انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

سفارش پایان نامه|ساختار تشكيلاتي بيمه نظام خدمات بيمه اي در ايران
          



ساختار تشكيلاتي بيمه نظام خدمات بيمه اي در ايران 
فصل اول
كليات



بخش اول
بيمه هاي  اشياء و مسئووليت


 
 
 بيمة آتش سوزي
قديمترين رشتة بيمه، رشتة بيمه باربري است در حالي كه بيمة آتش سوزي، به تدريج از سدة هفدهم تا نوزدهم شناخته شده است آتش سوزي بزرگ لندن در سال 1666 زماني به وقوع پيوست كه وسايل اطفاي حريق هنوز در مراحل ابتدايي بود و هيچگونه پوشش بيمة آتش سوزي درجامعه به چشم نمي خورد. نخستين ادارة آتش سوزي در انگلستان در سال 1680 تأسيس شد و متعاقب آن شركت هند اين هند در سال 1696 و ادارة آتش سوزي سان در سال 1710 پديد آمدند. سرانجام آتش سوزي بزرگ لندن باعث ايجاد شركت بيمة هامبرگرجنرال شد كه اين شركت و شركت سان، دو شركت بيمه‌اي هستند كه هنوز وجود دارند و فعاليت مي كنند. در نتيجة وقوع انقلاب صنعتي در سدة هجدهم كه به پيدايش كارخانه‌ها، انبارها، كشتيها، ماشين آلات و غيره انجاميد، شركتهاي بيمة آتش سوزي متعددي از جمله لويدز لندن تأسيس شدند.
حريق چيست؟
حريق عبارت است از احتراق شديد مواد سوختني يا آتشي ناخواسته و از كنترل خارج شده كه معمولاً با سرعت نور، دود و حرارت زياد توأم است. احتراق عبارت است از تركيب يك مادة سوختني با اكسيژن دو حالت دارد: احتراق آرام ( مانند اكسيده شدن مس) و احتراق شديد ( كه با حرارت دود، نور همراه است).
نحوة ايجاد حريق
 براي ايجاد حريق سه عامل مورد نياز است:
1- مواد اشتعال پذير ( جامدات، مايعات و گازها) كه ميزان مواد اشتعال پذير در ايجاد حريق، نقش مهمي بازي مي كند.
2- اكسيژن (هوا): محيط اطراف ما پر از مواد اشعال پذير است. اكسيژن هوا نيز به اندازة كافي يافت مي شود و براي آغاز آتش سوزي عامل ديگري نيز مورد نياز است.
3- انرژي آتشزنه : اين انرژي مي تواند با افزايش دما توليد شود. انرژي مورد لزوم براي آغاز آتش سوزي مي تواند بسيار كم و كوچك باشد و آتش سوزي براثر به وجود آمدن اين انرژي به راحتي انجام مي گيرد. موارد زير، انرژي مورد لزوم براي آغاز آتش سوزي را فراهم مي آورند:
- ايجاد آتشزنه به طور مستقيم (‌زدن كبريت)
- افزايش حرارت
- آتش سوزي خود به خود
- انفجار
- جرقة الكتريكي
- واكنش شيميايي
- متمركز كردن نور در يك نقطه با استفاده از عدسي
مثلث حريق
 براي اينكه حريقي اتفاق افتد، وجود سه عامل ضروري است: سوخت، حرارت و اكسيژن، كه اينها را مثلث حريق مي نامند. چنانچه يكي از اين عوامل برداشته شود، حريق خود به خود از بين مي رود. از بين بردن حرارت يا سرد كردن حريق معمولاً با آب انجام مي شود كه بسيار موثر و در عين حال كم خرج است و در مورد اطفاي حريق جامدات، بهترين وسيله به شمار مي آيد.
براي از بين بردن سوخت بايد آنرا از حريق جدا كرد. در خصوص جامدات سوختني، بدين گونه عمل مي كنيم كه آنها را كه هنوز شعله ور نشده اند، يا روي زمين پخش هستند، يا در ظروف درباز مشتعل، با كف شيميايي يا فيزيكي كه سراسر مايع را فرا گيرد، مي پوشانيم به طوري كه مانع رسيدن هوا يا اكسيژن به آن شويم. در حقيقت سوخت را از حريق جدا مي كنيم و اين خود طريقة ديگري از خاموش كردن است كه بيشتر « خفه كردن» گويند.
با پودرهاي شيميايي، مايعات و گازهاي خاموش كنندة سنگين تر از هوا كه با فشار روي مواد مشتعل پراكنده مي شوند، در حقيقت اكسيژن را دور مي سازند تا حريق خاموش شود. حتي اگر درصد اكسيژن هوا بر اثر اختلاط با گازهاي خنثي از حد معيني كمتر شود خودبه خود حريق خاموش مي گردد. آنچه گفته شد، كلي بود و در موارد ديگر، راههاي ديگري دارد. مثلاً آب يا كف، حريقهاي الكتريكي را با آب خاموش نمي كنند. در اين مورد در مرحلة نخست بايد جريان برق را قطع كرد و گرنه خطر برق گرفتگي نيز اضافه مي شود.
آتش بر اثر شعله به صورت حريق در مي آيد و اين پرتوافكني شعله است كه وحشت زاست و عامل انتشار و توسعة حريق به شمار مي رود و در عين حال مانع دستيابي به كانون اصلي حريق و خاموش كردن آن مي شود. پس مثلث حريق درون دايرة شعله قرار مي گيرد و براي خاموش كردن حريق ابتدا بايد شعله را از بين برد، سپس براساس نوع آتش، به شيوة خاص اطفاي حريق پرداخت. چون شعله از يك سو، تظاهرات مرئي اكسيداسيون گاز سوخت است و از ديگر سو، هر نوع مادة احتراق پذير حتي جامدات ابتدا به صورت گاز در مي آيد لذا مي توان گفت كه در اطفاي حريق هرگونه آتش سوزي، نخست بايد به مبارزه با آتش گاز(شعله) پرداخت. براي اين مبارزه، به طوري كه تجربيات ساليان دراز كشورهاي پيشرفته نشان مي دهد، هيچ وسيله اي بهتر از پودر ويژة شيميايي نيست.
تعريف آتش سوزي
آتش سوزي عبارت از آتشي است كه يا از يك منبع حرارتي كنترل ناپذير سرچشمه گرفته يا منبع حرارتي معين كنترل شده اي را ترك كرده و با نيروي حرارتي خود گسترش و توسع يافته باشد ( آتش خسارت زننده).
 قرارداد بيمة آتش سوزي
قرارداد بيمة آتش سوزي توافقي است بين بيمه‌گذار از يك سو، و بيمه‌گر از ديگرسو كه به صورت بيمه نامه، متجلي مي شود. بدين قرار كه بيمه‌گر در مقابل دريافت وجهي كه حق بيمه ناميده مي شود، متعهد مي گردد كه زيانهاي مالي بيمه‌گذار را براي اموال بخصوصي كه مشخص گرديده و اموال بيمه شده ناميده مي شود، در مدت معين بر اثر خطر آتش سوزي يا خطرهاي ديگر كه بيمه شده اند جبران كند. تعهد بيمه‌گر محدود به مبلغي است كه به آن مبلغ بيمه شده اطلاق مي شود. از ضروريات بيمة آتش سوزي آن است كه بين بيمه‌گذار و بيمه‌گر بايد پيشنهاد و قبولي قطعي رد و بدل شود. همچنين نفع بيمه پذير بيمه‌گذار قانوني باشد و بيمه‌گذار كلية اطلاعات خود را براي ارزيابي خطر در اختيار بيمه‌گر قرار دهد و از اظهارات خلاف واقع بپرهيزد.
اصول قرارداد بيمة‌ آتش سوزي
- ايجاد و قبول: بايد ايجاب و قبول طرفين قرارداد ( بيمه‌گر و بيمه‌گذار) به طور قطعي و بدون هيچ قيد و شرط و با رضايت طرفين در مدت معين يا مدتي كه عرفاً معقول و منطقي باشد اعلام شود.
جنبه هاي قانوني بيمة آتش سوزي : قرارداد بيمة آتش سوزي قرارداد عادي است و الزام قانوني براي كتبي بودن آن است. در عمل، قرارداد آتش سوزي نوشته اي است كه به آن بيمه نامه اطلاق مي شود و طرفين قرارداد آتش سوزي در مورد محتواي آن اتخاذ تصميم مي كنند.
اصول كلي قراردادها : عقد هر قراردادي بايد منع قانوني نداشته باشد. هرگونه توافقي كه بين طرفين ايجاد تعهد كند ولي اين توافق از نظر قانون مشروعيت نداشته باشد باطل است، مانند:
- قراردادي كه براي ارتكاب جنايت باشد.
- قراردادي كه مخالف شئون جامعه باشد.
- قراردادي كه بر خلاف نظم عمومي باشد.
- قراداد با بيگانگاني كه با كشور متبوع در حال جنگ باشند، حتي اگر اين توافق قبل از - -- شروع جنگ حاصل شده باشد.
-  محتواي يك قرارداد بيمة آتش سوزي
- يك قرارداد آتش سوزي بايد حاوي مطالب زير باشد:
- نام شركت بيمه
- عنوان بيمه نامه آتش سوزي
نام بيمه‌گذار
- خطرهاي مورد پوشش
- اموال بيمه شده
- مبلغ مورد بيمه
- حق بيمه
-  مدت قرارداد
- ساير مطالبي كه طرفين تشخيص دهند قيد آن در قرارداد ضرورت دارد
- اضافه كردن مواردي كه معمولاً جزو استثناآت قرارداد است.
- استثنا كردن مواردي كه در صورت ذكر نشدن قرارداد آنها را پوشش مي دهد.
- تعهدات
 نفع بيمه پذير
در اين مورد بايد در بيمه نامة آتش سوزي مشخص شود كه چه چيزي مورد بيمه است و رابطة آن با بيمه‌گذار چگونه است. در حقيقت نفع بيمه پذير بيمه‌گذار است كه بيمه مي شود مفهوم نفع بيمه پذير اين است كه رابطة بيمه‌گذار با اموال مورد بيمه طبق قانون مشخص باشد و درصورت تحقق خطر بيمه شده، بيمه‌گذار دچار زيان شود.
تعريف : نفع بيمه پذير به مفهوم آن است كه رابطة بيمه‌گذار با اموال مورد بيمه به موجب قانون قابل تشخيص است و بيمه‌گذار با وارد شدن خسارت به مورد بيمه بر اثر تحقق خطر موضوع بيمه دچار زيان مالي شود. نفع بيمه پذير مي تواند در موارد زير ايجاد شود:
1- مالكيت (كلي، جزئي يا مشترك).
2- راهن و مرتهن : نفع بيمه پذير مرتهن به نسبت مبلغي است كه در رهن دارد، نه تمام اموال مورد بيمه.
3- اشخاص يا سازمانهايي كه به نحوي اموالي براي حفاظت و نگهداري در اختيار آنها قرار مي‌گيرد ( مثل گمرك، انبارهاي عمومي، سردخانه و …) اين اشخاص يا مؤسسه ها در مورد حفظ و نگهداري اموالي كه به آنها سپرده مي شود مسئوليت دارند و مي توانند پوشش بيمه‌اي اخذ كنند.
4- حق العمل كارها و واسطه‌ها نيز در مقابل اموالي كه براي فروش در اختيار آنها قرار مي گيرد، مسؤول و داراي نفع بيمه پذير هستند و مي توانند پوشش بيمه‌اي لازم را در قبال مسئوليت خود كسب كنند.
5- صاحبان اماكن عمومي مانند هتلها، مسافرخانه ها و موسسه هاي حمل و نقل كه معمولاً مقررات قانوني ويژه براي مؤسسه ها دربارة اموالي كه در اختيار آنان قرار مي گيرد وجود دارد و آنها در مقابل تحويل دهندگان چنين اموالي مسؤولند و اين مسئوليت براي آنها بيمه پذير قابل اخذ پوشش بيمه‌اي را ايجاد مي كند.
6- آژانسها و نمايندگيها.
7- زن وشوهر در مقابل تعلقات مشترك خود، نفع بيمه پذير قابليت بيمه شدن دارند ( اسباب و اثاث منزل).
نتايج حاصل از اصل خسارتي بودن بيمة آتش سوزي
آثار منتج از اين اصل شامل موارد زير خواهد بود :
1- بيمه‌گذار فقط محق به ادعاي خسارت، حداكثر تا مبلغ بيمه شده است.
2- در صورت وجود خسارت جزئي، بيمه‌گذار مستحق درياف خسارت به ميزان واقعي خسارت وارده است.
3- در صورتي كه بيمه‌گذار خسارت خود را به طور كامل از بيمه‌گر دريافت دارد، به موجب اصل جانشيني كه قبلاً شرح داده شد كلية حقوق خود را در مقابل  شخص ثالص مسؤول حادثه به بيمه‌گر منتقل مي كند و بيمه‌گر حق دارد شخص ثالث مسؤول حادثه را تحت پيگرد قرار دهد و خسارت خود را از  او ادعا كند. بيمه‌گذار نمي تواند براي يك مورد خسارت از دو منبع ( بيمه‌گر و شخص ثالث مسؤول حادثه) خسارت دريافت كند.
4- در مواردي كه اموال بيمه شده، بيش از يك بيمه نامه داشته باشد، از مجموع تمام بيمه نامه ها فقط مي تواند يك خسارت  به نسبت مبلغ بيمه شده از يكي از بيمه‌گران دريافت دارد يا اينكه بيمه‌گران به نسبت تعهد خود در پرداخت خسارت مشاركت مي كنند.
نحوة تفسير اصل خسارتي بودن : عموماً خسارت بيمه‌گذار عبارت است از مابه التفاوت ارزش اموال بيمه شده بعد از وقوع خسارت با قيمت آن در محل و زمان آتش سوزي بلافاصله قبل از وقوع خسارت. اين مبلغ است كه جبران پذير با بيمه نامة آتش سوزي است زيرا مسئوليت بيمه‌گر نيز تا اين حدود است يعني قراردادن بيمه‌گذار در وضعيت و موقعيتي كه بلافاصله قبل از وقوع خسارت داشته. به هر حال، خسارتي كه بيمه‌گر به بيمه‌گذار مي پردازد، به خسارت فيزيكي محدود مي شود و در ارزيابي خسارت، ارزش معنوي و علايق شخصي ملاك نيست؛ چون روش و قاعدة يگانه اي براي ارزيابي خسارت وجود ندارد و در بعي مواقع مشكلات و اختلافهايي به ويژه در مورد لوازم منزل و اموال شخصي بروز مي كند. در اينجا به ارزيابي خسارت براي برخي از اموال بيمه شده مي پردازيم.
نحوة ارزيابي خسارت در بيمة آتش سوزي
 همانطور كه پيشتر گفته شد اساس تعهد بيمه‌گر در بيمة آتش سوزي، ارتباط حق بيمه با سرماية بيمه شده است و بيانگر حداكثر مسئوليت بيمه‌گر، كه در صورت تحقق خطر بيمه شده، خسارت بر آن اساس پرداخت مي شود. سرماية بيمه شده بايد در لحظة شروع قرارداد برابر با ارزش واقعي بيمه شده باشد و در طول مدت اعتبار قرارداد تغيير پيدا نكند. حق بيمه براساس درصد يا در هزار سرماية بيمه شده بر مبناي تعرفة نرخ بيمه محاسبه مي شود. اگر سرماية بيمه شده كمتر از ارزش واقعي باشد،‌ بيمه‌گذار از دريافت كامل خسارت خود محروم مي شود و بيمه‌گر خسارت را به نسبت سرماية بيمه شده به ارزش واقعي مي پردازد(مادة 10 قانون بيمه). براي اجتناب از كم بيمه شدگي و تعديل سرماية بيمه شده براساس ارزش واقعي مي توان از روشهاي افزايش اتوماتيك در زمان تجديد قرارداد، يا با استفاده از شاخصهايي نظير تورم و غيره براي بهنگام كردن سرماية بيمه شده استفاد كرد. البته از آنجا كه مدت اعتبار اكثر قراردادهاي بيمة آتش سوزي يكساله است بيمه‌گذار نبايد توجه خود را فقط به زمان تجديد قرارداد معطوف كند كه اموال بيمه شده فقط در زمان تجديد قرارداد مورد ارزيابي قرار گيرد بلكه بيمه‌گذار بايد در تمام مدت اعتبار بيمه نامه سرماية بيمه شده را مورد توجه قرار دهد.
محاسبة ارزش واقعي اموال بيمه شده
براي محاسبة ارزش واقعي از دو روش محاسبه در زمان ورود خسارت و محاسبه در محل ورود خسارت استفاده مي شود. ارزش مورد بيمه از نظر بيمه‌اي ارزش واقعي است. هيچ ارزش ديگري مثل علايق شخصي، ملاك تعيين ارزش نيست. بيمه‌گذار حداكثر تا سرماية بيمه شده استحقاق دريافت خسارت دارد. تنها مشكل، اساس و روش محاسبة خسارت مورد بيمه براي انواع مختلف اموال است. هيچ گونه اساس و روش يگانه اي براي ارزيابي خسارت وجود ندارد. پرداخت خسارت براساس ارزش جايگزيني براي ساختمان و ماشين آلات متداول است در صورتي كه براي ساير اموال معمولاً قيمت بازار مبناي تعيين خسارت قرار مي گيرد. براي اشيايي كه فاقد ارزش بازار هستند ( نظير آثار عتيقه، تابلوهاي نقاشي نفيس، يادگارهاي خانوادگي و جز آن) از بيمه نامة ارزش توافقي  استفاده مي شود. ارزش مورد بيمه براساس نظر كارشناس تعيين مي شود و در هنگام تحقق خطر ارزش توافق شده بين بيمه‌گر و بيمه‌گذار ملاك ارزيابي و پرداخت خسارت خواهد بود.
 
روش عملي قابل اعمال براي محاسبة خسارت انواع مختلف اشياي بيمه شده به شرح زير است :
•     ساختمان
تعدادي از ساختمانها مانند مساجد و كليساها داراي ارزش مشخص بازار نيستند در حالي كه ساختمانهاي تجاري، مسكوني، كارخانه ها و غيره، ارزش و قيمت بازار دارند. براي پرداخت خسارت اين نوع ساختمانها ارزش بازار ملاك نيست بلكه ارزيابي خسارت بر مبناي خسارت واقعي براي تعمير، مرمت و بازسازي مورد محاسبه قرار مي گيرد و اگر اموال بيمه شده در وضعيت بهتر   قرار گيرد، اين مابه التفاوت از خسارت كسر مي شود. يعني ساختمان عيناً مثل سابق بازسازي و مرمت مي شود. استثنا براين قاعده آن است كه باز سازي و تعمير ساختمان، بيشتر از ميزان خسارت هزينه داشته باشد يا اينكه ساختمان قديمي و كهنه باشد و بازسازي آن به همان سبك قديم به صلاح نباشد. در اين صورت مبلغ خسارت به بيمه‌گذار پرداخت مي شود تا هرگونه كه صلاح مي داند هزينه كند مگر اينكه مالكان ديگري در ساختمان مشاركت داشته باشند، مثل مالك طبقة همكف ساختمان كه اصرار دارد ساختمان به سبك سابق بازسازي شود.
•     ماشين آلات كارخانه ها
نحوة ارزيابي خسارت بيمه‌گذار در اين قسمت بستگي زيادي به سن و نحوة استفادة كارخانه دارد. اگر ماشين آلات نو باشند و مدت زيادي از عمر آنها نگذشته باشد، ميزان خسارت، قيمت ماشين نو و از همان  نوع يا نوع مشابه خواهد بود. اگر ماشين آلات قديمي باشند و هنوز در مرحلة سرويس دهي قرار داشته باشند ممكن است مشكلاي بروز كند. اگر مشابه اين ماشين را بشود از بازار آزاد خريداري كرد، ميزان خسارت بيمه‌گذار بايد تا حدي باشد كه بتوان آن ماشين را از بازار آزاد خريد و جايگزين ماشين آسيب ديده كرد. به هر حال خسارت نقدي پرداخت مي شود تا بيمه‌گذار به هر طريق صلاح مي داند هزينه كند. در صورت وجود شرط جايگزيني ماشين آلات، خسارت بيمه‌گذار ارزش نو است پس از كسر استهلاك براي سالهايي كه از آن استفاده شده. در اين صورت بيمه‌گذار اگر براي استهلاك ماشين آلات خود ذخيره اي در نظر گرفته باشد مبلغ كافي در اختيار خواهد داشت كه ماشين نو را خريداري و نصب كند.
•     وسايل و لوازم خانگي
براي ارزيابي خسارت لواز خانگي بيمه‌گذار كه بر اثر آتش سوزي وارد آمده باشد، ارزش وسايل در زمان وقوع آتش سوزي را اساس كار قرار مي دهند و با توجه به استهلاك و مورد مصرف آن و همچنين اگر بازيافتي وجود داشته باشد با توجه به ارزش بازيافتي ميزان خسارت تعيين مي شود. مشكل بيشتر زماني به وجود مي آيد كه قيمت روز وسيلة آسيب ديده با  قيمت اصلي آن تفاوت فاحش داشته باشد، مثل زماني كه اقتصاد تور مي باشد و قيمت مواد اوليه و كالاهاي توليدي به سرعت افزايش پيدا كند كه در اين صورت بايد ارزش جايگزيني  مدنظر قرار گيرد. بر خلاف، ممكن است ارزش كالاي قديمي آسيب ديده بيشتر از قيمت نو آن در بازار باشد، مثل مبلمان و اثاث قديمي كمياب كه باز در اين صورت بايد ارزش جايگزيني كالاي آسيب ديده ملاك باشد.
•     موجودي توليد كنندگان
براي كالاهاي توليد شده كه در انبار موجود است خسارت براساس قيمت تمام شده، شامل قيمت مواد اوليه به اضافة هزينه هاي توليد ( دستمزد كارگران، هزينه هاي اداري و مديريت و ساير هزينه هاي سربار) به استثناي سود توليد كننده كه موضوع بيمة عدم النفع است ( به شرطي كه از قيمت بازار همان محصول تجاوز نكند)، قيمت بازار ملاك پرداخت خسارت خواهد بود. براي كالاهاي در جريان توليد، خسارت بر مبناي قيمت مواد اولية مصرف شده به اضافة هزينه هايي كه تا آن نقطه از توليد مصرف شده است پرداخت مي شود.


•     محصولات كشاورزي
براي خسارت محصولات كشاورزي مبنا، قيمت نزديك ترين بازار به محل توليد با كسر هزينه هاي برداشت و هزينة حمل تا محل فروش است.
•    ماشين آلات كشاورزي
 براي ماشين آلات كشاورزي، خسارت براساس قيمت جايگزيني با كسر هزينة استهلاك در زمان تحقق خطر مورد بيمه است.
•     كامپيوتر ( نرم افزار و سخت افزار)
 كامپيوتر معمولاً تحت بيمه نامة خاصي بيمه مي شود. اين نوع بيمه نامه نه تنها خسارتهايي را كه ناشي از خطرهاي خارجي كامپيوتر مانند آتش سوزي، انفجار، دزدي، سيل و طوفان است جبران مي كند بلكه خسارتهاي الكتريكي و مكانيكي دستگاهها در حين استفاده نيز جزو پوشش بيمه‌اي است. خسارتهاي مادي و عدم النفع، هر كدام به صورت خطر جداگانه بيمه مي شوند. فعلاً طرح استانداردي براي بيمة كامپيوتر وجود ندارد. متن قراداد و شرايط آن از يك بيمه‌گر به بيمه‌گر ديگر متفاوت است. در بخش خسارت مادي، بيمه‌گر متعهد پرداخت هزينة تعميرات، جايگزين كردن كامپيوتر و ساير تأسيسات در صورت ورود خسارت كلي به قيمت جاري بازار است به شرطي كه از حداكثر سرماية بيمه شده تجاوز نكند. پرداخت هزينة تخلية ضايعات و جابه جايي دستگاههاي آسيب ديده در پي تحقق خطر بيمه شده، همچنين حفاظت از قسمتهاي سالم تا پس از تعمير و تعويض قطعات يا جايگزيني كامپيوتر خسارت ديده جزو تعهدات بيمه‌گر است. نرم افزار كامپيوتر تحت عنوان« و ساير محتويات» طبق تعريف و شرايط مندرج در قرارداد بيمه داراي پوشش بيمه‌اي  است. تعهد بيمه‌گر تنها شامل هزينه هاي اداري، تهية برنامه و دادن اطلاعات و تايپ است. يعني هزينه هاي دبيرخانه اي و هزينة تهيه و توليد اطلاعات جزو استثناآت بيمه نامه است و تحت پوشش بيمه نيست.
•     انبارها
در مورد كالاهاي انبار شده در انبارهاي عمومي، انبار گمرك و ساير محلهاي مشابه، خسارت وارده بايد براساس قيمت كالاي آسيب ديده در محل و زمان وقوع آتش سوزي مورد ملاك قرار گيرد. به طور كلي بيمه نامة اتش سوزي خسارت مازاد بر ارزش بازار اموال حادثه ديده را تعهد نمي كند. براي برخي كالاهاي مورد بيمه مقررات ويژه اي براي پرداخت خسارت در متن بيمه نامه درجه مي شود. مثلاً براي انبار پنبه كه دچار آتش سوزي شده قيمت آن را با توجه به قيمت پنبه در محل معيني بي درنگ بعد از وقوع آتش سوزي اساس محاسبه خسارت در نظر مي گيرند يا اينكه اگر آتش سوزي در انبار پنبه در فصلي خارج از فصل تجارت آن اتفاق افتاده باشد، قيمت پنبه در اولين فرصت زمان شروع تجارت پنبه را اساس محاسبة خسارت قرار مي دهند. البته اين مورد زماني است كه قيمت يكنواخت را دولت اعلام نكرده است و تجارت پنبه تحت انحصار يا كنترل دولت نيست.
براي واحدهاي صنعتي و توليدي كه دچار آتش سوزي مي شوند ممكن است خسارت شامل كالاهاي توليد شده، در حال توليد و مواد اولية خام باشد. براي ارزيابي خسارت در اين موارد، قيمت بازار مواد اوليه در زمان وقوع آتش سوزي اساس محاسبة خسارت است و براي كالاهاي نيمه توليد يا در حال توليد و همچنين توليد شده، هزينه هاي توليد ( دستمزد و كارگر) به آن افزوده مي شود. البته جاي اين بحث باقي مي ماند كه براي كالاهاي توليد شده خسارت بايد بر مبناي قيمت روز بازار تعيين و پرداخت شود كه در اين صورت سود توليد كننده و ساير هزينه هاي او نيز جبران مي شود. ولي در پاسخ بايد گفت كه بيمه نامة آتش سوزي آن را پوشش نمي دهد و براي جبران آن بايد بيمه‌گذار به فكر تهية بيمه نامة عدم النفع باشد. بيمه‌گر بايد توجه بيشتري به قدمت و سن اموال بيمه شده داشته باشد: كارخانه قديمي است يا نه؛ كالاهاي توليد شده باب ميل بازار است؛ كالاهاي مشابه و با كيفيت بهتر و با قيمت مناسب در بازار به فراواني وجود دارد؛ توليد كالا و فروش آن به قيمت معمولي امكانپذير است يا توليد كننده بايد  زير قيمت معمولي آنها رابه فروش برساند؟ اگر چنين بيمه‌گذاري بتواند از بيمه نامة آتش سوزي خسارتي افزون برقيمت عادي بازار آن كالا دريافت دارد يا صاحب واحد توليدي بتواند خسارتي مازاد بر ارزش ماشين آلات خود در بازار دريافت كند، براي ايجاد آتش سوزي عمدي يا سهل انگاري در مراقبت از اموال بيمه شده انگيزه خواهد داشت.
تعهد پرداخت هزينه ها از طرف بيمه‌گر
بيمه‌گران آتش سوزي معمولاً هزينه هايي از قبيل هزينة تهية طرح و نقشة ساختمان و ماشين آلات، دستمزد مهندسان مشاور، آرشيتك ها و ساير هزينه هاي مشابه را كه بيمه‌گذار بايد متحمل شود، تعهد مي كنند. البته هزينه هايي كه در خصوص تهيه و بررسي خسارت بيمه‌گذار انجام مي شود استثناست. بدين منظور تحت عنوان خاصي اين پوشش در بيمه نامة آتش سوزي قيد شده و براي محاسبة آن نيز فرمولي  در نظر گرفته مي شود. در موارد خاصي اصل خسارتي بودن بيمة آتش سوزي به دليل رقابت شديد بين شركتهاي بيمه ناديده گرفته شده و بيمه‌گر ممكن است خسارتي بيشتر از مبلغ بيمه شده در روز صدور بيمه نامه متعهد شود. موارد زير از جملة اين نوع پوششهاست :
1- بيمه نامه هاي ارزش توافقي. در اين نوع بيمه نامه اموال بيمه شده براساس فهرست مورد پوشش قرار مي گيرند و بيمه‌گر متعهد مي شود خسارت هر يك از اقلام بيمه شده طبق ارقام فهرست را كه بر اثر آتش سوزي تلف مي شوند بپردازد. لذا ممكن است بيمه‌گذار خسارتي مازاد بر قيمت اموال بيمه شده در زمان آتش سوزي دريافت دارد. مورد استفادة اين نوع بيمه نامه ها براي بيمة آتش سوزي تابلوهاي نقاشي، كارهاي هنري و نظاير اينها متداول است.
2- هزينه هاي اضافي براي باز سازي و تجديد بناي ساختمانهاي آسيب ديده كه به موجب قانون انجام مي گيرد.
در بعضي از مناطق و شهرها ممكن است شهرداريها و مسؤولان ذي ربط، قوانين و مقررات خاصي براي تجديد بنا و ايجاد ساختمانهاي جديد وضع كنند كه رعايت آنها اجباري اعلام شود. معمولاً اينگونه مقررات براي ساختمانهاي موجود وضع نمي شود بلكه براي ساختمانهاي جديدالحداث است كه مثلاً تأسيسات خاصي بايد وجود داشته باشد و از مواد اولية بخصوصي بايد استفاده شود و ساير موارد مشابه ديگر. بدين سبب شركتهاي بيمه پرداخت اينگونه هزينه هاي اضافي ناشي از رعايت قوانين و مقررات را علاوه بر پرداخت خسارت متعهد مي شوند. لذا در اين صورت نيز بيمه‌گذار ممكن است خسارتي بيشتر از مبلغ اصلي خود دريافت دارد. البته در بيمه نامه قيد مي شود كه بيمه‌گر در برابر هزينه هايي كه قبل از وقوع خسارت بيمه‌گذار بايد بپردازد مسئوليتي ندارد.
بيمة آتش سوزي به قيمت نو سازي و جايگزيني ساختمان و ماشين آلات.
در نتيجة تورم و بالا رفتن قيمتها، به ويژه بعد از دو جنگ جهاني، و ادامة  روند افزايش دايمي آن قيمت ساختمانها و ماشين آلات واحدهاي صنعتي نيز به طول چشمگير افزايش يافته است. بيمه‌گذاراني كه ساختمان و ماشين آلات آنها بر اثر آتش سوزي از بين مي رود در ابتدا قادر نيستند از محل خسارتي كه از شركت بيمة خود دريافت مي دارند، به اضافه ذخاير استهلاك، ساختمان و ماشين آلات از بين رفته را جايگزين سازند. اختلاف بين مبلغ مورد نياز براي تجديد ساختمان و مجموع خسارت و ذخاير استهلاك بسيار بالاست. لذا بيمه‌گران، پوششي را به بيمه‌گذاران مورد اعتماد خود ارائه مي دهند كه به موجب آن در صورتي كه ساختمان و ماشين آلات آنها بر اثر آتش سوزي نابود شود، قيمت جايگزيني و تجديد ساختمان ( نو به جاي كهنه) به آنها پرداخت گردد. اين پوشش، مخصوص ساختمانها، كارخانه ها و ماشين آلات است و مواد اوليه و انبارها را شامل نمي شود.
اساس پرداخت براي ساختمان ارزش تجديد بناي آن است و در مورد ماشين آلات، جايگزيني همان ماشين با همان مارك و شرايط يا ماشين مشابه است. بيمه‌گر تعهدي براي جايگزيني با  ماشين بهتر و پيشرفته تر ندارد و اگر ساختمان و ماشين آلات كلاً نابود نشده و فقط خسارت ديده باشد نمي توان از بيمه‌گر درخواست پرداخت خسارت كلي كرد يا خسارتي معادل ارزش جايگزيني خواست. حداكثر تعهد شركت بيمه، ارزش واقعي اموال بيمه شده تا سقف جايگزيني و تجديد بناست. اگر سرماية بيمه شده كمتر از ارزش جايگزيني و تجديد بنا باشد، بيمه‌گر تعهد پرداخت حداكثر تا سرماية بيمه شده را عهده دار است و مابه التفاوت آن را بيمه‌گذار خود بايد تقبل كند. البته به دليل مشكلات ناشي از اين عمل و به سبب افزايش سريع قيمتها و بالا بودن نرخ تورم، شركتهاي بيمه مابه التفاوت قيمت جايگزيني و تجديد ساختمان بين 85 تا 100 درصد را به عهده مي گيرند و اصل قاعدة نسبي سرمايه را فقط زماني اعمال مي كنند كه سرماية بيمه شده كمتر از  85 درصد ارزش جايگزيني باشد كه در اين صورت بيمه‌گذار بايد مابه التفاوت آن را خود تعهد كند.
بيمة آتش سوزي به ارزش قرارداد
اين نوع پوشش آتش سوزي براي مواردي است كه بيمه‌گذار به موجب قرارداد كالايي را فروخته  و كالا قبل از تحويل به خريدار براثر آتش سوزي از بين رفته است. زيان بيمه‌گذار در اين مورد، ارزش و قيمت قرارداد است نه قيمت كالا در بازار. لذا در اين نوع قرارداد، بيمه‌گر صادر كنندة پوشش، خسارت او را براساس ارزش قرارداد محاسبه و پرداخت مي كند. بنابراين در اين نوع بيمه نامه، خسارت بيمه‌گذار كه بايد قيمت كالا در بازار باشد به قيمت قرارداد كه بيمه‌گذار براي فروش منعقد كرده پرداخت مي شود، بدون در نظر گرفتن نوسانهاي قيمت بازار.
به طور كلي قرارداد بيمة آتش سوزي يك قرارداد غرامتي است يعني اينكه بيمه‌گر خسرات واقعي بيمه‌گذار را به ارزش بلافاصله قبل از ورود خسارت مي پردازد. وقوع خطر مورد بيمة بيمه نامه آتش سوزي نبايد منشأ درآمدي براي بيمه‌گذار باشد و در اين مورد، بيمه‌گر خسارتهاي مستقيم بيمه‌گذار را مي پردازد. البته در مواقعي طبق توافق قبلي، بيمه‌گر پرداخت خسارتهاي غير مستقيم زير را نيز به عهده مي گيرد:
- هزينه هاي كارشناسي، آرشيتكت و مهندسان مشاور.
- هزينة تخلية ضايعات.
- هزينة از دست دادن اجاره و جايگزين كردن محل مشابه.
- هزينه هاي از دست دادن دفاتر حسابداري شركت و جايگزين كردن آنها.
- مابه التفاوت ارزش نقدي با ارزش جايگزيني.
دليل اينكه خسارتهاي  مستقيم ناشي از آتش سوزي و خسارتهاي غير مستقيم بايد جدا از هم باشند اين است كه بيمه نامة اتش سوزي فقط خسارتهاي واقعي وارد شده به مورد بيمه را تأمين مي كند و تابع اصل غرامت است. در صورتي كه خسارتهاي غير مستقيم پوشش ديگري است به نام خسارتهاي تبعي كه خود پوشش جداگانه است و معمولاً براساس اولين خسارت  صادر مي شود.

مبلغ و ارزش مورد بيمه
مبلغ مورد بيمه حداكثر مبلغي است كه بيمه‌گر در صورت تحقق خطر ممكن است به بيمه‌گذار بپردازد ( براساس اصل غرامت). بيمه‌گر، مبلغ مورد بيمه را در موقع خسارت ارزيابي مي كند. در مورد بيمة موجودي انبارهاي كارخانه هاي صنعتي از آنجا كه موجودي كالا در درون اين انبارها معمولاً در حال نوسان است، به بيمه‌گذاران پيشنهاد مي شود كه براي موجوديهاي خود بيمه نامه براساس اظهارنامه با توجه به موارد زير دريافت كنند.
- ارزش حداكثر موجودي كه در انبار نگهداري مي شود بايد به بيمه‌گر اعلام گردد.
- بيمه‌گذار بايد حق بيمه اوليه يا موقت ( معمولاً 75درصد) را پرداخت كند.
- اظهارنامه ماهانه يا هر سه ماهانه تهيه و براي بيمه‌گر ارسال شود.
- حق بيمة قطعي در پايان مدت بيمه نامه براساس اظهارنامه هاي ارسالي محاسبه و حق بيمة اضافي دريافت و حق بيمة برگشتي ( حداكثر تا يك سوم حق بيمة اوليه) به بيمه‌گذار مسترد مي شود( در ايران حداكثر يك دوم حق بيمة موقت برگشت پذير است).
- مبلغ بيمه شده براساس متوسط موجودي صادر مي شود.
- براي موجوديهايي كه در انبارهاي مختلف نگهداري مي شوند بيمه نامة شناور صادر مي شود.
ارزش مورد بيمه ( ارزش كامل، ارزش توافقي، اولين خسارت)
ارزش اموال بيمه شده  ارزشي است كه اين اموال در لحظة شروع قرارداد دارند كه به آن ارزش بيمه‌اي  اطلاق مي شود. ارزش اموال بيمه شده در لحظة وقوع خسارت، ارزش جايگزيني  ناميده مي شود. مبلغ بيمه شده  بايد برابر با ارزش بيمه‌اي اموال بيمه شده باشد.
ارزيابي خسارت براساس ارزش اشياي آسيب ديده در موقع حدوث سانحه يا كاهش بهاي قيمتهاي باقي مانده به عمل مي آيد، به ويژه بهاي تعويض به قرار زير است:
الف) براي كالاهاي بازرگاني و مواد طبيعي بهاي جاري آنها ( سود احتمالي هيچ گاه در ارزيابي خسارت دخالتي نخواهد داشت).
ب ) در خصوص ابنيه تفاوت بهاي ساختمان مورد بيمه بلافاصله قبل از وقوع حادثه با قيمت آن بلافاصله بعد از وقوع حادثه در صورتي كه بنا تعمير شود بهاي تعمير نبايد از ارزش واقعي تجاوز كند.
پ) براي اثاث خانه و اشياي معمولي و افزاركار و ماشينها، هزينة تعمير يا تعويض آنها.
مع هذا هرگاه براثر استعمال يا به جهات ديگر ارزش مورد بيمه كاهش يافته باشد اين تنزل بها بايد هنگام ارزيابي خسارت در نظر گرفته شود.
ارزشي كه شخص يا خانواده از نظر ملاحظات و علايق شخصي براي مورد بيمه قايل باشند در ارزيابي خسارت دخالتي نخواهد داشت مگر اينكه طرفين قرارداد مبلغ معيني را به عنوان ارزش توافقي طرفين تأييد كرده باشند كه در آن صورت اين مبلغ مبناي محاسبه و پرداخت خسارت خواهد بود( مادة 19 قانون بيمه ).
شرايط بيمه نامه هاي اظهار نامه اي
بيمه‌گذار موظف است كه ميزان موجودي را در روز ………..ماه ……….. به ارز……. ظرف 30 روز كه به امضاي مسؤول مربوط رسيده باشد براي بيمه‌گر ارسال نمايد. در صورت ورود خسارت هرگاه ارزش آخرين اظهارنامه اي كه بلافاصله قبل از وقوع خسارت براي بيمه‌گر ارسال شده كمتراز ميزاني باشد كه بايد اظهار مي شده ميزان خسارت پرداختي به همان نسبت كاهش مي يابد ( نسبت ارزش اظهار شده به ارزش واقعي آن). هرگاه اظهار نامه در ظرف مدتي كه معين گرديده براي بيمه‌گر ارسال نشود براي محاسبة حق بيمة قطعي ميزان موجودي روزي كه براي محاسبة حق بيمه قطعي در نظر گرفته شده ملاك محاسبه خواهد بود.
 
شرايط مخصوص بيمه نامه هاي عمومي ( اظهار نامه اي) در بازار بيمة ايران
شرايط مخصوص بيمه نامة عمومي ( بيمه نامة مخصوص با سرماية متغير) منظم به شرايط عمومي بيمه نامة آتش سوزي شمارة ………
1- مبلغي كه به عنوان سرماية بيمه براي مورد بيمه با سرماية متغير در بيمه نامه قيد شده است تعيين حداكثر ارزش موجودي مورد تأمين خواهد بود. هرگاه در طول اعتبار بيمه نامه موجودي از مبلغ مذكور تجاوز كند، بيمه‌گذار بايد از شركت بخواهد تا به موجب الحاقي مبلغ بيمه شده را افزايش دهد و الا شركت نسبت به مازاد تعهدي ندارد.
2- بيمه‌گذار موظف است كه ارزش كالاي موجود در انبار خود را پس از پايان هر ماه حداكثر تا پانزدهم ماه بعد يا هر تاريخ ديگري كه به تأييد بيمه‌گر رسيده و در قرارداد ذكر شده كتباً به شركت بيمه اطلاع دهد. در صورتي كه بيمه‌گذار يك يا چند فقره از اظهارنامه هاي ماهانه را به موقع براي شركت بيمه ارسال نكند حداكثر مبلغ بيمه شده مأخذ محاسبه و دريافت حق بيمه و ملاك پرداخت خسارت احتمالي خواهد بود. به هر حال حداكثر مسئوليت شركت بيمه در هيچ مورد از مبلغ بيمه شده مندرج در بيمه نامه با الحاقية صادره تجاوز نخواهد كرد.
3- حق بيمة موقت براساس سرمايه و نرخ مندرج در بيمه نامه محاسبه و هنگام صدور بيمه نامه از بيمه‌گذار دريافت مي شود. مبناي بيمه نامة حق بيمة قطعي متوسط اظهار نامه هاي ماهانه خواهد بود ولي در هر حال حداقل حق بيمة قطعي معادل يك دوم حق بيمة موقت خواهد بود.
4- بيمه‌گر حق بررسي و مراجعه به دفاتر بيمه‌گذار را دارد».
 محل مورد بيمه
قرارداد آتش سوزي فقط اموالي را تحت پوشش قرار مي دهد كه در محل مخصوصي كه در پيشنهاد بيمه نامه قيد شده ( آدرس محل مورد بيمه) قرار داشته باشد. اين محدوديت كه گهگاه مطلوب بيمه‌گذار هم واقع نمي شود و همچنين ساير اطلاعاتي كه بيمه‌گذار بايد در اختيار بيمه‌گر قرار دهد، شركت بيمه را در ارزيابي ريسك كمك مي كند كه آيا ريسك را بپذيرد يا اينكه آن را رد كند و اگر بيمه نامه را صادر كرد چه مقدار از آن را خود نگه دارد و چه پوششهاي اتكايي براي آن لازم است. البته استثناآتي وجود دارد كه بيمه‌گذار به موجب آن وشرايط مربوط مي تواند به طور موقت اموال بيمه شده را به محل ديگري انتقال دهد.
بنابراين، بيمة اموال منقول فقط شامل اشيايي خواهد بود كه در ابنيه و محلي كه در بيمه نامه يا اوراق الحاقي به عنوان جايگاه مورد بيمه معرفي شده در موقع حادثه موجود باشد مگر آنكه در بيمه نامه يا در اوراق الحاقي شرط ديگري شده باشد.
در صورتي كه اشياي بيمه شده از محل مذكور در بيمه نامه به محل ديگري منتقل شود بيمه‌گذار موظف است انتقال محل را بدون تأخير به اطلاع شركت برساند. مسئوليت شركت راجع به بيمة اشيايي كه از محل بيمه شده به محل ديگري منتقل شده تا موقعي كه انتقال آنها كتباً به اطلاع شركت نرسيده معلق خواهد بود.
مبناي محاسبة حق بيمه
ارزش اموال بيمه شه ( ارزش كل، اولين خسارت، ارزش توافقي) : ميزان حق بيمه كه ما به ازاي پوشش بيمه‌اي است و بيمه‌گر را قادر مي سازد تا درصورت تحقق خطر مورد بيمه (آتش سوزي) خسارت بيمه‌گذار را بپردازد براساس سرماية بيمه شده محاسبه و بيمه‌گر آن را دريافت مي كند. بنابراين بيمه‌گذار بايد ارزش مورد بيمه را به طور دقيق ارزيابي و در پيشنهاد بيمه نامه قيد كند. محاسبة دقيق ارزش مورد بيمه از بروز موارد زير جلوگيري مي كند:
1- از ديدگاه بيمه‌گذار، او مي تواند خسارت خود را به طور كامل دريافت دارد. زيرا براساس شرايط قاعدة نسبي اگر مالي به كمتر از قيمت واقعي بيمه شده باشد در صورت تحقق خطر خسارت بيمه‌گذار به نسبت قيمت بيمه شده به ارزش واقعي مورد بيمه كاهش مي يابد ( مادة 10 قانون بيمه).
2- از نظر بيمه‌گر، از آنجا كه  تنها منبع درآمد او براي ايفا تعهداتش حق بيمه است در صورتي كه مالي به كمتر از قيمت واقعي بيمه شود حق بيمه هاي جمع آوري شده كفاف تعهدات او را نخواهد داد و نمايندگان بيمه نزد كارمزدي كمتر از ميزان واقعي آن دريافت مي دارند.
بيمه نامه براساس فرست لاس ( اولين خسارت يا اولين آتش سوزي)
در مواردي كه محاسبة كل ارزش مورد بيمه به طور دقيق مشكل باشد يا امكان اينكه كل مورد بيمه براثر تحقق خطر بيمه شده از بين برود وجود ندارد. يعني اموال بيمه شده در سطح جغرافيايي وسيعي پراكنده است و بر اثر حادثه تنها بخشي از ان دچار خسارت مي شد. اصولاً در برخي رشته هاي بيمه نظير سرقت، امكان اينكه كل اموال به سرقت برود وجود ندارد. معمولاً  در موقع سرقت، آن بخش از اموال بيمه‌گذار كه از نظر قيمت، زياد و از نظر وزن و حجم كم باشد و به سهولت به فروش رود، چشم سارق را مي گيرد( مانند پول نقد، جواهر، دوربين عكاسي، ويديو، اشياي عتيقه، تابلوهاي نقاشي و فرشهاي گران قيمت). سارق به ندرت به سراغ لباسهاي دست دوم، مبل، يخچال، لباسشويي و نظاير اينها مي رود. بنابراين بيمه‌گذار نياز ندارد كه كل اموال خود را در قبال خطر سرقت بيمه كند. در اينگونه موارد بيمه‌گذار به اندازة ارزش آن قسمت از اموال كه خطر سرقت آنها را تهديد مي كند پوشش بيمه‌اي تدارك مي بيند. بيمه‌گر نيز از آنجا كه تهية پوشش بيمة اتكايي براي ريسكهاي با سرماية سنگين برايش مشكل ساز است، صدور بيمه نامه براساس فرست لاس را ترجيح مي دهد. در بيمه نامة فرست لاس حداكثر تعهد بيمه‌گر در هر خسارت رقمي به مراتب كمتر از ارزش قطعي كل اموال است ولي حق بيمه براساس كل سرمايه محاسبه مي شود. از آنجا كه تعهد بيمه‌گر كاهش مييابد، مبلغ قابل ملاحظه اي بين 30 تا 40 درصد تخفيف در حق بيمة بيمه‌گر اعمال مي كند. نكتة جالب توجه اينكه محاسبة ميزان تعهد بيمه‌گر در بيمه هاي فرست لاس معمولاً بر مبناي PML  يا EML  تعيين مي شود. محاسبة PML و EML، كار فني بسيار پيچيده اي است كه تنها براي كارشناسان و شركتهاي تخصصي كه مي توانند ميزان تأثير كلية عوامل مؤثر را پيش بيني كنند امكان پذير است. به همين دليل است كه بيمه‌گران اتكايي در مورد بيمه نامه هايي كه بر اساس PML و EML صادر مي شوند بسيار حساسند و تنها از آن دسته از بيمه‌گران مستقيم چنين بيمه نامه هايي را مي پذيرند كه شناخته شده باشند. كم نيستند بيمه نامه هايي كه براساس PML و EML صادر شده اند و در هنگام آتش سوزي كلاً از بين رفه اند. در برخي بازارها اگر مشاهده شود كه درصد محاسبه شده براي PML يا EML اشتباه بوده بيمه‌گر واگذارنده جريمه مي شود. گاهي هم درصد معيني مثلاً 50 درصد را به عنوان حداقل PMLو EML منظور مي كنند؛ كمتر از آن قابل قبول نخواهد بود. به هر حال هر تدبيري كه انديشه شود جايگزين محاسبة دقيق نخواهد شد.
PML و  EML
بيمه‌گران با توجه به نوع و ماهيت ريسك آنها را طبقه بندي مي كنند و به محاسبة پتانسيل خسارت بر مبناي PML يا EML مي پردازند.
گرچه شركتهاي بيمه، برآورد PML را ابزاري در روش پذيرش خطر تلقي مي نمايند، نحوة محاسبه و تعريف آن از يك كشور به كشور ديگر و حتي از شركتي به شركت ديگر فرق مي كند. بنابراين محاسبة PML هر چند بر مبناي اوضاع كلي حاكم بر ريسك صورت مي گيرد، برآوردي تخميني است كه در نهايت به نظر مسؤول آن وابسته است. چنانچه دو نفر كارشناس، هر يك به طور مستقل براي تعيين PML يك ريسك را مورد ارزيابي قرار دهند و به نتايج متفاوتي برسند، غير عادي نخواهد بود. علاوه بر تأثير عنصر انساني، عوامل سنجش ناپذير ديگري وجود دارند كه ارائه تعريفي صريح از درجة احتمال و ايجاد مبنايي دقيق براي PML را ناممكن مي سازند. اشتباه در محاسبة PML ممكن است نتايج ناگواري در پي داشته باشد. در صورتي كه PML ريسكي بيش از حد نازل، در نظر گرفته شود احتمال دارد پس از تحقق خطر و ورود خسارت، بيمه‌گر يا بيمه‌گران اتكايي ناگزير از پرداخت مبالغي باشند كه از حدود معمول فراتر رود، در حالي كه هيچ كدام، نه بيمه‌گر مستقيم و نه بيمه‌گر اتكايي، حق بيمة متناسب با ريسك را دريافت نكرده اند. براي مثال PML ريسكي 60 درصد براي خطر آتش سوزي محاسبه شده ولي بر اثر حادثة آتش سوزي كلاً از بين رفته است، يعني PML اين ريسك 100 درصد بوده كه اشتباهاً 60 درصد محاسبه شده است. بنابراين براي جلوگيري از بروز اختلاف و استنباط مختلف در قرارداد اعم از قرارداد بيمه و قرارداد بيمة اتكايي، طرفين قرارداد بايد مفهوم مشتركي را كه براساس آن قرارداد تنظيم شده در متن آن ذكر نمايند. اصطلاحات متعددي براي بيان حداكثر خسارتي كه ممكن است براثر تحقق يك خطر به مورد بيمه وارد شود وجود دارد. به دو مورد از متداول ترين آنها اشاره كرديم (PML، EML) كه MEL  و MPL  را هم بايد به اين دو بيفزاييم. حقيقت اين است كه امروزه براي سه حرف P، M و L تعاريف و استنباط متفاوتي وجود دارد. برخي بر اين باورند كه مفهوم حرف «P» ( حرف اول probale) احتمال است در حالي كه عده اي عقيده دارند مفهوم آن امكان است ( حرف اول possible) و بين اين دو تفاوت قايل هستند. به هر حال همانطور كه اشاره شد تعريف مورد نظر براي طرفين قرارداد بايد واضح و بدون ابهام باشد. تعاريف زير مفاهيمي هستند كه اغلب در بازار بيمة اروپا و به ويژه در شركت بيمة اتكايي  سويس ( سويس ري) مورد استفاده قرار مي گيرند:
PML: حداكثر خسارت در حالتي است كه آتش سوزي واقع شود و هيچ يك از سيستمهاي اطفاي حريق نتواند به وظايف خود عمل كند و آتش سوزي خود به خود با مانع برخورد نمايد يا موادي براي سوختن باقي نماند و آتش خاموش شود.

.

انجام پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

انجام پایان نامه | دانلود مقاله

سفارش پایان نامه