انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

 پایان نامه یتیم درقرآن 107 ص

 پایان نامه|یتیم درقرآن 107 ص





فصل اول


کلیات

1-    تعریف و تبیین موضوع
2-    چکیده
3-    فواید تحقیق
4-    پیشینه موضوع
5-    روش گردآوری اطلاعات
6-    اهداف تحقیق
7-    واژگان کلیدی



 
1- تعریف و تبیین موضوع :
یتیم شدن برای آدمی اتفاقی است که غالباً غیر قابل پیش بینی و پیشگیری می باشد و ممکن است هر لحظه و در هر کجا ، هر فردی با واقعه فوت و از دست دادن پدر و مادرش مواجه شود و این رخداد رویه و روال زندگی او را تغییر دهد.
اما خداوند متعال که بنابر مصلحت عالیه خویش ، بعضی از بندگانش را در چنین شرایطی قرار می دهد ، علاوه بر توجه و عنایت خاص خودش نسبت به آنها ، دستورات و سفارش هایی برای سایر مردم نسبت به رفتار خردمندانه با ایتام فرموده است. امید آنکه در این تحقیق ، گوشه ای از وظایف ما مسلمانان نسبت به یتیمان با استناد به آیات شریفه قرآن بررسی و بازگو شود.

2- چکیده :
نوشتاری که پیش روی شماست متشکل از چهار فصل است و هرفصل به نوبه خود شامل
بخش هایی می شود.
فصل اول که کلیات نام دارد درباره این مطالب با شما سخن می گوید:
تعریف و تبیین موضوع - چکیده - فواید تحقیق - پیشینه موضوع - روش گردآوری اطلاعات – و در آخر تعریف مفاهیم تحقیق .

در فصل دوم تحقیق : به معرفی شرایط یتیم این گونه می پردازد:
- میزان توجه دین اسلام نسبت به پدیده یتیمی
- همچنین اینکه کودک به هنگام یتیمی چه چیزهایی را از دست می دهد.
- بیان این مطلب که یتیمی پایان همه چیز نیست بلکه می تواند فرصتی برای رشد و شکوفایی استعدادهای فرد شود. سفارش های اسلام درباره یتیمی از جنبه تربیتی و اجتماعی در سه بعد وظایف فردی، اجتماعی و حکومتی آشنا می شوید .
و اما سفارش های اسلام درباره یتیمان از جنبه مالی و حقوقی در فصل چهارم تشریح شده است که با مطالعه آن با مسایلی چون سرپرستی، ارث، اموال سیستم و احکام فقهی مربوط به آنها آشنا می شوید.

3-فواید تحقیق
توضیح علت روانشناختی حساسیت و توصیه به مراقبت اسلام درباره یتیم .
آسیب شناسی بی توجهی و رها کردن یتیمان به حال خود.
آشنایی با نوع نگاه فقهی نسبت به یتیمان جامعه.

4- پیشینه موضوع
موضوع بررسی شده در این پایان نامه یکی از نکات ظریف و بسیار مهم است که در آیات قرآن به آن توجه شده است و پیشینه آن را عمدتا در تفاسیر و روایات می توان جستجو کرد.
و نیز کتاب هایی در رابطه با مقوله بی سرپرستی نگاشته شده است ، اما تالیفاتی که از منظر قرآنی و روایی به این موضوع پرداخته اند معدود و انگشت شمار هستند .

5- روش گردآوری اطلاعات
برای انجام این تحقیق از روش کتابخانه ای استفاده شده است؛ و پس از یافتن منابع مربوط به موضوع از کتاب های تفسیری، حدیث، روان شناسی و اخلاقی با کنار هم چیدن فیش ها و دسته بندی آنها به مطالب نظم و ترتیب داده شد.

6- اهداف تحقیق:
معرفی آیه هایی که درباره یتیمان توصیه هایی داشته اند و بررسی مضمون آنها .
نگاه به وظایف مسلمانان نسبت به ایتام جامعه در بعد فردی، اجتماعی و حکومتی .
تاکید بر جامع و دقیق بودن اسلام نسبت به شرایط ضعفای جامعه.
رسیدن به این نتیجه که یتیمی هرگز مانع پیشرفت موفقیت نیست.

7- واژگان کلیدی
الیتیم: الفرد و یطلق علی کل شی ء یعّز نظیره، قاله الراغب و الجوهری .
یتیم یعنی تنها و بر هر چیز بی نظیری اطلاق می شود.
[ یتیم ] : الیتم، بالضم: الانفراد ، عن یعقوب  
یتم به معنی فرد و تنها بودن است. از یعقوب
یتیم آن است که پدرش قبل از بلوغ او بمیرد و در سایر حیوانات آن است که مادرش بمیرد.  
و الیتیم: الفرد و الیتم و الیتم: فقدان الاب .
الیتیم الذی مات ابوه فهو یتیم حتی یبلغ، فاذا بلغ زال عنه اسم الیتیم، و الجمع ایتام و یتامی و یتمه  .
و قال ابن بری: الیتم الذی یموت ابوه، و العجی الذی تموث امه، واللطیم الذی یموت ابواه . ابن بری می گوید: کسی که پدرش مرده یتیم است و آنکه مادرش مرده عجی و آن کس که پدر و مادرش مرده اند لطیم است.
یتم: از دست دادن پدر قبل از رسیدن به سن بلوغ، یتیم:صفت مشبهه، تشبیه: یتمین

یتیم در اصطلاح مفسران
محمد طاهر بن عاشور نوشته است: از نظر عربها، کودکی که تنها مانده و پدرش را که حامی و نفقه دهنده اوبوده، از دست داده یتیم است. وی یتیمی را بعد از بلوغ نمی داند زیرا شخص در آن زمان می تواند از حق خود دفاع کند و حکم شرع نیز بر همین منوال است.
فخررازی نیز معتقد است که دختر یتیم تا زمانی که تنها و منفرد است. ( ازدواج نکرده ) یتیم نامیده        می شود.
-یتیم در اصطلاح حقوق دانان
در کتب حقوقی از واژه یتیم، صحبتی نشده، اما درباره لفظ «صغیر» که فراتر از آن است نوشته اند صغیر کسی است که تحت ولایت پدر یا جد پدری یا وصی و یا قیم باشد و از نظر سن به نمو جسمی و روحی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد. در قانون مدنی دوران صغیری از زمان تولد شروع می شود و به هجده سال خاتمه می یابد و در طول این مدت او در حکم غیر رشید است و کسی که به سن مزبور برسد، او را بالغ می نامند مگر اینکه خلاف آن در محاکم ثابت شود.  
الصغر و الکبر :از اسامی متضادی است که با در نظرگرفتن بعضی به بعضی دیگر به کار می رود. و اموری است نسبی نه مطلق.
صغیر و کبیرگاهی به اعتبار زمان است .مثلا وقتی که سن یکی به اعتبار سن دیگری کمتر از او باشد و گاهی کوچکی و بزرگی به اعتبار جسم است و زمانی هم به اعتبار قدر و منزلت .
صغر (برون فرس و عنب) :کوکی، مقابل کبر، و آن در مقایسه چیزی با چیز دیگر گفته می شود. خواه به اعتبار زمان باشد یا به اعتبار جثه یا قدر و مرتبه.
- صغیر در اصطلاح فقها: در اصطلاح فقها صغیر به کسی گفته می شود که به بلوغ شرعی نرسیده باشد و در اینصورت او به سرپرست نیاز دارد. اما اگر به بلوغ رسیده باشد و رشد و ادراک عقلی او ثابت شده باشد از حجر خارج می شود و رشد عبارت است از حالتی که در آن شخصی، نفع و ضرر خود را در هر یک از اعمال می سنجد و آنرا مراعات نموده در حفظ دارایی خود می کوشد .

 


فصل دوم

يتيم از ديدگاه اسلام

بخش 1: اسلام ، دين همه جانبه و کامل
بخش 2: توجه به يتيم قبل از اسلام.
بخش 3: اسلام و نقش خانواده در تربيت کودک.
بخش 4: نقش يتيمي در بالندگي و شکوفايي.



 
بخش 1:  اسلام دين همه جانبه و کامل است
در راستاي عنايت و توجه همه جانبه اسلام به هر يک از شئون حياتي، حقوقي و اخلاقي افراد و طبقات انسان ها موضوع يتيم و ابعاد حساس و با اهميت آن از جمله اموري مي باشد که به طور صريح و مکرر و توام با تاکيد و تهديد مطرح شده است. به طور کلي اسلام به عنوان کاملترين دين الهي، همواره مستضعفين و محرومين اجتماع را زير چتر حمايت خويش داشته است و در اين بين، ايتام به طور خاص و با نگاه ويژه مورد رأفت و عطوفت قرار گرفته اند.
براي بررسي چگونگي نظر اسلام در حمايت از اين گروه خاص، قرآن کريم و احاديث و روايات نقل شده از پيامبر و ائمه اطهار (ع) چون خورشيدي درخشان، روشنايي بخش راه ما خواهد بود.
در قرآن مجيد اضافه بر آيات فراواني که به طور کلي بيانگر اهميت حقوق افراد و طبقات ضعيف (از جمله ايتام) و سفارش به رعايت آنهاست، حداقل بيست و سه مرتبه موضوع يتيم با تعبيرات مختلف مطرح و مورد توجه و امر و نهي قرار گرفته است. در منابع حديثي بيش از 50 حديث به طور مستقل يا فرازي از بعضي احاديث از ناحيه پيامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار عليهم السلام درباره يتيم وارد گرديده است که به تفصيل در صفحات 2 تا 14 جلد 75 بحارالانوار مجلسي ذکر شده اند.
در کتابهاي فقه و قانون ضمن بحث هاي گوناگون – از قبيل خمس، بحث از رشته اختيارات شرعي حاکم شرع (مجتهد جامع الشرايط) و مسئله قيوميت، تقسيم ارث، تصرف در اموال مشترک و غيره- مخصوصا روي کلمه «يتيم» تکيه شده است.
در نهج البلاغه امام علي عليه السلام- که بيانگر بخشي از راه و رسم آن بزرگوار و نقش حکومتي آن حضرت است- به طور مکرر مسئله يتيم خاطر نشان و مورد سفارش قرار گرفته است.
در کتابهاي اخلاقي هم سهمي از مباحث آن ويژه يتيم نوازي، انفاق به يتيم و تربيت يتيم و برحذر داشتن از بي اعتنايي به اوست. در آخر آيه شريفه «وليخش ا لذين ...» - آيه  9نساء  - با ايراد جمله «وليقولوا قولا سديدا» اشاره به يک نکته در مورد پرورش يتيمان شده که با زبان ملايم و عباراتي سرشار از عواطف انساني با يتيم سخن بگويند تا ناراحتي دروني و زخم هاي قلب آن ها بدين سان ترميم و التيام يابد. توجه بدين موضوع لازم است که نيازهاي کودک يتيم منحصر به خوراک و پوشاک و داروي جسمي نيست، بلکه پاسخ گفتن به عواطف و احساسات قلبي او مهمتر است و در ساختمان آينده او فوق العاده موء ثر مي باشد سستي و بي تفاوتي در اين باره موجب پديد آمدن نسلي خواهد شد که در موجوديت امت خدشه وارد نموده، آنچنانکه نابودي و سقوط آن را در پي خواهد داشت.  
اسلام بيش از هر دين و آيين ديگري و بهتر از هر موسسه رفاهي و اجتماعي، رهنمودهاي عملي و سازنده جهت بهبود شرايط زندگي ايتام و کاهش مشکلات آنها دارد. در اسلام، جامعه از اهميت ويژه اي برخوردار است و براي پاکسازي اجتماع از هر گونه آسيب، لازم است که عوامل بزهکاري از مسير يکايک افراد جامعه حذف شود.لذا تاکید مومنین برای رسیدگی به وضعیت ضعفا و خصوصا ایتام به همین منظور است.  
از لابه لاي اين توجه و عنايت نسبت  به کودک، لطف الهي را مشاهده مي کنيم زیرا مشکلي را که جامعه در همه ي دورانها و مراحل دست به گريبانش بوده و از آن رنج مي برده، مورد دقت نظر قرار داده است، اين مشکل «مساله ايتام» است، يعني سرنوشت آنهايي که محروم از دستهاي شفقت و مهرباني بر سرشان بوده اند و در معرض فشارهاي اين زندگي سرکش قرار گرفته اند. و بدين رو «امت» و به عبارت ديگر «جامعه» اعضايي از خود را که بايد پشتوانه اي براي آن باشند از دست مي دهد و از ناحيه افرادي متضرر مي شود که اگر آنها برخوردار از مهرباني و پاکبازي پدران بودند قطعا افراد مفيدي گرديده و بهره برداري از آنها در راه مصالح جامعه امري حتمي مي بود. پس حساسیت به پرورش مناسب و دقیق  ايتام به همين منظور است تا مبادا آنها  دچار سرگرداني شده و در بين جامعه نمايشگر يک انسان آسيب ديده و محروم گردند.
پس سستي و سهل انگاري در کار يتيم برابر با سستي در مورد جامعه و نابودي موجوديت آن – که حافظ و پشتوانه ي زندگي عموم انسان هاست خواهد بود.  







فصل دوم
بخش 2: توجه به موضوع يتيم قبل از اسلام
الف- يتيم در ديگر اديان الهي
ب- يتيم در دوره ي جاهليت





 
بخش 2:  توجه به يتيم قبل از اسلام

الف- يتيم در ديگر اديان الهي
همانطور که ديديم در دين مقدس اسلام نسبت به رعايت حال و حفظ حقوق يتيم، توجه فراواني شده است. ليکن اين توجه اختصاص به اسلام ندارد، بلکه پيش از اسلام نيز، آن را از سنن الهي مي يابيم. آيه ي ذيل به اين نکته اشاره مي کند:
        « وإذ أخذنا ميثاق بني اسرائيل لاتعبدون إلا الله و بالوالدين احسانا و ذي القربي و اليتامي و المساکين و قولوا للناس حسنا و أقيموالصلوه و آتو الزکوه ثم توليتم إلا قليلا منکم و أنتم معرضون» (بقره/ 83)
ترجمه : به ياد آريد آن هنگام را که از بني اسرائيل پيمان گرفتيم که جز خدا را نپرستيد و به پدر و مادر و خويشاوندان و يتيمان و درويشان نيکي کنيد و به مردمان سخن نيک گوييد و نماز بخوانيد و زکات بدهيد ولي جز اندکي، پشت کردند و رويگردان شدند. مواد اين پيمان الهي (به ويژه ميثاق مقدس احسان به يتيم) که از بني اسرائيل گرفته شده، اختصاص به آنها ندارد بلکه پايه هاي حقيقي همه ي اديان الهي است.
رحمت و عنايت (نسبت به ديگران) از جمله قواعدي است که دين محکم الهي بر آن بنا شده، و رعايت حال يتيم، همان چيزي است که به همه افراد بشر ابلاغ گرديد تا کودک يتيم بي سرپرست نماند ودر اثر بي توجهي به او، تبديل به عضوي تهيدست از سرمايه ي مادي و معنوي و مايه ي ننگ و عار براي ديگران نشود1.
حضرت مسيح (ع) نيز مانند حضرت موسي ازحقوق يتيمان طرفداري کرده و بدانها توجه بليغ داشته است و ظلم به يتيمان را از گناهان کبيره شمرده و اعانت و احسان به ايشان را داراي ثواب عظيم دانسته است و پرستش صاف و بي عيب را تفقد يتيمان و بيوه زنان در مصيبتشان دانسته و خداوند را کمک يتيمان معرفي کرده است2. .
 
سنت فرزند خواندگي در امت هاي گذشته :
موضوع ديگري که دربين اديان پيش از اسلام مطرح بوده، امر سرپرستي و نگهداري يتيم است که به صورت فرزندخواندگي تحقق مي يافته است. اکثر جوامع و ملل گذشته و حاضر، فرزند خوانده را چون فرزند نسبي خود شمرده، اما عواملي که موجب پذيرفتن ديگري به فرزندي مي شود در اجتماعات مختلف، متفاوت است. در برخي ازاقوام اين موضوع متاثر از عقايد و احکام خاص مذهبي است. مثلا فرزند براي زرتشتيان عنوان «پل صراط» را داراست و نداشتن آن موجب دشواري آمرزش و ناتواني او در گذشتن از پل صراط است. در بعضي از اقوام و قبايل به منظور برقرار ساختن صلح و تحکيم مباني دوستي ميان دو قبيله، فرزندان يکديگر را  فرزندخوانده خود مي سازند.

ب- يتيم در دوره ي جاهليت :
با بررسي وضعيت زندگي مردم و شرايط يتيم در ابتداي پيدايش اسلام و شرايط حاکم بر منطقه عربي، به فلسفه تاکيدات پي در پي اسلام درباره ي رعايت حال يتيم پي خواهيم برد.2
قرآن روزگاري از جمعيت عرب را که به طور اتصال قبل از اسلام واقع شده بود دوره ي جاهليت نام داده است و اين از آن جهت است که در آن روزگار به جاي علم ، جهل و به جاي حق ، يک سلسله آراي سفيهانه و باطل بر آنان حکومت مي کرده و قريب به اتفاق آنان پيرو هيچ شريعت و ديني از شرايع انبيا گذشته نبوده اند.
اين اوضاع و شرايط براي آنان يک جامعه بدوي و بي اساس که مخلوطي از آداب و رسوم يهود و نصاري و مجوس بود بوجود آورده بود، و مردم نيز در مستي و بي خبري کامل به سر مي بردند.
اين قبايل بيابانگرد، زندگي پستي داشتند، پيوسته گرفتار جنگ و غارت و چپاول اموال يکديگر بودند، هيچگونه امنيت و امانت داري در بين آنها نبود. خونريزي و تعصب جاهلي و پايمال حقوق ستمديدگان،‌ظلم و تجاوز و قمار وشراب، خمر و زنا فضيلت به شمار مي آمد و خون و مردار و هسته خرما مي خوردند.
در آن بين زنان هم از مزاياي انساني محروم بودند و به هيچوجه مالک اراده و اعمال خود نبودند و ميراث به آنها نمي  رسيد. فرزندان منتسب به پدران مي شدند ولي هنگام کودکي از ارث محروم بودند. تنها فرزندان کبير ميراث را تصرف مي کردند و از جمله چيزهايي که به ارث مي بردند زن شخص متوفي بوده و به طور کلي دختران چه صغير و چه کبير و همچنين پسران صغير از ارث حقي نداشتند.  اگر  کسي
 مي مرد و فرزند صغيري از خود باقي مي گذارد، اشخاص زورمند سرپرستي اموال يتيم را به عهده گرفته و اموال وي را مي خوردند و اگر اين فرزند يتيم دختر مي بود، با او ازدواج کرده اموالش را تصرف مي کردند، سپس او را طلاق گفته رهايش مي کردند در اين موقع آن دختر نه ثروتي مي داشت که سدجوع کند و نه کسي رغبت به ازدواج با او مي نمود تا او را گرفته و خرجش را متحمل شود.
در دوره جاهليت مساله غصب حقوق ايتام از بزرگترين حوادث شايع بين آنها بود ؛ چه آنکه دائما دست به گريبان جنگ ها و غارتها و چپاول بودند و طبعا قتل و کشتار زياد و ماجراي يتيمان بي سرپرست تکرار مي شده.
تبنّي (به فرزندي گرفتن) در جاهليت بدين گونه صورت مي گرفت که عرب جاهلي بيشتر به خاطر ميل مفرط به پسر داشتن و يا بر اثر ترحم يا تحت تاثير نبوغ و هنر و شجاعت پسري، او را به فرزند خواندگي قبول يا انتخاب مي کرد. آنها وقتي کودکي را فرزند خود مي خواندند احکام فرزند صلبي را در حق او اجرا مي کردند، يعني اگر دختر بود، ازدواج با او را حرام مي دانستند و چون پدر خوانده مي مرد، به او نيز مانند ساير فرزندان ارث مي دادند و همچنين ساير احکام پدر و فرزندي را در مورد او اجرا مي کردند و اسلام اين عمل را نيز لغو کرد.
تدبر در آيات و خطاباتي که نخست در مکه و سپس بعد از قدرت اسلام در مدينه نازل شد و اوصاف آنها را مورد بررسي قرار داده است و همچنين دقت در مذمت و سرزنش هايي که نسبت به آنان شده و مطالعه در نهي هاي شديد و ضعيفي که متوجه آنان گشته است بزرگترين سند صحت مطالبي است که به آنان نسبت داديم.

اسلام دين عدالت و برابري، و سرچشمه ي رحمت و عدالت، به گرفتن دست ضعفا مي شتابد تا آنها را همسان با کساني سازد که حقوق کامل و بي کم و کاست خود را به هر قيمتي به دست مي آورند. با اين منطق با ارزش، اسلام وارد صحنه ي حيات مي شود تا جايگزين قدرت قبايلي گردد که از عرف انساني سرپيچي نموده اند. به همين جهت، غرابتي ندارد اگر در راستاي تشريع و قانون گذاري سهم قابل توجهي از قوانين اسلام اختصاص به يتيم پيدا کرده و يتيم از درجه ي بالايي از اهميت برخوردار گرديده است. 1





















فصل دوم

بخش 3: اسلام و نقش خانواده در تربيت کودک

الف- نقش ريشه اي خانواده در تربيت
ب- نقش پدر در رشد فرزند
ج- وظايف پدری
د- نقش مادر
و- خانواده اسلامي و يتيمان
 
بخش 3-اسلام و نقش خانواده در تربیت کودک
همانطور که در ابتدا گذشت پدیده یتیمی مسأ له ای است که نوع رفتار مناسب با آن در دین عزیز اسلام از 14 قرن پیش از این ، مورد توجه و تاکید بوده است. حال قبل از آنکه وظایف خود را در قبال یتیمان بدانیم بهتراست با شرایطی که یتیم در آن زندگی می کند آشنا شویم.
بعد عاطفی انسان، جنبه ای حساس و ظریف است که در صورت به خود وانهادگی و عدم تربیت درست به کور کردن بعد معنوی و عقلی انسان می انجامد و حیات عقلانی و معنوی او را به تباهی می کشاند، تا جایی که او را به ارتکاب جنایات و خشم های دد منشانه وا می دارد(قدرت های استکباری) یا به خمودی و افسردگی عاطفی می انجامد، همانند توده هایی از بشریت که در برابر جنایات هولناک حکام و قدرت های ستم پیشه بی تفاوت بوده و دردی احساس نمی کنند گویی عاطفه آنها به خواب عمیقی فرو رفته است.
چنین زمینه هایی در انسان ایجاب می کند که به تربیت بعد عاطفی انسان اهمیت داده شود و به طور هماهنگ با تربیت سایر ابعاد وجودی و با کمک آنها این جنبه را نیز تحت هدایت های صحیح قرار دهد. همانگونه که دستورات اسلام به جامعه مسلمان در رفتار افراد با یکدیگر توصیه می کند.
در این بخش سعی می کنیم ابتدا نقش مهم خانواده و هر یک از اعضای آن را توضیحی مختصر بدهیم تا بتوانیم تصور درستی از مسایلی چون محرومیت از مهر پدر و مادر و یا هر دو پیدا کنیم و عوارض هر کدام را بدانیم تا در آخر لزوم بذل توجه و احترام به یتیم را نتیجه بگیریم.

الف- نقش ريشه اي خانواده در تربيت
همه ي مکاتب و اديان، درباره ي تعليم و تربيت کودکان، به خانواده ها توصيه هايي کرده اند، اما کمتر دين و مکتبي درباره ي مسائل جزئي تربيت و تعليم اظهارنظر کرده و اگر هم احيانا به مسائل جزئي پرداخته باشد مسلما به جامعيت اسلام نيست. از نظر اسلام اولين مرحله و قدم در تربيت گام به گام کودک را خانواده های  بر مي دارند و تا آخرين گام نيز به همراه کودکان و نوجوانان خواهند بود؛ اگرچه معلم و مدرسه و امکانات ديگر به کمک خانواده ها مي شتابند. 1
کودک بيشتر تحت تاثير والدين است و از نظر فکري، ‌تحت تاثير آنان قرار دارد. در خانواده است که کودک با مسئوليت هاي مختلف فردي و اجتماعي آشنا شده و نحوه ي رفتار و روابط صميمانه با ديگران را مي آموزد و کلا خانواده در تکوين و شکل گيري شخصيت کودک اثر ريشه اي و مهمي دارد.
روش هاي تربيتي موجود، خانواده را از لحاظ تربيتي در حاشيه قرار مي دهد و وظيفه ي اصلي را به دست مهدهاي کودک و پانسيون ها مي سپارد؛ اما در روش تربيتي اسلام، خانواده در متن است و در حقيقت مسئول اصلي خانواده است و در عين حال، هيچ مانعي نيست که اشخاص يا موسسات در اداي اين وظيفه بزرگ، پشتيبان و حامي خانواده ها باشند.  
مرد مسلمان وظيفه ي نظارت بر اعمال و عقايد افراد خانواده اش را بر عهده دارد و اين رسالت تربيتي که راهنماي اعضاي خانواده بسوي سعادت باشد، بر دوش است. چنانچه قرآن مي فرمايد:
وأمر اهلک بالصلوه و اصطبرعليها.  
خانواده خود را به نماز فرمان بده و بر نماز آنها شکيبا باش.
مي گويند هنگامي که اين آيه بر پيامبر گرامي اسلام (ص) نازل شد،‌روزي پنج نوبت به در خانه ي علي و زهرا مي رفت و به اين خانواده الگوي اسلامي را توصيه مي کرد که:
«الصلاه، الصلاه، يرحکم الله : نماز را برپاي داريد، خدا شما را رحمت کند
و بدين ترتيب، رهبر بزرگ اسلام به عنوان بزرگ خانواده و پدر و پدربزرگ، گام به گام در تربيت کودکان خانواده حرکت مي کرد
.مردم شايسته، همانگونه که بخود مي انديشند، به فرزند خود نيز مي انديشند. قرآن کريم در ترسيم سيماي عصمت گونه ي آنها چنين مي فرمايد:
        «حتي إذا بلغ أشده و بلغ أربعين سنه قال رب أوزعني أن أشکر نعمتک التي أنعمت علي و علي والدي و إن اعمل صالحاً ترضاه و اصلح لي في ذريّتي»
ترجمه : همين که به حد رشد رسيد و چهل ساله شد، گفت: پروردگارا! به من الهام کن که نعمتت را که به من و والدينم داده اي سپاسگزاري کنم و عمل صالحي که موردپسند تو باشد، انجام دهم و ذريه مرا به خاطر من شايسته گردان.

ب- نقش پدر در تربیت کودک
تربيت محصول مراقبتي دايمي که از نشو و نماي انسان وروند رشد وي به عمل مي آيد است. و در اين بين حضور فعال و مثبت پدر در خانواده است که باعث تربيت صحيح کودک مي شود، زيرا اولين چهره اي که کودک پس از مادر با آن آشنا مي شود چهره ي پدري است که بعدها عامل نظم و اقتدار، امنيت و پناهگاه او شناخته مي شود.  
پدر از ديدگاه کودک، چهره ي شاخص و برجسته خانواده تجلي مي کند و در ذهن و روان کودک جاي گرفته و انساني است که رفتار و عملکرد و گفتارش براي کودک حساب شده به نظر مي آيد. درديدگاه کودک پدر سمبل قدرت و توانايي است و ياراي مقاومت در همه زمينه ها را دارا مي باشد و اوست که ضامن تامين و رفع حوايج و نيازمندي هاي خانواده و عامل اعتماد و امنيت خانواده به حساب مي آيد. کودک بايستي احساس کند که درپناه و سايه محافظت پدر از تمامي خطرها در امان مي باشد اين احساس ايمني، براي رشد شخصيتي کودک ضروري است. و فقدان آن در بسياري موارد موجب وحشت و اضطراب شديد و زمينه ساز بسياري از رفتارهاي نامطلوب و نابساماني هاي مختلف مي شود.
براساس تربيت والدين است که طفل در آينده در زندگي آرامش داشته يا بي قرار و نامتعادل مي شود.
از آيات سوره ي مبارکه ي آل عمران، آيات 33 تا 37 و آيه 28 سوره ي مبارکه ي مريم استفاده مي شود که رشد و کمال انسان بستگي به ارتباط او با چهار واقعيت دارد: پدر با ايمان، مادر مومنه، معلم پاک و دلسوز و غذاي حلال.
آيه 28/مريم: «يا أخت هارون ماکان أبوک إمرأسوء و ماکانت أمک بغيا». اي خواهر هارون تو را نه پدري ناصالح و نه مادري بدکار بود!
آنگاه که يهوديان، مسيح را در دامن مريم ديدند ( مريمي که دختر بود و شوهر نداشت) اين مسئله براي مردم ثابت بود که فرزند انعکاسي از روحيات و خلقيات و حقايق وجودي پدر و مادر است و توقع پاکي را از مريم در درجه نخست به خاطر پاکي پدراو داشتند.

ج - وظايف پدردر خانواده
براي اينکه پدري مسئوليتش را به نحو مطلوب انجام دهد لازم است توجه ويژه به تربيت و رشد و کمال فرزندش داشته باشد و با عمل ، و اخلاق نيک و آموختن کسب حلال به فرزند، پدري مطلوب و درستکار براي آينده پرورش دهد. و اين هدف با ايجاد محيطي پاک و تهيه ي غذاي حلال براي فرزندان از سوي پدر به انجام مي رسد. از وظايف پدر ايجاد اعتماد بين خود و فرزندش است. وجود اين رابطه ي مستحکم موجب مي شود که پدر، مشکلات فرزندان خود را درک کند تا آنان به تصميمات و خواسته هاي او احترام بگذارند.
اين خانواده است که بايد آگاهي و قدرت تشخيص فرزندان را نسبت به ارزش ها و ضد ارزش ها بالا ببرد. و آنگاه اين امر محقق مي شود که پدر بتواند ارزش هر چيزي را صحيح و بجا در ذهن کودک جايگزين کند وبه اين منظور بايستي پدر يک الگوي تمام عيار باشد تا فرزندانش از او پيروي کنند زيرا اعمال کودک تماما تقليدي است.  
تقويت و رشد اعتقاد مذهبي در کودک گامي مهم در نحوه ي تربيت درست فرزندان است. پدر براي اجراي صحيح چنين تربيتي بايد به جاي فشار بي حد و بدور از توان کودک خود، با نحوه ي رفتار و عملکرد خود مسايل مذهبي را به فرزندش القا کند که بهترين اثر را بر روي کودک نحوه ي عمل والدين خواهد گذاشت.  
از ديدگاه رسول اکرم (ص) و امامان بزرگوار، پدر در خانه همچون امير مملکت که مسئول همه جامعه است مسئول زن و فرزند است و ايشان سفارش کرده اند که فرداي قيامت پدر در معرض مؤاخذه حق است و اينچنين پدران خانواده ها را متوجه موقعيت خطيري که دارند،‌ نموده اند. در روايات اهل بيت آمده چند طايفه بي حساب وارد عذاب مي شوند، يکي از آنها پدراني هستند که به تربیت ديني فرزندانشان توجه نداشته اند. پيامبر گرامي اسلام واميرالمومنين براي تمام پدران بهترين اسوه و سرمشق هستند.
رسول حق (ص) فرموده اند: «حق الولد علي والده أن يعلمه الکتابه، والسباحه، والرمايه و أن لايرزقه إلا طيبا» بر پدر لازم است به  فرزندش نوشتن، شنا و تيراندازي تعليم دهد و جز روزي پاک و حلال به او ندهد.

د - نقش مادر
آنکه در زندگي فرزندان از ابتدا و نيز در تمامي مراحل رشد  فرزند نقش ريشه اي و اساسي دارد، مادر است. در اکثر دوره ها و برنامه هاي طول حيات انسان، آثار وجودي مادر در جسم و روان کودک ديده مي شود. اثرپذيري کودک از مادر قابل قياس با نقش و اثر ديگر عوامل زندگي فرزند نيست و از آن رو که کودک انعکاسي از واقعيات روحي و جسمي مادرش است در عربي به مادر «ام» به معني اصل، ريشه و سرچشمه مي گويند و به همين علت، حسابي که اسلام براي مادر باز کرده، براي غير او باز نکرده است.
با توجه به فرامين اسلام، بهتر است کودک خصوصا در هفت سال اول زندگي آزاد و در خانه، کنار مادرش باشد تا از نظر عاطفي به خوبي ارضا شده و خوي و عاطفه اش شکل گيرد و به همراه بازي، معارف اوليه به او ياد داده شود تا ضامن آينده درخشاني براي وي گردد.  
حضرت صادق (ع) فرموده اند: «الغلام يلعب سبع سنين و يتعلم الکتاب سبع سنين و يتعلم الحلال و الحرام سبع سنين»
کودک در خانه پدر و مادر هفت سال بازي کند، هفت سال ديگر قرآن بياموزد، هفت سال ديگر زمينه يادگيري حلال و حرام برايش فراهم شود .

انجام پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

 

انجام پایان نامه | دانلود مقاله


سفارش پایان نامه