انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

انجام پایان نامه ارزشیابی مهارت شغلی

انجام پایان نامه|ارزشیابی مهارت شغلی

آشنايي با مفهوم سيستم و انواع آن (سيستم هاي باز و بسته و كاركردهاي آنها)
نظريه نوين مديريت : تئوري سيستم
چنانكه ملاحظه شد ، نظريه هاي سازماني و شيوه هاي مختلف مديريت در طول زمان مورد تحول و تكامل قرار گرفته است . در طي ده سال گذشته ، رويه خاصي زير عنوان «تئوري سيستم» براي بررسي هاي سازماني متداول گرديده است كه ممكن است به عنوان پايه و مبنائي براي بهم پيوستن و ارتباط نظريه هاي مختلف سازماني و شيوه هاي متعدد مديريت بكار رود .
ـ تعريف سيستم
 اصلاح سيستم به « مجموعه از اجزاء وابسته » اطلاق مي شود . به عبارت ديگر ، سيستم به معناي يك «كل» بكار مي رود كه از تركيب اجزاء متعددي تشكيل يافته است . حدود سيستم اصلي و سيستم هاي فرعي هميشه تابع قواعد و ضوابط يعني نيست به عنوان ، اگر بدن انسان را يك سيستم اصلي فرض كنيم ، هر يك از اجزاء آن (مانند دستگاه گوارش) سيستم فرعي بشمار مي رود ، ولي چنانچه خود دستگاه گوارش را سيستم اصلي تلقي نمائيم ، اجزاء وابسته (مانند معده ، روده ، كبد و ...) سيستم هاي فرعي سيستم اصلي (دستگاه گوارش) را تشكيل مي دهند . بهمين ترتيب در داخل يك سازمان (به عنوان سيستم اصلي) سازمان غيررسمي يك سيستم فرعي محسوب مي شود ، ولي اگر سازمان  غيررسمي خود سيستم اصلي تلقي شود ، در اين صورت سيستم هاي فرعي رفتار عبارتند از شبكه روابط اجتماعي ، شبكه روابط تخصصي ، شبكه قدرت و غيره كه قبلاً مورد بحث واقع شد . (اقتداري ، علي محمد (1310) ؛ ص 640)
ـ سيستم (نظام) عبارت است از منظومه اي از عناصر و اجزايي كه با هم ارتباط و كنش و واكنش متقابل داشته ، كل واحدي را به وجود مي آوردند . هر سيستم دراي حد و مرزي است كه آن را از محيط يا پيرامونش متمايز و با آن مرتبط مي سازد . حد و مرز بعضي سيستم ها ، نفوذ پذير و بعضي ديگر نفوذ ناپذير است بر مبناي اين خاصيت آنها را به سيستم هاي باز و بسته تقسيم مي كنند . (علاقه مند ، علي (1321) ص 176)
انواع سيستم
سيستم معمولاً به دو نوع تقسيم مي شود : سيستم باز (open system) و سيستم بسته (dosed system)

ـ سيستم بسته :  
بيشتر به سيستم هاي مكانيكي در فيزيك و علوم اجتماعي اطلاق مي شود . سيستم بسته صرفاً با استفاده از نيروهاي داخلي و بدون ارتباط با محيط خارج مي تواند به كار خود ادامه دهد . در نظريه هاي كلاسيك ، سازمان به عنوان يك «سيستم بسته» تلقي مي شود كه فقط متكي بر عوامل و نيروهاي داخلي است و بدون ارتباط با محيط خارج مي تواند مسائل خود را از طريق سلسله مراتب و تقسيم كار و روابط رسمي در داخل دستگاه حل و فصل كند . يكي از مشخصات سيستم بسته ، گرايش ذاتي در جهت تعادل ايستا و ركورد و توقف است . به عبارت ديگر در سيستم بسته بازده دستگاه تناسبي با منابع مصروفه ندارد و اتلاق منابع تا بي نظمي و اختلال و اقدامات بدون هدف براي حفظ وضع موجود رواج پيدا مي كند . (kast and Rosenzweiy, op.cit, p.119.)
ـ سيستم باز :
برخلاف سيستم بسته ، در سيستم بازگشايي در جهت تعادل پويا و رشد و تكامل از طريق ارتباط دائم با محيط خارج ملاحظه مي شود . در اين حالت ، سيستم با دريافت منابع مادي و انساني و تغيير و تبديل آنها و سعي در ازدياد و بهبود بازده ، بيش از آنچه نيرو مي گيرد ، نيرو توليد مي كند ، و بدين ترتيب خود را در مقابل سكون و نابودي حفظ مي كند . در سيستم باز ، دستگاه نه تنها بايستي خود را با عوامل محيط خارج سازگار سازد ، بلكه دائماً خود را با عوامل متغير داخلي نيز منطبق مي سازد . (اقتداري ، علي محمد (1310) ص 65)

مفهوم سازمان و انواع آن و كاركردهاي سازمان هاي رسمي و غيررسمي
سازمان
جامعه امروز ، جامعه سازماني است . كودكان در سازمان هايي به نام زايشگاه بدنيا مي آيند ، بيشتر سالهاي رشد و پرورش خود را در سازمان هايي به نام مدرسه مي گذرانند ، و پس از فراغت از مدرسه ، اغلب آنان به نحوي در سازمانهاي دولتي ، صنعتي ، تجاري يا آموزشي مشغول كار مي شوند . امروزه ، بخش عمده زندگي ما ، در سازمان ها يا در ارتباط با سازمان ها سپري مي شود . در يكي كار مي كنيم و از خدمات و توليدات سازمانهاي ديگر بهره مند مي شويم . بعضي از آنها بزرگ و پيچيده اند نظير سازمان هاي دولتي ، صنعتي ، دانشگاه ها و بعضي ديگر كوچك و ساده اند نظير شركت هاي خصوصي و انجمن هاي دانشجويي .
از اين رو ، گردش امور زندگي ، وابسته به سازمان ها و پيشرفت و بقاي جامعه ، تابع كار و عملكرد موثر آنهاست .
ـ تعريف سازمان
«سازمان عبارت از يك رشته روابط منظم و عقلاني است كه بين افرادي كه وظائف پيچيده و متعددي را انجما مي دهند و كثرت تعداد آنان به قدري است كه نمي توانند با هم در تماس نزديك باشند به منظور تامين هدفهاي مشترك خاصي برقرار مي گردد»  براي روشن شدن اين تعريف نخست به شرح اموري بپردازيم كه انجام آن براي تشكيل هر نوع سازمان ضرورت دارد .
1-    تقسيم كار : براي همكاري موثر دسته جمعي و لازمه تشكيل سازمان در درجه اول تقسيم كار و طبقه بندي وظايف است .
2-    اخيار و مسئوليت : حدود اختيارات و مسئوليت هاي شاغل در هر شغل بايد معلوم و مشخص شود .
3-    روابط : همكاري افراد در يك گروه متشكل به منظور تامين مقاصد يعني مستلزم اين است كه روابط آنها با يكديگر معلوم باشد .
برحسب عناصر مذكور در بالا سازمان را مي توان عمل طبقه بندي وظائف ، تفويض اختيار و تثبيت مسئوليت براي اجراي وظائف ، و تعيين روابط به منظور همكاري موثر در انجام هدفهاي سازمان تعريف نمود . (اقتداري ، علي محمد (1310) ص 119)
 در اينجا به كمك عناصر و ويژگي هاي مشتركي كه سازمان ها دارند ، مفهوم سازمان را تعريف خواهيم كرد عناصر و ويژگي هاي مشترك سازمان ها به شرح زيرند :
1-    سازمان ها هدف دارند ، يعني براي دستيابي به هدفها و مقاصد يعني به وجود مي آيند .
2-    سازمان ها از تركيب اجتماعي افرادي كه به طور گروهي كار مي كنند ، تشكيل مي شوند .
3-    فعاليت سازمانها استمرار زماني دارد .
4-    سامزان ها ، فعاليت خود را از طريق تفكيك وظايف ، از روي برنامه ، و با استفاده از دانش و فن و ابزار انجام مي دهند .
5-    سازمان ها ، واحدهاي يكپارچه و يگانه اي از فعاليت هاي منظم هستند و كار فعاليت خود را به طور عقلاني و منطقي ، هماهنگ و هدايت مي كنند .
بنابراين سازمان عبارتند از : هماهنگي معقول تعدادي از افراد كه از طريق تقسيم وظايف و برقراري روابط منظم و منطقي ، براي تحقق هدف يا منظور مشتركي ، به طور مستمر ، فعاليت مي كنند .
انواع سازمان ها
1-    سازمان رسمي : سازمان هاي رسمي به منزله تدابير و وسايلي هستند كه براي رفع نيازهاي اساسي جامعه بوجود مي آيند و با سير تحولات اجتماعي روز به روز گسترده تر و پيچيده تر مي شوند . آنها هدفهاي گوناگون و متفاوتي دارند و براي رسيدن به هدفهاي خود ، طبق برنامه فعاليت مي كنند . فعاليت آنها مستلزم استفاده از منابع انساني ، مادي و مالي است . سازمان هاي رسمي ، تحت نظم و ترتيب و قواعد و مقررات معيني فعاليت مي كنند و رفتار و مناسبات افراد در آنها ، تحت الگو و موازين ويژه اي شكل مي گيرد . چون ويژگي برجسته اين سازمان ها آن است كه رسماً و با قصد صريح نيل به هدفهاي معين برپا مي شوند ، اصطلاح سازمان رسمي بدانها اطلاق مي شود . (علاقه مند ، علي (1321) ص 5)
2-    سازمان غيررسمي : سازمان غير رسمي الگوي روابطي پديد مي آيد كه در هيچ نموداري منعكس نيست . در سازمان غير رسمي بر روباط گروهي افراد سازمان استوار است و نيازهاي فردي و گروهي آنها در شكل پذيري آن موثر است . روابط غيررسمي ، الگوي روابط رسمي سازماني را تحت تاثير قرار داده ، در نتيجه ، فراگرد تصميم گيري و مديريت را متاثر مي سازد . سازماندهي ، نظام رسمي همكاري و اشتراك مساعي را پديد مي آورد . با استخدام افراد و انتصاب افراد در پستها و مناصب سازمان رسمي ، ميان آنها كنش هاي متقابلي شكل مي گيرد و روابط متقابلي پديد مي آيد كه غالباً در ساختار رسمي سازمان پيش بيني نشده اند . از اين رو آنها ، براي ارضاي نيازهاي امنيت ، روابط اجتماعي ، احساس تعلق ، گروههاي غيررسمي را بوجود مي آورند . مي توان گفت به محض تشكيل سازمان رسمي ، موجبات تشكيل گروههاي غيررسمي ، و در نتيجه سازمان غيررسمي ، فراهم مي شود . (علاقه مند ، علي (1321) ص 113)
3-    سازمان ماتريس : امروزه به منظور تحقق موثر هدفها و پيشبرد و بهبود عملكردهاي سازماني ، جريان سازماندهي و طراحي ساختار سازماني ، دستخوش تغيير شده است يكي از شيوه هاي جديدي كه در سازماندهي كار رايج شده ، طرح ماتريس است . از اين طرح غالباً براي اجراي پروژه ها و طرحهاي موقت استفاده مي شود . با وجود اين ، در طراحي ساختار دايمي نيز مي توان آن را به كار برد . به زبان ساده ، سازمان ماتريس تركيبي از گروه بندي واحدها برحسب وظايف تخصصي و خدماتي (توليد) است . (علاقه مند ، علي (1321) ص 111)
« سازمان هاي اداري معمولاً از سه سطح مديريتي و يك سطح عمليات تشكيل مي گردد » :
1-    سطح مديريت عالي : كه در حقيقت طراحان خط مشي و روش هاي كلي سازمان هستند در اين سطح مديرعامل ، هيئت مدير ، مشاورين مديريت عالي و معاونين قرار دارند .
2-    سطح مديريت اجرايي : كه مسئوليت اجراي خط مشي سازمان را بعهده دارند كه اين سطح از مديريت اولين سطح اجرايي روش هاي طراحي شده براي تحقق اهداف سازمان مي باشد.
3-    سطح سرپرستان : سطوحي از مديريت هستند كه در سازمانهاي دولتي با كاركنان مامور اجراي عمليات دائماً در تماس هستند و فعاليت هاي مورد نظر سازمان را به انجام مي رسانند .
4-    سطح اجراي عمليات : كه وظيفه عملياتي و انجام فعاليت هاي تعريف شده سازماني توسط اين گروه انجام مي گيرد . اين سطح از سازمان مسئوليت سرپرستي ندارند لكن نسبت به عمليات انجام شده و فعاليت هاي مدنظر پاسخگو هستند .
لازم به تذكر است كه كليه سطوح مديريتي ، اجرايي ، سرپرستي و عملياتي علاوه بر داشتن مسئوليت و پاسخگويي بايد از تعهد كاري برخوردار باشند فعاليت ها و اجراي امور با دقت نظر و صحت و در نهايت سلامتي انجام پذيرد . تعهد كاري ميزان اهميتي است كه افراد نسبت به انجام فعاليت از خود بروز مي دهند و از ويژگي هاي دروني شخصيت مي باشند .






شناسايي سبك هاي مديريتي
سبك هاي مديريتي
در سبك هاي مديريتي مي توان وظيفه مداري ، رابطه مداري ، وظيفه مدري و رابطه مداري قوي و رابطه مدراي و وظيفه مداري ضعيف را از انواع مدل ها دانست .
-    سبك وظيفه مداري : رفتاري است كه با گرايش زياد مدير به تعيين نقش هاي كارمندان مشخص مي شود براساس الگوي سه بعدي اثربخشي مدير ، در صورتي كه اين سبك رفتاري مدير در شرايط نامناسب به كار برده شود رفتار مدير غير اثربخش خواهد بود و مدير «خودكامه» نام مي گيرد . زماني كه اين سبك رفتاري در شرايط مناسب به كار برده شود مدير اثربخش بوده و به نام «مدير مستبد خيرانديش» خوانده مي شود .
-    سبك رابطه مداري : مدير حداقل گرايش به وظيفه و يا كار و حداكثر گرايش به رابطه يا فرد را داراست اين سبك رفتاري در صورتي كه در شرايط مناسب به كار رود اثربخش و مدير فردي رشد دهنده تلقي مي شود ولي اگر اين سبك رفتاري در شرايط نامناسب به كار رود و در نتيجه غير اثربخش باشد ، مدير فردي مطيع و موعظه گر ناميده مي شود .
-    مديريت به سبك وظيفه مداري و رابطه مداري قوي : فرد با گرايش زياد مدير به وظيفه مداري و نيز گرايش زياد به رابطه مداري به طور هم زمان يعني مديريت تيمي توصيف مي شود . مديري كه اين سبك را در شرايط مناسب به كار گيرد مدير «مجري» نام مي گيرد و در صورتي كه در شرايط نامناسب استفاده شود مدير «سازشكار» ناميده مي شود .
-    در مديريت به سبك مداري و رابطه مداري ضعيف : فرد با حداقل گرايش به وظيفه مداري و نيز حداقل گرايش به رابطه مداري توصيف مي شود .

مديريت عبارت از :
-    هنر انجام دادن كار به وسيله ديگران (فالت . 1924)
-    فراگرد تبديل اطلاعات به عمل – اين فراگرد تغيير و تبديل را تصميم گيري مي ناميم (فوستر ، 1962 ، به نقل از آلبانيز ، 1975)
-    فراگرد هماهنگ سازي فعاليت فردي و گروهي در جهت هدفهاي گروهي (دانلي و همكاران ، 1971)
-    ايجاد محيطي موثر براي افرادي كه در گروههاي رسمي سازماني فعاليت مي كنند (كونتز و اودانل ، 1972)
-    هماهنگ سازي منابع انساني و مادي در جهت تحقق هدفها (كاست و رزنزويگ ، 1974)
ويژگي ها يا ملاك هاي مديريت
1-    فعاليت هاي منظم و سازمان يافته
2-    هدفها
3-    روابط ميان منابع
4-    انجام دادن كار به وسيله ديگران
5-    تصميم گيري  


اصول مديريت وكاربرد آنها
1-    اصل هماهنگي و وحدت هدف : يكي از مهمترين اصولي است كه رعايت آن به منظور ايجاد وحدت عمل در تحقق هدف مشترك سازمان ضرورت دارد . اين اصل با اصل وحدت هدف ارتباط دارد .
2-    اصل سلسله مراتب : وجود سلسله مراتب اداري براي تسهيل عمل هماهنگي لازم است . اين اصل با طبقه بندي وظائف و توزيع عمودي اختيار و صلاحيت ارتباط دارد .
3-    اصل تخصص : لازمه طبقه بندي وظايف و تقسيم كار مي باشد . اين اصل با نوع و ماهيت وظايف ارتباط دارد .
4-    اصل وحدت فرماندهي : يكي از اصول تابعه سلسله مراتب محسوب مي شود و براي ايجاد هماهنگي و جلوگيري از اختلاط مسئوليت بكار مي رود .
5-    اصل حيطه نظارت : اين اصل مربوط به تعداد كارمنداني است كه سرپرستي آنان بخوبي و سهولت از عهده يك سرپرست برمي آيد . اين اصل با سلسله مراتب ارتباط نزديك است .
6-    اصول اختيارات و مسئوليت : وظايف ، اختيارات و مسئوليت هاي مشاغل و همچنين روابط واحدهاي مختلف سازمان بايد در اين اصل با صراحت كامل تعريف گردد .
7-    اصل تعادل : طبق اين اصل ، در اجراي اصول و روشهاي مختلف سازماني بايد به نحوي تعادل برقرار گردد كه تحقق مقاصد و هدفهاي عمومي سازمان حداكثر آسان شود .
8-    اصل انعطاف پذيري و مداومت : چون اوضاع و شرايط سازمان دائماً در حال تغيير است بدين لحاظ مداومت فعاليت هاي سازمان ايجاد مي كند كه مقررات ، تدابير و روشهاي قابل انعطاف براي مقابله با شرايط متغير وضع گردد .
9-    اصل كارآيي : تحقق هدفهاي سازمان با حداقل هزينه و جلوگيري از عواقب نامطلوب است .
كاركردهاي مديريت
1-    تنظيم برنامه : شامل پيش بيني عمليات اساسي و تعيين طرق اجراي آن به منظور تامين هدف سازمان است .
2-    تشكيل سازمان : شامل تعيين صريح حدود اختيارات مي گردد كه طبق آن وظائف از هم تفكيك مي شوند و در عين حال بين آنها ارتباط و هماهنگي برقرار مي كنند .
3-    كارگزيني : شامل استخدام و كارآموزي و همچنين تامين شرايط مساعد كار مي گردد .
4-    فرماندهي : شامل عمل مداوم اخذ تصميم هاي خاص يا كلي و صدور دستور به منظور تحقق يافتن هدف مطلوب مي گردد .
5-    هم آهنگ كردن : شامل عمل مهم تطبيق وظايف مشاغل مختلف سازمان به منظور تحقق يافتن هدف مطلوب مي گردد .
6-    ارتباطات : به معناي آنكه مجري كساني را كه در برابر آنها مسئول است از جريان پيشرفت امور آگاه سازد .
7-    بودجه بندي : شامل تنظيم طرح مالي عوايد و مخارج سازمان و نظارت بر اجراي آن مي شود .
نقش هاي مديريت
اصطلاح نقش هاي مديريت به مقولات خاصي از رفتارهاي مديريتي يا « مجموعه هاي سازمان يافته از رفتارها » كه حول سه محور روابط ميان شخصي ، انتقال اطلاعات و تصميم گيري گروه بندي مي شوند .
•    نقش هاي ميان شخصي (نقش هاي كلي) : هدف اين نقش ها ، شكل دادن به روابط بين مدير و اشخاص ديگر است .
        1- مقام تشريفاتي
نقش هاي ويژه    2- رهبر
        3- رابط
•    نقش هاي اطلاعاتي (نقش هاي كلي) : هدف اين نقش ها ايجاد شبكه اي از ارتباطات است كه آنان را به مبادله اطلاعات مورد نياز قادر مي سازد .
        1- خبرگير
نقش هاي ويژه    2- پخشگر
        3- سخنگو
•    نقش هاي تصميمي (نقش هاي كلي) : سازمان را به نحوي به كار و عمل متعهد مي سازد .

        1- كارآفرين
نقش هاي ويژه    2- مهارگر آشفتگي
        3- تخصيصگر منابع
مفهوم آموزش
آموزش و بهسازي منابع انساني در عصر كنوني ، به لحاظ شرايط خاص زماني يكي از وظايف اجتناب ناپذير سازمانها و موسسات محسوب مي شود . اين مهم اصولاً در غالب «برنامه هاي آموزشي» مدون ، كوتاه مدت يا درازمدت به اجرا در مي آيد . در اين راستا هر برنامه آموزشي از نظر علمي ، سه مرحله مستقل و در عين حال مرتبط به هم را داراست : الف) برنامه ريزي     ب) اجرا     ج) ارزشيابي
-    آموزش رسمي : مجموع آموزشهايي كه از كودكستان آغاز شده و تا آموزش عالي ادامه مي يابد . اين نوع آموزش سازمان يافته و داراي ساختاري مشخص است و از سلسله مراتب منظمي پيروي مي كند .
-    آموزش غيررسمي : هر نوع فعاليت آموزشي را گويندكه سازمان يافته و برنامه ريزي شده باشد ولي در خارج از نظام آموزش رسمي تحقق مي پذيرد . (لطفعلي جباري : كارشناسي ارشد مديريت آموزشي)
تفاوت آموزشهاي رسمي با آموزشهاي غيررسمي
•    آموزشهاي رسمي ، آموزشهايي هستند كه داراي ساختار ، هدف ، برنامه ريزي ، روشهاي تدريس و ضوابط پذيرش مي باشد و فرق آموزش غيررسمي با آموزش رسمي ، در اين است كه آموزش رسمي در داخل نظام آموزش و پرورش رسمي كشور صورت مي پذيرد .
•    آموزشهاي غيررسمي ، مانند آموزش فني و حرفه اي ، آموزش بزرگسالان و آموزش ضمن خدمت ، خارج از نظام آموزش رسمي هستند .
•    در آموزش رسمي ، معلمان بايد داراي مدريك تحصيلي باشند ، يعني ضوابط خاص و از پيش تعيين شده اي براي معلمان اين دوره ها مشخص شده ، در حالي كه در آموزش غيررسمي ، لزوماً معلمان داراي مدرك ثابت و مشخصي نيستند .

ويژگي هاي آموزش هاي فني وحرفه اي و شناسايي نقش سازمان آموزش فني و حرفه اي در نظام آموزشي كشور
-    آموزش فني و حرفه اي عبارت از آموزش هاي رسمي يا غيررسمي كه منجر به ايجاد يا افزايش مهارت شغلي مي گردد و شامل آموزش هاي متوسطه فني و حرفه اي و كاردانش ، كارداني فني و حرفه اي و علمي و كاربردي ، ضمن خدمت و مديريت حرفه اي تخصصي و ساير آموزشهاي فني و حرفه اي كوتاه مدت مي باشد . (ماده 2 : از آئيين نامه اجرايي ، ماده 151 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران مصوب 11/08/1379 هيات وزيران)
-    آموزش هاي فني وحرفه اي ، آموزشهاي علمي كاربردي و عملي است كه به منظور ايجاد مهارت و تخصيص براي توانايي در احراز شغل ارائه مي شود و منجر به دريافت گواهينامه مهارت مي گردد .
-    سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور وابسته به وزارت كار و امور اجتماعي براساس ماده 151 قانون برنامه سوم متولي آموزش هاي فني و حرفه اي كوتاه مدت بود كه فعاليت هاي آموزشي خود را در دو بخش دولتي و غيردولتي سازماندهي نموده است . اين سازمان علاوه بر ستاد مركزي داراي بيست و نه اداره كل و مديريت در سطح كشور و يك مركز در كرج مي باشد و به منظور دستيابي به تازه هاي علوم و فناوري روز و همگاني با استانداردهاي بين المللي از جمله سازمان نموده است (ILO) المللي كار در اين راستا سازمان صرفنظر از تغيير كليات ساختار تشكيلاتي صرفاً در قسمت آموزش فعاليت هاي خود را در چارچوب محورهاي ذيل مطابق با استانداردهاي بين المللي انجام مي دهد .

اهداف آموزش فني وحرفه اي در نظام آموزش كشور
1-    برقراري ارتباط مستحكم ميان سيستم آموزشي و بازار كار
2-    دستيابي دانش آموزان به درك صحيح از رشته تحصيلي خود متناسب با ارائه صحيح آن در حوزه هاي كاري
3-    دستيابي دانش آموزان به مكانيزم هاي موجود در بازار كار
4-    دستيابي دانش آموزان به نوعي اعتماد حرفه اي در كار تخصصي خود
توسعه آموزش فني و حرفه اي به نوبه ي خود به بهبود و تجديد مفاهيم آموزش حرفه اي منجر گرديده است . از اين رو ، وزارت آموزش و LOGSE اجراي برنامه فرهنگ و جوامع مستقل به همكاري با متخصصين حوزه كار در جهت تقويت زمينه فرآيند آموزشي و استخدام فارغ التحصيلان مراكز آموزش حرفه اي مبادرت مي نمايد . امروزه نقش اساسي آموزش و فني و حرفه اي ايجاد خود اشتغالي با آموختن حرفه ها و مهارت هاي مختلف در آموزشگاه هاي آزاد و خود سازمان مي باشد .
مفهوم مديريت آموزشي
مديريت آموزشي يعني مهارت در رهبري : چنين روشي ، نتيجه و حاصل بسيار مهم را در بردارد و آن اينكه قدرت و ابتكار و خلاقيت معلمان مي افزايد ، ابتكار و خلاقيت در كار معلمان موقعي ظاهر مي گردد كه احساس نمايند كه اجازه دارند تصميمهاي مهمي درباره كار آموزشگاه اتخاد كنند و براي طرح هاي تنظيم شده از طرف ايشان ، ارزش و قدر قابل مي شوند و هيئت اداري آموزشگاه در اجراي تصميمها و تدبيرهاي گرفته شده ، آماده ياري و همكاري با آنان هستند . (وايلز ، كيمبل ، (1384) ص 17)
مديريت آموزش يعني مهارت در استفاده از روابط انساني :
يكي از وظايف هاي مديريت ايجاد محيطي سالم و مطلوب در آموزشگاه است . اساسي ترين راه براي ايجاد محيط مناسب اين است كه مدير يا رهبر آموزشي نسبت به افرادي كه با او در تماس هستند احترام لازم به عمل آورد .
مديريت آموزشي يعني مهارت در برقراري روابط گروهي : مدير يا رهبر آموزشي بايد قادر به ايجاد اوضاعي باشد كه در آن افراد با همكاري يكديگر امور محول را انجام دهند . هرگاه فرصت هاي فراوان براي انديشيدن و طرح ريزي براي كار و كوشش گروهي وجود داشته باشد وسايل اعتلا و رشد هيئت مدرسان آموزشگاه هم مزاحم مي گردد .
مديريت آموزشي يعني مهارت در امور استخدامي : مدير آموزشگاه وظيفه دارد كه در انتخاب كاركنان جديد آموزشي براي آموزشگاه ، نقش رهبري را ايفا نمايد . اجراي صحيح اين نقش مستلزم اين است كه مدير آموزشگاه به تجزيه و تحليل و تعيين و تشخيص خصوصيات مشاغل قادر باشد .
مديريت آموزش يعني مهارت در ارزشيابي : مهارت در استفاده كردن از روش هاي ارزشيابي ، مدير آموزشگاه را قادر خواهد ساخت كه به معلمان در گرفتن تصميمهاي لازم ياري كند . سنجش و ارزشيابي در امور آموزش شامل مواردي بدين شرح است : هدفها و مقاصد آموزشي روشن شود و موازين و ضابطه هائي براي تعيين ميزان پيشرفت كار مشخص گردد ، شواهدي كه دال بر ايجاد تغيير باشد جمع آوري گردد .
مفهوم مديريت آموزشي (ميركمالي ، سيد محمد (1373) ص 21)
اگرچه موضوع مديريت همزاد زندگي انسان است و از اولين روزهاي پيدايش با او بوده است ، اما در يك قرن اخير ، به علت پيدايش سازمان هاي جديد و پيچيده متراكم از تكنولوژي و برخوردار از انسان هاي پرنياز ، مورد توجه خاص قرار گرفته است . سرعت ، قدرت عمل و انبوه بودن فرآورده هاي انساني و صنعتي نياز به نيوري هماهنگ كننده متفكر و فرزانه اي به نام مدير دارد تا بتواند با برنامه ريزي درست بين همه اجزاء ، امكانات و نيروهاي سامزان ، هماهنگي و همسوئي بوجود آورد .
با آن كه همه مديريت ها به نوبه و در جاي خود مهم و پرارزش هستند ، اگر مديريت آموزشي را با ديگر انواع مديريت مورد مقايسه قرار دهيم متوجه مي شويم كه هيچ يك از آنها به اندازه مديريت آموزشي حائز اهميت نيست .
اگر مديريت آموزشي مي توانست انگيزه ها و جذابيت هاي لازم را در محيط كار آموزشي بوجود آورد ، شايد بسياري از مربيان بي رغبت و بي تفاوت به سرشوق آمده و كار پرثمري را ارائه مي دادند .
تعاريف مديريت آموزشي
 از آنجا كه مديريت آموزشي نيز در بردارنده مفهوم كلي مديريت در سازمان است . قبل از تعريف مديريت آموزشي ، به تعريف مفهوم كلي مديريت مي پردازيم . مديريت در مفهوم كلي و عام آن به شكل ها و با ديدگاه هاي متفاوت تعريف شده است . همه انديشمندان مديريت در يك نكته اتفاق نظر دارند و آن ايت است كه مديريت عامل رسيدن به اهداف سازمان مي باشد . استونر (Stoner) مي گويد ، مديريت فرآيند برنامه ريزي ، سازماندهي ، هدايت و كنترل كوشش هاي اعضاي سازمان و استفاده از تمام منابع سازمان براي دستيابي به اهداف معين سازماني است . (ميركمالي ، سيدمحمد (1373) ص 21)

اصول مديريت (برهاني ، بهاءالدين (1386) ص 24)
1- برنامه ريزي :
برنامه ريزي عبارت از مجموعه اقداماتي مشتمل بر پيش بيني هدف ها ، تعيين خط مشي ها ، رويه ها و روشهاي انجام كار كه بيانگر مقررات و آيين نامه هاي اجراي كار هستند . (محاسن برنامه ريزي) ، برنامه ريزي اين امكان را براي مدير فراهم مي سازد . 1- وضع موجود موسسه خود را بشناسد . 2- هدفهاي اصلي و فرعي موسسه را بشناسد و در راه رسيدن به آن ها اقدام كند . 3- منابع انساني و امكانات مادي در دسترس را بشناسد و آنها را در جهت هدف هاي موسسه خود هماهنگ و همسو سازد . 4- با روش ها و فنون پيش بيني و آينده نگري آشنا شود . 5- بتواند ساير فعاليت هاي خود مانند هدايت ، كنترل و تصميم گيري را در جهت مشخص اجرا نمايد .
2- سازماندهي :
سازماندهي يعني محول كردن وظايف و اختيارات متعدد به افراد مختلف و هماهنگ كردن روابط آنان در جهت تامين هدف مشترك سازمان ، سازماندهي (تشكيل سازمان) مستلزم اجراي سه عمل زير است . 1- تقسيم كار و طبقه بندي وظايف 2- تفويض اختيار و مسئوليت 3- برقراري ارتباطات مناسب بين افراد و پست هاي مختلف و هماهنگي بين مقام هاي سازمان به منظور كسب هدف مشترك
3- كارگزيني :
مديريت امور پرسنلي يا كارگزيني با عوامل انساني كه مهمترين و پرارزش ترين عوامل توليد است ، سروكار دارد . موضوع اداره امور استخدامي يا كارگزيني ، مطالعه قواعد و روش هاي استخدام ، پرورش ، حفظ و كاربرد منابع انساني در موسسات است . (ستاري ، حسن – مديريت منابع انساني ، انتشارات دانشگاه تهران ، ص 1)

4- هدايت و سرپرستي :
يعني انگيزش و رهبري ، نيازها بزرگترين عامل ايجاد انگيزش در افرادند . بنابراين مديران براي رضامندي كاركنان و ايجاد انگيزش در آنان لازم است نيازها و خواسته هاي كاركنان را رفع كنند تا كشش هاي لازم براي حركت افراد به سوي اقدامات لازم در جهت رسيدن به هدف ها صورت مي گيرد (هدايت) . رهبري جز جدايي ناپذير مديريت و دشوارترين اصل آن است . امروزه نقش مدير به عنوان رهبر به قدري اهميت پيدا كرده كه بخش هاي دولتي و خصوصي در جستجوي يافتن و ويراني هستند كه قدرت و توان رهبري سازماني را داشته باشند .
5- كنترل (ارزشيابي):
كنترل را نوعي مقايسه و تطبيق بين آنچه كه هست و آنچه كه بايد باشد ، دانسته اند . مديران از طريق ارزشيابي و كنترل كردن مي توانند سازمان خود را بهتر بشناسند و برنامه هاي آن را كه از قبل تعيين شده ، در صورت انحراف از هدف ، تصحيح نمايد .

انجام پایان نامه

 

انجام پایان نامه

 

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

سفارش پایان نامه