذاهب سامی مانند یهودی و عیسوی و اسلام و حتی نزد بت پرستان آفریقا آتش دارای اهمیت فراوان است. نظر به اینکه در آئین مزد یسنی آنچه آفریده اهورامزدا است و برای جهانیان سودمند است باید ستوده شود از اینرو ایرانیان به آذر دل بستگی مخصوصی داشته و آنرا موهبت ایزدی دانسته، شعله اش را فروغ رحمانی خوانده اند و آتشدان فروز افرا در پرستشگاه ها بمنزله محراب قرار داده اند. آذربان کسی است که پاسبان آتش گماشته می شود ایرانیان باین عنصر و فرشته پاسبان آن آتر نام نهاده اند زرتشتیان مانند ایرانیان قدیم آتش را مقدس می شمارند و چیزهای بدبوددر آن نمی اندازند بلکه گیاهان خوشبو در آن می اندازند و خود این عمل بمنزله ضدعفونی کننده و تقویت کننده جسم و روح می باشد. همچنین بخار دهن و نفس به آتش نمی رسانند موبدان در پرستشگاه ها هنگام سرودن اوستا در مقابل آتشدان روبند پیش دهان می آویزند که آنرا پنام گویند. بهمین ملاحظه است که نزد زرتشیان سیگار و قلیان کشیدن ناپسند می باشد.
آتش در اوستا: آذر ایزد فرشته آتش در اوستا غالباً پسر اهورامزدا خوانده شده از این تعبیر خواسته اند. بزرگی مقام او را برسانند چنانکه سپندارند یا آرمئیتی که فرشته نگهبان زمین است دختر اهورامزدا نامیده شده، توجه ایرانیان قدیم یا زرتشیان کنونی بآتش بیشتر از لحاظ فروغ و شعاع آن است که نموداری از فروغ خداوند جهان می باشد و از همین نقطه نظر است که به تمام نورها و مخصوصاً بنور آفتاب و ماه و چراغ توجه دارند.
آتش در تورات، انجیل و قرآن: آتش نه تنها در آئین ایران باستان مقدس و محترم است بلکه در تمام ادیان مورد توجه می باشد حضرت موسی در کوه طور شعله آتش را از دور مشاهده کرد و از میان آتش ندای الهی را شنید و به مقام پیغمبری رسید. یا اینکه «خداوند با شما از میان آتش صحبت کرد» «خدایت آتش سوزنده و غیور است.»
در انجیل از قول یحیی راجع به ظهور حضرت عیسی می گوید «من شما را بآب غسل تعميد می دهم لکن او شما را بروح القدوس و آتش تعميد می دهد.» البته در اینجا مقصود، آتش عشق و ایمان است که پرده های جهل و غفلت را می سوزاند و قلب انسان را از آلودگی ها پاک می کند و الاغسل بآتش معنی ندارد.
در سوره یاسین از قرآن مجید ضمن بیان قدرت خدا و شرح نعمتهای او به فضیلت و اهمیت آتش اشاره می کند و می فرماید: «الذی جعل لکم من الشجر الاخظرنا را فاذا انتم منه توقدون» یعنی خداوند متعال چنان خدایی است که قرار داده برای شما از درخت سبز آتش را که شما از آن حرارت و روشنایی بدست می آورید و گرم می شوید.
در سوره واقعه می فرماید: «افرأیتم النار التی تورون، انتم انشأتم شجرتها ام نحن المنشئون، نحن جعلناها تذکره و متاعاً للمقوین فسبح باسم ربک العظیم» یعنی: «آیا می بینید و به دقت توجه می کنید به آتشی که آنرا روشن می سازید آیا شما ایجاد کرده اید درخت آنرا یا اینکه ما هستیم ایجاد کننده آن به ما قرار دادیم آتش را تذکر و یادآوری و متاع و اسباب راحتی برای نیازمندان پس در مقابل این نعمت تسبیح یعنی تقدیس کن بنام جزای بزرگ خودت
داوری یا بازشناسی آتش
این باور که آتش مردمان پاک را نمی سوزاند و نیز داوری بآتش برای سنجش راست از دروغ، به گذشت های بسیار دور غیر تاریخی و اساطیری هند و ایرانیان بر می گردد. برای رسیدن به حقیقت متهم یا  طرف دعوی می بایست از آتش می گذشت. یا فلز گداخته و مذاب بر کف دست یا سينه او می ریختند و چنانچه آتش او را نمی سوزاند بی گناهی و صداقت او آشکار می شد. یکی از نمونه های زیبای این نوع داوری عبور سیاوش از آتش است. سوگند به آتش نزد هند و ایرانی ها سابقه ای درازا دارد. متیرا را با ایزد خورشید در پیوند می دیدند. از سوی دیگر این اعتقاد وجود داشت که میان میترا ایزد پیمان و آتش ارتباطی وجود دارد و آتش نماینده میترا است. بنابراین رسم چنین بود که برای تحکیم پیمان ها در حضور آتش خواه آتش اجاق در آتشدان و خواه مجمر آتش خورشید در آسمان به میترا سوگند می خوردند. ما امروز نیز با اشاره چراغ سوگند یاد می کنیم و به هنگام خرید و فروش، «سِر چراغ» برایمان از احترام ویژه ای برخوردار است و در «سِر چراغ» به راستگویی اهمیت بیشتری می دهیم.
انتقال آتش
آتش مقدس در ظرفی فلزی و سر پوشیده با آئین ویژه ای جابجا و سپس در جایی تاریک و بی نور نشانده می شد آتشگاه طوری ساخته می شد که حتی با باز شدن درِ ورودی نور خورشید بر آن نمی تابید، زیرا نور خورشید از درخشش آتش می کاست. آتش مقدس در درون یک اتاقک بر  بستري از خاکستر درون یک آتشدان که خود بر سکویی سنگی نشانده شده بود، غنوده بود. معمولاً دو پریستار آتش که برای جلوگیری از برخورد نفسشان دهانشان را با پنامي  و برای ینالوردن آتش دستکش می پوشیدند، جاودانگی آتش را نگهبانی می کردند در گوشه ای از اتاق هیزم خشک، بی پوست و خوشبو قرار داشت. تا به هنگام نیاز هنگام سرود نیایش بروی آتش مقدس نهاده شود. ابزار ویژه این کار یک آتشگیر و خاک اندازی آتشگیر بود. برای دمیدن آتش از دستگاه دم استفاده می کنند.
شاهان در مقام صدر پرستاران آتش، به هنگام سفرهای جنگی توده ای از آتش را به همراه می بردند پیداست که زنده نگه داشتن این آتش و پرستاری از آن در طول سفر خود نیاز به تشریفات و آئین ویژه ای داشت.
نور و فروغ و روشنایی و اخگر فروزان
هنگامی که نمازگزار در برابر نور و فروغ آتش، آفتاب، چراغ، شمع، آذرخش ماه و ستاره و دیگر فروغها به نیایش اهورامزدا می پردازد می داند که اهورامزدا را نیازی به نماز نیست بلکه خود نیاز دارد تا با نیایش و نماز روان و درون خود را پاک و شادمان ساخته و به آن نیروی پرواز داده و تنگخانه دل را به فروغ اهورائی روشن گرداند. اگر زرتشت درگاتها، این سرودهای مینوی و آسمانی و بخششهای اهورائی سپاس می گزارد، برای شادمانی خود است نه اینکه چشمداشتی در کار باشد و نه برای آنکه از دهشها بهره خواهد برد، زیرا دهشهای خداوندی بی چشمداشتی در دسترس همه است. پس ستایشی که زرتشت درگاتها در برابر نور و فروغ ایزدی بجا می آورد نه از ترس و واهمه است و نه برای نیاز و پاداش پیامبر از روی دوستداری و دلدادگی به نیایش بر می خیزد و اهورامزدا را ستایش می کند. نماز او گونه ای درون نگری و خروش دریای شادمانی و خواسته های درون است. زرتشت در برابر نور آتش و اخگر فروزان می سراید:
«ای نمازگزار، نمازت را، نیایشت را با دِل پاک و روشن و به آرامی و خلوص نیت بخوان و بدان، این روشنایی که قبله گاه و پرستش سوی خود کرده ای پرتوی از روشنی جاودان است که خداوند در دل مردمان نهاده است.»
آتش و اجاق خانوادگی در فرهنگ آریایی و پیشینیان، جایگاه بسیار والائی داشته در گاتها خان و مان و دِمان و در اوستا نمان و دمان و در زمان پهلوی بصورت مان آمده. در گذشته به آن ارج بسیار می شده و روشن نگهداشتن آتش و اجاق خانوادگی جزو آئین های بایسته تیره ها و اقوام گوناگون (بویژه آریائیان) بود. در روستاها و نیز در هر یک از بخش ها، گنبدهای آتش داشتند. هر قوم و قبیله نیز آتش خود را داشت و پیشه وران نیز هر کدام برای خود آتشی داشتند. به هنگام کوچ و مهاجرت آتش خود را به همراه می بردند. مبادا در غیاب آنان بر اثر فقدان مراقب و یا دشمن بدخواه، خاموش شود و آتش یادگار نیاکان بود. پس از چندی برای یگانگی و همبستگی، آتش گنبدهای پیشه وران گوناگون را یکجا نموده و به جای اینکه هر صنفی آتشگاهی ویژه داشته باشد همه با هم در مکانی همگانی آتش ها را به هم آمیختند. آتش در اوستا نمودار فروغ خداست. آتش زرتشت بیش از همه مینوی است. 5 گونه آتش وجود دارد که عبارتند از:
1) آتش بِرزِی سَوَنگه = بزرگ سود و آتش بهرام است.
2) آتش وُهُو فریان = آتشی است که در بدن انسان است. (گرما و آتش غریزی)
3) آتش برق به نام و از یشت
5) سِپنیشته، آتش جاویدان و خانه سرود پرتوافشان است.
اگر زرتشیان رو به سوی نور دارند و آنرا مقدس می دانند برای نزدیک شدن به اهورامزدا, پروردگار و آفریننده کل است که خود سرچشمه همه نورها نورالانوار است.
آتشي كه  در آتشكده ها چه در ايران و چه در هند و پاكستان فروزان است يادگاري از فرهنگ و تمدن چندين هزار ساله است كه نياكان ما با همه ناملايمات روزگار آنها را تا به امروز فروزان نگه داشته اند.
نگهداري آتش و ايجاد آتشگاه و جايگاه نگهداري آتش يك سنت آريائي است و پيش از زرتشت نيز رايج بوده است. آتشكده هاي تهمورس، فريدون، تور، آذر گشسب و كيخسرو از جمله آتشكده هاي پيش از زرتشت به شمار مي روند نور كه زائيده آتش است نزد همه اقوام گرامي است در بيشتر كتابهاي آسماني، خدا نور محض، نور حقيقي و يا نورالانوار است. انوار مادي و جهاني نمونه و مظهري از نور حقيقي است. اين است كه ايرانيان باستان رو به نور نيايش اهورامزدا را به جا مي آورند تا به نور حقيقي نزديكتر شوند. پرستش سوي قبله، نور است نه آتش و اين تجلي نور كل است كه دل را گرما و روان را صفا مي بخشد. همه پاك نهادان و يكتاپرستان دنيا، خداوند را نورالانوار مي دانند و زرتشتيان نيز راه خود را به وسيله نور به سوي نورالانوار باز مي كنند. خداوند مكان و منزل ويژه اي ندارد و همه جا حاضر و ناظر است و به كار بستن سه اصل بزرگ انديشه و گفتار و كردار نيك براي آن است كه بتوان دل را با نور ايمان گرما و صفا بخشيد و به اين ترتيب خود را در همه احوال با خود ديد. اگر در گذشته آتش را در جايگاه هاي مخصوصي نگهداري مي نمودند به علت فقدان وسايل امروزي (مانند كبريت و برق بود) و نيز به واسطه نياز همگاني، براي آن نگهبان و پرستار مي گمارده اند تا خاموش نشود و مردم محل براي رفع نياز خود از آتش محله خود بهره مند مي شده اند. اما نگه داري آتش در معابد صرفاً به منظور راه يافتن به نور اصلي بوده است و نه چيز ديگر. به جا آوردن مراسم در برابر نور خدا به انسان حرارت زندگي و جوش و خروش و اراده و پايداري مي بخشد و دل دينداران مشتاقان با برخورد به امواجش سبك و شاد و خرم مي گردد و پرتو آن به نسبت ايمان و اخلاص ستايندگان بر دل ايشان مي تابد و انوار تسلي و اميدواري، كانون دل آنها را روشن مي گرداند. آتشكده هاي قديم ابتدا محل نگه داري آتش براي رفع نياز بوده و امروز نيز آتش اجاق خانوادگي در ميان پاره اي از مردم و طوايف رايج است كه باقيمانده عقايد و باورهاي مردمان دوره هاي باستاني به شمار مي رود. آتشكده، گذشته از جايگاه نگهداري آتش و بعداً محل نيايش و پرستش خداوند بزرگ، مكان فعاليتهاي ديگري نيز بوده است:
نخست دادگاهي كه موبد بر كرسي خويش به دادرسي مردم مي پرداخت.
دوم درمانگاهي كه به درمان جسم و روح مردم مي پرداخت.
سوم آموزشگاهي مجهز به كتابخانه جامع براي تعليم دروس ديني و ديگر امور قومي و كشوري
چهارم مخزن انبار و ملزومات و غنائم.
پنجم «خزينه» ماليات و محل امور اوقافي و نيز مكاني براي ورزش و سواري و مسابقات و به زبان ديگر مجتمعي بود كه نيايشگاه را هم دربرداشت.
آتش را به دو دليل گرامي دارند:
 1- جوهر پاك علويست 2 – ابراهيم را نسوخت و سياوش از ميان آن به سلامتي و تندرستي گذر كرد.
پيش از ظهور زرتشت در شهرهاي پارس، اصفهان، قم و ... آتشكده هايي موجود بوده است. پيش از ظهور زرتشت ايرانيان آريايي، اعتقادات و ايمان خود را با نور و اخگر، آتش و فروغ آن همواره فروزان مي داشته اند و پس از پيدايش آتش پيرامون آن و به شكرانه اين پديده نوراني كه تاريكي ها را فروغ مي بخشيد، به سرور و شادي و پايكوبي و دست افشاني مي پرداختند و منظور اصلي پرستاري آتش و ايستادن اطراف آتش بوده است. اين سنت كهن آريايي بعد از ظهور زرتشت نيز همچنان نگه داري شد و نور و آتش و آتشكده مورد پرستش زرتشتيان قرار گرفت. علاوه بر آتشكده هاي پيشدادي و كياني بعد از زرتشت در نقاط مختلف كشور ايران حتي تا چين، هند و پاكستان، روم و آسياي صغير آتشكده هاي زيادي برپا شد كه هنوز آثار و خرابه هاي برخي از آنها موجود است.




 


انجام پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

سفارش پایان نامه