انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

مشاوره پایان نامه|بررسي ميزان شيوع اختلالات رواني در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران

مقدمه
اختلالات رواني مشكلات جدي و شايعي هستند كه در سراسر دنيا مشاهده مي شود. 14 درصد از تمامي ناتوانايي ها به علت اختلالات رواني، اجتماعي و عصبي بوده است و اين موارد 20 درصد از كل مراجعين به مراكز بهداشتي عمومي را تشكيل مي دهند.
     افزون بر آنها بر پايه برآوردهاي سازمان جهاني بهداشت (1993) در دنيا حدود 500 ميليون نفر از اختلالات رواني رنج مي برند كه از اين عده حدود 25 ميليون نفر مبتلا به اسكيزوفرني نزديك به 150 ميليون نفر مبتلا به اختلالات نوروتيك مي باشند. و بيشتر اين موارد در كشورهاي در حال توسعه ديده مي شود. از طرفي همين سازمان معتقد است حجم مسائل رفتاري و رواني در اين كشورها رو به فزوني است و اين افزايش تا حدود زيادي وابسته به رشد جمعيت و تغييرات سريع اجتماعي مانند شهرنشيني و فروپاشي خانواده هاي گسترده و تغيير در شيوه هاي زندگي مردم و مشكلات اقتصادي مي باشد. (منبع 15 ، ص19)
     مروري بر مطالعات همه گيرشناسي كه طي 3 دهه گذشته انجام شد نشان مي دهد كه ميزان شيوع اختلالات رواني در كشورها و فرهنگهاي مختلف به علت تفاوت در روشهاي نمونه گيري، متنوع بودن ابزارهاي مورد استفاده، تكنيكهاي مختلف مصاحبه و نوع نظامهاي طبقه بندي، متفاوت گزارش گرديده است.
     اختلالات رواني نه تنها در جامعه ما بلكه در همه جوامع بشري از متمدن و غيرمتمدن به صورت آشكار و نهان وجود دارد و نمونه هايي از آن در بين مردان- زنان- جوانان- بزرگسالان و حتي سالمندان به صورتهاي مختلف مشاهده مي شود ولي برخي از اختلالات رواني در بين گروههاي مختلف سني و جنسي بيشتر است اينگونه افراد كه مبتلا به اختلال رواني هستند بيشتر از همه مبتلا به اضطراب و تشويش هستند. اختلالات رواني آرامش و تعادل رواني و رفتاري را از بيمار سلب كرده و فرد را در سازگاري با محيط دچار اشكال مي سازد كه در بعضي از اين اختلالات عدم تعادلها داراي صورتي آشكار هستند. (منبع30 ، ص18)
بيان مسئله
 شكي نيست آموزش و پرورش يكي از حساس ترين و مهمترين سازمانهاي موجود در كشور است از طرفي اهداف اين سازمان مهم و حساس از طريق عملكرد مديران، قابل دسترسي و ارزشيابي است. و طبيعي است عوامل متعددي در عملكرد مديران نقش دارد از آن جمله: رضايت شغلي، انگيزش، شرايط اجتماعي، سياسي و سلامت روان.
     توجه به خصيصه سلامت روان در مديريت آموزش بسيار مهم است. زيرا مديري كه مي خواهد در سازمان آموزشي او، اصول بهداشت رواني رعايت گردد، خود بايد اختلالات رواني نداشته باشد. دلسردي وافسردگي، زود رنجي و اضطراب زياد و رفتارهاي تهاجمي داشتن مي تواند نشانه هايي از نابساماني روان مديران باشد. يك مدير نابهنجار مي تواند رفتار افراد يك مدرسه اعم از معلمان، دانش آموزان، اولياء و كاركنان را به رفتار نابهنجار تبديل كند. مديري كه به علت عقده هاي رواني احساس حقارت يا حس خود بزرگ بيني، عدم اعتماد به ديگران و بدبيني نسبت به همه چيز، شخصيت افراد را تخريب وجلوي رشد آنها را مي گيرد نمي تواند مدير موفقي باشد. (منبع18، ص40)
     بدين منظور تحقيق حاضر به بررسي ميزان شيوع اختلالات رواني در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران مي پردازد.







اهميت و ضرورت پژوهش
  شكي نيست، نهادي كه در تربيت انسان نقش دارد پس از خانواده، نهاد عظيم و وسيع آموزش و پرورش است. حتي به تعبيري مي توان خانواده را حذف نموده و به آموزش و پرورش اولويت داد. چرا كه اگر فرض بر اين باشد كه همه افراد جامعه تحت پوشش آموزش و پرورش همگاني قرار گيرند مي توان اذعان داشت كه، پدران و مادران نيز حاصل اين نهاد عظيم و برجسته در جامعه اند. پس اثر آن در كودكان قبل از دبستان نتيجه تربيتي است كه خود از آموزش و پرورش اخذ كرده اند.        
     بطور كلي آموزش و پرورش يكي از حساس ترين سازمانهاي كشور به حساب مي آيد و از طرفي با توجه به اهداف مهم سازمان شايد بتوان ادعا نمود كه مهمترين رسالت هر كشور را نهاد آموزش و پرورش به عهده دارد. و نيز در هر سازمان نقش مدير، يك نقش اساسي و بنيادي است. بطور مثال به وسيله مدير اجزاء هماهنگ شده و به طرف هدف مشترك هدايت مي شوند، بدين لحاظ در سازمان آموزش و پرورش نيز بيشترين نقش به عهده مدير مدرسه است. مدير مدرسه مهمترين رسالت را در تبديل منابع انساني به سرمايه هاي انساني دارد و اين نقش و رسالت در عملكرد او مشخص مي شود يعني از عملكرد مديران مي توان متوجه شد كه مدير مدرسه به رسالت حياتي خود عمل كرده است يا نه؟ (منبع17، ص79)
     طبيعي است عوامل متعددي در عملكرد مديران نقش دارد، از آن جمله: رصايت شغلي ، انگيزش، شرايط اجتماعي سياسي و سلامت روان لذا با توجه به اهميت عملكرد مديران در تحقق رسالت مدرسه اين موضوع پژوهشي انتخاب شده و هدف از انجام اين تحقيق آن است كه بتوان ميزان شيوع و نوع اختلالات رواني را در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران تعيين و با انجام چنين تحقيقي بتوان اطلاعات موثر و مفيدي در اختيار مسئولان آموزش و پرورش قرارداد.

اهداف پژوهش
هدف كلي: بررسي ميزان شيوع اختلالات رواني در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران
اهداف ويژه
تعيين ميزان شيوع اختلالات رواني در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران بر حسب سابقه كار.
تعيين ميزان شيوع اختلالات رواني در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران بر حسب سن.
تعيين ميزان شيوع اختلالات رواني در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران بر حسب ميزان تحصيلات.
تعيين ميزان فراواني انواع اختلالات رواني.
متغييرهاي پژوهش
نظر به اينكه در اين پژوهش رابطه متغييرها مورد سنجش قرار نمي گيرد لذا از ذكر متغيرهاي مختلف (مستقل- وابسته و غيره) خودداري مي شود.
تعاريف نظري مفاهيم
شيوع: عبارت است از تعداد موارد يك بيماري در جامعه اي معين و در زماني خاص كه اغلب به عنوان ميزان شيوع نيز به كار مي رود.
ميزان شيوع: مجموع همه افراد مبتلا به يك بيماري در زمان خاص تقسيم بر جمعيت در معرض خطر ابتلا به آن بيماري درهمان مقطع زماني مي باشد. (منبع31، ص159)
اختلال رواني: طبق تعريفR Ш DSM  اختلال رواني به سندرم رفتاري يا روان شناختي مهم باليني كه در شخص روي مي دهد و با ناراحتي يا ناتواني همراه بوده و فقط واكنش مورد انتظار در مقابل رويدادي خاص نباشد اطلاق مي گردد. (منبع11، ص65)


مديريت آموزشي: منظور اصلي مديريت در هر سازماني عبارت است از هماهنگ سازي كوششهاي افراد انسان و استفاده موثر از منابع ديگر براي تحقق هدفهاي سازمان در موسسات آموزشي، اين هدفها مربوط به امر آموزش و پرورش و يادگيري است. پس منظور از مديريت در سازمانهاي آموزشي تحقق هدفهاي آموزشي وپيشبرد موثر آموزش و يادگيري است. مديرت آموزشي،گاهي مترادف با مديريت به معناي اعم تعريف مي شود در اين صورت مديريت آموزشي عبارت است از برنامه ريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل كليه امور و فعاليتهاي مربوط به آموزش و پرورش، معهذا مديريت آموزشي غالباً به معني اخص مورد نياز است يعني مديريت آن بخش از فعاليتهاي سازمانهاي آموزشي كه مستقيماً با امر آموزش و پرورش و يادگيري مرتبط است. از جمله فعاليت هاي مربوط به برنامه هاي آموزشي، مواد و محتواي دروس، روشها و وسايل آموزشي، مشاوره و راهنمايي تحصيلي، اقدامات آموزش و پرورش مكمل برنامه امور معلمان و دانش آموزان و در واقع در معناي اخير فعاليتهاي سازمانهاي آموزشي مد نظر قرار مي گيرد. اگر از مفهوم تصميم گيري مدد بگيريم مديريت آموزشي عبارت است از تصميم گيري و اجراي تصميمات درباره آموزش و پرورش. (منبع21، ص71)

تعاريف عملياتي مفاهيم
اختلال رواني در اين پژوهش عبارت است از نمره اي كه شخص در آيتمهاي پرسشنامه شخصيتي MMPI بدست مي آورد.
منظور از مدير، در اين پژوهش فردي است كه مديريت يكي از دبيرستانهاي دخترانه واقع در شهر تهران را به عهده دارد.
ميزان شيوع، در اين پژوهش سطح موارد اختلال است كه در جامعه مورد مطالعه توسط پرسشنامه MMPI مشخص شده است.

سوالات پژوهش
نظر به اينكه در اين پژوهش علل و عوامل مختلف اختلالات مورد بررسي قرار نگرفته است از طرح فرضيه خود داري و سوالات زير مطرح مي شود:
1- آيا ميزان شيوع هيپوكندري(HS) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران بر حسب سن متفاوت است؟
2- آيا ميزان شيوع افسردگي(D) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب سن متفاوت است؟
3- آيا ميزان شيوع هيستري(HY) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب سن متفاوت است؟
4- آيا ميزان شيوع پسيكوپاتي(PD) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب سن متفاوت است؟
5- آيا ميزان شيوع پارانويا(PA) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب سن متفاوت است؟
6- آيا ميزان شيوع پسيكاستني(PT) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب سن متفاوت است؟
7- آيا ميزان شيوع اسكيزوفرنيا(SC) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب سن متفاوت است؟
8- آيا ميزان شيوع هيپوماني(MA) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب سن متفاوت است؟
9- آيا ميزان شيوع افسردگي(D) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب ميزان تحصيلات متفاوت است؟
10- آيا ميزان شيوع خود بيمارانگاري(HS) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب ميزان تحصيلات متفاوت است؟
11- آيا ميزان شيوع هيستري(HY) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب ميزان تحصيلات متفاوت است؟
12- آيا ميزان شيوع انحراف جامعه ستيز(PD) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب ميزان تحصيلات متفاوت است؟
13- آيا ميزان شيوع پارانويا(PA) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب ميزان تحصيلات متفاوت است؟
14- آيا ميزان شيوع پسيكاستني(PT) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب ميزان تحصيلات متفاوت است؟
15- آيا ميزان شيوع اسكيزوفرنيا(SC) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب ميزان تحصيلات متفاوت است؟
16- آيا ميزان شيوع هيپوماني(MA) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب ميزان تحصيلات متفاوت است؟
17- آيا ميزان شيوع افسردگي(D) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب سابقه كار متفاوت است؟
18- آيا ميزان شيوع خود بيمارانگاري(HS) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب سابقه كار متفاوت است؟
19- آيا ميزان شيوع هيستري(HY) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب سابقه كار متفاوت است؟
20- آيا ميزان شيوع انحراف جامعه ستيز(PD) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب سابقه كار متفاوت است؟
21- آيا ميزان شيوع پارانويا(PA) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب سابقه كار متفاوت است؟
22- آيا ميزان شيوع پسيكاستني(PT) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب سابقه كار متفاوت است؟
23- آيا ميزان شيوع اسكيزوفرنيا(SC) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب سابقه كار متفاوت است؟
24- آيا ميزان شيوع هيپوماني(MA) در مديران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران برحسب سابقه كار متفاوت است؟














نظام آموزش و پرورش  
 الگوي كلي نهادها، موسسات و سازمانهاي رسمي جامعه كه وظايف انتقال فرهنگ و شكوفا سازي آن، پرورش همه جانبه فرد و تربيت نيروي انساني ماهر و متخصص را بر عهده دارند، اصطلاحا نظام آموزش و پرورش ناميده مي شود. امروزه نظام آموزش و پرورش به عنوان يك پديده عام اجتماعي، جزء لاينفك زندگي اجتماعي به شمار مي رود. هرچند، ساختار عملكرد و ويژگيهاي آن در جوامع مختلف تفاوت دارند، ولي وجوه مشترك بسياري نيز ميان نظامهاي آموزشي يافت مي شود پيدايي و گسترش اين نظامها، حاكي از ضرورت و اهميت روز افزون امر آموزش و پرورش در جهان كنوني است. در حال حاضر، در اغلب كشورها، نظام آموزش و پرورش يكي از سازمانهاي بزرگ و پيچيده محسوب مي شود كه بزرگي و پيچيدگي آن با ميزان پيشرفت فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و فني بستگي تام دارد. هر چه جامعه پيشرفته تر باشد، به همان اندازه آموزش و پرورش رسمي در آن، نقش مهمتر، پيچيده تر و دشوارتر بر عهده داشته سازمانهاي آن گسترده تر و متنوعتر و تعداد كاركنان و دانش آموزان آن افزونتر است. (منبع 20، ص8 )










تاريخچه مديريت
  مديريت به معني و مفهوم اعم آن كه اداره كردن يك گروه، يك سازمان، يك قوم و ... است فكري جديد نيست و از زمان هاي بسيار قديم و از زماني كه آدمي زندگي اجتماعي خود را آغاز كرده است مطرح و مورد توجه بوده است.
      اهميت مديريت در سير تاريخ مدون بشري به گونه اي است كه اكثر صاحب نظران عقيده دارند كه اجتماع بدون رهبري و مديريت نمي تواند وجود خارجي داشته باشد و بشر در طول تاريخ، جهت ادامه زندگي خود و بهتر زيستن به نحوي از انحاء از مديريت استمداد جسته است.
      حكومت هاي گذشته، براي اداره امور جامعه به تدريج تشكيلات خاصي را بنياد نهاده و براي اداره قلمرو خود، از سازمان هاي متعددي براي امور مذهبي، اداري، نظامي، قضايي، مالي و مالياتي و به تناسب زمان و موقعيت هر دوره استفاده كرده اند كتيبه هاي موجود از تمدن سومري ها در 5000 سال قبل از ميلاد گواه بر اين است كه آنان بران اداره معابر گسترده سومري و اداره امور داد و ستد و معاملات خود نظمي خاص برقرار كرده بودند. (منبع18، ص30)
     آثار ناشي از تمدن مصر، چين، هند، يونان و ايران باستان نشانگر توجه به هنر مديريت و استفاده از تجارب مديران در اين مناطق بوده است. قديمي ترين كتب و منابعي كه از گذشته به يادگار مانده است نظير نوشته هاي افلاطون در يونان، كليله و دمنه در ايران و... اهميت دادن به مديريت را تاييد مي كند. آثار گران بهاي متعدد اسلامي مانند نهج البلاغه حضرت علي (ع) كه حاوي خطابه ها، فرمان ها و نا مه ها و كلمات قصار آن حضرت است بهترين، كامل ترين و بليغ ترين پيام ها را در مورد مديريت، خصايص مديران و ارتباط مديران با مردم در برداشته و نشانگر توجه مكتب اسلام به امر مهم رهبري و مديريت است.
     در متون نظم و نثر فارسي و آثار به جا مانده از علماي مسلمان ايراني در صده هاي بعد ازگسترش اسلام در ايران، جلوه هاي متعددي از اهميت دادن به مديريت و خصايص مديران را مي يابيم.
     در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم به دلايل متعدد، نظير گسترش دانش بشري، توسعه صنايع و تكنولوژي، تغيير روش توليد، گسترش ارتباطات جهاني، و... سازمان هاي متعددي به وجود آمد و مديريت به عنوان يك علم با شيوه هاي علمي مورد مطالعه و بررسي قرار گرفت.
     هم اكنون توجه به مديريت و هنر اداره كردن گروههاي كوچك و بزرگ انساني تا آن حد مورد توجه قرار گرفته است كه به صورت يكي از خصايص عمده تمدن معاصر تلقي شده و در پنجاه سال اخير در رديف يكي از مهمترين رشته هاي تخصصي علوم انساني در آمده است و موسسات آموزشي زيادي براي تربيت مديران مختلف در درجات گوناگون تحصيلي تأسيس و گسترش يافته است. (همان منبع، ص30 )

انواع مديريت
امروزه مديريت را به شاخه هاي زير تقسيم مي كنند.
     الف- مديريت دولتي: مديريت دولتي بيشتر مورد استفاده مديران سازمان ها و دستگاههاي اجرايي است.
     ب- مديريت صنعتي: اين مديريت بيشتر در جستجوي حل مشكلات و تنگناهاي كارگاههاي توليدي و كارخانجات است.
     ج- مديريت بازرگاني: اين نوع مديريت، اطلاعات و مهارت هاي مختلف نظير روش هاي خريد و سفارش اجناس، نظام دادن به امور مالي و ارزي، هدايت كاركنان واحدهاي بازرگاني را مدنظر دارد.
     د- مديريت آموزشي: اين رشته از مديريت كه بيشتر در جستجوي حل مشكلات و تنگناهاي سازمان هاي آموزشي و استفاده از اصول و تكنيكهاي مديريت در اداره واحدهاي آموزشي است كه امروزه به صورت رشته اي تخصصي مورد توجه قرار گرفته است. ( همان منبع، ص32)

مديريت آموزشي
منظور از مديريت، فعاليت و عملي است كه در موقعيتي سازمان يافته، براي هماهنگي و هدايت امور در جهات هدفهاي معيني صورت ميگيرد، مديريت عملي است كه بردانش و يافته هاي علمي، تواناي هنري، مهارت فني و اخلاق اجتماعي مبتني است. به عبارت ديگر، كسي را مدير مي دانيم كه بتواند در محيط كار خود به اقتضاي موقعيت، اصول و يافته هاي علمي و مهارتهاي فني را هنرمندانه و با رعايت موازين اخلاقي به كار بندد، مشكلات را حل كند، و هدفي را تحقق بخشد. لازمه چنين مديريتي در محيط آموزشي آن است كه شخص مدير از هدفها و فراگردهاي آموزشي و پرورشي مطلع باشد، سازمان آموزشي و روابط رسمي و غير رسمي آن را به درستي بشناسد، جو سازماني مساعدي براي انجام وظايف و فعاليتهاي كاركنان به وجود آورد، از نيروهاي انساني و مادي موجود به طور مقتضي استفاده كند، وحدت و هماهنگي لازم را ميان اجزاء و عناصر سازمان ايجاد نمايد، همكاران و زيردستان خود را به كار و فعاليت مؤثر برانگيزد، عملكرد سازمان خود را ارزشيابي و انتقاد كند، و بالاخره، همكاري و مشكاركت خود و زيردستان را در انجام دادن امور، اساس مديريت و رهبري قرار دهد.
     مديران آموزشي علاوه بر دانش و معلومات در زمينه آموزش و پرورش و روان شناسي و تسلط بر روشها و مهارتهاي عملي بايد به اندازه كافي سابقه آموزشي داشته باشند تا بتوانند مأموريت اصلي و مسائل و مشكلات كار خود را به درستي درك كنند. به علاوه، از لحاظ شخصيتي مستعد و پايبند اصول و موازين اخلاقي باشند تا بتوانند از كجرويها و انحرافات در محيط آموزشي جلوگيري نمايند و با رفتار و كردار خود نمونه و سر مشق دانش آموزان قرار گيرند. (منبع17، ص12)

ويژگيهاي مديريت آموزشي
 صاحبنظران مديريت و مديريت آموزشي، براي توانايي هاي مديران آموزشي ابعاد گوناگوني را مطرح كرده اند و مجموعه اي از خصايص مديران را براي توفيق بيشتر، شرط مي دانند نه يك خصيصه را. از جمله ويژگي ها، آگاهي ها و مهارت هاي مديران مدارس را مي توان موارد زير دانست.
     1- سلامت جسمي: از آنجا كه عقل سالم در بدن سالم است و بيماريهاي مزمن مانع تلاشهاي زياد مديران است داشتن اين ويژگي را مي توان از جمله خصائص لازم بشمار آورد و مسئولان رده بالاتر آموزش و پرورش بايد از طرق مختلف از سلامتي مديران خود در حين خدمت اطمينان حاصل كنند زيرا مديريت آموزشي به انرژي و نيروي بيشتري نياز دارد.
     2- سلامت رواني: توجه به اين خصيصه در مديريت آموزشي بسيار مهم است زيرا مديري كه مي خواهد در سازمان آموزشي او اصول بهداشت رواني رعايت گردد، خود بايد دچار اختلالات رواني نباشد. دلسردي و افسردگي، زود رنجي و اضطراب زياد و رفتارهاي تهاجمي داشتن مي تواند نشانه هايي از نابساماني روان مديران باشد.
     يك مدير نابهنجار مي تواند رفتار افراد يك مدرسه اعم از معلمان، دانش آموزان، اولياء و كاركنان را به رفتار نابهنجار تبديل كند. مديري كه به علت عقده هاي رواني احساس حقارت يا حس خود بزرگ بيني، عدم اعتماد به ديگران و بدبيني نسبت به همه چيز، شخصيت افراد را تخريب و جلوي رشد آنها را مي گيرد نمي تواند مدير موفقي باشد.
      3- سلامت عاطفي: از آنجا كه عاطفه اساس كار مديريت است مديران آموزشي بايد به دمدمي بودن و تلون مزاج، ضعف اراده به ويژه عصبانيت و سريع به هيجان آمدن مبتلا نباشند و باور داشته باشند كه (كساني كه زود به هيجان مي آيند و به سرعت عصباني مي شوند و عنان تحمل خود را به سادگي از دست مي دهند نمي توانند مديران خوبي باشند) ولذا مديران بايد از تعادل و سلامت عاطفي از يك طرف و محبت و دلسوزي و خيرخواهي از جهت ديگر برخوردار باشند.
     4- سلامت عقل و قدرت ادراك و تفكر: يكي از وظايف مهم در مديريت، تصميم گيري در موارد متعدد است كه اين امر هم سلامت عاطفي مي خواهد و هم سلامت عقل و تفكر. قبلاً گفته شد كه اولين وظيفه مديران، برنامه ريزي و پيش بيني آينده است. و اين امر مهم به تفكر و تعقل نياز دارد.
     5- ايمان و اعتقاد داشتن: داشتن ايمان به مبدأ هستي از ويژگيهاي مهم مديران است. زيرا اگر كسي با علم و آگاهي به ايمان دست يابد خود به خود يك نوع وقار، آرامش، عدالت خواهي، اراده قوي و مصمم مي يابد.
     6- متقي و مدير بر خود بودن: مدير متقي خود نگهدار است و در همه جا و همه چيز آگاهانه و به دقت عمل مي كند. از امكانات سازمان سوء استفاده نمي كند، پايبند به وعده هاي خود مي باشد، خود را مسؤل ديگران مي داند و مي تواند براي همه دانش آموزان و معلمان و اولياء آنها از نظر رفتاري الگو واسوه قرار گيرد.
     7- داشتن دانش عمومي و تخصصي: از آنجا كه مديران آموزشي بايد مورد قبول كاركنان قرارگيرند ايجاب مي كند كه علاوه بر ويژگيهاي عمومي گفته شده در بالا از دانش عمومي و تخصصصي به تناسب سطح مديريت خود برخوردار باشند.
     8- تجربه: براي مديران آموزشي، داشتن سوابق تجربي در امور آموزشي، پرورشي و اداري لازم است. تا فردي در متن كار قرار نگيرد و ذوق و استعداهاي سرشار خود را به كمك علم در بوته عمل و تجربه قرار ندهد. مدير موفقي نخواهد شد و ظرافت هاي مديريت را احساس نخواهد كرد.
     9- اخلاق و رفتار و برخورد مناسب: از صفات مؤثر در ايجاد ارتباط انساني در محيط آموزشي، حسن خلق است و اين خصيصه گران بهاترين و ارزنده ترين سرمايه يك مدير است.
    10- استعدادها و توانائيهاي مديريت و رهبري: خصايصي نظير هوش، قدرت بيان، نكته سنجي، خلاقيت و ابتكار، قدرت تشخيص و حل مسايل و مشكلات در موفقيت مديريت آموزشي تأثير قابل ملاحظه اي دارد. (منبع 18، ص80)
 




بهداشت رواني
 بهداشت رواني، روانپزشكي پيشگير، بهداشت رواني اجتماعي و يا روانپزشكي اجتماعي به كليه روشها و تدابيري اطلاق مي شود كه براي جلوگيري از ابتلاء و درمان بيماريهاي رواني و توان بخشي بيماران رواني موجود به كار مي رود.
     روانپزشكان فردي را از نظر رواني سالم مي دانند كه تعادلي بين رفتارها و كنترل او در مواجهه با مشكلات اجتماعي وجود داشته باشد. پس از ديد روان پزشكان سلامتي عبارت است از تعادل در فعاليتهاي زيستي، رواني و اجتماعي افراد كه انسان از اين تعادل سيستماتيك و ساختارهاي سالم خود براي سركوب كردن و تحت كنترل در آوردن بيماري استفاده مي كند.
     كارشناسان سازمان بهداشت جهاني سلامت فكر و روان را اين طور تعريف كرده اند: سلامت فكر عبارت است از قابليت ارتباط موزون و هماهنگ با ديگران، تغيير و اصلاح محيط فردي و اجتماعي و حل تضادها و تمايلات شخصي به طور منطقي، عادلانه و مناسب. (منبع29، ص3)
     لوسينون و همكارانش در سال 1962 سلامتي روان را اين طور تعريف كرده اند: سلامتي روان عبارت است از اين كه فرد چه احساسي نسبت به خود، دنياي اطراف محل زندگي و اطرافيان دارد. و مخصوصا با توجه به مسئوليتي كه در مقابل ديگران دارد، چگونگي سازش وي با درآمد خود و شناخت موقعيت مكاني و زماني خويشتن حائز اهميت است.
     تعريف كنينزبرگ در مورد بهداشت رواني عبارت است از تسلط و مهارت صحيح با محيط بخصوص در سه فضاي مهم زندگي، عشق، كار، تفريح، اين شخص و همكارانش براي توضيح بيشتر مي گويد: استعداد يافتن و ادامه كار، داشتن خانواده، ايجاد محيط خانوادگي دلپسند، فرار از مسائلي كه با قانون درگيري دارد، لذت بردن از زندگي و استفاده صحيح از فرصتها، ملاك تعادل و سلامت روان است. (همان منبع، ص3)


پيشگيري از بيماريهاي رواني
  بهداشت رواني در يكي از تعاريف خود با مفهوم پيشگيري از بيماريهاي رواني مورد استفاده قرار مي گيرد. كاپلان١ روشهاي پيشگيري از بيماريهاي رواني را به طور كلي به سه دسته تقسيم مي نمايد.
     1- روشهاي پيشگيري اوليه
     2- روشهاي پيشگيري ثانويه
     3- روشهاي پيشگيري نوع سوم

روشهاي پيشگيري اوليه
منظرو از پيشگيري اوليه٢ طرح برنامه هايي است كه با تأثير بر عوامل به وجود آورنده بيماريهاي رواني از بروز اين بيماريها جلوگيري به عمل مي آورند. اين برنامه ها معمولا در مورد تمام افراد اجتماع و يا گروه كثيري از مردم يك طبقه مورد عمل قرار مي گيرند در بعضي موارد براي گروههاي آسيب پذير اجتماع مانند آنها كه در معرض بروز جرم، جنايت و يا بيماريهاي رواني قرار دارند پياده مي شوند. آلبي٣ يكي از متخصصين بهداشت رواني، روش پيشگيري اوليه را به صورت زير تعريف مي نمايد، هر چيز كه هدفش بهتر كردن وضع زندگي بشر باشد و زندگي را كارآمدتر و با معني تر نمايد، ممكن است به عنوان بخشي از پيشگيري اوليه از اختلالات رواني و هيجاني تلقي شود


1. Kaplan                              2. Primary  prevention
3. Albee

روشهاي پيشگيري ثانويه
پيشگيري ثانويه١ به برنامه هايي اطلاق مي گردد كه به وسيله جلوگيري از ادامه و بدتر شدن اختلالات خفيف و متوسط رواني از ميزان بيماريهاي رواني مي كاهند. اين روش به صورت زود تشخيص دادن و درمان فوري اين علائم به كار مي رود. در اين حال، بيماريها زود كشف مي گردند و با روشهاي آسانتر و كم خرجتر مداوا مي شوند و پيش آگهي بهتري نيز دارند.  (منبع8، ص15)
روش پيشگيري ثالث٢
اين نوع پيشگيري موقعي وارد عمل مي شود كه بيماري استقرار يافته و مدتي از آن گذشته و تا اندازه اي پيشرفت كرده است. پيشگيري به منظور جلوگيري از عوارض ديررس بيماريهاي رواني مزمن و كم كردن ميزان از كارافتادگي بيماران است. در اين نوع پيشگيري سعي مي شود كه با ايجاد امكاناتي خاص طوري بيمار را درمان كنند كه به جامعه بازگشته و بتواند فعاليتهاي اجتماعي را به طور نسبي يا كامل از سر بگيرد. اين نوع پيشگيري يك روش بسيار طولاني و شايد تا آخر عمر است. بر خلاف پيشگيري اوليه و ثانويه كه در بيماران رواني چندان قابل اجرا نبودند و اطلاعات آماري هيچ گونه حمايتي از آثار اجراي آنها نمي كند، تجربه نشان مي دهد كه پيشگيري ثالث قابل اجرا و مفيد بوده است. طي چند سال اخير انواع و اقسام درمانهاي بيمارستاني و سر پايي توانسته است كه بيماران رواني شديد را به جامعه برگرداند. (منبع29، ص17)

انجام پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

انجام پایان نامه | دانلود مقاله

سفارش پایان نامه