انجام پایان نامه

درخواست همکاری انجام پایان نامه  بانک مقالات رایگان انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه

|

اطلاعیه مهم
سایت مشاوران تهران باتوجه به تصویب قانون مبارزه با تقلب علمی، از تاریخ ۳۰ ام مرداد ماه سال ۹۶ تمام فعالیتهای خود را به صورت کامل پایان داده است و دیگر هیچ گونه فعالیتی در زمینه پایان نامه، مقاله، ترجمه، چاپ کتاب و حتی تدریس خصوصی و آموزش نرم افزار ندارد، لذا خواهشمند هستیم تحت هیچ شرایطی درخواستی برای انجام امور مشروحه نداشته باشید و همچنین تمام مشتریانی که قبل از این تاریخ کار خود را بما سپردند فقط میتوانند توسط ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
جهت کنسل نمودن کار و عودت هزینه حداکثر تا آخر شهریور سال ۹۶ با ما درارتباط باشند بدیهی است بعد از این تاریخ هیچ ایمیلی پاسخ داده نخواهد شد و همچنین در تاریخ ۹۶/۰۵/۳۰ محل موسسه تخلیه و تمامی خطوط ثابت و همراه واگذار شده است.
با احترام مشاوران تهران

 پایان نامه 

پایان نامه‏ علوم اسلامی

انجام پایان نامه‏ ارشد علوم اسلامی

انگیزه های خداشناسی
نخستین مساله تامل انگیزی که توجه انسان متفکر را به خود جلب می کند – و در تاریخ ادیان نیز همواره مورد بررسی قرار گرفته – این است که « اساسا چه انگیزه ای است که انسان را وادار می کند تا پیرامون مسائلی غیرمادی و ناملموس و مسائل خارج از چهارچوب عینیات و حیطه دسترس آدمی ، بویژه درباره « خداشناسی » بیندیشد ؟ آیا این انگیزه تفکر آور ، عاملی دارای واقعیت و برخوردار از اصالت است یا خیر ؟ و آیا در صورت اصالت داشتن ، عامل اصیل « روانی » است ، یا « عقلانی »؟  و یا عوامل دیگری همچون علل و عوامل اجتماعی در این امر دخالت دارد ؟ »
در آغاز بحث ، پیش از پرداختن به تحقق در چگونگی انگیزه ها ، آشنایی کوتاهی با هر یک از عوامل لازم است .
عامل روانی : یعنی سرشت انسان ها به گونه ای آفریده شده است که به طور طبیعی و بدون نیاز به هیچ گونه عامل و انگیزه خارجی و تحمیلی ، یا آموزشی و تلقینی ، به وجود « خدا » توجه دارند و در اعماق روان خویش نسبت به خدایی که آفریدگار و تواناست درک و شناخت پیدا می کنند . به عبارت دیگر ، از این دیدگاه ، انسان ها وجود آفریننده جهان را با راهنمایی سرشت روانی و براساس قطرت خویش احساس می کنند . علاقه پرشوری که « مادران » ، در وجود خویش نسبت به فرزندانشان احساس می کنند چه انگیزه ای دارد ؟ آیا کسی این علاقه را به آنها تحمیل و تلقین کرده ؟ آیا علاقه به فرزند را به آن ها آموزش داده اند ؟ طبیعی است که هیچ عاملی در کار نیست ، جز آن که اساس علاقه مادرانه ، بر مبنای فطرت مادر استوار شده است . انسان نیز بر همین اساس نسبت به آفریدگار خود ، درک و علاقه یی فطری در وجود خویش احساس می کند . و این خود ، به صورت انگیزه یی نیرومند برای جستجوی خالق و گام نهادن در راه خداشناسی جلوه گر می شود .
عامل عقلانی : یعنی فکر و منطق انسان همواره به صورت راهنمایی نیرومند و بی تزلزل به کمک شخص می آید و در گستره اندیشه او راههای پی بردن به وجود خالق را روشن و هموار می سازد . با شناختی که از انسان داریم می دانیم که او در مسائل گوناگون به فکر خود متوسل می شود ؛ پیرامون هر موضوعی از ابعاد گوناگون می اندیشد ، و آن گاه دلیل عقلانی و برهان منطقی اقامه می کند و از دریچه های مختلف به تجزیه و تحلیل می پردازد تا به اصل واقعیت آنچه در مسائل مطروحه وجود دارد پی ببرد . وجود این استعداد تحلیلی و منطق عقلانی در انسان ، اقتضاء می کند که درباره خدا نیز بدین گونه و براساس عقل و منطق بیندیشد . به سخن دیگر ، انسان همواره بر آن است تا با نیروی عقل و منطق خود ، علت اصلی وجود این جهان شگرف و شگفت آور را در یابد و آن خدایی را که آفریننده هستی و سازنده جهان است بشناسد .
عامل اجتماعی : یعنی اجتماع انسان ها شکل و شیوه زندگی دسته جمعی آن ها و نیازهای رو به تزایدی که در جهت حل مشکلات روز افزون اجتماعی شان ایجاد می شد ، راهی گشود تا انسان از طریق آن به سوی « خداشناسی » گام بردارد . زیرا در گیرودار زندگی اجتماعی انسان ها دریافتند که در هر جامعه ای ، قوانین مختلف در صورتی اساس محکم و اجرای صحیح و عادلانه و دور از هر تبعیضی خواهد داشت که خالق  جهان ، پشتوانه و موجد آن باشد . چرا که قوانین حقیر و محدودی که بشر وضع می کند ، در عمل ، عدم کارایی خود را در تمام اجتماعات نشان می داد و معلوم می شد که این قوانین ، قادر نیست زندگی انسان ها را به نحوی شایسته در پرتو عدل و مساوات اداره کند .
تحقیق در انگیزه ها
اگر از دیدگاه تحقیق در این عامل ها بنگریم خواهیم دید که دو عامل « روانی » و       « عقلانی » ، انگیزه های اصلی توجه انسان به خدا ، و ایمان به پروردگار جهان اند . بدین معنی که هر انسانی در اعماق دل و در پرده های حساس روان و فطرت خویش احساس می کند که این جهان پهناور و این موجودات بی شمار و شگفت نمی تواند بدون آفرینده ای ایجاد شده و بدون نگهدارنده ای بر پای و باقی ماند باشد .
هم چنین متوجه می شود که خود انسان هم که یکی از اجزاء این عالم بی کران است با اراده و قدرت همان خالق توانا آفریده شده است . و آن گاه در نهاد و سرشت خویش ، وابستگی و پیوستگی تردید ناپذیری میان خود و خالق خود احساس         می کند . نکته « قابل توجیهی که امروزه واقعیت آن بر جهانیان آشکار می باشد آن است که ، « در پیدایش این احساس ، میان شرقی و غربی ، آفریقایی و آسیایی و اروپایی و دیگران ، تفاوتی نیست . البته باید اقرار کرد که گاهی تلقینات و تبلیغات مخالف و القاء شبهات گوناگون ، روی آینه فطرت آدمی پرده هایی از غبار و تیرگی می کشد . اما هنگامی که پرده ها کنار رفت بار دیگر فطرت انسان ، پاک وشفاف ، متجلی می شود و نور آن بر تیرگی ها می تابد و در پرتو آن ، بار دیگر انسان متوجه « خدا » می شود » .
بدین سان نقش و اثر عامل روانی در این مساله ، قطعی و انکار ناپذیر است .
در بیان « عامل عقلانی » نیز باید گفت : « هنگامی که انسان مرحله خامی و کوتاهی اندیشه را پشت سر می نهد ،  هر چه نیروی عقلی اش افزون تر شود قدرت تشخیص نیز بیشتر در او بالندگی می گیرد . سپس به کمک نیروی عقل و تشخیص ، به کنه بسیاری از مسائل پی می برد و از آن جمله با مساله « علیت » آشنا می شود .
در این مرحله بی تردید انسان با کمی دقت در می یابد که در این جهان پهناور هر چیزی – بدون وجود رابطه منطقی – در هر چیز دیگری موثر نیست . بلکه میان چیزهایی که در یکدیگر موثر می افتند ، روابطی وجود دارد که آن اثر گذاری را توجیه می کند و ما از این روابط ، به « علت و معلول » تعبیر می کنیم .
به عنوان مثال ، فلان دارو و فلان بیماری را درمان می کند ، اما هر دارویی قادر به علاج هر مرضی نیست . آتش می سوزاند اما منجمد نمی کند زیرا بین آتش و سوختن رابطه علت و معلولی هست ولی بین آتش و انجماد ، چنین رابطه ای وجود ندارد . همچنین آب ، عطش را برطرف می کند ، نان انسان گرسنه را سیر می سازد ، باد شاخه درختان را تکان می دهد ، و ... این رشته تا بی نهایت ادامه پیدا می کند ... .
از این سلسله ادراکات که حاکی از وجود روابطی منطقی وتاثیر گذاردر بین « چیزها » است ، برای انسان مسلم می شود که در این جهان ، « علت » و « معلول » وجود دارد ؛ و میان « علت » و « معلول » نیز ارتباط خاصی بر قرار است .
در ادامه همین نوع دقت و مطالعه ، زمانیکه نوبت به خود انسان می رسد متوجه انی واقعیت می شود که اولا هستی او از خودش نیست ؛ و ثانیا حتی پس از ورود به دایره هستی نیز به ذات خویش اتکاء ندارد ؛ زیرا به راهنمایی عقل خود درمی یابد که زمانی ، این انسان نبود ولی « جهان » بود و « هستی » بود . و همچنین ، در آینده زمانی خواهد رسید که حیات انسانی از بین خواهد رفت و همین انسان ، دیگر نخواهد بود درحالیکه « جهان » و « هستی » ، همچنان خواهد بود و ادامه خواهد داشت . انسان متفکر ، از همین نکته می فهمد که وجود او ، « متکی به خود » نیست ، و از جای دیگر سرچشمه گرفته است .
آن گاه ، اندیشه اش در آفاقی گسترده پرواز می کند و او را متوجه انسان های دیگر می سازد . می بیند که آن ها نیز ، زمانی همچون خود او در این جهان نبوده اند و بعدا به وجود آمده اند و روزی نیز از بین خواهند رفت . لذا آنها نیز متکی به قائم به ذات نیستند بلکه هستی آن ها هم یک هستی عاریتی است که پس از پیمودن دورانی ، از آنان باز پس گرفته خواهد شد . زمانی کودک هستند ، زمانی به جوانی می رسند ، زمانی دیگر در میان سالی به سر می برند ، و سرانجام ، زمانی هم پیر می شوند و می میرند یعنی دوران هستی عاریتی شان به پایان می رسد .
انسان متفکر ، در ادامه این اداراکات و تفکرات متوجه می شود که حیوان ها نیز همچون انسان ها از هستی عاریتی برخوردارند . زمانی در این عالم نیستند ، بعدا به وجود می آیند و پس از پیمودن دوران زیست کوتاه یا بلند خود از عرصه هستی خارج می شوند و گاهی نیز نسل شان یکباره منقرض می شود .  گیاهان نیز به همین سرنوشت محکومند . هستی آن ها هم از خودشان نیست . در فصل بهار هستی پیدا می کنند ، مرحله روئیدن را طی می کنند و شکوقا می شوند ، طراوت و شادابی می گیرند ، به رشد و بالندگی می رسند . اما همین که فصل خزان از راه برسد افسرده و پژمرده می شوند و تا بهار دیگر از « هستی » فاصله می گیرند ، یا هستی خود را به کلی از دست می دهند و چیزی از آن ها باقی نمی ماند .
سلسله ادارکات و تفکرات انسان ها ادامه می یابد ؛ نگاهی به آسمان های بی پایان و ستارگان تابان و کرات بی شمار و شناور در فضای بیکران می افکند . در این جا نیز می بینید که هیچ کدام ، از این قانون بر کنار نیستند . ستارگان نیز در حال حرکت و تغییر و تحول به سر می برند و دوره های کودکی و جوانی و پیری را پشت سر می گذارند و به نیستی و نابودی می رسند ؛ منتهی در مقیاسی بسیار وسیع تر .
به عبارت دیگر ،  برای انسان روشن می شود که هم خود او و هم هر موجود دیگری که در این عالم است ، دائما درحال تغییر وتحول به سرمی برد . قانون کلی « حرکت » و « تبدل » بر تمام این جهان حکومت می کند . منتهی مقیاس ها فرق دارند . بعضی از موجودات در مقیاس هایی بسیار کوچک در مسیر تحول قرار می گیرند ، و بعضی دیگر این مسیر را در مقیاس های بسیار بزرگ طی می کنند .
نتیجه : هر انسان صاحب فکر و شعوری ، بعد از آن که حالات و کیفیت موجودات این جهان را مورد توجه و دقت قرار دهد بی گمان به راز علت و معلول و ارتباط موجودات گونه گون با یکدیگر پی خواهد برد . پس از تفکر در انی مسائل متوجه خواهد شد که تمامی این عالم – با هر چه در آن است – به طور دایمی در تغییر و تحولی پایان ناپذیر است ؛ و هیچ یک از موجودات جهان پهناور ، در هستی خویش متکی به خود و قائم به ذات نیست . ناچار در گستره اندیشه هایش به این نقطه       می رسد که : « راستی ، آن کیست که به این موجودات عاریتی لباس هستی عاریتی پوشانده است ؟ »
این نقطه ، آغاز یک دو راهی است . دوراهی همیشه انسان و همیشه تاریخ . زیرا که انسان ها همواره بر سر این دو راهی به دو دسته تقسیم می شوند :
1- الهیون : این گروه معتقدند که عاملی مافوق طبیعت و برتر و بالاتر و تواناتر از همه چیز – به نام « خدا » - تمامی این موجودات را آفریده و آنان را در این مسیر هستی عاریتی قرار داده است .
2- مادیون [ ماتریالیست ها ] : این گروه بر آن هستند که تمامی موجودات عالم به حکم تصادف – و براساس قانون تکامل ماده – از ذات طبیعت سرچشمه گرفته و گام در عالم وجود نهاده اند . و لذا ، عاملی مافوق طبیعت و به نام « خدا » اساسا وجود ندارد تا چه رسد که موجودات دیگر را به وجود آورده باشد .
آشکار است که این دو منطق متضاد ، درست نقطه مقابل یکدیگر قرار گرفته و به معاوضه ایستاده اند .
اکنون برماست که این دو منطق را با روشی روشن و عقل پسند ، براساس فکر و فهم انسانی ارزیابی کنیم و آن گاه دریابیم که منطق کدام یک از این دو گروه – الهیون و مادیون – باعقل و برهان ، مطابق و موافق خواهد بود .
روش اساسی
برای داوری صحیح پیرامون منطق این دو گروه ، بهترین و اساسی ترین روش آن است که با چشم باز و فکر روشن به مطالعه دقیق در احوال موجودات همین عالم بپردازیم . زیرا نزاع و اختلاف نظر این دو گروه متخالف ، در اصل بر سر همین عالم و همین موجودات است . و بحث آن ها همواره بر این محور می گردد که جهان چگونه پدید آمده است موجودات جهان چگونه به وجود آمده اند .
پس به عنوان یک روش اصولی ، پیش از هر کار باید در این عالم و پدیده ها و مظاهر گوناگونش دقت و تعمق کنیم و با مدد اندیشه ببینیم که آیا در عرصه بیکران این عالم ، آثار روشن و تردید ناپذیر از علم وشعور و حکمت و تدبیر و اراده و آگاهی مشاهده می شود تا بتوان قبول کرد که جهان و موجوداتش را آفریننده یی دانا و توانا و حکیم و مدبر و آگاه و صاحب اراده خلق کرده است ؟ و آیا در این میان ، دست « خدا » چنان واضح و انکار پذیر در کار است که بی هیچ تردیدی باید حق را به الهیون داد ؟ یا آن که در عالم ، اثری از علم و حکمت و قدرت و اراده و آگاهی وجود ندارد و ناچار باید حق را در جانب مادیون دانست ؟
منطق و برهان الهیون
باید دانست که سرسلسله و پیشوا و رهبر و رهنمای الهیون ، انبیاء و پیشوایان مذهبی هستند . و اکثریت عظیمی از فلاسفه و دانشمندان و صاحبان اندیشه های متعالی و خردهای والا – که هرگز چیزی را جز در روشنایی عقل و شعور قبول ندارند ، و هیچ چیز را جز با منطق و برهان قوی طرد و نفی نمی کنند – نیز در گروه الهیون قرار دارند .
چنین گروه روشن و موجه و قابل اعتمادی درباره آفرینش جهان می گویند : « این عالم محسوس – که ما خود نیز جزئی از آن هستیم – به حکم عقل و فطرت از آفریننده یی دانا و توانا سرچشمه گرفته است . و مطالعه و دقت در این جهان و موجودات بی شمار آن ، ما را به سوی آن آفریننده بی همتا راهنمایی می کند . »
نتایج مطالعات و نظرات این گروه را – با آن که ابعاد و جنبه های گوناگون دارد – می توان در شش برهان اصلی ، رده بندی و خلاصه کرد . اگر چه براهین معتبر و در خور اعتنای دیگری نیز از این گروه در دست است ، ولی تمام باهین آن ها و استدلال های قرآن و روایات واحادیث ، به همین شش برهان برگشت می کند .
شش برهان مورد بحث عبارتند از :
1- برهان هدف .
2- برهان نظم .
3- برهان تناسب موجودات .
4- برهان حرکت .
5- برهان حدوث .
6- برهان هدایت .
در این جا ، این نکته قابل توضیح است که عده نسبتا زیادی از محققین و فلاسفه در بحث « اثبات صانع » در گام اول از طریق مبحث « دور » و « تسلسل » وارد          می شوند . یعنی با تکیه بر محال بودن دو موضوع باطل و دور از عقل یعنی « دور » و « تسلسل » در رابطه علت و معلول ، بحث « اثبات صانع » را مطرح می کنند .
لکن ما به دو جهت از این روش پیروی نمی کنیم :
1- به نظر ما ، منطق قرآن و روایات و راهی که ائمه علیهم السلام در این مورد انتخاب کرده اند ، در عین حال که محکم و منطقی است آسان تر نیز هست ؛ یعنی آن ها بدون آن که ، بحث از راه « دور تسلسل » را مورد توجه قرار داده باشند ، دلایل منطقی و روشنگر را در راه اثبات صانع ارائه داده اند .
2- علوم روز نیز، بی آنکه برروش « دور تسلسل » استوار باشند ، در« اثبات صانع » برای صاحبان درک و شعور ، کمک بسیار موثری به شمار می روند . و ما در این کتاب از آن علوم برای نمونه مسائلی را مورد توجه قرار داده ایم .
از آن جا که ما بحث خود را از همین دو راه پیگیری کرده ایم برمبنای همین دو روش فطرت پذیر و عقل پسند استدلال خواهیم کرد ، لذا پیرامون مساله « دور تسلسل » بحثی نخواهیم داشت . بویژه آن که امروزه ، بطلان « درو تسلسل » از نظر علمی نیز ، ثابت و غیر قابل انکار است .
1- برهان هدف
در این برهان از طریق دو مقدمه کوتاه به یک نتیجه قاطع می رسیم .
مقدمه اول : در هر موجودی اگر آثار و نشانه های حاکی از وجود هدف دیده شود ؛ انسان پس از مطالعه و دقت درمی یابد که آن موجود برای هدفی مشخص ساخته شده است . آن گاه اعتراف می کند که سازنده آن موجود ، دارای علم و شعور و حکمت بی تدبیر بوده که در ساختن آن ، هدف معین و غایت مشخص را در نظر گرفته است .
در این مورد مثال های فراوان می توان ذکر کرد : ساختمانی که دارای اتاق نشیمن ، اتاق خواب ، سالن پذیرایی ، حمام و آشپزخانه ، پلکان و درهای ورودی و خروجی و امثال آن است ، دلالت بر آن دارد که توسط معماری آگاه و با شعور طراحی شده و بدست بنایی ماهر ساخته شده است . اتومبیلی که برای حرکت های سریع یا آهسته ، دنده های مختلف و گاز و کلاج دارد و برای کنترل حرکت ، دستگاه ترمز در آن تعبیه شده و برای حرکت در تاریکی شب ، انواع چراغ ها با نورهای مختلف در آن نصب گردیده است ، و ده ها دستگاه دیگر سیستم های مکانیکی آن را تشکیل می دهند ، گواه بر دانش و مهارت علمی و تکنیکی مهندس سازده آن است .
در این دو مثال – و مثال های فراوان دیگری که می توان آورد – می بینیم که سازندگان ساختمان اتومبیل ، در آن چه به وجود آورده اند هدف های مشخصی را در نظر گرفته و دنبال کرده اند و آثار و نشانه های هدف آن ها در هر دو مورد ، آشکار و انکار ناپذیر است .








انجام پایان نامه

، انجام پایان نامه ارشد، انجام پایان نامه، پایان نامه

برای دیدن ادامه مطلب از لینک زیر استفاده نمایید

 دانلود مقاله | انجام پایان نامه

سفارش پایان نامه