انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

انجام پایان نامه انعطاف پذيري و تمرينات كششي - تربيت بدني

انجام پایان نامه| انعطاف پذيري و تمرينات كششي - تربيت بدني

فصل اول
مقدمه و معرفي
 
1ـ1 مقدمه
انعطاف‌پذيري يكي از اجزاء آمادگي جسماني و يك بخش كليدي در پيشگيري از آسيب و بهبود اجراي ورزشي مي‌باشد ( ). در افراد غيرفعالي كه عادت به زندگي كم تحرك دارند، عضلات و تاندون‌هايشان كوتاه و فاقد قابليت كشش مي‌شوند. به عبارت ديگر دستگاه عضلاني در نتيجه بي‌تحركي، به تدريج قابليت ارتجاعي خود را از دست مي‌دهند و در نهايت دچار كاهش قابليت كشش مي‌شود(  ). براي توسعه سريع انعطاف‌پذيري، تمرينات مربوط به گرم كردن اجرا مي‌گردد كه در نتيجه اجراي يكسري حركات كششي تا ميزان محدودي مي‌توان برانعطاف‌پذيري افزود، ليكن اين نوع تمرينات به تنهايي نمي‌تواند سبب بهبود انعطاف‌پذيري در درازمدت شود( ). امروزه تمرينات كششي به منظور توسعه انعطاف‌پذيري، بخش مهمي از هر نوع فعاليت جسماني به شمار مي‌رود ( ).
چندين شيوه كششي شامل ايستا ، پويا  و تسهيل عصبي ـ عضلاني گيرنده‌هاي عمقي  (PNF) افزايش در انعطاف‌پذيري را نشان داده‌اند(  ). برخي از مطالعات پيشين نشان داده‌اند كه روش كششي PNF افزايش بيشتري را در دامنه حركتي نسبت به ساير روشها ايجاد مي‌كنند ( ). اگرچه برخي از مزاياي استفاده از روشهاي كششي PNF مشخص شده است اما كارايي بيشتر اين روشها در تحقيقات هنوز مورد سؤال است (  ).
چندين نوع روش كششي PNF وجود دارد كه عبارتند از: CR ، HR ، CRCA  و SRHR  و ACR  ( ).
شماري از مطالعات شيوه SRHR را در تحقيقات خود به كار برده‌اند و هركدام زمانهاي متفاوتي را براي نگهداري انقضاض ايستا (MVIC)  ذكر كرده‌اند ( ). در نتيجه تعيين مؤثرترين زمان نگهداري انقباض ايستا در اين شيوه بايد بررسي شود. در صورتيكه زمان كوتاهتر MVIC، افزايش يكساني ا در دامنه حركتي (ROM)  در مقايسه با يك زمان طولاني‌تر ايجاد كند، مربيان و ورزشكاران ممكن است شيوه‌اي كه زمان كمتري را صرف كند، ترجيح دهند.
2ـ1 بيان مسأله
تمرينات انعطاف‌پذيري به طور كلي به عنوان يك بعد مهم در اجراهاي ورزشي پذيرفته شده است و بطور وسيعي بعنوان يك شيوه مؤثر در درمان و پيشگيري از آسيبها مورد استفاده قرار گرفته است. تمرينات كششي براي افزايش قابليت كشساني بافت،  و بدين طريق افزايش دامنه حركت مفاصل ويژه طراحي شده‌اند. اعتقاد بر اين است كه افزايش دامنه حركت عملكردهاي ورزشي را بهبود و شدت و تعداد آسيبها را كاهش مي‌دهد ( ). با وجود اينكه عوامل ارثي نقشي تعيين كننده در انعطاف‌پذيري ايفاء مي‌كنند، حركت‌پذيري  مفصل مي‌تواند از طريق يك برنامه منظم حركات توسعه دهنده انعطاف‌پذيري حفظ و يا توسعه داده شود.( )
اجزاء مقاوم غيرفعال  و انقباضي فعال  در برابر كشش عضله مقاومت ايجاد مي‌كنند و روشهاي ويژه‌اي براي كاهش مقدار چنين محدودكننده‌هايي پيشنهاد شده‌اند( ).
به منظور توسعه انعطاف‌پذيري، روشهاي كششي مختلفي ارائه شده‌اند كه محققين بطور كلي آنها را به سه دسته ايستا، پويا PNF تقسيم نموده‌اند ( ). روش كششي ايستا عبارت است از كشيدن عضله تا نقطه احساس مقاومت و حفظ اين وضعيت به مدت 6 تا 60 ثانيه ( ) شيوه كششي پويا، متضمن حركات تابي يا فعال مي‌باشد. در اين نوع كشش، گروه عضلات در حالت كشيدگي نگه داشته نمي‌شوند، بلكه از حركات پوياي مكرر در يك زمان كوتاه استفاده مي‌شود ( ). به عقيده كنت و وس، PNF عبارت است از تسريع يا توسعه مكانيسم  عصبي، عضلاني از طريق تحريك گيرنده‌هاي عمقي ( ).
از رايج‌ترين روشهاي PNF كه ورزشكاران در تمرينات خود مورد استفاده قرار مي‌دهند، روش SRHR است كه به عقيده برخي محققين انعطاف‌پذيري را بيش از ساير روشهاي كششي معمول PNF افزايش مي‌دهد ( ). روش SRHR شامل انقباض ايستاي عضلات مخالف ، پس از انقباض عضلات موافق است ( ) و از آنجاييكه هر دو گروه عضلاني موافق و مخالف در اين روش منقبض مي‌شوند، با تحريك گيرنده‌هاي عمقي درون عضلاني از طريق بازداري اتوژنيك  و بازداري دوسويه  موجب انبساط (راحتي)  در عضله تحت كشش مي‌شود.
متون متعددي كه از روش SRHR استفاده كرده‌اند، هر كدام زمانهاي متفاوتي را براي نگهداري MVIC توصيه نموده‌اند( ). در حاليكه برخي از متون زمان مشخصي را براي MVIC ذكر نكرده‌اند( )، برخي از محققين 3 ثانيه MVIC را در روشهاي مختلف PNF مورد حمايت قرار داده‌اند( ). در مطالعات ديگر 5 ثانيه ( ) و 6 ثانيه MVIC ( ) نيز مورد استفاده قرار گرفته است. بعلاوه، ابهام وقتي بيشتر مي‌شود كه محققان 7 ثانيه ( )، 7 تا 8 ثانيه ( )، 10 ثانيه ( )، 15 ثانيه ( ) و حتي تا بيش از 20 ثانيه MVIC ( ) را نيز بكار برده‌اند.

مطالعه حاضر تأثير 5، 10 و 15 ثانيه MVIC در كشش PNF به روش SRHR را بر توسعه دامنه حركتي مفصل ران مورد بررسي قرار مي‌دهد. در واقع محقق در جستجوي پاسخ به اين سؤال است كه آيا بين زمانهاي 5، 10 و 15 ثانيه MVIC در روش SRHR تفاوتي وجود دارد يا خير؟
3ـ1 ضرورت و اهميت تحقيق
انعطاف‌پذيري در آمادگي جسماني از اهميت ويژه‌اي برخوردار است و اهميت آن در همه فعاليتهاي ورزشي، حركت درماني و توانبخشي  امروز، مورد قبول همه پژوهشگران و دست‌اندركاران قرار گرفته است. انعطاف‌پذيري از طريق تمرينات روشهاي مختلف كششي قابل توسعه مي‌باشد. هدف كلي اين تمرينات دوباره بدست آوردن يا ايجاد كردن فعاليت بافتهايي است كه مفاصل را احاطه كرده‌اند ( ).
از آنجائيكه آسيب مي‌تواند ناشي از كشش سريع عضلاني باشد كه بخوبي آسوده نشده‌اند، طرفداران تمرينات كششي عضلاني اغلب بر روي ميزان آسودگي عضلات در خلال استفاده از روشهاي كششي تأكيد دارند( ). يكي از موثرترين روشهاي كششي كه باعث آسودگي عضلات تحت كشش مي‌شود، روش كششي PNF است. از سوي ديگر، قابليت كشش عضلات همسترينگ در پيشگيري از آسيب، حفظ تعادل عضلاني و وضعيت بدني،  حفظ كامل دامنه حركتي مفاصل، عملكرد مطلوب عضلاني ـ اسكلتي و بهبود اجرا در ورزش با اهميت است( ). بعلاوه. كاهش قابليت كشش عضلات همسترينگ با درد كمر، انحرافات وضعيت بدن، محدوديت در راه رفتن و خطر زمين خوردن در ارتباط است( ). همچنين بدليل اهميت قابليت كشش عضلات همسترينگ است كه اندازه‌گيري آن در بيشتر برنامه‌هاي آزمون آمادگي جسماني گنجانده شده است( ). لذا، آگاهي از نحوه اجراي مؤثرترين روش كششي به منظور افزايش دامنه كشش ضرورت پيدا مي‌كند.
در خصوص روش PNF، اگرچه فوايد استفاده از آن در كشش مورد قبول واقع شده، ليكن در مورد برخي خصوصيات از جمله زمان نگهداري MVIC، تحقيقات بعمل آمده در خارج از كشور محدود و در داخل كشور تنها مي‌توان به يك تحقيق صورت گرفته اشاره كرد.
بيشتر تحقيقات كه در اين زمينه صورت گرفته، اثرات كوتاه مدت روشهاي كششي PNF بر دامنه حركتي بررسي شده است (ornelius 1987, schmitt 1999, Nelson 1991, Bonnar, 2004) تنها در دو تحقيق اثرات بلندمدت روشهاي كششي PNF بر توسعه دامنه حركتي بررسي شده است. (فهيمي 79، Rouland 2003) كه از طرفي تحقيقات مذكور بر روي زنان صورت گرفته و از سوي ديگر نتايج آنها متناقض است، لذا در مورد اثرات زمانهاي مختلف MVIC بر توسعه دامنه حركتي توافق نظر وجود ندارد.
نتايج اين تحقيق نشان خواهد داد كه مطلوب‌ترين زمان نگهداري انقباض ايستا در اين روش كدام است. براي استفاده در اختيار ورزشكاران، مربيان، فيزيوتراپيها و متخصصان تربيت بدني و علوم ورزشي قرار گيرد تا در تمرينات آماده‌سازي ورزشكاران و قهرمانان در دوره گرم كردن و نيز بازتواني و توانبخشي استفاده نمايند. از سوي ديگر ضمن مشخص نمودن دستورالعمل صحيح براي استفاده از اين روش كششي، زمينه‌اي براي انجام تحقيق توسط ديگران فراهم گردد.
4ـ1 اهداف تحقيق
الف) هدف كلي
بررسي تأثير 5، 10 و 15 ثانيه انقباض ايستا (SRHR) در روش كششي PNF بر توسعه دامنه حركتي عضلات همسترينگ پاي غيرغالب مردان غيرورزشكار، هدف كلي اين تحقيق است.
ب) اهداف اختصاصي
1ـ بررسي تأثير 5 ثانيه انقباض ايستا (SRHR) در روش كششي PNF بر توسعه دامنه كشش عضلات همسترينگ پاي غيرغالب آزمودني‌ها
2ـ بررسي تأثير 10 ثانيه انقباض ايستا (SRHR) در روش كششي PNF بر توسعه دامنه كشش عضلات همسترينگ پاي غيرغالب آزمودني‌ها
3ـ بررسي تأثير 15 ثانيه انقباض ايستا (SRHR) در روش كششي PNF بر توسعه دامنه كشش عضلات همسترينگ پاي غيرغالب آزمودني‌ها
4ـ بررسي تأثير 5 و 10 ثانيه انقباض ايستا در روش كششي PNF بر توسعه دامنه كشش عضلات همسترينگ پاي غيرغالب آزمودني‌ها
5ـ بررسي تأثير 5 و 15 ثانيه انقباض ايستا در روش كششي PNF بر توسعه دامنه كشش عضلات همسترينگ پاي غيرغالب آزمودني‌ها
6ـ بررسي تأثير 10 و 15 ثانيه انقباض ايستا در روش كششي PNF بر توسعه دامنه كشش عضلات همسترينگ پاي غيرغالب آزمودني‌ها
7ـ بررسي تأثير 5، 10 و 15 ثانيه انقباض ايستا در روش كششي PNF بر توسعه دامنه كشش عضلات همسترينگ پاي غيرغالب آزمودني‌ها
5ـ1 پيش‌فرضهاي آزمون
1ـ آزمودني‌ها حداكثر سعي و تلاش خود را در اجرا صحيح آزودن بكار خواهند گرفت.
2ـ آزمودني‌ها در شرايط يكساني تمرين كرده و اندازه‌گيري مي‌شوند.
6ـ1 فرضيه‌هاي تحقيق
1ـ 5 ثانيه MVIC در روش كششي SRHR بر دامنه حركتي مفصل ران تأثير دارد.
2ـ 10 ثانيه MVIC در روش كششي SRHR بر دامنه حركتي مفصل ران تأثير دارد.
3ـ 15 ثانيه MVIC در روش كششي SRHR بر دامنه حركتي مفصل ران تأثير دارد.
4ـ بين تأثير 5، 10 و 15 ثانيه MVIC در روش كششي SRHR بر دامنه حركتي مفصل ران تفاوت وجود دارد.
7ـ1 محدوديت‌هاي تحقيق
الف) محدوديتهاي تحت كنترل
1ـ سن: دامنه سني آزمودني‌ها بين 18 تا 24 بود.
2ـ مفصل مورد مقايسه: در اين تحقيق مفصل ران مورد بررسي قرار گرفت.
3ـ استفاده از وسايل سنجش يكسان و نيز همزماني انجام آزمون‌ها
4ـ هيچيك از آزمودني‌ها ناراحتي عصبي، اسكلتي و عضلاني در خلال برنامه تمرين و 6 ماه قبل از آن نداشتند.
ب) محدوديتهاي خارج از كنترل
1ـ ميزان انگيزش شركت‌كنندگان در تمرينات كه ممكن است تلاش كافي در اين زمينه بكار نگيرند.
2ـ عدم توانايي كنترل افراد در خارج از اوقات برنامه تمرين.
3ـ ميزان فعاليت، استراحت، تغذيه و كليه مسائل محيطي خارج از اوقات برنامه تمرين.
4ـ عوامل ژنتيكي كه بر روي دامنه حركتي مفصل ران تأثيرگذار هستند.
8ـ1 متغيرهاي تحقيق
الف) متغير مستقل: در اين تحقيق روش كششي SRHR-PNF متغير مستقل است.
ب) متغير وابسته: ميزان دامنه كشش عضلات همسترينگ پاي غيرغالب آزمودني‌ها، متغير وابسته مي‌باشد.
9ـ1 تعريف عملياتي واژه‌ها و اصطلاحات
ـ عضلات آگونيست (موافق) Agonist
عضلاتي هستند كه مستقيماً مسئول حركت هستند و با انقباض خود مفصل را در دامنه حركت طبيعي خود حركت مي‌دهند ( ). در اين تحقيق گروه عضلات چهار سر راني آگونيست بودند.
ـ عضلات آنتاگونيست (مخالف) Antagonist
عضلاتي هستند كه ضد عضلات موافق عمل كرده و عضو را به وضعيت اوليه برمي‌گردانند( ) در اين تحقيق گروه عضلاني همسترينگ آنتاگونيست بودند.
ـ بازداري دوسويه (بازداري مقابل و معكوس) Reciprocal inhibition
مادامي كه عضله موافق يك اندام را در سرتاسر حركتي‌اش حركت مي‌دهد، بازداري دوسويه از فعاليت عضله مخالف جلوگيري مي‌كند( ).
ـ بازداري اتوژنيك (بازتاب كششي معكوس) Autogenic inhibition
تحريك اندامهاي وتري گلژي به منظور وقفه يا استراحت در يك عضله است( )
ـ روش كششي PNF
روش تسريع يا توسعه مكانيسم عصبي ـ عضلاني از طريق تحريك گيرنده‌هاي عمقي كه مي‌تواند باعث شل شدن يا استراحت عضله شود(  ) در اين تحقيق روش كششي SRHR-PNF استفاده گرديد.
ـ روش Slow-Reversal-Hold-Relax
انقباض ايستاي عضلات مخالف و پس از آن انقباض درونگراي عضلات موافق است( ).
ـ راحتي عضلاني (انبساط و شل بودن عضلاني) Relaxation
پايين بودن انقباضات و حداقل كوشش عضلاني و يا حذف و به حداقل رساندن كوشش و انقباضات عضلاني را راحتي عضلاني تعريف مي‌كنند( ).



فصل دوم
ادبيات و پيشنه تحقيق
 
1ـ2 مقدمه
در اين فصل به زيربناي نظري و تحقيقات انجام شده در رابطه با موضوع تحقيق اشاره مي‌شود. لذا ضمن ارائه مطالب در دو مبحث كلي انعطاف‌پذيري و تمرينات كششي به تحقيقات داخلي و خارجي انجام شده در رابطه با اين موضوعات پرداخته خواهد شد.
2ـ2 انعطاف‌پذيري
انعطاف‌پذيري به عنوان توانايي حركت دادن يك مفصل در دامنه حركتي طبيعي بدون فشار زائد بر واحد عضلاني ـ تاندوني (Zakas, etal 2003)، توانايي يك عضله براي طويل شدن (william, etal 1997)، توانايي حركت دادن يك يا چند مفصل به آرامي در سرتاسر دامنه حركت آن (غني‌زاده حصار 81) و دامنه حركتي ممكن پيرامون يك مفصل معين يا گروهي از مفاصل (گائيني 82) تعريف شده است.
همچنين آندرسون و بورك، انعطاف‌پذيري را به عنوان دامنه حركتي در يك مفصل يا يك گروه از مفاصل كه توسط عضلات، تاندونها و ليگامنت‌ها تحت تأثير قرار مي‌گيرد، تعريف كرده‌اند (راغي 81).
3ـ2 انواع انعطاف‌پذيري
انعطاف‌پذيري به شكلهاي مختلف تقسيم‌بندي شده است، برخي از اين تقسيم‌بنديها به شرح زير است: فاكس و ماتيوس انعطاف‌پذيري را به دو دسته ايستا  و پويا  تقسيم‌بندي نموده‌اند:
ـ انعطاف‌پذيري ايستا: حدود تغييرات حركت در حول مفصل به عنوان انعطاف‌پذيري ايستا تعريف شده است. اين نوع انعطاف‌پذيري را مي‌توان به صورت دقيق توسط وسيله‌اي به نام انعطاف‌سنج (فلكسومتر)  اندازه گرفت.
ـ انعطاف‌پذيري پويا: اين نوع انعطاف‌پذيري به عنوان مقابله يا مقاومت مفصل در برابر حركت تعريف شده است. به بيان ديگر، اين نوع انعطاف‌پذيري فقط مربوط به تغيير حركت مفصل نبوده، بلكه با نيروهايي كه در برابر هر نوع تغيير حركت مقاومت مي‌كنند، سروكار دارد. از آنجائيكه اندازه‌گيري اين نوع انعطاف‌پذيري مشكل به نظر مي‌رسد در تربيت بدني و ورزش كمتر مورد توجه قرار گرفته است (فاكس و ماتيوس).
همچنين براساس تقسيم بندي كورز (kurz)، انعطاف‌پذيري به سه دسته نيز ممكن است تقسيم شود. (راغي 81):
ـ انعطاف‌پذيري پويا : توانايي انجام حركات پوياي عضلاني براي حركت دادن مفاصل در گل دامنه حركتي آنها.
ـ انعطاف‌پذيري ايستا و فعال : توانايي حفظ يك وضعيت كشش با استفاده از تنش در عضلات موافق و همكار در حين كشيدگي عضلات مخالف مي‌باشد. براي مثال، بالا آوردن پا و حفظ آن در بالا بدون حمايت خارجي.
ـ انعطاف‌پذيري ايستا و غيرفعال : توانايي حفظ وضعيت كشش با استفاده از وزن بدن، حمايت اندامهاي ديگر و يا هر وسيله‌اي مثل صندلي.
در يك تقسيم‌بندي ديگر توسط آلتر، انعطاف‌پذيري به 4 طبقه اصلي تقسيم گرديده (Alter, 1998):
ـ انعطاف‌پذيري ايستا: به دامنه حركتي در يك مفصل اطلاق مي‌شود، بدون توجه به سرعت در طول كشش بنابراين انعطاف‌پذيري ايستا، نتيجه كشش ايستاست.
ـ انعطاف‌پذيري پويا (بالستيك): معمولاً به حركات سريع رفت و برگشتي، پرشي، ضربه‌اي و ريتميك اطلاق مي‌گردد. در كشش پويا براي افزايش دامنه حركتي با اعمال نيرو، از گشتاور  بدن يا عضو در حال تكان استفاده مي‌شود در نتيجه، احتمال آسيب نيز بيشتر است.
ـ انعطاف‌پذيري ديناميك  يا عملي : قابليت به كار بردن دامنه حركتي مفصل در اجراي يك فعاليت بدني است. چه با سرعت طبيعي و چه با سرعت زياد. انعطاف‌پذيري عملي با موفقيتهاي ورزشي بالاترين ارتباط و همبستگي را دارد.
ـ انعطاف‌پذيري فعال: به دامنه حركتي اطلاق مي‌شود كه بدون كمك، با استفاده از نيروي عضلاني خود فرد بصورت ارادي صورت مي‌پذيرد. مثال اين نوع انعطاف‌پذيري بلند كردن آهسته پا و نگهداشتن آن در زاويه ْ90 مي‌باشد.
3ـ2 عوامل محدودكننده انعطاف‌پذيري
عوامل چندي ممكن است در دامنه حركتي يك مفصل نقش داشته باشند كه عبارتند از (گائيني 82):
1ـ ساختار استخواني ممكن است نقطه نهايي حركت مفصل را محدود كند. در مفصل آرنجي كه دچار شكستگي شده ممكن است در فضاي مفصل كلسيم زيادي جمع شود كه باعث مي‌شود مفصل توانايي باز شدن كامل خود را از دست بدهد.


انجام پایان نامه 

 

انجام پایان نامه

 

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

سفارش پایان نامه

نقشه