انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه

پایان نامه|پایان نامه نماز ، نیاز به درگاه بی نیاز



1-  اصول کافی ، ج 2 ، ص 53 و کنز العمال ، ج 13 ، ص 351        3_  طهارت روح ص 52
2 - انسان کامل ،  ص 102                                                              4_حدید آیه 25

تمام پیغمبران را فرستادیم برای اینکه در میان مردم عدالت اجتماعی پیدا بشود . اسلام برای اخلاق خوب ، بالاترین بخش اول


عبادت












                                               مقدمه
هر که نه گويای توخاموشبه                                                  هرچه نه ياد تو فراموش به
سپاس وستايش کريمی را که با کمال کبرا و عظمت واستغناء وعزت درِ لطف و مرحمت وبابِ عطوفت ورافت بر روی بندگان گشوده واصناف خلائق را از شريف و وضيع وخاص وعام رخصت مکالمه و مناجات و عرض حاجات عطا فرموده.
هر که رازی دارد،باوی روی بروی تواند گفت و هر که نيازی آرد در حضرت او عرض تواند نمود.
نه بر درش  دربانی برگمشته که به کمک رشوه به او متوسل بايد نمود،نه مانعی ونه رادعی، ونه ترس از چوبکی محافظ و مدافعی.
هرکه خواهد گو بياوهرچه خواهد گو بگو
                                                     گيروداروحاجب و دربان،دراین درگاه نيست
همه کسرادرهمه جاوهمه وقت به جناب او را است واز ظاهر وباطن همه درهمه حال آگاه دولت ابدی و سلطنت سر مدی او را رواست و بس.تَعالی شَانُه وَتَقَدَّسَ.
پرستش ندای فطرت انسان،راز آفرينش و اصلی ترين نياز بشر است .
عبادت سر لوحه تعاليم انبياءو نشانه ايمان است وعبوديت حق عالی ترين رتبه ايست که آدمی می تواند به آن نائل گردد.
نمازدر راس همه عبادات و سرلوحه برنامه های تربيتی و پرورشی اسلام است .
نماز نویدی برای فرزندان حضرت آدم که : ای انسان ؛ای غمگین از هجران ؛ از هبوط متأثر مباش ؛« نماز » معراج مومن است .
پس ، در طریق عبودیت حق با آگاهی و اخلاص باید گام نهاد تا آدمی به مراحل کمال شایسته ی خود نائل گردد .
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند                   بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت
ستایش او را سزاست ، نیایش او را رواست که کرده خود رهبری ما به سپاس آوری
«وَ صَلَّ اللهُ عَلَی خَیرِ خَلقِهِ وَ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلَّم  . »




چرا عبادت ؟
عبادت به معنای اظهار ذلت ، عالی ترین نوع تذلل و کرنش در برابر خداوند است . در اهمیت آن همین بس که آفرینش هستی و بعثت پیامبران ( عالم تکوین و تشریع )     برای عبادت است .   خداوند می فرماید:         « و ما خََلَقتُ الجِنَّ و الإنسَ إلّا لِيَعبُدونِ »1
هدف آفرینش هستی و جن و انس ،  عبادت خداوند است .
کارنامه همه انبیاء و رسالت آنان نیز ، دعوت مردم به پرستش خداوند بوده است :
« وَ لَقَد بَعَثنا في کُلِّ اُمَّةٍ رَسولاً أن اعبُدوا اللهَ وَ اجتَنَبوا الطّاغوتَ »2
پس هدف از خلقت جهان و بعثت پیامبران ، عبادت بوده است . روشن است که خدای متعال ، نیازی به عبادت ما ندارد ( فاِنَّ اللهَ غَنيٌ عَنکُم )3 و سود عبادت ، به خود پرستندگان بر می گردد ، هم چنان که درس خواندن شاگردان به نفع خود آنان است و سودی برای معلم ندارد .
عبادت فطری است !
اگر عبادت امری فطری شد ؛ یعنی بر اساس فطرت  و سرشت پاکی که خداوند در نهاد هر بشری قرار داده است ، انجام شد همواره با ارزش است .
امتیاز فطرت بر عادت آنست که زمان و مکان ، جنس و نژاد و سن وسال در آن تأثیری ندارد و هر انسانی از آن جهت که انسان است ، آن را دارا می باشد ، مانند علاقه به فرزند که اختصاص به منطقه و نژاد خاصی ندارد و هر انسانی فرزندش را دوست  می دارد . 4 اما مسائلی مانند شکل و فرم لباس یا غذا از باب عادت است و در زمان ها و مکان های مختلف ، متفاوت است . در  بعضی مناطق ، چیزی مرسوم است که در جاهای دیگر رسم نیست .
عبادت و پرستش نیز یکی از امور فطری است و لذا قدیمی ترین ، زیباترین و محکم ترین آثار ساختمانی بشر مربوط به معبدها ، بتکده ها و آتشکده هاست .  هدف انبیاء
 نیز ایجاد روح پرستش در انسان نبوده است ، بلکه اصلاح پرستش در مورد شخص معبود و شکل عبادت است
1  -  ذاریات ، آیه ی 56                        2- نحل ، آیه ی 36                  3- زمر ، آیه ی 7                                                         


بیشتر آیات مربوط به عبادت در قرآن ، دعوت به توحید در عبادت می کند ، نه اصل عبادت ؛ زیرا روح  عبادت در انسان وجود دارد ؛ مثل میل به غذا که در کودکی هست ، ولی اگر راهنمایی نشود به جای غذا خاک می خورد و لذت هم می برد اگر رهبری انبیاء نباشد ، مسیر این غریزه منحرف می شود و به جای خدا ، معبود های دروغین و پوچ پرستیده می شود . آن گونه که در نبود حضرت موسی و غیبت چهل روزه اش ، مردم با اغوای سامری ، به پرستش گوساله ی طلایی سامری روی آوردند .
نقش عبادت
عبادت قرار دادن همه ابعاد زندگی در مسیر خواست و رضای الهی است . این گونه رنگ خدایی زدن به کارها تأثیر های مهمی در زندگی انسان دارد که به گوشه ای از آن ها اشاره می شود :
1-    باقی ساختن فانی
قرآن می فرماید : « ما عِندَکُم يَنفَدُ وَ ما عِندَ اللهِ باقٍ »  1
آنچه نزد شماست ، پایان می پذیرد  و آنچه نزد خداست ، ماندگار است. »
و نیز:«کُلُّ شَی ءٍ هالِکٌ اِلّا وَجهَهُ » 2 هر چیزی نابود می شود مگر آنچه وجهه و رنگ و روی الهی داشته باشد .
2- تبدیل مادیات به معنویات
اگر هدف در کارها خدا باشد و انسان بتواند نیت وانگیزه و جهت کارهایش را در مسی خواست خداود قرار دهد و بنده ی  او باشد ، حتی کارهای مادی از قبیل خوردن ، پوشیدن ، دیدار ، کار روزانه ، خانه داری ، تحصیل  ، همه و همه معنوی می شوند و بر عکس گاهی مقدس ترین کارها اگر با هدف مادی و دنیوی انجام گیرد از ارزش می افتد . اولی نهایت استفاده است ، دومی نهایت زیان .
ابعادعبادت                                                                                                   در فرهنگ اسلام عبادت فرا تر از  نمونه هایی چون نماز و روزه است . همه ی کارهای شایسته که به نفع مردم نیز باشد ، عبادت است . به برخی از کارها که در اسلام عبادت به حساب آمده اشاره می کنیم :

1-  نحل ، آیه ی 96                2- قصص ، آیه ی 88

1-    تفکر در کار خدا
امام صادق (ع) می فرمایند :
« لَيسَتِ العِبادةُ کَثرَةَ الصلوةِ و الصَومِ إنّما العِبادَةَ التَّفَکُرُ في أمرِالله ِ » 1
عبادت ، زیاد نماز خواندن و روزه گرفتن نیست ، همانا عبادت اندیشیدن در امر خداوند است .
2-    کسب و کار
رسول خدا (ص) می فرمایند :
« العِبادةُ سَبعونَ جُزئاً أفضلُها طَلَبُ الحَلال »2
عبادت هفتاد بخش است ، برترین آن طلب حلال و به دنبال روزی رفتن است .
3-    آموختن دانش
پیامبر اسلام فرمود :
« مَن خَرَجَ يَطلُبُ باباً مِنَ العِلمِ لِيَرُدَّ بِهِ الباطِلاً اِلیَ الحَقِّ وَ ضالّاً اِلیَ الهُدی کانَ عَمَلَهُ کَعِبادَةِ أربَعينَ عاماً » 3
کسی که از خانه به دنبال آموختن دانش بیرون رود تا با آن باطلی را رد کند و گمراهی را به عبادت بکشاند ، کار او همچون چهل سال عبادت است .
4-    خدمت به مردم
روایات بسیاری است که خدمت به مردم و رسیدگی به مشکلات آن ها را از بسیاری از عبادت ها و حج مستحب به مراتب برتر به حساب آورده است .
به قول سعدی استاد شعر و ادب:
عبادت به جز خدمت خلق نیست                   به تسبیح و سجاده و دلق نیست
5-    انتظار حکومت عدل جهانی
پیامبر (ص) فرمود  : « اَفضَلُ العِبادَةِ اِنتِظارُ الفَرَجِ » 4
انتظار فرج و گشایش ( با آمدن امام زمان ) برترین عبادت است .
پس رنگ و صبغه ی الهی دادن به کارها ، هب ارزش آن ها می افزاید و آن را عبادت و گاهی برتر از عبادت می سازد . نیت صحیح اکسیری ا ست که هر فلز     
                                                                                                                                                                                               
    1-    میزان الحکمه ، ج 7 ، ص 542                  2-  وسائل ، ج 12 ، ص 11
    3- محجة البیضاء ، ج 1 ، ص 19                        4 -  نهج الفصاحه ، جمله ی 409


بی ارزشی را طلا می سازد و کارهایی که با نیت تقرب انجام می گیرد ، عبادت     می شود .  با این حساب می توان گفت که ابعاد و نمونه های عبادت قابل شمارش نیست و حتی نگاه پر مهر به پدر و مادر ، نگاه به چهره  ی علما و کعبه و نگاه به رهبر دینی و برادر دینی هم عبادت است .  1
نهرو مردی است که از سنین جوانی لامذهب شده ، در اواخر عمر یک تغییر حالی در او ایجاد شده و خودش می گوید : من هم در روح خودم و هم در جهان یک خلائی را ، یک جای خالی را احساس می کنم که هیچ چیز نمی تواند آن را پر کند مگر یک معنویتی و این اضطرابی که در جهان پیدا شده است ، علتش این است که نیروهای معنوی جهان تضعیف شده است . این بی تعادلی در جهان از همین است . می گوید : الان در کشور اتحاد جماهیر شوروی این ناراحتی به سختی وجود دارد . تا وقتی که این مردم گرسنه بودند و گرسنگی به ایشان اجازه نمی داد در مورد چیز دیگری فکر بکنند ، یک سره در فکر تحصیل معاش و مبارزه بودند . بعد که یک زندگی عادی پیدا کردند یک ناراحتی روحی در  میان آن هاپیدا شد . در موقعی که از کار بیکار شدند ، تازه این اول مصیبت آن هاست که این ساعت فراغت و بیکاری را با چه چیزی پر کنند . بعد می گوید : گمان نمی کنم این ها بتوانند آن ساعات را جز با امور معنوی یا چیز دیگری پر کنند و این همان خلائی است که من دارم .
پس معلوم می شود که انسان یک احتیاجی به عبادت و پرستش دارد . امروزه که در دنیا بیماری های روانی زیاد شده است ، در اثر این است که مردم از عبادت و پرستش رو بر گردانده اند .

عبادت نیاز روحی بشر2
پرستش یعنی چه ؟ پرستش آن حالتی را می گویند که در آن انسان یک توجهی می کند از ناحیه ی باطنی خودش به آن حقیقتی که او را آفریده است و خودش را در قبضه ی قدرت اومی یبیند ، خودش را به او نیازمند و محتاج می بیند ؛ در واقع سیری است که انسان از خلق به سوی خالق می کند  .
    
  1-  سفینة الحار ، کلمه ی  « نظر »     2_ طهارت روح ،ص 46

نماز قطع نظر است از هر چه طبیب سرخانه است ؛ یعنی اگر ورزش برای سلامتی مفید است ، اگر هوای پاک برای هر کس لازم است ، اگر غذای سالم برای انسان لازم است ، نماز هم برای سلامتی روح انسان لازم است . شما نمی دانید اگر انسان در شبانه روز ساعتی از وقت خود را اختصاص به راز و نیاز دهد ، چقدر روحش را پاک می کند و عنصرهای روحی موذی به وسیله ی  نماز  از روح انسان بیرون می رود. 1

عبادت راز آفرینش

خداوند انسان را برای این آفرید که تنها او را پرستش کند وفرمان او را بپذیرد . پس او وظیفه اش اطاعت امر خداست.
« همانا جن و انس را نیافریدم مگر برای اینکه مرا پرستش کنند . » 2
« همانا از آنان مباشید که خدا را فراموش کردند و خداوند،  خودشان را از یاد خودشان برد. » 3

عبادت نشانه ایمان
        روزی پیغمبر اکرم (ص) در وقت بین الطلوعین سراغ «اصحاب صفه» رفت (پیامبر، زیاد سراغ اصحاب صفه می رفت)در این میان چشمش به جوانی افتاد . دید این جوان یک حالت غیر عادی دارد،دارد تلو تلو می خورد. چشمهایش به کاسه سر فرو رفته است و رنگش رنگ عادی نیست.جلو رفت و فرمود: کيف اصبحت؟(چگونه صبح کرده ای؟) عرض کرد:اصبحت موقناً يا رسول الله(در حالی صبح کرده ام که اهل یقینم؛)یعنی آنچه توبا زبان خودت از راه گوش به ما گفته ای من  اکنون از راه بصیرت می بینم.پیغمبر می خواست یک مقدار از او حرف بکشد.فرمود:هر چیزی علامتی دارد،تو که ادعا می کنی اهل یقین هستی،علامت یقین تو چیست؟ (ماعلامة يقينُک؟) عرض کرد : «اِنَّ يَقينی يا رسول الله هو الّذی احزَنَنی واسهَر لَيلی واظمأ هو أجری» علامت یقین من این است که روز ها مرا تشنه می دارد و شبها مرا بی خواب ؛ یعنی این روزهای روز

1- اسلام و مقتضیات زمان ، ص 292        2- ذاریات ، آیه ی 56        3- حشر ، آیه ی 91

و شب زنده داری ها ، علامت یقین است . یقین من نمی گذارد که شب سر به بستر بگذارم ؛ یقین من نمی گذارد که حتی یک روز مضطر باشم . فرمود : این کافی نیست ، بیش از این بگو ؛ علامت بیشتری از تو می خواهم . عرض کرد : یا رسول الله !  الان که در این دنـیا هستـم درسـت مثل این است که آن دنـیا را می بینم و صـداهای آن جا را
 می شنوم ، صداهای اهل بهشت را از اهل بهشت و صداهای اهل جهنم را از اهل جهنم می شنوم ؛ یا رسول الله اگر به من اجازه دهی اصحاب را الان یک یک معرفی کنم که کدامیک بهشتی و کدامیک جهنمی اند . فرمود : دیگر سخن مگو . 1
گفت پیغمبر صباحی زید را                      کَيفَ اَصبَحتَ ای رفیق با صفا
گفت عَبداً موقناًباز اوش گفت                کو نشان از باغ ایمان گر شکفت
گفت تشنه بودهام من روزها                     شب نخفتم ز عشق و سوز ها
گفت از این ره کوره آوردی بیار                  در خور فهم و عقول این دیار
گفتخلقان چو بینند آسمان                         من ببینم عرش را با عرشیان
هین بگویم یا فرو بندم نفس              لب گزیدش مصطفی یعنی که بس
بعد پیغمبر به او فرمود : جوان آرزویت چیست ؟
عرض کرد : یا رسول الله شهادت در راه خدا.
آن عبادتش و این هم آرزویش ؛ آن شبش و این هم روزش . این می شود مومن اسلام ، میشود انسان اسلام ؛ همان که دارای هر دو درد است ، ولی درد دومش را از درد اولش دارد ؛ آن درد خدایی است که این درد دوم را دراو ایجاد کرده است .2
عبادت سر لوحه تعلیمات اسلام3
در جلسه ای که راجع به عبادت صحبت می کردم گفتم نگویید اسلام تنها یک دین اجتماعی است ، اسلام تنها دردین اخلاق است. بلکه اسلام دین همه اینهاست .  اسلام بالاترین حرف را درباره تعلیمات اجتماعی گفته است .
خداوند در قرآن می فرماید: « لَقَد اَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَيِّناتِ وَاَنزَلنا مَعَهُمُ اِلکِتابَ وَالميزانَ لِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِيقومَ النّاسُ بِالقِسطِ »4

حرف ها را زده است .
هم چنین می فرماید:
« هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الاُمّيينَ رَسولاً مِنهُم يتلوا عَلَيهِم آياتِه ِوَ يزَکّيهِم وَ يعَلِّمُهُمُ الکِتاب َوالحِکمَةَ » .1
           ولی آیا اسلام که ارزش تعلیمات اجتماعی را این قدر بالا برده ، از ارزش عبادت چیزی کاسته است ؟ ابدا ً، ارزش عبادت را هم یک ذره نکاسته است ؛ بلکه مقام عبادت را در مافوق همه این ها حفظ کرده است .
           از نظراسلام سر لوحه ی تعلیمات ، عبادت است . اگر عبادت درست باشد آن دو تای دیگر درست می شود و اگر عبادت نباشد آن دو ، واقعیت پیدا نمی کند. باور نکنید که یک کسی در دنیا پیدا بشود که در مسائل اخلاقی و اجتماعی مسلمان خوبی باشد ولی در مسائل عبادی مسلمان خوبی نباشد . ما برای آدم نماز خوان چیزی از مسلمانی قائل نیستیم.
میانه روی در عبادت
           انسان وقتی سالم است که میان اندامش تناسب باشد و اگر عضوی بزرگتر یا کوچکتر از حد معمولش باشد ، ناقص الخلقه است . ¬¬¬در امور معنوی نیز انسان باید ارزش ها را به صورت هماهنگ در خود پرورش دهد .
         به پیامبر اسلام (ص)خبر دادند که گروهی از امت تو به خاطر عبادت ، همسر و فرزند را رها کرده و به مسجد آمده اند . پیامبر فریاد برآورد که این راه و روش من نیست . من خودم با همسر زندگی می کنم و در منزل ساکنم . هر کس غیر از این عمل کند از من نیست .
امام صادق (ع) داستان مسلمانی را نقل می کند که یک همسایه مسیحی داشت که مسلمان شد . همسایه ی  مسلمان هنگام سحر او را بیدار کرد و به مسجد آورد و به او گفت نماز شب بخوان تا صبح شود . هنگام صبح گفت : نماز صبح  و پس


1- جمعه ، آیه ی 2

از آن تا طلوع افتاب دعا بخوان .  سپس تا وقت نماز ظهر قران و نماز بخوان و بدینگونه یک شبانه روز او را با نماز  و قرآن و دعا پر کرد .
مسیحی که به خانه بازگشت خسته شد و دست از اسلام برداشت و دیگر پای به مسجد نگذاشت .
             در سفارشات اسلامی آمده که اوقات خود را به چهار قسمت کنید و سهمی را برای تفریح و لذت بگذارید که اگر این گونه عمل کردید برای کارهای دیگر نشاط خواهید داشت .
             قرآن کریم به یهودیانی که در روز استراحت و تعطیل به ماهیگیری و کار می رفتند ، عنوان متجاوز میدهد : « وَ لَقَد عَلِمنا الّذينَ اعتدوا مِنکُم فِي السَبتِ »  1
ما از متجاوزین روز شنبه که حریصانه به سراغ کار رفتند ، آگاهیم .
مدیریت در عبادت
           مدیریت تنها در مسائل اجتماعی و اقتصادی و سیاسی نیست ؛ بلکه امور عبادی نیز نیاز به برنامه ریزی و مدیریت و هماهنگی دارد .
نگاهی به نماز کنید می بینید که یک طرح معین دارد با تکبیر آغاز می شود و با سلام تمام . تعداد رکعات و رکوع و سجودش مشخص است . اوقات انجام آن مخصوص است و جهت آن رو به قبله است . اما طرح تنها کافی نیست  ، اقامه و اجرای ان نیاز به امام جماعتی جامع و جامعه نگر دارد .
             باید مردم را از طریق نشاط به نماز و مسجد ترقیب @کرد . باید نظم و هماهنگی در صفوف جماعت و تبعیت از امام جماعت در آن مراعات شود و به هر حال مدیریتی کامل را می طلبد تا به بهترین نحو پیاده شود.
عبادت داروخانه ی شبانه روزی
            هرکس در هر لحظه بدون هیچ وقت قبلی و واسطه ای می تواند ، با هر زبانی با او ارتباط بر قرار کند . هر چند اوقاتی مخصوص از قبیل هنگام سحر ، غروب جمعه یا هنگام نزول باران و یا شب قدر ، دعا و عبادت حال دیگری دارد ، اما به هر حال عبادت ، اختصاصی به این اوقات ندارد. عبادت داروی غفلت ونسیان وعصیانست 2؛ داروی اطمینان خاطر وزدودن اضطراب هاودل نگرانی هاست .3

1_بحار الانوار ، ج 78 ، ص 357 .  2_اقم الصلوة لذکری طه آیه 14   3_الا بذکر الله تطمئن القلوب  رعد آیه 139

دست آوردهای نماز

1-    احساس افتخار
         انسانی که از این طریق با خدا ارتباط برقرار می کند ،  در خود غرور و افتخاری را احساس می کند که ...
2-    احساس قدرت
       انسانی که متصل به خدا شد ، در برابر قدرت ها و طاقوت ها و متکبرین احساس قدرت می کند .
3-    احساس عزت
         عزت به معنای نفوذ ناپذیری است . در مکتب انبیاء تمام عزت ها از آن خداست . چنان که همه قدرت ها از اوست ؛ لذا قرآن ازکسانی که به سراغ غیر خدا می روند ، انتقاد می کند که آیا از غیر خدا عزت می خواهید ؟1
 طبیعی است که اتصال به عزیز مطلق و قدرت بی نهایت به انسان عزت می دهد . چنان که کلماتی هم چون الله اکبر  طاغوت ها را  در نزد انسان حقیر و او   را در برابر آن ها عزیز می کند ؛  لذا قرآن به ما دستور می دهد که در سختی ها و مشکلات از نماز و عبادت کسب قدرت و قوت کنید :
                                      « و َاستَعينوا بِاالصَبرِ وَ الصَلوة » 2
                     از صبر و نماز در برخورد با مشکلات نیرو بگیرید .
      اولیاء خدا در مقاطع حساس خود را با نماز تقویت می کردند . عصر روز نهم محرم در کربلا ، لشکر یزید به خیمه گاه امام حسین (ع) حمله کرد . امام فرمودند : یک شب جنگ را به تأخیر بیندازید که من نماز را دوست دارم و می خواهم امشب را تا به صبح به عبادت بپردازم .
      بندگان صالح خدا نه فقط نمازهای واجب که نمازهای مستحب را نیز دوست می دارند  ؛  زیرا نماز نافله ، نشانه ی عشق به نماز است .

 
1-  نساء ، آیه ی 139  2                     2- بقره آیه 45

        نماز واجب را چه بسا انسان از ترس قهر خدا بخواند ؛ ولی در نماز مستحب ترس مطرح نیست ، عشق مطرح است .
آری هر کس که کسی را دوست دارد  ،  میل دارد  بیشتر با او حرف بزند و دل از او نمی کند . چگونه ممکن است انسان ادعا کند خدا را دوست دارد ولی حال حرف زدن با او را ندارد !
        البته این بی رغبتی به نمازشب و نافله بی دلیل نیست ؛ بلکه طبق روایات گناه در روز ، توفیق  نماز شب و نافله ی سحر را می گیرد .
       به هر حال آن که نافله نمی خواند فضلی ندارد که انتظار تفضل از خداوند را داشته باشد . چنان که کسی که در انتظار ظهور مصلح است باید خود صالح باشد .
البته نمازهای نافله نقص های نماز واجب رانیز جبران می کند .

 خداوند در قرآن می فرماید : « وَ اِنَّها لَکَبيرَةٌ اِلّا عَلی الخاشِعين »1
                                    همانا نماز سنگین است مگر برای خاشعان .
هر عبادتی ارزش ندارد
        عبادت زمانی ارزش دارد که سطحی نباشد بلکه همراه با شناخت رهبر آسمانی و ولایت و همراه با خشوع و آداب مخصوص خود باشد .
       شما خیال نکنید آن ها که برای کشتن امام حسین(ع) به کربلا آمدند همه تارک الصلاة بودند ، بلکه نماز جماعت می خواندند ! و خود یزید و معاویه پیش نماز بودند ! آری عبادتی که همراه با جهالت باشد کشتن عابدترین مردم را در محراب عبادت ، بزرگترین عبادت می داند و با قصد قربت برای کشتن علی (ع) می رود !
        نه فقط نماز که سایر عبادات نیز باید همراه با معرفت رهبر حق و اطاعت ازاو باشد ؛ لذا در روایات آمده که : خداوند حج را واجب کرد تا مردم دور خانه او جمع شوند و در این مرکز اجتماع با امامان معصوم ارتباط برقرار کنند .
       اما امروزه میلیون ها نفر گرد کعبه می گردند اما به خاطر نداشتن رهبرآسمانی

1- بقره ، آیه ی 45

از هم گسیخته اند و با داشتن مرکز وحدت و اهرم های اقتصادی از عده ای یهودی تو سری می خورند .
      آری اسلام مجموعه ای است که تجزیه بردار نیست . نماز بدون پذیرفتن ولایت قبول نیست ، نماز بدون پرداخت زکات قبول نیست چنان که انفاق بدون نماز قبول نیست . دستورات اسلام مثل اعضاء بدن است که هیچ یک جای دیگری را نمی گیرد . نه چشم کار گوش را می کند نه گوش کار دست را . در اسلام نیز خواندن نماز جای دادن زکات را  نمی گیرد . چنانکه هیچ یک از این دو جای جهاد و مبارزه در راه خدا را پر نمی کند . بلکه مجموعه این ها اسلام است .
د رجات عبادت
گام اول :
        گروهی خدا را به خاطر نعمت هایش عبادت می کنند تا شکر او را به جای آورند . چنانکه قرآن نیز خطاب به عموم مردم می فرماید :
« فَليَعبُدُوا رَبَّ هَذَا البَيت ألَّذِی أَطعَمَهُم مِن جُوعٍ وَ آمَنَهُم مِن خَوفٍ » 1
پس پروردگار این خانه را پرستش کنند که آنان را از گرسنگی و نا امنی نجات داد .
     گام اول عبادت که ما  نامش را عبادت شکر می گذاریم درست مانند کودکی است که والدینش را به خاطر خرید کیف و کفش و شیرینی دوست دارد !
گام دوم :
      در این مرحله ، انسان به خاطر آثار و برکات عبادت ، خدا را پرستش می کند وتوجه به آثار روحی ومعنوی نماز دارد . چنانکه قرآن می فرماید «أِنََّّّ الصَّلَََوةَ تَنهَی عَنِ الفَحشاءِ وَالمُنکَرِ»2 همانا نماز انسان را از بدی ها و منکرات باز می دارد .
گام سوم
       مرحله سوم که بالاتر از مراحل قبلی است آنجاست که خداوند به حضرت موسی می فرماید : « اَقِمِ الصَّلوةَ لِذِکري » 3  نماز را به خاطر یاد من به جای آر .           
گام چهارم                                                             
    این مرحله بالاترین و برترین مراحل عبادت است . دیگر عبادت برای شکر و

1-  قریش ، آیه ی 3        2-  عنکبوت ، آیه ی 45         3- طه ، آیه ی    14         

رشد و انس نیست ؛ بلکه برای قرب است ، قرب به خدا .
       در قرآن چهار آیه داریم که هر کس آنها را بخواند واجب است سجده کند که در یکی از آن ها همین مسئله قرب به واسطه ی عبادت مطرح شده است . آن جا که می فرماید : « وَاسجُد وَ اقتَرِب » 1 سجده کن و به او قرب پیدا کن .
به هر حال عبادت درجات و مراحلی دارد که بر اساس درجات معرفت و ایمان افراد فرق می کند .
سیمای عبادت
     عبادت و بندگی بود که رسول خدا را به معراج برد :
       « سُبحانَ الَذي اَسري بِعَبدِهِ لَيلاً مِنَ المَسجِدِ الحَرامِ اِلیَ المَسجِدِ الاَقصي » 2
منزه است کسی که بنده اش را شبانه از مسجد الحرام به مسجد الاقصی سیر داد .
عبادت است که زمینه ی نزول فرشتگان را فراهم می کند : « نَزَّلنا عَلی عَبدِنا » 3
وحی ( را به واسطه فرشتگان ) بر بنده مان نازل کردیم .
عبادت است که انسان را مستجاب الدعوه می کند ؛ زیرا نماز پیمان خداست :
 « اَلصَلوةُ عَهدُ اللهِ » و هر کس به پیمان  خدا وفا کند ، خداوند هم به پیمان او وفادار است .
«اَوفُوا بِعَهدی اُوفِ بِعَهدِکُم» 4
راستی که انسان بی عبادت از سنگ و جمادپست تر است زیرا قرآن می فرماید:
                             «وَ اِنَّ مِنَ الحِجارَةِ لَما يَهبِطُ مِن خَشيَةِ اللهِ »5
                  بعضی از سنگها از خشیت الهی به زمین سقوط می کنند .
        اما بعضی انسانها در برابر سرچشمه و خالق هستی گردن خم میکنند . عبادت نشانه ی اراده و قاطعیت انسان است . انسانی که در میان غرایض و تمایلات قرار دارد ، اگر دل بکند و به سوی خدا برود ارزش دارد و گرنه فرشتگانی که شهوت و غضب ندارند ، دائما" در حال عبادت اند .
 عبادت گمنام ترین انسان زمینی را مشهور ترین فرد آسمان می کند .
1-  علق ، آیه ی آخر                  2-  اسری ، آیه ی 1
3-  بقره ، آیه ی 23                   4-  بقره ، آیه ی  40       5-  بقره ، آیه ی 74
     عبادت جزیره ی کوچک شخص را به سرچشمه ی هستی وصل می کند .
     عبادت یعنی نگاهی از بالا به تمام هستی .
    عبادت یعنی شکوفا کردن استعداد های عرفانی و معنوی نهفته در وجود انسان .
     عبادت ارزشی است که انسان با اراده و اختیار خود به دست می آورد . خلاف ارزش های فامیلی یا استعدادهای درونی که اختیاری و اکتسابی نیستند . این مرحله از عبادت که ما آن را عبادت رشد می نامیم به مانند جوانی است که پدر و مادر را به خاطر آن که معلم و مربی او بوده اند و او را از انحرافات و خطرات حفظ کرده اند احترام می کند .
آفات عبادت
     شیطان ، این دشمن قسم خورده و دیرینه ی انسان که همواره در کمین انسان است تا عبادت هایش را تباه و بی نتیجه سازد ، از این راه ها برای فاسد کردن و باطل نمودن عبادات ما وارد می شود :
1-    ریا
     کسی که نه برای خدا ، بلکه برای جلب نظر مردم یا رسیدن به موقعیت و شهرت ، عبادت می کند ، او گرفتار دام شیطانست و عباداتش به هدر می رود . این اخلال در عبادت ، توسط شیطان حتی گاهی پیش از عمل هم ، در نیت پدید می آید و از  « قصد قربت » باز می دارد .
2-    عجب
           شیطان انسان را در حین عبادت ، به خود پسندی و مهم دانستن عبادت ها می کشاند و اگر کار ، با نام و برای خدا هم شروع شده باشد ، در نیمه ی راه ، شیطان آن را  تباه می سازد و انسان را به غرور دچار می سازد .
3- گناه
            بی شک ، گناهان ، آثار خوب عبادات را از بین می برند .کشاورزی که پس از ماه ها تلاش و زحمت در راه به ثمر رساندن مزرعه و باغ ، دراثر یک غفلت ، گرفتار آتش سوزی و حریق خرمن می شود ، رنج هایش هدر رفته است . گناهان ، آتشی در خرمن عبادات و اعمال ما هستند که آن ها را بر باد می دهند .
       خلاصه آن که : شیطان ، یا جلوی ورود آب زلال را به جام دل انسان می گیرد ، یا پس از پر شدن این ظرف ، آن را آلوده و فاسد می سازد و یا « زیر آب » آن را کشیده آب ها را هدر می دهد .
امام سجاد  (ع) در دعای « مکارم الاخلاق »  چنین  می طلبد :
« اِلَهِی عَبَّدَنِی لَکَ وَ لا تُفسِد عِبَادَتِی بِالعُجبِ ...اَعِزَّنِی وَ لا تَبتَلَيَّنِی بِالکِبرِ ... »1
خدایا ، مرا بنده ی خود ساز ، ولی عبادتم را با عجب  فاسد مگردان . مرا عزیز کن ولی به تکبر مبتلایم مساز .                                              
      صدقه هم که نوعی عبادت مالی است ، به تعبیر قرآن با منت نهادن باطل و تباه می شود .2
      کاشتن نهال ، وقت چندانی نمی برد ولی به ثمر رساندن و مواظبت از سلامت آن و زدودن آفت ها دشوار است . گاهی گناهان با حالات ناپسند روحی ، همه ی نیکی ها را بر باد می دهد .
در حدیث می خوانیم :« اِنَّ الحَسَدَ يَأکُلُ الحَسَنَاتِ کَمَا تَأکُلُ النَّارُ الحَطَبَ»3                 آن گونه که آتش ، هیزم را می خورد ، حسد هم حسنات را می خورد .                                                             
        در روايتی آمده که :  عابدی مغرور و فاسدی شرمنده ، هر دو وارد مسجد شدند ، فاسق ، به خاطر حالت توبه و پشيمانی دگرگون گشت و مومنی صالح شد ولی عابد ،  به خاطر  غرورش فاسق از کار در آمد . 4
عبادت های باطل
     بندگی و اطاعت و عبادت ، تنها در برابر آفريدگار جهان شايسته و رواست و هر پرستشی نسبت به هر پديده يا انسان و موجودات ديگر ، باطل است . اين عبادت های ناروا ، بيشتر از راه جهالت ، يا دوری از هدايت های انبياء پيش می آيد .
    خداوند متعال در قرآن ، ضمن اشاره به انواع عبادت های ناروا و باطل ، آن ها را بی دلیل و بیهوده می خواند و با دلیل رد می کند .
اگر در پی عزت یافتن  هستید ، باز هم  ، عزت برای خدا و در دست خداست :
« لِلَّهِ العِزَّةِ جَمِيعاً » 5
1- صحیفه ی سجادیه ، دعای بیستم    2- لا تبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذنی ( بقره ، آیه ی 246 )
3- میزن الحکمه ، واژخه ی حسد          4- کافی ، جلد 2 ، ص 314                  
 5-  فاطر ، آیه ی 165   

اگر طاغوتها را برتر از خود می دانید ، بدانید که آنها هم بندگانی چون شمایند :
                                   « عِبَادٌ اَمثَالُکُم » 1
اگر پرستش بتها از روی تقلید از نیاکان است ، آنان خود در گمراهی بودند :
                            « اَنتُم وَ آبَائُکُم فِی ضَلالٍ مُبِينٍ » 2
اگر فکر میکنیددر قیامت ، به فریادتان میرسند ، بدانید که آنها پرستش های شما را نادیده گرفته و با شما دشمن می شوند :
                      « سَيَکفُرُونَ بِعِِبَادَتِهِم وَ يَکُونُونَ عَلََيهِم ضِداً »3
اینان بدون جهت و بی دلیل سراغ معبود های دیگر رفته اند و برهانی بر این پرستش ندارند : « وَ يَعبُدُونَ مِن دُونِ اللهِ مَا لَم بِهِ سُلطَاناً »4
هیچ کس و هیچ چیز جز خدا ، لایق پرستش نیست ؛ زیرا این معبودهای باطل یا وجود خارجی ندارند و ساخته ی ذهن اند ، یا موجوداتی بی خاصیت و ناتوانند ، یا اگر کارایی دارند ، موقت و معدود و همراه با منت ها و هوس ها و تحقیرهاست .  پس در هر سه صورت ، شایسته نیستند که انسان ، طوق بندگی آنها را به گردن اندازد  . انسان در برابر هیچ مخلوقی ، به قیمت نافرمانی خداوند ، نباید اطاعت و پرستش و فرمانبرداری کند .
امام جواد (ع) می فرماید : «مَن اَصغَی اِلَی نَاطِقٍ فَقَد عَبَدَهُ »  5
هر کس به سخن کسی گوش دهد ، او را پرستیده است .
پس اگر گوینده حق بگوید ، بنده ی حقیم و اگر باطل بگوید ، باطل پرستیده ایم .
امام صادق (ع) در حدیثی فرموده است : « مَن اَطَاعَ مَخلُوقاً فِی مَعصِيَة الخَالِقِ فَقَد عَبَدَهُ » 6
هر کس با اطاعت از مخلوقی ، خالق را نافرمانی کند ،آن مخلوق را پرستیده است .
پس عبادت باطل ، تنها به پرستش سنگ و چوب و خورشید و ستاره منحصر نیست . دل و جان سپردن به هر فکر و سخن وقدرت و حکومت غیر الهی عبادت کردن نارواست . حتی پذیرش فرهنگ ضد الهی هم ، از عبادتهای باطل به شمار می رود .

1- اعراف ، آیه ی 194  2- انبیاء ، آیه ی 54         3- مریم ، آیه ی 82              4- حج ، آیه ی 71
5- تحف العقول ، ص 456                                    6 - نور الثقلین ، ج 3 ، ص357
عبودیت نه عبادت
       پرستش و اطاعت ظاهری ، اگر بدون تسلیم و پذیرش قلبی باشد ، بی ارزش است . « بنده »  باید تسلیم محض و بی قید و شرط امر « خدا  » باشد و در برابر فرمان الهی و دین خدا ، سلیقه ها و خواسته های شخصی را کنار بگذارد و به نیش و نوش دیگران و خوش آمدن و بدآمدن مردم بی اعتنا باشد . این تسلیم محض و بی چون و چرا بودن همان « عبودیت » است که فلسفه عبادت است .
       ابلیس با آنهمه سابقه عبادت ، چون روحیه عبادت نداشت ، در مقابل فرمان خدا درباره ی  سجده بر آدم سر پیچی کرد و مطرود شد .
       ریشه ی استکبار و اعراض مردم از دعوتهای انبیاء آن بوده که حالت تسلیم و عبودیت نداشتند و تابع خواسته ی دل بودند .
         قرآن می فرماید : « اَفَکُلَّمَا جَائَکُم رَسُولٌ بِمشا لا تَهوَی اَنفُسَکُم استَکبَرتُم »1
         آیا هر گاه پیامبری از خداوند ، برای شما قانونی می آورد که مطابق دلخواهتان نبود ، تکبر می ورزیدید ؟
        در جای دیگر می فرماید : « فَلا وَ رَبُّکَ لا يُومِنُونَ بِکَ حَتَی يُحَکَّمُوکَ فِيمَا شَجَرَ بَينَهُم ثُمَّ لا يَجِدُوا فِی اَنفُسِهِم حَرَجاً مِمَّا قَضَيتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسلِيمَا »2
       به خدا سوگند  ، ایمان واقعی به تو نمی آورند ، مگر آن که در مشاجرات و نزاع هایشان تو را به داوری ببرند و در برابر قضاوت تو ، هیچ ناراحت نشوند و تسلیم بی چون و چرای حکم الهی باشند .
       پس ، عبادتی ارزشمند است که سرچشمه از  عبودیت و تسلیم و رضای انسان داشته باشد . عبادت بندگی خدا کردن است ، نه بنده و تابع هوی و تمایلات خویش بودن .
       در واقعه ی تغییر قبله از بیت المقدس به کعبه  ، عده ای گفتند : چر ا؟ قرآن پاسخ می دهد : « لِتَعلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَی عَقِبَيهِ »3
تا ببینیم چه کسی پیرو پیامبر است  و  چه کسی به عقب بر می گردد ( و دهن   کجی می کند )

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

سفارش پایان نامه