انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

انجام پایان نامه ارشد

انجام پایان نامه بررسي تاثير رسانه هاي خارج از كشور بر علاقه جوانان 20 الي 30 سال به پان تركيسم در شهرستان اردبيل

انجام پایان نامه|بررسي تاثير رسانه هاي خارج از كشور بر علاقه جوانان 20 الي 30 سال به پان تركيسم در شهرستان اردبيل


فصل اول
مقدمه و كليات


مقدمه :
 مسئله قوميت و قومگرايي از مسائل مهم (اجتماعي) كشور است كه همواره در مراحل تبديل شدن به مسئله امنيتي است، دشمنان نظام مقدس جمهوري اسلامي جهت ضربه زدن به اين نظام از تمامي شگردها و شيوه ها اعم از تحريم اقتصادي ، تحميل جنگ 8 ساله ، متهم كردن به عدم رعايت حقوق بشر استفاده كرده و به حول قوه الهي موفق نشده است و سرد مداران زور و استكبار جهاني راه و شيوه جديدي كه انتخاب كرده اند بر هم زدن امنيت داخلي كشور با تحريك قوميتها مي باشد و علنا در اين رابطه بودجه كلاني اختصاص داده شده  و سياستمداران آمريكا اعلام كرده اند در ايران پتانسيل قوميتها وجود داشته كه چندين سال است كه از آن بي خبر بوده اند در نتيجه پس از آن توجه خاصي بر تحريك قوميتها كرده اند و نا آراميهاي استان خوزستان و استانهاي آذري نشين كشورمان در سالهاي اخير نتيجه اقدامات آنان ميباشد .
در اين رابطه نقش رسانه هاي گروهي بسيار با اهميت و حساس است بطوريكه اغتشاش خرداد سال 85 شهرستان اردبيل در رابطه با موضوع كاريكاتور روزنامه ايران توسط رسانه هاي خارجي به ويژه شبكه هاي تلويزيوني جمهوري آذربايجان و شبكه هاي راه اندازي شده توسط عناصر قوم گرا كه از آمريكا پخش مي گردد هدايت مي شد و اين شبكه هابا پخش برنامه هاي تحريك آميز و غلو كردن موضوع در صدد كشاندن مردم به خيابانها و صحنه هاي درگيري و روياروي مردم با مامورين بودند كه در اين تحقيق به شناسايي رسانه هاي مذكور همچنين تاثير آنان بر علاقه جوانان بر پان تركيسم پرداخته ايم كه انشاء قابل بهره برداري خواهد بود.
 
بيان مسئله :
 نظام مقدس جمهوري اسلامي در زماني پيروز شد كه كشور ايران كاملا تحت نفوذ امپرياليسم غرب بود و اين نظام كه برگرفته از مكتب مقدس اسلام به ويژه مذهب تشيع بود اهداف سلطه جويانه ابر قدرتهاي غرب و شرق را در كشورمان نفي كرده ابر قدرت غرب كه حامي حكومت استبدادي ايران بود و بر ثروت ملي كشور خيمه زده و غارت ميكرد توان مقابله با ايمان و وحدت و رهبري انقلاب را از دست دادند و بصورت مفتضحانه خاك پاك كشورمان را ترك كردند.
اين شكست براي آنان نه تنها درس عبرت نشد بلكه به روش هاي گوناگون از جمله تحريم اقتصادي، تحميل جنگ 8 ساله، تقويت وابستگان داخلي در مورد بر اندازي نظام مقدس اسلامي برآمدند تا مجددا كشور پهناور ايران اسلامي را به سلطه خود در آورند. با توجه به اينكه همه اين توطئه ها يكي پس از ديگري با لطف خداوند و اتحاد مردم و تدبير مسئولين نظام خنثي گرديد. لذا اكنون اين دشمن ديرينه نظام اسلامي توطئه شوم ديگري را طراحي كرده است كه اين توطئه تحريك قوميتها و ايجاد درگيري قومي، جهت تجزيه كشور پهناور ايران به دست قوم گرايان ميباشد. و در اين راستا با تصويب بودجه و حمايت از قوميتها، راه اندازي شبكه هاي تلويزيوني و تبليغ بسيار وسيع قوم گرايي اقدام به برهم زدن امنيت داخلي كشورمان را مي نمايند كه ناآرامي هاي اخير خوزستان و استانها ي آذري نشين كشورمان نمونه اي از اقدامات آنان مي باشد.
در اين راستا نقش رسانه هاي خارجي بسيار با اهميت است همواره با پخش برنامه هاي تبليغي درصدد تحريك احساسات جوانان ميباشند. بطوريكه شبكه هاي تلويزيون گوناز تي وي و تعداد ي از شبكه هاي تلويزيوني جمهوري آذربايجان در جريان اغتشاش خرداد سال 85 شهرهاي آذري نشين نقش مهمي را در تحريك و هدايت عناصر قوم گرا ايفا مي كردند و با پخش لحظه به لحظه ناآرامي ها و پخش خبرهاي كذب مبني بر كشته شدن تعداد زيادي از مردم به دست پليس، مردم را تحريك و هدايت مي كردند.
با توجه به اينكه موضوع قوميت گرايي و پان تركيسم به موضوع امنيتي تبديل شده و گردانندگان پان تركيسم امنيت ملي را نشانه رفته اند و اهداف تجزيه طلبي را دنبال ميكنند و در اين راه رسانه هاي خارج از كشور رسالت پشتيباني از آن گروه را بعهده دارند. لذا  اگر چه بيداري و غيرت آذري زبانان كشورمان و حس وطن پرستي و حمايت از نظام مقدس اسلامي همه توطئه آنان را خنثي خواهد كرد ولي باز هم نميتوان نسبت به آن بي تفاوت ماند.  به همين دليل در اين پروژه تحقيق ، تلاش شده است كه تاثير رسانه هاي خارج از كشور بر علاقه جوانان به پان تركيسم در شهرستانهاي اردبيل ، پارس آباد و مشگين شهر مورد بررسي قرار گيرد كه انشاء الله نتايج حاصله از آن در حل بعضي از مشكلات مؤثر باشد .


 
اهداف ويژه تحقيق :
الف ) اهداف اصلي
1)    سنجش دقيق ميزان تاثير رسانه هاي خارج از كشور بر علاقمندي جوانان به پان تركيسم
2)    شناسايي رسانه هاي خارجي فعال در اين رابطه
3)    پي بردن به اهداف اصلي رسانه هاي خارج از كشور كه در اين رابطه فعاليت دارند .
4)    تهيه راهكارهاي مناسب جهت مقابله با تاثير اين رسانه ها
ب) اهداف فرعي :
1)    شناسايي و كشف دلايل گرايش جوانان به شبكه هاي خارج از كشور .
2)    سنجش ميزان تاثير رسانه هاي داخلي در خنثي كردن تاثير تبليغات رسانه هاي خارج از كشور
3)    شناسايي نقلط ضعف خودي كه رسانه هاي خارج از كشور از آن سوء استفاده مي كنند.
4)    شناسايي گردانندگان احتمالي پشت صحنه رسانه هاي خارج از كشور
5)    انعكاس نتايج حاصله از تحقيق به مبادي مربوط جهت رفع نقاط ضعف و تقويت نقاط قوت .

 
سؤالات تحقيق
الف) سؤال اصلي
آيا رسانه هاي خارج از كشور اعم از شبكه هاي تلويزيومي جمهوري آذربايجان و يا شبكه هاي تلويزيوني كه توسط عناصر قوم گرا راه انداي شده است واز آمريكا پخش مي شود در علاقه جوانان به پان تركيسم تاثير دارد.
سؤالات فرعي :
1-    آيا رسانه هاي خارج از كشوذ با هدف خاص نسبت به تبليغ پان تركيسم اقدام مي نمايد.
2-    آيا برنامه هاي پخش شده از رسانه هاي خارج از كشور متنوع و جذاب هستند .
3-    آيا رسانه هاي خارج از كشور اهداف تجزيه طلبي را دنبال مي كنند.
4-    آيا شبكه هاي تلويزيوني مبلغ افكار پان تركيسم در جذب بيننده و طرفدار موفق بوده است .
5-    كدام شبكه هاي خارجي به تبليغ افكار پان تركيسم مي پردازند.
6-    آيا ضعف پوشش شبكه هاي تلويزيوني داخل در گرايش جوانان به شبكه هاي تلويزيوني خارج مؤثر است .
7-    آيا علت گرايش جوانان به تماشاي شبكه هاي خارجي ناشي از تامين نشدن نيازمنديهاي خود توسط شبكه هاي تلويزيون داخلي ميباشد.
 
فرضيات تحقيق :
1-    رسانه هاي خارج از كشور اعم از شبكه هاي تلويزيوني جمهوري آذربايجان و يا شبكه هاي راه اندازي شده توسط عناصر قوم گرا در علاقه جوانان به پان تركيسم مؤثر است .
2-    رسانه هاي خارج از كشور با هدف خاص اقدام به تبليغ پان تركيسم مي نمايد .
3-    برنامه هاي پخش شده از رسانه هاي خارج از كشور متنوع و جذاب هستند .
4-    رسانه هاي خارج از كشور اهداف تجزيه طلبي را دنبال مي كنند.
5-    شبكه هاي تلويزيوني مبلغ پان تركيسم در جذب بيننده و طرفدار موفق بوده است.
6-    ضعف پوشش شبكه هاي داخل باعث گرايش جوانان به شبكه هاي خارجي شده است .
عدم تامين نيازمنديهاي جوانان از طريق شبكه هاي تلويزيون داخل كشور يكي ديگر از علل گرايش جوانان به شبكه هاي خارجي ميباشد .





فصل دوم
پيشينه موضوع و چهارچوب نظري آن
 
نگاهي به سابقه تاريخي پان تركيسم در ايران
معناي اصطلاح پان تركيسم :
پان در لفظ يوناني به معناي خداي چوپانان و در لاتين پيشوندي است كه معني و عموم را مي دهد.
از اواخر قرن هيجدهم ميلادي با پيدايش نهضتهاي ناسيونايستي و دين بعضي ها آن را به ابتداي قوم، نژاد و دين خود اضافه كردند كه هدف آنان وحدت سياسي، نژادي، دين و غيره بود مانند پان عربيسم ، پان ژرمانيسم ، پان اسلاميسم ، پان تركيسم و... اين موارد در قرن بيستم رنگ بيشتري به خود گرفت (1) (دايره المعارف دانش بشري)
سابقه تاريخي پان تركيسم در ايران
نفوذ مكتب ناسيوناليست غير مذهبي اروپايي در جهان اسلام در اواخر قرن نوزدهم از يك طرف زمينه را براي ظهور پان تركيسم و در امپراطوري عثماني و خارج از آن فراهم ساخت به طوري كه برخي از نخبگان ترك زبان قفقاز و آذربايجان ايران كه تحت تاثير اين انديشه ها قرار گرفته بودند پيرو ايدئولوژي پان تركيسم شدند و تلاش كردند مسئله قوميت را در آذربايجان مطرح كنند از طراف ديگر پيروزي انقلاب اكتبر در روسيه و مقبوليت انديشه ماركسيت – لنينسيتي خود گرداني در ميان آذري هاي ايران و نخبگان ترك زبان قفقاز در باكو انديشه خود مختاري محلي را در آذربايجان ايران پروراند.
گروهي از روشنفكران عثماني در قرن نوزدهم به احتمال قوي نخست كساني بودند كه تحت تاثير گفتمان ناسيوناليست غير مذهبي غربي قرار گرفتند اين گروه كه «عثماني هاي جوان» نام داشتند اولين محفل ناسيوناليستي را در امپراتوري عثماني تشكيل دادند .
و مشوق اصلاحات به شيوه كشورهاي اروپايي شدند و در نتيجه اين اصلاحات فرهنگ سنتي مسلط در امپراتوري عثماني جاي خود را به فرهنگ غرب دادو گروهي جديدي از روشنفكران عثماني تحصيلكرده اروپا در اواخر قرن نوزدهم راه عثماني هاي جوان را دنبال كردندو اين گروه كه به «تركهاي جوان» معروف شدند گام در انديشه هاي ارنست رنان گذاشتند كه مي گفت «عامل اساسي مليت اول در زبان، دوم در مذهب اخلاقيات و رسوم و سوم در تاريخ مشترك، سرزمين پدري و سرنوشت نهفته است» اگر چه تركهاي جوان سعي كردند كه به منظور بسيج مسلمانان در حمايت از خليفه عثماني در آستانه جنگ جهاني اول براي مدت كوتاهي آن هم به طور نا موفق به انديشه هاي پان اسلامي متوسل شوند اما بطور كلي فرهنگ اسلامي را بيشتر محصول سنت هاي عربي و ايراني مي دانستند تا نتيجه استبداد تركها و پان تركها از پيشينه تركي مغولي بيشتر الهام مي گرفتند تا از تمدن اسلامي .
در چنين فضايي بود كه برخي از روشنفكران آذري از جمله آقا اوغلي، محمد امين رسول زاده، علي حسين زاده، نصيب يوسف باي علي، محمد هادي و آقايف از روسيه و ايران به قسطنطنيه (استانبول) آمدند تحت تاثير ايدئولوژي پان تركي قرار گرفتند و اين نخبگان تعلقات و هويت هاي اسلامي خود را رها كردند و به پان تركيسم گرايش يافتند آنان پس از بازگشت به باكو انديشه هاي پان تركي را تبليغ كردند.
رسول زاده پس از بازگشت از استانبول حزب «مساوات» را در باكو بنيان گذاشت و همه تلاش خود را براي استقلال مناطق ترك زبان قفقاز بكار برد.
پس از سقوط روسيه تزاري و امپراتوري عثماني در پايان جنگ جهاني اول پان تركهاي قفقاز به وعهده هاي ويلسون رئيس جمهوري آمريكا درباره خود گرداني گروهها اميد بستند و سقوط دو امپراطوري روسيه و عثماني به طور كلي انتظارات اين گروه را براي برخورداري از حق تعيين سرنوشت و خود گرداني بالا برد در اوج جنگ جهاني اول در سال 1916 كميته اي از نخبگان ترك در باكو تلگرافهايي براي ويلسون و ساير رهبران غرب فرستادند و خواستار اعطاي حق خود گرداني به مسلمانان روسيه شدند، پس از فرو پاشي امپراتوري عثماني با آنكه آمال نخبگان پان ترك براي وارد ساختن قفقاز و آذربايجان ايران در يك امپراتوري ترك تحقق نيافت آنها فعاليتهاي سياسي خود را ادامه دادند. نخبگان آذربايجان ايران و نخبگان ترك زبان قفقاز از انقلاب 1905 روسيه به بعد در معرض انديشه هاي ماركيستي قرار گرفتند و باكو به دليل اهميت صنعتي به يكي از مراكز عمده فعاليت هاي انقلابي در روسيه تبديل شد برخي فعالان برجسته ماركيست از جمله استالين بخش عمده اي از دوران جواني خود را درآنجا گذرانده بود و از آنجا كه كارگران آذري ايراني صنعت نفت باكو در بدترين شرايط اقتصادي به سر مي بردند بيش از سايرين  تحت تاثير انديشه هاي سوسياليستي قرار گرفتند .
احزاب سياسي مانند اجتماعيون عاميون و همت اولين احزاب سوسياليستي ايران را ايرانيان آذري در باكو تشكيل دادند . همت در آستانه انقلاب اكتبر به حزب كمونيست ايران تغيير نام داد جعفر جواد زاده (جعفر پيشه وري) يكي از بنيانگذاران همت بود. جوادزاده بعنوان نماينده حزب كمونيست ايران در كنگره مردم شرق در سال 1920 شركت كرد .
در دومين كنگره حزب كمونيست ايران، ايران رسما سرزميني توصيف شد كه در آن ملتهاي بسيار زندگي مي كنند بنابراين وظيفه حزب كمونيست ايران آن بود كه براي آزادي كامل اين ملتها مبارزه كند حتي اگر به جدايي آنها از دولت مركزي منجر شود.  
آن عده از نخبگان آذري كه انديشه ماركيستي خود گرداني و مليت را پذيرفته بودند اعتقاد داشتند كه آذري ها طبق تعريف مليت استالين ملتي جداگانه اند و بنابراين حق دارند در قالب يك موجوديت سياسي خود مختار از حقوق ملي برخوردار باشند و حزب توده (حزب غير رسمي كمونيست در ايران) كه بسياري از آذري ها عضو آن بودند، تحت تاثير اين انديشه ماركسيستي قرار داشت و خواستار خود مختاري مبني بر انجمن هاي ايالتي براي همه استانهاي ايران از جمله آذربايجان و كردستان شد.  
بحث هاي نظري درباره مسئله قوميت و ناسيوناليسم قومي
در مورد ناسيوناليسم قومي و قوميت دو قلمرو اساسي نظري وجود دارد در يك قلمرو ، مكاتب گوناگون فكري درباره ماهيت قومي و ناسيوناليسم به چشم مي خورد و قلمرو ديگر به بحث هاي نظري در خصوص علل سياسي شدن مسئله قوميت اختصاص دارد .
بيشتر مباحث مربوط به ماهيت قومي و ناسيوناليسم را مي توان در دو مكتب كهن گرايي و ابزار گراي يافت .
محققان در مورد ماهيت قوميت و ناسيوناليسم اختلاف نظر دارند در حاليكه كهن گرايان بر اين امر تاكيد دارند كه قوميت و ناسيوناليسم پديده هاي كهن هستند ابزار گرايان معتقدند كه اين پديده ها محصول دوران مدرن و به ويژه چند قرن اخيرند . از مفهوم كهن گرايي بيشتر براي توصيف ريشه ها و استحكام وابستگي هاي قومي استفاده شده است طرفداران مكتب كهن گرايي دو ادعاي اساسي دارند اول اينكه ملتها و ناسيوناليسم پديده هاي كهن هستند و دوم اينكه طبيعي بنابراين جهان شمول اند . اصطلاح كهن گرايي را نخستين بار ادوارد شيلز به كاربرد و كليفورد گيرتيز در دهه 1950 ميلادي آنرا رواج داد .
كساني كه برجنبه هاي كهن قوميت تاكيد مي ورزند به وجود نوعي ارتباط ميان قوميت و خويشاوندي و نيز روابط قومي – عاطفي ميان مردمي كه اجداد مشترك گاه سرنوشت مشترك اين جهاني براي خود تصور مي كنند اعتقاد دارند (دكتر احمدي حميد 1378 قوميت و قوم گرايي در ايران افسانه و واقعيت تهران نشرني) .
مفهوم بندي قوميت و گروههاي قومي :
مشكل اصلي مفهوم بندي قوميت و گروههاي قومي فقدان تعريف يا وجود معيارهاي متفاوت در تعريف است لي كدوري مي نويسد كه در يكي از چاپ هاي فرهنگ اقليمي آكسفورد كه حدودا در پايان قرن گذشته تدوين شده است فرهنگ نگاران واژه قوميت را كفر يا موهومات كفر آميز» تعريف كرده اند در حالي كه اين تعريف حاضر هيچ گونه كاربردي ندارد
واژه «قومي» در فرهنگ بين المللي زبان انگليسي و بستر دو معني دارد
1-    غير مسيحيان و غير كليميان، كساني كه به مسيحيت نگرويده اند مثل كفار و بت پرستان كه مخالف يهوديت و مسيحيت اند .
2-    منسوب به ويژگيهاي جسمي و ذهني نژادها يا مربوط به تميز دادن گروههاي نژادي بشري بر اساس رسوم و ويژگيهاي مشترك كه
تعريف اول يعني « ملل گرايش نيافته به مسيحيت » به نفع تعريف دوم يعني «نژادهاي بشري» كاربرد خود را از دست داده است
دانشمندان علوم اجتماعي از اواخر قرن بيستم به معيارهاي ديگري از جمله معيارهاي فرهنگي در تعريف قوميت يا گروههاي قومي توجه كرده اند به گفته لوئين اشنايدر كاربرد مفهوم فرهنگي واژه «قومي» چنان زياد شده كه تدوين كنندگان سومين فرهنگ بين المللي و بسترWebster third internu Dictionary  دو تعريف جديد به تعريف قوميت افزوده است.
1-    ريشه گرفته از علايق نژادي، زباني و فرهنگي يك گروه خاص
2-    ريشه گرفته از يك فرهنگ اوليه بيگانه
ميلتون گوردون ، نژاد مذهب و ريشه ملي را در تعريف خود بكار گرفت تا ثابت كند كه گروههاي مذهبي و نژادي در جامعه آمريكا تشكيل جوامع فرعي ميدهند.
اسكار هندلين فقط از معيار فرهنگ در تعريف خود استفاده كرد. زيرا هدفش تبيين بقاي گروههاي قومي طي نسل ها از طريق انتقال فرهنگ بود.
كثرت تعاريف و ويژگيهاي قوميت يا فقدان تعريف در بسياري از آثار باعث مخدوش شدن مفهوم عام قوميت و مفاهيم وابسته به آن شده است با توجه به اين واقعيت بود كه تالكوت پارسونيز جامعه شناس برجسته در پي تلاش براي تعريف اين واژه آن را «فوق العاده طفره آميز » خواند .
واژه قوميمت در اصل براي مطالعه يك چهار چوب تاريخي خاص، يعني ايالات متحده آمريكا به وجود آمد كه در آن گروههاي مختلف نژادي، زباني و مذهبي داراي مليتهاي اوليه گوناگون زندگي مي كردند عيسا جيو با بررسي 27 تعريف برگرفته از آثار نظري مربوطه تاكيد كرد كه اكثر اين تعاريف به گروههاي قومي، مربوط به مطالعات موردي در آمريكا بوده است اين آثار به دوره مقبوليت  نظريه «كوره مذاب» مربوط مي شود كه بر اساس آن گروههاي قومي گوناگون در اين جامعه سرانجام در فرهنگ و شيوه زندگي آمريكايي حل مي شدند. نكته جالب اينجاست كه كاربرد واژه «قوميت» زماني رايج شد كه ناتان گليز رودانيل موينيهان حاصل مطالعه خود در باره گروههاي قومي آمريكا را در 1975 منتشر كردند. پس از آن اين واژه كاربرد جهاني يافت. اشنايدر مي نويسد.
تااين زمان كلمه «قوميت» در هيچ يك از فرهنگهاي عمومي زبان وجود نداشت و در هيچ دائره المعارف فرهنگ علوم اجتماعي نيز ذكري از آن به ميان نيامده بود در واقع به واژه «قومي» «جوامع قومي» «گروههاي قومي» «هدايت قومي» اشاراتي شده بود اما واژه «قوميت» خير كلمه جديد به سرعت متداول به ويژه در مطالعات مربوط به ناسيوناليسم بارها و بارها ظاهر شد.
برابر دانستن مفهوم قوميت و نژاد سبب شده است كه از كاربرد و اژه ناسيوناليسم قومي به عنوان يك واژه گمراه كننده مخدوش كه غالبا به تئوري هاي بي اعتبار نژادي مربوط مي شود انتقاد شود واقعيت اين است كه احساس تعلق به يك نژاد همانند احساس تعلق به يك گروه قومي نيست، همانگونه كه آنتوني اسميت اشاره كرده است تعريف قوميت و بنابراين ملت بر مبناي وحدت نژاد «گروههاي قومي را واحد بيولوژيك » مورد توجه قرار ميدهند اين نگرش عامل به هم ريختگي و آشفتگي بسيار زيادي شده است به طوري كه اشنايدر توصيه كرده است «بهترين شيوه ممكن براي دانشمندان علوم اجتماعي آن است كه ار بكار بردن واژه «نژاد» در گذرند و آن را براي زيست شناسان بگذارند.
فرهاد كاظمي در مقاله اي بنام «قوميت و روستائيان ايران» به بررسي عامل قوميت در اين قشر از جمعيت ايران مي پردازد با اين همه، روشن نيست كه به منظور نويسنده از قوميت و مهم تر از آن قوميت در ميان روستائيان چيست . كاظمي در آغاز مقاله خود اظهار ميدارد كه در تفاوتهاي ناشي از معيارهاي قومي، مذهبي يا زباني يكي از ويژگيهاي اساسي ثابت خاورميانه اي است و ايران از اين قاعده مستثني نيست از اين عبارت چنين استنباط ميشود كه قومي بودن با مذهبي و زباني بودن تفاوت دارد.
حتي در آثار نظري مربوط به مسئله قوميت در ايران واژه قوميت تعريف نشده است. بهترين شاهد در اين زمينه مقاله هوشنگ امير احمدي در مورد ايران است امير احمدي با پيروي از آثار اخير مايكل هشتر و سنت نظري «انتخاب حسابگرانه» يك چهار چوب نظري براي تبيين «جنبش هاي قومي » در ايران ارائه داده است با اين همه عليرغم غناي نظري مقاله فاقد مفهوم بندي و تعريفي صريح از گروههاي قومي ، قوميت و ناسيوناليسم است.
امير احمدي با وجود آگاهي از سياست ها و جامعه ايران محتوا و چهارچوب تاريخي حوزه فعاليت اين گروهها را در نظر گرفته است
تعاريف صريح از قوميت نيز گاه اشكالاتي ايجاد ميكند كه نمونه آن در اثر ايزمن و رابينوويج درباره قوميت در خاورميانه به چشم مي خورد آنها با استدلالات خود قوميت را اينگونه تعريف مي كنند در هويت و همبستگي جمعي متكي عوامل انتسابي چون حد مشترك ، زبان، رسوم، سيستم عقايد و اعمال (مذهب) و در برخي موارد نژاد و رنگ»
اين تعريف چنان گسترده است كه جنبه هاي عيني و ذهني قوميت رادر بر مي گيرد.
ماحصل مباحث مطرح شده اين است كه مفاهيمي چون قوميت، گروههاي قومي، قبيله و ناسيوناليسم قومي نا روشن است و در مورد تعريف ويژگيهاي آنها توافق وجود ندارد در حالي كه اصطلاحاتي چون قوميت و گروههاي قومي براي توصيف تاريخي مليت هاي بومي و غالبا مهاجر آمريكاي شمالي پديد آمدند بعدها به مفاهيمي جهان شمول تبديل و به دور از هرگونه ديدگاههاي انتقادي براي تحليل گروههاي مذهبي زباني متفاوت در خاورميانه به كار گرفته شدند.
اما در ايران گروههاي گوناگون زباني يا مذهبي مليتها مشخص نبوده اند كه از مناطق ديگر جهان بر اين منطقه مهاجرت كرده باشند بر عكس آنها بخش هاي جدا ناپذير جامعه بزرگتري بوده اند كه در آن گروههاي مذهبي زباني بسياري طي صدها سال در كنار يكديگر زندگي مي كردند و در طول چنين مدت مديدي تجربيات و ميراث فرهنگي واحدي بدست آورده اند (دكتري احمدي حميد – قوميت و قوم گرايي در ايران افسانه و واقعيت تهران نشرني 1378)
 
ظهور گرايشهاي سياسي محلي گرا در آذربايجان :
در فاصله دو دوره كوتاه ميان دو جنگ جهاني در قرن بيستم شاهد نا آرامي سياسي و ظهور يك سلسله تحركات محلي گرا در آذربايجان ايران بوديم در هر دو دوره شمال غربي ايران تحت اشغال ارتش هاي خارجي بود.
با آنكه در جنبش شيخ محمد خياباني (13301-1300) هيچگونه تقاضاي صريحي براي خود مختاري مطرح نشد ولي در دوره دوم (25-1324) فرقه دمكرات آذربايجان از تهران تقاضاي خود مختاري كرد و با اعلام تشكيل جمهوري دمكراتيك آذربايجان گام روشني در مسير جدايي برداشت .
نقش نخبگان سياسي و فكري در شكل دادن به هويت قومي
براي درك اهميت نخبگان آذري در ظهور گرايش هاي سياسي- قومي در ايران بايد نقش ايرانيان و نخبگان ايراني و غير ايراني ساكن قفقاز را بررسي كرد در اين جا نيز همانند تجربه كردستان و بلوچستان ايران خواهيم ديد كه تمايل نخبگان به كسب قدرتها و موقعيت  سياسي، آنها را تشويق كرده است تا در فعاليتهاي نخبگان بطور عمده بر مسئله زبان بعنوان عامل اساسي ايجاد هويت قومي تكيه كرده اند از نظر تاريحي قيامها و خيزشهاي اجتماعي – سياسي مختلفي در بيداري سياسي نخبگان آذري و گرايش آنان مؤثر بوده است.
حوادث مهمي كه ايرانيان آذربايجان بطور مستقيم درگير آن بوده اند عبارتند از انقلاب 1905 روسيه، انقلاب مشروطه ايران، انقلاب 1908 تركهاي جوان در امپراتوري عثماني، اشغال آذربايجان ايران توسط روسيه و امپراتوري عثماني از سال 1909 تا 1918 ، انقلاب اكتبر 1917، سقوط امپراتوري عثماني و تشكيل دولت تركيه نوين در 1918 و سرانجام ظهور و سقوط جمهوري مستقل آذربايجان در قفقفاز در 1919 و 1920 .
مركز فعاليت هاي سياسي آذري ايراني و قفقازي شهر باكو در كرانه غربي درياي خزر بود.
در اين شهر بود كه گروهي از ايرانيان آذري در فعاليت هاي فرهنگي و سياسي در ايران و روسيه در اوايل قرن بيستم شركت كردند و هسته هاي تشكلهايي را بوجود آوردند كه بعدها حركت خود مختاري طلبانه – جدايي خواهانه سال 25-1324 را در آذربايجان ايران سازماندهي كرد.
ايرانيان در باكو نه تنها در سازمانهاي سياسي نظير حزب همت، مساوات شركت فعال داشتند بلكه احزاب سياسي خاص خود نظير حزب اجتماعيون عاميون حزب عدالت را بوجود آوردند.
اين احزاب در تهران و ساير شهرهاي بزرگ ايران هواداران زيادي پيدا كردند بسياري از ايرانيان از طريق اين فعاليتهاي سياسي با اصلاحات اجتماعي و ايدئولوژي انقلابي نظير سوسيال دمكراسي و كمونيسم آشنا سدند برخي از آنها نيز به ايران باز گشتند تا از انديشه اصلاحات اجتماعي سياسي يا احزاب سياسي را سازماندهي كنند.
از جمله كساني كه سهم عمده اي در ظهور گرايشهاي قومي در آذربايجان روسيه و ايران ايفا كردند آخوند زاده – رسول زاده – پيشه وري بودند .
فتعلي آخوند زاده اديب و متفكر برجسته اي بود براي اولين بار در تاريخ معاصر به زبان تركي آذري مطالبي نوشت و از نخستين تجدد گرايان مسلماني بود كه با نهادها و نخبگان مذهبي در افتاد نوشته هاي او به زبان تركي در روزنامه اكنچي بر نخبگان فكري و سياسي قفقاز تاثير زيادي گذاشت .
آنچه باعث شهرت آخوند زاده در ميان پان تركيستها در قفقاز شد استفاده او از تركي آذري در نوشتن آثارش بود.
محمد امين رسول زاده يك شخصيت فعال سياسي بود و با ساير رهبران مسلمان قفقاز ارتباط داشت وي در آغاز دوران زندگي سياسي خود سخت تاثير تبليغات پان اسلامي سيد جمال الدين اسد آبادي بود و وقتي كه از آينده سياسي خود در ايران تحت حكومت قاجار ناميده شد انديشه هاي پان اسلامي و پان ايراني را كنار گذاشت و پس از اخراجش از ايران به پان تركيست دو آتشه تبديل شد ( دكتر احمدي حميد 1378 قوميت و قوم گرايي در ايران افسانه و واقعيت تهران نشرني).
 
قوم گرايي و سياست بين الملل
مسئله قوميت را از اواسط قرن نوزدهم تا انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 نيروهاي خارجي يعني روسيه، امپراتوري عثماني و اتحاد شوروي در آذربايجان شكل داده اند اين سه نيروي خارجي در تلاش براي سياسي كردن مسئله زبان و شكل گيري حركت سياسي طرفدار خود مختاري با تجزيه طلبي نقش مؤثر داشتند.
و روسيه اولين كشوري بود كه در مسائل آذربايجان ايران درگير شد و اين درگيري از زماني آغاز شد كه روسيه پس از فتح قفقاز در جنگ ايران و روس تصميم گرفت با نفوذ و گسترش فرهنگ ايراني مبارزه كند.


انجام پایان نامه


پایان نامه

برای دریافت فایل کامل این مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

سفارش پایان نامه

نقشه