انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه پایان نامه معماری - سير تحول وتطور نقوش محرابی

 پایان نامه|پایان نامه معماری - سير تحول وتطور نقوش محرابی


فصل اول
 
مقدمه و بيان مساله   (1-1
پيشينه تاريخي تحقيق   (1-2

فصل دوم : مواد و روشهای تحقیقفصل دوم : مواد و روشهای تحقیق

1-2) نوع و روش تحقیق
2-2) فرضیه تحقیق
3-2) اهداف تحقیق
 
فصل سوم : یافته های تحقیق

1-3) معانی محراب در فرهنگهای لغت فارسی و عربی
2-3) محراب در ادبیات عرفانی
3-3)  تقسیم بندی کلی در مورد منشا پیدایش نقوش محرابی
4-3)  پوست حیوانات
5-3) محرابی در اسلام و رابطۀ آن با مهرابه ها
          1-5-3) محرابهای اولیه  
          2-5-3) نقش محراب در مساجد و دیگر اماکن مذهبی
          3-5-3) مشهورترین محرابهای جهان اسلام
          4-5-3) محراب در معماری اسلامی
          6-3) محراب کلیساها و وجه تشابه و تفاوت آنها با محراب مساجد
7-3) محراب در آئین مهری
          1-7-3) مهرابه در آئین مهر
          2-7-3) شکل مهرابه ها
          3-7-3) تمثیل کشتن گاو
          4-7-3) بررسی نقش غار در آئین میترا
          5-7-3) مهرابه های ایران
8-3) رنگ در محراب
9-3) کتیبه های تزئینی محرابها
10-3) ارتباط نمکدانهای عشایری ایران و نقش محراب و انعکاس نقوش شبیه به آن بر روی انواع تاچه های بختیاری
11-3 ) قاليهاي محرابي
          1-11-3)طرح محرابي ستوندار
          2-11-3) طرح محرابي قنديلي
          3-11-3) طرح محرابي درختي
          4-11-3) طرح محرابي گلداني
          5-11-3) طرح محرابي دورنما  
          6-11-3) طرح سجاده اي (طرح سجاده شاه عباسي)
          7-11-3) تفاوت قاليچه هاي طرح سجاده اي با قاليچه هاي سجاده
          8-11-3) طرح محرابي هزار گل (گل و بوته دار)
          9-11-3) طرح محرابي باغي (محرابي چهارباغ)
          10-11-3 ) طرح محرابي گنبدي (گنبددار)
          11-11-3) طرح محرابي ترنجي (ترنج دار)
          12-11-3) طرح محرابي تصويري (تصويردار)
         13-11-3) طرح گلداني حاج خانمي
         14-11-3) طرح دو محرابه
         15-11-3) طرح سجاده چند محرابه (3،5،7 يا 9 محراب)
         
12-3) نمونه هایی از محرابهای مختلف ( عکس )
13-3) طرح محرابي و سجاده ها در مناطق مختلف
14-3) محرابی در مناطق مختلف
15-3 ) نقش ناظم
16-3 ) نماد در قالي
          1-16-3 ) نماد سرو
          2-16-3 ) نماد شجره الاخضر
17-3 ) چند نمونه از قاليهاي محرابي موزة فرش
 
 فصل چهارم : تجزیه و تحلیل یافته ها

فصل پنجم : پیشنهاد و جمع بندی

فصل ششم : فهرست زیر نویسها / منابع و مآخذ


















چکیده تحقیق

در این تحقیق در ابتدای امر سعی بر آن شده تا معنی و مفهوم محراب در فرهنگهای لغت و همچنین جایگاه آن در ادبیات عرفانی ارائه شود . در مرحله بعد تقسیم بندی های مختلف و نظریاتی که در مورد ریشه محراب و منشا پیدایش این نقش می باشد مورد بررسی قرار گرفته و در مورد هر کدام توضیحات لازم ارائه شده است ؛ به عنوان مثال در مورد محرابی در اسلام پس از عنوان نظریه ، به موضوعاتی از قبیل محرابهای اولیه ، نقش محراب در مساجد ، مشهورترین محرابهای جهان اسلام ، محراب در معماری اسلامی و ... اشاره شده است ؛ و یا در مورد نظریه محراب و مهرابه پس از توضیح ارتباط محراب با مهرابه های آئین مهری ، به توضیح در مورد شکل مهرابه ها ، تمثیل کشتن گاو ، مهرابه های ایران و ... پرداخته شده است .
پس از بررسی ارتباط نمکدانهای عشایری ایران با نقش محراب ؛ طرحهای مختلف محرابی را به همراه عکسهای مربوط به آن شرح داده ایم ؛ و در انتها نیز علاه بر بررسی نماد در قالیهای محرابی و جانمازی ، به بررسی چند نمونه از قالیهای محرابی موجود در موزه فرش پرداختیم .
با امید به اینکه تحقیق حاضر مورد توجه قرار بگیرد .



واژگان کلیدی
محراب / مهراب / آئین مهری / آئین میترائی / تطور نقوش / نقوش سجاده ای










فصل اول :





مقدمه و بيان مساله   (1-1

طراحی سنتی ایران اساساً پيش از تاريخ يعنی پيش از پيدايش خط – شکل گرفته است .می دانيم که بشر طراحی را از مرحله غار نشينی آغاز کرده است ، دوره ای که سنگ ساده و نتراشيده را به عنوان ابزار به کار می برد ، اما انسان این دوره دارای ره آوردهای مهم فرهنگی است که در نقش پردازی او اثر گذاشته است . همچنين دوره های نوسنگی ، مفرغ تا آهن هر يك برای انسان یا در هر دوره ای انسان برای ما دارای ره آوردهای مشخصی است که بايد شناخته شود ، زيرا در هر يك از دوره ها به حسب وضع اجتماعی و اقتصادی انسان ، دسته ای از نقشها آفريده شده است . گذشته از اين ، اعتقادات انسان در هر دوره هم باعث پيدايش نقشه هائی شده است که بايد به آنها پرداخت .
عمده مبانی طراحی سنتی ايران مذهبی است ، اما پيش از رسيدن به آن مبناها بايد گفت که حتی نخستين نقشهائی هم که انسان کشيد ،بنيان مذهبی دارد ؛ يعنی به طور عمده جادوئی است . هر گونه باور به نيروئی بيرون از طبيعت يا ماوراء طبيعت ، بنيانی برای مذهب است ، ولو اين که ما امروز آن گونه باورها را جزو مذهب نشماريم . مثلاً جادوگری کاری کاملاً مذهبی است و اتفاقاً همه نقاشيهای آغازين انسان هم دارای بنياد جادوئی است ، زيرا از آن جهت نقش گاو وحشی يا گوزن را به ديواره غار کشيده اند که به آن تيراندازی کنند ، چه انسان باور داشت که اگر تصوير چيزی را تسخير کند ، خود آن را هم تسخير خواهد کرد . جای تير روی نقاشي های درون غارها اندک نست . نقش کوه ، آب ، رقص مذهبی ، نمادهای آ ب ، گياه ، حيوان و چهره ، عمده ی دست ساخته های نقش دار کهن – مثل سفال – را انباشته است . حتی بعد ها و در دوره تمدنهای پيشرفته نقشهای مذهبی بر انواع ابزارها و وسائل زندگی انسان ديده می شود . برای مثال تصوير کوزه ای را می بينيم که از مرو کشف شده است و روی آن آئين سوگ سياوش ، که در واقع آئين عزای خدای نباتی است ، ديده می شود . البته نقشهای صرفاً تزئينی هم از زمانهای دور بر ابزارها و وسائل ديده می شود .(1 )

اصول کلی طرح در قالی ايران
به طور کلی طرحهای قالی در ایران به دو دسته کاملاً مشخص قابل طبقه بندی هستند .
الف ) طرحهای شکسته یا هندسی که شامل طرحهایی هستند که از خطوط مستقیم شکسته تشکیل شده اند .
ب  )  طرحهای گردان که شامل طرحهائی هستند که از خطوط منحنی قوام گرفته اند .
مضاف براینکه وجود هر دو طرح در یک نقشه قالی محال نبوده ، و در این مواردکه طرحهای شکسته وگردان مشترکاً در طراحی استفاده شده باشند – وجه غالب مورد توجه می باشد .
این تقسیم بندی دارای ویژگی جغرافیایی و یا منطقه ای نیز می باشد به نحوی که طرحهای شکسته اغلب تداومی است در میان شهرنشینان و کارگاههای شهری . علت این ویژگی نیز مستقیماً مربوط به قابلیت و مهارت طراحان و بافندگان این مناطق می باشد . گذشته از این طبقه بندی کلی که مطمع نظر در آن خطوط مربوط می شود ؛ طبقه بندی های دیگری نیز در طراحی فرش وجود دارد . از آن جمله طبقه بندی منطقه ای است و آن مربوط به منطقه تولید است که معمولاً دارای مشخصه های خاص همان مناطق است . برای نمونه فرشهای ترکمن مجموعه ای از طرحهای هندسی مربوط به طوایف متعدد ترکمن است که بعنوان سمبل های هر طایفه شناخته شده و در جای دیگر مورد استفاده نیست . از این رو فرش منطقه ترکمن و سایر مناطق را به راحتی می توان تمیز داد ؛ یا مثلاً فرشهای بختیاری دارای ویژگیهای مشخصی از طرح هستند که از طرحهای سایر مناطق قابل شناسایی است . اما این شناسایی در اکثر موارد قطعی نیست . فرش های تبریز و اصفهان غیر از موارد خاص ، ویژگیهای قطعی منطقه ای را دارا نیستند ؛ و یا نمی توان فرش های تولیدی کاشان –اردستان – اردکان – نائین – یزد - کرمان و ... را در تمامی موارد از هم تمیز داد . این شرایط خصوصاً امروزه به جهت توسعه ارتباطات و افزایش جابجایی جمعیت و امکانات رونوشت برداری بیشتر بوده و تقریباً به سمتی رفته ایم که طرح قم با ورامین و ساوه یا تبریز و اصفهان در هم آمیخته شده و خصلت های منطقه ای خود را از دست داده اند . البته این بدان معنی نیست که دیگر طرحهای منطبق بر ویژگیهای شناخته شده ادوار گذشته تولید نمی گردند . ( 2 )
با توجه به طبقه بندی که توسط شرکت سهامی فرش صورت گرفته است ؛ نقوش فرشهای ایران در 19 گروه اصلی با زیر مجموعه های آن قرار می گیرد که در زیر به آن اشاره خواهیم کرد .
 
گروه 1 – طرحهای آثارباستانی و ابنیه اسلامی :
 برای ایجاد این طرحها از ساختمانها و کاشیکاریها و اشکال هندسی و تزئینی بنا ها الهام گرفته شده است . در طول تاریخ طراحان فرش در طرحهای اصلی دخل و تصرفاتی کرده و طرحهای فرعی از آنها بوجود آورده اند . معروفترین آثار از این قبیل عبارتند از : طرح مسجد شیخ لطف ا... -  محرابی کوفی – مسجد کبود – مقبره شیخ صفی – سر در امامزاده محروق – گنبد قابوس- مسجد شاه اصفهان – تخت جمشید – طاق بستان – طاق کسری .
 
گروه 2 – اساس این طرحها را گلهای طراحی شده خاصی تشکیل می دهند که به نام شاه عباسی مشهور شده اند . این گلهای تجدید یافته ضمن شاخه و برگها و گاه اسلیمی ها و ختایی ها در متن و حاشیه فرش ، نقشه اصلی را تشکیل می دهند . به گروههای فرعی طرح شاه عباسی ، نام های : افشان – لچک ترنج – ترنجدار – درختی – جانوری – شیخ صفی – طره دار سلسه ای – شاه عباسی تصرفی – ترنجی طره دار – بوته ای و لچک ترنج کف ساده داده شده است .
 
 
گروه 3 -  طرحهای اسلیمی :
شکل اصلی این طرح را شاخه های دورانی در میان برگها تشکیل می دهد . این شاخه های تجدید یافته طرح درخت می باشد . اسلیمی انواع بسیار زیاد دارد و معمولاً در بیشتر قالیها این طرح تکرار می گردد . منتهی در بعضی فرشها این طرح مسلط است . معروفترین اسلیمیها اسلیمی دهن اژدری است . در این نوع اسلیمی انتهای هر شاخه به دو شاخه متقارن منشعب می گردد و به صورت فکین اژدها نشان داده می شود و روی ساقه شاخه ها جوانه هایی در نقاط مختلف تزئین شده است که بیشتر این جوانه ها را اسلیم می نامند . شاید کلمه اسلیمی از اسلیم به معنای جوانه باشد و شاید هم این لغت مصغر اسلامی باشد و می دانیم که در هنرهای اسلامی از این طرح بسیار استفاده شده است . این طرح نیز به لحاظ تغییرات و دخل و تصرف ها به گروه های فرعی بسیاری تقسیم شده است . مانند تمام اسلیمی – اسلیمی بندی – اسلیمی شکسته – اسلیمی دهان اژدری – اسلیمی لچک ترنج – اسلیمی ترنج دار و اسلیمی ماری .
 
 
گروه 4 – افشان :
                      در طرحهای فرش معمولاً کلیه اجزاء و اشکال به هم پیوسته    و مرتبطهستند . گویی قلم نقاش از هنگام شروع طرح تا پایان آن تحرک و ارتباط خود را قطع نساخته است . ولی طرح افشان به این صورتست که گل و برگها و شاخه ها به طور پراکنده و بدون پیوستگی با یکدیگر در متن فرش افشانده شده اند ؛ به همین علت است که اصل چنین طرحی را افشان نامیده اند . اما در طرح افشان نیز تنوع و تغییر زیادی داده شده است و طرحهای فرعی بسیاری از آن منشعب شده گشته مانند افشان اسلیمی – افشان ختایی – افشان بندی – افشان شکسته – افشان گل اناری – افشان شاه عباسی – افشان شاخه پیچ – افشان دسته گل -  افشان حیوان دار و افشان ترنج دار .
 
گروه 5 – اقتباسی :
بعضی از این طرحها به نقشه های محلی و بومی مناطق مرزی ایران شباهت دارند و گاه از مناطق سر حدی گذشته از کشورهای دور دست الهام می گیرند . اما اگر دقیقاً بررسی کنیم در می یابیم که بیشتر این طرحها دارای ریشه ایرانی هستند . معروفترین طرحها از این گروه عبارتند از افغانی – آناتول – قفقاز – گوبلن .
 
گروه 6 – بندی :
منظور از استعمال واژه بندی اینست که یک قطعه کوچک از یک طرح در سرتاسر فرش ، چه از جهت طول و چه از سمت عرض تکرار می گردد . چون این قطعات در مرحله تکرار به هم می پیوندند آنرا بندی یا واگیره ای می نامند . نام های فرعی این گروه عبارتند از : بندی اسلیمی – بندی پیچیک – بندی شکسته – بندی کتیبه ای – بندی مستوفی – بندی ورامین یا مینا خانی – بندی قاب خشتی یا لوزی – بندی ترنج دار – بندی درختی -  بندی قابقابی – بندی شیر و شکری یا بازوبندی – بندی سروی – بندی آدمکی یا ملانصرالدین – بندی بختیاری – بندی مجلسی – بندی خوشه انگوری – بندی شاخه گوزن حیوان دار – بندی خاتم شیرازی و بندی دسته گل .


 
گروه 7 – بته ای :
 طرح بته ای تجزیه یافته درخت سرو است یعنی همان بته های سر کجی که به بته جقه شهرت یافته است . علاوه بر ایران این طرح در شبه قاره هند نیز از دیر باز رواج داشته است . در طرحهای بته ای فرش ایران اندازه ها و اشکال مختلف به چشم می خورد . معروفترین طرحهای بته ای عبارتند از : بته جقه – بته شاخ گوزن – بته ترمه – بته سرابندی – بته خرقه ای – بته قلمکار اصفهان – بته کردستانی یا هشت بته – بته میر شکسته – بته لچک ترنج – بته سنندج – بته افشاری و بته بازوبندی .

گروه 8 – درختی :
 با وجودی که در طراحی فرش اساس کار را شاخه و برگها تشکیل می دهند ولی در طرحهای درختی سعی شده است وجه تشابه زیادی با طبیعت حفظ گردد . طرحهای فرعی معروف درختی این طور نامگذاری شده اند : درختی جانوری یا حیواندار – درختی سبزیکار یا آبنما – درختی ترنجدار – درختی سروی و درختی گلدانی .
 
 
گروه 9 – ترکمنی (بخارا) :
 طرح فرشهای ترکمنی از لحاظ شکل هندسی و شکستگی خطوط در ردیف طرحهای ایلی و خاص مردم کوچ نشین است که بطور ذهنی و بدون نقشه بافته می شوند . شاخه های فرعی این گروه شامل : ترکمنی قاب یموتی – ترکمنی شانه ای – ترکمنی غزال گز ( آهو چشم ) – ترکمنی آخال – ترکمنی چهار قاب – ترکمنی خورجین و ترکمنی قاشقی .
 
 
گروه 10 – شکارگاه :
مشخصاتی که در مورد طرحهای درختی ذکر شد در طرحهای شکارگاه نیز وجود دارد ، منتهی در اغلب طرحهای شکارگاه ، حیوانات وحشی در حال شکار نقش شده اند . گروههای فرعی این طرح عبارتند از : شکارگاه درختی – شکارگاه ترنجی – شکارگاه قابی – شکارگاه لچک ترنج و شکارگاه سراسری .
 
گروه 11 – قابی :
 این طرح از قابهای چند ضلعی بوجود آمده است و از گروههای فرعی آن به قاب اسلیمی – قاب قرآنی کرمان یا ستوندار می توان اشاره کرد .
 
 
 
گروه 12 – گلفرنگ :
طرح گلفرنگ ترکیبی است از طرحهای اصیل ایرانی با گلهای طبیعی ، مخصوصاً گل سرخ . در این نوع قالی از رنگهای تند و روشن مخصوصاً رنگهای سرخ استفاده می شود . گروههای فرعی این طرح را گل سرخ ( لچک ترنج ) – گلفرنگ بیجار – گلفرنگ مستوفی – گلفرنگ ترنجدار – گلفرنگ دسته گل و گل فرنگ گل و بلبل تشکیل می دهند .
 
گروه 13 – گلدانی :
در طرح گلدانی اغلب شکل گلدان در اندازه های مختلف به چشم می خورد . گاه یک گلدان بزرگ پر از گل تمام فرش را می پوشاند . گاه چند گلدان کوچک به طور متقارن در اطر










2-1 )پیشینه تاریخی تحقیق

در خصوص موضوع این تحقیق تا به حال کتابی به صورت جامع و صرفاً با عنوان سیر تحول و تطور نقوش محرابی تدوین نشده است ؛ ولی پایان نامه ای با عنوان طرح محرابی در قالی ایران توسط خانم پگاه دیجور فارغ التحصیل رشته صنایع دستی نوشته شده و در آن به این مطلب پرداخته شده است .در کتب مختلف اساتید و پژوهشگران فرش کشور ، مطالب مختلفی ( همانطور که گفته شد نه به صورت جامع و اختصاصی ) در رابطه با نقوش محرابی ذکر شده که به اختصار توضیح می دهیم :
در کتاب پژوهشی در فرش ایران از نوشته های پژوهشگر موفق و نام آشنای کشور – جناب آقای ژوله – در خصوص قالیهای محرابی مطالبی ذکر شده که شامل تقسیم بندی در مورد منشا پیدایش قالیهاش محرابی است که در این تحقیق نیز اساس تقسیم بندی بر پایه آن گذاشته شده است .- به استثناء مورد کلیساها که گمان می رود به دلیل احتمال اندک صادق بودن این نظریه به آن اشاره نفرموده اند .
در کتب دیگر اکثراً یا توضیح جامعی در خصوص قالیهای محرابی داده نشده و تنها حین تقسیم بندی نقوش قالی ایران اشاره مختصری به نقوش محرابی صورت گرفته است مانند : « فرش نائین» و « طراحان بزرگ فرش»  از تالیفات سرکار خانم صور اسرافیل  و« مبانی طراحی سنتی در ایران »  از نوشته های آقای علی حصوری .
يا اينکه در کتب فرش مناطق ، نمونه هایی از  فرش محرابی آن منطقه به تصویر کشیده شده است ؛ مانند : فرش ساروق ( خانم صور اسرافیل ) ، قالی ایران ( سیسیل ادواردز ) ، قالیچه های تصویری ( پرویز تناولی ) ، فرش ایران - مجموعه ای از فرشهای موزه فرش ایران – ( سرکار خانم لیلا دادگر ) و بسیاری از کتب دیگر .
و یا به بررسی و مقایسه موضوعی خاص با نقوش محرابی پرداخته شده است ؛ مانند « نان و نمک » از تالیفات جناب آقای پرویز تناولی که در آن  رابطه بین طرح محرابی و نمکدانهای عشایری را بررسی کرده است .
و اما اینکه طی تحقیق انجام شده به این نتیجه رسیدیم که بیشترین شناخت را از قالیهای محرابی ، پژوهشگر توانای معاصر استاد سیروس  پرهام دارند . ایشان در کتب مختلف خود اشارات مختلفی راجع به این نوع قالیها کرده اند که حاکی از شناخت عمیق ایشان در خصوص این نقش می باشد .از جمله این کتابها می توان به : « دستبافتهای عشایری و روستایی فارس» - در دو جلد – و « شاهکارهای فرشبافی فارس » اشاره کرد .
چندین مقاله نیز در این خصوص نوشته شده است که از آن جمله می توان به مقاله« قالیهای قدیم ایران» نوشته پروین برزین و مقاله « از مهراب تا محرابه » نوشته محسن فرجی اشاره کرد .


























فصل دوم






 2-1 ) مواد و روشهای تحقیق   

به خاطر آنکه این تحقیق از نوع تاریخی-توصیفی بوده و در آن تنها قصد شناسایی منشا نقشه محرابی و نیز طرحهای مختلف آن را داشته ایم ؛ تنها از روش کتابخانه ای استفاده شده و برای نشان دادن نمونه فرشهای مناطق مختلف نیز از عکسهای موجود در کتب مختلف استفاده شده است .
 
2-2 ) فرضیه تحقیق
با توجه به نظریات مختلف در خصوص منشا پیدایش نقوش محرابی که در فصل سوم به تفصیل در مورد آن توضیح خواهیم داد ؛ در این تحقیق قصد داریم اثبات کنیم علاوه بر اینکه بین نظریات ارائه شده توسط محققین هیچ تناقضی وجود ندارد بلکه رابطه مستقیمی نیز بین آنها وجود دارد ؛ مثلاً ممکن است نقشه محرابی در ابتدا – همانطور که در فصل سوم اشاره خواهیم کرد – از پوست حیوانات گرفته شده باشد که بعدها به فرم طاق مانند مهرابه های آئین مهری منتقل و از آنجا به کلیساها و مساجد انتقال یافته باشد . در خصوص منشا نقشه محرابی آنچه اهمیت دارد اینست که فرم محراب به خاطر تقدس خود اینچنین جاودان مانده تا حدی که با تغییر آئین ها و مذاهب ، این فرم که برای انسان ها حالت تقدس خاصی داشته همچنان در معماری ، فرش و سایر هنرهای تزئینی به ویژه  هنرهای تزئینی مذهبی به حیات خود ادامه داده است .
 



3-2 ) اهداف تحقیق
 همانطور که اشاره شد و در فصلهای بعد بیشتر در مورد آن صحبت خواهیم کرد ؛ سیر تحول و تطور طرحهای محرابی و در واقع پیشینه این طرح ، از جمله مبحث هایی است که محققین ما در رابطه با آن به اتفاق نظر نرسیده اند . برخی آنرا مربوط به پوست حیوانات دانسته اند ، برخی دیگر آنرا فرم تکامل یافتة مهرابه های آئین مهری و برخی آنرا نشات گرفته از محراب مساجد می دانند . هدف تحقیق حاضر از طرفی باز کردن این نقطه مبهم و از طرف دیگر شناساندن طرحهای مختلف محرابی ، محرابیهای مناطق مختلف و بطور کل تفحص در این باب می باشد که امید است برای خوانندگان محترمی که نظر به استفاده از این تحقیق را دارند مثمر ثمر باشد .






















 
فصل سوم : یافته های تحقیق
 
1-3 ) معانی محراب در فرهنگهای لغت فارسی و عربی  
محراب از فعل حرب که مصدرش حرب و محراب بوده ، گرفته شده است .
بنا به گفته ابن منظور : در حقیقت مرد جنگاور است و محرب و محراب یعنی کسی که بسیار جنگجو است ، و گفته شده است محرب و محراب یعنی کسی که دارای شجاعت و جنگاوری است .
همچنین آورده شده که کلمه محراب از مصدر « محاربه » گرفته شده ، برای اینکه نماز گزار هنگام نماز با شیطان جنگ می کند و در هنگام نماز با حضور قلبش با نفسش مبارزه می کند .
 زبیدی از قیومی روایت می کند که محراب مساجد همانا بالاترین مجالس هستند ، و بالای خانه بهترین مکان در آن ، و محراب مسجد برترین و شریف ترین موضوع در آن است .به نقل از وضاح الیمین شاعر قبل از اسلام این بیت را آورده اند که :
 ربه محراب اذا جئتها
لم القها او ارتقی سلما
« یعنی (معشوق من ) صاحب محراب و قصری است که چون بدیدار وی روم تا از نردبان بالا نروم او را نخواهم دید .»
ابن منظور روایت کرده که محراب همان مکانی است که پادشاهان از مردم فاصله می گیرند ، و به نقل از الازهری گفته است که برای این به محراب ، محراب گفته شده که برای جدا کردن امام و دور کردن او از مردم بوده و محراب بالاترین جایگاه و بلندترین مکان در خانه و مسجد  است .
باز ابن منظور از قول امام ابن حنیفه از عبیده نقل کرده است : محراب بهترین محلهای نشستن پادشاه است و برترین محلهای نشستن و اولین و شریفترین آنهاست . ابن منظور همچنین از الاصمعی روایت کرده که عرب قصر را به خاطر شریف بودنش محراب می نامند .
همچنین محراب را به معنای فرورفتگی های طاقچه مانندی که بتها را در آن قرار می دادند ، آورده اند. مانند این بیت :
                 « فجر الاحبوش سما ناقها                      واحتل من غمدان محراب الدما »
که امام ابن درید اللغوی الاذری گفته است و مقصود فرورفتگی هایی بوده در قصر غمدان که در آنها بتها را قرار می داده اند .
در مجمع البیان به نقل از عدی ابن زید از شعرای پیش از اسلام آورد است . (6)
 
« کدمی العاج فی المحاریب ادکان
بیض فی الارض زهره مستنیر »  
( مانند بتها در محراب و یا گل سفیدی در باغ که غنچه اش می درخشد .)
ابن منظور به نقل از الاعشی نوشته است : و مجلسی را بینی که محرابی در آن فر شده است با پارچه های درخشان .
در بسیاری از فرهنگها علاوه بر معنای فوق به بیشه شیر ( جایگاه شیر ) نیز آمده است . در این معنا همان طور که اغلب اشاره کرده اند به خاطر گوشه نشینی شیر آمده است ، زیرا شیر در جائی که دور از دسترس باشد جایگاه خود را می سازد . در این معنا با معنایی که در مورد جایگاه پادشاهان که از مردم دور باشند نیز مطابقت دارد . ابن منظور و زبیدی نوشته اند : معنی محراب مسجد است پس محاریب بنی اسرائیل مساجد آنهاست که در آنجا به بحث می نشستند و در آنجا برای نماز اجتماع می کردند .
همچنین به معنای عبادت آمده و گفته اند که مقصود از محاریب بنی اسرائیل محل عبادت آنها بوده است . ( 7 )
دکتر محمد معین محراب را به پیشگاه مجلس ، صدر اطاق – مقصوره ، شاه شین – جایی در مسجد که امام نماز در آنجا گزارد ، « و آنجا جاهای نماز و محرابهای نیکو ساخته و خلقی از متصوفه همیشه آنجا مجاور باشند ، » ( سفر نامه ناصر خسرو ) – جمع محاریب – قبله – ابروی معشوق – آفتاب – آتش – جام جهان نما ، معنی کرده است . (8)
در لغت نامه دهخدا ( جلد 14 )آمده است ؛ محراب : نام پادشاه کابل – جد مادری رستم .
ضمن آنچه گفته شد خلاصه اینکه محراب در عانی متعددی آمده که عبارتند از :
1.           مردی جنگاور و شجاع .
2.           نماز گزار با شیطان جنگ می کند و با حضور قلبش با نفسش مبارزه می کند .
3.           دوری و از دیگران جدا بودن .
4.  بالای خانه و بهترین محل در آن و بلندترین اطاق در ساختمان و صدر مسجد و صدر اطاق    ، بهترین جای خانه .
5.  بیشه « ماوای شیر » .
6. محل عبادت ( مسجد ) .
7. قصر یا کاخ .
8. فرو رفتگی هایی در معابد که مجسمه ها را در آنها قرار می دادند .
9. جایی که دست یابی به آن مشکل است . (9)
10. فضایی برای افروختن آتش در آتشکده .
11. محل نشستن واعظ در مسجد .
12. طاقنمایی که جهت قبله را معلوم می دارد .
13. محراب یعنی حریب آنجایی که انسان دور از اشتغالات دنیوی و پریشانی فکر و اندیشه باشد.
 
البته محراب فقط مکان نماز خواندن نبوده است ؛ بلکه در آنجا دعا و مناجات نیز گفته می شود . همانطور که آورده اند بسیاری از افراد در خانه خود علاوه بر قبر ، محراب نیز داشته اند و در مساجد قدیمی ایران نیز بر کار جرز ستونهای مساجد ، محرابی تعبیه می شده و عده ای در کنار آنها چله نشینی اختیار می کرده اند .
هدف از عبادت در اسلام ، تکامل معنوی انسان است و این کمال حاصل نمی شود مگر اینکه انسان به جهاد اکبر یعنی مبارزه با نفس اماره بپردازد ، مبارزه با نفس اماره در اسلام از طریق عبادت و پرهیز از محرمات انجام می گیرد . یک قسمت از عبادات مانند نماز و حج نیاز به مکان مخصوص مانند محراب و مسجد و کعبه دارد و قسم دیگر آن نیازی به مکان بخصوصی ندارد ؛ مانند : روزه ، جهاد اصغر ( جنگ با دشمن خارجی ) ، پرهیز از محرمات و ... .
با توجه به سابقه پیش از اسلام این کلمه در زبان عربی مخضوضاً انکه در قدآن از آن به عنوان یک مکان عبادت یاد شده و عبادتی که در اسلام نیاز به مکان خاصی داشته باشد همان نماز و دعا و مناجات است . در واقع می توان گفت اسلام این کلمه را از قرآن که از آن برای مکان عبادت یاد شده ، گرفته و برای مکان عبادتی که در اسلام وجود دارد ،استفاده کرده است ؛ با این تفاوت که پیش از اسلام به یک پرستشگاه ( معبد ) اطلاق می شده است و در اسلام به قسمتی از یک بنا اطلاق می شود و با توجه به اینکه عبادت در اسلام مبارزه با نفس سر کش است ، این کلمه را واژه مناسبی برای این مکان یافته اند .چه اینکه در قرآن نیز به همین شکل نوشته شده است و این مبارزه در نماز جمعه شکل دیگری پیدا کرده و امام جمعه هنگام ایراد خطبه که قسمتی از نماز است سلاحی در دست می گیرد و نماز را به جای می آورد . همانطور که می بینیم لازم نیست فرد فرد نمازگزاران اسلحه ای در دست داشته باشند . برای محراب نیز می توان این شکل را متصور شد یعنی کافی است که امام جماعت رهبری این جمع را در محراب بر عهده داشته باشد .
در پاسخ به این اشکال که می گویند : مگر جهاد اکبر فقط در محراب انجام می گیرد؟ همانطور که ذکر شد باید بگوئیم که خیر ولی نماز و مناجات عبادتی است که نیاز به مکان ویژه ای دارد .سایر عبادات را می توان در مکانهای دیگری به جای آورد . مانند روزه ، جهاد اصغر ، پرهیز از محرمات و ... ؛ ولی فرضاً حج جای خاصی دارد . هر چند بگوئیم کعبه واقعی دل است و خدا در دل مومن و به قول شاعر :
ای قوم به حج رفته کجائید کجائید
 کعبه همین جاست بیائید بیائید
 
و یا اینکه ما از آن جهت مسجد می گوئیم که محل سجده است ؛ ولی آیا فقط محل سجده است ؟ یا اینکه سجده فقط در مسجد انجام می گیرد ؟ (10)

 
2-3(   محراب در ادبیات عرفانی

 
واژه محراب همچون بسیاری دیگر از واژه ها در معانی استعاره ای و کنا یه ای در اشعار عرفانی به طور گسترده ای به کار رفته است که بیشترین مورد استفاده را در اشعار عرفانی حافظ مشاهده می کنیم . این واژه را  که در اصطلاح سالکان به هر مطلوب و مقصودی که دل مردم متوجه بدان می باشد محراب گویند .
چنانچه خاقانی گوید :
ای روی تو محراب دل غمناکان
وی دست تو سرمایه بر سر خاکان
روزی که روند سوی جنت پاکان
 جز تو که کند شفائت بی باکان
 
کلمه محراب در دیوان حافظ 17 بار به کار رفته است که در بعضی موارد در معنی ظاهری نیز به کار برده شده است ، مانند :
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
در اشعار حافظ اکثراً ابروی یار را به محراب تشبیه کرده است :
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد
 حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن
که شمع دیده افروزیم در محراب ابرویت      
می ترسم از خرابی ایمان که می برد
محراب ابروی تو حضور نماز من
در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقی
 بر می شکند گوشه محراب امامت
محراب ابرویت بنما تا سحرگهی
دست دعا بر آرم و در گردن آرمت
ابروی یار در نظر و خرقۀ سوخته
جامی به یاد گوشۀ محراب می زدم
گر ببینم خم ابروی چو محرابش باز
سجده شکر کنم وز پی شکرانه روم
نماز در خم آن ابروان محرابی
کسی کند که به خون جگر طهارت کرد
 
در کتاب مثنوی مولوی این کلمه یه معنی « محراب شدن » نیز آمده است ؛ که به معنی محل نماز شدن ، مورد پرستش قرار گرفتن و مورد تکریم و اعزاز واقع شدن است .

گفت حق نی بلکه لا انساب شد
 زهد و تقوا فضل را محراب شد»
و محراب گرداندن کنایه از تغییر جهت دادن آمده است .
« از آن لحظه باشد جانبی روی نیاز من
که در هر جنبشی ابروی او محراب گرداند »
بر دیوار داخلی مقبره زین الدین خوافی تایباد نوشته شده است :
« گر مسجد نروم قبلۀ من روی تو بس
 بعد از این گوشه محراب من ابروی  تو بس »
« پیش محراب ابرویش گفتم
عجلوا به الصلوة قبل از الفوت(11)
 
تمامی این اشعار تحول این واژه از معانی ظاهر به معانی استعاره ای آن را نشان می دهد .
 
3-3 ) تقسیم بندی کلی در مورد منشا پیدایش نقوش محرابی
در این قسمت با توجه به نظریات مختلفی که از سوی محققین  در این خصوص ارائه شده به چهار نظریه مختلف اشاره می کنیم :
1. برخی آن را برداشتی از نمای پوست حیوان که اولین زیر انداز بشر بود دانسته و عده ای هم آنرا به ورودی غارهای محل زیست انسان اولیه تشبیه کرده اند . ( 12 )
2. گروهی به معنای لغوی محراب – همان مکان مقدس در مساجد که با طاق قوس دار ، محل ایستادن امام جماعت در هنگام نماز است – پرداخته اند. بدین ترتیب با توجه به شباهت انواع طرح های محرابی بر روی قالیچه های کوچک که عموماً اندازۀ آنها نیز متناسب با اندام یک نمازگزار است ؛ گفته می شود سر منشا طرح های محرابی را باید در محراب مساجد جست .(13 )
3. گروهی نیز منشا پیدایش محراب را فرورفتگی موجود در کلیساها می دانند که در بخش های بعدی بیشتر به آن می پردازیم .( 14 )
4. دکتر علی حصوری معتقد است تاریخ این نقش را باید در دوران بسیار کهن جستجو کرد و نام این نقش ما را به مطالعۀ سر منشا آن هدایت می کند . وی معتقد است نقشه مهرابی ( با این نگارش نه محرابی ) همان طور که از نامش پیداست ریشه در آئین مهر دارد و سر آغاز آن را نیز باید در آن تاریخ جست .
اساساً مهراب یعنی معبد مهری . همانطور که سرداب یعنی اطاق سرد یا گرمابه به معنی فضای گرم . مهراب در واقع همان جایی است که مهر ( از آفریدگاناهورا و ایزد محافظ عهد و پیمان و فرشته فروغ و روشنایی ) گاو را از پای در می آورد که مکان آن دارای طاق قوس دار است .
بنابر این در نظر او مهراب ها را اصل همان مهرابه های آئین مهری هستند که در زمان زرتشتیگری و مسیحیت با آن خصمانه جنگیده شد تا بدانجا که آثار آن از روی زمین محو گردید . اما مهرابه ها در دل غارها و در زیر زمین باقی ماندند و امروز آثاری از آن را در برخی از تصاویر و حتی آئین های خود می توانیم ببینیم . ( 15 )
4-3 ) پوست حیوانات
پرویز تناولی در بررسی شکل محراب و ارتباط آن با پوست حیوانات ذو نظریه نسبتاً مشابه را بازگو می کند ( 16 )
1. فرضیه خانم Stephanie Dalley  که معتقد است انسان در آغاز تمدن از اتصال قطعات مختلف بهره برد و پوست گاو یا پلنگ را عیناً روی زیر اندازهای نمدی و یا بافته های خود می دوخت . پرویز تناولی انداختن شکل محراب بر روی تاچه های بختیاری را ( حداقل به عنوان یک فرضیه ) نا مرتبط با پوست حیوانات نمی داند و در ادلۀ خود برای اثبات این امر گروهی از تاچه های بختیاری را معرفی می کند که دارای نقوش محرمات و گلگون ، ملهم از پوست ببر و پلنگ است . البته وی در ادامۀ مطالب خود فرضیات دیگری نیز برای نقوش محرابی مانند موجود بر روی تاچه ها ارائه می کند .
2. وی در نظریه دیگری که متعلق به خانم marilyn ereshefsky  می باشد نقل می کند که معتقد است نقش پوست پلنگ و ببر بر روی قالیچه های بی ارتباط با برخی از سنتهای گذشته نیست .  او پس از اشاره به تعداد قابل توجهی از نقاشیهای گذشته ایران که پوست پلنگ در آنها برای پوشش شاهان و قهرمانانی چون کیومرث ، هوشنگ و رستم به کار گرفته شده ، مسالۀ این روابط را پیش کشیده است .همچنین معتقد است که بین شکل برخی از قالیچه های محرابی ( جا نمازی ) و شکل پوست حیواناتی مانند پلنگ ارتباطی وجود دارد و ضمن برشمردن تعداد قابل ملاحظه ای از نقاشیهای گذشته که شاه را در حال نشسته بر روی قالیچه های جانمازی نشان دادهاند به شباهت بین پوست پلنگ و محراب این قالیچه ها اشاره کرده است و بالاخره ، بهره گیری شاهان و دراویش را از پوست پلنگ مطرح ساخته است .
 
5-3) محرابی در اسلام و رابطۀ آن با مهرابه ها
 
در باب مهرابه ها می توان از مناظر و زوایای دیگری نیز به بحث پرداخت ؛ از جمله در بارۀ تشابه واژگانی و کاربردی « مهرابه » و « محراب » که محل چالش های فراوانی بوده ، اگرچه اکثر پژوهشگران بر این اعتقادند که بین این دو واژه ربط و نسبتی وجود دارد .
چنانچه دکتر پرویز ورجاوند ، پژوهشگر نام آشنا می گوید : در قالب مهرابه ها ، قوس دسته زنبیلی سقف ، مکانی را ایجاد می کند که در آنجا « مهر » خنجر را بر گردن گاو گذاشته است . این ساختار را به گونه ای دیگر در بیشتر محرابهای مساجد ایران هم شاهد هستیم ؛ یعنی در این محرابها یک عقب نشستگی در دیار جنوبی ( جهت سر ) ایجاد شده و در آنجا ما شاهد آن نیمه قوسی هستیم که در مهرابه ها وجود دارد .
وی در بارۀ شباهت مهرابه ها و محرابها می افزاید : در آئین مهری ، مراسم در درون مهرابه صورت می گیرد ؛ در مساجد هم آئین عبادی ، چه برای نمازگزار به تنهایی و چه برای نماز جماعت و اقتدا به امام جماعت در جهت قبله و در برابر محراب است .
وی در نتیجه واژۀ محراب را بر گرفته از واژۀ مهرابه می داند  با این حال عده ای معتقدند که محراب در مساجد اسلامی ، محل حرب بوده است و ارتباطی با مهرابه ندارد .(17)


 
1-5-3) محرابهای اولیه
بر اساس متون و روایات تاریخی و سفرنامه ها شکل محرابهای صدر اسلام ، نیم استوانه ای مجوف که در دیوار قبله تعبیه شده بوده است . محراب مسجد جامع قیروان از جمله محرابهای مجوف صدر اسلام در کتاب « پاپادوپلو» به نقل از دکتر احمد فکری نوشته اند :« بلندی این محراب برابر با قامت دو آدم و عمقش به حدی کم بود که فقط یک نفر می توانست در آنجا به سجده برود . در بالای این محراب ، طاقی نعلی شکل وجود داشته است و در دور این طاق کاشیهای مربع صیقل شده و مشبک قرار داده شده بود .»
سیوطی نوشته است که حضرت علی ( ع ) کراهت داشت از نمازگزاردن در زیر طاق و یا اینکه در صدر اسلام با شکل گیری محراب مخالفت هایی داشت و آنها را مشابه مذابیح یهود و نصارا دانسته اند .
با توجه به اینکه شباهتی بین محراب و مذابیح و یا به عبارتی بین محراب مسجد و کلیساها وجود ندارد و از انجایی که محراب کلیساها اطاقک طاق داری است که بر روی سکوی روبروی مردم در داخل کلیسا ساخته می شود و مشابه همان شکلی است که معاویه و عمروعاص و دیگر خلفای اموی و عباسی و حکام آنها برای خود در جلو محراب ساخته بودند. قصد آنها ، وجه تمایز و حفاظت خویش بوده است .می توان نتیجه گرفت که مقصود از طاق و مذابیح یهود و نصاری همان مقصوره هایی بوده است که توسط بعضی از حکام بدعت گذاشته شد که در بخش کوتاهی به آن اشاره خواهد شد .
همان گونه که در بیشتر محرابهای قدیمی و معاصر ایران می بینیم ، ایستاد نگاه امام در داخل محراب حدود 20 سانتی متر پائین تر از کف مسجد قرار دارد .
پائین بودن امام از سطح مسجد باعث می شود که در امام حالت خشوع و خضوع ایجاد شود و خود را برتر از سایرین احساس نکند .
در مجموع می توان گفت که امام در محراب در داخل طاق قرارنمی گرفته بلکه طاقنمائی با قوس هلالی در دیوار قبله وجود داشته که قسمتی از بدن امام در هنگام رکوع و سجود در آن واقع می شده است . از این نوع محرابها می توان از محراب مسجد تاریخانۀ دامغان نام برد که محراب در داخل دیوار حفر شده و عمق آن به اندکی بیشتر از نیم متر می رسد . بنبا بر روایات تاریخی که ذکر گردید شکل محرابهای صدر اسلام به صورت نیمه استوانه ای بوده که سقف آن طاقی شکل بوده است .
به مرمر که معماری پیشرفت کرد از طاقهای قوسی مازه دار کمتر استفاده شد ؛ چرا که ایستایی آن کم بود و رفته رفته قوسهایی تیزه دار جای آنها را گرفت که به شکل جناق بوده و به آن قوسهای جناقی نیز گفته می شد که ایستایی بیشتری داشت ؛ چرا که تیزی بالای آن نیروهای وارده را از دو جهت به پایه منتقل می کرد و از این جهت باعث ایستایی بیشتری می گردید .(18)




1-5-3) نقش محراب در مساجد و دیگر اماکن مذهبی
 

جهت مکه قبله نامیده شده است و بر هر مسلمان واجب است که در اجرای مراسم دینی که  دستور به استقبال قبله داده شده است اعمال و افعال عبادی خویش را از قبیل نماز ، احتضار ، حالات دفن اموات که باید رو به قبله خوابانیده شوند به جا آورد .
در اجرای این مراسم به جهت توجه دارند نه به مکان و جهت نیز صورتی رمزی رو به سوی خدا دارد ؛ و به قول شاعر : غرض از کعبه نشانی است که ره گم نشود .
مقصود از کعبه نیز حالتی رمزی و استعاری است ؛ همانطور که یکی از اصول دین اسلام را توحید تشکیل می دهد . کعبه نیز عاملی است برای وحدت مسلمین جهان و وسیله ایست که مسلمانان را یکپارچه یه سوی خدا سوق می دهد .
همانطور که در قرآن آمده : « واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا » . در این جا ریسمان خدا مظهری است از وحدت و یگانگی قشرها و گروهها که بر محور توحید شکل می گیرند .
توحید در عبادت اصل مسلم و استواری است که در میان مسلمانان ، احدی با آن مخالفت نکرده و تمام طوایف دربارۀ آن نظر واحدی دارند . ( 19 )
با جمع بندی توضیحات بالا ، همچنین تقدس مسجد در میان مسلمانان ، اهمیت محراب در اینجا روشن می شود و عملکرد آن به شرح زیر است :
1.           مشخص کردن جهت قبله و تعیین جهت نماز .
2.           عطف توجه به خدا در لفافۀ عطف توجه به خانۀ خدا .
3.           مشخص کردن جایگاه امام جماعت در مسجد ، تا مجبور نباشد هر روز برای پیدا کردن حد وسط مسجد به دقت و جستجو بپردازد .
4.           یکی دیگر از کاربردهای محراب برای رساتر کردن صدای امام در آن بوده که محرابهای چند طاقچه ای مناسبتر بوده اند .
5.           محراب چون مکان امام جماعت در مسجد بوده ، بنابر این وسیله ایست برای شناسایی امام جماعت .
6.           چون در تمام جهان اسلام محرابها به یک جهت بوده و آن همان قبله است ، بنا بر این عامل وحدت بخشی برای اتحاد همه فرق مسلمان بوده است .
7.           نیایشگران محراب را همچون دروازه ای به سوی عالم بالا می نگرند ، بنا بر این به هنگام نماز در عروج روحانی آنها به سوی خدا موثر بوده است .
8.           برای مسلمانان محراب ، تداعی کنندۀ دری است بسوی بهشت که خداوند آن را به مومنین واقعی وعده داده است .
 
 
 
3-5-3) مشهورترین محرابهای جهان اسلام
معروفترین محرابهای تاریخی جهان اسلام به صورت تسلسل زمانی تا پایان قرن اول هجری به ترتیب زیر است :
1.           محراب مسجدالاقصی که بر حسب روایت هروی ، عمر ابن خطاب آن را وضع کرده است .
2.           محراب مسجد کوفه که زمان آن به عثمان بن عفان سال 26-28 هجری می رسد .
3.           محراب مسجد رسول ( ص ) در مدینه که زمان آن بر اساس متون تاریخی به دوره عثمان بن عفان بر می گردد .
4.           محراب مسجد جامع دمشق که به زمان خلافت معاویه می رسد .
5.           محراب عقبه بن نافع در مسجد جامع قیروان که در سال 50 هجری ساخته شده است .
6.           محراب مسجد جامع عمرو در فسطاط قبل از سال 79 یا 80 هجری یا قبل از عهد قره بن شریک . (20)
 
4-5-3) محراب در معماری اسلامی
محراب مسجد طاقنمایی که جهت نمازگزاران را نشان می دهد ، در واقع کوچک شدۀ محراب (Apse) کلیسای مسیحی است که مذبح ( Alter) را در خود دارد . محراب (Apse) کلیسای مسیحی یادآور طاقنمای عمیق و بزرگ معابد یونانی – رومی است ه مجسمه ای آئینی را در خود داشت و یا در کاخهای متاخر عتیق رومی شخص امپراطور را در خود جای می داد. این طاقنما حتی در بستر یک مسجد همچنان خاطرات و باقیمانده ای از کارکرد ابتدائی خود را حفظ کرده است . زیرا که در نمازهای جمعه امام ذرون آن قرار می گیرد تا نمازگزاران را امامت کند . این واقعیت که بخشی از وظیفه خلیفه این بود که مانند امام ( جمعه ) عمل کند .(21 )
پروفسور پوپ معتقد است : « در تصویرهای اولیۀ کوه این مدخل ورودی با یک درگاه دوگانه نموده شد که سمبول جایگاه مقدس است . در آنجا ست که نیروهای آسمانی با زمین در تماس هستند . در پرستشگاههای نخستین زیگوراتها، این طاقچه که دربی به سوی عالم لاهوت است با درگاههای بیرونی بزرگی نشان داده شده است . نقطه مقدس درونی که در زیگوراتها نقطه تماس میان آسمان و زمین را نشان می دهد ، در بناهای منفردی که مقابل تالارهای تخت شاهی آشوری و پرستشگاههای هخامنشی قرار داشت بجای مانده است . این جای مقدس در آتشکده های ساسانی به صورت طاقنماهای درونی که تنها موبدان نگهبان بدان راه می یافتند باز نمودار می گردید و مجدداً در محرابهای اسلامی که متوجه کعبۀ مقدس است و در مدخل مساجد مستعمل گردید . اساساً اینها سمبولهایی هستند که بر بناهای خاکی کم اهمیت تر که در ورای آنها فراز دارند تفوق دارند . ( 22 )
همچنین است ، خویشاوندی نمادین و شکلی آن با سر در مسجد . ( 23)
در آغاز اسلام پیامبر ( ص ) با توجه به فوریت لازم ، مسجدی بر پا کرد و لزوماً تمامی تصمیم گیریهای شهری 5000 نفری مدینة النبی در همین مسجد رقم می خورد . اما این مسجد مثل اولین چادر امدادی پس از زلزله است و با خانه تفاوت بسیار دارد . مساجد بعدی با ایجاد سازمانهای شهری بعضی از کارکردهای اولیه را از دست داده اند و به جای آن کارکردهای دیگری به آنها افزوده شد یا تقویت گردید . ( 24 )
ممکن است تصور شود که محراب نیاز مبرم هر مسجد فعالی بود ، حال آنکه باید به یاد آورد که قدیمی ترین نمونه محراب به سال 705\86 بر می گردد و آن زمانی بود که مطجد بازسازی شده پیامبر ( ص ) در مدینه با یک محراب به پایان برده شد. این محراب احتمالاً یادآور مکانی بود که محمد ( ص ) شخصاً نماز را در آنجا امامت می کرد . البته چنین نیست که مساجد اولیه فاقد محراب ، به طریقی مساجد ناقص تاقی می شوند . در مسجدی که بطور صحیح جهت یافته ، تمام دیواری که رو به قبله نامیده می شود ، به عنوان شاخصی هدایتگر مورد مصرف دارد . لذا چنین دیواری محراب را غیر ضروری می سازد .
بدین قرار هیچ الزام آئینی ضرورت محراب را ایجاب نمی نمود . از شواهد چنین استنباط می شود که علی الاصول این ضرورت مذهبی نبود که محراب را شکل داد ، بلکه چنین به نظر می رسد که تمایل متزاید برای دنیایی کردن مسجد و خمطراز کردن آن با معماری پیشرفته خاور نزدیک کهن و بیزانس بود که عامل تعیین کننده ای برای بوجود آمدن محراب گردید. ابداع محراب توفیق آشکاری به عنوان یک نماد و مرکز توجه عبادت بود و همین امر آینده آن را تضمین کرد . به همین سبب ، کانونی برای تزئینات استادانه با موزائیک و کاشی ، مرمر و دیگر مصالح گرانقیمت شد .( 25 )
مسلمانان متقی نسبت به این جلال و شکوه ، احساساتی متناقض از خود بروز دادند . خلیفه عمر دوم قصد داشت که معرق طلای محراب مسجد دمشق را بر دارد چرا که ذهن نمازگزاران را منحرف می کرد . اما چندی بعد سفیر روم آنرا دید و با گفتن اینکه « هر کسی که این را ساخته پادشاه بزرگی است » آن را تحسین کرد . چنین شد که عمر گفت : « بگذارید بر سر جای خود باقی بماند چرا که دشمن را می آزارد . » (26)
در میان مساجد مردمی و ابتدائی یک فرو رفتگی ساده است . به عنوان قاعده ، چارچوبی خاص ، یعنی قاب ، برای محراب وجود دارد .(27)
ویژگیهای محراب بسیار خاص است . اولاً فرورفتگی است که ئر و محل عبور را تداعی و به نمازگزار القا می کند که جهت حرکت و مسیر عبور معنوی کجاست . این عنصر عامل هم جهت کنندة مسلمین در اقصی نقاط عالم به سمت کعبه به عنوان عامل اصلی وحدت آنهاست . ثانیاً ، غالباً از قوسی و طاقی در راس خود بهره می گیرد ، با مشابهت به گنبد که خود تمثیلی است از کلیت مسجد . به این معنا که کل مسجد و همه ویژگی های آن در محراب خلاصه می شود . ثالثاً محراب اکثراً محاط شده در آیات قرآنی به خط خوش است که می توان فریادش را شنید که برای وصول به حضرتش و عبور از یکی شدن جامعه مسلمین راهی بجز عمل به آیات قرآن نیست .
فرمها و رنگهای عناصر محراب ( همچون سایر عناصر مسجد ) ، فرمهای انتزاعی ، هندسی و رنگها غالباً آبی و سپید و ... هستند که القا کنندة آرامش و سکونند و نه محرک و مهیج و کاذب . ( 28 )
در اسلام ، انسان و همه بندگان خدا بی هیچ امتیازی ( جز تقوا ) در برابر خدا قرار دارند ، لذا کالبدهای معماری و نمودهای هنری در همة زمینه ها باید بیانگر این مطلب باشند : « رابطة انسان و خدا »؛ بنابراین در فرم های معماری اسلامی انسان ابتدا از درون این قوس ها به یک مرحله خودیابی می رسد و پس از یافتن خود با شکستگی در نقطه اوج قوس به یک مرحله خودیابی می رسد و پس از یافتن خود با شکستگی در نقطه اوج قوس به شناختی بیرون از خود ( خدا ) دست می یابد که « من عرف نفسه فقد عرف ربه » لذا قوس دایره ای در معماری قبل از اسلام جای خود را به قوسهای جناغی بعد از اسلام می دهد . (29)
محراب و مسجد خاکدان است و زمین ، لیکن بر بالای آن سقفی است دوار ، گنبدی آسمانی و نیلگون که اکثراً نیز به هنگام تزئین آن شمسه ای در اوج می درخشد و شعاع خویش را تا پائین ادامه می دهد زیرا که در افق این آسمان نیلگون و این دنیای بزرگ رسولی وجود دارد که سراجاً منیراً بوده و سایه رحمتش از اوج بارگاه کبریایی خدا تا این پائین بر سر بندگان حقش گسترش یافته است . (30)
نکتة دیگری که در نقشه مساجد در خور تامل است ؛ انتخاب محل ورودی هاست .در کساجد عمدتاً محل ورود در هر سمت مسجد دیده می شود به جز سمت محراب و یا قبله که این خود مسالة اساسی است . زیرا اگر در ورودی در سمت قبله تعیین می شد ، تردد افراد از مقابل صفوف نمازگزاران ، موجبات تشویش خاطر مومنان را فراهم می ساخت .(31)
نکته مهمی که برای ما در همة مساجد دوران اسلامی قابل توجه است ، رعایت سلسله مراتب فضائی در آنهاست که محل ورودی یا جلوخان و دالان و راهروها و هشتی و صحن و سر انجام ایوان است که به شبستان و گنبدخانه متصل می شود و همگی در نهایت به سوی محراب معطوف هستند . (32)
بطور کلی محراب یک فضای مستقل نیست ، بلکه یک نشانه و یک جهت است . به مفهوم یکی بودن هدف و یکی بودن سیر متعالی انسانها ، در هر کجا که هستی و هر که هستی ، تجلی این مفهوم علی رغم واحد بودن مکانش یعنی خانۀ کعبه که در فاصلۀ بعید است و نمود مادی و حضوری ندارد باعث شده است هندسۀ همکف از تمرکز گل یک نقطۀ محدود رها شده وحول محورهای عمود بر هم با سر زندگی و آزادی به هر طرف که ضرورت باشد گسترش یابد ، و بر استقلال هسته های فضایی و تقدس ، هم نوای مجموع فضاهای شبستان بیفزاید.(33 )
بطور عمده تعمق در جایگاه و شکل هر عنصر و نقش در معماری اسلامی برای ما نمی تواند بیان کنندة مفهومی عرفانی و دینی باشد و مسلماً هنرمندان مسلمان آنها را به طور تصادفی انتخاب نکرده اند ، از جمله قرار گرفتن عنصری به نام ریسمان که به شکل ریسمان است . (در مواردی به آن پیچ نیز می گویند ) ، در طرفین ایوانهای ورودی یا کنار سر درها و حتی محرابها می تواند کنایه ای از آیة « واعتصموا بحبل الله جمیعاً ولا تفرقوا » باشد که خانة خدا نیز تجلی ریسمان الهی و جایگاه عروج است .(34)


انجام پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

انجام پایان نامه | دانلود مقاله

سفارش پایان نامه

نقشه