انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه 

انجام پایان نامه ارشد|پایان نامه معماری درباره طراحي پارك  - باغسازی

فصل اول:
بررسي تاريخچه باغسازي
 
1-1- باغهاي جهان
1-1-1- بين النهرين (3500 سال قبل از ميلاد)
بين النهرين يا ميان دو رود، جلگه حاصلخيزي بين رودهاي فرات و دجله است و يكي از نخستين بهنه هاي تمدن انساني شناخته مي شود.
در دوران باستان اين سرزمين،‌«رابطه ستايش آميزبا طبيعت»، مبين نوع ارتباط انسان با طبيعت پيرامونش بوده و ويژگي‌هاي اين رابطه را عناصر زير تشكيل مي‌داده است.
احترام به محيط طبيعي و تقديس آن، انسان را موظف مي‌ساخت كه تماي فعاليتش را با طبيعت هماهنگ سازد.
تقديس طبيعت، موجب مي‌شد كه انسان خود را نگهبان آن بپندارد و تمامي عملياتش را با عناصر آن ( خطوط، نور و رنگهاي طبيعت ) همگون و هماهنگ سازد.
زمين به عنوان “زمين - مادر” منبع و منشاء تمامي خوبي‌ها و زايش‌ها و بقاي هستي تلقي مي شد.
آب نيز عنصري براي توليد و بقا محسوب مي شد و براي روياندن و ايجاد خنكي به كار مي رفت واهميتي تمثيلي و معنوي داشت.
نگرش و اعتقادات موجود در اين زمينه، در باغهاي معلق يا پرديس هاي بابل تجلي يافته كه در امتداد ديوارهاي شهر بابل در زمين‌هاي حاصلخيز به صورت يك سري از تراس‌هاي مشجر روي يكديگر ساخته شده بود و از فراز آن، جلگه و بيابانهاي اطراف ديده مي شد. روي هر يك از تراس‌ها گونه‌هاي گياهي متفاوت كاشته شده بود.(شكل)
اين باغ ها داراي محوري بودند كه با دو رديف درخت احاطه مي شده و از ميان آنها جويي از آنها مي گذشت.
سيماي اين باغها از طريق كشفيات باستان شناسي مشخص شده كه كروكي Lacon آن را نشان دهد. باغهاي معلق بابل از قديمي‌ترين باغهاي كهن جهان مي‌باشد، اين باغ در سال قبل از ميلاد مسيح و همزمان با شروع سلسله پادشاهان پارسي احداث شده است. اين باغ يكي از عجايب هفتگانه جهان محسوب مي شود. باغ مذكور رابه شكل هرم ساخته اند. اين هرم را تراس بندي كرده و طبقات و تراسها را از وسط پلكانهاي عظيم به يكديگر مربوط ساخته بودند. در هر تراس درختان و درختچه ها و درختان گلدار فراوان كشت نموده بودند تا باغ به شكل يك كوه پردرخت در آيد. در اين باغ نه تنها به طور زيبائي بلكه بخاطر پيچيدگي ساختمان و نحوة آبياري آن حائز اهميت به سزا مي‌باشد.
1-1-2- مصر (3500 سال قبل از ميلاد )
جلگه حاصلخيز مصر نيز در امتداد رود پرآب نيل همزمان با تمدن بين النهرين جايگاه يكي از تمدن‌هاي بزرگ دوران باستان بوده كه از كشاورزي يافته‌اي نيز برخوردار بوده است.
دراين سرزمين، رابطه انسان مبتني بر “الهام از طبيعت” و “آميختگي معماري با طبيعت” قرار داشت و ويژگي آن بدين شرح قابل جمع بندي است:
طبيعت پايه الهام معماري بناي معابد مصري بشمار مي‌رفت. به نحوي كه مونومان ها ( اهرام، معابد و …) تقليدي از كوه وجهت نزديكي به خورشيد است، ستون ها تقليدي از نخل و سرستون ها تقليدي از گلهاي نيلوفر (Lotus) و پاپيروس (Papirus).
معبد ديرالبحري، نمونه بارزي از معماري اين دوره است كه تراسهاي آن با آمفي تئاتر طبيعي آميخته شده است و آخرين تراس آن به عنوان المان نهائي بنا به كوه متصل مي‌شود.
سيستم باغسازي در مصر باستان، قطعات مسطح مستطيل شكلي بودند و گياهان در آن با فرم منظمي كاشته مي‌شدند و ديوارهاي بلندي آنها را احاطه مي‌كردند (شكل‌هاي 8 و9)
اين باغ ها با كانالهاي آبي كه نخل‌هاي كوتاهي كنار آنها كاشته شده بود، به قسمت‌هاي متعدد بصورت شطرنجي تقسيم مي‌شدند.
در كناراين كانالهاي آب، گذرهايي نيز براي ارتباط قسمتهاي مختلف در نظر گرفته مي‌شد.
داربست‌هاي مو نيز در اين باغها از در ورودي تا آستانه محل اقامتگاه امتداد مي‌يافت.
در مواردي وسط اين باغها حوض آبي تعبيه مي‌شد كه عمدتاً از زهكش آبهاي زميني تغذيه مي‌شدند و محل پرورش گياهان آبزي بشمار مي‌رفتند و در خنك ساختن محيط نقش داشتند.
در اطراف اين باغها يك رديف درخت در كنار ديوار باغ كاشته مي‌شد تا از نفوذ بادهاي صحرا به داخل آن جلوگيري بعمل آيد.
در مجموعه، طراحي اين باغها تحت تأثير عوامل اقليمي و محيطي آنها قرار داشت و باغها مكاني براي زندگي خصوصي محسوب مي‌شدند.
اغلب تصاوير اين دوره، تعويض فصول، بذرافشاني، ميوه چيني، دامپروري، پرندگان مختلف، مرداب ، رود نيل و ديگر محيط‌هاي طبيعي را نشان مي‌دهند كه بيانگر وابستگي مصريان باستان به عناصر طبيعي پيرامون خويش هستند.
باغ مصري دوران باستان، الگوي مشخصي براي باغسازي در غرب بوده است.
1-1-3- يونان ( از قرن پنجم تا چهارم پيش از ميلاد)
تمدن يونان باستان درجنوب شبه جزيره بالكان شكل گرفت كه سرزميني كوهستاني، كم باران، با خاكي نه چندان حاصلخيز و سواحلي بينهايت صخره‌اي و كوهستاني بود. اين سرزمين تنها در بعضي مناطق جدا افتاده مانند “لاكوني” و “بثوتي” در مركز و “ستالي” در شمال داراي دشت‌هاي حاصلخيز و مناسب براي كشاورزي بود و هر چند كه دريا در تكامل جامعه آن نقش عمده است، اما در سراسر اين شبه جزيره، رودخانه اي موجود نبوده است.
بطور خلاصه يونان كشوري است با جغرافيا و آب و هواي متغير خطوط ساحلي آن عميقاً تو رفته و بريده بريده است. در اين دوران براي يونانيان طبيعت مكاني مقدس بود ونظم هندسي معماري در نظم طبيعت ادغام مي‌شد. ويژگي ارتباط انسان با عناصر طبيعت در يونان باستان به شرح زير جمع بندي مي‌شود:
در ادبيات يونان باستان كه آثار “هومر” (ايلياد و اوديسه) شاخص آن است، طبيعت به عنوان مكاني مقدس توصيف شده است.
شيوه معماري و نوع استقرار معابد در بستر طبيعت به گونه‌اي بوده كه به فضا، ابعاد و مضامين نمادين (سمبليك) مي‌بخشيده است.
نظم هندسي معابد، دركنار نظم طبيعت شكل مي‌گيرد و با آن ادغام مي‌شود. مانند معبد اكروپوليس در يونان ( واقع در روي تپه) و معبد Peastum در ايتاليا ( واقع ر زمين صاف و باز) .
با توجه به تفكر راسيوناليستي حاكم در اين دوران، شهرها به عنوان ملاك زيبائي شناخته مي‌شدند نه طبيعت و باغ‌ها، براين مبنا، لذت بردن از عناصر طبيعي دريونان باستان، غيرمنطقي و غيرقابل تعريف شناخته شده بود.
در دوران كلاسيك به ويژه درزمان افلاطون و ارسطو، هنر باغسازي وجود داشت. اين باغ‌ها محل تجمع فلاسفه محسوب مي شد كه از آن جمله مي‌توان باغهاي آكادمي افلاطون و اپيكور را نام برد.
باغسازي بعد از اسكندر بزرگ اهميت يافت و با تسلط روميان بر يونانيان توسعه پيدا كرد. “يوناني‌ها بين سالهاي 600 قبل از ميلاد تا شروع دوران مسيحيت خدمات ارزنده اي به باغسازي جهان نموده اند. اولين باغ عمومي با پارك در يونان كهن احداث گرديد. اغلب اين پاركها محل تجعم فلاسفه و متفكرين و دانشجويان بود. هنر باغسازي كهن در اوايل دوران مسيحيت و امپراطوري روم به اوج خود رسيد. تأثيرات و سنت‌هاي كلاسيك سبك باغسازي يوناني در قرن بيستم نيز دنبال مي‌شود.”
1-1-4- روم ( از اواخر قرن چهارم قبل ازميلاد تا قرن پنجم بعد از ميلاد)
شبه جزيره “آپه نين”(Apenine) در مركز درياي مديترانه مهد دولت روم بود. هر چند كه اين سرزمين نيز مانند يونان، كوهستاني بوده ، اما وجود دره‌هاي وسيع ومناسب براي كشاورزي وخاك مستعد و سيماي توانمندتري از فعاليت كشاورزي وباغسازي آن در مقايسه با يونان عهد باستان ارائه مي‌كرد. بهره وري از طبيعت، سازماندهي سرزمين براي توليد، ساخت “ويلا- باغ” و توانائي تكنيكي و صحنه آرائي، در مجموع گرايش غالب روميان باستان در برخورد و ارتباط با طبيعت بشمار مي‌رفت.
ويژگي‌هاي اين رابطه به شرح زير قابل جمع‌بندي است:
در روم باستان طبيعتي مورد ستايش بود كه حضور انسان در آ‎ن حس مي‌شد.
زيبائي نيز در رابطه مستقيم با سودمندي قرارداشت  و عملكرد زيبايي منظر با ارزش درآمد زائي آن مرتبط بود.
نوسازي در منظر طبيعي، با كاشت متقارن درختان و جستجوي فرم‌هاي هندسي براي المان‌هاي طبيعي همراه بود.
باغ‌هاي رومي مانند تابلوي طراحي شده‌اي بودند كه با مجسمه قهرمانان، فواره،استخر و معابد آراسته مي‌شد.
“ويلا- باغ” در اين دوره بعنوان مكاني براي تفريح واقامت اشراف در خارج از شهر فرم خاص منظر روميان را آشكار مي‌سازد.
توانائي تكنيكي وصحنه‌آرايي به وسيله المان‌هاي طبيعي و مصنوعي در اين باغ‌ها قابل توجه است. به نحوي كه طراحي فضاهاي داخلي به نوعي در فضاهاي باغ اجرا مي‌گرديد.
در “ويلا- باغ” ها عناصر معماري مثل آب، مجمسه و .. با گياهاني كه به ياري تكنيك Ars-Topiaria شكل مي‌يافتند، تركيب مي شدند. با استفاده از تكنيك Ars-Topiaria گياهان به صورت متنوعي هرس مي‌شدند و به اشكال مكعب، استوانه، كره و … در مي‌آمدند.
نمونه اين “ويلا- باغ” ها را مي‌توان “ويلا آدريانا” (Adriana) و در نزديكي رم در “تيولي” (Tivoli) نام برد كه مجموعه عظيمي است كه از منظر، معبد، بناي آكادمي، حمام ، استاديوم، آمفي تئاتر و كتابخانه، در ساخت اين مجموعه، الهام از شيوه‌هاي معماري مناطق مستعمره به چشم مي‌خورد. و نظام فضائي آن بر پايه سيستم محوري شكل گرفته بود.
1-2- باغسازي در قرون وسطي
1-2-1- باغهاي اروپا
با سقوط امپراطوري روم باغباني و باغسازي نيز مانند بيشتر هنرهاي ديگر افول كرد. در قرن ششم بعد از ميلاد مسيح راهبان در نقاط مختلف اروپا شروع به كشت و كار و باغباني نمودند. گلهائي مانند رز كه مسيحيان اوليه كشت آنها را گناه مي‌دانستند زينت بخش كليساها شد. راهبه‌ها نيز به كشت و پرورش گياهان داروئي و گلها و درختچه‌هاي زينتي پرداختند. به اين ترتيب به مدت دو قرن باغباني فقط در ديرها توسط راهب‌ها يا راهبه‌ها انجام مي‌گرفت.
در قرن نهم و دهم ميلادي به ديرها نيز توجهي نمي‌شد و دوباره هنر باغباني فراموش شد. در قرن يازدهم ميلادي نورمن هاي انگليسي به مذهب روي آوردند و ديرها دوباره رونق گرفت و در نتيجه باغباني مورد توجه قرار گرفت… در قرن هفدهم ميلادي هانري ششم پادشاه انگلستان ديرها را تعطيل نمود و به باغسازي ديرها نيز خاتمه داد.
1-2-2- باغهاي اسلامي در اسپانيا
در زماني كه اروپا تلاش مي‌كرد كه تمدن خود را كه با سقوط روم از دست رفته بود دوباره زنده كند، اسپانيايي‌ها تحت فرماندهي مورها زندگي آرام و غني را مي گذراندند. لذا در اين دوران باغهاي تفريحي و پرتجمل بسياري ساخته شد. تأثير اين سبك باغسازي هنوز در باغ الحمرا درگرانادا كه در قرن پنجم ميلادي ساخته شد به چشم مي‌خورد. اين قصر چهار باغچه دارد كه به سبك باغهاي شرقي بنا نهاده شده است. شكلهاي (2و3و7)
1-2-3- ايران ( از قرن پنجم پيش از ميلاد تا قرن هفتم بعد از ميلاد)
اين دوران با حكومت هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان برايران همراه است. و طي آن،مفاهيم “باغ - بهشت” و “باغ - شهر” رابطه بين طبيعت و ايرانيان باستان را تعيين مي‌كند. اين مفاهيم، نماد (سمبل) خنكي و حاصلخيزي به شمار مي‌رفتند و منشاء هستي و آفرينش و عامل تسلط بر دنياي بيروني محسوب مي شدند. در چنين نگرشي، بقاي شهر به وجود باغ بستگي داشت و شهر تا زماني مي‌توانست به هستي خود ادامه دهد كه در مدخل آن، باغ مستقر باشد ، چون مبناي اين اعتقاد، آب به عنوان منشاء حيات، توسط باغ از سينه خاك گرفته مي‌شد و در شهر پخش مي‌گرديد.
در مجموع، ويژگي‌هاي ارتباط ايرانيان با طبيعت و منظر به شرح زير قابل توصيف است:
در ايران باستان مانند تمدن بين‌النهرين، باغ تصويري از جهان جاودانه بود.
در باغ‌هاي ايران باستان، كشت درختان به صورت منظم بوده و درختان ميوه در كنار گياهان معطر قرار مي‌گرفته است.
رويهمرفته، منشاء اين نظم با سنن بابل و مصر پيوند داشت.
ترسيم هندسي باغهاي ايراني كه بوسيله ديوار محصور مي‌شد، يادآور باغهاي مصري بود.
نظم هندسي اين باغها از اصل تقارن پيروي مي‌كرد كه مفاهيم افسانه‌اي و عرفاني داشته است.
در دوران ساسانيان، باغها بنا به تصوري كه از آفرينش جهان وجود داشت، بوسيله دو محور عمود بر هم كه در وسط آن آبي وجود داشت. به چهار قسمت تقسيم مي شدند، كه در تقاطع اين محورها، كوشك قرار مي‌گرفت.
در تمدن ساسانيان، نظم هندسي باغ، ايده جهان را تداعي مي‌كرد و حفاظت از زمين و محيط مقدس شمرده مي‌شد.
باغ‌ها در مجموع، مكان‌هاي سحرآميزي بشمار مي‌رفتند كه هم شهر بودند و هم “باغ- بهشت” اين مكانها در عين حال، نماد‌(سمبل) خنكي، حاصلخيزي و توليد محسوب مي‌شدند.
“باغ- بهشت” ها نمايانگر يگانگي آسمان و زمين بودند و با ايجاد نظم در زمين، نظم خدائي جستجو مي شد.
انتقال آب به داخل باغ، زندگي بخشيدن به آن، محدود ساختن آن در ميان ديوارها و … نوعي ايجاد نظم شناخت مي‌شد كه محيط باغ را از آشفتگي بيروني (طبيعي) جدا مي‌ساخت.
1-2-4- قرون مياني ( از قرن پنجم تا قرن پانزدهم ميلادي)
در اين دوره ، تمايز بين فرهنگ غرب و شرق آشكار شد و در غرب، ترس از طبيعت و دنياي بيروني شكل گرفت. از اين رو، معماري شهرها به درون حصارها در منظر طبيعي پناه برد و طبيعت ايده آل تنها در تصاوير و آفرينش هنري تجلي يافت.
ويژگي‌هاي اين دوره از ديد منظرسازي به شرح زير قابل توجه است:
1-2-5- از قرن پنجم تا يازدهم:
در نتيجه جنگ‌ها و گرايش به ايزوله شدن درنقاط جمعيتي بسته و محدود، منظر دوران روم باستان از بين رفت و نابود شد.
سيستم‌آبياري رها شد و بدون استفاده ماند.
زمين‌هاي باير افزايش يافت.
جاده‌ها به تدريج خراب شدند.
1-2-6- از قرن يازدهم به بعد:
شهرها مجددا شكل گرفتند.
صنايع توسعه يافتند و صنف‌هاي متعدد به فعاليت پرداختند.
در اين دوره نوعي بي اعتمادي نسبت به دنياي غيرقابل كنترل (طبيعت) بوجود آمد.
ضرورت دفاع از فضاهاي باز محل زيست به وسيله معماري حصارها مطرح شد.
نقاط جمعيتي روي بلندي ها متمركز شدند.
منظر اين دوره با معماري قلعه و سيستم‌هاي دفاعي قابل تعريف است.
صومعه و دير، بناهائي بودند كه به منظر اين دوره، حالت ويژه‌اي بخشيدند و بصورت ارگانيزمي مستقل، در منظر طبيعي جاي گرفتند.
باغ‌ها در يك فضاي بسته دروني همراه با قطعات كشاورزي بوجود آمدند كه در آن ها گياهان درماني و معطر همراه با درختان ميوه كاشته مي شد. به اين ترتيب، مينياتوري  از منظر كشاورزي در بين حصارها شكل گرفت.
در تصاوير اين دوره، باغ به عنوان مكاني لذتبخش، فضائي براي خوشي و سلامتي و تصوري از جهان خيالي مطرح است.
 
1-2-7- باغ‌هاي اندروني خلفاي بني‌اميه در اندلس ( از قرن هشتم تا قرن پانزدهم ميلادي)
باغهاي اندورني در اندلس، بعد از تسخير اسپانيا در سال 750 ميلادي توسط بني اميه ساخته شدند كه نمودي از آميختگي‌ فرهنگ باغسازي روميان و ايرانيان (دوره ساساني) با تمدن اسلامي بودند و به صورت “كاخ باغ- تراس باغ” تجلي داشتند.
در مجموع، بايد توجه كرد كه در اين دوره، اسپانيا از نظر فرهنگي پلي بود بين شرق و غرب و ويژگي‌هاي عام آن در ارتباط با طبيعت و منظر به شرح زير قابل جمع‌بندي است:
در باغسازي اين دوره، دو گرايش عمده غالب بود:
1- شيوه باغسازي قرن مياني اروپا.
2- شيوه باغسازي دوره باستاني ايران، روم و بيزانس.
در تركيب فضائي باغها، عمدتاً از سنت رومي و شكل پاسيوهاي مغربي استفاده به عمل مي‌آمد و كاخ، از يك سري پاسيو( مانند Peristyle رومي ) تشكيل مي‌شد.
موضوع اين باغها از سنت اسلامي و جنبه‌هاي عرفاني پيروي مي‌كرد و باغ را به عنوان مكاني فرحبخش، آرامبخش و سلامتزا و انگاره اي از جهان خيالي نشان مي‌داد.
نمونه مشخص باغهاي اندروني خلفاي بني اميه در اسپانيا، دو مجموعة الحمرا و جنته العارفيه بودند كه در قرن سيزدهم روي دو تپه موازي مشرف به شهر گرنادا(قرنطينه) ساخته شده اند.
اين “كاخ-باغ” از عناصري به شرح زير تشكيل مي‌شدند:
الف- داراي ابعاد كوچك بودند.
ب- آب به صورت آرام در كانال يا استخر و يا به صورت فواره، مثل پاسيوي شيرها كه به چهار قسمت تقسيم مي‌شد و در مركز آن، فواره معروف به 12 شير قرار داشت.
ج – تعبيه قابهاي پنجره مانند در ديوارها كه از طريق آن چشم‌انداز فضاي بيروني قابل مشاهده بود.
د- بهره‌گيري از كاشي هاي رنگين براي پوشش ديوارها و كف‌ها بجاي گياهان پوششي.
ه- پاسيو اتاق‌هايي بودند كه اطراف آن بوسيله ديوارها محاصره مي‌شد، اما سقف آنرا آسمان تشكيل مي‌داد.
در هر پاسيويي به خاطر ارزش گذاري به ويژگي فردي هر گياهي، تنها يك گونه در كنار هم گذاشته مي‌شد، مثلاً مورد در يك پاسيو نارنج در پاسيوي ديگري كه “پاسيوي مورد” و «پاسيوي نارنجستان» ناميده مي‌شدند.
1-3- باغسازي بعد از قرون وسطي
1-3-1- دوران انسانگرائي ( از قرن پانزدهم تا اواخر قرن شانزدهم )
دوران انسانگرائي با جنبش شكاف در نظم و ارزش هاي قرن مياني با شاخص‌ عمده تفسير طبيعت و كنترل آن بوسيله منطق و شكل گيري “ويلا- باغ- منظر”، از قرن پانزدهم در فلورانس آغاز شد و با برخورداري از ويژگي‌هاي زير راه تكامل پيمود:
•     احياء دوران باستان و فراگيري روش طراحي معماري و باغسازي دوران كهن، از ويژگي‌هاي عمده دوره انسانگرائي محسوب مي‌شود و در تركيب معماري و طبيعت اين دوره، صحنه آرائي باغ دوران باستان ( استفاده از تراس‌بندي‌ها، پله‌ها، آب نماها، مجسمه ها و بهره‌گيري از تكنيك Ars-To piaria مورد تقليد و الهام طراحان
•    ابداع تكنولوژي و منسوخ شدن سيستم تعاوني‌ها، تقسيم كار اجتماعي را با دگرگوني‌هاي نويني همراه ساخت و معمار به عنوان طراح پذيرفته شد.
•    وحدت فضا بوسيله پرسپكتيو با تعيين يك نقطه گريز مركزي شكل گرفت. به اين طريق، جلوه‌هاي گوناگون فضا دسته‌بندي گرديد و در يك سيستم منطقي و عقلاني نظم داده شد.
•    اين سده‌ها، دوره گذر از فضاي تجربي قرن مياني به فضائي كه منطق بر آن حاكم است نيز شناخته شده است.
•    در اين دوران، آثار هنري كاربرد بيشتري براي نمايش انديشه انسان پيدا مي‌كند و به عنوان كليدي براي درك جامعه، طبيعت تاريخ، و انسان بكار گرفته مي‌شود. حضور منظره در آثار نقاشي به صورت توجه به طبيعت تجلي مي‌يابد كه نمونه آن را مي‌توان در تابلوهاي رافائل، لئوناردو داوينچي و بوتيچلي مشاهده كرد.
•     مفهوم منظر زيبا سبب به وجود آمدن “ويلا- باغ- منظر” شد كه ضرورت استقرار بنا به سوي محيط اطراف را مطرح ساخت.
•     شكل هندسي اين باغ‌ها، ايده حاكميت بر طبيعت و كنترل آن از طريق منطق را تداعي مي‌كند.
•    در اين دوران، باغ مكاني بود براي برخورد انسان با طبيعت ورابطه با طبيعت، مفهوم تغيير آن را داشت نه تسخير آن را كه در باغهاي فرانسوي مدنظر قرار گرفته بود.
•    منظر كشاورزي با تسخير فضاهاي قابل كشت، خشك كردن باتلاق ها، ساماندهي سيستم هيدروليك و پيشرفت تكنيك كشاورزي ابعاد نويني يافت و به قطعات منظوم و بزرگي براي توليد تبديل شد و ساماندهي آن از طريق تراس بندي در دامنه تپه ها انجام پذيرفت.
•    تفكر علمي در زمينه گياه شناسي، موجب به وجود آمدن نخستين باغ هاي گياه شناسي در پادوا (سال 1545 /م) و رو (سال 1566/م) گرديد.
•    در اين دوران، ويلاها در دوران مناظر طبيعي و كشاورزي جاي گرفتند. از معروف ترين ويلاهاي اين دوران مي‎توان ويلامديسي، ويلا پالاديو، ويلا ماداما، ويلا لانته و … را نام برد.
1-3-2- نمونه هاي ويلا- باغ- منظر
ويلا مديسي (Medici) در سال 1458 توسط ميكلوتسو (Michelozzo) در دامنه تپه اطراف فلورانس واقع در Fiesole ساخته شد. ساخت اين ويلا نخستين اقدام براي ايجاد پيوند بين بنا و محيط اطراف آن محسوب مي‎شود. اين ويلا مانند ساير باغ هاي اين دوره، تصويري از ويژگي هاي منظر كشاورزي است كه در آن تراس بندي و كاشت گياهان به صورت خطي و تصويري از ويژگيهاي منظر كشاورزي است كه در آن تراس بندي و كاشت گياهان بصورت خطي و توده اي مشاهده مي‎شود.

 .

انجام پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

انجام پایان نامه | دانلود مقاله

سفارش پایان نامه