انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

مشاور پایان نامه|پایان نامه کارشناسی معماری برج‌هاي مسكوني شهرك صدرا 140 ص

خانه مكاني است كه تمام عالم را در خود جاي مي‌دهد.
مسكن يكي از مسائل حاد كشور‌هاي در حال توسعه است. فقدان منابع كافي، ضعف مديريت، نداشتن برنامه‌ريزي جامع مسكن و ساير نارسايي‌هايي كه در زيرساختمان‌هاي اقتصادي اين كشورها وجود دارد از يك سو و افزايش شتابان جمعيت شهرنشين از سوي ديگر تامين سرپناه را در اين كشورها به شكلي غامض و چند بعدي درآورده است.
براي دستيابي به برنامه‌ريزي مطلوب مسكن بايد ضمن شناخت وضع موجود مسكن و تسهيلات آن، روند گذشته در شئونات اقتصادي و اجتماعي موثر بر بازار مسكن و تحولات مسكوني جامعه مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گيرد.
همچنين لازم است تحليلات اقتصادي و اجتماعي در آينده براساس برنامه‌ريزي‌هاي ملي، منطقه‌أي و شهري مورد مداقه قرار گرفته و تاثيرات متقابل اين تحولات در بخش مسكن و تامين نيازهاي مسكوني مورد پيش‌بيني قرار گيرد. سپس مي‌بايست اهداف برنامه‌هاي مسكن در چهارچوب ضوابط و استانداردهاي تدوين شده معين و براي تحصيل اهداف مورد نظر راهكارهاي مناسب و روش‌هاي علمي اتخاذ شود.
موضوع مورد بحث اين پايان‌نامه طراحي برج‌هاي مسكوني در منطقه 22 شهرداري استان تهران در محدوده شهرك صدرا مي‌باشد.


1-1-    اهميت و ضرورت
خانه‌ اولين و مهم‌ترين فضاييست كه فرد با آن در ارتباط است. تحقيقات نشان داده است ميزان رضايت فرد از مسكن خود در روان او تاثير به سزايي دارد و باعث ايجاد اثرات مثبت و منفي در روابط فردي و اجتماعي وي مي‌گردد. به عنوان مثال نور نامناسب خانه ساكنين را دچار افسردگي مي‌كند و يا رعايت نكردن حريم خصوصي و عمومي در فضاي خانه آرامش افراد را مختل مي‌سازد.
به نظر مي‌رسد به دليل اهميت فضاي خانه براي افراد، طراحي مسكن از خطير‌ترين مواردي باشد كه يك معمار در طول دوره كاري‌اش با آن روبروست. تقريباً تمامي معماران در دوران حرفه‌أي خود نمونه‌هاي مختلفي از طراحي مسكن را داشته‌اند و ارائه الگوي مناسب مسكن سال‌هاست كه ذهن جامعه معماري را به خود مشغول داشته است. موضوع مسكن در شهر‌هاي پر جمعيت وضعيت حادتري دارد، زيرا در اين شهرها علاوه بر كيفيت آن بحث كميت نيز مطرح است. در چنين موقعيتي كه مسكن به يك معضل اجتماعي، اقتصادي، سياسي تبديل مي‌شود. بايد دقت در كيفيت بسيار بالا رود.زيرا معمولاً در اين وضعيت هزينه پايين، سرعت بالا و استفاده حد اكثري از زمين براي تامين ضروري‌ترين زير فضاها بيشترين توجه را به خود معطوف داشته و دقت در مسائل فرهنگي و ايجاد مطلوبيت رواني كمتر مي‌شود.
هدف اصلي از طراحي خانه ايجاد “مسكن مطلوب” براي افراد مي‌باشد. در شهرهاي كوچك معمولاً خانواده خود تصميم مي‌گيرد خانه‌ا ش چگونه طراحي شود و فضاها چگونه با يكديگر ارتباط داشته باشند. اما در شهرهاي بزرگ‌تر طراحي خانه بيشتر تحت تاثير خانواده شكل مي‌گيرد. در همين راستا اهميت كار معمار مشخص مي‌شود كه چگونه طراحي اصولي و مناسب را با علاقه ساكنين و اقتصاد آنها همراه سازد.
در شهر تهران اين مسئله ابعاد وسيعتري مي‌يابد. ساخت و سازهاي بي‌رويه و غيراصولي در اين شهر توجه بيشتر جامعه معماري را مي‌طلبد. لازم به نظر مي‌رسد، كه حداقل معماران متعهد تهراني وقت بيشتري را صرف اين مسئله كنند. با در نظر گرفتن اين موارد محقق ضرورت احساس نكوده و اقدام به كار روي موضوع مسكن در تهران كرده است.
به دليل نياز روزافزون تهراني‌ها به مسكن سالهاست رشد عمودي و افقي در تهران صورت مي‌گيرد. اين مسئله باعث گسترش نامناسب شهر مي‌شود. بنابراين طي مطالعات گسترده‌أي كه توسط سازمان‌هاي مختلف انجام گرفت. تصميم گرفته شد بصورت كنترل شده از سمت غرب تهران رشدي افقي صورت گيرد كه منجر به ايجاد منطقه 22 گرديد. محدوده شهرك صدرا در اين منطقه با ضوابط خاص شهري ايجاد گرديد و مسئله مسكن مطلوب در آن، مورد توجه خاص قرار گرفت. ايجاد فضاهاي سبز گسترده، مسيرهاي سواره و پياده استاندارد، در محدوده شهرك همه از مواردي است كه اين توجه را خاطر نشان مي‌سازد. بنابراين، اين منطقه با داشتن زمين‌هاي وسيع براي طراحي مجموعه‌أي مسكوني مناسب تشخيص داده شد.

1-2-    اهداف

هدف كلي : طراحي مجموعه مسكوني در منطقه 22 شهرداري تهران

اهدف جزئي :
2-    فراهم نمودن فضايي زيبا،صميمي وآرام در زميني بمساحت حدود1 هكتار درمنطقه مورد نظر
3-    تفكيك مسير سواره و پياده
4-    طراحي كيفيت‌هاي بصري
5-    ايجاد محور حركت پياده سبز
6-    طراحي روابط داخلي و خارجي
7-    كاهش آلودگي صوتي در مجموعه

1-3-روش‌ جمع‌آوري اطلاعات و ارائه آنها
ابتدا مطالعاتي در زمينه شناخت موضوع و دستيابي به اصول طراحي مسكوني بصورت كتابخانه أي انجام گرفته كه در اين رساله به ترتيبي كه در زير نگاشته شده است. پس از آن با جمع بندي و نتيجه گيري از اطلاعات و مطالعات به عمل آمده به طراحي اين مجموعه پرداخته كه نقشه هاي آن در انتهاي رساله در بخش طراحي آورده شده است.
رساله پيش رو به 7 فصل جداگانه به اين ترتيب تنظيم شده است:
فصل اول: فصل اول شامل مقدمه است و به توضيح اجمالي رساله حاضر مي پردازد كه البته از نظر گذشت.

فصل دوم: در اين فصل مطالعات و بررسي هاي لازم در زمينه مباني نظري و اصول طراحي انجام گرفته است كه شامل توضيح مفهوم سكونت و موضوع مسكن مي باشد. همچنين انواع خانه هاي مسكوني و تيپولوژي مسكن مورد بررسي قرار گرفته است. نظريه كارشناسان مختلف در مورد مسكن مطلوب و عوامل تاثير گذار بر روي كيفيت طراحي مسكن از ديگر موارد مورد بحث است. سپس مسكن به عرصه هاي مختلف تقسيم شده و كابرد عرصه ها و تجهيزات مورد نياز در هر يك از آنها به اجمال آورده شده است. بحث بعدي تراكم و نظام سكونت است كه توجه به آن از عوامل بسيار مهم در طراحي مي باشد. و در نهايت نمونه هايي از مجموعه هاي مسكوني به تفصيل مورد بررسي قرار گرفته و نتيجتا با تحليل موارد مطلوب و نامطلوب اين مجموعه ها، محقق طراحي را آغاز نموده است.

فصل سوم: اين فصل شامل مطالعات تاريخي، اجتماعي و فرهنگي مي باشد. در بخش تاريخي سابقه سكونت از دوره بشر اوليه تا دوره هاي مدرن آورده شده و پس از آن خانه هاي سنتي و تاريخي در ايران، و بطور خاص مسكن در شهر تهران در طول دوره هاي تاريخي بررسي شده است. در بخش اجتماعي، مشكلات و مسائل مسكن و جامعه و تاثيرات متقابل آنها بر روي يكديگر و اثر آن بر روي زندگي فردي و اجتماعي افراد جامعه بررسي شده است. تحولات جمعيتي، تاثير مهاجرت بر مسكن، نرخ رشد و… از موضوعات مورد توجه در اين بخش است.

فصل چهارم: در اين فصل حاصل مطالعات سياسي و اقتصادي آمده است. به منظور دريافت پديده هاي ناشي از مشكلات مسكن در بخش سياست اجتماعي و همچنين نظر دولتمردان بر امر مسكن و تاثيرات برنامه هاي عمراني آنها در اين زمينه سياستهاي توسعه مسكن از سال 1341 يعني برنامه عمراني سوم تا سال 1378 (برنامه هفتم) مطرح شده است. همچنين در بخش اقتصادي، عوامل موثر بر اقتصاد خانواده، اقتصاد ملي و مقايسه آن در كشور هاي مختلف بررسي گرديده است.

فصل پنجم: اطلاعاتي راجع به اقليم منطقه، ميانگين بارش سالانه، دما، روزهاي يخبندان و… آمده است و در انتها تدابير خاصي كه براي طراحي معماري در اين گروه اقليمي مي توان بكاربرد آمده است.
فصل ششم: در اين فصل ضوابط و استانداردهاي بين المللي، مساحت و اندازه هاي لازم براي هر فضا آورده شده است.


فصل دوم:
مباني نظر
مفهوم سكونت
تعريف مسكن
محيط مسكوني
مسكن مطلوب چيست
گونه شناسي مسكن
عملكرد و تجهيزات مسكن
تراكم و نظارت سكونت
نمونه هايي از مجتمع هاي مسكوني
نتيجه گيري




2-1- مفهوم سكونت:
سكونت را مي توان بيانگر تعيين موقعيت و احراز هويت دانست. سكونت بيانگر برقراري پيوندي پرمعنا بين انسان و محيطي مفروض مي باشد كه اين پيوند از تلاش براي هويت يافتن يعني به مكاني احساس تعلق داشتن ناشي گرديده است بدين ترتيب، انسان زماني بر خود وقوف مي يابد كه مسكن گزيده و در نتيجه هستي خود در جهان را تثبيت كرده باشد.( نوربري، 1381)
از نظر هايدگر طرز و طريق بودن انسانها بر روي زمين، سكونت كردنشان است. او در مقاله “ساختنت، سكونت گزيدن، انديشيدن” با ريشه كلمه آلماني Bauen (ساختن) دلالتهاي قديمي و پهنه مفاهيمي را از نو مي گشايد تا غذاي وجود را بيان كند و سكونت را به بودن با چيزها تعبير مي كند: همچنان كه در وجود و زمان نيز از سكونت ذات انسان در حقيقت خود وجود بحث مي كند. او در گفتار خود اصرار مي ورزد كه انديشيدن و شعر لازمه سكونت است. او سكونت را اساسي ترين ويژگي وجود مطابق آنچه فانيان اند فرض مي كند. در پايان اين مقاله چنين آمده است: “در حال حاضر همه از كمبود مسكن سخن مي گويند: اما كسي به مصيبت واقعي سكونت نمي انديشد. بي خانماني بشر از آن است كه كسي بحران واقعي مسكن را به مثابه مصيبت درك نمي كند.” پاسخ هايدگر در پرسش از راه حل مسئله چنين است:“ فانيان سكونت را به سوي تماميت ماهيت خود سوق دهند؛ و اين مشروط بدان است كه بر مبناي سكونت كردن بنا كنند و براي سكون كردن فكر كنند.”( طهوري، 1381)

 
2-2- تعريف مسكن
مسكن اسم مكان است بر وزن مفعل به معناي محل آرامش و سكونت كه از ماده سكن به معني آرامش مي آيد و در اصطلاح به مكاني مي گويند كه انسان در آن زندگي مي كند.
در لغت نامه دهخدا مسكن چنين معني شده: جاي باشش و خانه، منزل و بيت، جاي سكونت و مقام، جاي آرام… (دهخدا، 1377)
در دومين اجلاس اسكان بشر(1996) كه در استانبول برگزار شد مسكن مناسب چنين تعريف شده است:
“ سرپناه مناسب تنها به معناي وجود يك سقف بالاي سر هر شخص نيست. سرپناه مناسب يعني آسايش مناسب، فضاي مناسب، دسترسي فيزيكي و امنيت مناسب، امنيت مالكيت، پايداري و دوام سازه أي. روشنايي، تهويه، سيستم گرمايي مناسب، زيرساختهاي اوليه از قبيل آبرساني مناسب، بهداشت و آموزش، دفع زباله، كيفيت مناسب زيست محيطي عوامل بهداشتي مناسب، مكان مناسب و قابل دسترس از نظر كار و تسهيلات اوليه كه همه اين موارد بايد با توجه به استطاعات مردم تامين شود.”( دلال پور،1379)
خانه با مطح شدن به عنوان پيكره أي معمارانه در محيط هويت ما را محرز كرده و امنيت را بر ما ارزاني مي دارد؛ و سرانجام هنگام پاي نهادن به آن به آسايش دست مي يابيم. در خانه چيزهايي را مي يابيم كه بر آنها وقوف داشته و گراميشان مي داريم. ما آنها را با خود از بيرون آورده و به خاطر آنكه بخشي از جهان ما را مي سازند در كنارشان به زندگي مي پردازيم. هنگام تحقق بخشيدن به سكونت خصوصي، به آزمون آنچه “ آرامش داخلي” خوانده شده مي پردازيم.(هاشمي،1375)
براي بشلار؟؟؟ خانه قبل از هر چيز فضا و مكان دروني است. دروني بودن آن در رابطه با بيرون آن، با كوچه و خيابان، رودخانه و مزرعه، گسترده هاي بيروني روستا و شهر، دريا و زمين و آسمان، طبيعت و جهان و سرانجام همه هستي معنا و ارزش مي يابد. براي او مهم ترين حسن خانه اين است كه رويا را در خود مي پروراند. خانه به ما اين مكان را مي دهد كه در آرامش در خيالات خود غرق شويم (نوربري، 1381)
 
2-3- محيط مسكوني
براي تامين رشد اجتماعي، عرصه مسكن علاوه بر خود واحد مسكوني بايد محيط پيرامون آنرا نيز در بر بگيرد. وقتي مجموعه أي مسكوني ساخته مي شود در واقع كانوني اجتماعي شكل مي گيرد. اين كانون براي حفظ ارزش هاي خود به انسجام شخصي احتياج دارد. اگر به اين امر بي توجهي شود ممكن است بخشي از پيكره اجتماع از آن جدا و ارتباط خود را با آن از دست بدهد. براي تامين انسجام يك محله بايد دو عامل را در نظر گرفت: تركيب مناسب گونه ها و اندازه هاي مختلف مسكن و ايجاد روش مناسب براي دادن كمكهاي مالي در جهت تامين مسكن.
2-3-1- محيط مسكوني از لحاظ كالبدي:
مسكن حافظ كيان خانواده و روابط بين اعضاي آن است(ارتباط افقي) و محيط مسكوني روابط همسايگي و ارتباط بين خانواده ها را در بر مي گيرد( ارتباط عمومي) محيط مسكوني جايي است كه زمينه انطباق كودك را با اجتماع پيرامون وي فراهم مي سازد و او را براي ورود به جامعه آماده مي كند. از اين رو ماهيت و سازماندهي محيط مسكوني نبايد برخلاف فطرت انسان باشد و به علاوه اين محيط بايد تامين كننده نيازهاي مادي، بهداشتي رواني و اجتماعي افراد باشد. محيط مسكوني بايد برآورنده نيازهايي چون محافظت،داشتن ثبات و استقلال احساس پيوستگي با طبيعت، تمايل به ابراز وجود، نياز به زيبايي و هماهنگي اشكال و رنگها، بهره مندي از مناظر و چشم اندازهاي دلپذير باشد.
بين حجم واحد مسكوني و حجم ساختماني كه آنرا در بر مي گيرد بايد ارتباطي صحيح برقرار باشد. محيطي كه محصور بين ساختمانهاي غول آسا و خارج از ابعاد انساني است از نظر كارشناسان سلامت رواني مناسب نيست.
مهمترين مسئله يك محيط ايجاد زمينه مناسب براي انطباق طفل با اجتماعي پيرامونش است. نيازهاي كودكان در سنين مختلف تغيير مي كند و محيط مسكوني بايد بتواند به نيازهاي سنين مختلف پاسخگو باشد.

نتيجه گيري براي محيط كالبدي:
براي ايجاد شرايط مناسب زيست، مجموعه هاي مسكوني در هيچ حالتي نبايد در مناطقي ايجاد شوند كه آلوده هستند، از نور كافي برخوردار نيستند. رطوبت در آنها زياد است و يا در معرض سرو صداهاي شديد قرار دارند. محيط پيرامون مسكن نبايد از امكانات چندي برخوردار باشد. اولين نكته وجود فضاي آزادي در مجاورت مسكن است كه مستقيما از آن قابل دسترسي است.
فضاهاي بازي بايد در جايي باشند كه بچه هاي كوچك براي دسترسي به آنها ناچار به عبور از مسير هاي گذر و وسايل نقليه نشوند. در عين حال اين فضاها نبايد دور از مسير رفت و آمد طبيعي افراد پياده باشد.
لازم است در محلات مسكوني محلهاي عبور پياده جدا از عبور سواره باشد. پياده رويي كه در معرض سرو صدا و خطرهاي آمد و شد سريع است، نمي تواند محل مطلوب براي ملاقات و صحبت همسايگان باشد.
لازم است در يك مجموعه مسكوني مكاني پيش بيني شود كه امكان گردهمايي افراد محله و برقراري روابط اجتماعي را بدهد. ساختمان ساده چند منظوره أي براي اين امر كافي است در چنين محلي افراد مي توانند گرد هم آيند. اين محل مكاني است براي مهماني هاي بزرگ خانوادگي فضاي محدود داخل خانه امكان آنرا بوجود نمي آورد و بهتر است در جوار مركز تجاري كوچك محله باشد كه نياز هاي روزمره ساكنين را برآورده مي كند.(حبيبي، 1370)

















2-4- مسكن مطلوب چيست:
در دوران معاصر يكي از مسائلي كه در مورد جامعه بشريت وجود دارد مسئله مسكن مطلوب است. اكنون به دليل كمبود زمين و گراني خانه افراد مجبور بخ بسنده كردن به مساحتهاي كوچك براي مسكن خود هستند و طبعا فضاهاي خانه تا آنجا كه ممكن است بايد مورد استفاده قرار بگيرد و كارايي داشتن و قابل استفاده بودن فضا، مسكن بايد از نظر استفاده كنندگان نيز كارايي داشته باشد.
مطلوب است يعني داشتن شرايطي كه منطبق با نيازهاي استفاده كنندگان است يعني داراي بدون شرايط موارد مورد طلب فردي كه از آن پديده استفاده مي كند. لغت نامه دهخدا كلمه مطلوب را چنين معني كرده است:
“ درخواست شده و تجسس شده و طلب شده و خواهش شده و تقاضا شده و لازم شده و ضرور شده و احتياج داشته شده و هرچيز آرزو شده و خوشايند و مرغوب، مقصود ميل و خواهش”
مطلوبيت مسكن نيز دقيقا از همين تعريف ناشي مي شود و مربوط به انتظاراتي است كه هر فرد يا گروه استفاده كننده أي از خانه و كاشانه خود داشته و براي ايجاد آن به هر نحو ممكن مي كوشد. ايجاد مطلوبيت مسكن براي افراد استفاده كننده در شرايط مختلف اجتماعي از جمله وظايفي است كه به عهده برنامه ريزان، معماران و طراحان مسكن است و معماران موظفند كه به دنبال عوامل موثر در مطلوبيت مسكن براي افرادي كه داراي فرهنگ ملي و يا آداب و رسوم و انتظارات خاص براي خود هستند، باشند. افراد عادي بهترين مطلوبيت را براي خانه وجود روابط مطلوب و صحيح بين افراد خانواده مي دانند يعني روابط اجتماعي صحيح بهترين عامل مطلوبيت مسكن است.
ولي به هر حال عامل مطلوبيت فضايي نيز در مطلوبيت مسكن بي تاثير نيست و اين در واقع وظيفه معمار است كه بايد وظيفه خود را به بهترين وجه در اين باره انجام دهد و در واقع دانش كافي درباره عوامل موثر در مطلوبيت را پيدا كند. بهتر است در اينجا به چند تعريف كه صاحبنظران درباره خانه داشته اند توجه نماييم.
“خانه جايي كه ساكنان آن احساس ناراحتي نكنند و اندرون خانه يا جايي كه زن و بچه زندگي مي كنند مي بايست تنوع زيادي داشته باشد تا خستگي احساس نشود.”    -پيرنيا-
“ خانه پوششي است كه در تطابق با برخي از شرايط رابطه محيطي را بين محيط خاجر و پديده‌هاي زيستي انسان برقرار مي‌سازد. در خانه بايد يك فرد يا يك خانواده زندگي كند. يعني اينكه بخوابد، راه برود، دراز بكشد، ببيند و فكر كند. ”    - لوكوربوزيه-
“خانه مركز جهان است براي ساكنانش و براي محله‌اش شاخص‌ترين بنا در تحكيم مكان”
- مور-
“خانه در وهله اول يك نهاد است و نه يك سازه و اين نهاد براي مقاصد بسيار پيچيده‌أي به وجود آمده است از آنجا كه احداث يك خانه پديده‌أي فرهنگي است. شكل و سازمان فضايي آن به شدت تحت تاثير فرهنگي است كه بدان تعلق دارد. حتي در آن زمان نيز كه خانه براي بشر اوليه به عنوان سرپناه مطرح بود مفهوم عملكردها در فايده صرف يا فايده عملكردي محض خلاصه نمي‌شد. وجه سرپناهي خانه به عنوان وظيفه ضروري و انفعالي مطرح بود و جنبه مثبت مفهوم خانه ايجاد محيطي مطلوب براي زندگي خانواده به مثابه واحد اجتماعي بود.”                         - راپايورت-
“از ميان فضاي پيراموني، خانه بلافصل‌ترين فضاي مرتبط به آدمي است بطور روزمره بر او تاثير مي‌گذارد. اولين فضايي است كه آدمي احساس تعلق فضايي را در آن تجربه مي‌كند و مجموع حواس پنج‌گانه دائماً سرتاسر آن را طي مي‌كند و در مدت كوتاهي بدان خو مي‌گيرند. خانه مكاني است كه اولين تجربه‌هاي بي‌واسطه با فضا، در انزوا و جمع در آن صورت مي‌گيرد و خلوت با خود، با همسر و فرزندان، با دوست و ديگران همه و همه بي‌تعرض غير در آن ممكن مي‌گردد.”     - محمدرضا حائري-

حالا به برخي از مفاهيمي كه دراين تعاريف آمده اشاره مي‌كنيم.
اگر در تعريف چهارم دقيق شويم به مفاهيمي چون پديده فرهنگي و همچنين عبارت ايجاد محيطي مطلوب براي زندگي اجتماعي و واحد اجتماعي بر مي‌خوريم.
در تعريف پنجم نيز مفاهيمي چون احساس تعلق فضايي و تجربه‌هاي بي‌واسطه با فضا را مشاهده مي‌كنيم هر دو تعريف به اين قضيه اشاره مي‌كنند كه مسكن فضايي است كه انسان در آن مطابق با اصول و تئوري خاص خود به عبارتي فرهنگ، فعاليت‌هاي خاص خود را مي‌گذراند و مسكن مناسب مسكني است كه به بهترين نحوي فضاي مناسب با اين فرهنگ را بسازد و يا به عبارتي فضايي كالبدي واجد شرايط و در برگيرنده‌أي براي فرهنگ و طرز زندگي درست كند.



مسكن يا فضاي زندگي از دو جهت بايد كارايي داشته باشد يكي از نظر جوابگويي و ايجاد محيط راحت از جنبه شرايط فيزيكي يعني ايجاد محيطي با درجه حرارت مطلوب، فشار مناسب، رطوبت معقول و كوران هوا و نور مناسب و نظاير آن و ديگري از نظر جوابگويي به نيازهاي معنوي مردم يعني ايجاد فضاهاي مناسب با طرز زندگي و نوع فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعي. اين دو شرايط اگر با هم به كاملترين نحوي جمع شود ايجاد مطلوبترين مسكن را خواهند نمود. و اگر هر كدام از اين دو جنبه كمبودي داشته باشد مسكن به نحو خوبي پاسخگو نخواهد بود. به عنوان مثال مسكني كه از لحاظ شرايط فيزيكي با بهترين حالت طراحي و با استفاده از بهترين تكنولوژي به حالت بهينه باشد ولي فضايي مناسب با طرز زندگي افراد نداشته باشد به هيچ وجه مطلوبيت نيست و بر عكس ايجاد فضايي كاملاً منطبق با شرايط فرهنگي ولي فاقد شرايط زيستي غيرقابل تحمل است.

موضوع مطلوبيت مسكن از لحاظ بيروني و دروني نيز قابل بحث است به اين صورت كه از لحاظ دروني همچنان كه بحث آن رفت مسكن از لحاظ بيروني و دروني نيز قابل بحث است به اين صورت كه از لحاظ دروني همچنان كه بحث آن رفت مسكن از لحاظ شرايط فيزيكي و فرهنگي معقول باشد. ولي اين مسكن كه در رابطه با محيط بيروني خود نيز بايد هماهنگي داشته باشد و بطور قطع مسكني كه از لحاظ شرايط دروني كامل است ولي از لحاظ انطباق با محيط بيرون مثلاً خود نيز بايد هماهنگي داشته باشد و بطور قطع مسكني كه از لحاظ شرايط دروني كامل است ولي از انطباق با محيط بيرون مثلاً از نظر شرايط فرهنگي انطباق كافي نداشته باشد چندان مطلوب نخواهد بود.
در اين حالت فردي كه در چنين محيطي زندگي مي‌كند تنها در درون مسكن خود آرامش خواهد داشت و اين حالت را اصلاً در مورد فضاي بيروني خانه‌اش بدست نخواهد آورد. بنابراين هماهنگي ميحط بيرون پيراموني با مسكن نيز از شرايط لازم مطلوبيت مسكن است. در واقع وجود يك بافت مسكوني مطلوب صحبت درباره مطلوبيت بافت مسكوني در مجال اين بحث نيست و در اين جا ما به بررسي عواملي كه در مطلوبيت مسكن از لحاظ دروني موثر است مي‌پردازيم.

2-4-1- عوامل كلي موثر بر مطلوبيت مسكن
الف- از نظر فرهنگي – اين مسئله همين‌طور كه اشاره شد يكي از مهمترين مسائل در طراحي خانه‌هاي مسكوني مي‌باشد. خانه‌أي كه در تقسيم‌بندي فضايي آن عامل فرهنگ و نحوه زيست مردم رعايت نشده باشد به هيچ عنوان خانه مطلوبي براي ساكنان آن نيست. و چه بسا در اينگونه موارد ساكنين خانه بعد از مدتي مطابق ميل خود تغييراتي در پلان داخلي خانه انجام دهند. روي همين اصل معمار بايد كاملاً روي فرهنگ و نحوه زيست و آداب و رسوم افراد شناخت پيدا كند و شناخت هر چه بيشتر آن باعث مطلوبيت خانه براي ساكنين خواهد بود. به عنوان مثال داشتن فضاهاي مجزا براي جنس‌هاي مختلف و سنين متفاوت، ايجاد عرصه‌هاي عمومي و خصوصي در خانه از عوامل ايجاد مطلوبيت در خانه باشد.
ب- از نظر اقليم ـ هر مسكن براي زندگي نرمال بايد از نظر شرايط زيستي مناسب باشد. توجه به وضع اقليم يكي از موارد لازم در اين مورد است. مطابقت با اقليم محل و مقابله صحيح در مقابل عوامل جوي نامناسب محلي در ايجاد شرايط مطلوب در خانه بسيار موثر است. ساخته شدن خانه‌ها با فواصل معقول براي ايجادكوران هواي بين ساختمان‌هاي مسكوني يا انتخاب سطح پنجره مناسب با وضع اقليمي، روشنايي و آفتابگيري كافي براي تك تك فضاهاي خانه از مثال‌هايي است كه در اين باره مي‌توان زد.
ج- از نظر آسايش – از عوامل بوجود آورنده آسايش مي‌توان به اين موارد اشاره نمود :
1-    بوجود آوردن فضاي سبز.
2-    ايجاد فضاهاي جداگانه و محفوظ بدون خطر براي بازي بچه‌ها.
3-    دور بودن از راه‌ها و خيابان‌هاي پر ترافيك، فرودگاه، كارخانه و هر منبع توليد سر وصدا و بوهاي ناراحت كننده.
4-    كنترل سر و صدا : طراحي ساختمان مي‌تواند به نحوي باشد تا عملكردهاي پر سر و صدا را موجب مي‌شود. برآمدگي زمين، موانع پوشيده با مصالح بنايي و با ديوارهاي حجيم و غيرقابل نفوذ در مقابل امواج صدا بهترين محافظ را ايجاد مي‌كند. طرح معماري مي تواند طوري باشد كه جهت دادن به امواج صوت ورود صدا را محدود نمايد. اين خاصيت مي‌تواند با شكل دادن به ديوارها، شيب‌ها و تقاطع ساختمان ايجاد شود.
د- از نظر امنيت – احساس امنيت يك نياز غريزي در انسان است كه در آن نياز به كنترل محيط انسان بوجود مي‌آورد كه يكي از اهداف طراحي را تشكيل مي‌دهد. كنترل محيط به دو صورت فيزيكي بصورت نرده، حصار، قفل و نور و زنگ خطر و كنترل‌هاي انساني بصورت نگهباني و افراد ساكن محلي و نظاير مي‌باشد.
هـ –از نظر زيبايي – معمار با ايجاد يك تركيب زيبا و دلپسند و ساده باتوجه به فرهنگ و سليقه مردم نه با استفاده از سبك‌هاي شخصي و طراحي  يك  محيط  طبيعي و آزاد در رابطه با حفظ محيط طبيعي زمين و ايجاد فضاي سبز مناسب با اقليم محل مي‌تواند به مطلوبيت مسكن از نظر زيبايي بيافزايد.
و- از نظر تكنولوژي – منطبق بودن خانه مسكوني با تكنولوژي روز نيز يكي از عوامل مطلوبيت است به عنوان مثال يك آشپزخانه مجهز با وسايل تهويه خوب و وسايل برقي كارآمد و تاسيسات سرمايش و گرمايش مناسب تاثير زيادي در مطلوبيت خانه خواهد داشت.
ز- از نقطه نظر رواني- افراد بر حسب خواسته شخصي كه از طرز تفكر و آداب و رسوم زندگي نشات مي‌گيرد و به انتخاب‌هاي خاص از قبيل انتخاب رنگ و طرز تزيين و انتخاب فضاي زندگي مي‌پردازند، انتخاب فضاهاي زندگي چه از نظر عملكردي و چه از نظر زيبايي همگي ريشه در فرهنگ و روان و انديشه مردم دارد كه رعايت آنها ايجاد مطلوبيت از لحاظ رواني خواهد نمود.
2-4-2- عوامل موثر در مطلوبيت فضاهاي خانه
اين مطلب يكي از بحث‌هايي است كه در مورد طراحي خانه بسيار اهميت دارد. دقت در طراحي و چيدن فضاها و طراحي داخلي فضاهاي خانه هر چقدر بيشتر باشد باعث مطلوبيت و كارايي بيشتر خانه است. معماران بايد با در نظر گرفتن خواسته‌هاي خانواده در فضا، محل مناسب آن را بوجود آورند. به عنوان مثال يك آشپزخانه خوب طراحي شده و مجهز با استفاده حداكثر از فضا در ايجاد رضايت ساكنين بسيار موثر است. همچنين طراحي مناسب سرويس‌ها منطبق با فرهنگ و يا آداب شستشوي خانواده‌هاي ايراين و يا ايجاد قفسه و كمدهاي مناسب در نقاط مختلف خانه بسيار اهميت دارد. طراحي بالكن كه در اثر خانه‌هاي ايراني بدون كاربرد جدي هستند و اكثراً قابليت مبلمان شدن ندارند نيز بايد مورد دقت قرار گيرند كه در محل مناسب و با ابعاد قابل استفاده ارائه گردد.
ايجاد مسكن از لحاظ كمي براي افراد بدون خانه يك قسمت حل مسئله و رفع نياز مسكن مي‌باشد ولي كيفيت مناسب موردي است كه نبايد ناديده گرفته شود زيرا نامطلوب بودن مسكن تاثير مستقيمي در وضع اجتماع و مردم خواهد داشت. (ايرانمنش، 1376)

 
2-5- گونه شناسي مسكن
2-5-1- خانه‌هاي تك واحدي مستقل
خانه‌هاي مستقل مكمل يك زندگي خصوصي مي‌باشند كه در آنها حريم خانواده محفوظ مي‌ماند و همچنين آزادي و استقلال خانواده خدشه‌دار نمي‌شود. در اين خانه‌ها به دليل اينكه تمام جهات بنا باز مي‌باشد امكان جهت‌گيري خانه بي‌شمار است. و علاوه بر آن دسته‌بندي اتاق‌هاي روز در يك بخش و اتاق‌هاي شب در بخش ديگر و يا عرصه‌بندي فضاهاي كودكان و بزرگسالان به نحوي كه از لحاظ ديد و صدا براي يكديگر مزاحمت ايجاد نكنند، در طراحي اين ساختمان‌ها امكان‌پذير است.
از لحاظ عمومي مزاياي ذكر شده در بالا براي اين خانه‌هاي رويايي از نظرات آن بيشتر است كه واضح‌ترين آن عدم استفاده بهينه از امكانات زمين مي‌باشد. وقتي كه ساختمان در زميني با عرض زياد بنا شده است، منجر به اتلاف زمين نشده و همچنين هزينه زياد ساخت تاسيسات زيربنايي به شهر تحميل مي‌شود.
 
2-5-2- خانه‌هاي حياط مركزي
ريشه و اصل خانه‌هاي حياط مركزي به زمان‌هاي بسيار گذشته و به اولين خانه‌هاي شهري باز مي‌گردد. خانه‌هاي داراي حياط مركزي به عنوان يك جانشين مناسب براي خانه‌هاي مستقل مجدداً در اواخر دهه 20 قرن 19 در آلمان كشف شدند. اين نوع خانه‌ها در اروپاي غربي كپي محض از خانه‌هاي رم با حياط‌هاي كوچكشان نيست بلكه براشتي از اساسي‌ترين نكات آن مي‌باشند كه منجر به ساخت خانه‌هاي “حياط مركزي L شكل با حياطي نسبتاً بزرگ شد تا اينكه آفتاب زمستاني بتواند به داخل نفوذ كند.”
اين خانه‌ها حتي از خانه‌هاي مستقل پيشي مي‌گيرند اول در تامين آرامش و حريم واقعي براي ساكنان خود و دوم در استفاده بهينه از زمين. طبيعت اين خانه‌ها به عنوان خانه‌هايي با چرخش دروني به گونه‌أي است كه خانه هاي مجاور نمي‌توانند به حياط يكديگر اشراف داشته باشند و اين موضوع آزادي واقعي ساكنان را تامين مي‌كند.
يك مشكل كوچك خانه‌هاي حياط مركزي عدم امكان تهويه طبيعي هوا و كوران است كه مي‌تواند توسط سيستم تهويه مكانيكي حل شود.
2-5-3- خانه‌هاي شهري
برخلاف خانه‌هاي حياط مركزي كه درون‌‌گرا هستند خانه‌هاي شهري به بيرون و به طرف خيابان باز مي‌شوند. همانند خانه تك واحدي مستقل، خانه شهري نيز تكميل كننده واحد اصلي اجتماع يعني خانواده مي‌باشد و اگرچه از طرفين به همسايه‌ها چسبيده است مرز آنها را ديوارهايي تشكيل مي‌دهد كه حريم مالكيتشان مي‌باشد. اين خانه‌ها در سطح زمين قرار دارند و در دسترسي از آنها به حياط و حياط خلوت ساده است به دليل نحوه آرايش خانه‌هاي رديفي شهري، كه از طرفين به يكديگر متصل هستند انرژي لازم براي گرم كردن آنها تقريباً 55% خانه‌هاي يك طبقه ويلايي است. حتي وقتي با واحدهاي مسكوني تك واحدي مستقل مقايسه شوند، 30% انرژي كمتري لازم دارند.
2-5-4- مجموعه مسكوني اشتراكي
فكر مجموعه‌هاي مسكوني اشتراكي از دانمارك شروع شد. اين مجموعه‌هاي مسكوني معمولاً از 12 تا 30واحد مسكوني مستقل تشكيل شده‌اند. هر واحد مسكوني داراي آشپزخانه و فضاي باز خصوصي است اما هر خانوار به يك فضاي باز عمومي و يك ساختمان يا خانه عمومي دسترسي دارند. فضاهاي بسته در واحدهاي مسكوني تك واحدي براي هر خانوار در يك قطعه زمين مستقل، يا بصورت مجزا و يا بصورت رديفي (به هم چسبيده) يك تا دو طبقه هستند و بصورت گروهي در كنار يكديگر قرار دارند، به نحوي كه نزديكي آنها را به يكديگر اجتماعي بودن آنها را نشان مي‌دهد. خانه عمومي معمولاً در مركز محل قرار دارند و حدود 5 تا 20 درصد از سطح كل زير بناي واحدهاي مسكوني در مجموعه مساحت دارد. فضاهاي اصلي در آن شامل غذاخوري و نشيمن عمومي مي‌شود و بعضاً اتاقي براي بازي، اتاق تلويزيون، تعميرگاه، انبار، مهدكودك، غذاخوري كودكان، فضاهاي ورزشي و… را نيز شامل مي‌گردد. استفاده از فضاي غذاخوري مشترك اجباري نيست با اين حال تهيه و صرف غذا به عنوان يكي از فعاليت‌هاي مشترك اصلي در مجموعه‌هاي مسكوني اشتراكي به حساب مي‌آيد.
اين‌گونه مجموعه‌هاي مسكوني جذابيت‌هاي قابل ملاحظه‌أي دارند نخست آنكه هر شخص همواره حق انتخاب بين زندگي خصوصي در واحد مسكوني خود و يا شركت در فعاليت‌هاي اجتماعي در فضاهاي عمومي مجموعه را دارد. دوم اينكه زندگي در اين گونه مجموعه‌ها حس همكاري داوطلبانه و مسئوليت‌پذيري اجتماعي را به خوبي ترويج مي‌كند. مورد ديگر اينكه زندگي در اين مجموعه‌ها تجربه زندگي هماهنگ گروهي و اشتراكي مبتني بر روش‌هاي دمكراتيك را براي همه ساكنان فراهم مي‌سازد.
2-5-5- آپارتمان‌هاي بلند
توسعه ساختما‌ن سازي كه نتيجه توسعه جمعيت شهري است، باعث تهديد فضاي سبز حاشيه و داخل شهرها شد و در نتيجه يكي از راه‌ حل‌هاي مناسب براي جلوگيري از اين تهديد احداث ساختمان‌هاي بلند بود. احداث اين نوع بناها به اين معنا نيست كه كل يك منطقه را به آپارتمان‌هاي بلند اختصاص مي‌دهيم، بلكه درصد كمتري از فضا را به ساختمان و درصد بيشتري را به فضا سبز و فضاهاي خدماتي اختصاص داده شود.
اما در درون اين آپارتمان‌ها خانواده‌ها به مشكلاتي برخوردند، زيرا والدين براي عدم ايجاد مزاحمت ساير همسايه‌ها از بازي كودكان در درون واحدها جلوگيري مي‌كنند و اين محدوديت كودكان از حركات طبيعي مورد نيازشان محروم مي‌سازد، در نتيجه سبب بوجود آمدن رفتارهاي غيراجتماعي، گوشه‌گيري و تماشاي بيش از حد تلويزيون در آنها خواهد شد.
الف- ابعاد اقتصادي :
واضح است كه افزايش ارتفاع ساختمان در ارتباط مستقيم با افزايش قيمت تمام شده آن است. هر قدر ساختمان بلندتر باشد، وزن بيشتري را به زمين منتقل مي‌كند كه منجر به ساخت پي و اسكلت گران‌تر مي‌شود. علاوه بر اين با افزايش ارتفاع امكان مواجهه با بارهاي افقي بيشتر شده و لزوم ايمن كردن ساختمان در مقابل زلزله بالاتر مي‌رود.
ب- ابعاد اجتماعي
آپارتمان‌هاي بلند براي طبقه مرفه بسيار محبوب و مجلل بوده زيرا مناظر زيبايي را به ساكنان خود عرضه مي‌دارند. آپارتمان موجود در بالاترين طبقه، خود بصورت يك خانه ويلايي در پشت بام مي‌باشد. اين ساختمان‌ها معمولاً براي گروه‌هاي مرفه جامعه مناسب مي‌باشند كه مي‌توانند از تسهيلات مشترك و امنيت موجود در اينگونه ساختمان‌ها بهره ببرند.
ج- ابعاد زيست محيطي
از نظر جنبه‌هاي زيست محيطي شهري ساختمان هاي بلند مقبول نيستند. زيرا براي عابرين پياده به دليل سرعت جريان هوا ايجاد ناراحتي مي نمايند. وقتي باد بين ساختمان بلند قرار مي گيرد به سرعت آن اضافه شده و علاوه براين قسمتي از باد از سمت آسمان خراش به سمت زمين منحرف مي شود و با برخورد با پيياده رو، در برگشت تلاطم و آشفتگي ايجاد مي كند و موجب آزار عابرين پياده مي گردد. از فاكتور هاي مهم تر سايه اندازي آنها بر روي ساختمانهاي اطراف مي باشد كه ساكنين آنها را از دريافت تابش خورشيد محروم مي سازد.(شوئنوئر، 1380)
بنابراين، نياز برجهاي مسكوني به فضاي جانبي بيشتر است زيرا تراكم آنها بيشتر از برجهاي اداري و تجاري است. در هنگام انتخاب مكان به اين مورد بايد توجه شود و اگر به دلايل اقتصادي و كمبود زمين، امكان اختصاص فضاي جانبي كافي امكان پذير نبود، بايد برج را در كنار مناطق سبز شهري مثل پاركها احداث كرد.
د- ضرورت وجود فضاهاي جانبي ساختمانهاي بلند:
اين ضرورت به دليل اصلي برج سازي باز مي گردد. در تبديل خانه هاي چند طبقه كه داراي حياط بوده اند به آپارتمانهايي بدون حياط سنتي، بايستي جايگزيني براي فضاي حياط كه داراي كاربري هاي گوناگوني منطبق با الگوهاي رفتاري ساكنان ان بوده بيابيم. بنابراين به نسبت تراكم موجود در ساختمانهاي بلند، بايد به آنها فضاي جانبي اختصاص داده شود. اين فضا آسايش رواني ساكنان را نيز تامين مي كند و باعث افزايش بازده كاري جامعه نيز مي گردد.
وجود فضاي جانبي كافي و مناسب، كمك رساني در هنگام خطر را نيز امكان پذير و تسهيل مي كند و همچنين ضرورت وجود اين فضا در برجهاي مسكوني به مراتب بيش از برجهاي اداري- تجاري است. زيرا بخشي از ساكنان كه عمدتا خردسالان و افراد مسن مي باشند، براي گذراندن اوقات فراغت خود به اين فضاها نيازمندند. (سوزنچي، 1376)
ه- نگاهي اجمالي به مكان قرارگيري چند برج در تهران:
متاسفانه در بسياري از برجهاي جديد ضوابط شهرسازي مورد توجه قرار نگرفته است. اكثر اين برجها فضاي جانبي كافي و مناسب نداشته و در خيابانهاي نامناسب با تراكم حاصل از آنها قرار
گرفته اند.


 
 
معرفي چند نمونه خوب فضاي جانبي برجها:
1-    مجتمع مسكوني سان سيتي
اين طرح در سال 1979 در ژاپن اجرا شد و وضعيت فعلي آن در تصوير (2-14) مشاهده مي شود. اين مجموعه در قالب طرح توسعه مسكن 1900 واحد مسكوني را در 13 هكتار جاي داده است – (اخيرا در روزنامه ها خوانديم كه شهرداري در منطقه پونك 1960 واحد مسكوني در 7 هكتار زمين خواهد كرد؟) ساختمانها حداكثر ارتفاع را داشتند و حداكثر تراكم در طراحي در نظر گرفته شده است تا فضاي باز بيشتري بدست آيد اين فضا شامل پارك، مدرسه، درمانگاه، ايستگاه پليس، فعاليت هاي تجاري (بازار) و ديگر فعاليت هاي عمومي است كه در پيرامون قرار گرفته اند. ايستگاه آتش نشاني در ميدان مركزي قرار گرفته است. شيوه طراحي به گونه أي است كه آسايش را در طول دوره زندگي، در تعادل با محيط طبيعي فراهم مي آورد. در اين مجتمع 36% كل فضا به فضاي سبز اختصاص داده شده است.

انجام پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

انجام پایان نامه | دانلود مقاله

سفارش پایان نامه

نقشه